داستان اصحاب کهف جواز ساختن بنا بر قبور را می دهد!

27 سپتامبر
نویسنده: 

ابوبكر بن حسين

شبهه: خداوند متعال در قضیه اصحاب كهف مى فرماید: {وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَیهِمْ لِیعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقُّ وَأَنَّ السّاعَةَ لا رَیبَ فیها إِذْ یتَنازَعُونَ بَینَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیهِمْ بُنْیانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِدًا; (کهف 21)


«و باز مردم را بر حال اصحاب كهف آگاه ساختیم تا خلق خدا بدانند كه وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت بى هیچ شك خواهد آمد تا مردمى كه میانشان در مورد آنها تنازع و اختلاف بود، رفع بشود. با این همه بعضى گفتند: باید گرد آنها حصار و بنایى بسازیم، خدا به حال آنها آگاه تر است. آنان كه بر واقع احوال آنهااطلاع یافتند، گفتند: البته برایشان مسجد بنا كنیم».
خداوند متعال در این آیه به چگونگى اطلاع مردم از آنان اشاره كرده است. آنان در طریقه تكریم اصحاب كهف اختلاف داشتند; برخى معتقد بودند كه بر روى آنان ساختمانى ساخته شود یا دیوارى دور آنان كشیده شود. ولى غالباً پیشنهاد دادند كه در كنار آنان مسجدى ساخته شود.
فخر رازى مى گوید: برخى گفته اند: این گروه كه پیشنهاد ساختن مسجد را دادند پادشاهان مسلمان و طرفداران اصحاب كهف بودند. برخى نیز معتقدند: آنان كه پیشنهاد مسجد را دادند رؤساى شهر بودند تا در آن جا عبادت كرده و آثار اصحاب كهف را به سبب آن مسجد باقى بدارند.
ابو حیان اندلسى مى گوید: «كسى كه پیشنهاد ساختمان را داد كافر از دنیا رفت و با این عمل مى خواست مركزى براى كفر خود بسازد كه مؤمنین از این عمل مانع شده و پیشنهاد ساختن مسجد را دادند».
ابوالسعود و زمخشرى نیز همین نظر را قبول كرده اند، یعنى پیشنهاد دهندگان ساختن مسجد در كنار جایگاه اصحاب كهف، مسلمین و مؤمنین بوده اند.
البته مى دانیم كه قرآن، كتاب قصه گویى صرف نیست، بلكه اگر داستانى را تعریف مى كند به منظور بهره بردارى مسلمانان از آن داستان است.
از آن جا كه خداوند متعال پیشنهاد دوم (ساختن مسجد در كنار اصحاب كهف) را رد نكرده و آن را مجراى شرك نمى داند، مى توانیم آن را دلیل به امضا و تقریر عمل آنان بدانیم.

جواب:
ساده ترین جواب این است:
1.«لَعَنَ اللَّهُ الْیهُودَ وَالنَّصَارَى اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِیائِهِمْ مَسَاجِدَ»
((بخاری و مسلم) وسائل الشیعه ج3ص235 و الانتصار ج5 ص 21 و من لایحضره،بحار الانوار و..)
یا با این الفاظ: «لعن الله الیهود والنصارى اتخذوا قبور أنبیائهم وصالحیهم مساجد = لعنت خدا بر یهود و نصاری باد که قبور انبیاء و بزرگانشان را مساجد(محل عبادت) قرار دادند»
(تفسیر ابن کثیر  ج 3 ص 82 زیر آیۀ (کهف:22) – بیروت – لبنان)
از آنجا که ماجرای اصحاب کهف مربوط به فاصلۀ بین حضرت عیسی علیه السّلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلّم است و همینطور که قرائن تاریخی نیز این را تأیید می کند، گروهی که قصد داشتند بر روی این قبر مسجد بنا کنند یا دور آن را دیوار بکشند، هر دو گروه مسیحی بوده اند و چنانکه در آیه آمده، گروهی که غالب بودند(قدرتمندان قوم) قصد کردند آنجا را محل عبادت قرار دهند، یعنی همان کاری که رسول خدا صلی الله علیه وسلّم آن را لعن فرموده اند!
چنانكه میدانیم شیوۀ یهود و نصاری چنین بود که بر قبور بزرگان و اولیاء خود معبد و پرستشگاهی قرار می دادند و متأسفانه امروزه شیعیان دنباله رو راه آنها هستند!!

2.«وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا = و مساجد ویژه خداست پس هیچ كس را(در آن محل) با خدا مخوانید»(جن:18) این آیه هم ثابت می کند که ساختن مسجد به این منظور که تعظیمی باشد برای غیر خدا شرک محض است چنانکه در آیۀ 20 همین سوره(جن) به آن اشاره شده.
ولی بدبختانه تنها چیزی که در مساجد شیعیان انجام می شود، خواندن غیر خداست!!
دعاهای مفاتیح الجنان و برگزار کردن هیاتهای شرک آلود و توسل به امام و امامزاده و … همۀ آنها مخالف با آیۀ فوق است.

و اصولاً مسجد جایی است برای عبادت خدا نه روضه خوانی و مداحی و جشن میلاد فلان امام و دعوت کردن فلان گروه ارکست!! (چشم هیأتها و روضه خوانها و مداحان، روشن)
«وَمَسَاجِدُ یذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِیرًا = و مساجدى كه نام خدا در آنها بسیار برده مى‏شود» (حج:40) نام خدا نه ذكر شب و روزتان یا حسین و یا علی و یا مهدی باشد!

3. در مسجد که ضریح و بارگاه و گنبد و طواف دور قبر و … نداریم!! پس اصولاً مکانهایی که شما آن را مسجد می خوانید، مسجد نیستند!! بلکه بتکده ایست که برای ذکر غیر خدا ساخته اید.

4.مسجد = سجده گاه = جایی برای سجده کردن خدا ….. ولی شما در این بارگاه هایی که ساخته اید جلو قبر ائمه نماز می خوانید حتی پشت به قبله هم نماز می خوانید .. غیر خدا را عبادت می کنید و برای غیر او نذر و به غیر او متوسل می شوید.

5. شبهه ساز به بعضی از تفاسیر اشاره کرده اند و به خیال خود می خواهند جواز اعمال شرک آمیز خود را از اهل سنت بگیرند ولی….. زهی خیال باطل، زیرا چنانکه طبری رحمة الله علیه می فرمایند: در اینکه کدام گروه موحد بوده اند (گروهی که گفتند مسجد بسازیم و گروهی که گفتند دورش را دیوار بکشیم) اختلاف هست و ابن کثیر و آلوسی و ابن حجر و بسیاری از این بزرگان در این مورد جواب کاملی داده اند، خصوصاً علامه آلوسی که در تفسیر روح المعانی خود چندین صفحه در این مورد نوشته است و در نهایت با تایید نظر کسانی که گفتند: دورش را دیوار بکشیم، میگوید: کسانی نیز که قائل به درست بودن کار کسانی هستند که مسجد ساخته اند، این دسته؛ بنای مسجد را بر روی قبر نمی دانند بلکه بنای آن را نزدیک غار می دانند نه بر روی قبر! (که البته این هم خالی از ایراد نیست)

6. شبهه ساز می گوید: چون خدا مسجد ساختن را مردود نگفته پس نتیجه میگیریم که برقبور مسجد بسازیم!!!!!
اولاً: خداوند کار گروه اول را نیز رد نکرده بلکه نظر آنان را در ابتدا نقل کرده و از قول آنان گفته «پروردگارشان به آنها آگاهتر است» چرا این سمت را نمی بینید؟ آیا میخواهید دین خود را بر ظن و گمان بنا کنید؟؟؟ مگر نمی بینید رسول خدا صلی الله علیه و سلّم ساختن بنا بر قبور را نهی کرده و آنان را لعن »نموده است؟
7. علامه برقعی در كتاب “خرافات وفور در زیارات قبور” در این مورد مینویسند:
« اولاً در آیه شریفه لفظ« یتنازعون» آمده و بنا به دستور صریح قرآن کریم که فرموده: )فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ(. یعنی اگر در چیزی اختلاف کردید(برای حل آن اختلاف) آن را به خدا و رسولش برگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید.

باید تفحص کنیم که قول کدام یک از دو گروه متنازع موافق تعالیم الهی است و در این مورد دیگران و همچنین این جانب به تفصیل سخن گفته‌ایم.
دیگر اینکه در این آیه گروه اول که گفتند: )رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ( یعنی خدایشان به حالشان آگاهتر است, در نظر خود حق را یاد کردند و نام مبارک خداوند را آوردند، اما گروه دوم در نظر خود به هیچ دلیل شرعی تمسک نکردند و فقط مستبدانه بر عملی‌ کردن نظر خویش اصرار کردند.

گذشته از این پیامبر اکرم -صلى الله علیه وآله وسلم- و علی -علیه السلام- نیز این آیه را می ‌دانستند، ولی چرا چیزی که گفتی از آیه استنباط نکردند و مطابق میل تو عمل نفرمودند و براى کسی ضریح و بارگاه نساختند و مردم را به ساختن گنبد و مقبره و ضریح امر نفرمودند، حتی برخی از بزرگان اسلام را مخفیانه به خاک سپردند تا مبادا قبرشان مزار شود، همچنین از تعمیر و تزیین قبور نهی می فرموده اند؟ آیا مقام حضرت حمزه سید الشهداء، که در رکاب پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- شهید شد از سید نصرالدین تهرانی کمتر بود که پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- برای آن بزرگوار مزار نساخت؟!

ثانیاً در آیه لفظ «مسجد» آمده و نفرموده: «لنتخذن علیهم قبة وضریحاً ومزاراً»!! آیا این همه مقبره و گنبد و بارگاه در ایران و عراق که بر قبر ائمه و حتی فرزندان و نوادگان آنان ساخته شده است و تعدادی از آنها در مکانهای دورافتاده و صعب‌ العبور قرار دارد و مردم برای زیارتشان رنج سفر را به جان می ‌خرند،مسجد است یا مسجد چیز دیگری است؟ آیا ضریح و بارگاه امام رضا -صلى الله علیه وآله وسلم- در مشهد مسجد است؟
آیا مقبره امامزاده زید در بازار تهران و امام‌زاده داوود و امام‌ زاده عبدالله و امام‌زاده قاسم و سید نصرالدین و امام‌زاده صالح و … مسجد است، در مسجد که ضریح وجود ندارد! آیا کسی قبل از ورود به مسجد نیاز به اجازه دخول دارد؟ و آیا لازم است یک صفحه زیارتنامه بخواند و«السلام علیك یا … » بگوید؟!

                                                                                                                                           التماس دعا

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: