بایگانی | شهید مولانا محمد ابراهیم دامنی RSS feed for this section

آلبوم نوارهای شهید مولوی ابراهیم دامنی

4 سپتامبر

آلبوم نوارهاي شهید مولوی ابراهیم دامنی(رحمه الله علیه) يکي از علماي اهل سنت جنوب که توسط تارنماي ناجي کرد تهيه گرديده است به شرح زير است و ان شا الله در آينده به تعداد آن ها افزوده خواهد شد .

عنوان نوار

زبان

زمان

(دقیقه)

دریافت با

فرمت

(MP3 16kb)

دریافت با

فرمت

(MP3 8kb)

معرفی مرتدین ( پاسخ به توهین کنندگان به ساحت اصحاب رسول الله (ص))

فارسی

60

Advertisements

زندگینامه شهید مولانا محمد ابراهیم دامنی

14 اوت
علامه محمد ابراهیم دامنی رحمه الله از علمای سرشناس وطرازاول بلوچستان بودند که همواره پروانه هائی از گوشه وکنار ایران گرد شمع محفل ایشان جمع شده واز نور علم وایمان یکه تاز میدان علم وعمل بهره می جستند. ایشان در روستایی از طوابع شهر ایرانشهر متولد شده و در دارالعلوم زنگیان تحصیل کردند. مولانا دامنی که ازمحضر شخصیات علمی چون مولانا ظفراحمد عثمانی ومولانا عبدالغنی جاجروی کسب فیض نموده بودند.
یک سوم عمر پر برکتشان را در ایران پشت میله های زندان رژیم گذراندند ولی هرگز حاضرنشدند از موضع خود حتی یک قدم عقب نشینی کنند ویا ازحق گوئی باز آیند.
هنگامی که دسیسه گران از مقابله با کوه استقامت وپایمردی عاجز شدند طی یک برنامه ریزی مذموم وبزدلانه این عالم ربانی وحقانی را برای همیشه از جامعه اهل سنت ایران گرفتند. پیش ازنماز ظهر 24 ربیع الثانی 1422ه.ق با خود خبر درگذشت مولانا دامنی ویکی از همسفرانش را به همراه داشت. خودروی حامل مولانا چگونه منحرف به چپ شد ودر جاده های پرپیچ وخم ودره های سرباز چه گذشت؟ کسی در اینمورد اطلاع دقیقی ندارد. اما آنچه دربیمارستان گذشت همه از آن در ایرانشهر خبر هستند.
به گفته افراد حاضر در بخش اورژانس بیمارستان مرکزی ایرانشهر علامه دامنی (رح) بعد از تصادف حالشان بسیار خوب بود وبه ظاهر اثر زخم وجراحتی نیز مشهود نبود. فقط جناب مولانا از درد جزئی وداخلی درناحیه سینه وشکم رنج می بردند که جهت مشخص نمودن وضعیت به بیمارستان خاتم الانبیاء منتقل می شوند. پس از انتقال به بیمارستان فامیل ها و دوستان نزدیکشان را هم اطلاع می دهند. وقتی دوستان وخویشاوندان علامه شهید دامنی دیوانه وار به بیمارستان می رسند می بینند حالشان رضایت بخش است ولی «پزشک دلسوزی» اصرار دارد باید به ایشان آمپولی تزریق شود!! وقتی اطرافیان موافقت می کنند پزشک اصرار می کند اطاق را تخلیه کنید ومن باید تنها باشم. دوستان وخویشاوندان می گویند نیازی به تخلیه اطاق نیست، درحضور ما آمپول تزریق کن. اما پزشک انکار می کند و پس از دعوای لفظی طرفین بالاخره اطرافیان علامه شهید دامنی از اطاق بیرون می آیند. بعد از تزریق آمپول وقتی معتمدین وبعضی از روحانیون ایرانشهر به اطاق باز می گردند متوجه می شوند مولانا دامنی به جای بهتر شدن حالشان خراب شده ولحظه به لحظه آثار بیماری خطرناک برچهره ایشان ظاهر می شود ومولانا دامنی مرتب کلمه شهادت را بر زبان می آورند و رنگ چهره شان سیاه گشته است. پس از چند لحظه بزرگترین مبارز جامعه اهل سنت ومولف ومترجم چندین کتاب وسخنور شجاع در کمال مظلومیت از این جهان رخت سفر می بندند. ومحبان دل سوخته شان را با چشمانی اشک بار ودلهائی شکسته پشت سر می گذراند. و آن پزشک قصاب هم برای همیشه از ایرانشهر خارج می شود.