فتوحات قدس در طول تاریخ

4 سپتامبر
بیگمان فتوحات اسلامی که بیشتر سرزمینهای معروف جهان را در بر گرفت همچنین سیرت وزندگی ومنش فاتحینی که رسالت وپیام اسلام وتعالیم روشن شریعت محمدی را به جهانیان رسانیدند دارای ویژگی های خاصی می باشند. خصوصا در مقایسه با فتوحات غیر اسلامی که قبل ویا بعد از اسلام توسط دشمنان اسلام صورت گرفته است .  شکی نیست که فرماندهان اسلامی از لشکرکشی ها و فتوحاتشان هدفی جز آزادی ملتها و راهنمایی آنها از عبادت مخلوقات به عبادت خالق واز ذلت کفر به عزت ایمان واز جور ادیان به عدل اسلام نداشته اند . و این شعار فاتحین در تمامی نقاط فتح شده بود چنانكه ربعی بن بن عامر در مقال کسری به این امر تصریح نمود .و مسلمانان این شعار را در برخورد عادلانه با ملتهای شکست خورده و تعامل به رفق ومهربانی با اسرای جنگی در عمل به اثبات می رساندند . و برای اینکه به تفاوت میان فاتحین مسلمان وفاتحین غیر مسلمان در در برخورد با ملتهای شکست خورده واقف شویم وعدالت اسلام آشکار شود به بررسی تاریخ قدس خواهیم پرداخت . سرزمینی که امروزه در زیر چکمه های یهود غاصب مورد اهانت واقع شده است .
سرزمین قدس از قدیمیترین سرزمینهای معروف واز مهمترین آنان در نزد ادیان آسمانی محسوب می شود . و تاریخ از روزگاران قدیم تاکنون هیچ سرزمینی را به اندازه قدس مورد غارت وفتنه وتخریب به خود ندیده است .
1- قدیمیترین فتنه ای که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است قتل عام وتخریب هولناکی است که در سال 1189 قبل از میلاد توسط بنی اسرائیل شکل گرفت . در تورات ( سفر یوشع فصل 7 ص 221 ) چنین آمده است  ( بنی اسرائیل اریحاء را به قصد بیوس ( نام قدیمی قدس ) ترک کردند ودر این مسیر به هر شهری از شهرهای فلسطین که می رسیدند هیچ انسان وحیوانی را در آن زنده نمی گذاشتند وشهرهای اریحاء وبیوس که در آن زمان مادر شهرهای فلسطین محسوب می شدند را به خاک وخون کشیدند )) ونصوص تورات تاکید می کند که بنی اسرائیل پس از قتل عام ساکنین شهر، آن دیار را به آتش می کشیدند .
2- پس از آن ، فتنه دیگری که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است حمله پادشاه آشوری ( سنحاریب ) در سال 713 قبل از میلاد وبه فاصله 480 سال پس از فتنه اولی می باشد . پادشاه آشوری پس از استیلاء بر قدس تمام یهودیانی را که بدانه دست یافت از دم تیغ گذراند واموالشان را به یغما برد و سپس به سرزمین خود باز گشت .
3- پس از گذشت سه سال یعنی در سال 710 قبل از میلاد پادشاه آشوری جهت قلع وقمع بازماندگان حمله گذشته بار دیگرسپاهش را بسوی قدس گسیل داشت لهذا این شهر را تخریب نمود . اما قبل از اینکه به اعمال وحشیانه اش در قدس خاتمه دهد سپاهیانش به طاعون مبتلا شدند که در نتیجه سنحاریب 180 هزار نفر از نیروهای خود را به قتل رساند که همین امر سبب انقراض حکومت آشوریان درجهان گردید .
4- پس از سرنگونی آشوریان حکام مصر قدس را به اشغال خود در‌آوردند که در این مدت نه چندان طولانی حکومت خود با توسل به زور خراج را از مردم می ستاندند وبه فراعنه تقدیم می کردند .
5- هنگامی که یهودیان در قدس بر مسند قدرت تکیه زدند براساس طینت وسرشت فاسدشان بساط فساد را در زمین گستراندند که پروردگار بر آنان خشم گرفت و بخت النصر پادشاه ستمگر بابل را بر آنان چیره ساخت . بابلیان به فرماندهی بخت النصر به قدس حمله نموده ودر سال 597 قبل از میلاد آنرا به تصرف خویش در آوردند . لشکریان بابل بیشتر ساکنان قدس را به قتل رسانده وبا بازماندگان این حمله وحشیانه پیمان صلح منعقد کردند مشروط بر اینکه سالیانه خراج هنگفتی را به بابل بفرستند .
6- دیری نپائید که بنی اسرائیل برعلیه بخت النصر شورش کردند واز اطاعت وی سرباز زدند که در نتیجه بار دیگر بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد به قدس حمله ور شد وآنرا به محاصره خود در آورد وتا جایی که می توانست یهودیان را به قتل رساند وبزرگان بنی اسرائیل من جمله رهبرشان ( حزقیاء) را به اسارت گرفته وروانه بابل ساخت . وپس از سوزاندن معابد یهودیان ونابود کردن شهر ومبدل ساختن آن به قبرستانی از آن دیار خارج شد .
پس از این واقعه مدت زمانی قدس متروک ومهجور باقی مانده بود تا اینکه کوروش پادشاه ایرانی بر بابلیان غلبه یافت وبابل را به تصرف خود در آورد .سپس از درعطوفت ومهربانی با یهودیان در آمد وآنان را به قدس باز گرداند ودر تجدید بنای شهر آنان را یاری نمود.
7- هنگامی که یهودیان آزادی ومجد گذشته خود را باز یافتند بار دیگر از در فساد وتبهکاری در زمین برآمدند که پروردگار یکی از جانشینان اسکندر مقدونی به نام ( آنتیوخوس آبیفانوس) را درسال 168 قبل از میلاد بر آنان غالب ساخت این فرمانده رومی پس از اشغال شهر قدس معبد یهودیان را تخریب کرد وحصار اطراف شهر را از بین برد اکثر ساکنان شهر را به قتل رساند و از آن تاریخ به بعد قدس تحت سیطره رومیان قرار گرفت .
8- در طی حکمرانی رومیان بر فلسطین سرزمین قدس بیش از سایر سرزمینهای فلسطین مورد تخریب وقتل وغارت وچاول قرار گرفت تا جایی که این سرزمین مقدس هیچ روزی را بون اغتشاش وآشوب وفتنه نمی گذراند . در سال 65 قبل از میلاد فرمانروای ستمگر رومی به نام بومبی بمدت سه ماه شهر قدس را به محاصره خود در آورد وپس از سیطره بر شهر بیشتر ساکنان شهر رااز دم تیغ گذراند .
9- وهمچنین در زمان فرمانروایی بیلاطس که از سال 29 الی 39 پس از میلاد به طول انجامید شهر قدس بارها وبارها مورد تهاجم وتخریب قرارگرفت .
10- هیچگاه قدس فتنه ها وغارتگریهایی را که در طول تاریخ برآن گذشته است را به باد فراموشی نخواهد سپرد ، فتنه هایی که به قول مؤرخین نظیر آن در تاریخ یافت نشده است .
در سال 79 پس از میلاد فرمانروای ستمگر وخونریز رومی به نام (تیطس )مدت زمانی طولانی قدس را محاصره کرد تا جایی که هزاران نفر از فرط گرسنگی جان باختند که درنهایت بازماندگان این ناچارا تسلیم شدند .مؤرخ مشهور (یوسیفوس) که خود از نزدیک شاهد حمله تیطس به قدس بوده چنین می گوید: تنها تعداد کشته شدگانی که در حوالی معبد یافته شدند به ده هزار نفر می رسید که بیشتر آنان زنان ، کودکان وکهنسالان بودند که به معبد پناه آورده بودند . جویهای خون در قدس جاری بود وبرای اینکه به عمق فاجعه پی ببریم کافی است بدانیم تعداد کشته شدگان در این حادثه به پانصد هزار نفر می رسید واین قتل عام وغارت وچپاولگری تا چندین ماه ادامه داشت وهمچنین تا چند هفته شعله های آتش در نقاط مختلف شهر زبانه می کشید وفرمانروای ستمگر رومی بسیاری از جوانان را به اسارت گرفت ودر روم فروخت .
11- پس از بیطس یکی دیگر از فرمانروایان روم به نام آدریانوس در سال 135 پس از میلاد قدس را به اشغال خود در آورد و پس از سیطره بر قدس اکثر ساکنان ان را به قتل رساند معابد را نابود کرد وو همه ی خانه ها را با خاک یکسان نمود تا جایی که سنگی بر روی سنگ دیگر یافت نمی شد این فرمانروای ستمگر به قتل عام یهودیان اکتفا نکرد بلکه تا جایی که می توانست مسیحیان را نیز از دم تیغ گذراند. و دستور داد آنان را از عبادتگاههایشان اخراج کرده و سپس عبادتگاهها را تخریب نمایند و خود دو معبد به نامهای زهره و مشتری در آنجا بنا نمود.
12- سپس در سال 614 پس از میلاد سپاه ایران قدس را اشغال نمود که در این حمله بیش از نود هزار مسیحی کشته شدند و به تحریک یحودیان کلیسای قیامت را منحدم کردند و صلیبی را که مسیحیان آنرا مقدس می پندارند شکستند.
آنچه گذشت گوشه ای از مصائب و مشکلاتی بود که بر این شهر مقدس گذشته است و شکی نیست که در بیشتر این فتنه ها وآشوب ها در طول تاریخ ، یهود نقش اساسی داشته است.
پس از گذشت1700 سال از تاریخ اسفناک قدس وغعوطه ور شدن شهر در دیاهای خون واهانت به مقدسات آن توسط فرمانروایان ظالم وستمگر وسفاک ، قدس با سپاهی دیگر مواجه می شود ، سپاهی کاملا متفاوت با سپاهیان گذشته . در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به قصدرساندن پیام اسلام ورسالت الهی عزم فتح شام ( که قدس جزئی از آن محسوب می شد ) نمودند در آن هنگام فررمان خلیفه مسلمین می آید که سپاه را چنین مورد خطاب قرار می دهد  ( خیانت نکنید ، از نیرنگ بپرهیزید ، در کشتن اسراف نکنید، هیچ کس را مثله نکنید ، حق ندارید کودک وزن وکهنسالی را به قتل برسانید، هیچ نخلی را آتش نزنید واز قطع نمودن درختان ثمر دار بپرهیزید ، نباید گوسفند وگاو وشتری را قربانی کنید مگر برای خداوند ، هنگامی که به قومی گذر کردید که به عبادتگاههایشان پناه آورده اند آنها را رها کنید))
لشکر اسلام دراوائل خلافت دومین خلیفه راشد عمربن الخطاب رضی الله عنه به قدس رسید . فرمانده مسلمانان عمروبن العاص چند ماه شهر را به محاصره خود درآورد اما ساکنان شهر را خوش نیامد با وی از در صلح برآیند بلکه درخواست کردند قراردادصلح با دستان خود خلیفه منعقد شود وکلید بیت المقدس به شخص خلیفه تحویل داده شود .زمانی که عمروبن العاص این خبر را به خلیفه رساند خلیفه مسلمین عمربن الخطاب با ظاهری بسیار ساده وبی آلایش سوار بر مرکبش شد وهمراه با یک راهنما راه قدس را در پیش گرفت .بزرگان شهرقدس خصوصا بزرگان دینی مسیحیت جهت استقبال خلیفه از شهر خارج شدندوخلیفه مسلمین پس از ورود به قدس عهدنامه ای را با ساکنان شهر منعقدکرد که متن معاهده چنین می باشد:(( بسم الله الرحمن الرحیم این عهدنامه ای است که بنده خدا عمربن الخطاب امیرالمؤمنین به مردم ایلیاء داده وآنها را امان داده است .به خودشان، ه مریض وتندرستشان ، به اموالشان ، به کلیساهایشان ، به صلیبهایشان امان داده است .کسی حق ندارد کلیساهایشان را تخریب کند یا درآنهاسکونت نماید.نباید از خودکلیساها وجایگاه آنها کم وکاست شود.به صلیبهاواموال کلیساها زیان نرسد .هیچ یهودی حق ندارد درکنار آنها در ایلیاء زندگی کند.آنها نسبت به دینشان مختار وبرای گذراندن شعائر دینشان آزادند در پذیرفتن دین اسلام مجبور نخواهند بود . مردم ایلیاء مانند مردم مدائن باید جزیه به دولت اسلام بپردازند .رومیانی که در شهر قدس هستند می توانند آزادانه ازاین شهرخارج شوند وبه مملکتشان بروند وتا وقتی که به محل امنی نرسیده باشند خودشان واموالشان در امان خواهند بود .هرکسی از آنان بخواهد در اینجا بماند در امان است واز همان حقوقی برخوردارمی شود که اهل شهر برخوردار می شوند .آنها نیزباید جزیه بدهند .هریک از مردم ایلیاء حق دارد همراه رومیان برود.‌آنها نیز تا رسیدن به جای امنی درامانند .کسانی که از سرزمین دیگری به ایلیاء آمده اندو ساکن شده اند حق دارند: به دیار خود بازگردند یاکماکان در اینجا بمانند ومانند اهل شهرجزیه بدهند .ویا اینکه همراه رومیان برود))
واین برای نخستین باربود که فرمانروایی وارد شهرقدس شددرحالی که ساکنان شهر به استقبال وی آمدند وبه اوخوش آمد گفتند .وبه اتفاق مؤرخین وبه اذعان دشمنان اسلام حتی یک نفر هم در این میان کشته نشد.وبیش از دوقرن ونیم مسیحیان در کمال آرامش وامنیت تحت لوای خلافت اسلامی در قدس زندگی می کردند .
13- تا اینکه عقده های صلیبی بار دیگرجوشش یافت وبه حرکت درآمد که در نتیجه سپاهیان صلیبی چندین بارقدس را مورد تهاجم قراردادند وپس از ضعف قوای مسلمین در سال 1099 میلادی این شهر مقدس را اشغال نمودند وهمین مسیحیانی که ادعا می کنند پیام آورصلح ودوستی هستند در آن نبرد هفتادهزار مسلمان را از دم تیغ گذراندند .وبه همین منوال مسیحیان بیش از90 سال بر قدس حکومت کردند تا اینکه خداوند برای عزت اسلام سلطان صلاح الدین ایوبی را برانگیخت تا بار دیگر قدس را به آغوش اسلام باز گرداند .ودر سال 1193 میلادی سلطان صلاح الدین موفق شد بیت المقدس را فتح نماید وپس از فتح بیت المقدس درکمال احترام وعطوفت ومهربانی با مسیحیان برخورد کرد که خود دشمنان اسلام بر عدالت وانصاف وعطوفت وی گواهی می دهند.پس از آن قدس به فضل حکام اسلامی بیش از هشت قرن را در کمال آرامش وامنیت سپری کرد.
14- تا اینکه به هنگام جنگ جهانی نیروهای انگلستان قدس را اشغال کردند ویهود نیز از این فرصت بهره برد ودر ورای قدرت انگلستان گروههای یهودی از نقاط مختلف جهان به فلسطین مهاجرت کردند ودولتی را تشکیل دادن که تفاوتی با دولتهای صلیبی کینه توز نداشت وسرانجام در سال 1948 میلادی موفق شدند قسمتی از قدس را تصرف کنند.
15- سپس درسال1967 میلادی یهودیان بر قدس سیطره یافتند وتاکنون مقدسات این شهر مقدس در زیر گامهای یهودیان لگدمال می شود وامت اسلام انتظارصلاح الدین دیگری را می کشد که آنرا از مصائب ومشکلات برهاند وبه آغوش اسلام باز گرداندوخداوند خود بر این امر تواناست واو یاری رسان است.
نوشته: شهید شیخ محمد صالح ضیائی
منبع : بيداری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: