Tag Archives: نماز

جمع بین دو نماز

22 اوت
اقامه نمازها در اوقات معين خود، اقتدا به سيرت رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- است، و قرآن كريم مي گويد:
﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً﴾. (الأحزاب:21)
((هر آيينه در رسول خدا براي شما الگوي نيكي است براي كسي كه اميد ثواب خدا و روز آخرت را دارد و خداوند را بسيار ياد مي كند)).
جمع بين دو نماز
شيعه امامي تنهاي فرقه اي است كه در غير از هنگام سفر، بين نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا را جمع مي بندد. موضع من در قبال اين تخلف فكري كاملا با موضع گيريهاي ديگر من در مورد مسايل فقهي فرق دارد. اين طرز عمل كه فقط به شيعيان مومن اختصاص دارد، وحدت بزرگ اسلامي لطمه زيادي وارد مي آورد. جالب است اگر بگوييم كه اكثريت فقهاي شيعه، به استحباب خواندن نمازها در وقت محدد خودشان فتوا مي دهند اما از لحاظ عملي برخلاف اين نظريه عمل نموده و بين نمازها را جمع مي بندند. و اين عمل عادتي شده است كه مساجد شيعه نيز از آن پيروي مي كنند.
هر كدام از نمازهاي پنج گانه براي وقت معين و محددي است كه بر اساس زمان انجام اين نمازها نامگذاري شده اند. از لحاظ زماني عصر با ظهر و عشاء با مغرب فرق دارد و بدون شك در اين مسئله كه شريعت اين نمازهاي پنج گانه را از يكديگر جدا نموده، و آنها را بعنوان ستون دين و مهمترين شعار دين مطرح مي كند حكمت الهي نهفته است.
رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در مسجد مدينه اش، اين نمازهاي پنجگانه را در اوقات مخصوص به خودش اقامه مي كردند، و همچنين خلفاي بعد از او كه امام علي نيز جزو آنان است بر همين سيرت نيز استوار است كه اين سيرت همان سيرت ائمه شيعه است. و اگر رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- يك يا دو بار در غير سفر بين دو نماز را جمع بستند، اين مسئله به خاطر ضرورت و يا ترخيص بوده است، اما عمل او -صلى الله عليه وآله وسلم- التزام بر اوقات پنجگانه بوده است.
و من مي خواهم بدانم كه در تظاهر به اين مخالفت با اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان چه سبب خير نهفته است؟ آيا نمي توان اينگونه نتيجه گرفت كه غرض از اين عمل، عزل شيعه از كليه مظاهر وحدت بوده است؟ عملي كه فقها و ائمه مساجد، آگاهانه و يا ناآگاهانه خود را به انجام آن مقيد نموده اند. اهتمام ما در روند عمل تصحيح به مسايل نظري و عملي بوده است تا بتوانيم بر مبناي رسالت خود به همه مظاهر تفرقه فكري و عملي و پيامدهاي آنان فائق آمده و آنان را نابود سازيم. دستيابي به اين هدف فقط با بازگشت به عصر رسالت و تمسك به سنت رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- امكان پذير است. و من فكر نمي كنم كه در ميان مسلمانان كسي وجود داشته باشد كه عمل و آراء ديگران را بر سنت و عمل رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- برتري دهد. پس به همين جهت از شيعه و ائمه مساجد شيعه مي خواهم كه نمازهاي پنجگانه را در وقتهاي مخصوص به خودشان ادا نموده و در اين امر به عمل و سنت رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- كه نماز را همراه با اصحابش يعني مهاجرين و انصار در مسجد مدينه و در وقتهاي مخصوص اقامه مي كردند، اقتدا كنند. و شيعه بايد بداند كه عزت، كرامت، و شوكتش در تمسك به راه و سنت رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- است. حال بياييد به امام علي گوش فرا دهيم كه در مورد نمازها و اوقات معين آنان، به اميران شهرها اين چنين مي نويسد:
اما بعد، پس نماز ظهر را هنگامي بر مردم بخوانيد كه آفتاب از جايگاه چهار پايان رجوع مي كند و نماز عصر را بخوانيد وقتي كه خورشيد سفيد و زنده است و مغرب را بخوانيد در هنگام افطار روزه دار و عشا را از هنگام پنهان شدن شفق تا يك سوم شب بخوانيد و صبح را بخوانيد در حالي كه هر كس صورت ديگري را مي بيند و مي شناسد:
نهج البلاغه ج2 ص82 ((أما بعد: فصلوا بالناس الظهر حتى تفيء الشمس من مريض العنز وصلوا بهم العصر والشمس بيضاء حية. . . وصلوا بهم المغرب حين يفطر الصائم. . .  وصلوا بهم العشاء حين يتوارى الشفق إلى ثلث الليل وصلوا بهم الغداوة والرجل يعرف وجه صاحبه)).
نوشته: علامه دکتر موسی موسوی

Advertisements

نماز خوف

24 ژوئیه
خداوند متعال مي‌فرمايد : (وَ إذَا کُنتَ فيهِم فَأقَمتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلتَقُم طَائِفَةٌ مِنهُم مَعَکَ وَ لِيأخُذُوا أسلِحَتَهُم، فَإذَا سَجَدُوا فَلِيَکُونُوا مِن وَرَائِکُم، وَلتَأتِ طَائِفَةٌ أُخرَي لَم يُصَلُّو فَلِيُصَلُّوا مَعَکَ وَ لِيَأخُذُوا حِذرَهُم وَ أسلِحَتَهُم…) (نساء : 102) «زماني که (اي پيامبر) در ميانشان بودي و نماز (خوف) را برايشان بپاداشتي، دسته‌اي از آنان با تو به نماز ايستند، و بايد که اسلحه خود را به همراه داشته باشند، و وقتي که (نصف) نماز را با تو خواندند (سلام دهند و به نگهباني بپردازند و) شما را از دشمنان محافظت نمايند و دسته‌اي ديگر که هنوز نماز را نخوانده‌اند، بيايند و با تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات کنند واسلحه خود را به همراه داشته باشند».
چگونگي نماز خوف: خطابي گويد : نماز خوف چند نوع است، پيامبر (ص) آنرا در روزهاي مختلف و با اشکال متفاوت خوانده و در همه آنها تلاش کرده که بيشترين احتياط را از جهت نماز و بهترين شيوه را از جهت حراست و نگهباني رعايت کند. اين نمازها با وجود اختلاف در الفاظ، در معني يکي هستند (1)
2- از سهل بن أبي حثمه روايت است : (أن رسول الله(ص) صلي بأصحابه في الخوف فصفهم خلفه صفين فصلي بالذين يلونه رکعة، ثم قام فلم يزل قائما حتي صلي الذين خلفهم رکعة، ثم تقدموا و تأخر الذين کانوا قدامهم معهم فصلي بهم رکعة، ثم قعد حتي صلي الذين تخلفوا رکعة، ثم سلم) (3) «پيامبر(ص) با اصحاب نماز خوف خواند و آنها را پشت سر خود دو صف کرد، و براي کساني که در صف اول قرار داشتند يک رکعت نماز خواند، سپس بلند شد و تا وقتي که صفت دوم رکعت اول را خواندند، منتظر ماند، سپس صف اول و دوم جاي خود را عوض کردند و براي صف اول يک رکعت خواند، سپس نشست و منتظر ماند تا کساني که در صف دوم قرار داشتند رکعت دوم را بخوانند؛ سپس سلام داد».
3- از جابر بن عبدالله روايت است : (شهدت مع رسول الله(ص) صلاة الخوف فصفنا صفين : صف خلف رسول الله(ص) و العدو بينا و بين القبلة، فکبر النبي(ص) و کبرنا جميعاً، ثم رکع و رکعنا جميعا، ثم رفع رأسه من الرکوع فرفعنا جميعا، ثم انحدر بالسجود و الصف الذي يليه و قام الصف المؤخر في نحر العدو (4)، فلما قضي النبي(ص) السجود و قام الصف الذي يليه انحدر الصف المؤخر بالسجود، و قاموا، ثم تقدم الصف المؤخر و تأخر الصف المقدم، ثم رکع النبي(ص) و رکعنا جميعا، ثم رفع رأسه من الرکوع و رفعنا جميعا، ثم انحدر بالسجود و الصف الذي يليه الذي کان مؤخرا في الرکعة الأولي و قام الصف المؤخر في نحر العدو، فلما قضي رسول الله(ص) السجود و الصف الذي يليه انحدر الصف المؤخر بالسجود فسجدوا، ثم سلم النبي(ص) و سلمنا جميعا) (5) «با پيامبر(ص) در نماز خوف شرکت کردم، ما را دو صف کرد؛ صفي پشت سر پيامبر(ص) قرار گرفت و دشمن بين ما و قبله بود، پيامبر(ص) تکبير گفت و ما همگي (صف اول و دوم) تکبير گفتيم؛ سپس پيامبر(ص) به رکوع رفت و ما همگي با او به رکوع رفتيم. سپس سرش را از رکوع بلند کرد و ما همگي سرمان را از رکوع بلند کرديم. سپس پيامبر(ص) و صفي که پشت سر او قرار داشتند به سجده رفتند و صف دوم روبروي دشمن ايستاد (به سجده نرفت). وقتي که پيامبر(ص) از سجده رکعت اول فارغ شد و صف پشت سر او بلند شدند، صف دوم به سجده رفتند و بلند شدند، آنگاه صف اول و دوم جايشان را عوض کردند، سپس پيامبر(ص) به رکوع رفت و ما هم همگي با او به رکوع رفتيم، سپس سرش را از رکوع بلند کرد و ما هم سرمان را بلند کرديم؛ سپس با صف اول که در رکعت اول در صف دوم قرار داشتند به سجده رفتند و صف دوم روبروي دشمن ايستاد. وقتي که پيامبر(ص) با صف پشت سرش از سجده تمام شدند، صف دوم به سجده رفتند، سپس پيامبر(ص) سلام داد و ما هم همگي سلام داديم».
عبدالعزیز بن بدوی
مترجم : عبدالله محمدی
…………………………………………………..
پی نوشت:
(1) شرح مسلم النووي (126/6).
(2) متفق عليه : م (839/573/1)، اين لفظ مسلم است، خ (942/429/2)، د (1230/118/4)، ت (561/39/2)، نس (171/3).
(3) متفق عليه : م (841/575/1)، خ (4131/422/7)، بنحوه، نس (170/3)، ت (562/40/2).
(4) نحر العدو : يعني مقابل دشمن، نحر هر چيز بمعني اول آن است.
(5)صحيح : لفظ حديث روايت مسلم است. [ص. نس 1456]، م (840/574/1)، نس (175/3).