در حوالی بساط شیطان

4 سپتامبر
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان، بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می فروخت . مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول می زدند و بیشتر میخواستند . توي بساطش همه چیز بود : غرور، حرص، دروغ و خیانت، جاه طلبی و قدرت. هر کس چیزي می خر ید و در ازایش چیزي میداد. بعضی ها تکه اي از قلبشان را، بعضی پاره اي از روحشان و بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگیشان را .
شیطان می خندید، دهانش بوي گند جهنم می داد. حالم را بهم میزد، دلم میخواست همه ي نفرتم را توي صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند، موذیانه خندید و گفت : من کاري با کسی ندارم، فقط گوشه اي بسا طم را پهن کرده و آرام نجوا می کنم، نه قیل و قال میکنم و نه کسی را مجبور، که چیزي از من بخرد، می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند!؟
جوابش را ندادم ! آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت : البته تو با اینها فر ق می کنی . تو زیرکی و مؤمن ! زیرکی و ایمان آدم را نجات میدهد! اینها ساده اند وگرسنه، براي هر چیزي زود فریب میخورند.
از شیطان بدم می آمد، حرفهایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند . هی گفت و گفت . ساعتها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه ي عبادت افتاد که لابه لاي اجناس بود . دور از چشم شیطان آن را برداشته و توي جیبم گذا شتم. با خود گفتم : بگذار یکبار هم شده کسی چیزي از شیطان بدزدد.
بگذار یکبار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در جعبه ي کوچک عبادت را باز کردم . توي آن اما جز غرور چیزي نبود!!!
جعبه ي عبادت از دستم افتاد غرور توي اتاق ریخت. فریب خورده بودم …! دستم را روي قلبم گذاشتم، نبود . فهمیدم که
آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام!
تمام راه را دویدم، تمام راه لعنتش کردم، تمام راه خدا خدا میکردم. میخواستم یقه ي نامردش را بگیر م و عبادت دروغی اش را توي سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.
به میدان رسیدم، اما نبود … نشستم و هاي هاي گریه کردم، از ته دل . اشک هایم که تمام شد، بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم، که صدایی شنیدم. صداي قلبم را …
پس همان جا، بی اختیار به سجده افتاده، زمین را بوسیدم …!
منبع:نشریه راه ما (نشریه داخلی مکتب قرآن کردستان)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: