بایگانی | شهید ملا محمد ربیعی RSS feed for this section

ارکان ایمان و اسلام

4 سپتامبر
الله : آنکه اندیشه های پویا از ادراک حقیقت او ناتوان و سرگردانند. اصل کلمه الله «اله » و برای پرستیده شده گفته میشود .«اله» وبا الف لام تعریف «ال »خوانده می شود الله که فقط برای ذات واجب الوجود استعمال می گردد . ذات : حقیقت و وجود هستی را گویند . واجب الوجود : آنکه حتما هست و بوده و خواهد بود و تمام موجودات دیگر به وجود او وابسته اند . و آن فقط ذات ازلی و ابدی و لایزال الله است . ممکن: آنچه بودن نبودنش روا و جایز است. تمام هستی غیر از الله از ممکنات اند. ممتنع: آنچه نبوده و هرگز نخواهد بود مانند: شریک و زن و فرزند و وابستگی برای خدایتعالی – أعاذنا الله . خدا : مخفف « خودآ » یعنی سر آغاز هر چیزی بطوریکه او است همه چیز را آفریده و هیچ چیزی سبب و علت پیدایش او نبوده و نیست بلکه او خالق تمام علتها است .  معبود : پرستیده شده . جز خدایتعالی چیزی استحقاق پرستش را ندارد زیرا او آفریننده است و فقط آفریننده سزاوار پرستش میباشد .  أَفَمَن یَخْلُقُ كَمَن لاَّ یَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ) آیا کسی می آفریند مانند کسی است که می آفریند مگر متذکر نمی شوید ؟ « نحل : 17 »
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …
۱- الله : آنکه اندیشه های پویا از ادراک حقیقت او ناتوان و سرگردانند.
اصل کلمه الله «اله » و برای پرستیده شده گفته میشود .«اله» وبا الف لام تعریف «ال »خوانده می شود الله که فقط برای ذات واجب الوجود استعمال می گردد .
۲- ذات : حقیقت و وجود هستی را گویند .
3-واجب الوجود : آنکه حتما هست و بوده و خواهد بود و تمام موجودات دیگر به وجود او وابسته اند . و آن فقط ذات ازلی و ابدی و لایزال الله است .
4- ممکن: آنچه بودن نبودنش روا و جایز است. تمام هستی غیر از الله از ممکنات اند.
5- ممتنع: آنچه نبوده و هرگز نخواهد بود مانند: شریک و زن و فرزند و وابستگی برای خدایتعالی – أعاذنا الله –
6- خدا : مخفف « خودآ » یعنی سر آغاز هر چیزی بطوریکه او است همه چیز را آفریده و هیچ چیزی سبب و علت پیدایش او نبوده و نیست بلکه او خالق تمام علتها است .
7-معبود : پرستیده شده . جز خدایتعالی چیزی استحقاق پرستش را ندارد زیرا او آفریننده است و فقط آفریننده سزاوار پرستش میباشد . :
(أَفَمَن یَخْلُقُ كَمَن لاَّ یَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ)
آیا کسی می آفریند مانند کسی است که می آفریند مگر متذکر نمی شوید ؟ « نحل : 17 »
ذٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لاۤ إِلَـٰهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَیْءٍ فَٱعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ
این است پروردگار شما انسانها . نیست پرستیده شده ای بحق جز او که آفریننده ی هر چیز است پس فقط او را بپرستید و اوست که بر همه چیز حاکم و نگهبان است. « انعام : 102»
8- ایمان : باور قلبی بدون شک به وجود یا عدم چیزی .
9-ایمان به وجود خدایتعالی : شک تردید نداشتن در او و قبول نمودن تمام فرمانهای او است .
10- دین : احکام و قوانین و وصایای الهی که مراعات آنها موجب سعادت دنیا و آخرت است .
11-فرق بین دین و ایمان ؟ :ایمان همان باور قلبی بوجود خدایتعالی و دستورات او است و دین عبارت است از قوانین و دستورات الهی ،خواه به آنها عمل شده باشد یا نه . زیرا عمل نکردن بقانون ، قانون را لغو نمیکند ، مثلا اگر تمام مردم نماز را ترک کنند حکم آن بقوت خود باقی است پس ایمان باور قلبی مومن است و دین تکالیفی است که خدایتعالی برای او مقرر فرموده است .
12-ایمان اجمالی : باور داشتن بخدایتعالی و تمام دستوراتش ( رویهمرفته ) بدون ذکر و در نظر گرفتن جزییات ، چنین باور دارنده ای را « مومن فی الجمله » گویند .
13-ایمان تفصیلی : باور داشتن بخدایتعالی و فرشتگان و کتابهای آسمانی پیغمبران و باور بجهان واپسین باتمام ابعاد و مراحل و جزئیاتش و دانستن هر یک در حد ذات آن چنین باوردارنده ای را مؤمن آگاه میگویند.
یَا أَیُّهَا ٱلَّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ وَٱلْكِتَابِ ٱلَّذِی نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَٱلْكِتَابِ ٱلَّذِیۤ أَنَزلَ مِن قَبْلُ وَمَن یَكْفُرْ بِٱللَّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً
ای کسانیکه بظاهر ایمان آورده اید بحقیقت ایمان و باور داشته باشید به ا لله و برسول او و بکتابی که بر او نازل کرده است و بکتابهایی که پیش از او نازل گردانید. و هر کس باور نداشته باشد بخدا و فرشتگان او و کتابهای او و پیغمبران او و بروز قیامت، همانا گمراه شده و از راه راست بدور افتاده است. 0 « نساء : 136 »حدیث شریف:الایمان…….
14-ایمان مجرد: باور داشتن قلبی فقط بدون اقرار بزبان و عمل به ارکان دین چنین کسانی فقط درباره ایشان اجرا نمیشود و تحت پوشش اسلامی نیستند مانند آنهائی که ایمان خود را پنهان میدارند
وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَكْتُمُ إِیمَـٰنَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ رَبِّىَ ٱللَّهُ
(و گفت مردی مؤمن ا ز نزدیکان فرعون که ایمانش را پنهان میداشت:آیا میکشید مردی را که بگوید پروردگارم ا لله است؟! « مؤمن : 28 »
15-ایمان صریح: باور داشتن قلبی همراه با آشکار کردن آن بزبان یا قلم یا اشاره برای کرّ و لال ها ، گرچه عمل به احکام نکرده باشند دارندگان چنین ایمانی در نزد خدا و خلق خدا مؤمن محسوب شده و تحت پوشش اسلامی میباشند.
16- ایمان کامل: باور قلبی و اقرار به زبان و عمل به ارکان و احکام اسلامی است زیرا کمال ایمان د ر اعمال صالح تجلّی میکند و خدایتعالی چنین مؤمنانی را ستوده و به رحمت و مغفرت وعد فرموده است:
إِنَّ ٱلَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ ٱلْفِرْدَوْسِ نُزُلاً
(همانا کسانیکه ایمان آورده و کارهای نیکو انجام داده اند بهشت های برین آماده پذیرائی آنها است) « کهف : 107 »
17- ایمان از حیث کیفیّت (شدّت و ضعف) به زیادت و نقصان متّصف میگردد، میتوان درجات آب را از4 درجه که پائین ترین درجه میعان اوست تا نقطه جوش که بالا ترین درجه تبخیرش میباشد مقیاس شدّت و ضعف و نوسان آن قرار دارد بالاترین درجه آن: فدا کردن جان و مال و بذل هستی به وقت ضرورت در راه الله جلّ جلا له و پائین ترین آن: ناپسند داشتن بدیها است به قلب :
إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِینَ آمَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أُوْلَـٰئِكَ هُمُ ٱلصَّادِقُونَ *
(نیستند مؤمنان مگر کسانیکه ایمان آورده اند بخدا و رسول او سپس دچار شک و تردید نشده اند وبا استوا ربودن برایمان خود به مال و جانشان در راه رضامندی الله جهاد و کوشش کرده اند آنها هستند که راستانند ، د رستی ایمان آنها را در راستای تلاش به مقصد و معقد صدق رسانیده است) « حجرات : 15 »
(( من رای منکم منکرا فیغیره بیده ، فان لم یستطع فبلسانه فان لم یستطع فبقلبه وذلک اضعف الایمان )) « حدیث شریف »
(اگر یکبار شما ( مؤمنان) چیزی بدو ناپسند را دریافت باید آنرا به دست خود دگرگون سازد و اصلاح نماید ، پس اگر نتوانست بزبان (قولا) اصلاح آنرا بخواهد ، وا گر نتوانست باید قلبا آن را ناخوشایند دارد و این مرحله بعدی ضعیفترین مرحله از مراحل و درجات ایمان است0
18-لابراتوار و آزمایشگاه ایمان عمل صالح است و اندازه قوّت و ضعف آن در عمل مشهود میگردد.
{قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ ٱقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَآ أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّىٰ یَأْتِیَ ٱللَّهُ بِأَمْرِهِ وَٱللَّهُ لاَ یَهْدِی ٱلْقَوْمَ ٱلْفَاسِقِینَ }.
(ای پیغمبر بگو افراد امت را: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و دارائی که گرد آورده اید و بازرگانی که از کساد بازار آن میترسید و منازل خوبی که دوست میدارید و نزد شما عزیزتر است از خدا و رسول ا و و جهاد در راه ا و ، پس منتظر اجرای امر خدا باشید و بیگمان خدا فاسقان و بدکاران را هدایت نمیکند)0 « توبه : 24 »
19- بزرگترین عامل تقویت کننده ایمان با یاد خدا بودن و ذکر خدا را بر دل و زبان داشتن است:
( ٱلَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ ٱللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ ٱللَّهِ تَطْمَئِنُّ ٱلْقُلُوبُ ) :
آنان که ایمان آورده ا ند دلهایشان به ذکر خدا استوا ر میگردد ، آگاه باش که: به ذکر و یاد خدا دلها استوار میگردند)0 « رعد : 28 »
20-بزرگترین عامل تضعیف ایمان از یاد خدا و کلام او غافل بودن و دور ماندن است.
((وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ ٱلرَّحْمَـٰنِ نُقَیضْ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ ))
(و هرکه از یاد خداوند رحمن خود را بدور دارد شیطانی را که همراز و همطراز او میگردد در پوستش افگنیم تا آنچه سزاوار اوست نصیبش گردد) « زخرف : 26 »
در خبر است: قلب المؤمن عرش الرحمن : دل مؤمن عرش خداوند رحمن است ، و بعکس آن :
دلی خالی بود از نور ایمان شود میدان بازیهای شیطان
21- قلب مؤمن بهنگام تلاوت قرآن متأثر میشود بطوریکه موهای بدنش راست میشوند پوستش دانه میزند وبا لذّتی کم نظیر بدن و قلبش آ رام میگیرد در یاد خدا مستغرق میگردد (ط)
((ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِیثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ذَلِكَ هُدَى ٱللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَن یَشَآءُ وَمَن یُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ))
(ا لله فرو فرستاده است بهترین سخنان را به صورت کتابی که کلمات و کلامش بهم میمانند ، پوست بدن آنان که از پروردگارشان میترسند از شنیدن و در یافتن آن دانه میزند سپس پوستها و دلهایشان آرام میگیرد و بجانب ذکر خدا متمایل میگردد، این هدایت و راهنمایی ا لله است که بوسیله آن دستگیری میکند هرکه را که بخواهد و کسی را که خداوند هدایت نکند او را هیچ هدایت کنندهای نیست. « زمر : 22»
((وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ ٱلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِٱلآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ))
(و اگر نام خدا به تنهایی یاد شود آشفته و مضطرب میگردد دلهای آنان که به آخرت باور ندارند و ا گر نام کسانی که بجز خدا پرستیده شده اند یاد شود فورا چهره درهم نوردیده شان باز میگردد!) « زمر : 45 »
23-ایمان کامل ، عامل وادارنده بر خیر و بازدارنده از شرّ ا ست و مؤمن را به صورت تولید کننده خیر و تبعید کننده شرّ درمی آورد.
((وَمَن یُؤْمِن بِٱللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ…))
(و هر کس به الله جلّ جلاله باور درست داشته باشد الله قلب ا و را رهبری میکند و نیازی به دیگری ندارد) « تغابن : 11 »
24-شیطان در مؤمن کامل نفوذ ندارد، چنانکه میکروب درآب جوش ، کمال ایمان همان نقطه جوش بود که در مسئله هفده به آن اشارت کردیم
إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَىٰ ٱلَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ
(همانا برای شیطان هیچگونه دست یابی و تسلّط نیست بر کسانیکه ایمان آورده و بر خدای خویش پشت بسته ا ند.) « نحل : 99 »
25- ایمان تکامل نیافته در برابر حملات شیطان و دستیارانش ضعیف است چنانکه آب غیر جوشان د ر برا بر نفوذ میکروبها ، پس باید آن را بوسیله ذ کرو یاد خدا و تلاوت قرآن تقویت کرد تا به نقطه جوش رسانید:
((إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَىٰ ٱلَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَٱلَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ )) :
(نیست دستیابی ا و مگر بر کسانیکه هوا خواه اویند و کسانیکه بخدا انباز میدارند) « نحل : 100 »
26-تمام تلاش شیطان بمنظور فراموش گردانیدن ذکر خدا از دل و زبان بندگان اوست در اینصورت ایمان ناخودآگاه از بین میرود و شخص به دار و دسته شیطان می پیوندد.
((ٱسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ ٱلشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ ٱللَّهِ أُوْلَـٰئِكَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الخَاسِرُونَ ))
( شیطان بر آنها تسلط یافته و نام خدا را از یادشان برده است ، آنان گروه وابسته به شیطانند، آگاه باش که وابستگان به شیطانند ، همه چیز را از دست داده اند ) « مجادله :19 »
27- ایمان ا ز عبد پذیرفته میشود مگر اینکه مرگ خود را در یافته باشد یا اینکه نشانه ای از نشانیهای آخرالزمان را (مثل طلوع آفتاب از مغرب آن) دریابد :
((فَلَمْ یَكُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا …)):
(ایمان آنها پس از دیدن مرگ و فرارسیدن عذاب ما بآنها سودی نمی بخشد)0 « غافر : 5 »
28- اسلام لغوی : تسلیم شدن قطع نظر از باور نداشتن به دستورات الهی مانند اسلام آوردن قبیله بنی ا سد که بظاهر تسلیم اسلام شده بودند و اظهار عقیدت میکردند و خدای تبارک و تعالی پرده را ا ز را ز درون ایشان برداشت :
((قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی للَّهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِینَ * لاَ شَرِیكَ لَهُ وَبِذٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِینَ ))
( ای پیغمبر بگو : همانا نماز من و حجّ و قربانی و عبادات من و زندگیم و مردنم همه و همه برای الله پرودگار جهانیان است ، برای او هیچ انبازی نیست ، و بدین روش فرمان داده شده ام ، و من اول کسی هستم که در برا بر فرمان خدایتعالی تسلیم شده و از هر تسلیم شونده ای تسلیم شونده ترم 0 ) « انعام : 162و 163»
31- دینی را که خدایتعالی به جهانیان عرضه فرموده است اسلام است دین اسلام درنهایت کمال است و آنچه موجب سعادت دنیا و آخرت باشد درآن تضمین گردیده است ، بطوریکه مراعات آن آرامش روحی و سرافرازی را برای تمام انسانها – ا لی الابد – تامین مینماید:
((ٱلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ ٱلأِسْلاَمَ دِیناً ))
( امروز کامل گردا ندیم برای شما – مسلمان – دینتان را و نعمت خود را بر شما تمام کردم و برگزیدم اسلام را به عنوان دین برای شما 000 ) « مائده : 3 »
32- دین اسلام : مجموعه ایست از کتاب و سنّت : قرآن کریم و گفتار و رفتار و تقریر حضرت رسول اکرم محمّدالمصطفی- صلی الله علیه و سلم – که جامع تمام خیر و سعادت و مانع تمام بدی و آفت است ، عصاره ادیان گذشته آسمانی و موجب سعادت فلاح د و جهانی برای تمام انسانها است 0
((وَمَن یُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً )) :
( و هر که فرمان ببرد خدا و رسول او را به درستی که رستگار شده است ، رستگاری بزرگی ) « احزاب : 71 »
33- اسلام در مقابل شرک : پاکسازی قلب و اندیشه از پرستش غیر ا لله و باور داشتن به رسالت الهی است :
(( قُلْ أَغَیْرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیّاً فَاطِرِ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلأَرْضِ وَهُوَ یُطْعِمُ وَلاَ یُطْعَمُ قُلْ إِنیۤ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكَینَ )) :
( ای پیغمبر بگو:آیا غیر ا لله در نظر بگیرم سر پرست و یارو مددکاری را ؟ ا لله که آفریدگار آسمانها و زمین است و روزی میدهد و روزی داده نمیشود بگو من به درستی که فرمان داده شده ام اول کسی باشم که خود را تسلیم خدا کرده و او را به یکتایی بستایم . و هرگز از انباز دارندگان مباش 0 ) « انعام : 14 »
34-اسلام در برا بر کفر : استوار ماندن بر توحید و رسالات الهی است :
((وَلاَ یَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ ٱلْمَلاَئِكَةَ وَٱلنَّبِیِّیْنَ أَرْبَاباً أَیَأْمُرُكُم بِٱلْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ )) :
(پیغمبری که از جانب خدا مامور به ا رشاد خلق شده مردم را به پرستش خدا امر میکند . فرمان نمیدهد شما را که فرشتگان و پیغمبران را اربابان خود قرا ر دهید آیا فرمان میدهد شما را به کفر پس ا ز آنکه اسلام را پذیرفته و خدا و رسالات او را باور داشته اید ؟ !! .) « آل عمران : 80 »
35- اسلام در مقابل طغیان و تمرّد : انقیاد و فرمانبری از الله:
((وَأَنِـیبُوۤاْ إِلَىٰ رَبكُمْ وَأَسْلِمُواْ لَهُ 000 )) :
( بسوی خدا که آفریدگارتان است باز گردید و تسلیم او شوید ……) « زمر : 54 »
نوشته: شهید ملا محمد ربیعی
منبع: کتاب آئینه اسلام
بنکه ی بیر

Advertisements

آلبوم نوارهای شهید ملا محمد ربیعی

4 سپتامبر

آلبوم نوارهاي شهید ملا محمد ربیعی(رحمه الله علیه) يکي از علماي اهل سنت کرمانشاه و امام جمعه ی سابق مسجد امام شافعی شهر کرمانشاه که توسط تارنماي ناجي کرد تهيه گرديده است به شرح زير است و ان شا الله در آينده به تعداد آن ها افزوده خواهد شد .

عنوان نوار

زبان

زمان

(دقیقه)

دریافت با

فرمت

(MP3 16kb)

دریافت با

فرمت

(MP3 8kb)

اهداف و اسرار خلقت

(2 نوار)

کردی

60

60

انواع نفس

(2 نوار)

کردی

60

60

برکت شب قدر

کردی

58

ابراهیم(ع)

کردی

60

ماه رمضان و هدف از روزه

کردی

60

پاکی ها و ناپاکی ها

کردی

60

تلاوت قرآن توسط استاد ربیعی

(2 نوار)

عربی

32

32

شخصیت زن و آداب اجتماعی

(2 نوار)

کردی

30

30

توحید همراه با وحدت به وجود آورنده ی آزادی

کردی

58

زن از دیدگاه اسلام

کردی

58

زندگی رسول اکرم(ص)

(3 نوار)

کردی

53

54

60

مختصر زندگینامه ملا محمد ربیعی

30 ژوئیه
استاد محمد ربیعی فرزند مرحوم ملا عبدالحكیم در سال 1311 شمسی در روستای دراسب از توابع شهرستان دیواندره در استان كردستان دیده به جهان گشود. در سن 5 سالگی خواندن قرآن مجید را نزد مادر بزرگوارش به اتمام رساند.مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموی گرامیشان ملا محمود ربیعی ـ رحمهما الله ـ فراگرفت و بعد از وفات ایشان نزد استادانی دیگر از كردستان ایران و عراق تحصیل علوم دینی را دنبال كرد.
از سن 12 سالگی به نوشتن علاقمند شد و وقایع روزانه را به صورت داستان در قالب نظم و نثر به رشته تحریر در می آورد. استاد پس از ختم قرآن و فراگرفتن مقدمات صرف و نحو در خدمت استاد دانا و فرزانه«سید علاءالدین حسینی» از «قشلاق سفید» از توابع دیواندره شروع به آموختن علوم دینی نمودند. در همان سنین جوانی در خدمت استادش رساله ایساعوجی در علم و منطق را مطالعه و آن را به فارسی ترجمه كرده بود. ازآن جا كه سید علاءالدین علاقه فراوانی نسبت به استاد ربیعی داشت به او پیشنهاد كرده بود كه من دخترم را برای تو نگاه داشته ام و دخترم نیز علاقمند است تا با شما ازدواج كند. این بود كه صغرا خانم دختر استاد علاءالدین حسینی به عقد ملا محمد ربیعی درآمد و با ایشان ازدواج نمود.
استاد محمد ربیعی فرزند مرحوم ملا عبدالحكیم در سال 1311 شمسی در روستای دراسب از توابع شهرستان دیواندره در استان كردستان دیده به جهان گشود. در سن 5 سالگی خواندن قرآن مجید را نزد مادر بزرگوارش به اتمام رساند.
مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموی گرامیشان ملا محمود ربیعی ـ رحمهما الله ـ فراگرفت و بعد از وفات ایشان نزد استادانی دیگر از كردستان ایران و عراق تحصیل علوم دینی را دنبال كرد.
از سن 12 سالگی به نوشتن علاقمند شد و وقایع روزانه را به صورت داستان در قالب نظم و نثر به رشته تحریر در می آورد. استاد پس از ختم قرآن و فراگرفتن مقدمات صرف و نحو در خدمت استاد دانا و فرزانه«سید علاءالدین حسینی» از «قشلاق سفید» از توابع دیواندره شروع به آموختن علوم دینی نمودند. در همان سنین جوانی در خدمت استادش رساله ایساعوجی در علم و منطق را مطالعه و آن را به فارسی ترجمه كرده بود. ازآن جا كه سید علاءالدین علاقه فراوانی نسبت به استاد ربیعی داشت به او پیشنهاد كرده بود كه من دخترم را برای تو نگاه داشته ام و دخترم نیز علاقمند است تا با شما ازدواج كند. این بود كه صغرا خانم دختر استاد علاءالدین حسینی به عقد ملا محمد ربیعی درآمد و با ایشان ازدواج نمود.
استاد ربیعی در قرائت قرآن صدای زیبا و رسایی داشتند. در سال 1345 به نمایندگی از طرف كشور ایران در مسابقات بین المللی در پاكستان شركت و در میان 22 قاری بزرگ جهان بعد از شیخ محمود الفخری از كشور مصر مشتركاً با استاد عبدالباسط مقام دوم را كسب می نمایند ونایب قاری جهان می گردد.
بعد از پایان مسابقات و بازگشت به ایران به خاطر تبحر و توانایی بالا در گویندگی زبان كردی به تهران آمده و در رادیو، برنامه دینی به زبان كردی اجرا می نمود و نیز در مدرسه «اردبیلی ها» و مسجد «عمادالدوله» به آموزش قرآن و تجوید به علاقمندان می پرداختند. پس از تأسیس رادیو كردی كرمانشاه بدانجا آمده و به عنوان گوینده رادیو كار خود را در كرمانشاه دنبال كردند و همزمان به عنوان خطیب و امام جمعه آن شهر انجام وظیفه نمودند.
استاد محمد ربیعی به همراه «علامه كاك احمد مفتی زاده» ـ رحمه الله ـ «دكتر مریدی» و «دكتر بقا سیدالشهدایی» همگام با مردم كرمانشاه و سایر شهرهای كردنشین قبل از انقلاب و بعد از انقلاب برای كاشتن نهال اسلامی تلاش نمودند و دوش به دوش مردم در كوی و خیابان و در مسجد و منبر و مجالس شعائر اسلامی را سر داده و در راه آرمانهای اسلامی تلاش كردند.
دانشمند فرزانه در كنار گویندگی رادیو، امام جمعه و خطیب مسجد امام شافعی كرمانشاه نیز بودند. در دوران امامت استاد ربیعی در كرمانشاه گروه كثیری از مردم كرمانشاه به مسجد امام شافعی روی آوردند و صفوف جماعت و جمعه به حدی رسید كه تعداد زیادی از مردم در خیابانهای اطراف مسجد و محل راسته بازار به نماز می ایستادند.
مردم كرمانشاه علاقه فوق العاده ای نسبت به استاد ربیعی داشتند و تمام مردم اهل سنت كرمانشاه و حتی عده ای از اهل تشیع برای حل مسائل خود به ایشان مراجعه می نمودند.
استاد سه بار ازدواج نموده و دو پسر و یك دختر از ایشان باقی است.
استاد دانا و عالم فرزانه محمد ربیعی در سن 63 سالگی و در تاریخ 13/9/1375 در جریان قتل های زنجیره ای شب هنگام توسط كوردلان تاریخ به شهادت رسید.
پر واضح است كه صداقت و درستی جاودانه است لذا هر چند تلاش زیاد كردند كه شهید شدن استاد ربیعی را همچون دیگر قربانیان این جنایات مرگ طبیعی (سكته قلبی)جلوه دهند؛ امّا به خواست خداوند پنهان¬بین، چند سال بعد، آن¬گاه كه جریان قتل¬های زنجیره¬ای، بر ملا شد، ــ مضاف بر شواهد روشن زمان شهادت ــ، معلوم شد كه ایشان هم یكی از مقاصد آن رسوایی وتوطئه شوم در كردستان و مناطق اهل سنّت بود؛ كه توسط بعضی از رسانه¬ها و شخصیت‌های آزاده و انسان دوست آشكار گردید.
آثار به جای مانده از استاد شهید محمد ربیعی:
1- آئینه اسلام
2- باقیات صالحات (8 جلد)
3- عالی جناب گوریل (رمان)
4- مالكیت در اسلام
5- عشق پایان ناپذیر
علاوه بر اینها دهها كتاب دیگر و صدهها كاست ضبط شده از این استاد فرزانه موجود و مورد استفاده عموم می باشد.
ایشان اشعاری در زمینه های خدا شناسی، مدح و ستایش، عرفان سیاسی و غیره به سه زبان كُردی، فارسی و عربی سروده اند كه در دیوانی به نام چهار فصل گرد آمده و هنوز به چاپ نرسیده است. این اشعار به 4000 بیت می رسد.
برنامه ها و فعالیت های استاد ربیعی به صورت اختصار:
1- احیاء زبان،فرهنگ و لباس كردی
2- احیاء تفكر اسلامی و زدودن آثار خرافات و بدعت از چهره ی دین
3- نویسندگی و شاعری
4- وعظ، سخنرانی و ارشاد مسلمین و مبارزه در راه اسلام
5- اندیشه ایجاد كتابخانه ملی كردی و تدریس زبانهای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی
6- دعوت از اساتید برجسته كشورهای اسلامی و عربی برای تدریس در مسجد جامع امام شافعی كرمانشاه
7- احیای آزادی بیان،اندیشه و…
8- مبارزه با فساد سیاسی استعمار و استبداد
9- توزیع مواد غذایی و تأمین مایحتاج ضروری فقرا از طریق كمكهای مردمی و تحت پوشش قرار دادن آنها زیر نظر مسجد امام شافعی و …
چند بیت از اشعار استاد شهید:
بلبلا هم قفس زاغ سیاهی چه عجب
كه در این باغ كسی گلبن بیخار ندید
گرزنادانی و نا اهلی او در عجبی
غیر خوناب، طبیب از دل بیمار ندید
——————————————
هر جا كه دلی هست دل آزاری هست
هرجا كه گلی هست در آن خاری هست
گویند به هرجای كه باشد گنجی
افسوس كه اندر كنفش ماری هست
—————————————–
استاد در تفسیر آیه 83 سوره «اسرا» می فرماید:
زانعمنا علی الانسان اعرض
بیاموز این نصیحت ای برادر
مشو غره به مال و جاه دنیا
روحش شاد و یادش همواره جاودان و گرامی در دلها