Tag Archives: نقد مسیحیت

پولس و انحراف مسیحیان از توحید

11 سپتامبر
به نظر می‌رسد نخستین کسی که مسیحیّت را به انحراف کشید، پولس یا پول بوده است! این مرد که امروز در تمام کلیساهای مسیحی تقدیس می‌شود، در روزگار مسیح (ع) از جملة دشمنان آن پیامبرِ پاک بود و از یهودیانِ سرسخت و متعصّب بشمار می‌آمد تا آنجا که حواریّون مسیح(ع) را بی‌پرده به قتل تهدید می‌کرد. ولی پس از دورة مسیح(ع) ناگهان ادّعا نمود که در راه دمشق، عیسی(ع) بر وی آشکار گشته و معجزه‌آسا، به مسیح ایمان آورده است! پولس مدّعی شد که از سوی مسیح مأمور تبلیغ آیین او می‌باشد چنانکه ماجرای ایمان و ادّعای وی را در کتاب «أعمال رسولان» در باب نهم بتفصیل می‌خوانیم. سپس این مرد با برگزیده‌ترین حواریّون مسیح یعنی «پطرس Peter» و «برنابا» مخالفت آغاز کرد و با ارسال نامه‌هایی به اینسو و آنسو، از نفاق پطرس و برنابا سخن گفت! همان پطرسی که عیسی(ع) درباره‌اش گفته بود:
«من نیز ترا می‌گویم که تویی پطرس، و براین صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت و کلیدهای ملکوت آسمان‌ها را به تو می‌سپارم و آنچه در زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود» (انجیل متّی، باب شانزدهم، شماره 19-20 (چاپ لندن، سال 1954).
امّا پولس دربارة همین پطرس مقدّس ضمن یکی از نامه‌های خود نوشته است: «چون پطرس به انطاکیّه آمد او را روبرو مخالفت نمودم چون مستوجب ملامت بود» (به «رساله پولس به غلاطیان» باب دوّم، شماره 11-13 نگاه کنید. )! و همچنین در مورد حواری دیگر یعنی برنابا نوشته است: «برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد» (به «رساله پولس به غلاطیان» باب دوّم، شماره 11-13 نگاه کنید. )! و این نوشته‌ها پس از نزاع سختی بود که میان آنها رخداد چنانکه در کتاب «اعمال رسولان» بدین امر اشاره شده و در آنجا آمده است: «پس نزاعی سخت شد بحدّی که از یکدیگر جدا شده برنابا مرقس را برداشته به قبرس از راه دریا رفت امّا پولس، سیلاس را اختیار کرد و … رویه سفر نهاد» (اعمال رسولان، باب پانزدهم، شماره 39-40).
آنگه پولس کوشید تا آیین مسیح (ع) را به سویی کشاند که پیوندش با شریعت موسی(ع) تا حدود زیادی بگسلد. مثلاً با اینکه عیسی(ع) و حواریّونِ وی همگی بنابر شریعت ابراهیم(ع) و تعلیم تورات «ختنه» شده بودند (در مورد نامگذاری و ختنه عیسی (ع) در آغاز ولادتش در انیجل لوقا چنین می‌خوانیم: «و چون روز هشتم، وقت )، پولس به مسیحیان نوشت: «اینک من پولس به شما می‌گویم که اگر مختون شوید، مسیح برای شما هیچ نفع ندارد»!! (رساله پولس به غلاطیان باب پنجم، شماره 2.)
بنابراین، پولس را تحقیقاً باید «بدعت‌گذاری» در آیین مسیح شمرد که از راه خصومت یا رقابت با حواریّون، افکار و منویّات خود را در آیین تازه وارد ساخت. وی به «قرنتیان» می‌نویسد: «مرا یقین است که از بزرگترن رسولان هرگز کمتر نیستم»!! (رساله دوّم پولس به قرنتیان، باب یازدهم، شماره 5.  )
نتیجة این رقابت، انتخاب تعلیمات ویژه و انجیل مخصوص! و نفی دیگر اناجیلی بود که بنظر پولس، تبدیل و تحریف در آنها راه داشت چنانکه در نامة خود به «غلاطیان» می‌نویسد: «تعجّب می‌کنم که بدین زودی از آن کس که شما را به فیض مسیح خوانده است بر می‌گردید بسوی اناجیلی دیگر که دیگر نیست لیکن بعضی هستند که شما را مضطرب می‌سازند و می‌خواهند انجیل مسیح را تبدیل نمایند. بلکه ما هم یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنکه ما بآن بشارت دادیم بشما رساند آناتیما (ملعون) باد»!( رساله پولس به غلاطیان، باب اوّل، شماره 6-7-8.  )
اندیشه‌های پولس از کجا مایه گرفت؟
با توجّه به اینکه پولس در روزگار مسیح (ع) بدو ایمان نیاورد تا از تعالیم عیسی (ع) بی‌واسطه برخوردار شود. باید پرسید: که آیا پولس انجیل را از کدام حواری تعلیم گرفت! و انجیلی که بدان بشارت می‌داد اساساً چه بود؟ پولس در نامة خود به غلاطیان، پرسشِ نخست را بدینگونه پاسخ می‌دهد: «ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من به شما دادم ساخته و پرداختة دست انسان نیست. من آن را از کسی نگرفتم و کسی هم آن را به ما نیاموخت بلکه عیسی مسیح بوسیلة الهام آن را به من آشکار ساخت»!! (رساله پولس به غلاطیان، فصل اوّل، شماره 11-12 (از انتشارات انجمن کتابِ مقدّس، سال 1981).  )
بدین ترتیب، پولس خود را «نخوانده، ملاّ می‌شمرد»! و نیازی برای رجوع به حواریّون در خویشتن نمی‌یافت، و از این‌رو در آثار وی ظاهراً نمی‌بینیم که از انجیلِ فلان حواری گزارشی آورده و نقلِ قول کند. امّا به سؤال دوّم چگونه می‌توان پاسخ داد؟
پولس چنان نبود که همواره در سرزمینی آرام گیرد. بنابراین، بزودی به روم و یونان سفر کرد و مدّتی در شهرهای «آتنِ» و «کورینت Corinth» اقامت گزید و با آراء یونانیان آشنا شد. وی می‌کوشید نظر رومیان و یونانی‌ها را به سوی آرمان‌هایش جلب کند. نامة پولس به «رومیان» بهمراه انجیل به چاپ رسیده و در دسترس قرار دارد و نامة دیگرش به «قرنتیان» از شدّت دلبستگیِ وی به مجذوب ساختن یونانی‌ها حکایت می‌کند. پولس در این نامه می‌نویسد: «من انجیل را مفت و مجّانی به شما رسانیدم، من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراز شوید. آیا با این کار، من مرتکب گناه شدم؟ من معاش خود را از کلیساهای دیگر گرفتم و یا به اصطلاح، آنها را غارت کردم تا بتوانم مجّانی بشما خدمت کنم … به حقانیّتِ مسیح که در زندگیِ من است سوگند یاد می‌کنم که هیچ چیز نمی‌تواند مانع فخر من در تمام سرزمین یونان باشد»! (نامه دوّم پولس به قرنتیان، فصل یازدهم، از شماره 7-11.  )
پیوند پولس با یونانیان – در عین آنکه قصد تبلیغ انجلیش را داشت – وی را تحت تأثیر آنها قرار داد. کشیش آمریکایی، مستر هاکس در: «قاموس کتاب مقدّس» دربارة تاثیرپذیریِ پولس از یونانی‌ها می‌نویسد: «از مهارت و تسلّطی که در زبان یونانی داشته است معلوم می‌شود که در نوشتجات یونانیان نیز بی‌اطّلاع نبوده، با فیلسوفان ایشان مباحثات بسیار نموده، از شعرای آنها مثل اریتس (اع 28:17) و میندر (اقر 33:15) واپای مندیز (تیط 13:1) اقتباس می‌کند» (قاموس کتاب مقدّس، صفحه 230 (کلمات و ارقامی که در نوشتار هاکس بنظر می‌رسد، اشاره به نامه‌های پولس و شماره فصول آنها است).  ). با رجوع به مراسلات پولس که در واقع، «انجیل پولس» را بازگو می‌نماید ملاحظه می‌شود که آراء پولس به تثلیث یونانی و اندیشه‌های «فیلون Philon»، فیلسوفی که حدود بیست سال قبل از میلاد مسیح متولد شده، نزدیک است. فیلون، متفکّری یهودی بود که در «اسکندریّه» بدنیا آمد و از یونانیان مایه گرفت و حکمت خود را براساس «تأویل» بنا نهاد و از این راه میان تعالیم تورات و فلسفة یونانی را جمع کرد. آراء و اندیشه‌های او در مردمِ یونان مؤثّر افتاد و از طریق یونان در افکارِ آباء کلیسا نیز تأثیر گذاشت. کشیش لبنانی «فردینان توتل» در این باره می‌نویسد: «حاول أن یفصح عن معتقده الدینی مستعینا بتعابیر الفلسفة الیونانیة، کان یکثر استعمال الطريقة الرمزیة. له تأثیر جدی علی آباء الکنیسة الشرقیة …»( «معجم لأعلام الشرق و الغرب» چاپ بیروت، ذیل نام «فیلون».  ).
یعنی: «(فیلون) با زیرکی عقاید دینی خود را بکمک فلسفة یونانی بیان کرد و در آثارش شیوة رمز را فراوان بکار گرفت. او تأثیر جدّی بر آباءِ کلیسایِ شرقی بجای نهاد…».
یکی از محقّقان معاصر می‌نویسد: «از جمله آراء فیلون یکی این است که: خدا یکی است و موجودِ مجرّد است و اوّل صادر از خدا (کلمه یالوگوس) است. کلمه، واسطة بین خدا و عالم است و روح صادر از کلمه، روحِ عالم است. این تثلیث، شبیه تثلیث مسیحی است که بعدها پیدا شد و در دو لفظ کلمه و روح با یکدیگر مشترکند» (تاریخ تصوّف در اسلام (بحث در آثار و افکار و احوال حافظ) تألیف دکتر قاسم غنی، صفحه 96.  )
بنا به تحقیق و تعبیر فردریک کاپلستن P. Copleston کشیش متفلسفِ مسیحی در کتاب «تاریخ فلسفه»: فیلون میان خداوند و جهان مادّی خلأ و فاصله‌ای عظیم می‌دیده و از این‌رو ناچار شده به پیروی از فلسفة یونانی با «واسطه‌ای» فاصلة مزبور را پر کند! و آن واسطه، «کلمه» یا عقل (لوگوس) بوده که بعنوان «نخستین مولود خدا» تلقی شده است (تاریخ فلسفه، اثر فردریک کاپلستن، ترجمه جلال الدّین مجتبوی، جلد اوّل – قسمت دوم، صفحه 638.  )
اینک هنگام آن فرا رسیده که اصول مبادی افکار پولس را از خلال نامه‌هایش بیاوریم تا معلوم شود که وی، آیین پاک مسیحیّت را بکدام راه کشانده است؟
پولس در آغاز رسالة خود به «عبرانیان» می‌نویسد: «خدا در ایّام قدیم، در اوقات بسیار و به راه‌های مختلف به وسیلة پیامبران با پدران، تکلّم فرمود، ولی در این روزهای آخر به وسیلة پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارثِ کلّ کائنات گردانیده و به وسیلة او همة عالم هستی را آفریده است. آن پسر، فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود اوست و کائنات را با کلامِ پر قدرت خود نگه می‌دارد و پس از آنکه آدمیان را از گناهانشان پاک گردانید در عالم بالا در دستِ راستِ حضرت أعلی نشست»! (نامه پولس به عبرانیان، فصل اوّل، شماره 1-2-3.  )
و در نامة دیگرش به کلیسای شهر «کولسیه» می‌نویسد: «مسیح، صورت و مظهر خدای نادیده است و از همة مخلوقات برتر است، زیرا بوسیلة او هر آنچه در آسمان و زمین است، دیدنی‌ها و نادیدنی‌ها، تخت‌ها، پادشاهان، حکمرانان و اوّلیاءِ امور آفریده شدند. آری، تمام موجودات بوسیلة او و برای او آفریده شد، او قبل از همه چیز وجود داشت و همه چیز بوسیلة او بهم می‌پیوندند و مربوط می‌شود» (نامه پولس به کلیسای شهر «کولسیه» فصل اوّل، شماره 15-16-17.  )
و در نامة دیگر به کلیسای شهر «فیلپی» چنین می‌نگارد: «اگر چه او (عیسی مسیح) از ازل دارای الوهیّت بود ولی این را غنیمت نشمرد که برابری با خدا را به هر قیمتی حفظ کند، بلکه خود را از تمام مزایای آن محروم نمود بصورت یک غلام درآمد و شبیه انسان شد» (نامه پولس به کلیسای شهر «فیلپی» فصل دوّم، شماره 6-7.  )
چنانکه ملاحظه می‌شود «انجیل پولس» تا حدود زیادی به فلسفة فیلون که در میان یونانیان و رومی‌ها تأثیر نهاده بود،( فیلون در روزگار پولس به دربار رومی‌ها راه پیدا کرده و در میانشان شهرت یافت. کاپلستون در «تاریخ فلسفه» می‌نویسد: «(فیلون) کمی بعد از 40 میلادی در گذشت، در این سال در رم به عنوان سفیر یهودیان اسکندرانی در نزد امپراطور کائیوس، بسر می‌برد». (تاریخ فلسفه، جلد اوّل، قسمت دوّم، صفحه 636).  ) شباهت دارد. از دیدگاه پولس، شخصیّت مسیح در جای «لوگوس» قرار داشت که نخستین مولود خداوند! شمرده می‌شد و همة کائنات از او پدید آمده بودند. بدین صورت، پولس با پیروی از فلسفة فیلونی، فاصلة نامحدود! میان خلق و خدا را – بگمان خود – پر کرده است.
تفاوتی که انجیل پولس با الهیّات فیلونی دارد آنست که فیلون، به حلول یا اتّحاد لوگوس با پیکر یک انسان اشاره نمی‌کند و به اصطلاح از تجسّد Incarnation سخن بمیان نمی‌آورد، ولی پولس به اتّحاد مولود نخستین با «عیسی ناصری» (ناصره (Nazareth) نام شهری است که عیسی(ع) دوران کودکی خود را در آنجا سپری کرد و از این‌رو وی را «ناصری» لقب داده‌اند. (اعمال رسولان 9-26) و بهمین اعتبار پیروانش را «نصاری» خوانند.  ) تصریح می‌نماید! همان دکترین نادرستی که مشرکان هند، قرن‌ها پیش از پولس در دنیا شایع ساخته بودند و «ویشنو» نخستین مولودِ «برهما» را در صورت انسانی بنام «کریشنای هندی» متجلّی می‌شمردند که در اعصار کهن بجهان مادّی نزول کرده تا نجات آدمیان را عهده‌دار شود! (برخی از پژوهشگران معاصر از تأثیر فلوطین Plotin فیلسوفی که حدود دو قرن و نیم بعد از میلاد مسیح می‌زیسته، در عقاید مسیحیان سخن گفته‌اند و تثلیث عیسوی را تقلیدی از آراء وی شمرده‌اند. از جمله متفلسف آلمانی، کارل یاسپرس Karl Jas pers در کتاب «فلوطین» می‌نویسد: «أقانیم سه گانه فلوطین (واحد، عقل، روح جهان) جای خود را به اقانیم سه گانه دین مسیح داد و روابط اسرار‌آمیز أقانیم سه گانه مسیحی با یکدیگر و اندیشه آفرینش جهان، جای اندیشه فیضانِ واحدِ فلوطینی را گرفت» (فلوطین، اثر کارل یاسپرس، ترجمه محمّد حسن لطفی، صفحه 144) ولی چنانکه ملاحظه شد تحقیقات ما، این تأثیرپذیری را در دورانی پیش از روزگار فلوطین نشان می‌دهد هر چند تأثیر فلوطین را بر اصحاب کلیسا نیز انکار نمی‌کنیم.  )
البته ما (مسلمانان)، ساحتِ قدس مسیح(ع) را از اینگونه پندارهای وارداتی و غلو‌آمیز پاک می‌دانیم، چنانکه در فصل آینده این مسئله را با گواه آوردن از کلام عیسی(ع) و ادّلة عقلی به اثبات خواهیم رساند. در اینجا پیام مقدس قرآن را (که در آغاز فصل آوردیم) بگونه‌ای دیگر خاطرنشان می‌سازیم که در قرن‌های دیرینه، از «نفوذ شرک در جهان مسیحیّت» پرده برداشته و به پیروان مسیح(ع) هشدار می‌دهد:
(‏ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيراً وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ‏ )  (المائدة: 77).
«بگو: ای اهل کتاب، بناحق در دین خود غلو مکنید و از تمایلات آن گروهی که در زمان پیشین گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه اعتدال بیرون رفتند، پیروی نکنید».
نوشته : علامه مصطفی حسینی طباطبائی
Advertisements

تثلیث (سه گانه پرستی) دستاویز انکار دین

4 سپتامبر
هر چند بنیاد دیانت با سرشت آدمی پیوند دارد و از این‌رو در همة جای زمین و در میان همة اقوام، به نحوی، از دینداری اثری دیده می‌شود و هر چند که با تفکّر در پدیده‌های آفرینش، بدلیل «هدفداری‌ها» و «پیش‌بین‌هایی» که در ساختمان موجودات ملاحظه می‌کنیم، می‌توان به وجود خداوند و صفات او پی برد ولی روی هم رفته، رفتار دینداران در جلب نظر مردم نسبت به بنیاد دیانت بسیار مؤثر شمرده می‌شود بویژه که دینداران مزبور از طبقة روحانیّون یعنی دعوتگران به مذهب باشند که روشن اندیشی و پاک‌زیستی ایشان می‌تواند عامل مؤثّری در جذب قلوب بسوی دین بشمار آید همانگونه که خرافی بودن و فساد اخلاقی این طبقه، آثار بسیار بدی در دور کردن مردم از دیانت بجای می‌نهد.
در جهان مسیحیّت بعلّت روش خشونت‌بار روحانیّون در گذشته، و بدلیل اندیشه‌های موهومی که هم‌اکنون نیز کلیسا عرضه می‌کند، بسیاری از مردم متمدّن نسبت به اساس دیانت بدبین و بی‌اعتقاد شده‌اند و حتّی افراد فراوانی به الحاد گراییده‌اند. و اگر از سر انصاف بنگریم هرگز نمی‌توانیم کلیسا را در برابر این انحراف، تبرئه نموده و مسؤول نشماریم.
( همه کمابیش از شیوه ی خشونت آمیز کشیشان مسیحی در برخورد با مردم و روشنفکران آگاه هستیم ) اینک جا دارد چند سطری دربارة افکار خرافی آنان و آثار زیانبار آنها نیز بنگاریم.
اسکارلند برگ – فیزیک‌دان آمریکایی – می‌نویسد: «در خانواده‌های مسیحی اغلب اطفال در اوایل عمر بوجود خدایی شبیه انسان ایمان می‌آورند مثل اینکه بشر بشکل خدا آفریده شده است! این افراد، هنگامی که وارد محیط علمی می‌شوند و به فرا گرفتن و تمرین مسائل علمی اشتغال می‌ورزند، این مفهوم انسانی شکل و ضعیف خدا، نمی‌تواند با دلائل منطقی و مفاهیم علمی جور در بیاید و بالنّتیجه بعد از مدّتی که امید هر گونه سازش از بین می‌رود، مفهوم خدا بکلّی متروک و از صحنة فکر خاج می‌شود»! (اثبات وجود خدا، تألیف گروهی از دانشمندان، مقاله اسکارلند برگ، ترجمه احمد آرام، صفحه 16. )
آیا منشأ این لغزش فکری را چیز دیگری جز همان تعالیم کشیشان باید دانست که هرگاه از خدا سخن به میان می‌آورند از کسی سخن می‌گویند که در حقیقت (و نه مجاز) پدر مسیح است؟!
آیا این اندیشة نادرست، امثال زیگموند فروید اتریشی را برنیانگیخته که بگوید: «(از نظر پسیکانالیز) استنباط مذهبی ما از کائنات مشروط به وضع طفولیّت ما می‌باشد»( به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. ) و نیز بگوید: «پسیکا لانیز بما تذکّر می‌دهد تا به سخن معتقدین به خدا، هنگامی که از خدا بصورت پدری سخن می‌گویند اعتماد کنیم» (به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. ) و اظهار دارد که: «معتقدین به خدا اصل تکوین عالم را بر پایة فکر خدا – پدر – ترتیب می‌دهند» (به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. ) و فرد معتقد بخدا: «ایجاد عالم را شبیه خود تصور می‌کند» (به کتاب فروید و فرویدیسم، اثر فلیسین شاله، ترجمه وکیلی نگاه کنید. ) آری، چنانکه ملاحظه می‌شود خدایی که در فرویدیسم محکوم شده و از آثار احساسات کودکی! تلقّی می‌گردد، همان «خدای پدر» یعنی خدای کشیشان کاتولیک و پروتستان و ارتدکس است و با خدای مسلمانان که: «نزاییده و زاده نشده = ﴿لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ﴾ (قرآن، سوره اخلاص، آیه 3. ) و «منزّه است از آنکه فرزندی داشته باشد = ﴿سُبْحَانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ﴾ (قرآن، سوره نساء، آیه 171. ) و «هیچ چیز همانند او نیست = ﴿لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ﴾» (قرآن، سوره شوری، آیه 11. ) مناسبتی ندارد.
هنگامی که ارباب کلیسا، خدایی را بمردم متمدّن معرّفی می‌کنند که ذاتی دگرگون شونده و متحوّل دارد و او را از مرتبة فوق مادّه، به تجسّد می‌کشانند و بدارش می‌آویزند! و به پندار نادرست پولس: «ملعونش می‌سازند تا لعنت بندگان را باز خرید کند»! و سپس دوام جهان بیکران را بر عهدة چنین موجود متحوّل و مردنی و محکومی می‌نهند، البتّه جا دارد که ماتریالیسم، با این شیوه از خدا شناسی به پیکار برخیزد و بگوید: «خدا انسان‌ها را نساخته است بلکه انسان‌ها خدا را ساخته‌اند»! پس آیا کلیسا تا حدود زیادی مسؤول شیوع الحاد و مادّیگری در غرب نیست؟ و آیا نباید «تثلیث» و «ابن اللهی» و لوازم خرافی آنها را رها کند تا از بار مسؤولیتش در پیشگاه إلهی، قدری کاسته شود؟
در اینجا مناسب می‌دانیم سخنانی را از فیلسوف شهیر روسی، کنت لئوم تولستوی در کتاب: «اعتراف» گزارش کنیم تا معلوم شود که افراد متفکّر در برخورد با تعالیم کلیسا با چه دشواری‌هایی روبرو می‌شوند؟
«…. بخود گفتم «او» وجود دارد و فقط در همین لحظه که وجود او را تصدیق کردم حیات در من دمیده شد و من امکان زندگی را احساس کردم و لذّت وجود را درک نمودم امّا چون پس از تصدیق بوجود خدا در پی آن رفتم که نسبت خود را با او بدانم و چون در این مقام به تبعیّت قوم، تصوّر خدایی را کردم که خالق ما است و در سه شخص تجلّی کرده و پسر خویش عیسی مسیح – نجات دهندة ما را – فرستاده است، آن خدا باز از من و جهان جدا گشت، و چون تکّه یخی در مقابل دیدگانم آب شد و باز چیزی در من باقی نماند و باز چشمة حیات در من خشک شد و من همچنان مأیوس ماندم …» (اعتراف، اثر تو
لستوی، ترجمه هوشمند فتح اعظم، صفحه 89-90. )
این وصف الحال، نه تنها وضع روحی تولستوی را در برابر الهیّات خرافی کلیسا نشان می‌دهد بلکه آینة روحیّات بسیاری از متفکّران غرب شمرده می‌شود. آیا کلیسا چاره‌ای برای اصلاح این موضوع اندیشیده است؟!
برای این موضوع به صورت بسیار کوتاه به چندی از خرافات موجود در انجیل کنونی به صورت مشت نمونه ی خروار اشاره می کنیم تا خردمندان از آن درس گیرند :
. انجیل نصاری در رسالة اول یوحنای رسول، باب پنجم، شمارة 7 می‌نویسد: «زیرا سه هستند که شهادت می‌دهند یعنی روح و اب و مسیح، و این سه یک هستند». و در نسخة دیگر چنین است: «آنانکه گواهی می‌دهند در آسمان ایشان سه تایند پدر و کلمه و روح‌القدس و این سه یکی هستند». و عیسی مسیح را کلمة خدا و با خدا یکی می‌دانند چنانکه در انجیل یوحنا باب اول شمارة اول می‌نویسد: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود».
خدای بت‌پرستان چنانکه پریچارد در کتاب خرافات بت‌پرستان صفحة 285 می‌نویسد: «در تمام ادیان بت‌پرستی مشرق یک قسم تثلیث و سه‌گانه‌پرستی وجود دارد».
در انجیل یوحنا باب اول شمارة اول و دوم و سوم و سایر انجیلها نوشته‌اند که مسیح خالق تمام عالم است و در انجیل در رسالة به عبرانیان باب 9 شمارة 14 مسیح را دارای روح ازلی قدیم شمرده و گاهی او را پسر خدا و حادث دانسته‌اند چنانکه در انجیل متی باب سوم شمارة 17 و سایر انجیلها موجود است. و گاهی او را نواده و سبط یهودا و از اولاد او می‌دانند چنانکه در انجیل، در مکاشفة یوحنا باب 5 شمارة 5 نوشته‌اند و گاهی او را فدا شوندة قوم گویند چنانکه در انجیل لوقا باب اول شمارة 68 نوشته‌اند و گاهی مسیح را چنانکه کتاب «مسیحیت و بت‌پرستی» از مقالة ترتولی دربارة شکلهای مسیح ذکر کرده، گاو گویند!! و گاهی مسیح را مار گویند چنانکه در انجیل یوحنا باب سیم شمارة 14 او را پسر انسان گفته و تشبیه به مار نموده و در جای دیگر او را برة خدا و بردارندة گناه جهان گویند چنانکه در انجیل یوحنا باب اول شمارة 29 نوشته‌اند و گاهی مسیح را خدای مجسم شده گویند چنانکه مجلة نور عالم شمارة بهمن 36 ص 28 که از انتشارات ونشریات نصارای پروتستان امریکایی در تهران است می‌نویسد: «خدا در بیت لحم برای همیشه شکل انسان به خود گرفت مسیح در عین حال خالق کائنات و خداوند و حافظ مخلوقات و سر کلیسا است». سپس اضافه می‌کند: «دانشمندان مسیحی توانسته‌اند با مسائل مذهبی ناشی از اشاعة عقائد و نظریة کپرنیک و گالیله پیروزمندانه مقابله کنند».
چنانکه تجربه شده سابقا که مبلغین نصاری در میان مسلمین مراوده نداشتند مردم مسلمان پای‌بند دین بوده و خود را به وظائف اسلام مقید می‌دانستند. ولی چون مبلغین مسیحی به سرزمینهای اسلام راه یافتند و مردم را به مسیحیت دعوت کردند و در اسلامیت شان تشکیک نمودند نتیجه این شد مسلمین در عقائد دینی خود سست و لاابالی شدند و نصرانیت خرافی را هم نپذیرفتند. زیرا مردمی که از خدای پاک منزه لم یلد و لم یولد بی‌مثل و مانند دست بردارند و اهمیت ندهند البته به خدای زائیده شده‌ای که محتاج به محل است هزاران عیب دارد معتقد نخواهند شد. مردمی که از پیغمبر حکیم معصوم دست بردارند به پیغمبری که دارای هزاران گناه و خطاست معتقد نخواهند شد. مردمی که از کتاب عقلی و فطری که مملو از حق و حقیقت است منحرف شدند البته به کتابی که مملو از خرافات است اعتناء نخواهند کرد. نتیجه این می‌شود که فعلا می‌بینیم:
أصبح الناس سکاری لامسلمین ولانصاری
پس، تبلیغات مسیحی ضرر و صدمة بزرگی به عالم انسانیت و دیانت زده و به طور کلی عدالت و امانت و راستی و درستی و عقائد دینی را خراب کرده و حقه‌بازی و فساد و عصیان و رشوه‌خواری و زورگویی را به وجود آورده. القصه رذائل را به جای فضائل به وجود آورده و بدیها را به جای خوبیها و زشتی و بدکرداری را جایگزین محاسن نموده است.
راه اصلاح انجیلها
آری، مسیحیان منصف از پذیرفتن این نکته نباید خودداری ورزند که مقام حقیقی مسیح و اصول آموزشهای او را نمی‌توان از انجیلها فرا گرفت بی‌آنکه اناجیل را از پیرایه‌ها و تناقضات پاک کرد، امّا این کار عظیم چگونه میسّر است و راه آن چیست؟
بنظر ما، این مهم در شأن یک پیامبر إلهی است نه بر عهدة یک فرد عادی! زیرا که افراد عادی، مصون از لغزش‌ و اشتباه نیستند تا اجازه داشته باشند به اصلاح کتب انبیاء – که خطا در سخن آنها راه ندارد – بپردازند و چه بسا که بر تحریف کتابهای مزبور بیافزایند! بهمین دلیل، ما تردید نداریم که پس از مسیح(ع)، ظهور پیامبر دیگری لازم بوده که در میان اختلافات گوناگون، حقیقت مسیحیّت را تبیین کند و چهرة راستین مسیح را نشان دهد و اصول تعالی عیسی را دور از خطاهای گزارشگران و تفسیرهای گمراهان، روشن سازد، و این شخصیّت بزرگ با هیچیک از اصلاحگران مسیحی مانند لوتر Luther و کالون Calvin و ژزف اسمیت Joseph Smith (بنیانگذار مور مونیسم) و دیگران … منطبق نیست، زیرا که همگی ایشان از توحید خالص، دور و بیگانه بودند و الوهیّت مسیح و تثلیث و فداء و دیگر خرافات را باور داشتند و هیچکدام حقیقت مسیح را – چنانکه سزاوار بود – نشناخته و تناقضات اناجیل را اصلاح نکردند. از پیامبران مسیحی – که اشاره‌ای به آنها در کتاب «اعمال رسولان» آمده – نیز به هیچ وجه اثری در تاریخ بجای نمانده است تا بتوان در اصلاح مسیحیّت به آثار ایشان اعتماد نمود.
تنها پیامبر والامقام و مصلح بزرگی که پس از عیسی(ع) ظهور کرد و به مدد �
�حی إلهی (قرآن مقدّس) مشکلات ادیان را برای همیشه حل نمود و حقیقت مسیح و اصول تعالیم وی را روشن ساخت، پیامبر اسلام محمّد(ص) بود که «خاتم پیامبران» (چنانکه در قرآن (سورة الأحزاب، آیه 40) می‌خوانیم: « مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِکُمْ وَلکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ » یعنی: «محمّد، پدرهیچیک از رجال شما نیست، امّا فرستاده خدا و آخرینِ پیامبران است…». ) شمرده شد زیرا که اساس همة ادیان الهی، یکی بیش نیست و مهمترین چیزی که مایة تفرّق و جدایی دینها از یکدیگر شده، همان تحریفهای ناصواب و کژیهایی است که در کتب دینی راه یافته‌اند و قرآن کریم یا بیان روشن و تردید‌ناپذیر خود (چنانکه در قرآن (سورة البقرة، آیه 40) آمده است: ﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ﴾ یعنی: «ما خود این ذکرِ (مبارک) را فرو فرستادیم و خود نگهبانش هستیم». )، به همة اختلافات اساسی که در ادیان إلهی دیده می‌شود، پایان بخشیده و آنها را تکمیل کرده است، و از آنجا که در طول زمان از گزند تحریف مصون مانده (چنانکه در قرآن (سورة الحجر، آیه 9) وعده داده شده است: ﴿ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴾ یعنی: «ما خود این ذکرِ (مبارک) را فرو فرستادیم و خود نگهبانش هستیم». )، به ظهور هیچ پیامبر جدیدی نیاز نیست و با تعالیم قرآنی، می‌توان کتب انبیاء (و از جمله روایات انجیلی) را اصلاح نمود و به «یگانگی در خداپرستی و دینداری» رسید، چنانکه در قرآن مقدّس می‌خوانیم:
(تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَی‏ أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَهُدیً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ) (نحل: 63-64).
«سوگند به خدا که پیش از تو (ای محمّد) پیامبرانی بسوی امّت‌ها فرستادیم ولی شیطان اعمال آنان را در نظرشان آرایش داد و امروز برایشان ولایت دارد! و عذاب دردناکی در انتظار آنها است. واین کتاب را بر تو فرونفرستادیم مگر که آنچه را امّت‌ها درباره‌اش اختلاف کردند برای آنها تبیین کنی و (این قرآن) مایة رحمت و هدایت برای گروهی است که بدان ایمان می‌آورند».
در این باره به آیات 13 تا 17 از سورة الشّوری نیز نگاه کنید.
از این رو، ملاحظه می‌کنیم که تمام اصول ایمان و اخلاق، در قرآن مجید مورد تجدیدنظر قرار گرفته و ادیان و شرایع پیشین بطور گسترده سخن رفته است و بویژه دربارة مسیح(ع) و اساس تعالیم او و اختلافاتی که دربارة وی پدید آمده، آیات فراوانی در قرآن دیده می‌شود همانگونه که در سورة مریم پس از بیان حقیقت عیسی(ع) می‌فرماید:
(ذلِکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَی‏ أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ )
(این است عیسى پسر مریم ، گفتار حقى که در آن تردید مى کنند. هرگز براى خدا شایسته نبود که فرزندى اختیار کند، منزه است او!هر گاه چیزى را فرمان دهد، مى گوید :موجود باش !همان دم موجود مى شود. و خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست ، او را پرستش کنید، این است راه راست ولى ( بعد از او )گروههایى از میان پیروانش اختلاف کردند،واى به حال کافران از مشاهده روز بزرگ ( رستاخیز !) )
(مریم: 34-37)
برگرفته از کتاب های :
1) دعوت مسیحیان به توحید در پرتو تعالیم قرآن و انجیل (علامه مصطفی حسینی طباطبائی)
2) فریب جدید در ائتلاف تثلیث و توحید (علامه ابوالفضل ابن الرضا برقعی قمی)

101 تناقض در انجیل

13 اوت
در ایران نسبت به این آیین شناخت بسیار کمی وجود دارد که بالطبع  این امر به خاطر اندک بودن طرفداران این آیین در مناطق مختلف ایران می باشد . اما متاسفانه پیروان اندک این آیین در ایران با توجه به تغذیه های فکری و مالی از خارج از مرزها ، چند صباحی است تبلیغات کاذب وسیعی را همانند زرتشتیان علیه اسلام و به نفع مسیحیت به راه انداخته اند . از طرفی خبرها از افغانستان و عراق حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی و انگلیسی با استخدام عده ی کثیری از روحانیون مسیحی ، قصد دارند بافت مذهبی در این کشورها را تغییر دهند . آن ها با پخش گستره ی کتاب انجیل تحریف شده در میان قشر جوان و خام ، سعی دارند افکار پلید خود را بر آنان تلقین و تحمیل کنند . ( از آن جهت آن را تحریف شده خواندم که خوانندگان سایر مذاهب بدانند که دین اسلام و مسلمانان به انجیلی که به حضرت عیسی ( علیه السلام) نازل شده اند اعتقاد و ایمان دارند و ایمان به کتاب های آسمانی از جمله انجیل بر هر مسلمانی واجب است . اما ما مسلمانان معتقدیم که انجیل اصلی تحریف شده و بدین شکل امروزی در آمده است. ) . متنی که در ادامه خواهید خواند 101 تناقض موجود در انجیل می باشد که توسط آقای «شبیر عالی » گردآوری شده است . در ضمن می خواهیم که همه بداننند که این 101 تناقض در انجیل امروزی وجود دارد نه در انجیل اصلی که بر حضرت عیسی (علیه السلام) نازل شده است ( معاذ الله ) .
1.چه کسی داود را واداشت تا مردان جنگی اسرائیل را بشمارد؟
· خدا(دوم سموئیل1:24)
· شیطان(اول تواریخ ایام1:21)
2.در آن شمارش چند مرد جنگی در اسرائیل یافت شدند؟
· هشتصدهزار(دوم سموئیل9:24)
· یک میلیون و صدهزار(اول تواریخ ایام 5:21)
3.چند مرد چنگی در یهودا بودند؟
· پانصدهزار(دوم سموئیل9:24)
· چهارصد و هفتاد هزار (اول تواریخ ایام 5:21)
4.خدا فرستادۀ خود را به سوی داود فرستاد تا او را از چند سال قحطی خبر دهد؟
· هفت (دوم سموئیل:13:24)
· سه (اول تواریخ:2112)
5.اخزیا در چند سالگی به حاکمیت اورشلیم رسید؟
· بیست و دو(دوم پادشاهان8:26)
· چهل و دو(دوم تواریخ:2:22)
6. یهویاقیم وقتی به پادشاهی اورشلیم رسید چند سال سن داشت؟
· هجده(دوم پادشاهان8:24)
· هشت (دوم تواریخ9:36)
7.او چه مدت بر اورشلیم حکومت کرد؟
· سه سال(دوم پادشاهان8:24)
· سه سال و ده روز(دوم تواریخ9:36)
8.فرماندۀ مردان نیرومند داود نیزۀ خویش را برداشت و چند نفر را همزمان کشت؟
· هشتصد(دوم سموئیل8:23)
· سیصد(اول تواریخ11:11)
9. داود کی صندوقچۀ عهد را به اورشلیم آورد؟ پیش از شکست دادن فلسطینیها یا بعد از آن؟(دوستان توجه کنید که مترجم محترم عهد عتیق واژۀ philistines را که به معنای انسان هرز و بیفرهنگ است به فلسطینی(paletinian) ترجمه کرده است!)
· بعد(دوم سموئیل 5 و 6)
· قبل(اول تواریخ 13 و 14)
10.خدا به نوح گفت چند جفت از حیوانات پاک را داخل کشتی قرار دهد؟
· دو(پیدایش19:6و20)
· هفت(پیدیش2:7) اما با این وجود فقط دو جفت وارد کشتی شدند!(پیدایش7: 9-8)
البته این مورد بیشتر یک نقص در کتاب است تا تناقض زیرا نشانگر نافرمانی بیدلیل نوح است! جالب اینکه عمل خودسرانۀ نوح(!) در بخش دیگری عین فرمان خدا فرض شده است!
11. وقتی داود، پادشاه موآبی ها را شکست داد چند سرباز سواره به اسیری گرفت؟
· هزار و هفتصد (دوم سموئیل4:8)
·                     هفت هزار(اول تواریخ4:18)
12.سلیمان چند اصطبل برای اسبان داشت؟
· چهل هزار(اول پادشاهان26:4)
· چهارهزار(دوم تواریخ25:9)
13.در سال چندم سلطنت آسا، بعشا پادشاه اسرائیل مرد؟
· بیست و ششم(اول پادشاهان33:15 – 8:16)
·                     تا سال سی و ششم زنده بود(دوم تواریخ1:16)
14. سلیمان چند سرکارگر برای کار ساختن معبد تعیین کرد؟
· سه هزار و ششصد(دوم تواریخ2:2)
· سه هزار و سیصد(اول پادشاهان16:5)
15. دریاچه ای که سلیمان ساخت گنجایش چند بَت را داشت؟
· دوهزار(اول پادشاهان26:7)
·                     بیش از سه هزار(دوم تواریخ5:4)
16.از یهودیانی که از اسارت بابلیها آزاد شدند چند نفر از بنی قحت موآب بودند؟
· دوهزار و هشتصد و دوازده(عزرا6:2)
·                     دوهزار و هشتصد و هجده(نحمیا11:7)
17.چند نفر از بنی زنو بودند؟
· نهصد و چهل و پنج(عزرا8:2)
·                     هشتصد و چهل و پنج(نحمیا13:7)
18.چند تن از بنی ازجد بودند؟
· هزار دویست و بیست و دو(عزرا2 :12)
·                     دو هزار و سیصد و بیست و دو(نحمیا17:7)
19.از بنی عادین چند نفر بودند؟
· چهارصد و پنجاه و چهار(عزرا15:2)
·                     ششصد و پنجاه و پنج(نحمیا20:7)
20.چند نفر از بنی حاشوم بودند؟
· دویست و بیست و سه(عزرا19:2)
· سیصد و بیست و هشت(نحمیا22:7)
.21از فرزندان بین نیل و عای چند تن بودند؟
· دویست و بیست و سه(عزرا28:2)
·                     صد و بیست و سه(نحمیا32:7)
22. کتاب عزرا64:2 و نحمیا 66:7 توافق دارند که تمامی جماعت با هم 42360 نفر بودند. تا زمانی که ارقام جمع نشده اند ههمه چیز نزدیک است. مجموعی که از هر دو کتاب به دست می اید چنین است:
· 29818(عزرا)
·                     31089(نحمیا)
23. خوانندگانی(!) که جماعت را همراهی میکردند چند نفر بودند؟
· دویست(عزرا:65:2)
·                     دویست و چهل و پنج(نحمیا67:7)
24. نام مادر پادشاه ابیا، چه بود؟
میکایا دختر اورینیل(دوم تواریخ13:2)
معکه دختر آبشالوم(دوم تواریخ20:11)
آبشالوم فقط یک دختر به نام تامار داشت(دوم سموئیل27:14)
25. آیا یوشع و یهودیان(اسرائلیان) اورشلیم را گرفتند؟
· بله(یوشع23:10 و 40)
·                     خیر(یوشع53:15)
26. چه کسی پدر یوسف(جوزف) شوهر مریم بود؟
· یعقوب(متی:16:1)
·                     هالی(لوقا23:3)
27. عیسی از نسل کدام پسر داود بود؟
· سلیمان(متی:6:1)
·                     ناتان(لوقا31:3)
28.پدر سالتیئیل چه کسی بود؟
· یکنیا(متی12:1)
·                     نیری(لوقا27:3)
29. کدام فرزند زروبابل از اجداد عیسی مسیح بود؟
· ابیهود(متی13:1)
·                     ریسا(لوقا27:3) اما هفت فرزند زروبابل عبارتند از: 1.مشلام، 2.حننیا، 3.حشوبه، 4.اهل، 5.برخیا، 6.حسدیا و 7.یوشب حسد(اول تواریخ19:3 و 20) دو اسم ابیهود و ریسا در بین این هفت اسم وجود ندارند!!
30.پدر عزیا چه کسی بود؟
· یورام(متی8:1)
·                     امصیا(دوم تواریخ1:26)
31.پدر یکنیا چه کسی بود؟
· یوشیاه(متی11:1)
·                     یهویاقیم(اول تواریخ16:3)
33. از تبعید بابلی تا مسیح چند نسل وجود داشت؟
· متی میگوید چهارده(متی17:1)
· اما یک شمارش دقیق از نسلها میگوید سیزده(متی12-16:1)
33. پدر صالح چه کسی بود؟
· قینان(لوقا3: 36-35)
·                     ارفکشاد(پیدایش12:2)
34.آیا یحیای تعمید دهند همان الیاس موعود است؟
· بله(متی14:11 و17: 13-10)
·                     خیر(یوحنا1: 21-19)
35.آیا قرار بود تخت داود به عیسی عطا شود؟
· بله، زیرا فرشته گفت(لوقا32:1)
·                     خیر، زیرا او از نسل یهویاقیم بود(نگاه کنید به متی1:11 و اول تواریخ16:3) و یهویاقیم مورد لعن خدا بود پس هیچیک از فرزندانش نمیتوانستند بر تخت داود بنشینند(ارمیا30:36)
36.عیسی با چند حیوان به سوی اورشلیم راند؟
· یک، یک کره اسب(مرقس7:11 لوقا35:19) و انها کره اسب را برای عیسی آوردند و لباسهایشان را بر ان انداختند و عیسی بر آن سوار شد.
·                     دو، یک گره اسب و یک الاغ(متی7:21) آنها کره اسب و الغ را آوردند و لباسهای خود را بر ان انداختند و عیسی بر آن نشست.
37.شمعون پطروس چگونه فهمید که عیسی، همان مسیح است؟
· با الهام بهشتی(متی17:16)
·                     برادرش آندریاس به او گفت(یوحنا41:1)
38عیسی اولین بار کجا شمعون پطروس و آندریاس را ملاقات کرد؟
· دریای جلیله(متی4: 22-18)
·                     بر سواحل رود اردن(یوحنا42:1) بعد از آن عیسی تصمیم گرفت به جلیله برود(یوحنا43:1)
39. عیسی وقتی یانیریوس را دید دختر یانریوس مرده بود؟
· بله، متی18:9 نقل میکند که او گفت دخترم مرده است.
·                     خیر،مرقس23:5 نقل میکند که گفت دخترم در حال مرگ است.
40. آیا عیسی به مریدانش اجازه داد در مسافرت کفش بپا کنند؟
· بله(مرقس8:6)
·                     خیر(متی10:10 و لوقا3:9)
41.آیا هرودیس فکر میکرد که عیسی، یحیای تعمیددهنده است؟
· بله(متی2:14)
·                     خیر(لوقا9:9)
42.آیا یحیای تعمیددهنده، عیسی را پیش از تعمیدش، شناخت؟
· بله(متی3: 14-13)
·                     خیر(یوحنا1: 32,33)
43.آیا یوحنای تعمیددهنده عیسی را بعد از تعمیدش شناخت؟
· بله(یوحنا:1: 32,33)
·                     خیر(متی2:11)
44. بر اساس انجیل یوحنا، عیسی در مورد شهادت دادن بخودش چه گفت؟
· اگر من دربارۀ خودم شهادت بدهم شهادت من اعتباری نخواهد داشت(یوحنا31:5)
·                     من حتی بر خودم شهادت بدهم شهادتم معتبر است(یوحنا14:8)
45.آیا وقتی عیسی وارد اورشلیم شد، در همان روز معبد را پاک کرد؟
· بله(متی12:21)
·                     خیر. او به دخال معبد رفت و به اطراف نگاه مرد اما از آنجایی که خیلی دیر بود کاری نکرد. در عوض او به بیت عنیا رفت و شب را گذراند و روز بعد معبد را پاک کرد(مرقس11: 17-1)
46.اناجیل میگویند، عیسی یک درخت انجیر را نفرین کرد. آیا درخت فوری یکمرتبه شد؟
· بله(متی19:21)
·                     خیر، در مدت یک شب پژمرده شد.(مرقس20:11)
47.آیا یهودا، عیسی را بوسید؟
· بله(متی26: 50-48)
·                     خیر، یهودا نتوانست به اندازۀ کافی به عیسی نزدیک شود تا او را ببوسد.(یوحنا18: 12-3)
48.عیسی در رد پطروس چه گفت؟
· پیش از بانگ خروس سه مرتبه منرا انکار میکنی(یوحنا38:13)
·                     پیش از آنکه خروس دو بار بخواند منرا انکار میکنی (مرقس30:14 و نیز 72:14)
49.آیا عیسی خود صلیب را حمل کرد؟
· بله(یوحنا17:19)
·                     خیر(متی27: 32-31)
50.آیا عیسی پیش از پاره شدن پردۀ معبد مرد؟
· بله(متی27: 51-50 ؛ مرقس15: 38-37)
·                     خیر. پس از پاره شدن پرده، عیسی با صدایی بلند گفت «ای پدر! روح خود را به دستهای تو میسپارم» و مرد(لوقا:23: 46-45)
51.عیسی مخفیانه ای گفت؟
· خیر. به کسی مخفیانه چیزی نگفته ام.(یوحنا20:18)
·                     بله. او به زبان داستان و مثل مردم را تعلیم میداد ولی وقتی با شاگردانش تنها میشد معنی تمام انها را به ایشان میگفت(مرقس34:4) شاگردان از او پرسیدند که چرا همیشه داستانهایی میگویی که درکش مشکل است.او گفت قدرت درک اسرار ملکوت خدا فقط به شما اعطا شده است.(متی13: 11-10)
52. عیسی در ششمین ساعت روز به صلیب کشیدنش کجا بود؟
· بر روی صلیب(مرقس23:15)
·                     در دادگاه پیلاطوس(یوحنا14:19)
53.اناجیل میگویند دو دزد را با عیسی به صلیب کشیدند. آیا هر دو دزد عیسی را مسخره میکردند؟
· بله(مرقس32:15)
·                     خیر. یکی عیسی را مسخره میکرد، دیگری از عیسی حمایت میکرد(لوقا43:23)
54.آیا عیسی در همان روز مصلوب شدن به بهشت صعود کرد؟
· بله. او به دزدی که از او حمایت میکرد، گفت امروز تو با من در بهشت خواهی بود.
·                     خیر.او دو روز بعد به مریم گفت هنوز نزد پدرم به بالا نرفته ام(یوحنا17:20)
·
55. زمانی که شانول در راه دمشق بود، او یک نور دید و صدایی شنید،آیا کسانی که با او بودند هم صدا را شنیدند؟
· بله(اعمال رسولان7:9)
·                     خیر(اعمال رسولان9:22)
56.وقتی شانول نور را دید به به زمین افتاد آیا همسفران او نیز به زمین افتادند؟
· بله(اعمال پیامبران14:26)
·                     خیر(اعمال رسولان7:9)
57.آیا صدا به شانول گفت که موظف است چه بگوید؟
· بله(اعمال رسولان:26: 18-16)
·                     خیر.صدا به شانول دستور داد به شهر دمشق برود و در آنجا او انچه باید بگوید میگوید.(اعمال رسولان7:9 , 10:22)
58. وقتی اسرائیلیان در شطیم ساکن شدند، با دختران موآب زنا کردند. خداوند آنها را دچار وبا کرد. چند نفر از این وبا مردند؟
· بیست و چهار هزار(اعداد1:25و 9)
·                     بیست و سه هزار(اول قرنتیان8:10)
59.چند نفر از اعضای خانۀ اسحاق به مصر آمدند؟
· هفتاد دعوت(پیدایش 4 و 27)
·                     هفتاد و پنج دعوت(اعمال رسولان14:7)
60.یهودا با پول خونی که از خیانت به عیسی گرفته بود چه کرد؟
· یک مزرعه خرید(اعمال رسولان18:1)
·                     پس او پولها را در معبد بزرگ روی زمین پرت کرد، پس آنها از پول برای خریدن زمینی که در ان غریبان را دفن کنند استفاده کردند.(متی5:27)
61. یهودا چگونه مرد؟
· پس او پولها را در معبد بزرگ روی زمین پرت کرد و بیرون رفته خود را با طناب خفه نمود(متی5:27)
·                     او با پولی که از بابت اجرت شرارت خود دریافت نمود قطعه زمینی خرید و در آن با سر سقوط کرد و از میان پاره شد و تمام روده هایش بیرون ریخت(اعمال رسولان18:1)
62. چرا مزرعه(زمین)، مزرعۀ خون نامیده شد؟
· زیرا روحانیان آن را با پول خونبها خریدند(متی8:27)
·                     زیرا مرگ خونین یهودا در انجا بود(اعمال رسولان19:1)
63.چه کسی جان خود را در راه کفاره فدا کرد؟
· چون پسر انسان نیامده است تا مخدوم شود بلکه تا به دیگران خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد(مرقس45:10)عیسی مسیح که جان خود را به عنوان کفاره در راه همه داد(اول تیموتاوس2: 6-5)
·                     شريران‌ فديه‌ عادلان‌ مي‌شوند و خيانتكاران‌ به‌ عوض راستان(امثال18:21)
64.آیا قانون موسی مفید است؟
· بله.تمام کتاب مقدس…مفید است…(دوم تیموتاوس16:3)
·                     خیر. پس قانون اولیه به این علت که بی اثر و بی فایده بود لغو گردید(نامه به عبرانیان18:7)
65.بالای صلیب عیسی چه نوشته بودند؟
· این است عیسی پادشاه یهود(متی37:27)
· پادشاه یهود(مرقس26:15)
· این است پادشاه یهود(لوقا38:23)
·                     عیسای ناصری پادشاه یهود(یوحنا19:19)
66.آیا هرودیس یحیای تعمید کننده را کشت؟
· بله(متی5:14)
·                     خیر. هرودیا،همسر هرودیسمیخواست او را بکشد ولی هرودیس میدانست که او مرد مقدسی است و از او حمایت میکرد(مرقس20:6)
67.در لیست دوازدهگانه نام دهمین شاگرد عیسی چه بود؟
· تدّی(متی10: 4-1؛ مرقس3: 19-13)
·                     یهودا پسر یعقوب.بنا بر اسامی نوشته شده در انجیل لوقا(لوقا6: 16-12)
68.عیسی در مسیر خود مرد باجگیری را دید که در محل وصول باج و خراج نشسته بود و به او گفت که پیرو او شود.نام او چه بود؟
· متی(متی9:9)
·                     لاوی(مرقس14:2 ؛ لوقا27:5)
69.عیسی در روز قبل از عید پسح مصلوب شد یا روز بعد آن؟
· بعد(مرقس14: 17-12)
·                     قبل. قبل از جشن عید پسح(یوحنا1) یهودا شب بیرون رفت(یوحنا30:13) سایر مریدان گمان کردند که او برتی خرید تدارکات جشن پسح بیرون میرود(یوحنا29:13) زمانی که عیسی توقیف شد، یهودیان وارد کاخ نشدند که نجس نشوند تا بتوانند در مراسم عید پسح شرکت کنند.(یوحنا28:18) زمانی که داوری بر ضد عیسی به قطعیت رسید، ششمین ساعت از روز تدارک جشن پسح بود.(یوحن14:19)
70.عیسی برای ممانعت از مصلوب شدن از پدر خواهش کرد؟
· بله(متی39:26 ؛ مرقس36:14 ؛ لوقا42:22)
·                     خیر(یوحنا27:12)
71.در اناجیلی که میگویند عیسی برای اجتناب از صلیب دعا کرد، چند مرتبه او از بین مریدانش بیرون امد تا دعا کند؟
· سه(متی26: 46-36)
·                     یک. اشاره به دومرتبه دیگر دندارد.(لوقا22: 46-39)
72. متی و مرقس هر دو میگویند عیسی سه مرتبه، بیرون رفت و دعا کرد. عبارات مرتبۀ دوم چه بود؟
· مرقس عباراتات را نمی آورد ولی میگوید کلمات با کلمات مرتبۀ اول یکسان بود(مرقس39:14)
·                     متی عبارات را میگوید و میتوانیم ببینیم که با دعای اول یکسان نیست.(متی42:26)
73.افسر رومی وقتی عیسی مرد چه گفت؟
· بدرستی که این مرد بیگناه بود(لوقا47:23)
·                     بدرستی که این مرد فرزند خدا بود(مرقس39:15)
74. زمانی که عیسی گفت خدای من خدای من، چرا مرا ترک میکنی؟ به چه زبانی سخن میگفت؟
· عبری:حرفها عبارت بودند ازالوی الوی …(متی46:27)
·                     آرامی:حرفها عبارت بودند ازالوی الوی …(مرقس34:15)
75.بر اساس اناجیل، آخرین کلمات عیسی پیش از مرگ چه بودند؟
· پدر روح خود را به دستهای تو میسپارم(لوقا46:23)
·                     تمام شد(یوحنا30:19)
76.وقتی عیسی وارد کفرناحوم شد غلام افسر رومی را شفا داد.آیا افسر شخصا برای درخواست اینکار پیش عیسی رفت؟
· بله(متی5:8)
·                     خیر. او چند تن از بزرگان یهود را به همراه دوستش فرستاد(لوقا3:7 ,6)
77.
· به آدم گفته شده بود اگر میوۀ ممنوعه را بخورد در همان روز خواهد مرد(پیدایش17:2)
·                     آدم میوه را خورد و به زندگی تا زمان پیری در سن 930 سالگی ادامه داد!(پیدایش5:5)
78· خداوند تصمیم گرفت عمر بشر را به 120 سال محدود کند(پیدایش3:6)
·                     بسیاری از مردم بعد از ان متولد شدند که بیش از 120 سال عمر کردند. ارفکشاد 438 سال زندگی کرد. پسرش شالح(صالح؟) 433 سال زندگی کرد.پسرش عابر 464 سال زندگی کرد … (پیدایش11: 16-12)
79. به غیر از عیسی کسی دیگری هم به بهشت صعود کرده است؟
· خیر(یوحنا13:3)
·                     بله. ایلیا با یک گردباد به بهشت صعود کرد.(دوم پادشاهان11:2)
80. وقتی داود به خانۀ خدا رفت و نان مقدس را خورد کاهن اعظم چه کسی بود؟
· ابیاتار(مرقس26:2)
·                     اخیملک، پدر ابیاتار(دوم سموئیل1:1؛ 20:22)
81.آیا جنازۀ عیسی را بر طبق مراسم تدفین یهود،در پارچۀ کتانی و داروهای معطر پیچیدند؟
· بله و شاگردان مؤنثش شاهر تدفین بودند(یوحنا19: 40-39)
·                     خیر، عیسی به سادگی در نخهای کفن پیچیده شد سپس زنان روغن مالی کردن بدن او داروهای معطر خریدند.(مرقس1:16)
82.چه زمانی زنان داروهای معطر را خریدند؟
· پس از پایان روز شنبه(سبت)(مرقس1:16)
·                     پیش از شنبه. زنان ادویه و روغن مهیا کردند سپس در روز شنبه بر طبق دستور خدا آرام گرفتند(لوقا55:23 تا 1:24)
83. در چه زمانی زنان به زیارت قبر رفتند؟
· سپیده دم (متی1:28)
·                     بعد از طلوع آفتاب(مرقس2:16)
84.هدف زنانی که به مقبره رفتند چه بود؟
· برای روغن مالی کردن بدن عیسی با داروهای خوشبو(مرقس1:16 ؛ لوقا55:23 تا 1:24)
· برای دیدن مقبره.چیزی در مورد ادویه اینجا نیامده است(متی1:28)
·                     بدون دلیل خاص. در این انجیل پیش از شنبه پیچیدن در پارچۀ کتانی با ادویه پیش از شنبه انجام شده است(یوحنا1:20)
85.سنگ بزرگی بر مدخل مقبره قرار داشت.وقتی زنان رسیدند سنگ کجا بود؟
· آنها دیدن که سنگ عقب رفته است(مرقس4:16)آنها دیدند که سنگ از سر قبر غلطانیده شده است(لوقا2:24) آنها دیدند سنگ جلوی قبر برداشته شده است(یوحنا1:20)
·                     وقتی زنان نزدیم شدند یک فرشته از سوی بهشت، سنگ را به کناری غلطانیده و با زنان زنان سخن گفت.متی شهادت میدهد که زنان کنار رفتن سنگ را دیدند(متی28: 6-1)
86.آیا کسی به زنان گفت که چه بر سر عیسی امده است؟
· بله.مرد جوانی بالباس سفید(مرقس5:16) بعدا» دو مرد با لباس درخشنده ، دیدند که سخنان فرشتگان را شرح دادند(لوقا4:24و 24:23)یک فرشته-همان که سنگ را تکان داد(متی2:16)در هر مورد به زنان گفته شد که عیسی پس از مرگ صعود کرده است(متی7:28؛ مرقس6:16؛ لوقا5:24 تبصره)
·                     خیر.مریم کسی را ندید و در حالی که میگفت «آنها خدا را به بیرون از مقبره بردند و ما نمیدانیم او را کجا گذاشته اند» برگشت (یوحنا2:20)
87.مریم کی برای اولین بار عیسای زنده شده را دید؟ و عکس العملش چه بود؟
· مریم و دیگر زنان عیسی را در حین برگشت از اولین و تنها دیدارشان از مقبره دیدند.آنها در مقابل او افتاده بر او سجده کردند(متی9:28)
·                     مریم در دومین دیدارش از مقبره، عیسی را بیرون از مقبره دید.وقتی او عیسی را دید او را نشناخت. او را با باغبان اشتباه گرفت.او حتی فکر میکرد بدن عیسی رت بخ جایی برده اند و او میخواست بداند کجا. اما زمانی که عیسی نامش را گفت او فورا» او را شناخت و او را معلم خطاب کرد عیسی به او گفت به من دست نزن…(یوحنا11:20 تا 17)
88.راهنمایی عیسی برای شاگردانش چه بود؟
· به برادران من بگوئید که به جلیل بروند و در آنجا مرا خواهند دید(متی10:28)
· پیش برادران من برو و به آنان بگو که اکنون پیش پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا میروم(یوحنا17:20)
89.شاگردان چه موقع به جلیله برگشتند؟
· بیدرنگ، زیرا آنها دیدند که عیسی به جلیله رفته است هر چند با شک.(متی17:28) این دوره از شک و تردید نباید پافشاری شود.
·                     بعد از حداقل 40 روز.آنروز سرشب شاگردان هنوز در اورشلیم بودند(لوقا33:24) عیسی بر ایشان ظاهر شد و بدانها گفت تاوقتی که به قدرت از اعلی آراسته شوید در شهر بمانید(لوقا49:24) او در مدت چهل روز بارها بر ایشان ظاهر شد(اعمال رسولان3:1) و آنها را تشویق کرد اورشلیم را ترک نکنند بلکه منتظر وعده باشند(اعمال رسولان4:1)
90.مدیانیان، یوسف را به چه کسی فروختند؟
· به اسماعیلیان(پیدایش28:37)
·                     به فوطیفار،که خواجۀ فرعون بود(پیدایش36:37)
91.چه کسی یوسف را به مصر آورد؟
· اسماعیلیان یوسف را خریدند و یوسف را به مصر آوردند(پیدایش28:37)
· مدینیان او را در مصر (آورده و) فروختند(پیدایش36:37)
·                     یوسف به برادرانش گفت کم برادرتان، یوسف، هستم همان کسی که در مر او را فروختید(پیدایش4:45)
92.خدا فکرش را عوض میکند؟
· بله. سخن خدا به سموئیل:« پشيمان شدم كه شاؤل را پادشاه ساختم زيرا از پيروي من برگشته، كلام مرا بجانياورده است»(اول سموئیل10:15و11)
· خیر. خدا دروغ نمي گويد، و تغيير به ارادۀ خود نمي دهد زيرا او انسان نيست كه به ارادۀ خود تغيير دهد.(اول سموئیل29:15)
بله، خداوند پشيمان شده بود كه شاؤل را بر اسرائيل پادشاه ساخته بود(اول سموئیل35:15)
توجه کنید که سه مورد بالا سه نقل قول از یک قسمت از یک کتاب هستند! در مجموع کتاب مقدس نشان میدهد که خداوند در چند مورد دیگر نیز نظر خود را تغییر داده است:
1. و خداوند  پشيمان‌ شد كه‌ انسان‌ را بر زميـن‌ ساخته‌ بود، و در دل‌ خود محزون‌ گشت(پیدایش6:6) و خداوند  گفـت‌: «انسـان‌ را كه‌ آفريـده‌ام‌، از روي‌ زمين‌ محو سازم‌، انسان‌ و بهايم‌ و حشرات‌ و پرندگان‌ هوا را، چونكه‌ متأسف‌ شدم‌ از ساختن‌ ایشان»(پیدایش7:6)
2. پس‌ خداوند  از آن‌ بدي‌ كه‌ گفته‌ بود كه‌ به‌ قوم‌ خود برساند، رجوع فرمود(خروج14:32)
3. و بسیاری از موارد مشابه!
93.کتاب مقدس میگوید که هر معجزۀ موسی و هارون که ثابت میشد جادوگران مشابه آن را میاوردند سپس فتح نمایان آمد:
· موسی و هارون هر چه آب در دسترس بود به خون تبدیل کردند(خروج7: 21-20)
·                     جادوگران مشابه انرا انجام دادند!(خروج22:7) این ممکن نیست!چون دیگر آبی وجود نداشت تا بخواهد به خون تبدیل شود.
94.چه کسی جالوت را کشت؟
· داود(اول سموئیل17: 23,50)
·                     الحنان(دوم سموئیل19:21)
95.چه کسی شاول را کشت؟
· شاول شمشیر خود را برداشته… شاول مرد(اول سموئیل31: 6-4)
·                     یک عمالقه ای او را کشت(دوم سموئیل1: 16-1)
96.آیا هر کسی گناه میکند؟
· بله. هیچکس نیست که گناه نکند(اول پادشاهان46:8؛ همچنین دوم تواریخ36:3؛ مثلها9:20؛ جامعه20:7؛ و اول یوحنا810:1)
· خیر. مسیحیان واقعی به هیچ وجه نمیتوانند گناه کنند، زیرا آنها فرزندان خدا هستند. هز کس باور دارد که عیسی پسر خداست، فرزند خداست(اول یوحنا1:5) ما باید فرزندان خدا خوانده شویم و بنابراین چنین هستیم(اول یوحنا1:3) هر که محبت دارد فرزند خدا است(اول یوحنا7:4) هر که فرزند خدا است نمی تواند در گناه زندگی کند ، زیرا ذات الهی در او است و نمی تواند در گناه بسر برد ، زیرا خدا پدر اوست(اول یوحنا9:3)
اما سپس وارونه، بله اگر بگوئیم که بی گناه هستیم خود را فریب می دهیم و از حقیقت دوریم.(اول یوحنا8:1)
97. چه کسی باید بار چه کسی را حمل کند؟
· بارهای یکدیگر را حمل کنید و به این طریق قانون مسیح را بجا خواهید آورد.(غلاطیان2:6)
·                     هر کس باید متحمل بار خود باشد.(غلاطیان5:6)
98. عیسی پس از رستاخیزش بر چند تن از شاگردان ظاهر شد؟
· دوازده(اول قرنتیان5:15)
· یازده(متی27: 5-3؛ و اعمال رسولان1: 26-9، همچنین نگاه کنید به متی16:28 تبصره؛ لوقا9:24؛ لوقا3:3)
99.عیسی سه روز بعد از غسل تعمید را در کجا به سر برد؟
· بعد از تعمید، فوراً روح خدا او را به بیابان برد. او مدت چهل روز در بیابان بود…(مرقس1: 13-12)
·                     روز بعد از تعمید، عیسی دو شاگرد انتخاب کرد. روز دوم عیسی به حلیله رفت-د شاگرد بیشتر. روز سوم:عیسی در جشن عروسی در قانای جلیل حضور داشت(نگاه کنید به یوحنا35:1؛ 43:1 2: 11-1)
100.آیا زندگی کودکی عیسی در اورشلیم در خطر بود؟
· بله، لذا یوسف او را به مصر فرار داد و تا زمان مرگ هرودیس در آنجا ماند(متی2: 23-13)
·                     خیر خانواده به هیچ جایی نگریخت. آنها با آرامش کودک را،طبق سنت یهودیان، به معبد اورشلیم پیشکش کردند و به جلیله بازگشتند(لوقا2: 40-21)
101.وقتی عیسی بر روی آب راه رفت شاگردان چگونه واکنش نشان دادند؟
· به پای او افتاده میگفتند تو پسر خدایی(متی33:14)
· کاملا» متحيّر و متعجّب‌ شدند، زيرا كه‌ معجزه‌ نان‌ را درك‌ نكـرده‌ بودند زيرا دل‌ ايشان‌ سخت‌ بود(مرقس6: 52-51)
گردآوری:شبیر عالی
ترجمه: مسلمان ایرانی