اسلام چیست؟!

6 اکتبر
امام ابوالاعلی مودودیچهارمین فلسفه ی ماوراء طبیعی که انبیاء آن را ارائه نموده اند اسلام می باشد و خلاصه آن از این قرار است:  همه ی هستی و کائنات گسترده در پیرامون ما – که انسان هم جزئی از آن است – در اصل قلمرو یک پادشاه و سلطان است. اوست که آن را آفریده و تنها مالک و حاکم آن هم اوست. در این مملکت فرمان کسی بجز او اجراء نمی شود. همه تابع فرمان او هستند و همه ی اختیارات کاملا” در دست همین مالک و فرمانروای واحد می باشد. انسان در این مملکت یک رعیت مادرزادی است، یعنی رعیت بودن یا نبودن به رضایت او بستگی ندارد، بلکه او رعیت آفریده شده است و نمی تواند جز رعیت چیز دیگری باشد.
در این نظام خودمختاری و غیر مسئول بودن انسان هیچ جایگاهی ندارد و فطرتا” و طبیعتا” همچنین چیزی خارج از امکان است. به عنوان یک رعیت مادرزادی و جزئی از این هستی، هیچ راهی جز این ندارد که او هم مانند سایر افراد مملکت از اوامر فرمانروا پیروی نماید. او حق ندارد شخصا” برای خودش تکلیف و برنامه ی زندگی وضع نماید. کار او صرفا” این است که از دستورات و رهنمودهایی که از سوی مالک الملک می آید پیروی کند. تنها وسیله رسیدن این رهنمودها به انسان وحی است. انسان هایی که به وسیله ی آنان وحی می آید پیامبرانند؛ ولی مالک کائنات، برای انتحان و آزمایش انسان این روش لطیف را برگزیده که هم خودش را پشت پرده قرار داده و هم همه ی نظام درونی سلطنتش را که به وسیله ی آن به تدبیر و اداره ی امور می پردازد، مخفی نگه داشته است. این سلطنت بگونه ای می چرخد که در ظاهر نه حاکم آن دیده می شود و نه کارپردازان آن. انسان صرفا” کارخانه ای را در پیرامون خود در حال چرخش می یابد و با حواس ظاهری  اش به هیچ وجه احساس نمی کند، که من محکوم کسی هستم و باید به او حساب پس دهم. در عالم عیان و شهود نیز نشانه هایی روشن و غیر قابل انکار وجود ندارد که از آن  ها، حاکمیت و فرمانروایی عالم و محکومیت و مسئولیت (Responsibility ) انسان بگونه ای غیر مشتبه برای او روشن شود و او چاره ای جز پذیرفتن آن را نداشته باشد. پیامبران هم که می آیند اینگونه نمی آیند که نزول بر آنان از عالم بالا، قابل رؤیت باشد و یا این که چنین دلیل و نشانه  ای صریح و روشن همراه آنان باشد که با مشاهده اش چاره ای جز پذیرفتن پیامبری آنان نماند. این است که انسان تا حدی خودش را مختار می بیند. اگر بخواهد شورش و طغیان کند به او قدرت و توان آن داده می شود، وسایل و امکاناتش برای او فراهم می شود و مهلتی طویل و دراز به او داده می شود، تا جایی که تا رسیدن به آخرین مرزهای شرارت و عصیان با هیچ مانعی برخورد نمی کند؛ اگر خواسته باشد به بندگی دیگران، بجز مالک هستی بپردازد باز هم به صورت قهری از آن باز داشته نخواهد شد؛ به او آزادی کامل داده می شود تا بندگی، عبادت و اطاعت هر کسی را که خواسته باشد انجام دهد. در هر دو صورت شورش و بندگی غیر، رزق و روزی اش کماکان به او می رسد؛ اسباب و متاع زندگی ، وسایل کار و امکانات رفاهی برحسب جایگاه و تلاش به خوبی به او می رسد و تا هنگام مرگ این چیزها به همین منوال ادامه دارد.هیچ گاه چنین نشده است که یک باغی و یابنده ی غیر، صرفا” بخاطر این جرم از اسباب مادی دنیا محروم شود. این صرفا” بدان جهت است که آفریننده می خواهد در رابطه با قوه های عقل و خرد، تشخیص، استدلال، اراده، اختیار و گونه ای توان تصرف حاکمانه که بر مخلوقات بیشمارش به انسان داده است، او را بیازماید. برای تکمیل همین آزمایش بر روی حقیقت پرده ای از غیب افکنده است، تا عقل انسان آزمایش شود. آزادی انتخاب به او داده شده است، تا از این جنبه آزموده شود که آیا بعد از شناخت حق، بدون گونه اجباری با کمال رضایت و علاقه از آن پیروی می کند و یا اینکه تن به بردگی خواسته ها می دهد و از آن روی بر می تابد.
اگر امکانات و اسباب زندگی و آزادی عمل بدو داده نشود، آزمودن شایستگی و عدم شایستگی او ممکن نخواهد بود. از آنجا که زندگی این دنیا زمان این آزمایش است، در اینجا نه حساب و نه کتابی است و نه کیفر و جزایی. هرچه در اینجا به انسان داده می شود، پاداش اعمال خوب به شمار نمیرود، بلکه وسیله امتحان است. مصایب، مشکلات و سختی هایی که پیش می آیند نیز مجازات اعمال بد نیستند، بلکه بیشتر به مثابه ی نتایجی اند که به حکم قانون طبیعی که نظام این دنیا برآن استوار شده است خودبه خود ظاهر می شوند.زمان حساب و کتاب واقعی اعمال و بررسی و صدور حکم در مورد آن ها بعد از پایان یافتن مهلت این زندگی است و نام همین زمان آخرت می باشد. لذا نتایجی که در این دنیا ظاهر می شوند، نمی توانند معیار درست و یا غلط بودن، خوب و یا بد بودن، قابل اخذ و یا ترک بودن راه و روش و یا عملی قرار گیرند. معیار واقعی، نتایجی است که در آخرت بدست می آید.پی بردن به اینکه نتیجه ی چه راه و روش و عملی در آخرت بد و یا خوب خواهد بود، صرفا” از راه وحی بدست می آید که از سوی خدا بر پیامبران نازل شده است. بدون در نظر گرفتن جزییات و تفصیلات، مهمترین مسئله ای که رستگاری و خسران اخروی بدان بستگی دارد، این است که اولا” آیا انسان با استفاده ی درست از نیروی فکر و اندیشه و استدلال خود، حاکم واقعی بودن خداوند متعال و حقانیت پیام و هدایتی را که از سوی او آمده است می شناسد یا خیر؟ ثانیا” بعد از شناخت این حقیقت، آیا او با وجود داشتن آزادی انتخاب، با رضایت و علاقه در برابر حاکمیت خداوند متعال و اوامر شرعی او سر تسلیم فرود می آورد یا خیر، این است نظریه ای که از همان آغاز، انبیاء آن را ارائه می کرده اند و همین است نظریه ای که بر مبنای آن توجیه و تفسیر کامل(Explanation ) همه ی واقعیت های موجود جهان ممکن بوده و تفسیر همه ی آثار کائنات( phenomena) در آن موجود است و هیچ مشاهده و تجربه  ای نمی تواند آن را ابطال نماید.
این نظریه، یک نظام فلسفی کاملا”مستقل بوجود می آورد که با نظام های جاهلی از لحاظ ماهیت و بنیاد کاملا” متفاوت است. گنجینه ی تمام اطلاعات و داده های موجود در رابطه با کائنات و وجود خود انسان را به شکل دیگری مرتب می کند که با ترتیب علوم جاهلی کاملا” متباین و متفاوت است. برای رشد و پروراندن ادب و هنر(Art and literature) راه و روش دیگری اختیار می کند که با همه ی طرق ادب و هنر جاهلی تفاوت دارد. در همه ی امور و مسایل زندگی نقطه نظر و هدف خاصی ایجاد می کند که با اهداف و نقطه نظرهای جاهلی از لحاظ روح و جوهر هیچ گونه سنخیتی ندارد. برای اخلاق نظام دیگری پدید می آورد که با اخلاقیات جاهلی هیچ تناسبی ندارد و سپس فرهنگی که بر این بنیان های علمی و اخلاقی پدید می آید قطعا” از لحاظ ماهیت با همه ی فرهنگهای جاهلی متفاوت خواهد بود برای حفظ و نگهداری آن نیز نظام آموزشی ویژه ای که اصول آن با اصول هر نظام آموزشی جاهلی کاملا” متضاد است، مورد نیاز خواهد بود. خلاصه روح حاکم بر تاروپود و همه ی ریشه ها و رگ  های این فرهنگ روح حاکمیت خدای واحد و قهار، اعتقاد آخرت و محکوم و مسئول بودن انسان خواهد بود. برخلاف فرهنگ های جاهلی که در همه ی نظام آنها روح خودمختاری، بی بندوباری و غیر مسئول بودن انسان جاری و ساری است.
بنابراین نمونه ها والگوهای انسانی که محصول فرهنگ ایجاد شده  ی انبیا است، ظاهر و باطن و رنگ و روغن آن از الگو و نمونه ی انسانی که محصول فرهنگ جاهلی باشد، در همه  ی عناصر و ابعادش متفاوت خواهد بود. تمدنی که بر این مبنا بوجود می آید همه  ی جزییات نقش آن از نقشهای دیگر تمدن های دنیا متفاوت خواهد بود. این تمدن در همه  ی ابعادش در طهارت و نظافت، خورد و خوراک، نحوه  ی زندگی، اداب و رسوم، رفتارهای شخصی، نحوه  ی کسب و درآمد، چگونگی مصرف ثروت، زندگی زناشویی، زندگی خانوادگی، آداب اجتماعی، روش ها وآداب مجالس، صورت  های گوناگون روابط انسان با انسان، معاملات و داد وستد، نحوه  ی تقسیم ثروت، روش اداره کشور، تشکیل حکومت، جایگاه فرمانروا و رئیس دولت، روش شورا، اصول قانون، روش استخراج ضوابط جزئی از این اصول، قضا، پلیس، نظام بازرسی و نظارت عمومی، صنعت بازرگانی، خط مشی رسانه ها و همه ی اداره های دیگر، نحوه  ی آموزش و سامان دهی نیروهای انتظامی و امور صلح و جنگ، از خودش روش های خاصی خواهد داشت. در هر بعد و جنبه ای یک خط امتیاز واضح آن را از تمدنهای دیگر متمایز می کند و در هر چیز آن از اول تا آخر، نقطه نظر خاص، هدف خاص و رویه ی اخلاقی ویژه ای نهفته است که با حاکمیت مطلق خدای واحد و محکوم بودن و مسئول بودن انسان و هدف بودن آخرت بجای دنیا ارتباط مستقیم دارد.
……………………..
منبع : تجدید و احیای دین
مؤلف : امام ابوالاعلی مودودی
مترجم : سلیم قنبرزهی
انتشارات : نشر احسان
به نقل از: نوگرا

2 پاسخ to “اسلام چیست؟!”

  1. محمد نوامبر 24, 2010 در 4:59 ب.ظ. #

    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    مطلب بسیار جالبی بود آیا می_توانید کتاب مصطلحات اربعه_ی این دانشمند اسلامی را در سایتتان در اختیار ما قرار دهید

    • ناجی کرد نوامبر 27, 2010 در 3:29 ب.ظ. #

      و علیکم السلام و رحمه الله و برکاه
      متاسفانه نسخه ی تایپ شده این کتاب ارزشمند را در اختیار ندارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: