احکام الهی یا احکام بشری

11 سپتامبر
( پاسخی به مصاحبه آقای محمد حسینی با وبلاگ نقد و نظر با عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» )
بسم الله الرحمن الرحیم
«قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» (انعام 162) بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است.
مطالعات تاریخی و بررسی های باستان شناسی به این نکته اذعان دارند که گروههای مختلف بشری (جدا از استثنائات بسیار محدود) در تمام نقاط کره ی زمین از زمانهای بسیار دور در اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ، مشترکند. هر چند چگونگی و مظاهر این اعتقاد در میان آنها بسیار متفاوت و متنوع بوده است. این اعتقاد به خالق و زندگی پس از مرگ می تواند برخواسته از رسالت پیامبران الهی و یا برگرفته شده از فطرت و نهاد آدمی باشد.از طرفی انسانها به علت وجود زندگی اجتماعی و گروهی ناچار به ایجاد تنظیم قواعد و قوانینی جهت رتق و فتق امور خود برآمده اند. این قواعد و مقررات بسیار متنوع و با طول عمرهای بسیار متفاوتی بوده است.از مهمترین دلایل تعویض پیاپی قوانین و احکام بشری و کارگزاران آنها، ناتوانی در شناخت کافی موجود بسیار پیچیده ای به نام انسان و زیاده طلبی طبقه ی حاکم و در نتیجه عدم برقراری عدالت می باشد.
اما دین چیست و چه می خواهد؟
دین معارفی است غیر بشری، که خداوند از طریق ماموران خود آنرا بوسیله ی برگزیدگانی از میان جوامع بشری در اختیار مردمان قرار داده تا بوسیله ی این معارف دو  منظور زیر حاصل گردد:
1- زدودن زنگار خرافات و شرک از باور به خدا و باور به زندگی پس از مرگ در میان انسانها و نمایاندن حقیقت وجودی این دو موضوع (خداوند و آخرت) در حد فهم و ادراک بشری به عنوان یک واقعیت ذاتی.
2- تفهیم این مطلب به انسان که: تنها کسی که حق قانون گذاری در میان کلّ هستی، از کوچکترین ذرات اتم تا بزرگترین کهکشانها و بالاتر را دارد فقط الله تعالی می باشد.
وجود اولیه و نحوه ی به هم پیوستگی اجزاء و حرکت و ادامه ی بقا و سرانجام و پایان هر ذره ای تحت فرمان و قانون خداوند بزرگ است. اثبات این مطلب با نگاهی به آیات قرآن و تحقیق عالمانه در زمین و موجودات در آن و آسمانها به راحتی امکان پذیر است.
اصلی ترین  معنای «تعبد» قبول فرمانروائی و قانون گذاری خداوند از طرف مخلوقات و رد فرمان و قانون غیر خدا می باشد. « و لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت » (نحل 36)
ما به میان هر ملتی پیغمبری را فرستاده ایم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.
پس از این مقدمه ی کوتاه، به بیان منظور خویش از نوشتن این مقاله می پردازم.
آقای محمد حسینی در مصاحبه ای تحت عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» که با وبلاگ «نقد و نظر» انجام داده اند مطالبی را عنوان کرده اند که به نظر اینجانب مغایر با معارف و آموزه های دین اسلام (کتاب و سنت) می باشد از جمله نکاتی که ایشان در آن مصاحبه گفته اند به موارد زیر اشاره می شود:
– « بنده به نظریه ی چهارمی در این میان قائلم و آن پایان پذیری دوران احکام دینی در دنیای مدرن است. بنده بر این باورم که اصول ارزشی و نظام سیاسی در اسلام طرح شده است اما تمام این اصول و تمام این نظامهای سیاسی از عرضیات دین بوده و مربوط به جوامع ابتدائی و بادیه نشین عرب بوده  که بر دین تحمیل شده است و دین از روی ناچاری آنها را پذیرفته است ».
– « احکام وارده در این زمینه با تغییر و پایان پذیری مواجه هستند و در نهایت عقلِ جمعیِ متخصصین با گذر از عقلِ جمعیِ جامعه برای هر عصری اصول ارزشی و نظام سیاسی را پایه ریزی می کند و دیگر ما نیاز به قال الله و قال رسول الله و سخن فقیه و متاله مستنبط از متون دینی نداریم».
– « احکام عبادی عبارتست از تجربه های باطنی هر پیامبر»
– «به جرأت می توانم بگویم اگر اصحاب در زمینه های مختلف نمی پرسیدند و وارد جزئیات نمی شدند و پیامبر را تحت فشار سئوال در حوزه های احکام قار نمی دادند شاید حکم تحریم مشروبات الکلی و بسیاری از احکام صادر نمی شد و آن را به تجربه های عملی و عقلی بشر واگذار می کرد تا خود به مرور زمان به آن برسند».
– «بشر خود امروزه با عقل و درایت و تخصص خود به این نتیجه رسیده است که مشروبات الکلی چیز خوبی نیستند همانگونه که تمام جامعه ی بشری سیگار را چیز بدی قلمداد می کنند و آنرا برای سلامتی فرد و جامعه مضر و زیان بار می دانند و حال آنکه هیچ حکم روشن و قطعی و صریحی در کتابهای آسمانی بخاطر عدم موضوعیت آن در این مورد نیامده است».
– «به نظر من به هنگام تعارض احکام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی قرآنی و قوانین برخواسته از تجربه های عملی و عقلی نوین بشری که ناشی از عقل جمعی متخصصین امر باشد و از فیلتر عقل جمعی جامعه گذشته باشد قوانین ناشی از عقل جمعی، مقدم بر قوانین قرآنی می باشد».
– «من با تمام جرأت می گویم که زمان و گذشت زمان می تواند ناسخ کتاب، یعنی قرآن کریم باشد».
البته در متن مصاحبه ی آقای محمد حسینی نکات قابل ایراد دیگری نیز موجود می باشد اما فعلاً جهت جلوگیری از تطویل مطلب به همین اندازه بسنده می کنم.
بالا رفتن سطح سواد عمومی و دسترسی آسان به اطلاعات و وسایل ارتباط جمعی در قرن اخیر باعث بوجود آمدن فضائی شده است که تأثیرپذیری ملتها و فرهنگها را از همدیگر بسیار آسان نموده است.حکمرانان کشورهای اسلامی با پی بردن به تکنولوژی و رفاه موجود در غرب، اقدام به اعزام تعدادی از جوانان مملکت جهت تحصیل علوم مختلف به امید رسیدن به تکنولوژی و رفاه مذکور نمودند. این جوانان ضمن یادگیری علوم تجربی و فنی حامل سوغات دیگری نیز از فرنگ بودند و آن فرهنگ غرب بود. هر چند که در سالهای بعدی اعزام دانشجویان منحصر به علوم تجربی و فنی نشده و  تعداد زیادی دانشجو نیز جهت کسب علوم انسانی به غرب رفته و پس از فارغ التحصیلی به کشور برگشتند.
نوشته: امید صادقی – کردستان
متن کامل این مقاله را در این جا دریافت کنید :
دریافت به صورت فایل زیپ (zip)
دریافت به صورت فایل ورد (word)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: