همه چیز درباره ی جنیان

19 مارس

استاد سید سابقجن يا پري موجوداتي روحاني اند و مانند انسان داراي اراده و اختيار و تكليف مي باشند؛ ولي جسم مادي بشر را ندارند، غير مرئي و نا شناخته اند. شكل و صورت حقيقي آنها ديده نمي شود؛ اما توان اين را دارند كه به قالب شكل در آيند.
راه شناخت آنها
وحي، تنها منبعي است كه ما را با جهان اين موجودات آشنا مي سازد. قرآن و سنت صحيح پيامبر (ص) ما را ارشاد مي كنند تا بدانيم: كه پريان از چه چيزي آفريده شده اند، راه و روش هر كدام از قبايل و طوايف آنها چگونه است؟ و نحوه ي تكليف و گوش دادنشان به تلاوت قرآن پيامبر (ص) به چه شيوه اي بوده است؟
ماده اي كه از آن آفريده شده اند
خداوند پاز و منزه در باره ي اصل ماده يآُرينش جنيان چنين مي فرمايد: (وقلد خلقنا الانسان من صلصالٍ من حَمَأٍ مسنونٍ والجانّ خلقناه من قبلُ من نارٍ السّموم)_ (حجر:26-27) «همانا ما انسان را از گل و لاي كهنه ي تغيير يافته بيافريديم و طايفه ي جنيان را از آتش گدازنده ي (بي دود) خلق كرديم».
از اين دو آيه موارد زير استنباط مي گردد:
1- ابتدا انسان از خاك آفريده شده، سپس با آب تركيب يافته و به گل تبديل گشته است. بعد در اثر مجاورت گل با آب سياه گشته و به گل ولاي كهنه و خشك تغير پيدا نموده است.
2- جنيان هم ابتدا از شعله ي خالص آشت خلق شده اند.
3- جنيان پيش از انسان آفريده شده اند.
قبايل و طوايف جنيان
جنها قبايل و دستجات متعددي دارند: بعضي ها در انجام اعمال خير و پاكيها استقامت مي ورزند و برخي چنين نيستند. برخي ها غافل و سفيه اند و گروه بيشتر آنها كافر و منحرف مي باشند. خداوند در باره ي آن دسته اي كه با تلاوت قرآن گوش فرا دادند، مي فرمايد: (و أنّا منا المسلمون و مِنّا القاسطون، فمن أَسلَمَ فأولئِك تَتَحَرَّوا رَشَدا و امّا القاسطون فكانوا لجهنَّمَ حَطَبا) _(جن :14-15) «در ميان ما، فرمانبرداران و منحرفان و بيدادگرانند آنان كه فرمانبردارند، هدايت و خير را برگزيده اند اما آنان كه ستمگر و بيداد گرند هيزم و هيمه ي دوزخ هستند».
يعني برخي از پريان مسلمانند و برخي ديگر مشرك و كافر. اما آناني كه فرمانبردارند، راه هدايت را برگزيده اند ولي ستمگران هيزم جهنم اند. خداوند مي فرمايد: (أَنّا منا الصالحون و منَّا دونَ ذلك كنّا طرائق قدداً) (جن:11) «برخي از ما تسليم فرمان خدا و پرهيز گارند و بعضي از ما جز اين (يعني نارمان و بي دين) اصلاً ما فرقه ها و گروه هاي متفاوت و گناگوني هستيم».
يعني دسته اي از آنها كاملاً پرهيزكار و اصلاحگرند و دسته اي كمتر و مانند انسان گروهها و مذاهب مختلفي دارند.
پريان هم مانند انسان موجوداتي مكلفند
پريان نيز همچون انسان، موجودات مكلفي هستند و پيامبرشان از اولاد آدميان مي باشد. خداوند پاك و منزه مي فرمايد: (يا معشَرَ الجنِّ والانسِ اَلَمْ يأتكم رُسُلٌ منكم يقصُّون عليكم آياتي و يُندرُونكم لقاءٍ يومِكم هذا؟ قالو شهدنا علي انفسنا و غرّتهم الحياةُ الدّنيا و شهدوا علي أَنفسهم أَنَّهم كانوا كافرين) _(انعام:130) «اي جنيان و اي انسانها آيا پيامبراني از خود تان به سوي شما نيامدند مي گويند: ما عليه خود گواهي مي دهيم. زندگي جهان، آنان را گول زد و عليه خود گواهي مي دهند (ومي گويد) كه ايشان كافر بوده اند». (سنفرغ لكم ايها الثقلان، فبأيِّ آلاءِ ربّكما تكذَبان، يا مشَرَ الجنِّ والانسِ ان اِستطعتم أَنْ تنفذُوا مِن أَقطار السمواتِ والرضِ فانفذوا لا تنفذونَ الا بسلطانٍ فبايِّ آلاءِ ربّكما تُكذِّبان)  _الرحمن:31-34). «اي پريها و اي انسانها به حساب شما خواهيم پرداخت. پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را انكار و تكذيب مي كنيد. اي گروه پريها و انسانها! اگر مي توانيد از نواحي آسمانها و زمين بگذريد، بگذريد، و ليكن نمي توانيد بگذريد مگر با قدرت عظيم (مادي و معنوي) پس كداميك از نعمتهاي پروردگار تان را تكذيب مي كنيد؟» معني آيات: اي گروه جن و انسان! شما را دقيقاً حسابرسي خواهيم كرد. ثقلان (انس و جن مثناي (ثقل) است؛ يعني هر چيزي كه براي آن وزن و قدري هست.
اي گروه پريها و انسانها اگر مي توانيد از چنگال عدالت الهي بگريزيد و از گوشه ها و كناره هاي آسمانها و زمين بگذريد و فرار كنيد تا از حسابرسي الهي برهيد، اين كار را بكنيد؛ ولي قادر به چنين كاري نخواهيد بود مگر با سلطه ي مادي و معنوي كه چنين چيز برايتان ممكن نيست.
گروهي از جنيان، آيات قرآن را از پيامبر خدا استماع كردند و پيامبر 9ص) نه آنها را ديد و نه حضور شان را احساس كرد. در اين باره خداوند مي فرمايد: (و اِذْ صرفنا اليك نفراً مِن الجنِّ يستمعون القرآن، فلما حَضَروُهُ قالوا أَنصتوا فَلَمَّا قُضى وَلَّوا الي قومِهِم مُنذرين. قالوا: يا قومَنا اِنّا سمعنا كتاباً اُنزِلَ من بعدِ موسي مصدّقاً لما بين يديه يهدي الي الحقّ والي طريقٍ مستقيم. يا قومَنا أجيبوا داعِيِ اللهِ وآمنوا بهِ يغفِرْ لكم من ذنوبكم و يُجركم من عذابٍ اليم. و مَنْ لا يُجِبْ داعي الله فليس بمعجزٍ في الارض و ليس له من دونه اولياءَ اولئك في ضلال مبين) _(احقاف:29-32)
«ياد آر وقتي را كه ما تني چند از جنيان را متوجه تو گردانيديم تا استماع آيات قرآن كنند.ت چون نزد (رسول) رسيدند باهم گفتند گوش دهيد چون قرائت مام شد (ايمان آوردند) و به سوي قوم خود براي تبليغ و هدايت باز گشتند و گفتند اي طايفه ي ما، ما آيات كتابي را شنيديم كه پس از موسي نازل شده، در حالي كه كتب آسماني (تورات و انجيل) را كه در مقابل بود براستي تصدي قم ي كرد و خلق را به سوي حق و طريق مستقيم هدايت مي فرمود. اي طايفه! شما هم دعوت خدا را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا خدا از گناهانتان در گذرد و شما را از عذاب دردناك نگاه دارد و هر كه داعي حق (محمد) را اجابت نكند، در زمين (پناهي از عذاب خدا نخواهد يافت) و جز او هيچ يار و ياوري نخواهد داشت و چنين كساني دانسته در ضلالت و گمراهي هستند».
ابن عباس (رض) مي فرمايد: پيامبر خدا (ص) نه قرآن را براي جنيان خوانده و نه آنها را ديده است؛ بلكه با گروهي از يارانش به طرف بازار عكاظ رفتند. نا گهان بين شياطين و خبر آسماني حايل بر قرار شد و به سوي آنها شهاب كوبنده فرستاده شد. شياطين به سوي طايفه و قوم خود باز گشتند. پس گفتند: چه چيز روي داده است؟ گفتند: بين ما و خبر آسماني مانع ايجاد شده و شهاب كوبنده به سويمان ارسال مي شود. گفتند: حتماً چيزي روي داده است. پس برويد و مشارق و مغارب زمين را بگرديد، تا اينكه گروهي از آنها رفته و پيامبر(ص) و يارانش را در حال برگزاري نماز صبح در تهامه يافتند. هنگامي كه صداي تلاوت قرآن را شنيدند به آن گوش دادند و گفتند اين همان چيزي بود كه بين ما و خبر آسماني دگرگوني و مانع ايجاد كرد. پس پيش قوم خود باز گشتند و گفتند: «اي طايفه ما، از قرآن آيات عجيبي مي شنويم. اين قرآن خلق را به راه خير و صلاح هدايت مي كند. بدين سبب ما به آن ايمان آورديم و هر گز به خداي خود مشرك نخواهيم شد. پس خداوند اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: (قل اُوحِيِ إليَّ أنّهُ استمَعَ نفرٌ من الجنِّ)  اي رسول گرامي بگو مرا وحي رسيد كه گروهي از جنيان آيات قرآن را استماع كردند.
بيهقي گويد: «اين حديث كه ابن عباس روايت مي كند، مربوط به آن اوايلي بوده كه جنيان به تلاوت قرآن رسول خدا (ص) گوش فرا داده و وضعيت او را مي دانستند. در اين هنگام پيامبر (ص) آنها را نديده و برايشان چيزي تلاوت نفرمود. بعد از اين حادثه بود كه نماينده ي جنيان نزد پيامبر (ص) آمد و پيامبر (ص) قرآن را بر او تلاوت فرموده و گنها را به دين خدا دعوت كرد…»
اين حديث اشاره دارد به روايت احمد و مسلم و ابو داود و ترمذي از علقمه كه گفت: به ابن مسعود گفتم: آيا كسي از شما در آن شب (ملاقات جنيان) با پيامبر خدا (ص) حضور داشت؟ گفت: كسي از ما با او نبود. ولي يك شب در مكه او (ص) را گم كرديم. گفتمي: چه به سرش آمده است. احتمالاً به او سوء قصدي شده و يا حادثه اي برايش پيش آمده. تمام طول شب را با آن گروه سپري كرديم. صبح شد ناگهان پيامبر (ص) از طرف كوه حراء پيدا شد. ما جراي گذشته ي خود را برايش تعريف كرديم فرمود: نماينده ي جنيان نزد من آمد. پس برايشان قرآن تلاوت كردم به سوي آنها رفتم و قرآن را برايشان خواندم پس او رفت. حضرت (ص) آثار آتش و كوچ آنها را به ما نشان داد از پيامبر توشه راه در خواست كرده بودند پس گفت: غذاي شما جنيان هر استخواني كه گوشت دار و بدون گوشت كه برآن نام خدا ذكر شده باشد و پس مانده و فضله و مدفوع علفي كه حيوانات شما آن را خورده اند.
جنيان علم غيب نمي دانند
علم غيب مخصوص خداوند است. و او كسي را بر غيب و اسرار نهاني خود آگاه نمي سازد؛ مگر آن مقدار يكه خود بخواهد تا به وسيله برخي از پيامبران و فرستادگانش به مردم ابلاغ كند. (عالم الغيب فلا يُظهِرُ علي غيبِه أحداً الاّ مَن ارتَضَي من رسولٍ فانَّهُ يَسلُكُ من بين يديه و مِنْ خلْفِهِ رَصَداً)_ (جن:26-27) «داننده ي غيب خدا است. و هيچ كس را بر غيب خود آگاه نمي سازد مگر پيغمبري كه خدا از او خشنود باشد. خدا محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي سازد». يعني خداوند براي محافظت آن گروه از پيامبران، كه مي خواهد بر برخي از امور غيب مطلع شان سازد، فرشتگان و نگهباناني قرار مي دهد تا آنها را از شياطين و پريان و وسوسه هاي ايشان، مراقبت و محافظت نمايند. قرآن كريم در سر گذشت سليمان پيامبر مي فرمايد:
(فلّما قضينا عليه الموتَ مادلّهم علي موتِهِ اِلاّ دابةُ الارضِ تَأْكُلُ مَنسأَتَهُ فلّما خرَّ تَبيّنَتْ الجنُّ أَنه لو كانوا يعلمون الغيب مالَبثوا في العذاب المهين)_ (سبأ:14) «زماني كه بر سليمان مرگ مقرر داشتيم، جنيان را از مرگ او نياگاهانيد مگر چو بخواره ها يكه عصاي وي را ميخوردند. هنگامي كه سليمان فرو افتاد فهميدند كه اگر آنان از غيب مطلع مي بودند در عذاب خواركننده (و بيگاري و اسارت) باقي نمي ماندند».
كنترل حضرت سليمان بر جنيان
خداوند، جنيان را به زير فرمان سليمان پيامبر (ع) در آورد. و تا آنجايي كه مي دانيم جز او (ع) براي هيچ يك از پيامران چنين حادثه اي اتفاق نيافتاده است. (فسخّرنا لَهُ الرّريحَ تجري بأمرِهِ رُخاءً أُصابَ والشياطين كُلَّ بنّاءٍ و غوّاصٍ و آخرين مقرَّنينَ في الأصفاد هذا عطاوُنا فامنُنْ أو أَمسِك بغير حساب) _(ص:36-39) «پس ما باد را به زير فرمان او در آورديم باد برابر فرمانش به هر كجا كه مي خواست، آرام حركت مي كرد… و به زير فرمان او در آورديم همه ي بناها و غواصان ديو را. و گروه ديگري از ديوها را در غل و زنجير به زير فرمان او كشيديم. اين عطاي ماست، پس ببخش يا بازدار، بدون حساب هيچگونه حساب و كتابي». (ومن الجنّ مَنْ يعمل بين يديه بإذنِ ربِّهِ و من يِزغْ منهم عن أَمْرِنا نُذقْهُ مِنْ عذاب السَعير يعملون له ما يشاءُ مِنْ محاريبَ و تماثيلَ و جفانٍ كالجواب و قدورٍ راسيات)_ (سبأ:12-13). «(پروردگار) گروهي از جنيان را رام او كرده و در پيش او كار مي كردند و اگر يكي از آنها از فرمان ما سر پيچي مي كرد از آتش سوزان بدو مي چشانيديم آنان هر چه را سليمان مي خواست برايش درست مي كردند از قبيل: پرستشگاههاي عظيم، مجسمه ها، ظرفهاي بزرگ غذا خوري همانند حوضها و ديگهاي ثابت».
حضرت سليمان از يكي از اطرافيانش در خواست كرد تا تخت عظيم بلقيس را نزد او بياورد. فرمود: (أَيّكم يأتني برعشها قبلَ أَنْ يأتوني مسلمين. قال عفريتٌ من الجنّ أَنا آتيك بهِ قبلَ أَنْ تقومَ مِنْ مقامِك و إنِّي عليه لقويٌ أمين)_ (النمل:38-39) «كداميك از شما مي تواند تخت او را پيش من حاضر آورد. قبل از آنكه نزد من بيايند و تسليم شوند. عفريتي از جنيان گفت: من آن را براي تو حاضر مي آورم پيش از اينكه تو از جاي برخيزي و من بر آن توانا و امين هستم».
حضرت ابو هريره (رض) از پيامبر (ص0 روايت مي كند كه فرمود: عفريتي از جنيان ديشب گريخت تا نمازم را قطع كند. خداوند او را در چنگ من گرفتار كرد. پس او را گرفتم خواستم تا او را به يكي از ستونهاي بيرون مسجد ببندم تا همه ي شما او را ببينيد. پس دعاي برادرم سليمان (ع) را به خاطر آوردم كه فرمود: «ربِّ هب لي ملكاً لا ينبغي لأحدٍ من بعدي) خدايا به من ملكي عطا كن كه كسي پس از من آن را دارا نباشد. من هم او را ناميدانه باز گردانيدم.

منبع: کتاب «عقاید اسلامی»

نوشته: استاد سید سابق

ترجمه: علی آقا صالحی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: