معانى صفات و اسماء الله الحسنى

21 سپتامبر

توجه: ترجمه فارسي اين اسمها تنها براي توضيح و تبيين بيشتر معاني است، اما بسياري از اين اسمها فقط با لفظ عربي به درستي قابل فهم هستند و ترجمة آن در يك كلمه بسيار مشكل و نامفهوم است.

1) اللَّهُ: الله
2) اَلرَّحْمنُ: بخشايشگر-هستي بخش- بخشنده نعمت بدون چشم داشت همه موجودات.
3) اَلرَّحِيْمُ: مهربان-پاداش و نعمت دهنده در مقابل اعمال نيکوي بندگان.

4) اَلْمَلِکُ: صاحب و مالک مطلق و وابسته به خود (همه چيز و همه موجودات در اختيار و تصرف او و به او وابسته اند).
5) اَلْقُدُّوسُ: پاک از هر عيب و نقص.
6) اَلسَّلاَمُ: پاک و سلامتي بخش عالم.
7) اَلْمُؤْمِنُ: يگانه امانتدار و امان دهنده مخلوقات از عذاب.
8) اَلْمُهَيْمِنُ: نگهبان مسلط بر عالم.
9) اَلْعَزِيْزُ: صاحب عزت و بزرگواري.
10) اَلْجَبَّارُ: خود رأي و جبران کننده و اصلاحگر حال بندگان خويش.
11) اَلْمُتَکَبِّرُ: يگانه وجودي که همه بزرگيها ازآن اوست.
12) اَلْخَالِقُ: بوجود آورنده عالم از عدم و پديدآورنده مخلوقات.
13) اَلْبَارِيءُ: بوجود آورنده همه مخلوقاتي که داراي روح هستند، آفريننده موجودات ازهمديگر.
14) اَلْمُصَوِّرُ: صورت دهنده و طراح عالم و همه موجودات.
15) اَلغَفَّارُ: بسيار آمرزنده.
16) اَلْقَهَّارُ: غالب و چيره و بازگيرنده همه چيز.
17) اَلْوَهَّابُ: بسيار بخشنده و نعمت دهنده.
18) اَلرَّزَّاقُ: بوجود آورنده روزي و توشه حيات و خالق علتهاي بدست آمدن روزي.
19) اَلْفَتَّاحُ: باز کننده درهاي خزائن رحمتش براي بندگان.
20) اَلْعَلِيْمُ: آگاه و داناي برهمه چيز و درهمه احوال و درهمه جا.
21) اَلْقَابِضُ: گيرنده روح و نعمت از هر که بخواهد.
22) اَلْبَاسِطُ: وسعت دهنده توشه حيات براي هرکس که بخواهد.
23) اَلْخَافِضُ: فرونشاننده و خوارکننده هرکس که مستحق ذلت و خواري باشد.
24) اَلرَّافِعُ: برتري دهنده به هرکس که مستحق برتري است از متقين.
25) اَلْمُعِزُّ: بزرگواري بخش و ياري دهنده کسي که به دين خود چنگ زده.
26) اَلْمُذِلُّ: خوارکننده دشمنان خود.
27) اَلسَّمِيْعُ: شنواي همه صداها.
28) اَلْبَصِيْرُ: بيناي پيدا و ناپيدا.
29) اَلْحَکَمُ: يگانه داور و حاکمي که هيچ ردي در قضاوت و داوري او نيست.
30) اَلْعَدْلُ: دادگر کامل در دادگري.
31) اَللَّطِيْفُ: آگاه، بسيار دقيق درهمه امور و اشياء پيدا و ناپيدا.
32) اَلْخَبِيْرُ: اخبار باطن و پنهان بر او پوشيده نيست.
33) اَلْحَلِيْمُ: صبور و شکيبا-کسي که خشم بر او غلبه نمي کند.
34) اَلْعَظِيْمُ: صاحب عظمت و بزرگي که در عظمت بي همتاست.
35) اَلْغَفُوْرُ: بسيار آمرزنده.
36) اَلشَّکُوْرُ: کسي که پاداش بزرگي در مقابل نيکوي کم مي دهد.
37) اَلْعَلِي: وجودي که مراتب بزرگي او ذوق تصور است.
38) اَلْکَبِيْرُ: وجودي که عقل و احساس از درک کامل او ناتوان است.
39) اَلْحَفِيْظُ: نگهدار اعمال بندگان و هر چيزي که بخواهد.
40) اَلْمُقِيْتُ: خالق قوت و نيروي حيات مادي و معنوي.
41) اَلْحَسِيْبُ: وجودي که براي بندگانش کافي است، حسابگر اعمال بندگان درروز قيامت.
42) اَلْجَلِيْلُ: وجودي که برترين کمالات از آن اوست.
43) اَلْکَرِيْمُ: بخشنده اي که بدون سؤال و درخواست مي بخشد.
44) اَلرَّقِيْبُ: وجودي که مراقب و ناظر همه اشياء و حرکات است.
45) اَلْمُجِيْبُ: جواب دهنده به كساني که او را فرياد کنند.
46) اَلْوَاسِعُ: وجودي که علم و قدرت و رحمت او همه جا را فرا گرفته است.
47) اَلْحَکِيْمُ: کاردان-آگاه به چگونگي و اهداف امور و اشياء عالم.
48) اَلوَدُوْدُ: خواستار نيکي براي همه بندگانش در همه احوال.
49) اَلْمَجِيْدُ: بزرگواري که بزرگواري او بي نهايت است.
50) اَلْبَاعِثُ: برانگيزاننده پيامبران علیهم السلام– برانگيزاننده مردگان از قبر.
51) اَلشَّهِيْدُ: آگاه و نظاره گر و بيننده‌ اي همه اشياء و حرکات و سکنات عالم.
52) اَلْحَقُّ: وجود ثابت و يکنواختي که هرگز تحول و تغيير در راه ندارد.
53) اَلْوَکِيْلُ: عهده دار همه امور بندگان و موجودات.
54) اَلْقَوِي: صاحب قدرت و قوت بي نهايت.
55) اَلْمَتِيْنُ: نيرومندي که محکم کاري او بي نهايت است.
56) اَلْوَلِي: سرپرست و مدير عالم هستي و همه موجودات.
57) اَلْحَمِيْدُ: کسي که سزاوار همه گونه حمد و ثنا است.
58) اَلْمُحْصِي: کسي که هيچ چيز درمقابل علمش پنهان نمي شود.
59) اَلْمُبْدِيءُ: آغازي دهنده به همه کس و همه چيز.
60) اَلْمُعِيْدُ: کسي که قدرت برگرداندن هرچيز را بعد از عدمش دارد.
61) اَلْمُحيي: حيات دهنده-زندگي بخش.
62) اَلْمُمِيْتُ: سلب کننده و گيرنده حيات از ديگران.
63) اَلْحَي: هميشه زنده.
64) اَلْقَيُّوْمُ: وابسته به خود و همه موجودات به او وابسته اند.
65) اَلْوَاجِدُ: به وجود آورنده هرچيز که اراده کند.
66) اَلْمَاجِدُ: بزرگي آفرين.
67) اَلْوَاحِدُ: يگانه-يکتا.
68) اَلصَّمَدُ: بي نياز ازهر چيز.
69) اَلْقَادِرُ: توانا-توانائي بخش.
70) اَلْمُقْتَدِرُ: مسلط و قدرتمدار حقيقي.
71) اَلْمُقَدِّمُ: پيشي دهنده و برتري دهنده بعضي از امور و اشياء نسبت به همديگر.
72) اَلْمُؤَخِّرُ: عقب انداز هرچيز و هر امري که بخواهد.
73) اَلأَوَّلُ: وجودي که بر هر چيز پيشي دارد.
74) اَلآخِرُ: باقي-وجودي که بالاتر از همه موجودات باقيست.
75) اَلظَّاهِرُ: وجودي که آثار قدرت و هستي او پيداست.
76) اَلْبَاطِنُ: وجودي که احاطه بر ذات او غير ممکن است.
77) اَلْوَالِي: يگانه سر پرستي که همه ولايتها از اوست.
78) اَلْمُتَعَالِي: دور از عيب و نقص.
79) اَلْبِرُّ: وجودي که سرچشمه همه نيکي هاست.
80) اَلتَّوَّابُ: توبه پذير طغيانگران و سرکشان.
81) اَلْمُنْتَقِمُ: انتقام گير-عذاب دهنده کساني که مستحق عذابند.
82) اَلْعَفُوُّ: بخشنده گناهان و آمرزنده توبه کنندگان.
83) اَلرَّؤُوفُ: وج
دي که سرچشمه رحمت و مهرباني است.
84) مَالِکَ الْمُلْکِ: وجودي که هستي و حرکات و سکنات عالم تابع خواست اوست.
85) ذُوالْجَلاَلِ وَالإِکْرَامِ: صاحب بزرگواري و کمال.
86) اَلْمُقْسِطُ: داد رس و دادستان مظلومين از ستمگران.
87) اَلْجَامِعُ: در برگيرنده همه عالم هستي و جمع کننده در روز قيامت.
88) اَلْغَنِي: بي نياز از همه چيز و همه به او محتاجند.
89) اَلْمُغْنِي: بي نياز کننده.
90) اَلْمَانِعُ: جلوگيري کننده از مصيبت و مشکلات اوست.
91) اَلضَّارُ: ضرر رسان به اهل عصيان.
92) اَلنَّافِعُ: منفعت دهنده به اهل ايمان.
93) اَلنُّوْرُ: روشنائي مطلق و روشنائي بخش.
94) اَلْهَادِي: راهنما و دستگير.
95) اَلْبَدِيْعُ: بي نظير و بي شريک.
96) اَلْبَاقِي: ماندني.
97) اَلْوَارِثُ: مالک نهائي تمام مخلوقات.
98) اَلرَّشِيْدُ: کامل مطلق و تعالي دهنده.
99) اَلصَّبُورُ: شکيبا و شکيبائي بخش.

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: