بایگانی | اکتبر, 2010

گوگل، سنی آنلاین را خطرناک اعلام کرد+توضیح سنی آنلاین

7 اکتبر
گوگل سنی آنلاین را خطرناک اعلام کردبه گزارش تارنمای ناجی کرد، موتور جستجوگر گوگل در اقدامی مشکوک پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین را «مشکوک به سایت های فیشینگ» نامید. فیشینگ نوعی حمله ی اینترنتی است که هدف آن سرقت اطلاعات شخصی کاربران است. هنگامی که صفحه ی ورودی سایت سنی آنلاین را می گشاییم با صفحه ای مواجه می شویم که در آن نوشته شده است:
» هشدار: مشکوک به سایت های فیشینگ»
در ذیل این صفحه نیز آمده است:
«وب سایت سنی آنلاین به عنوان یک سایت فیشینگ گزارش داده شده است. سایت های فیشینگ با حقه بازی اطلاعات شخصی یا مالی کاربران را افشا می کنند. این سایت ها اغلب تظاهر به نمایندگی از نهادهای مورد اعتماد مانند بانک می کنند»
این هشدار با ورود به سایت سنی آنلاین با مرورگر گوگل کروم قابل رویت است. اما با مرورگر فایرفاکس متن هشدار به شکل زیر است:
گوگل سنی آنلاین را خطرناک اعلام کرد
در این مرورگر هشدار داده شده است که این سایت جاعل اسناد بوده و بر روی تنظیمات امنیتی شما بلوک و مسدود شده است.
این اقدام مشکوک گوگل در حالی صورت می گیرد که سایت سنی آنلاین بارها از سوی مقامات ایرانی مسدود شده است.
هنوز سایت سنی آنلاین به این موضوع واکنش نشان نداده است.
شایان ذکر است که مرورگر اینترنت اکسپلورر بدون هیچ گونه مشکلی، سایت سنی آنلاین را بارگزاری می کند.
خبر تکمیلی: همان گونه که تارنمای ناجی کرد هم اعلام نمود سایت سنی آنلاین توسط گوگل به عنوان سایت خطرناک معرفی شده بود. امروز مدیران سنی آنلاین در اطلاعیه ای با موضوع «توضیحی پیرامون حملات گسترده اینترنتی به سایت سنی آنلاین» نسبت به اختلالات به وجود آمده توضیحاتی ارائه دادند. تارنمای ناجی کرد ضمن ابراز مسرت از حل این مشکل امیدوار است که سنی آنلاین بتواند در خدمت به جامعه ی اهل سنت هم چنان پایدار و پاینده باشد.

توسعه پذیری دین

6 اکتبر

jتوسعه پذیری دینشناخت به اهمال در قضاوت ودر نتيجه گمراهی ويک سويه نگری نگردد، بايد بدور از نوع تلقی های بعضيها به معرفت وشناخت مستدل دست بوده، قابليت تطور ورشد يافتگی را ندارد ، احکامش با تغيير زمان، تفاوت مکان وحالات مختلفه انسان همنوا نيست وزندگی که بر مبنای دين پايه گذاری شده باشد ،محکوم ميان بنده وپروردگارش باشد چيزی ديگر بر شمرده نشود, واگر از اين قفس هم بر آمد،به هيچ حالی نبايد از دايرۀمسجد پا را فراتر نهد ،آن هم مسجدی که خاص برايش تعيين شده …..! نه بر عکس .

اسلام چیست؟!

6 اکتبر
امام ابوالاعلی مودودیچهارمین فلسفه ی ماوراء طبیعی که انبیاء آن را ارائه نموده اند اسلام می باشد و خلاصه آن از این قرار است:  همه ی هستی و کائنات گسترده در پیرامون ما – که انسان هم جزئی از آن است – در اصل قلمرو یک پادشاه و سلطان است. اوست که آن را آفریده و تنها مالک و حاکم آن هم اوست. در این مملکت فرمان کسی بجز او اجراء نمی شود. همه تابع فرمان او هستند و همه ی اختیارات کاملا” در دست همین مالک و فرمانروای واحد می باشد. انسان در این مملکت یک رعیت مادرزادی است، یعنی رعیت بودن یا نبودن به رضایت او بستگی ندارد، بلکه او رعیت آفریده شده است و نمی تواند جز رعیت چیز دیگری باشد.
در این نظام خودمختاری و غیر مسئول بودن انسان هیچ جایگاهی ندارد و فطرتا” و طبیعتا” همچنین چیزی خارج از امکان است. به عنوان یک رعیت مادرزادی و جزئی از این هستی، هیچ راهی جز این ندارد که او هم مانند سایر افراد مملکت از اوامر فرمانروا پیروی نماید. او حق ندارد شخصا” برای خودش تکلیف و برنامه ی زندگی وضع نماید. کار او صرفا” این است که از دستورات و رهنمودهایی که از سوی مالک الملک می آید پیروی کند. تنها وسیله رسیدن این رهنمودها به انسان وحی است. انسان هایی که به وسیله ی آنان وحی می آید پیامبرانند؛ ولی مالک کائنات، برای انتحان و آزمایش انسان این روش لطیف را برگزیده که هم خودش را پشت پرده قرار داده و هم همه ی نظام درونی سلطنتش را که به وسیله ی آن به تدبیر و اداره ی امور می پردازد، مخفی نگه داشته است. این سلطنت بگونه ای می چرخد که در ظاهر نه حاکم آن دیده می شود و نه کارپردازان آن. انسان صرفا” کارخانه ای را در پیرامون خود در حال چرخش می یابد و با حواس ظاهری  اش به هیچ وجه احساس نمی کند، که من محکوم کسی هستم و باید به او حساب پس دهم. در عالم عیان و شهود نیز نشانه هایی روشن و غیر قابل انکار وجود ندارد که از آن  ها، حاکمیت و فرمانروایی عالم و محکومیت و مسئولیت (Responsibility ) انسان بگونه ای غیر مشتبه برای او روشن شود و او چاره ای جز پذیرفتن آن را نداشته باشد. پیامبران هم که می آیند اینگونه نمی آیند که نزول بر آنان از عالم بالا، قابل رؤیت باشد و یا این که چنین دلیل و نشانه  ای صریح و روشن همراه آنان باشد که با مشاهده اش چاره ای جز پذیرفتن پیامبری آنان نماند. این است که انسان تا حدی خودش را مختار می بیند. اگر بخواهد شورش و طغیان کند به او قدرت و توان آن داده می شود، وسایل و امکاناتش برای او فراهم می شود و مهلتی طویل و دراز به او داده می شود، تا جایی که تا رسیدن به آخرین مرزهای شرارت و عصیان با هیچ مانعی برخورد نمی کند؛ اگر خواسته باشد به بندگی دیگران، بجز مالک هستی بپردازد باز هم به صورت قهری از آن باز داشته نخواهد شد؛ به او آزادی کامل داده می شود تا بندگی، عبادت و اطاعت هر کسی را که خواسته باشد انجام دهد. در هر دو صورت شورش و بندگی غیر، رزق و روزی اش کماکان به او می رسد؛ اسباب و متاع زندگی ، وسایل کار و امکانات رفاهی برحسب جایگاه و تلاش به خوبی به او می رسد و تا هنگام مرگ این چیزها به همین منوال ادامه دارد.هیچ گاه چنین نشده است که یک باغی و یابنده ی غیر، صرفا” بخاطر این جرم از اسباب مادی دنیا محروم شود. این صرفا” بدان جهت است که آفریننده می خواهد در رابطه با قوه های عقل و خرد، تشخیص، استدلال، اراده، اختیار و گونه ای توان تصرف حاکمانه که بر مخلوقات بیشمارش به انسان داده است، او را بیازماید. برای تکمیل همین آزمایش بر روی حقیقت پرده ای از غیب افکنده است، تا عقل انسان آزمایش شود. آزادی انتخاب به او داده شده است، تا از این جنبه آزموده شود که آیا بعد از شناخت حق، بدون گونه اجباری با کمال رضایت و علاقه از آن پیروی می کند و یا اینکه تن به بردگی خواسته ها می دهد و از آن روی بر می تابد.
اگر امکانات و اسباب زندگی و آزادی عمل بدو داده نشود، آزمودن شایستگی و عدم شایستگی او ممکن نخواهد بود. از آنجا که زندگی این دنیا زمان این آزمایش است، در اینجا نه حساب و نه کتابی است و نه کیفر و جزایی. هرچه در اینجا به انسان داده می شود، پاداش اعمال خوب به شمار نمیرود، بلکه وسیله امتحان است. مصایب، مشکلات و سختی هایی که پیش می آیند نیز مجازات اعمال بد نیستند، بلکه بیشتر به مثابه ی نتایجی اند که به حکم قانون طبیعی که نظام این دنیا برآن استوار شده است خودبه خود ظاهر می شوند.زمان حساب و کتاب واقعی اعمال و بررسی و صدور حکم در مورد آن ها بعد از پایان یافتن مهلت این زندگی است و نام همین زمان آخرت می باشد. لذا نتایجی که در این دنیا ظاهر می شوند، نمی توانند معیار درست و یا غلط بودن، خوب و یا بد بودن، قابل اخذ و یا ترک بودن راه و روش و یا عملی قرار گیرند. معیار واقعی، نتایجی است که در آخرت بدست می آید.پی بردن به اینکه نتیجه ی چه راه و روش و عملی در آخرت بد و یا خوب خواهد بود، صرفا” از راه وحی بدست می آید که از سوی خدا بر پیامبران نازل شده است. بدون در نظر گرفتن جزییات و تفصیلات، مهمترین مسئله ای که رستگاری و خسران اخروی بدان بستگی دارد، این است که اولا” آیا انسان با استفاده ی درست از نیروی فکر و اندیشه و استدلال خود، حاکم واقعی بودن خداوند متعال و حقانیت پیام و هدایتی را که از سوی او آمده است می شناسد یا خیر؟ ثانیا” بعد از شناخت این حقیقت، آیا او با وجود داشتن آزادی انتخاب، با رضایت و علاقه در برابر حاکمیت خداوند متعال و اوامر شرعی او سر تسلیم فرود می آورد یا خیر، این است نظریه ای که از همان آغاز، انبیاء آن را ارائه می کرده اند و همین است نظریه ای که بر مبنای آن توجیه و تفسیر کامل(Explanation ) همه ی واقعیت های موجود جهان ممکن بوده و تفسیر همه ی آثار کائنات( phenomena) در آن موجود است و هیچ مشاهده و تجربه  ای نمی تواند آن را ابطال نماید.
این نظریه، یک نظام فلسفی کاملا”مستقل بوجود می آورد که با نظام های جاهلی از لحاظ ماهیت و بنیاد کاملا” متفاوت است. گنجینه ی تمام اطلاعات و داده های موجود در رابطه با کائنات و وجود خود انسان را به شکل دیگری مرتب می کند که با ترتیب علوم جاهلی کاملا” متباین و متفاوت است. برای رشد و پروراندن ادب و هنر(Art and literature) راه و روش دیگری اختیار می کند که با همه ی طرق ادب و هنر جاهلی تفاوت دارد. در همه ی امور و مسایل زندگی نقطه نظر و هدف خاصی ایجاد می کند که با اهداف و نقطه نظرهای جاهلی از لحاظ روح و جوهر هیچ گونه سنخیتی ندارد. برای اخلاق نظام دیگری پدید می آورد که با اخلاقیات جاهلی هیچ تناسبی ندارد و سپس فرهنگی که بر این بنیان های علمی و اخلاقی پدید می آید قطعا” از لحاظ ماهیت با همه ی فرهنگهای جاهلی متفاوت خواهد بود برای حفظ و نگهداری آن نیز نظام آموزشی ویژه ای که اصول آن با اصول هر نظام آموزشی جاهلی کاملا” متضاد است، مورد نیاز خواهد بود. خلاصه روح حاکم بر تاروپود و همه ی ریشه ها و رگ  های این فرهنگ روح حاکمیت خدای واحد و قهار، اعتقاد آخرت و محکوم و مسئول بودن انسان خواهد بود. برخلاف فرهنگ های جاهلی که در همه ی نظام آنها روح خودمختاری، بی بندوباری و غیر مسئول بودن انسان جاری و ساری است.
بنابراین نمونه ها والگوهای انسانی که محصول فرهنگ ایجاد شده  ی انبیا است، ظاهر و باطن و رنگ و روغن آن از الگو و نمونه ی انسانی که محصول فرهنگ جاهلی باشد، در همه  ی عناصر و ابعادش متفاوت خواهد بود. تمدنی که بر این مبنا بوجود می آید همه  ی جزییات نقش آن از نقشهای دیگر تمدن های دنیا متفاوت خواهد بود. این تمدن در همه  ی ابعادش در طهارت و نظافت، خورد و خوراک، نحوه  ی زندگی، اداب و رسوم، رفتارهای شخصی، نحوه  ی کسب و درآمد، چگونگی مصرف ثروت، زندگی زناشویی، زندگی خانوادگی، آداب اجتماعی، روش ها وآداب مجالس، صورت  های گوناگون روابط انسان با انسان، معاملات و داد وستد، نحوه  ی تقسیم ثروت، روش اداره کشور، تشکیل حکومت، جایگاه فرمانروا و رئیس دولت، روش شورا، اصول قانون، روش استخراج ضوابط جزئی از این اصول، قضا، پلیس، نظام بازرسی و نظارت عمومی، صنعت بازرگانی، خط مشی رسانه ها و همه ی اداره های دیگر، نحوه  ی آموزش و سامان دهی نیروهای انتظامی و امور صلح و جنگ، از خودش روش های خاصی خواهد داشت. در هر بعد و جنبه ای یک خط امتیاز واضح آن را از تمدنهای دیگر متمایز می کند و در هر چیز آن از اول تا آخر، نقطه نظر خاص، هدف خاص و رویه ی اخلاقی ویژه ای نهفته است که با حاکمیت مطلق خدای واحد و محکوم بودن و مسئول بودن انسان و هدف بودن آخرت بجای دنیا ارتباط مستقیم دارد.
……………………..
منبع : تجدید و احیای دین
مؤلف : امام ابوالاعلی مودودی
مترجم : سلیم قنبرزهی
انتشارات : نشر احسان
به نقل از: نوگرا

آیا دلیلی بهتر از این برای اثبات باطل بودن علمای شیعه میخواهید؟

6 اکتبر

اول اين  دو خبر را ببينيد: خبر اول: آقای سيد محمد حسینی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تأكيد كرد: هم اكنون 3 هزار شبكه تلويزيوني عليه كشور فعالند و اما خبر دوم :جمهوری اسلامی نوشت:…..

گروهی از وهابیون عربستان شبکه ماهواره‌ای نور را به منظور تبلیغ سلفی‌گری راه‌اندازی کرده‌اند. دفتر این شبکه ماهواره‌ای در امارات قرار گرفته تا جذب نیرو و امکانات و سرمایه مالی راحت‌ترصور گیرد, وزارت خارجه ایران به امارات شکایت کرده است و مسئولین اماراتی گفته‌اند که اگر این موضوع اثبات شود جلوی فعالیت آنها را خواهند گرفت.
قبل از این هم در خبرها آمده بود که در افغانستان، دولت آن کشور تحت فشار دولت ایران و شیعیان  کشورش، تلویزیون امروز را بست و تنها گناه تلویزیون  (امروز) این بود که  از  عقاید اهل سنت در مقابل  اتهامات شیعیان دفاع میکرد. شما آنوقت از این دستور دولت افغانستان دچار حیرت خواهید شد که ماجرای دوست مرا بشنوید ،

دوست من که بتازگی  بعد از سالها به افغانستان رفته بود میگوید در نماز جمعه  یکی از مساجد کابل (در چهار راهی شهید آهنگران) شرکت کردم و ملا در خطبه جمعه هرچی دهانش  آمد به آقای کرزی رییس جمهور افغانستان گفت و از این بیشتر حتی گفت که ملا عمر از اینها هزار درجه بهتر است و طالبان را ستود, دوستم میگوید من از میزبانم پرسیدم که این ملا  با چه جراتی اینحرف ها را میزند و جواب شنیدم که این حرف ها عادی است، این روز ها سیاست رسمی  دولت افغانستان  این است که ابراز عقیده و آزادی بیان را برسمیت میشناسد.
با وجود این آزادی که حتی در اروپا آمریکا هم نمیتوانیم مانندش  شاهدش باشیم و با وجودیکه چندین و چند  تلویزیون غیر دولتی در افغانستان اجازه فعالیت دارند اما با این همه باز  این دولت اجازه نداد تلویزیون امروز بکارش ادامه دهد! علت فشار ایران بود و دولت ایران میتواند توسط اقلیت شیعه و ابزارهای دیگری که دارد برای افغانستان دردسر آفرین باشد پس افغانها تسلیم شدند!

اما چرا دولت ایران اینهمه در این موضوع حساس است؟ گفتم در آمریکا حضرت علی و حضرت فاطمه را علنی این  گویندگان مردود و  عقده ای تلویزیون های ایرانی فحش میدهند (که لعنت خداوند بر ظالمین باد) اما شیعه  ها نمیروند به دادگاه شکایت نمیکنند اما همینکه یک تلویزیون افغانی به شیخ ملازاده اجازه داد تا از تریبون آن شبکه، روزانه 3 ساعت سخنرانی کند  علمای شیعه در  امریکا  مدیر تلویزیون را تهدید کردند که وکیل میگیریم و از تو  شکایت میکنیم  که فلان قانون را زیر پا گذاشتی و آن بیچاره  ترسو هم از ترس جریمه شدن و از ترس  گیر کردن در دادگاه های پر پیچ خم آمریکا (که بسیار هزینه بردار است) تسلیم شد و شیخ ملازاده را از تلویزیون بیرون کرد.


بر گردیم به داستان تلوزیون نور, هرکس این تلویزیون را دیده میداند که آن  یک  تلویزیون کاملا  معتدل است و به مسایل غیر سیاسی میپردازد و  مثل جن که از بسم الله  میگریزد این تلویزیون از مسایل سیاسی فرار میکند اگر شما در یک اظهار نظر فقط اسم آقای خامنه ای را ببرید
سخن شما را قطع میکنند!
خود بنده در یک برنامه تلفنی شرکت کردم و چون ناچار شدم کلمه رییس جمهور ایران را بکار ببرم  مجبور شدم بگويم:
 (رييس جمهور (محترم!) ايران فرمودند)…..
 و با این ترفند سانسور نور را دور زدم!
نوری ها  وقتیکه  درود به پیامبر میفرستند (و اله) و سلم را حتما  اضافه میکنند  و در برنامه هایشان هیچ نوع توهینی به عقاید شیعه نیست بلکه امامان شیعه را با احترام یاد میکنند بس  فقط عقیده خود را، عقیده اهل سنت  بیان میکنند  و در بیان عقیده اهل سنت هم  از مسایل اختلافی گریزان هستند و یک تلویزیونی است با برنامه های اخلاقی که جایش در ماهواره خالی بود و دولت  و علمای شیعه باید خوشحال میشدند و  از آن تقلید میکردند زیرا با  بودن چند  شبکه با این روش ، آمار جرم و جنایت کم شود.
برنامه های  این شبکه همه درس اخلاق است، کسی توهین و تحقیری از این شبکه هرگز ندیده است اگر میبود حتما در اینترنت ظاهر میشد. حالا رفتار آنها را مقایسه کنید با رفتار تلویزیونهای لوس انجلسی  که در بین هر دو جمله یک فحش آبدار به سران نظام میدهند این به کنار، بعضی از این خبیث ها آنچنان سخنان شرم آوری درباره حضرت علی و دخت گرامی پیامبر میگویند که انسان که بشنود دلش میخواهد شیشه تلویزیون را بشکند و قادر  به ادامه شنیدن نیست  ولی ایران به آنها چیزی نمیگوید اعتراض هم نمیکند.
حتی تلویزیون بی بی سی و  تلویزیون فارسی آمریکا  هم  در مقایسه با شبکه  نور مودب  و ملایم نیستند.

 
حالا سوال اين است كه اگر  3000 شبکه تلویزیونی  علیه ایران فعالیت میکنند چرا  وزارت خارجه ایران از بین همه فقط  به تلویزیون نور حساس است؟ و چرا وزیر امور خارجه ما به امارات در این باره اعتراض کرده است؟!
عجیب اینجاست که امارات این روزها بطور مسلسل در همه محافل بین مللی صدای خود را بلند و  وبطور رسمی سه جزیره ایرانی در خلیج فارس را مال خودش میداند ادعایهای مکرر ارضی امارات خیلی سنگین است  هرجنگی اول از ادعا شروع میشود اما ایران واکنش خیلی کم رنگ  داده  اما  در این میان فقط به تلویزیون نور معترض است  و چه میدانی  تلویزیون نور چیست ؟
اين نكته اساسي است ما علت حساسيت ايران را در اين مقاله توضيح داده ایم:
ولی اینجا میخواهم فقط اضافه کنم که همین حساسیت بهترین  دم خروس و بهترین دلیل به  قسم  دروغ این علما شیعه است گرنه آدم که حق باشد چرا باید اینقدر نسبت به تلویزیون اهل سنت در دبی حساس باشد که  و سه هزار تلویزیون دیگر را نبیند؟!! گرنه آدم که حق باشد باید از پدید آمدن فضای بحث و گفتگو خوشحال باشد باید که به این تلویزیون در تهران دفتر بدهد نه اینکه به پای امارات بیافتند که بیا این تلویزیون را ببند؟!!

اگر اهل سنت دروغگو هستند باید شیعه به تلویزیون آنها میدان بدهد تا دروغشان آشکار شود نه اینکه برعکس عمل کند 
 پس حقیقت آشکار شد و علمای شیعه به نقطه ضعف خود آگاهند آنها میدانند که دروغ هایشان دارد بر ملا میشود
همین تلویزیون نور هر گاه و بیگاه شعری  که حضرت عایشه سروده  را به نمایش میگذارد، در آن شعر، حضرت عایشه، حضرت  علی و فاطمه و حسن و حسین را میستاید و از دشمنانشان ابراز بیزاری میکند.
من هر وقت این شعر را میشنوم خنده ام میگیرد  یکبار یکی از اطرافیام متوجه شد و گفت  در این صحنه  چه چیزی ترا به  خنده آورده ؟!
گفتم: وقتی که این شعر از تلویزیون پخش میشود، قیافه علمای شیعه  ای که آنرا میبینند را در خیال  خود مجسم میکنم  و خنده ام میگیرد باز پرسید : و آن قیافه ها چرا خنده دار باشد؟
گفتم قیافه شان مثل قیافه آن بیوه زن میشود که دروغش آشکار شده بود!!

گفت: قصه آن بیوه زن چیست؟
گفتم :سالها پیش در یک موسسه خیریه کار میکردم  که به بیوه زنها  و یتیم ها کمک میکرد، زنی آمد که کودکی یک و نیم ساله  در بغل داشت و مدعی شد که بیوه است و کودکش یتیم است مسئول زرنگ بعد از نام نویسی و پرسیدن چند سوال با ربط و بی ربط در آخر پرسید: شوهر شما چند سال است که فوت کرده زن گفت 9 سال!
مسئول فورا گفت این بچه را از قبرش پیدا  کردی؟ و زن که تازه متوجه شد که  با این جواب اشتباه، دروغش آشکار شده، فورا برخاست  و  از خجالت با شتاب و  بسرعت دور شد و رفت و  از نظرها ناپدید گشت! از  این حرکت شتاب  او همه  حاضران خندیدند!

اما علمای شیعه  بعد از آشکار شدن دروغشان نیز فرار نمیکنند بلکه سعی میکنند صدای حقیقت را خاموش کنند  و این بهترین دلیل  است که مذهبشان باطل است مذهبی که در بین 3000 تلویزیون مخالف  تنها به جان تلویزیون معتدلی مثل نور افتاده و آن را  در کشوری دیگر نیز تحمل نمیکند، بی شک و تردید  باطل است بنابراین وقت آن رسیده که  شیعه ها  اندیشه کنند و این علمای  پدید آمده  از قرون وسطا را به زباله دان تاریخ پرتاب نموده و از آنها روی برگردانند.

محمد باقر سجودی

تارنمای ناجی کرد افتتاح شد

5 اکتبر
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و لطف و کمک دوستان و هم مسیران عزیز و دلگرمی کاربران محترم بالاخره سایت رسمی تارنمای ناجی کرد فراخور قول قبلی افتتاح شد.
تارنمای ناجی کرد یکی از فعال ترین سایت های اهل سنت است که در سه سال اخیر با تکیه و تمرکز بر مسائل عقیدتی توانسته بود جایگاه خود را در میان وب سایت های اهل سنت در طی روند بیداری اسلامی پیدا کند.
تارنمای ناجی کرد پیش از این 7 بار توسط مسئولین کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه سایت های اینترنتی وابسته به وزارت ارشاد مسدود شد و دو بار هم وبلاگ های تارنما در سیستم های میهن بلاگ و بلاگفا به دستور همان کمیته حذف گردید.
این بار اما تارنمای ناجی کرد با نیرویی مضاعف و اراده ای قوی تر پای در این عرصه نهاده است و تلاش می کند تا بتواند در این دنیای غدار و پرنیرنگ اینترنت، چراغی باشد بر راهی که خداوند متعال آن را مستقیم می نامد.
اولویت ما در تارنمای ناجی کرد دفاع قاطع از حقوق اهل سنت در ایران است. سپس دفاع از حقوق برادرانمان در سایر نقاط جهان مد نظر است. با تمامی سایت های اهل سنت با هر مسلک و مرامی خود را «دوست و برادر» می دانیم و به دنبال ایجاد تفرقه و تنش نیستیم و صمیمانه خواستار تعامل و همکاری با سایت ها و وبلاگ های اهل سنت می باشیم.
از تمامی علاقه مندان و دوستداران صمیمانه و خالصانه تقاضا مندیم که مقالات، نظرات، پیشنهادات، انتقادات خود را برای ما ارسال کنند تا در هرچه بهتر شدن تارنما نقشی مضاعف داشته باشند.
از تمامی دوستان و برادرانی که در افتتاح تارنمای ناجی کرد نقش داشته و زحمت کشیدند خاضعانه تشکر و سپاس می کنم مخصوصا از برادر بزرگوار و گرامی ام «کاک ج»  که موجبات راه اندازی سایت را فراهم آوردند قدردانی می نمایم.
امیدوارم بتوانیم راهی را که آغاز کرده ایم با کمک و یاری پروردگار بلند مرتبه با استقامت ادامه دهیم.
محتاج دعای خیر تمامی برادران و خواهران مخلص و متدین هستیم.
و من الله توفیق
مدیریت تارنمای ناجی کرد

انتقاد شدید شورای شمس از سایت جماعت دعوت و اصلاح

5 اکتبر
به گزارش تارنمای ناجی کرد، روابط عمومی شورای مرکزی سنت (شمس) طی مطلبی که در وب سایت رسمی این شورا درج شده است به شدت از سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران، اصلاح وب انتقاد کرد.
این انتقاد در پی آن صورت می گیرد که سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران با درج مطلبی موهن نسبت به کاک احمد مفتی زاده با نام «بررسی دیدگاه‌‌‌های سیاسی بنیانگزار مکتب قرآن بر اساس مدل جستاری توماس اسپریگنز «، انتقادهای فراوانی را  از طرف دوستداران و دلسوزان اهل سنت برانگیخته بود.
سایت شمس با درج مطلبی با عنوان «تفرقه افکنی سایت اصلاح وب» نوشت: «گلایه‌ ما و طرف خطاب سایت اصلاح وب ( سایت رسمی جماحت دعوت و اصلاح ایران) است که منادی و مدعی است که دوست دیرینه‌ مکتب قرآن و شخص کاک احمد مفتی‌زاده‌ می باشد ولی از طرفی دیگر چنین مطالبی را درج و منتشر می نماید.»
سایت شمس در این مطلب انتقادی که در نوع خود بی سابقه بود می افزاید: «آیا می دانید که درج و انتشار چنین مطالبی آنهم در سایت رسمی شما تفرقه‌‌افکنی است و دشمنان اسلام و اهل سنت را خوشحال می کند؟»
روابط عمومی شورای مرکزی سنت در ادامه یادآور شد: «اگر این مطلب در مورد جماعت دعوت و اصلاح ایران نوشته‌ میشد، باز هم حاضر به درج آن بودید؟ آیا درج این مطلب در چنین شرایطی، این سئوال را بر نمی انگیزد که شاید این طرز فکر گردانندگان اصلاح وب نیز نسبت به کاک احمد باشد؟»
شمس وب در ادامه با طرح این سوال که «بهتر نیست به جای درج چنین مطالبی از مظلومیت اهل سنت ایران و اوضاع آنها می نوشتید؟» خاطر نشان کرد: «هتر نیست به جای چنین مطالبی به ریزش‌های سنندج و مریوان و روانسر و بحران فکری جماعت خود می پرداختید؟ قصد ما توهین نبوده‌ و نیست، این شما بودید که شروع کردید. و به قول شاعر» گل نیستی، خار مباش «.»
سایت شمس در پایان نوشت: «خوانندگان محترم بدانند طرف خطاب ما در این گلایه‌‌نامه هیچ وبلاگ/شخص و سایت دیگری نیست و انتظار میرود فقط و فقط سایت اصلاح وب جوابگو باشد یا در این زمینه‌ اقدام کند. نه صاحبان وبلاگ‌ و کسانی که شخصیت شان برای ما شناخته‌ شده‌ نیست.»
گفتنی است پیش از این نیز سایت اصلاح وب در مطلبی با عنوان «آیا من مومنم یا کافر» نظریات کاک احمد را آماج حملات خویش قرار داده بود.
متن کامل مطلب سایت شورای مرکزی سنت با عنوان «تفرقه افکنی سایت اصلاح ‌وب«

شکایت وزارت امورخارجه ایران از شبکه نور

5 اکتبر
شبکه نوربه گزارش تارنمای ناجی کرد به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی، وزارت امور خارجه ایران از شبکه نور شکایت کرد.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «وهابیون عربستان  با حمایت و همراهی مولوی عبدالحمید شبکه ماهواره‌ای نور را به منظور تبلیغ سلفی‌گری راه‌اندازی کرده‌اند. دفتر این شبکه ماهواره‌ای در امارات قرار گرفته تا جذب نیرو و امکانات و سرمایه مالی راحت‌تر صورت گیرد.
همین گزارش می‌افزاید: وزارت خارجه ایران به امارات شکایت کرده است و مسئولین اماراتی گفته‌اند که اگر این موضوع اثبات شود جلوی فعالیت آنها را خواهند گرفت.
هنوز علت تسلیم این شکایت به دولت امارات از سوی وزارت خارجه ایرانی مشخص نشده است اما می تواند با توجه به اعمال محدودیت های بی سابقه برای اهل سنت از سوی دولت این امر قابل توجیه باشد هرچند وزارت امور خارجه ایران توضیح نداده اند که چرا در مقابل شبکه های تندروی شیعه هم چون شبکه اهل بیت و چندین شبکه ی جدید التأسیس دیگر که آشکارا به مقدسات اهل سنت توهین می کنند واکنش نشان نداده و نمی دهند.

پاسخ حاکم شرع کردستان به سؤال شبکه نور در مورد برگزاری نماز عید فطر در تهران

5 اکتبر
کاک حسن امینی در شبکه نورمصاحبه شبكه نور با كاك حسن اميني، در رابطه با برگزاري نماز عيد فطر در تهران كه به صورت تصويري پخش گرديد و به دليل اهميت موضوع به وسيله‌ي مديريت «اسلام كرد» به صورت متن پياده شده و در اختيار كاربران گرامي مي‌باشد. اميد است كه مورد رضايت الله تعالي قرار گيرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا محمد و علي آله و اصحابه و اولاده و ازواجه الطاهرات و أتباعه، و علي جميع المشاهدين و عليكم إخواني في قناة النور المنير. ابتداءً از طرف خود و همه‌ي مردم كرد مسلمانِ موحد و آزاده‌ي ايران، بي ادبي و اهانت به ساحت پاك و بلند مادر همه‌ي مؤمنان، حضرت عايشه طاهره (رض الله عنها) را محكوم و تقبيح كرده و به آن آخوند منافق و ديگر منافقان همفكرش مي‌گوييم: اگر استاد و آغايتان عبدالله بن ابيّ بن سلّول توانست با درون خبيث و زبان ملوّثش مادر مؤمنان، همسر عزيز پيامبر اسلام (صلي الله عليه و سلم) و دختر دومين شخصيت بزرگوار و بي‌بديل دنياي اسلام، حضرت ابوبكر صديق (رضي الله عنه) را آلوده كند، شماي شاگرد و پيرو او نیز خواهيد توانست، اما بالعكس! ديديم تهمت آن پليد، باعث شد كه بيان پاكي و بزرگواري مادر مؤمنان عايشه (رض الله عنها) در قرآن قرار گيرد و براي هميشه‌ي تاريخ در آن بماند و تكرار شود. به اينها مي‌گوييم: قطعاً هم همین نتيجه را خواهيد گرفت، پس «موتوا بغيظكم».
از گردانندگان و دست اندركاران محترم شبكه نور هم تشكر و قدرداني نموده كه نسبت به اين موضوع مهم بي تفاوت نبوده و وظيفه‌ي فرزندي را در قبال مادرشان سيده عايشه (رضي الله عنها) به انجام رسانيده‌اند.
همچنين از طرف خود و مردم كردِ مسلمان، مسئله‌ي اهانت به قرآن عظيم و سوزاندن آن‌را محكوم و تقبيح می‌نماییم. و اما در رابطه با جلوگيري از اقامه‌ي نماز و مراسم عيد فطر در تهران و شهرهاي اطرافش، توسط مسلمانان اهل‌سنّت بايد عرض شود متأسفانه اين مسئله رخ داده است و براي ما هم اين قضيه مورد سؤال است، چون اين مسئله و اقدام، هم با دين اسلام همخواني ندارد و هم با قانون اساسي ايران.
در قانون اساسي ايران اصل 12، نوشته شده است كه اهل‌سنّت در مراسم و مسايل مذهبي خودشان آزاد هستند، پس اين جلوگيري خلاف اين اصل است؛ و در رابطه با دين اسلام هم، در كل دو نوع مسايل داريم: 1- قسمتي مسايلي هستند كه مورد قبول همه‌ي مسلمانان و همه‌ي مذاهب مي‌باشند، كه مي‌توانيم آن‌ها را به عنوان «سبيل الله» و راه خداوند نام برد، اينها عبارت‌اند از آنچه كه قرآن بدان تصريح كرده و یا آنچه كه سنّت صحيح تأييد نموده است، و همه‌ي مذاهب، مذاهب اربعه اهل‌سنّت، مذهب شيعه و مشرب‌هاي آن، قبول كرده‌اند، اين ديگر سبيل الله و راه خداست – مثلاً‌ مانند نماز جمعه، كه يكي از سوره‌هاي قرآن در مورد آن است و بر انجام آن تأكيد شده است: ‏ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ) (سوره مباركه‌ي جمعه-آيه 9) مي‌بينيم اقامه‌ي نماز جمعه در قرآن امر به آن شده است، و هم سنّي و هم شيعه آن‌را قبول دارند – يا مسئله‌ايي كه در سنّت صحيح وجود داشته باشد مانند اقامه‌ي نماز عيدين (فطر و قربان)، آن‌هم هر دو مذهب آن‌را قبول دارند و انجام مي‌دهند، پس آن نيز سبيل الله است و راه خدا.
در قرآن كريم، آيات متعدد داريم كه بيان مي‌كند، «صدّ عن سبیل الله» گناه كبيره است مانند جلوگیری از آنچه كه قرآن روي آن تأكيد كرده است از جمله نماز جمعه، يا سنّت عملي و قولي رسول الله (ص) بر آن هست و سنّي و شيعه آن‌را قبول دارند مانند اقامه‌ي نماز عيد فطر و عيد اضحيه در زمان مشخص. الله تعالي در رابطه با عيد فطر مي‌فرمايد: (وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ ) (سوره مباركه بقره-آيه 18) كه اين آيه بعد از صحبت كردن از روزه‌ي ماه مبارك رمضان است و مي‌فرمايد: الله تعالي را به بزرگي ياد كنيد به خاطر اينكه شما را هدايت كرده و يك ماه روزه بوده‌ايد. اين است قضيه نماز عيد فطر و زمانش که چه وقت است و کی باید برگزار شود. مي‌خواهم اين را همه‌ی مسلمانان بدانند، ‌چه مسلمان سني و چه مسلمان شيعي. و اگر كسي اين وقت را به وقت ديگر بدون دليل موكول نمايد، اين شخص آمده و عمداً تخلف از سنت رسول الله (ص) نموده و صدّ عن سبيل الله كرده است! در ده سال از عمر مبارك رسول الله (ص) در مدينه‌ي منوره كه روزه رمضان واجب بوده حضرت آن ده سال روزه بوده است، و هر سال بعد از آنكه ماه رمضان تمام شده به حكم: (أفطروا لِرؤيته) روز بعدش را عيد گرفته است يعني اين «سبيل الله» است و قانون دين، اين سنّت رسول (ص) است كه بعد از تمام شدن روزه ماه مبارك رمضان نباید بدون دليل عيد گرفتن به تأخير اندخته شود بلکه بايد روز بعدش را جشن گرفت.
اما الآن مي‌خواهند در بعضي از جاها و مناطق ايران در آن روز مشخص عيد گرفته نشود!؟ مي‌گويند كه بله فردا روز عيد است ولي شما مراسم را برگزار نكنيد و آن را به روز ديگر بيندازيد! و يا در بعضي از جاها نمي‌گذارند اصلاً مراسم برگزار شود! منظورم اينست كه اين‌را عرض كنم به همه‌ي بينندگان و شنوندگان چه سني و چه شيعه: كه اين خلاف دين است، و اين (صدّ عن سبيل الله) است، و اين جلوگيري از دستور و قانون الله تعالي است، و مسلمان نبايد اين عمل را انجام دهد. و اينكه اما چگونه جلوگيري كرده‌اند؟ آنطوري كه به ما خبر داده‌اند و جناب مولانا عبدالحميد هم در خطبه‌ي نماز عيد فطر و در مصاحبه‌ نيز گفته‌اند اين بوده – كه هر چند آنان روز قبل از استانداري تهران اجازه گرفته‌اند كه در ده جايي كه مربوط است به اهل‌سنّت سيستان و بلوچستان، و بعضی مکان‌های مربوط به برادران دعوت و اصلاح هم، همه‌ي آن مكان‌ها را آن روز مأمورين محاصره كرده بودند و نگذاشته‌اند نماز و مراسم عید اقامه شود، به چه دليل؟ قطعاً دليل ديني نمي‌تواند داشته باشد، و همان‌طور هم دليل قانوني. و اين‌ها بايد براي اين كه زير سؤال انجام عمل خلاف دين، و انجام عمل خلاف قانون نروند، بايد مسئولين اين پاسخ را بدهند نه ما، بايد پاسخ بدهند چرا نگذاشته‌اند نماز عيد فطر برگزار شود؟!
ما مي‌بايستي در تهران مسجد داشته باشيم، سي سال است اهل‌سنّت تلاش مي كنند كه مسجدي در تهران داشته باشند در حالیکه بسیاری از اهل‌سنّت در تهران اقامت دارند، و اين‌كه نگذاشته‌اند در آنجا مسجدي داشته باشيم حداقل اجازه بدهند در خانه‌هاي خودمان آزاد باشيم، و اين كه چرا نگذاشته‌اند، اين سؤال ما و سؤال همه‌ي مسلماناني است كه اين‌را شنيده‌اند. گويا استاندار تهران گفته كه نه‌خير در بعضي از مناطق تهران نماز اهل‌سنّت برگذار گرديده است، مگر ملائكه آمده باشند و نماز خوانده باشند!! اگر انسان‌ها و اهل‌سنّت‌اند، و اهل‌سنّت در آن منازل و خانه‌هايي كه مربوط به دوستاني از سيستان و بلوچستان و خراساني است نماز عید برگزار کرده اند. همه‌ي اينها مي‌گويند كه نگذاشته‌اند و ما را محاصره كرده‌اند. نمي‌دانم! شايد ملائكه از آسمان آمده باشند و نماز عيد اهل‌سنّت را در تهران برگذار كرده باشند!! و ما اين مراسم را براي ملائكه نمي‌خواهيم، براي انسان‌ها مي‌خواهيم.
سؤال مجري: و بعد هم پاسخي به اين مسئله داده نشده است؟
كاك حسن: نه اگر پاسخي داده مي‌شد مي‌بايسيتي اين پاسخ رسمي و در رسانه‌ها باشد، فقط اين پاسخ را داده‌اند كه نه خبر برگذار شده است. ما مي‌گوييم كه نماز در كجا برگذار شده است؟ اهل‌سنّتي كه اهل عبادت هستند، در تهران سالهاي قبل در منازلي كه متعلق به مسلمانان سيستان و بلوچستان، خراسان نماز برگزار كرده‌اند.
حتي در كرج هم كه ما دوستاني داريم خبر داده‌اند كه در آنجا هم نگذاشته‌اند. پس خانه‌هايي كه در آن‌ها نماز برگزار شده كدام خانه‌ها بوده‌اند؟ و امامانش چه كساني بوده‌اند؟ و اگر اين‌طور باشد چرا آن مسلمانان در آنجا هم حضور نداشتند؟ و چرا گلايه دارند؟ نه اين واقعيت ندارد و اين اقدام باعث مي‌شود كه حقيقتاً مسلمانان اهل‌سنّت نسبت به حاكميت دلگير شوند و فاصله ميان مردم و حكومت بيشتر ايجاد شود.
انجام مراسم نماز عيد در سال دو بار و در يك روز معين، هيچ ضرري به نظام نمي‌رساند نظامي كه اگر با نماز عيد در يك روز مشخص در سال دوبار، لطمه بخورد اين نظام پايدار و ماندني نيست!  اين چه ضرري به نظام مي‌رساند!!؟

چرا شیعه با دست باز نماز میخواند و سنی دستها را روی هم میگذارد؟

5 اکتبر

جواب شیعه: این رسم مجوس بوده که برای احترام به پادشاهان خود، دست بسته میایستادند و عمر که اسیران مجوسی را در این حالت دید گفت چرا؟  گفتند: این رسم ماست برای احترام کردن  پادشاهان …..

عمر این رسم را پسندید و امر کرد مردم با دست بسته نماز بخوانند و این رسم ماند تا امروز!!
مستند العروه , ج 4, ص 445 – جواهر, ج 11, ص 19 اما امام علی فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روی دست دیگر, خود را به مجوس تشبیه نمی كند. و امام باقر(ع ) فرمود: در نماز تكتف نكن كه این كار مجوس است. (وسایل الشیعه , ج 4, ص 1264, ابواب قواطع الصلوه , باب 15

پاسخ اهل سنت:
اولا بیایید از نظر عقلی ببینیم این معقول است که امیر المومنین  عمر نماز با دست باز را تبدیل کرده باشد به نماز  با دست بسته؟
بیایید برای درک موضوع شبیه سازی کنیم! یعنی  بیایید فرض کنیم  که خمینی بر آمریکا پیروز میشد و اسیرهای آمریکایی را میاوردند پیش  خمینی! و آنها از ترس جان به او سلام نظامی  میدادند، و خمینی خوشش میامد و دستور میداد منبعد شیعه ها  در وقت نماز دست راست را بعنوان سلام  به کنار سرنگه دارند  ( مثل سلام ارتشی ها!!)
آیا بنظر شما مردم این تغییر بزرگ و ناگهانی را  (بدون زمینه سازی مکارانه) در نماز  را  براحتی قبول میکردند  و هیچ اعتراضی یا جنگی صورت نمیگرفت؟
گذشته از این، اسلام که فقط در مدینه نبود باید این دستور به تمام سرزمین اسلامی بخشنامه میشد . اما  تاریخ در این باره ساکت است.

جالب است بدانید که خمینی  هنگامی که در اوج بود فقط خواست یک تغییر خیلی غیر عادی در قواعد  روزه مسافر بیاورد  اما هیچکس از او قبول نکرد او فتوا داده بود که تهران بلاد کبیره است و مردمش در صورت رفتن از محله ای به محله دیگر مسافرند،  و  روزه در مذهب شیعه، بر مسافر حرام است  و به این ترتیب اکثر تهرانی ها باید در رمضان روزه نمیگرفتند اما با آنکه او هنوز محترم است و قبری قصر مانند در تهران دارد اما این فتوایش را شیعه قبول نکرد در حالیکه شیعیان  به پیروی کورکورانه از مراجع خود معرفند، اما مراجع دیگر قبول نکردند شاگردان درجه یک خمینی قبول نکردند!
پس چگونه ممکن است که مردم مسلح مدینه، مردم  قوم و قبیله دار مدینه،  در مقابل عمر که ارتشی  جز آنها نداشت گوسفند وار عمل کنند و اجازه دهند که عمر نماز را تغییر دهد و بگوید بسبک سلام ارتشی نماز بخوانید؟!!!!! و آنها اطاعت کنند!
وانگهی چرا علی و حسن و حسین با او مخالفت نکردند و مثل او نماز خواندند, علی که خلیفه شد هم ندیدیم نمازش را با دست باز خوانده باشد حسین که علیه یزید شورید هم ندیدیم که نمازش را با دست باز بخواند! پس چرا علی مردم را میگوید با دست باز نماز نخوانید که این روش  مجوس است و خودش با دست باز نماز میخواند ؟ پس این دلیل است بر دروغگو بودن راوی شیعه
شیعه  برای همه این ایرادها جواب دارد  و  میگوید آنها تقیه کردند و مجبور بودند!! اما  حسین را کی مجبور کرده بود؟ علی را  که امیر المومنین بود کی مجبور کرده بود؟
و اگر حضزت علی در حینی که امیر المومنین و حاکم بر 25 کشور بود  مجبور شد که با دست بسته نماز بخواند  شما چرا خود را مجبور نمیبیند؟ پس چرا تقیه نمیکنید؟ آیا از علی شجاعترید ؟ آیا از حسین شجاعترید؟ آگر آنوقت مصلحت بود حالا هم باید باشد!!

اینها که میگویید بهانه است و حقیقت این است که نماز افضل الاعمال  و بهترین کارهاست، پس شیطان بیکار نمینشند، همان  شیطان که  وقت اذان میگریزد تا صدای اذان را نشنود، موفق شده تا علمای شیعه را بفریبد و آنها را وادارد تا  از اذان گرفته تا سجده  و تا روش نماز خواندن ، تا هر چیز، حتی که تا جهت قبله را عوض کنند! و انا لله و انا الیه راجعون
چرا مالکی ها با دست باز نماز میخوانند؟
اولا همه مالکی ها چنین نیستندبین خودشان اختلاف است  و دو دسته هستند و دوما مالکی های دسته دوم اصلا دلیل درستی از سنت ندارند و حتی دلیلی از امام مالک ندارند
این کارشان غلط است و  در هر مذهبی میتوانی اشتباهاتی بیابی  و گفتیم این نظر امام مالک نیست که بلکه بعضی از منسوبین به مذهب او این بدعت را پدید آوردند و  در سرزمین های غرب دور پیروانی پیدا کرد  اما حتی اگر این قول امام مالک میبود فتوای او در ضدیت با حدیث ارزشی نمیداشت.
و احادیث صحیح  دلیل دوم  ما (دلیل اول ما  تواتر عملی )  برای اثبات بستن دست در قیام است

اینک یكی  از این احادیث صحیح:
4050 – إنا معشر الأنبیاء أمرنا أن نعجل إفطارنا و نؤخر سحورنا و نضع أیماننا على شمائلنا فی الصلاة
قال الشیخ الألبانی: (صحیح) انظر حدیث رقم : 2286 فی صحیح الجامع الصغیر
رسول الله فرمود: ما پیامبران امر شده ایم به سه چیز:
اول اینکه در خوردن افطاری شتاب کنیم  و دوم اینکه سحری را در آخر وقت مجاز بخوریم  و سوم اینکه در نماز دست راست را بروی دست چپ بنهیم

البته  دسته دوم مالکی ها برای خود دلیل خیلی سستی  دارند آنها به حدیث ابی حمید ساعدی استناد میکنند
كه در آن طریقه نماز رسول الله را بیان می كند ولی از دست بستن سخن نمی گوید و این  را دلیل میگیرند که  با دست باز نماز خواندن صحیح هست
این استباط البته باطل و متعصبانه است زیرا این قاعده مشهور در فقه است که ذکر نشدن چیزی دلیل بر نبودنش نیست، و مهم اینکه در حدیث نیامده با دست باز نماز بخوانید، پس باید به احادیث دیگر برای روشنگری رجوع کنیم.

مثلا در حدیث بالا رسول میفرماید ما به سه چیز امر شده ایم این به این معنی نیست که اسلام دستور چهارمی ندارد!!
و نكته خنده دار اینجاست كه این مفتیان  ذکر نشدن  دستور بستن دست در نماز  در حدیث را  دلیل بر وجود نداشتن  این دستور میدانند اما (عجب و صد عجب که) ذكر نشدن دست باز در نزدشان دلیل بر مشروعیت آن است .واین تعصبی آشكار  و این استنباطی باطل در باطل است و ما نگفتیم مفتیان  اهل سنت همه معصوم هستند و اشتباه فاحش ندارند و یا دربین شان صوفیان اهل هوا و مغرض وجود ندارند.
و ولی فراموش نکنیم که سنی  بودن دلیل بر حق بودن نیست صفوی ها هم اجداد سنی داشتند سنی آن است که کتاب خودش را قبول داشته باشد و  حدیث بستن دست در بخاری و مسلم نیز  هست.

یک داستان عبرت آموز:
زمانی با یک دوست حنفی خود همسفر بودم دوستی بود مطلع در مذهب خودش، روزی در سفر کتابی بدستم افتاد که در آن یک دانشمند شیعه، صد سوال از سنی  ها پرسیده  شده بود  در یکی سوالها نوشته شده بود:
 فلان عالم از طبقه چهارم علمای حنفی فتوا داده که میتوان از ادرار بعنوان  ماده مرکب  استفاده برد و با آن سوره حمد را نوشت ! و آدرس داده بود که فلان کتاب فلان صفحه!
و بعد عالم شیعی پرسیده بود شما را بخدا اینهم شد فتوا؟
کتاب را بستم میدانستم این عقیده حنفی ها نیست و میدیدم آنها چقدر وسواس دارند تا قرآن را هرگز بی وضو لمس نکنند اما باز از رفیقم پرسیدم نظرت چیست درباره کسی که  شاش را مرکب کند و  (نعوذ بالله)کلمات قرآن را بنویسد؟  با عصبانیت جواب داد  نظرم این است که او کافر و ملعون است گفتم اینکه این شیعه آدرس داده که فلان عالم شما این فتوا را داده!! تعجب کرد گفت هرگز  باور نمیکنم  او این را گفته باشد . این شیعه حتما دروغی در نقل قولش است!

خوشبختانه این عقیده شیعه هم نیست بلکه عالم  شیعه این فتوا را آورده بود تا سنی را مسخره کند اما اگر این عقیده شیعه هم میبود، آنوقت همین فتوا  در تایید عقیده خودش مینوشت  و اضافه میکرد بزرگترین عالم سنی ها علامه شرق و غرب سلیمان کندوزی ملقب به  خواجه کلان فرموده اشکالی ندارد ادرار را مرکب کنید و با آن کلمات مقدس را بنویسید  پس سنی  همان حرف شیعه را میگوید!!

آری این روش شیعه است و شیعه دنبال دلیل علمی نیست لذا هرگاه  نویسنده ای سنی، اگر یك صفحه كتابش مطابق حرف شیعه  باشد آن سنی رحمن و رحیم محسوب میشود، اما اگر  همان سنی ،صفحه بعدی کتابش بر ضد عقاید شیعه باشد همان سنی که در صفحه قبل رحمن و رحیم بود در اینجا  میشود شیطان رجیم…
و معلوم است که با این دید  علمای شیعه هرگز هدایت نمیشوند زیرا بویی از استدلال علمی نبرده اند!!

محمد باقر سجودى

 

واتیکان درخواست استعفای پاپ را رد کرد

4 اکتبر
پاپواتیکان درخواست استعفای پاپ را که از سوی رئیس تیم تحقیقاتی سوء‌استفاده کشیشهای کاتولیک از کودکان در بلژیک مطرح شده بود رد کرد.
به گزارش اسلام كرد به نقل از زی نیوز، پیتر آدریانسن رئیس تیم تحقیقاتی کلیسایی در بلژیک که در رابطه با پرونده سوء‌استفاده‌های جنسی کودکان توسط کشیشان کاتولیک فعالیت می‌کند طی مصاحبه ای گفت: پاپ باید مسئولیت صدها پرونده سوء‌استفاده‌ای را که تاکنون روی آن سرپوش گذاشته بپذیرد.
فدریکو لومباردی سخنگوی واتیکان طی مصاحبه‌ای با رادیو واتیکان گفت: پاپ نباید استعفا کند، وی باید کار خود را به عنوان رهبر کلیسا ادامه داد و مسیر درست را به کاتولیکها نشان دهد.
وی با اشاره به اینکه از اظهارات آدریانسن تعجب کرده افزود: مقام پاپ را نمی‌توان با وزیر یک کشور مقایسه کرد.
پیتر آدریانسن در اوایل ماه جاری گزرشی از سوی کمیسیون تحقیقات در رابطه با پرونده سوء‌استفاده‌های جنسی کلیسای کاتولیک منتشر کرد و طی آن مشخص شده بود که 500 مورد سوء‌استفاده از سوی کشیشها از دهه 1950 گزارش شده و در این مدت 13 قربانی اقدام به خودکشی کرده‌اند.
آدریانسن در مصاحبه‌ای با روزنامه دی مورگن گفت: پاپ نباید خود را محدود به ابراز شرمندگی کند. باید بتوانیم بگوییم که پس ازتمام این رخدادها در کلیسا، رهبر کلیسا باید مسئولیت خود این اقدامات را بپذیرد. از آنجا که این مسئله تنها در بلژیک به وجود نیامده و در سراسر جهان گسترده شده است پاپ باید در این میان به‌مثابه یک الگو عمل کند.
فاش شدن پرونده‌های رسوایی‌های اخلاقی کشیشان کاتولیک و سوء‌استفاده آنها از کودکان در بلژیک، ایرلند ، آلمان و ایالات متحده کلیسای کاتولیک را به وخیم‌ترین بحران خود در طی چند دهه اخیر فرو برده است.
پاپ در سفر خود با بریتانیا با برخی از این قربانیان دیدار کرده است.