مختصری درباره مولانا نعمت الله توحیدی

21 اوت
مولانا نعمت الله مير بلوچ فرزند عبدالعزيز در سال ۱۳۳۱ هـ . ش در روستاي گوهركوه ( گوهردشت ) از توابع زاهدان ديده به جهان گشودند . ايشان دوران دبستان را در روستاي رحمت آباد گوهركوه سپري كردند و تا كلاس ششم دبستان تحصيل نمودند … مولانا در سن ۱۶ سالگي ( ۱۳۴۷ ) براي فراگيري علوم ديني به زاهدان تشريف آورده در مسجد عزيزي به مدت يك سال خدمت اساتيد بزرگي همچون مولانا عبدالعزيز (رح) زانوي تلمذ زدند و به مشوره خود مولانا عبدالعزيز عازم پاكستان شدند ايشان بعد از عزيمت به پاكستان در جامعه بدرالعلوم رحيم يارخان مشغول به فراگيري علوم ديني شدند و يك سال قبل از فراغت به كراچي تشريف برده در جامعه فاروقيه كراچي ثبت نام كردند .ولي بعد از مدت كوتاهي به مشوره اساتيد دوباره به رحيم يارخان مراجعت نموده در جامعه بدرالعلوم فارغ التحصيل شدند . ايشان در تمام دوران تحصيلات در دورة هاي تفسير اساتيد بزرگ خصوصاً مولانا جاجروي شركت مي كردند .مولانا بعد از برگشت از پاكستان ابتدا در روستاي شوره چاه قلعه بيد مشغول تدريس شدند و بعد از آن در مدرسه شورشادي در خدمت مولانا دين محمد بودند و از آن به بعد تا پايان عمر خويش در حوزه علميه دارالعلوم زاهدان تشنگان علوم ديني را سيراب نمودند .تا اينكه بالاخره روز دوشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۵ مطابق با ۱۱ ربيع الاول ۱۴۲۷ بر اثر سانحه تصادف در مسير زاهدان ـ بم جام شهادت را نوش نموده به لقاء الله شتافتند . روحش شاد ، پادش گرامي و راهش پرره روان باد . از اساتيد مولانا مي توان : شيخ القرآن مولانا غلام الله خان (رح) ، مولانا عبدالغني جاجروي (رح) ، شيخ المشايخ مولانا عبدالكريم بيرشريف ، مولانا منظور احمد نعماني (رح) ، شيخ المجاهدين مولانا مفتي نظام الدين شامزي ، شيخ الحديث مولانا سليم الله خان ، مولانا محمّد يوسف رحيم يارخاني و … را نام برد .
__________
یادنامه مولانا نعمت الله به قلم مولوي حبيب الله مرجاني
همه بايد از اين جهان بروند و دست در دست پيك اجل دهند و خواسته يا ناخواسته جهان فاني و دنياي دون را ترك گويند و به سوي عالم عقبي روانه شوند . عده اي با اكراه و اجباركشان كشان به عالم برزخ و جهان قبر برده مي شوند كه بعد از خود انباري از كرده هاي زشت و گناهان و جرم هاي شرم آور به جاي مي نهند و لعنت و بيزاري خلق را در پي دارند… ( و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء ولكن لا تشعرون )
آه ! ياران خدائي رفتند در روز جدائي رفتند
با عشق و صفايي رفتند با سوز و نوايي رفتند
درياب مرا در غم هجران اي بار خداي پاك و منان
مردان خدا چه باصفا مي ميرند
جان داده و در راه خدا مي ميرند
از عشق خدا روي به عقبي دارند
از بهر خدا بهر رضا مي ميرند
كجائيد اي شهيدان خدايي
بلاجويان دشت كربلايي
كجا رفتيد اي ياران ديرين
سبك بالان افلاك هوايي
همه بايد از اين جهان بروند و دست در دست پيك اجل دهند و خواسته يا ناخواسته جهان فاني و دنياي دون را ترك گويند و به سوي عالم عقبي روانه شوند . عده اي با اكراه و اجباركشان كشان به عالم برزخ و جهان قبر برده مي شوند كه بعد از خود انباري از كرده هاي زشت و گناهان و جرم هاي شرم آور به جاي
مي نهند و لعنت و بيزاري خلق را در پي دارند … وعده اي هستند كه در انتظار برادشتن پرده حيات مجازي دنيايند و در اشتياق پرواز به سوي مولاي بي همتايند و همچون قطراتي به پهناي مهربان درياي بي كرانه مي پيوندند . و نغمه خوان و مستانه به سوي او زمزمه مي كنند :
اي خوش آنروز كزين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم و زپي جانان بروم
( من احب لقاء الله احب الله لقاءه )
جزءها را روي ها سوي كل است
بلبلان را عشق با روي گل است
آنكه از درياست دريا مي رود
آنكه از بالاست ، بالامي رود
ما زدريائيم و دريا مي رويم
ما زبالائيم و بالا مي رويم
آه ! چه زيباست پرواز عاشقانه بلبلان خدايي به سوي گلستان عاشقان و چه فرح افزاست تجمع محبوبان و عاشقان در بزم جانانه حق .
آري ! مولانا نعمت الله رفت و چه زيبا رفت ، چه خالصانه و بي آلايش رفت . با طهارت درون و بيرون جام صبحگاهي را در حريم حضرت حق نوشيد . او روزه داشت اما قبل از غروب بلكه همان اوائل صبح افطار كرد آنهم بر سفره محبوب . دست به دعا بر مي دارم و مي گويم ، بار الها نعمت را از ما گرفتي و چه زود گرفتي . بار الها بلبلت را از ديار ما به پرواز در آوردي و چه سريع پرواز كرد . محبوبت را به مهماني فراخواندي و چه با عزت و كرامت فرا خواندي .
الهي ! او را چه خوب شناختي ، چه حكيمانه برگزيدي و چه نيكو انتخاب كردي آن گمنام مشهور را . به راستي كه بندگانت را خوب مي شناسي . شايد ديدي در اين زندان دنيا دارد زجر مي كشد و بايد به سوي خودت فرايش خواني . الهي ! ما گواهي مي دهيم كه بنده ات نعمت الله ، توحيد تو را به ما رساند ، الهي ! گواهي مي دهيم كه بنده ات نعمت الله كلامت را بر ايمان تشريح كرد . گواهي مي دهيم كه در راهت عاشقانه فرياد لا اله الا الله را بلند كرد و بر آن استقامت كرد .
پس اي مولاي بي همتا ! اين هديه را از حوزة دارالعلوم زاهدان بپذير و او را در رديف دوستانت و مجاهدان راهت و داعيان دينت و مبلغان رسالتت قرار بده و ما را بعد از او در فتنه نينداز و از پاداشش محروممان نفرما . « آمين »
مولوي نعمت الله ، مولوي عبدالحكيم ، مولوي عبدالله و حاج عزيزالله به رحمت خدا پيوستند آنان رفتند و ما مانديم ، يقين مي دانيم كه در راه خدا بوده اند و آنان همان مومناني هستند كه عهد خدا را وفا كردند ( من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه ) و ما در پي آنان و در راه آنان در حركتيم و منتظر تحقق وعدة خدايي هستيم .
( و منهم من ينتظر و مابدّلوا تبديلا ) . ما همه عاشق شهادتيم و به مقام اين عزيزان رشك مي بريم . آرزو داريم كه در راه خدا و در راه دعوت و جهاد و تعليم توحيد و رسالت و بر عقيده به آخرت به شرف شهادت نائل آئيم مولوي نعمت الله و مولوي عبدالحكيم و همراهانش نزد خداوند ارزش داشتند تا قبول شدند .
آنها به ما درس ايثار ، درس عشق و وفا ، درس جانفدايي در راه خدا ، درس شجاعت دادند . دين خدا را بدون هيچ ترس و واهمه اي تبليغ كردند . به راستي كه آنان مصداق واقعي ( الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احداً الا الله ) بودند . ما طلاب دارالعلوم زاهدان ، با آنان عهد و پيمان بسته ايم كه در راه بيان حق از هيچ قدرتي و هيچ حكومتي و هيچ باطلي نهراسيم و تا لحظه اي كه خون در رگهاي مان جاري است از توحيد الهي دفاع كنيم و شرك و بدعت را خرد كرده و در هم كوبيم و زير پايمان دفن نمائيم .
مولوي نعمت الله رفت اما فرياد توحيدي اش و نداي قرآني اش از مناره هاي مكي ، بلكه از فراز تمام بلنديهاي ايران زمين گوش هر مسلمان موحد و خداپرستي را نوازش مي دهد و كاخ هر ظالم و بيدادگر و بنيان هر نوع شرك و بدعت را به لرزه مي اندازد . تا قرآن باقي است و تا نداي توحيد در دنيا ظاهر است ، نام مولانا نعمت الله (رح) از ياد نخواهد رفت او به خاطر قرآن و توحيد فدا شد و قرآن و توحيد با نام زيبايش عجين شده و از هم جدا نخواهند شد .
مولانا عبدالحكيم رخت بر بست اما راهش همچنان ادامه دارد و به حول و قوة الهي نخواهيم گذاشت چراغ هائي كه در مناطق محروم ، روشن كرده است خاموش شوند .
هر گاه به يادش مي افتيم ، وجود خستگي ناپذير و پيكر پر تلاشش جلوي چشمانمان مجسم مي شود . همت و پشتكار ، مجاهده و تلاش ، جهاد و دعوت ، ايمان و غيرت ، درسهائي كه هر طلاب و عالم دين را از خواب غفلت بيدار مي كند .
مولوي عبدالله و حاج عزيزالله رفتند اما نامشان با تلاشهاي ديني در جريدة تاريخ به ثبت رسيد .خداوند بهترين پاداشها را از جانب امت محمدي ( علي صاحبها السلام ) به روحشان عنايت فرمايد و ما را به حقيقت برساند و توفيق خير عنايت فرمايد .
منبع : سنی نیوز

2 پاسخ to “مختصری درباره مولانا نعمت الله توحیدی”

  1. گوران ولدبیگی اکتبر 30, 2010 در 4:12 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صلی علی رسولنا وسیدنامحمد وعلی روح خلفااربعه وعلی الذین امنوابذاتک وصراتک و قائمون علی سبیلک رضی الله تعالی عنهم اجمعین
    اولا باید بگم که افتخار میکنم اسم سایتتون ناجیه کرده چون منم کردم و یک موحد کوچک که از خداوند تبارک وتعالی میخاهم که مارا در زمره افرادی چون مولانای شهید محشور کند
    ونیز دراین دنیای فانی افرادی همچون ایشان را تربیت کند تا برای جامعه ی اسلامی مفید بوده ودر تحقق هدف همه ی مامسلمانان که تشکیل خلافت و حکومت اسلامی است تلاش کنند وتا بدعت ها وشخصیت پرستیهاوخرافاتی که بعضیها به نام اسلام رواج داده اند اما درواقع مشرک هستند از بیخ بکنند و مردم را به راهی هدایت کرده که زمانی محمد مصطفی و ابوبکر صدیق و عمر فاروق وعثمان بن عفان و علی مرتضی و سعد ابن ابی وقاص و خالد بن ولید وطلحه بن عبیدالله و…. مردمشان را به ان هدایت میکردند ان شالله العظیم
    امیدوارم جناب رییس سایت با من حقیر در زمینه ی دینی همکاری کرده و از مطالب تازه اتان ایمیل من را بی سهم نگذارید با تشکریا بهتره بگم زور زور سپاس وریزم هه یه بو جه نابتان

    • ناجی کرد اکتبر 30, 2010 در 6:37 ب.ظ. #

      بسم الله الرحمن الرحیم
      برادر گرانقدر و معزز.
      سلام علیکم و رحمه الله و برکاة.
      امیدوارم در سایه سار امن الهی ، موفق و موید باشید.
      ان شا الله همان گونه که شما فرمودید راه برای رسیدن به هدف های والای اسلامی فراخ و هموار گردد و هم مسیران نیکویی چون شما در این مسیر ما را همراهی کنند و راهنمایی نمایند تا خدای ناکرده به بیغوله ها نرفته و در چاله ها نیفتیم.
      تارنمای ناجی کرد صمیمانه و برادرانه خواستار همکاری و همیاری و همفکری و همدلی برادران و خواهران مومن و موحد است.
      شما به بنده بگویید که در چه زمینه هایی تخصص دارید تا بنده زمینه آن را برایتان در تارنمای ناجی کرد (در حد وسع) فراهم آورم. ان شا الله سعی خواهم کرد بخش خبرنامه تارنمای ناجی کرد زمانی که مشترکینش به تعداد مجاز رسیدند را فعال کنم و در آن مقالات و اخبار و … سایت را برای مشترکین خبرنامه خواهم فرستاد.
      منیش هه ر وه ها گه لی سوپاسیم هه یه. هیوادارم له هه مو لاییک به رده وام بین.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: