حضرت زبیر، حواری رسول الله

23 اوت
کسی که پیامبر صلى الله عليه وسلم دربارة او فرمود: پدر و مادرم فدایت باد!
متأسفانه عده ای بی انصاف در قالب نوشته و سخنرانی تهمت هایی را به حضرت طلحه و حضرت زبیر- رضی الله عنهما- وارد می نمایند بدون اینکه اصل و اساسی داشته باشد. بر خود لازم دانستیم تا در این مورد نیز توضیح مختصری ارائه نماییم.
نام، نسب و کنیه او
زبیر پسر عوام بن خویلد بن اسد بن عبد العزی بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لؤی الأسدی است.
کنیة ایشان،«ابو عبدالله» و «ابوطاهر» بوده که بیشتر به «ابوعبدالله» معروف بود.(1)
مادرش، صفیه دختر عبدالمطلب و عمة رسول الله صلى الله عليه وسلم می باشد. یعنی حضرت زبیر پسر عمة رسول اکرم صلى الله عليه وسلم و برادر زادة حضرت خدیجه، همسر گرانقدر پیامبر صلى الله عليه وسلم است.(2)
حضرت زبیر رضي الله عنه  حدود 28 سال قبل از هجرت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم ، در مکه مکرمه چشم به جهان گشود. وقتی به آغوش اسلام آمد ، کمتر از بیست سال سن داشت.
« هشام بن عروه » می گوید: زبیر اسلام آورد در حالی که جوانی پانزده ساله بود . اما عروه می گوید: زبیر در سن دوازده سالگی مشرف به اسلام شده است.(3)
به هر حال حضرت زبیر رضي الله عنه  در حالی که در اوج نوجوانی بود ، نور توحید و یگانگی خداوند در قلبش تابیدن گرفت و او را به سوی یکتاپرستی و عشق به معبود یگانه فرا خواند و تقریباً چهارمین یا پنجمین فردی بود که در سلک یاران رسول الله صلى الله عليه وسلم در آمد.
در اسلام آوردن حضرت زبیر رضي الله عنه  نیز نقش عمده و اساسی را حضرت ابوبکر رضي الله عنه  بازی کرد؛ ابوبکری که هیچ کس  در صداقتش شک نداشت ، ابوبکری که با ایمان استوارش مشرکان و کافران را به ستوه آورده بود ؛ به سرعت مسلمان شدنش بر فکر و اندیشة جوانان مکه اثر گذشت و  افردای چون «طلحه » و «زبیر » نتوانستند از راه و خط و مشی ابوبکر ـ که او را به خوبی می شناختند ـ روگردان شوند.
بازتاب مسلمان شدن زبیر رضي الله عنه
رسول اکرم صلى الله عليه وسلم با دعوت حکیمانة خویش ، قلب های جوانان را نشانه می رفت و پس از مدت زمان اندکی آنان را به فدائیان خویش مبدل  می ساخت ؛ طوری که همان جوانی که تا دیروز در عیش و نوش و راحتی و مستی به سر می برد و لحظه ای نمی توانست از رخت خواب نرم و گرم و دختران زیبارو دور شود ، حاضر می شد هر نوع شکنجه و آزاری را به شرط همراهی و همنشینی رسول الله صلى الله عليه وسلم تحمل کند. به راستی در برابر این سر بزرگ،تمام روانشناسان و اندیشمندان غیر اسلامی به زانو در آمده و سرگردان و حیران مانده اند که این چه جاذبه و نیرویی است که در صدر اسلام و همچنین امروز جوانانی را در اوج رفاه و آسایش دنیوی به خود جذب می نماید؛ آن گونه که هیچ چیز و هیچ ملامتی از طرف دیگران برایشان مهم نیست.حضرت زبیر رضي الله عنه  نیز یکی از این جوانان است که در اوج جوانی و نوجوانی شیفته رسول الله صلى الله عليه وسلم شد. به همین جهت از اذیت و آزار و شکنجة قومش در امان نماند.حضرت زبیر رضي الله عنه  به سبب عشق و علاقة شدیدی که به الله و رسول الله صلى الله عليه وسلم پیدا کرده بود، نمی توانست اسلام خویش را مخفی نگه دارد.
روزی در مکه شایع شد که کفار، رسول الله صلى الله عليه وسلم را دستگیر کرده اند. آن زمان تعداد مسلمانان بسیار اندک و انگشت شمار بود. حضرت زبیر رضي الله عنه  به محض شنیدن این خبر، شمشیر کشیده و به سوی سران قریش حمله ور شد. رسول الله صلى الله عليه وسلم هنگامیکه بر بلندای مکه بود ، زبیر را دید که شمشیر در دست حرکت می کند، او را صدا زد و فرمود: مالک یا زبیر؟ تو را چه شده ای زبیر؟! حضرت زبیر  رضي الله عنه  جواب داد : به من خبر رسیده که شما را گرفته اند .(پیامبر صلى الله عليه وسلم وقتی این عشق و ایثار را مشاهده نمود) بر زبیر درود فرستاد و برای او و شمشیرش که به خاطر خداوند از نیام بیرون کشیده بود، دعای خیر کرد.(4)
این امر موجب شد که خانواده و اطرافیانش بیشتر خشمگین شوند و برای منصرف کردن زبیر از راهی که در پیش گرفته از هیچ اقدامی دریغ نورزند. ابتدا از در سخن و نصیحت وارد شدند، وقتی این را کار ساز ندانستند، شروع به اذیت و آزار و شکنجه کردند. نمونه ای از این شکنجه ها این بود که عمویش«نوفل» او را در حصیری پیچیده و او را در معرض دود قرار می داد تا احساس خفگی کند تا شاید به خاطر حفظ جان و نجات خویش دست از آئینش بردارد. نوفل بیچاره، غافل از اینکه این جوان و این شیفتگان خدا و رسول الله صلى الله عليه وسلم دنیا و زندگانی دنیوی را هیچگاه در مقابل بهشت و وعده های خداوند ترجیح نمی دهند، به او می گفت: اٌکفٌر برب محمد! به پروردگار محمد کافر شو! محمد و خدایش را رها کن. اما زبیر قهرمان، این جوان مبارز و نستوه با استقامتش در مقابل شکنجه ها، درس اخلاص را به جوانان عصر خویش و جوانان اعصار بعدی داد و فرمود:« لا والله لا اکفر ابداً» قسم به کسی که جان من در قبضة قدرت اوست هیچگاه به کفر بر نمی گردم و دست از این توحید و یکتا پرستی برنمی دارم.(5)
مادرش نیز بر شکنجه های او می افزود و به کمک عمویش می رفت، به این امید که بتواند این لکة ننگ را – به قول خودشان- از خانواده و قبیله شان بزدایند. اما همیشه حق پیروز است. همیشه استقامت بزرگ مردان، سران کفر و الحاد را به لرزه در آورده، و آنان را در مقابل این همه شجاعت، استقامت و ایثار به زانو در می آورد و این حقیقتی است که باید امروز نیز سران کشورهای کفر بدانند. امروز نیز جوانان مکتب رسول الله صلى الله عليه وسلم آمادة تحمل هر نوع سختی و رنج به خاطر حفظ و اجرای اوامر الهی و احیای سنت های محبوب حجازی  صلى الله عليه وسلم هستند.آری! افراد را می توان با شکنجه و زندان از بین برد و یا اسیر کرد، اما اندیشه را نمی توان ترور کرد، اندیشه را نمی توان پشت میله های زندان نگه داشت.
ویژگی های حضرت زبیر رضي الله عنه
اولین شمشیر زن اسلام
همان گونه که در بخش بازتاب مسلمان شدن زبیر رضي الله عنه  اشاره شد، حضرت زبیر رضي الله عنه  به خاطر عشق و علاقة فراوان به رسول الله صلى الله عليه وسلم و نیز به دلیل شجاعت و اخلاصی که داشت، وقتی خبر دستگیری و قتل پیامبر صلى الله عليه وسلم را شنید، بی درنگ دست به شمشیر برد و برای رویارویی با سران کفر و شرک به سوی آنان حرکت کرد.
در این لحظات بود که خداوند سبحان این کار حضرت زبیر رضي الله عنه  و این صداقت و شجاعت و ایثار او را پسندید و جبرئیل را مأموریت داد تا سلام و درود خداوند را توسط رسولش  صلى الله عليه وسلم به زبیر  رضي الله عنه  برساند. رسول الله صلى الله عليه وسلم زبیر را فرا خواند و به او اطمینان داد که حال مبارکش خوب است. سپس فرمود: جبرئیل عليه السلام  تشریف آورده و فرموده است:
«ان الله یقرئک السلام و یقول لک اقرأ منی علی زبیر السلام، و بشره ان الله اعطاه ثواب کل من سل سیفاً فی سبیل الله منذ بعث الی ان تقوم الساعه من غیر أن ینقص من اجورهم شیئاً، لانه اول من سل فی سبیل الله».(6)  ای محمد! به راستی که خداوند بر تو درود و سلام فرستاده و می فرماید: سلام و درود مرا به زبیر برسانید و به او مژده دهید از امروز تا قیامت هر آن کس که به خاطر خداوند شمشیر بکشد(و برای حفظ و نشر دین تلاش کند) ثوابش به زبیر نیز می رسد بدون اینکه از ثواب آن شمشیر زن و مجاهد چیزی کاسته شود. و این فضل و بزرگی به سبب این است که او(زبیر) اولین کسی که در راه خدا و به خاطر رضای او شمشیرش را از نیام کشیده (و آماده مبارزه با دشمنان دین شد).
مبارز بزرگ نبرد بدر
یکی از روزهای مهم و به یادماندنی صدر اسلام، روز واقعة«بدر» است. همان روز که جنگ نابرابری در حال وقوع بود و رسول الله صلى الله عليه وسلم به همراه 313 تن از یاران گرانقدرش می بایست در مقابل لشکری که  از نظر تجهیزات و آمادگی نظامی بر سپاه رسول الله صلى الله عليه وسلم برتری داشت، وارد معرکه شوند. به راستی بسیار سخت و طاقت فرسا بود، اما رسول الله صلى الله عليه وسلم توجهش را از اسباب ظاهری قطع نموده و به مسبب الاسباب روی آورد و از او نصرت و کمک طلب کرد. رسول الله صلى الله عليه وسلم با چشمانی پر از اشک و با دلی پر از سوز دست به دعا برداشت و فرمود: بار الها! اگر امروز این مسلمانان را نصرت نفرمایی ، چه کسی اسلام را به دیگران برساند؟ اگر اینها امروز قتل عام شوند، اسلام از بین می رود….تعداد مسلمانان در آن وقت فقط همین افرادی بودند که در بدر حضور داشتند به اضافة چند نفری که به جاهای دیگری رفته بودند. پروردگار جهانیان دعای پیامبرش را اجابت نمود و با لشکریان خویش لشکر اسلام را در بدر تقویت و یاری کرد: (إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ) (7) (ای مؤمنان! به یاد آرید) زمانی را که ( در میدان کارزار بدر از شدت ناراحتی) از پروردگار خود درخواست کمک و یاری نمودید و او درخواست شما را پذیرفت(و گفت:) من شما را با یک هزار فرشته کمک ویاری می دهم که این گروه هزار نفری گروه های متعدد دیگری را پشت سر دارند.( وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ) (8) و خداوند شما را در (جنگ) بدر پیروز گردانید و حال آنکه (نسبت به کافران) ناچیز (و از ساز و برگ اندکی برخوردار) بودید ، پس از خدا بترسید تا شکر (نعمت) او را بتوانید به جا آورید. بدانگاه که تو به مؤمنان می گفتی: آیا شما را بسنده نیست که پرودگارتان با سه هزار از فرشتگان فرستاده (از سوی خویش برای آرامش خاطرتان) یاریتان کرد؟با این توصیف مختصر ، اهمیت جنگ بدر و مقام و منزلت افرادی که در آن شرکت داشتند، ظاهر گشت. خداوند سبحان به سبب اهمیت حضور در چنین معرکه ای- که به راستی فقط ایمان قوی و عشق به رسول الله صلى الله عليه وسلم بود که آدمی را در آنجا نگه می داشت- از تمامی اهل بدر اعلام رضایت نمود و به انها وعدة غفران و بخشش و بهشت برین داد.
سپاه اسلام در این جنگ، هفتاد شتر و دو اسب (هفتاد و دو سواره نظام) در اختیار داشت، که به دستور پیامبر صلى الله عليه وسلم اسب ها را به حضرت زبیر رضي الله عنه  و حضرت مقداد رضي الله عنه  واگذار کردند تا این دو مبارز و دلاور راست و چپ لشکر را بپایند.
حضرت زبیر رضي الله عنه  در این جنگ سرنوشت ساز، رشادت ها و جانفشانی هایی را از خود نشان داد که مورد قبول پروردگار جهانیان واقع شد و خداوند ملائکه را با همان شکل و سیمای حضرت زبیر رضي الله عنه  به میدان جنگ اعزام نمود. و این مسئله نشانة مقبولیت حضرت زبیر رضي الله عنه  است و یکی از بزرگترین افتخاراتی است که نصیب این بزرگ مرد تاریخ شده است.ابن اثیر در اسد الغابه می نویسد: شهد الزبیر بدراً و کان علیه عمامه صفراء معتجزاً بها، فقال النبی رضي الله عنه  «ان الملائکه نزلت یومئذ علی سیماء الزبیر»(9)
حضرت زبیر رضي الله عنه   در معرکة بدر حضور داشت در حالی که عمامه ای زرد رنگ را به سرش بسته بود . پیامبر صلى الله عليه وسلم  فرمود: به راستی امروز فرشتگان با شکل و سیمای زبیر در این معرکه حاضر شدند.
جنگیدن در رکاب رسول الله صلى الله عليه وسلم
حضرت زبیر  رضي الله عنه  در تمام جنگ های پیامبر با کفار مشرکین، رسول الله صلى الله عليه وسلم را همراهی می کرد. از جمله: بدر ، احد ، خندق ، حدیبیه ، خیبر ، فتح مکه ، حنین ، و طائف. در جنگ احزاب نیز حضرت زبیر رضي الله عنه  توانست افتخار و امتیاز دیگری را کسب نماید. در یکی از نبردها ، رسول اکرم صلى الله عليه وسلم فرمود: چه کسی حاضر است به نزد دشمن ما « بنی قریظه » برود و اطلاعاتی را برایمان جمع آوری کند؟ حضرت زبیر  رضي الله عنه   فوراً جواب داد: یا رسول الله صلى الله عليه وسلم ! من با جان و دل حاضرم. سپس ایشان رفته و از موقعیت و وضعیت نیروهای دشمن اطلاعاتی را برای رسول الله صلى الله عليه وسلم آورد. این عمل را تا سه بار انجام داد.سپس پیامبر  صلى الله عليه وسلم فرمود: فداک ابی و امی!: پدر و مادرم فدایت باد!
به راستی این امتیاز و افتخار بزرگی است برای شخصی که این جمله از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم خطاب به او گفته شود. رسول خدا صلى الله عليه وسلم این جمله را (فداک ابی و امی) در جنگ احد نیز به علت رشادت ها و فداکاری های زبیر رضي الله عنه  فرموده بودند.
علاقه و محبت رسول الله صلى الله عليه وسلم  به حضرت زبیر رضي الله عنه چنانکه قبلاً ذکر شد رسول الله صلى الله عليه وسلم علاقه و محبت بسیار زیادی نسبت به حضرت زبیر رضي الله عنه  داشتند. بر اثر محبت بیش از حد، چندین بار به ایشان خطاب کرد:«فداک ابی و امی» پدر و مادرم فدایت شوند! این ناشی از محبت وافر پیامبر صلى الله عليه وسلم  نسبت به این شاگرد جوان و رشیدش می باشد.
چه کسی حاضر است در مقابل آوردن جسد «خبیب» بهشت را بخرد؟
کفار قریش در توطئه ای وحشیانه بسیاری از اصحاب گرانقدر رسول الله صلى الله عليه وسلم را به قتل رساندند. یکی از همین عزیزان ، شاگرد زبدة مکتب محمدی، حضرت «خبیب بن عدی» بود. وقتی کفار قریش او را دستگیر کردند، تصمیم به اعدام و به دار آویختن ایشان گرفتند، تا با این کار در دل مکه ای هایی که قصد پیوستن به محمد صلى الله عليه وسلم را دارند، ایجاد رعب و وحشت کنند.
مشرکان، حضرت خبیب رضي الله عنه  را به «تنعیم» بردند و او را به دار آویخته و چهل شبانه روز جسدش را آویخته به دار باقی گذاشتند. از آنجایی که مشرکان می دانستند مسلمانان تاب دیدن و شنیدن چنین واقعه ای را ندارند، خواستند تا این قضیه طولانی شود. برای حفاظت از جسد حضرت خبیب رضي الله عنه  بر روی دار، اطرافش جمع کثیری از نگهبانان را گذاشته بودند تا کسی جرات نکند به آن نزدیک شود .هنگامی که رسول اکرم صلى الله عليه وسلم از این ماجرا اطلاع یافت بسیار ناراحت شد و فرمود :
ای اصحاب ! چه کسی حاضر است بهشت را برای خویش آماده کند و در مقابل جسد خبیب را به مدینه بیاورد؟!حضرت زیبر  رضي الله عنه  که همیشه در چنین کارهای پیشگام بود فرمود : یا رسول الله  صلى الله عليه وسلم من و همرزمم مقداد ، برای این مأموریت حاضریم . پیامبر  صلى الله عليه وسلم از اقدام زبیر رضي الله عنه  مسرور گشت و آنها را بدرقه نمود این دو مبارز مخلص برای مأموریتی بسیار خطرناک به سوی مکه رکاب زدند درهمان بدو ورود مشاهده کردند که دورتادور جسد به دار آویخته خبیب را سربازانی از قریش احاطه کرده اند و با دقت اطرافشان را زیر نظر دارند بالاخره با زیرکی تمام، شبانه جسد حضرت خبیب رضي الله عنه  را پایین آورده و بر اسب خویش سوار کردند و با سرعت از مکه دور شدند .صبح دم ، افراد دشمن به تعقیب زبیر و مقداد پرداختند و آنان را در خارج مکه متوقف کردند حضرت زبیر  رضي الله عنه  که جسد سالم و خوشبوی حضرت خبیب را حمل می کرد ، به محض اطلاع از رسیدن افراد دشمن ، جسد را زمین گذاشت و با لحنی هیبتناک همچون حضرت فاروق اعظم  رضي الله عنه  فرمود : آهای قریشی ها ! چگونه جرأت کردید که ما را تعقیب کنید ، مگر نمی دانید من زبیر بن عوام و این مقداد بن اسود ، دو مبارز جان بر کف رسول خدا هستیم پس راه خود را گرفته و برگردید وگرنه شما را قلع و قمع می کنیم .
سخنان آتشین حضرت زبیر رضي الله عنه  سربازان بی ایمان و عیاش کفار را متزلزل کرده و با سرافکندگی تمام از جنگیدن منصرف شدند در این لحظات بود که زمین به امر خداوند سبحان شکافته شد و جسم مبارک حضرت خبیب را بلعید (10)
وقتی حضرت زبیر رضي الله عنه  و حضرت مقداد رضي الله عنه  نزد رسول اکرم  صلى الله عليه وسلم آمدند و گزارش واقعه را ارئه کردند ، پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: همین حالا جبرئیل تشریف آورده و فرمود : فرشتگان آسمان و زمین به این دو یار فداکار تو افتخار می کنند .(11) این هم برگ رزین دیگری از افتخارات حضرت زبیر  رضي الله عنه  به شمار می آید .
تقوی و سخاوت حضرت زبیر رضي الله عنه
پرورش یافتگان دانشگاه محمدی صلى الله عليه وسلم همگی افرادی بودند که رغبت آنان به خدا و رسولش صلى الله عليه وسلم و زندگانی آخرت از همه چیز بیشتر بود. به همین جهت تمام تلاششان را در راه درست زندگی کردن در سایة قرآن و تعالیم رسول اکرم صلى الله عليه وسلم به کار گرفتند. در معاشرت و معاملاتشان تقوی و ترس الهی را رعایت می کردند و هیچگاه در صدد آن نبودند که از راه نامشروع امرار معاش کنند و یا به ثروت اندوزی روی بیاورند.
سخاوت و بخشش از اوصاف حمیدة تمامی یاران رسول الله صلى الله عليه وسلم بود. نمونه ای از این ایثار و فداکاری، سخا و جود را در نمایش دل انگیز و دلربای اهل مدینه در حین استقبال از یاران نبی اکرم صلى الله عليه وسلم مشاهده کردیم. همان روزی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم دستور داد ، هر فردی از اهل مدینه، فردی از مکه را در آغوش بگیرد و با اموالش او را کمک کند. دیدیم که چه زیبا ، انصار اموال شان را با کمال میل و رغبت با برادران مهاجرشان تقسیم می نمودند و از آن سو نیز شاهد نمایش عزت نفس، قناعت و بزرگ منشی مهاجرین بودیم که چشم طمع به اموال برادرانشان نمی دوختند . کیست که این صحنه های با شکوهی را که یاران رسول الله صلى الله عليه وسلم  خلق نمودند فراموش نماید؟!
حضرت زبیر رضي الله عنه  نیز همچون بقیة شاگردان رسول الله صلى الله عليه وسلم دارای طبعی سخاوتمندانه بود. ایشان چون در کار تجارت و بازرگانی چیره دست و خبره بود، ثروت و دارایی زیادی را در اختیار داشت که اکثر آن را در راه اعتلای کلمه الله به کار می گرفت.
عبدالله ابن زبیر رضي الله عنه  می فرماید: پدرم بازرگان ماهر و خوش معامله ای بود، در کار بازرگانی کاملاً وارد و موفق بو. از او پرسیدند چگونه به این درجه رسیده ای؟ جواب داد: معاملة من هیچ وقت توأم با مکر و فریب و خدعه نبوده و به سود و در آمد اندک قناعت می کردم.(12)
ناگفته نماند که چون حضرت زبیر رضي الله عنه  یکی از مجاهدان بزرگ بود، همیشه سهم بزرگی از غنایم جنگی نیز به ایشان تعلق می گرفت. اما آیا ایشان و دیگر اصحاب مشغول زراندوزی بودند؟ حضرت زبیر رضي الله عنه  هر وقت پولی به دستش می رسید، سریعاً به فقرا و نیازمندان می بخشید، و  خود با قناعت زندگی می کرد.
علامه کاندهلوی در «حیاه الصحابه» نقل می کند:
حضرت زبیر رضي الله عنه  هزار غلام داشت و از این راه پول کلانی به دستش می رسید، اما همین که پولی به دستش می آمد فوراً آن را بین فقرا تقسیم می کرد به طوری که وقتی به منزلش می رسید، هیچ درهمی برایش باقی نمانده و همگی را صدقه داده بود.(13)
مروری بر فضایل حضرت زبیر رضي الله عنه
مسلماً نمی توان در این نوشته مختصر تصویر کاملی از این همه فضل و بزرگواری حضرت زبیر رضي الله عنه  ارائه نمود، اما برای نمونه فقط چند روایت نقل می کنیم: امام ترمذی می فرماید: حدثنا احمد بن منیع حدثنا معاویه بن عمرو حدثنا زائده عن عاصم عن زر عن علی بن ابی طالب قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم «ان لکل نبی حواریاً و ان حواری الزبیر بن عوام».(14) حضرت علی  رضي الله عنه  روایت می کند که پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: هر پیامبر برای خودش «حواری» دارد ، و حواری من« زبیر بن عوام» است.حدثنا هناد حدثنا عبده عن هشام بن عروه عن ابیه عن عبدالله بن الزبیر عن الزبیر قال:«جمع لی رسول الله صلى الله عليه وسلم ابویه یوم قریظه فقال:«بابی و امی».(15) حضرت زبیر رضي الله عنه  فرمود: پیامبر صلى الله عليه وسلم در روز جنگ بنی قریظه، به من فرمود: پدر و مادرم فدایت باد! حدثنا محمود بن غیلان حدثنا ابو داود الخضری و ابو نعیم عن سفیان عن المنکدر عن جابر قال:«سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم یقول: «ان لکل نبی حواریاً و ان حواری الزبیر بن عوام»و زاد ابو نعیم فیه یوم الاحزاب، قال: من یأتینا بخبر القوم؟
قال الزبیر: أنا، قالها ثلاثاً . قال الزبیر: أنا».(16) حضرت جابر رضي الله عنه  فرمود: از رسول اکرم صلى الله عليه وسلم شنیدم که فرمود: هر پیامبری حواری دارد و حواری من زبیر است.ابو نعیم بر این حدیث این را اضافه کرده که در روز جنگ احزاب پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: چه کسی حاضر است اطلاعاتی را از سپاه دشمن برایمان بیاورد؟ حضرت زبیر رضي الله عنه  فرمود: یا رسول الله صلى الله عليه وسلم من حاضرم. این را تا سه بار تکرار فرمود و هر سه بار زبیر اعلام آمادگی می کرد(پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: پدر و مادرم فدایت باد!)حضرت عمر فاروق رضي الله عنه  در مورد حضرت زبیر رضي الله عنه  می فرماید:
«الزبیر من ارکان المسلمین».(17)زبیر یکی از پایه ها و ارکان اسلام و مسلمانان است.و در الاصابه با تغییر الفاظ آمده است:«الزبیر بن عوام رکن من ارکان الدین»و بلاخره بشنویم از حضرت «حسان بن ثابت)  رضي الله عنه  که چه زیبا فضیلت و بزرگواری حضرت زبیر رضي الله عنه  را بیان می کند:
اقام علی عهد النبی هدیه                                                حواریه و القول بالفعل یعدل
اقام علی منهاجه و طریقه                                                یوالی ولی الحق و الحق أعدل
هو الفارس المشهور و البطل الذی                                     یصول اذا ما کان یوم محجل
و ان امراً کانت صفیه امه                                                    و من اسد فی بیته لمرفل
له من رسول الله قربی قریبه                                                و من نصرت اسلام مجد مؤثل
فکم کربه ذب الزبیر بسیفه                                          عن المصطفی، والله یعطی و یخزل(18)
اذا کشفت عن ساقها الحرب حشها                                           بأبیض سباق الی الموت یرقل
فما مثله فیهم و لا کان قبله                                        و لیس یکون الدهر مادام یذبل(19)
حضرت زبیر رضي الله عنه  ، این حواری رسول الله صلى الله عليه وسلم بر پیمان و روش پیامبر ثابت ماند و همواره گفتار و کردارش یکی بود. او راه و روش پیامبر صلى الله عليه وسلم را به خوبی گرفت و با صاحبان حق دوستی اختیار کرد، براستی حق مناسب ترین شیوه است زبیر، شهسوار نامدار و مهاجم روزهای نبرد است. او صاحب خویشاوندی نزدیکی با پیامبر(ص) بوده و همچنین در یاری رساندن و تقویت سپاه اسلام سهم بزرگی دارد. چه اذیت و آزارهایی را با شمشیر برنده اش از پیامبر(ص) زدود. پروردگار جزا و پاداش بسیار نیکوهایی او را بدهد. هر وقت در گوشه ای جنگ در می گرفت ، زبیر با پیشتازی اش به سوی شهادت، آتش جنگ را شعله ور می ساخت. به راستی مانند او در میان آن قوم نیست و نبوده و تا وقتی کوه «یذبل» پابرجاست، زمانه مانند او را به خود نخواهد دید.
فضایل و ویژگی های حضرات طلحه و زبیر- رضی الله عنهما-
این دو صحابه رسول الله صلى الله عليه وسلم به قدری با هم ارتباط شان نزدیک و صمیمی بود که هر گاه نام یکی از این بزرگواران را ببریم خود به خود نام دیگری در ذهن تداعی می شود و مانند«موسی» و «هارون» – علیهما السلام- همیشه در کنار هم بودند و با هم به جایگاه ویژه ای در اسلام و بین مسلمین دست یافتند. به راستی چه زیباست، دو جوان رشید و دو دوست، دوران جوانی خویش را در همراهی و مصاحبت رسول الله صلى الله عليه وسلم به سر ببرند. آیا می توان از این فضیلت و افتخار چیزی بالاتر و مهمتر یافت؟!
همان طور که در بخش ولادت و اسلام هر دوی این عزیزان اشاره کردیم، هر دو در سنین (زیر بیست سال) به آغوش اسلام آمدند و رشد و ترقی شان در اسلام و در کنار پیامبر صلى الله عليه وسلم بوده است. این دو یار رسول الله صلى الله عليه وسلم هر چند فضایل و مناقب خصوصی و فردی داشتند، اما به راستی در بسیاری از فضایل مشترک و هم پایه بودند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
پیشتازان اسلام
حضرت طلحه و حضرت زبیر- رضی الله عنهما- از آن دسته از یاران پیامبر صلى الله عليه وسلم می باشند که خداوند سبحان از آنها اعلام رضایت و خشنودی نموده و به آنان وعدة پاداش های بزرگ را داده است؛ چرا که افرادی که در روزهای اول ظهور اسلام ، به آن گرویده اند، به راستی از جانب دشمنان این دین مورد اذیت و آزار و شکنجه واقع شدند و به سبب استقامت و ثبات شان ، پروردگار عالم را خوشنود نمودند، تا جائیکه صراحتاً از آنها اعلام رضایت فرمود: (وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)  (20)
وپيشروان نخستين از مهاجران و انصار و كساني كه به نيكوكاري از ايشان پیروی کرده اند(تابعان) ، خداوند از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند و برای آنان بوستانهایی آماده کرده است که جویباران از فرو دست آن جاری است و جاودانه در آنند؛ این رستگاری بزرگ است.
مهاجران اسلام
حضرت طلحه و زبیر- رضی الله عنهما- از جملة مهاجرانی هستند که به مدینة منوره هجرت کردند.
هنگامی که ظلم و فشار مشرکان مکه به اوج رسید، مسلمانان ناچار شدند که به مدینه هجرت کنند تا به این شکل دین خویش را حفظ نمایند. آنان دست از ثروت و دارایی و پست و مقام خود کشیدند و تمامی اینها را فدای جلب رضایت خدا و رسول الله صلى الله عليه وسلم نمودند و چون در این ادعایشان صادق بوده، از این امتحان نیز سر بلند بیرون آمدند، خداوند سبحان از این گروه نیز اعلام رضایت و خشنودی نمود و این افراد به «مهاجرین» (21) مشهور شدند.
رسول اکرم صلى الله عليه وسلم نیز در احادیث زیادی فضایل و عظمت«هجرت» در راه خدا را بیان فرموده که تمامی آنها در مورد حضرت طلحه و حضرت زبیر- رضی الله عنهما- صدق می کند.طلحه و زبیر دو یار وفادار رسول الله صلى الله عليه وسلم خداوند سبحان برای شخصیت عظیمی چون حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وسلم که آخرین و بزرگترین پیام اور اوست، از میان بندگانش، بهترین ها را برای همراهی و همنشینی اش برگزید که آنها را اصطلاحاً«صحابه» می گویند.
تعریف ساده و عمومی «صحابه» این است که فردی در حال حیات، رسول الله صلى الله عليه وسلم را دیده باشد و به دین اسلام مشرف شده و با همان وضع یعنی با ایمان از دنیا رحلت کرده باشد. چنین فردی را صحابی می گویند، هر چند برای لحظه ای در محضر رسول اکرم صلى الله عليه وسلم حاضر شده باشد.افرادی که جزو یاران رسول الله صلى الله عليه وسلم قرار گرفتند و در راه پاسداری از رسول اکرم صلى الله عليه وسلم و احیاء دین و اشاعة آن به دیگر نقاط از خود رشادت ها و جانفشانی ها نشان دادند، پروردگار جهانیان از آنان اعلام رضایت نمود و تفکر و عمل آنان را پسندید و در مقابل به آنان وعدة بهشت برین عنایت فرمود.
پس کسب مقامی به نام «صحابی رسول الله» مقام و افتخاری بس بزرگ است که نصیب حضرت طلحه و حضرت زبیر – رضی الله عنهما- گشته است.(22)
طلحه و زبیرستارگان آسمان هدایت
شاگردان پیامبر اکرم  صلى الله عليه وسلم که سرا پای وخودشان عشق و ایثار ، تقوی و اخلاص بود چنان خلق وخوی رسول الله رابه خود گرفته بودند که اگر کسی به مدینه منوره وارد می شد و یا در مجلسی که اصحاب و پیامبر صلى الله عليه وسلم حضور داشتند ، می آمد نمی توانست تشخیص دهد کدامیک رسول الله  صلى الله عليه وسلم می باشد . به قول مولانای رومی رحمه الله «گویی پغمیبرستان است »
رسول الله   صلى الله عليه وسلم وقتی که مطمئن بود که شاگردانش می توانند کار او را به خوبی و به نحو احسن انجام دهند فرمود : « اصحابی کالنجوم وفبایهم اقتدیتم ‍‍، اهتدیتم » یاران و( تربیت یافتگان مکتب من) همچون ستارگانی هستند در آسمان هدایت . به هر کدام ازآنها اقتدا کنی ، هدایت خواهی شد .
پیامبر   صلى الله عليه وسلم در اینجا هیچ استنائی بکار نبرد و نفرمود فقط فلانی وفلانی ، بلکه فرمود تمام یارانم .این افتخار بزرگ نصیب حضرت طلحه وحضرت زبیر – رضی الله عنهما – نیز می باشد که بگفته رسول الله   صلى الله عليه وسلم  آنها نیز ستارگان آسمان هدایت هستند ومایه نجات جامعه بشریت .
افتخارآفرینان غزوات
حضرت طلحه وحضرت زبیر – رضی الله عنهما – در تمام غزوات ، رسول الله   صلى الله عليه وسلم  را همراهی کردند وبا ایثارگریها جان فشانیهایشان در راه اسلام ، برگ های زرینی را در تاریخ مبارزات اسلام علیه کفر ثبت کرده اند .کدام تاریخ نگار منصفی است که بتواند از احد بنویسد وصحنه های ایثار وگذشت حضرت طلحه رضی الله عنه را فراموش نماید. کدام سیره نگار با انصاف است که که در مورد بدر بنگارد و تصاویر عشق وایثار حضرت زبیررضی الله عنه را برای خوانندگانش به تصویر نکشد .
آری ! حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنه هر دو در تمامی جنگها حضور داشتند و مردانه در رکاب رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اعتلای کلمه الله می جنگیدند تا جایی که هر دو در این صحنه های مبارزه مدالهای افتخاری را همچون« طلحه الخیر» ،« طلحه الجود» و « فداک ابی و امی » و« حواری زبیر » از دست رسول الله صلى الله عليه وسلم کسب کردند.امام مسلم در صحیحش در باب فضایل طلحه و زبير رضي الله عنهما  آورده است :
حدثنا محمد بن ابی بکر عن ابی عثمان قال :
« لم یبق ، مع رسول الله صلى الله عليه وسلم  فی بعض تلک الایام التی قاتل فیهن رسول الله صلى الله عليه وسلم غیر طلحه وسعد »(23) در بسیاری از روزهای جنگ که خود رسول الله صلى الله عليه وسلم حضور داشتند(به محض اینکه آتش جنگ بالا می گرفت) کسی به جز طلحه و سعد در کنار رسول الله صلى الله عليه وسلم باقی نمی ماند(و همه در گوشه گوشة میدان مشغول نبرد بودند).
جانبازان اسلام
حضرت طلحه و حضرت زبیر- رضی الله عنهما- هر دو جزو جانبازان عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم هستند. این دو بزرگوار در جنگ های مسلمانان با کفار و مشرکان، زخم های شدیدی به بدن مبارکشان وارد شده و یا عضوی از بدنشان را از دست داده بودند. در جریان جنگ احد اشاره کردیم که حضرت طلحه رضي الله عنه  به عنوان آخرین نفر و تنها فرد باقی مانده همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بر کوه احد چه زخم هایی را متحمل شد و بالاخره بر اثر همان ضربات دست مبارکش تا آخر عمر مفلوج بود.حضرت زبیر رضي الله عنه  نیز چون در اکثر غزوات پیامبر از مبارزان اصلی به شمار می آمد، قطعاً ضربات سنگینی هم بر جسم مبارکش وارد شده است. خودش به پسرش می گوید که هیچ عضوی از بدنم باقی نمانده مگر آنکه در رکاب رسول الله صلى الله عليه وسلم زخمی شده باشد.
ابن عساکر می نویسد:
یکی از تابعین که حضرت زبیر  رضي الله عنه  را در سفری همراهی می کرد نقل کرده است که در سفرمان حضرت زبیر رضي الله عنه  خواست غسل کند، چون در بیابان بودیم، جایی نبود که از معرض دید پنهان شود، به همین جهت من لنگی را مقابل او گرفتم تا دیگران او را نبینند. بعد از اتمام غسل که می خواست لباس به تن کند ، رویم را چرخاندم و بدنش را نگاه کردم. سبحان الله! تمام پشت و گردن و سینة ائ آثار شمشیر و زخم هایی بود که معلوم می شد در جنگ بر بدنش وارد شده است. فوراً پرسیدم: ای زبیر! کسی این گونه را ندیده ام! زبیر رضي الله عنه  فرمود: به خدا سوگند تمامی اینها آثار زخم شمشیرهایی است که در راه خدا و در همراهی رسول الله صلى الله عليه وسلم به بدنم اصابت کرده است.(24) پیامبراکرم صلى الله عليه وسلم فرمود:خداوند سبحان سه اثر را بسیار دوست دارد؛ اول، قطرات اشکی که به خاطر خوف و ترس او از چشم سرازیر شود. دوم، اثر سجده ای که به خاطر سجده های طولانی بر جبین نقش بندد و سوم، اثر زخم شمشیری که در راه خدا بر بدن بماند و یا عضوی که در راه او قطع شود.قال ابو عیسی: حدثنا قتیبه حدثنا حماد بن زید عن صخر بن جویریه عن هشام بن عروه قال: أوصی الزبیر الی ابنه عبدالله صبیحته الجمل فقال:«ما منی عضو الا و قد جرح مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتی انتهی ذلک الی فرجه».(25) حضرت زبیر رضي الله عنه  به فرزندش عبدالله گفت: تمامی اعضای بدنم در رکاب رسول الله صلى الله عليه وسلم زخمی شده است….
بشارت داده شدگان به بهشت
خداوند سبحان به سبب صداقت و اخلاص یاران رسول اکرم صلى الله عليه وسلم ، در همین دنیا به آنان وعده و مژدة بهشت را داده است. هر چند این مژده ها عمومی و شامل تمامی اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم است، اما در جاهایی برای تأکید و اطمینان بیشتر و در مقابل انجام اعمالی که سریعاً رحمت الهی را به دنبال داشته است، نسبت به بعضی ها به طور خصوصی نیز این وعده و مژده تکرار شده است.یکی از آنها مژدة رسول الله صلى الله عليه وسلم به ده تن از یارانش می باشد که به «عشرة مبشرة» مشهور هستند. ده یار بهشتی که خداوند، بهشتی بودن آنان را به پیامبرش صلى الله عليه وسلم وعده داده است.پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند:ابوبکر فی الجنه و عمر فی الجنه و عثمان فی الجنه و علی فی الجنه و طلحه فی الجنه و زبیر فی الجنه و عبدالرحمن بن عوف فی الجنه و سعد بن ابی وقاص فی الجنه و سعید بن زید فی الجنه و ابوعبیده بن الجراح فی الجنه».(26)پیامبر صلى الله عليه وسلم با صراحت فرمود:«ابوبکر، عمر، عثمان، علی، طلحه، زبیر، سعد، سعید، عبدالرحمن بن عوف و  ابوعبیده بن جراح در بهشت خواهند بود».ابن عساکر و ابن اثیر در کتابهایشان حدیث دیگری را از حضرت سعید بن زید رضي الله عنه  نقل می کنند:سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم (یقول) :النبی فی الجنه و ابوبکر فی الجنه و عمر فی الجنه و عثمان فی الجنه و طلحه فی الجنه و زبیر فی الجنه».(27)پیامبر در بهشت است و ابوبکر و عمر و عثمان و علی و طلحه و زبیر نیز در بهشت هستند.
همسایگان رسول الله صلى الله عليه وسلم در بهشت
اینکه رسول اکرم صلى الله عليه وسلم تمام یارانش را از صمیم قلب دوست می داشت، هیچ شک و شبهه ایی در آن وجود ندارد، اما می دانیم پدر و مادر در میان فرزندان شان گاهی نسبت به بعضی انس و الفت بیشتری دارند تا بقیه. پیامبر صلى الله عليه وسلم همچون پدری مهربان و معلمی دلسوز بود. ایشان نیز به بعضی از اصحابش همچون، ابوبکر،عمر،عثمان،علی، طلحه و زبیر- رضی الله عنهم- و… محبت خاصی داشت.
در حدیثی که در سنن ترمذی و دیگر کتب حدیث ثبت شده مژدة رسول الله صلى الله عليه وسلم به حضرت طلحه و زبیر- رضی الله عنهما- در مورد حضورشان در بهشت و در همسایگی رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده است.حدثنا ابو سعید الاشج، حدثنا ابو عبدالرحمن بن منصور العنزی عن عقبه بن عقلمه الیشکری، قال:
«سمعت علی ابن ابی طالب  رضي الله عنه  یقول: سمعت اذنی من رسول الله صلى الله عليه وسلم و هو یقول«طلحه و الزبیر جارای فی الجنه».(28) حضرت علی بن ابی طالب  رضي الله عنه  فرمود با گوش های خودم از رسول اکرم صلى الله عليه وسلم شنیدم که می فرمود: طلحه و زبیر همسایگان من در بهشت هستند.
بیعت کنندگان«بیعت الرضوان»
از دیگر افتخارات و امتیازات بزرگ حضرت طلحه و حضرت زبیر- رضی الله عنهما- این است که آنها نیز جزو 1400 نفری هستند که در زیر درخت حدیبیه با رسول الله صلى الله عليه وسلم بیعت کردند و خداوند سبحان که عالم به گذشته و آینده است، از آنان اعلام رضایت و خشنودی نمود و به آنان وعدة بهشت داد:
(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً) (29) خداوند از مؤمنانی راضی گردید همان دم که در زیر درخت با تو بیعت کردند. خدا می دانست آنچه را که در درون دل هایشان(از صداقت و ایمان و اخلاص و فداکاری و وفاداری به اسلام) نهفته بود. لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد. و فتح نزدیکی را(گذشته از نعمت های سرمدی آخرت) پاداششان کرد.
پیامبر  صلى الله عليه وسلم فرموده است:«کسانی که در این بیعت«تحت الشجره» شریک بوده اند، آتش دوزخ نمی تواند آنها را لمس کند» روایات متعددی دال بر همین مضمون با الفاظ مختلف و با سند صحیح در کتب حدیث و تفسیر موجود است.(30)
شهادت حضرت زبیر رضي الله عنه
حضرت زیبر رضي الله عنه  نیز در معرکة«جمل» حضور داشت، اما پس از مذاکره ای که با حضرت علی رضي الله عنه  انجام دادند، ایشان نیز دست از جنگ کشیده  و خواست به سوی مدینه برگردد. در جایی مشغول نماز بود که «ابن جرموز»به وی حمله ور شد و ایشان را در حالت نماز به شهادت رساند.ابن جرموز بدبخت، خوشحال از اینکه توانسته حضرت زبیر رضي الله عنه  را به قتل برساند، برای اثبات ادعایش شمشیر حضرت زبیر رضي الله عنه  را نزد حضرت علی رضي الله عنه  آورده و خبر کشته شدن حضرت زبیر رضي الله عنه  را به اطلاع ایشان رساند.حضرت امیر رضي الله عنه  بسیار بر آشفته شد، و با دلی پر از اندوه شمشیر حضرت زیبر رضي الله عنه  را در دست گرفته و فرمود:ان هذا سیف طالماً فرج الکرب عن رسول الله صلى الله عليه وسلم  ثم قال: بشر قاتل ابن صفیه بالنار.(31) (به خدا سوگند) این شمشیر مدت های طولانی ، ناراحتی و غم و اندوه را از چهرة زیبای رسول الله صلى الله عليه وسلم زدوده است . سپس فرمود: قاتل ابن صفیه (زبیر) را مژدة جهنم باد! ابن جرموز وقتی به اشتباه و بدبختی اش پی برد،گفت:
أتیت علیاً برأس الزبیر                                         أرجو لدیه به الزلفه
فبشر بالنار اذجئته                                         فبئس البشاره و التحفه
و سیان عندی قتل الزبیر                       و ظرطه عنز بذی الجحفه(32)
سر زبیر را برای علی آوردم، بدان امید که به جایگاه و قرب و منزلتی نزد او برسم، اما او بشارت جهنم را به من داد! عجب نامبارک بشارت و نامیمون ارمغانی! پاداش کشتن زبیر برای من با فضلة حیواناتی که در جحفه هستند، برابر بود(کوچکترین و بی ارزش ترین پاداشی به من نرسید، مگر بدبختی و روسیاهی)
نوشته: استاد ایوب گنجی
———————————–
پی نوشت:
(1) – اسد الغابه ، ج 2 ، ص 102.
(2) – همان.
(3) – همان.
(4) – اسد الغابه ، ج 2 ، ص 103.
(5) – رجال حول الرسول ، ص 224.
(6) – ریاض النضره ، ج 2 ع ص 232.
(7) – انفال / 9.
(8) – آل عمران / 124- 123.
(9) – اسد الغابه ، ج 2 ، ص 104.
(10) – تفصیل این حکایت را در کتاب های سیرت مطالعه کنید ، سیرت مصطفی  صلى الله عليه وسلم  ، مولانا محمد ادریس کاندهلوی و غیره .
(11) – ریاض النضره 2 ، ص 237 .
(12) – صور من حیاه الصحابه ، ص 328.
(13) – اسد الغابه ، ج 2 ، ص 104 و حیاه الصحابه ، ج 2 ، ص 236.
(14) – سنن ترمذی، ج 5 ، کتاب مناقب ، حدیث 3765.
(15) – منبع سابق ، کتاب مناقب ، حدیث 3764.
(16) – منبع سابق، کتاب مناقب، حدیث 3766.
(17) – ریاض النضره، ج 2،ص 238. الاصابه ، ج 1 ، ص 527.
(18) – رجال حول الرسول ، ص 226.
(19) – اسد الغابه، ج 1 ، ص 104و105.
(20) – توبه / 100
(21) – همان گونه که در آیة گذشته اشاره شده است ، مهاجرین به آن عده از مسلمانان گفته می شود که تمام ثروت و دارایی خویش را در مکه به جای گذاشته و به خاطر همراهی رسول الله صلى الله عليه وسلم  به مدینه هجرت کردند.
(22) – در مورد مقام و منزلت صحابه از دیدگاه قرآن سنت و اجماع مسلمانان کتاب ارزشمند مقام صحابه تأ لیف علامه مفتی محمد شفیع عثمانی و ترجمه مولانا عبدالرحمن سربازی مراجعه شود . ما مطالعه این کتاب را به تمام اقشار جامعه از هر مذهب و گروه و فرقه ای که هستند پیشنهاد می کنیم تا برخی از واقعیت های تاریخی برایشان روشن شود.
(23) – صحيح مسلم ‹ كتاب فضایل ‹ مشكاه المصابيح تبريزي ، ج 2، کتاب فضائل اصحاب.
(24) – تهذیب ابن عساکر، ج 5، باب مناقب زبیر رضى الله عنه
(25) – سنن ترمذی ، ج 5 ، کتاب المناقب ، حدیث 3767.
(26) – مشکاه المصابیح تبریزی ، ج 2 ، کتاب فضائل اصحاب
(27) – اسد الغابه ، ج 2 و ابن عساکر، ج 2 ، ص 54.
(28) – سنن ترمذی ، ج 5 ، کتاب مناقب 3762.
(29) – فتح / 18
(30) – مقام صحابه ، ص 82.
(31) – اسد الغابه ، ج 2،ص 105
(32) – همان

یک پاسخ to “حضرت زبیر، حواری رسول الله”

  1. عبد الوهاب دسامبر 13, 2010 در 7:23 ب.ظ. #

    بسم الله الضار

    ای عزیز

    اگر ما مومنان . و موحدان (شیعیان) دوستدار حضرت زبیر (علیه السلام) هستیم.
    فقط و فقط به خاطر این است که برا یک بار با عمر دشمنی کرد و در جلوی عمر شمشیر کشید و دیگر هییییییییچ
    اصلا هر کس با عمر قاتل مادرمان دشمن باشد دوست ما و حبیب قلوب ماست.
    این را میگویند تولی و تبری.

    و نحن نقول الحمد لله رب العالمین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: