سلفیه در روزگار ما – بخش نخست

21 اوت
بسم الله الرّحمن الرّحيم
چند تذكره بجاي مقدمه
خواننده عزيز بررسي و تحليل نحله سلفيه از منظر فكري ـ تاريخي ـ سياسي كه بصورت كتابچه‌اي اينك در اختيار شما قرار دارد آغاز تحرير آن در سال 1383 بود كه در همان سال به انجام رسيد و در سال 1384 تحريري نو يافت و كار آن پايان يافته تلقي شد نقل قولها و حوادث مرتبط با نحله سلفيه از منظر سياسي به استناد به نوشته‌هاي روزنامه‌ها و سخنرانيهاي ضبط شده صوتي و تصويري حداكثر تا پايان سال 84 پي‌گيري شده است ولي اكنون در تابستان سال 85 كه ضرورت انتشار اين كتابچه بيش از پيش احساس مي‌شود. با وجود اينكه مسائل و حوادث مهمي در منطقه و سطح جهان در ارتباط با موضوع پيش آمده است، نخواستيم جز در موارد نادر ويراستاري در متن دست ببريم براي جبران اين نقيصه چند مورد خارج از متن در همين مقدمه گونه مدنظر خوانندگان فهيم اين نوشتار قرار مي‌گيرد. كه هم خوانندگان را در پيوستگي مطالب و رويدادها ياري رساند و هم تكلمه‌اي باشد براي فصول اين كتابچه:
1ـ آنچه در رابطه با اوضاع جهاني و اخبار كشور عراق چه در مناطق كردنشين و چه در مناطق عرب نشين يا در بخش آخر اين كتابچه درباره انصار الأسلام و كريكار مؤسس آن سخن رفته است يا آنچه در رابطه با نحله سلفيه در كردستان ايران ياد شده است مربوط به سالهاي قبل از 84 است بديهي است تحليلي كه بر مبناي آن اخبار و رويدادها نيز بعمل آمده متناسب با همانها مقبوليت و روايي دارد در هر صورت ضمن بازنگري به غير از اصلاحات جزئي موردي نادرست تشخيص داده نشد كه قابل تجديد نظر باشد. و قضاوت با خواننده‌گان است.
2ـ پيداست تحقيق ميداني و كتابخانه‌اي در خصوص سلفيها يكي از پر تأثيرترين نحله‌هاي فكري در قرن 19 و 20 بسيار گسترده‌تر و دامنه‌دار تر از اين است كه اين نوشتار عهده‌دار آن ‌باشد آثار و چهره‌هاي تأثير گذار در اين نحله بسيار بيشتر از اين تعداي است كه در اينجا نام برده شده‌اند. ما فقط به ذكر نمونه‌هايي در اين باره بسنده كرده‌ايم ولي آنچه جاي تأكيد و شايان توجه مي‌باشد. تحليلهايي است
كه بر مبناي اسناد و نمونه‌هاي ياد شده به‌ان توفيق يافته‌ايم و توصيه بيشتر ما به خوانندگان امعان نظر در آن تحليلها مي‌باشد.
3ـ پديده‌اي در سال 84 در شبكه‌هاي خبري كردي برملا شد مشهور به ?پروژه شيخ زانا? يكي از تلويزيونهاي حكومت خودمختار كردستان عراق از جنايات وحشتناك و بي شرمانه قتل و تجاوزات جنسي حتي از نوع هم جنس‌بازي در زير ماسك جهاد و دين پرده برداشت كه مدت چند ماهي قبل از انتخابات اخير پارلمان عراق در همه محافل و مجالس مردم كردستان و در روزنامه‌ها و سايت‌ها بحثهاي داغي را به دنبال داشت. و سبب نفرت بيش از پيش اقشاري از مردم عادي از اسلامگرايان گرديد. البته همه گروههاي اسلامي كردستان عراق از آن شخص و جناياتش ابراز انزجار كردند و بعضي نيز اعلام كردند كه اين شخص و اعمالش بيشتر از اينكه ارتباطي با قضية اسلامي‌ها داشته باشد معلول وجود فساد در بدنة همان حكومت محلي است زيرا كه خود از مقامات عالي رتبه امنيتي آنهاست و از اقوام سببي سران حكومت محسوب مي‌شود. هرچند زماني نيز سابقة فعاليتهاي اسلامي داشته است اكنون بصورت غير منتظره‌اي آن جنجال و هياهو خاموش شده و اكنون از سرنوشت شيخ زانا خبري نيست گويا سناريويي بيش نبود.
4ـ از رخدادهاي شگفت آور در رابطه با موضوع سلفيت و درگيريهاي فرقه‌اي و دو قطبي شدن اسلام گرايان كردستان ايران (قبلاً در همين كتابچه در رابطه با تقابل و دوقطبي شدن جامعه كُرد بعد از پديدار شدن گروههاي اسلامي افراطي سخن رفته بود) حوادثي است كه از ارديبهشت ماه سال جاري (85) در اطراف بوكان بوقوع پيوسته است. چنانكه در نخستين فصل همين نوشتار خاطرنشان شده عناصر سلفي در كردستان ايران هر از گاهي مطالبي نوشتاري يا گفتاري در رد برخي آراء و نظرات كاك احمد مفتي‌زاده به ميان آورده‌اند گاهي به صراحت و گاهي به كنايه گاهي شخص كاك احمد و گاهي پيروانش را آماج رديه‌هاي خود ساخته‌اند اما در حدود دو ماه پيش (15/2/1385) امام جماعت يكي از روستاها با جسارت بيشتر به كاك احمد و پيروانش تاخته و آنان را تا مرز كفر معرفي كرده است. اين امر جاي تعجب زياد نيست و از عناصر سلفي انتظار مي‌رود. اما از عجايب روزگار آنست كه برخي پيروان منتسب به كاك احمد[1] (جريان مكتب اكثري تحت نظارت سعدي قريشي) راه كم هزينة سهل‌الوصول روشنگري و نصيحت را كه احتمالاً مورد استقبال جامعه هم قرار مي‌گرفت ترك كرده، در يك اقدام تعجب برانگيز و هم تأمل بر انگيز با جمعيتي چند صد نفري در مسجد محل عبادت و تبليغ آن امام جماعت حضور پيدا كرده كه سه قول درباره اين اقدام روايت شده است.
الف: براي بحث و مناظره با آن شخص اين اقدام صورت گرفته است.
ب: اعتراضي تظاهرات گونه بوده در برابر توهين‌هاي آن شخص .
ج: براي رسوا كردن آن شخص و معرفي مكتب و كاك احمد بوده است.
اين اقدام از اين نظر تعجب برانگيز بوده كه هميشه آن جناح از مكتب اعلام كرده است در اوائل مرحله دعوت قرار دارند. بجز تزكيه خود و صبر و تحمل فشار هيچ مسئوليت ديگري ندارند گرچه كساني كه با مكتب قرآن و تحولات عارض بر آن خصوصاً ايدئولوژي جريان مذكور در مكتب قرآن آشنايي نزديك دارند از آن اقدام تعجب نكرده بلكه قابل انتظار هم مي‌دانستند. اكنون حدود دو ماه است سي‌دي‌ها و بيانيه‌هايي از طرف جناحهاي مختلف سلفي و مكتبي لِه و عليه همديگر و افكار و عملكردهاي كاك احمد مفتي زاده در سطح جامعه پخش مي‌شود بهر صورت خوشبختانه مفاد اين كتابچه هم به دليل اينكه زماني نوشته شده كه اين غوغاها مطرح نبوده و هم به دليل بيزاري از فرقه‌گري و درگيريهاي فرقه‌اي و نقد ريشه‌اي آن در سطحي فوق فرقه‌اي قراردارد و الحمدلله به دور از انگيزه‌هاي نفساني و تمسّك به اوهام دليل نما كه زائيده تعصب‌هاي مذهبي مي‌باشد به تحليل پرداخته است.
5ـ اين نوشتار درصدد گشودن پرونده تندروي مذهبي و شناساندن ريشه‌ها و تبار اين پديده نمي‌باشد؛ زيرا اين پديده چه تحت تأثير شرايط اجتماعي و سياسي و فرهنگي يا برخاسته از تفكرات خاص هر فرقه و گروه باشد منحصر به فرقه‌اي يا مذهبي يا نحله‌اي خاص نمي‌باشد و ممكن است هر دسته‌اي داراي افكاري تندروانه باشد و يا به اعمال تندروانه مبادرت ورزد. ولي بدليل اينكه در اين شرايط زماني برخي تندروي‌هاي مذهبي در سطح جهاني از جانب سلفيها اعمال شده (در اين قضيه سلفيهاي جهادي بيشتر متهم هستند) و برخي مباني تئوريك خشونت نيز در سلفيت موجود است و در جامعه كردستان ايران هم نخستين بار است اين پديده رخ نموده ما با دقت و وسواس خاصي مورد سلفيه را انتخاب كرديم و چنانكه در فصول مختلف اين نوشتار هم بچشم مي‌خورد به اين نكته واقف بوده‌ايم سلفيه در عالم اسلام گاهي نقش تاريخي مثبت داشته‌اند و گاهي با اصلاح فكر ديني نيز در پيوند بوده‌اند و مخالفين آنها هم غالباً از جاده انصاف خارج شده‌اند از خداوند رحيم و منّان خواسته‌ايم از جاده انصاف خارج نشويم و ما را از لغزش قلمي و سهو انديشه‌اي حفظ فرمايد بهرحال اين تصور پيش نيايد كه همواره تندروي با سلفيه نسبت ملازمه داشته و دارد بلكه گاهي تندروي را در مخالفينشان شديدتر هم مي‌بينيم.
از قبل انگيزه‌ها و احساس مسئوليتهايي بوده كه ما را به اين قبيل بررسيها وادار كرده است. ولي همواره از انتشار نتيجه تحقيقاتمان در ترديد بوديم تا اينكه امروزه ضرورت روشنگري در افكار مردم درياره سلفيه برهمگان آشكار شده ما نيز در خور بضاعت مُزجات خويش در اين وادي پرسنگلاخ به ضرورت گام نهاديم.
ناصر علیار
التوفيق من الله و علي الله التكلان
10/4/85
انگيزه تدوين اين وجيزه
چند سالي است برخي از شهرهاي كُردستان جولانگاه گروههايي موسوم به ?سلفّيه) گشته است. حضور در مساجد، برگزاري جلسات و سخنرانيها، پخش جُزوات و كتابهاي خاص و داشتن محاسن و شمايل متمايزكننده توجّه افراد زيادي را به خود جلب نموده و انگشت سئوال، ابهام، اتّهام و يا تحسين ديگران به سويشان نشانه رفته است.
مسئله كم‌كم از اين حالت نيز فراتر رفته بروز و نمودهاي ممتد و متناوب آن گروهها در شهرها و روستاها سبب تجديد مناقشات و مباحثات فقهي و كلامي بر سر مسايلي چون ?بدعت? و دايرة آن، انتشار وسيع احاديث در سطح جامعه، بدعت و سنّت در زيارت قبور و ديگر مراسم و شعاير، بحث توسّل و استغاثه و مسئلة تقليد از مذاهب و … شده است اين مباحثات از گذشته‌هاي نه چندان دور نيز در كُردستان سابقه داشته است و هميشه موجب درگيري علماي شريعت با مشايخ طريقتها و علماي نوگرا و محافظه‌كار با يكديگر و عالمان و عاميان بوده است. اين امور باعث چون و چراها و بگومگوها و جدلهاي لفظي نيز شده است و جامعه اسلامي كُرد را به سمت التهاب و دو قطبي شدن و چالش‌هاي غيرطبيعي و بي‌موقع بُرده است.
بعد از اتفاقاتي كه در سطح منطقه و جهان پيش آمده قضية ?سلفيّه? به تندروي مذهبي و ?اسلام سياسي? نيز گره خورده است.
حركت اسلامي كُردستان عراق (بزووتنه‌وه‌ي ئيسلامي) كه در دهة 80 (1987) تشكيل شده و در حكومت كُردها به عنوان نيروي سوّم بين دو نيروي حزب دمكرات و اتحادية ميهني شركت داشت در چند سال پيش دچار انشعاب شد و گروهي بنام جندالاسلام كه بعدها انصارالاسلام نام گرفت از اين انشعاب متولّد شده نبرد بين احزاب كُردي با اين گروه تازه پيدا شده از سر گرفته شد [هر چند درگيريهايي نيز قبلاً از سوي اتحاديه ميهني با حركت اسلامي رخ داده بود سرانجام به صلح و قرارداد منتهي شده بود]
فاجعة درآوردن جسد مشايخ ته‌وێڵه و باغه‌كۆن نيز كه با هر توجيهي كاري به شدّت ناهنجار بود به انصار‌الأسلام نسبت داده شد. اين تحولات در كُردستان عراق پاي بعضي از عناصر اسلامي در كُردستان ايران را نيز به صحنة سياست كشاند و از بحثهاي عقيدتي و فقهي به سبك سلفيه تا بحث مربوطه به جهاد ادامه پيدا كرد و تا كنون هم ادامه دارد. سرانجام حملات مشترك آمريكا و گروههاي كُردي در آغاز سال 82 به مقّر آنها در منطقة ?شاره‌ زوور? به حيات سياسي مستقل و علني انصارالأسلام خاتمه بخشيد. ولي گفتمان ديني آنان هنوز در اقشاري از مسلمانان كُرد و گاهي از زبان بعضي ملّايان در برخي منبرها همچنان باقيست.
از نظر نبايد دور داشت انفجار ساختمانهاي تجارت جهاني در سپتامبر 2001 در نيويورك و متعاقب آن اشغال كشورهاي افغانستان و عراق گروههاي سياسي ـ اسلامي و بطور خاص گروههاي سلفي و بطور اخص گروههاي جهادي [يا به قول دشمنانشان گروههاي ارهابي و تروريستي] را در كانون توجّهات سياسي قرار داد.
هر يك از اين تحوّلات منطقه‌اي و جهاني بر وضعيّت گروههاي اسلامي در كُردستان ايران بويژه گروه سلفي تأثير مستقيم و غير مستقيم و از دور يا نزديك داشته است امّا همة اين وقايع با حجم و عمق و دامنه‌اي كه داشتند نتوانست بر ذهنيّت ملّت كُرد آن تأثيري را بر جاي گذارند كه حركت انفجاري ـ انتحاري دو سال پيش اربيل در روز عيد قربان 1424 (1 شباط) 12 بهمن 1382 [2]بر جاي نهاد، اكنون ذهنيّت كُردها در همة بخش‌هاي كُردستان به نسبت گروههاي اسلامي سخت آسيب‌ ديده است و از محور قضاوت عقلاني خارج شده و به گردونة احساسات درغلطيده و اين همان چيزي است كه سياست‌بازان و دشمنان اسلام و كُرد خواهان آن هستندـ در حاليكه موقع حملة آمريكا به افغانستان نوعي تعاطف ديني و انساني با القاعده و طالبان در ميان قاطبة كُردها بوجود آمده بود ـ حال همه از ?اسلام سياسي? و ?تندروي? و ?سلفي? و زيانهايي كه به قضية كُرد مي‌رسانند و تصادمي كه با حقوق ملّي كُردها دارند نگرانند و نامهاي ?وهابي? ?القاعده? ?انصارالاسلام? بر سر زبان عوام و خواص افتاده است. در تمام رسانه‌هاي گروهي مناطق كُردنشين و ميزگردهاي متعدّد سخن از اسلام و ارتباط آن با قضيّة كُرد است*
همه‌ مي‌پرسند اسلامي‌ها چه كساني هستند و چه مي‌خواهند. و كساني آگاهانه يا ناآگاهانه داد سخن داده و ناآگاهانه و غير منصفانه به قضاوت مي‌نشينند. با وجود اينكه هيچ گروه اسلامي رسمي و شناسنامه‌دار مسئوليت اين جنايت انتحاري را نپذيرفته (جز گروهي بنام انصارالسُنّه) ولي تمام گروههاي اسلامي و تمام شاخه‌هاي منبعث از سلفيّه متهم مي‌شوند و حتي با جسارت تمام به فتوحات اسلامي و پيوند اسلام و كُرد و تاريخ يكهزار و چند صد سالة كُرد تعرّض مي‌شود.
اين پيشامدهاي پيش‌بيني شده و قابل انتظار و غير قابل پيش‌بيني وظايفي را پيش روي افراد آگاه و دلسوز قرار داده است تا بيش از پيش به اين قضيّه اهتمام ورزند و در اولين گام به معرّفي نحلة سلفيه با شعبات و دستجات مختلفشان بپردازند و منافع و مضار و نقشهاي مثبت و منفي آنها را ارزيابي نمايند و پرده از چهرة دلگشاي حقيقت در اين فضاي مه‌آلود به كنار زنند تا فضاي فكر ديني شفّاف گردد و افراد جوياي حقيقت از سردرگمي به در آيند. اين نوشتار بدين منظور تهيّه شده است تا از سر انصاف ريشه و تبار فكر سلفي شناسايي و اركان و خصوصياتش معلوم شود. اميد است علاوه بر پژوهشگران و حقجويان، هم افراد منتسب به اين نحله و هم مخالفينشان نيز از نتيجة اين كار تحقيقي كه اميد مي‌رود خيرخواهانه باشد سود جويند. داوري دادگرانه و بخردانه مقتضي است از جوسازيها و تبليغات له يا عليه اين گروه چشم پوشي نموده و پيشداوري را به يكسو نهيم و بايد داعيان و مبلّغان صدّيق سلفيّه از كساني كه با انگيزه‌اي آلوده به پوشش آنان درآمده‌اند به شدّت تميز داده شود و هم در بررسي افكار و عملكرد آنها به اسناد مسلّم تكيه نمود و از گمانه‌زني و احساسات دوري جُست. شناختهاي سطحي و احساساتي در جامعه چنان كرده است كه افراد مخلص و بي‌خبر از هر زد و بند سياسي و فرقه‌اي به محض گذاشتن ريش يا بر سر نهادن كلاه سفيد يا داير كردن كلاسهاي آموزش ديني آماج تهمتهايي چون عضويت در ?القاعده? و ?طالبان? قرار مي‌گيرند و امّا چرا قضاوت صحيح دربارة سلفيه چون ديگر مسائل مرتبط با دين چنين دشوار است و چرا افراد جامعه اينچنين در سردرگمي و حيرت فرو رفته‌اند موانعي چند دست‌اندركارند كه آنها را تجت عنوان: ?آسيب‌شناسي پژوهشي دربارة سلفيّه در كُردستان ايران? دسته‌بندي خواهيم كرد كه در زمينة پژوهش راجع به هر گروه اسلامي ديگر و هر موضوع ديني ممكن است صدق پيدا كند.
آسيب‌شناسی تحقيقات درباره‌ سلفيه در كردستان ايران
بر روشنفكران و بيداران جامعه است. كه هنگام داوري درباره گروه سلفية خاصتاً در كُردستان ايران بدين موانع به ديدة بصيرت بنگرند و عامّة مردم را نيز به آنها متفّطن گردانند.
و اينك به چهار مانع اصلي از موانع فهم درست نسبت به پديده يا نهضت يا مذهب سلفيه در كُردستان ايران خواهيم پرداخت و يكايك حجابهاي مسير تحقيق را پاره كرده و آفتهاي فهم را شناسايي كرده تا از قضاوت مغشوش دور بمانيم.
مورد اول: از آفات تحقيق در مورد نحلة سلفية در كُردستان ايران خودشان هستند كه موجبات سردرگمي مردم و قضاوتهاي نادرست را فراهم كرده‌اند.
مورد دوّم: مراكز حكومتي ايران در كُردستان بويژه مركز بزرگ اسلامي مي‌باشد كه با دخالت در هر قضية مربوط به اهل سنّت و موضعگيري له يا عليه هر جرياني قضاوت عامّه را از مسير طبيعي منحرف و مخالفين مركز را هر كس باشد بر مسند حقانيت و مظلوميت مي‌نشاند. و موافقين را به سزاي نفرت و چندش دچار مي‌سازد.
مورد سوّم: گروههاي سياسي و فرهنگي سكولار هستند كه غالباً با هر چه اسلامي است مخالفند و كينة گروههاي اسلامي را به دل دارند.
مورد چهارم: مشايخ طريقتها هستند كه رقابت و حتي عداوت ديرينه با گروههاي سلفي دارند.
و اينك شرح و تفصيل هر يك از موارد چهارگانه:
بيان و توضيح مانع اوّل:
تبليغات پر سر و صداي افراد منسوب به سلفي‌گري با خوش خيالي و بدون آگاهي لازم از مباني و مقاصد آن انديشه از عواملي بوده كه سبب سوءظن مردم به آنها شده است با سادگي و حرارت تمام از چيزهايي سخن گفته‌اند كه به گمانشان كسي از آن مفاهيم و مطالب خبر نداشته بساط مجادلات مذهبي پيشين را دوباره گرم كرده‌اند. استناد بيش از حد به احاديثي در كتابهاي مخصوص، پافشاري بر جزئيات و مستحّبات و تكفير سريع كساني كه منكر حرفهاي آنها باشند و جرأت در ردّ و تخطئه و حتي تكفير علماي بزرگ چون شيخ محمّد عبده و سيّد قطب و … انتشار جزوه‌هايي بنامان ?كفر و كافر? و ?آنچه يك مسلمان بايد بداند? در ردّ و تكفير مرحوم علامه مفتي‌زاده موجب انگشت‌نما شدن آنها گرديده است و واكنشهايي در برابرشان ظاهر شده و نفرت بسياري را عليه خود برانگيخته‌اند. بعضي از اين افراد هم سابقة سياسي دارند و با مراكز دولتي روابطي داشته‌اند*. كمتر در بين آنها اهل علمي در حدّ تدريس علوم اسلامي يا حتي كساني كه در مسايل اسلامي مطالعات لازم داشته باشند پيدا مي‌شود در احوالپرسي عادي و محاورات و طرز لباس پوشيدن هم گاهي علامتهاي گروهي و يا فرقه‌اي از خود نشان مي‌دهند. اين فعاليتهاي خام و ناسنجيده و ظهور خلق‌الساعّه‌اي بدون هيچ پيشينة روشن و آزمايش لازم به اضافة دفاع تمام عيار از طالبان و القاعده به هنگام جنگ افغانستان و حتي بعد از آن اين ظن و گمان را در بسياري تقويت نمود كه اين گروه از اساس مشكوك هستند و از بيرون كُردستان تغذيه فكري و … مي‌شوند.
اينست كه در وهلة اوّل خود افراد گروه اجازه نداده‌اندتا تصويري روشن از آنها به عنوان يك نحلة فكري با پيشينه و تبار مشخص و با شناسنامه‌اي معلوم در ذهن افراد دربارة آنها نقش بندد. نه تنها افراد عادي بلكه افراد آگاه نيز به آنها به ديدة ترديد مي‌نگرند و از ماهيت فكري و سياسي آنها اظهار بي‌اطلاعي مي‌نمايند لذا به عنوان يك گروه اسلامي با شناسنامه‌ فكري روشن به رسميّت شناخته نمي‌شوند. هر چند گروههاي سلفي در هر جاي دنيا شناخته شده هستند ولي در سلفي بودن جماعتي كه امروز در كُردستان ايران فعاليت مي‌نمايند اولاً جاي ترديد هست و ثانياً به كدام گرايش از گرايشهاي سلفي تعلّق خاطر دارند ثالثاً در جبهه‌اي عملي و تاريخي كه اهل سنّت ايران براي بقاي خويش گشوده است در كجاي آن قرار دارند و چرا آن تضاد اصلي را به درون جبهه كشانده‌اند و در راه احقاق حقوق ملّي و مذهبي مردم كُرد چكار كرده‌اند؟!*
اكنون كه اين جزوه در مرحله‌ نهايي تدوين است سلفيگري در كُردستان ايران براي افراد آگاه به مسايل فكري وضعيت شفاف‌تري پيدا كرده است زيرا بيشترين آنان از ترور و انفجار و انتحار اظهار برائت نموده و جزوه‌هايي بنامان ?حزب تكفير را بشناسيم? و ?علماي سلفي از انفجار و ترور و انتحار بري و بيزارند? منتشر كرده و مباني فكري گروه سلفيه جهادي را مورد نقد قرار داده‌اند پس به عبارت ديگر بيشترين آنها به سمت سلفيه طرفدار آلباني يا سلفيه اصلي تمايل پيدا كرده‌اند هر چند هستند كساني كه از افكار سلفيه جهادي متأثر هستند براي اطلاع بيشتر به بخش انشعابهاي اصلي سلفيه در آخر جزوه مراجعه شود و پخش يك حلقه سي‌دي كه در آن فردي معتقد به نحله سلفيه اصلي به تحليل نظرات جهاديها و نقد و رد مضمون خطبه‌اي از فرد ديگري معتقد به نظريه جهاديها مي‌پردازد*. در رمضان پارسال(1425) مصادف پاييز سال 83 در روستاي سراب در اطراف بوكان افراد مشهور به سلفي نشستي ترتيب داده و مواضع جديد خود را دال بر متهم كردن سلفيه جهادي به خوارج اعلام كردند.
بيان و توضيح مانع دوّم:
از ديگر موانع فهم درست به نسبت آگاهي مردم از مسائل اسلامي از جمله قضية سلفي‌ها مراكز حكومتي بويژه مركز بزرگ اسلامي مي‌باشد. مركز بزرگ اسلامي غرب كشور از نهادهايي است كه بيش از دو دهه است در سرتاسر مناطق سنّي‌نشين غرب كشور به فعّاليت مشغول است. در سالهاي اخير چون و چراهايي بر سر قانوني بودن يا نبودن آن به ميان آمده و از خواسته‌هاي هميشگي اهل سنّت برچيدن يا تحديد فعاليتهاي آن بوده است*. بهر حال مركز بزرگ اسلامي غرب كشور بيش از ده هزار روحاني اهل سنّت را طوعاً و كرهاً زير پوشش خود دارد و از ديدگاه اهل تشيّع و حاكميت به قضايا مي‌نگرد و همواره در مسائل مذهبي دخالت كرده و روحانيون دگرانديش اهل سنّت را غالباً به اتّهام وهابي تحت بازجويي قرار داده و بعضاً به زنداني شدن و اخراج از مساجد و خلع لباس و معّرفي به دادگاه ويژة روحانيت انجاميده است و نه تنها افراد روحاني بلكه افراد فعال مذهبي غير روحاني نيز گاهگاهي در دادگاه ويژه روحانيت محاكمه شده‌اند حقيقت امر آنست كه چون تصدي مركز بزرگ اسلامي و دادگاه ويژه روحانيت در مناطق سنّي‌نشين بر عهدة روحانيون شيعه است و نمايندة حاكميت محسوب مي‌شوند كسي يا كساني كه در برابر چنين نهادهايي قرار گيرند كسب وجهه مي‌نمايند (درد مزمن و تاريخي شكاف دولت ـ ملت).
بنابراين چون در شهرهاي مختلف روحانيون سرشناس وابسته به ?مركز بزرگ? عليه گروه سلفيه موضع گرفته‌اند موجب تعاطف بيشتر افراد مذهبي با اين گروه شد و مردم پنداشته بودند اين تقابل و رويارويي ادامة مقاومت و مبارزة اهل سنّت است كه قرنهاست در ايران جريان داردو مسئله زماني جدّي‌تر شد كه مسئول اصلي مركز بزرگ اسلامي و نمايندة منصوب امام در غرب كشور در روزنامه‌هاي رسمي از جمله در سيروان شماره 34 مورخة 22/10/80 حين سخنراني براي تعدادي از روحانيون و در واقع توجيه آنها و تخطيط برنامه مركز بزرگ اسلامي در ارتباط با گروههاي اسلامي مطرح در كُردستان همه را به باد انتقاد گرفته و در اين ميان از گروه سلفيه فعال در كُردستان ايران و ارتباطشان با ?القاعده? سخن به ميان ‌آورد. اين نوع موضع‌گيريها بر ابهام قضايا بيشتر افزوده و شناخت سلفية كُردستان را حداقل براي مردم عادي بغرنج كرده است زيرا سالهاست در كُردستان ساية ?وهابيها? را با تير مي‌زنند، حتي همين اتّهام واهي سر برخي از سرداران را بر باد داده است جايي كه با ?وهابيهاي مزعوم و موهوم? سابق اينگونه رفتار مي‌شد چگونه است با ?وهابيهاي موجود? آنهم با چنين اتهامات سنگين هيچ برخوردي جدّي صورت نمي‌گيرد. گرچه مردم عادت كرده‌اند چنين اتهاماتي را جدّي نمي‌گيرند ولي باز هم جاي حيرتش باقي است مضافاً اينكه برخي از چهره‌هاي غالباً جوان اين گروه نوپا با مركز بزرگ و جاهايي مشابه آن روابطي داشته‌اند.
شايد براي خوانندگان اين مطالب جاي تعجّب باشد و حتي وجود تناقض را در آنها شناسايي كنند كه از يكسو گروه سلفيه متهم به همكاري و همسويي با حكومت هستند و هيچكدام از موضعگيريهاي مركز بزرگ عليه آنها جدّي تلقي نمي‌شود و از سويي ديگر كساني به دليل آنكه آنها را مدافع اصلي و ناب اهل سنّت مي‌دانند به آنها علاقه پيدا كرده و از آنها حمايت مي‌نمايند. آري اين همان معضل شناخت و مانع اصلي است كه شناخت سلفية كُردستان ايران را براي ناظرين بي‌طرف مشكل ساخته است. و هر دو واكنش دربارة اين گروه همزمان وجود دارند و هر دو موضع و ديدگاه در بين مردم صاحبان خاصّ خود را دارند.[1]
بيان و توضيح مانع سوّم:
از ديگر موانع فهم درست مردم به نسبت گروههاي اسلامي عموماً از جمله گروه سلفيه، گروههاي سياسي و فرهنگي سكولار مي‌باشند اين گروهها بر خلاف سرزمينهاي خاستگاهشان يعني اروپا و آمريكا كه بصورت قانوني و منطقي و بي‌نظر با گروههاي مذهبي معامله مي‌نمايند در سرزمينهاي اسلامي غالباً بصورت كينه‌توزانه و سركوبگرانه با گروههاي اسلامي برخورد مي‌نمايند محافل سكولار در كُردستان نيز چون ديگر جاها به فعاليت مشغول و مُخلّ هر گونه قضاوت صحيح و به قاعده درباره سلفيه يا هر گروه اسلامي ديگر هستند.
گاهي از وجود و حضور گروههاي اسلامي رقيبشان حاشا مي‌كنند و آنها را ناديده مي‌انگارند و گاهي نيز مسائل را بي‌جهت تعميم مي‌دهند خطاي عده‌اي را به حساب همه مي‌گذارند و بطور خلاصه در تيره كردن فضاي ديد و بينش مردم مهارت تمام داشته و با پشتوانه تبليغات و تشكيلات در جوسازي يد طولايي دارند مثلاً تيتر نامستند و بدون توضيح روزنامه پيام مردم: ?هدف القاعده نابودي كُردها? كه در آن زمان هيچ موضعگيري روشني از سوي القاعده و گروههاي هم پيمانش اعلام نشده بود.
هرگز گروههاي سكولار نمي‌گويند كه: يكي از سه نماينده احزاب كُردستان عراق در شوراي حكومتي عراق بعد از صدام فردي اسلام‌گرا و نماينده گروه اسلامي ?اتحاديه‌ي اسلامي کردستان? يه‌کگرتووي ئيسلامي کوردستان بود همين گروه بدون داشتن بازوي نظامي توانسته است در حيات سياسي و فرهنگي كُردها مشاركت نمايد و توجه بسياري از فرهيختگان كُرد را به خود جلب نمايد و نيز هرگز نمي‌گويند حركت اسلامي كُردستان يا بزووتنه‌وه چندين سال در كابينه حكومتي آنها داراي وزير و در پارلمان داراي وكيل بوده‌اند همچنين گروههاي سكولار گروههايي چون ?جماعة‌التبليغ? و ?جماعت نور? را كه ممكن است در شكل و شمايل شبيه سلفيها و جهاديها باشند اما هرگز گرد مسائل سياسي نمي‌گردند به معنويات مي‌پردازند. به حساب نمي‌آورند به همان ترتيب ?مكتب قرآن? كه هرگز حكم تكفير كسي را صادر نكرده‌اند اين نكته هم بسيار قابل توجه است كه يك جريان مهم سلفيه پيرو افكار ?ناصرالدين آلباني? با هر گونه اعمال مسلحانه و حتي هر نوع تحزّب مخالف هستند و در كُردستان عراق هم به كار فرهنگي و عقيدتي اشتغال دارند ديدگاههايشان از طريق مجله صراط‌المستقيم/ ڕێگه‌ی ڕاست اعلام مي‌شود و هستند مسلمانان و گرايشهاي اسلامي كه خواهان رسيدن مسلمانان به حاكميت از طريق دموكراسي و بطور كلي قرائت دموكراتيك از دين مي‌باشند. مانند اصحاب مجله ?روانگه? و هفته‌نامه ?سيروان?.
همه اين گرايشهاي اسلامي و ديدگاههاي اسلامي كه از تندروي و ارهاب بدورند از نگاه آقايان سكولار گم است. آنها همه اسلامگراهها را به يك چوب مي‌رانند و حتي بارها در نوشته‌ها و مصاحبه‌هاي تلويزيوني بر اسناد مجعول تاريخي مانند كتاب ?فتوح‌سوادالعراق? منسوب به واقدي و ?لوحه پوستي شاره‌زور*1? تكيه كرده و سخن از مسلمان كردن و نه مسلمان شدن كُردها به ميان مي‌آورند*2 و هستند افراد سكولاري كه خصلت ضد ديني ندارند و حتي ممكن است مصلحت دين را هم در بركناري آن از امور اجتماعي بدانند و صميمانه در صدد چاره‌جويي براي مشكلات جامعه عقب‌مانده خود باشند ولي اين تعداد به نسبت جريان ضد ديني سكولار قابل مقايسه نيستند. اصل انديشه سكولار صرفنظر از بروزها و جلوه‌هاي گوناگونش در اين تك بيت جميل صدقي زهاوي شاعر فيلسوف عراقي خلاصه مي‌شود:
نَشَرتُ في‌النّاس آراءً اُريدُ بِها
اِصلاحِ دُنياهُم لَاالطَّعنُ في‌الدّينِ
هدفم از پخش انديشه‌هايم اصلاح دنياي مردم است نه ستيز باد ينشان*
حال با اين تو ضيحات اين محافل چگونه صلاحيت اظهار نظر درباره هر گروه اسلامي را خواهند داشت ولي متأسفانه با امكانات وسيع تبليغاتي كه در سطح جهاني همسو با قدرتمندان بين‌المللي در اختيار دارند سخت به تاخت و تاز مشغولند و گرد و خاك مي‌افشانند و ديدگاه بسياري را كه از مقاصد تبليغات آنها بي‌خبراند تار مي‌نمايند.
انتقاد به موضع گروههاي سكولار در كُردستان به معني طرد و رضايت به سركوب آنان نيست بلكه در راستاي بسط و گسترش تحقيقات و پژوهشهاي منصفانه مي‌باشد.
بيان و توضيح مانع چهارم:
نزديك به دويست سال است در كُردستان طريقت و درويشي رواج بيشتري پيدا كرده بررسي اين پديده اجتماعي و ارزيابي مفاسد و مصالح آن مجالي ديگر مي‌طلبد هيچ پژوهشي دربارة كُردستان بدون نگاه جدّي به اين پديده ره به جايي نمي‌برد امّا بهرحال تصّوف كُردستان كه شاخه‌اي از درخت تناور تصّوف اسلامي مي‌باشد بعنوان يك واقعيت در گذشته وجود داشته و كاركردهاي ويژه‌اي هم پيدا نموده و بعنوان يك ميراث قابل بررسي جدّي است و ليكن چيزي حدود نيم قرن و حتي بيشتر است كه تصّوف كُردستان آتشش رفته و دودش مانده است و تلاش عمدة علماي ديني آزاده و عرفاي اصيل و ادباي روشنفكر در راستاي زدودن آثار تخريب فكري و اجتماعي صوفي نمايان و در مخالفت با استثمار و به بند كشيدن مردم بوسيله آن جماعت متشيّخ صورت‌بندي شده. ملّا هادي افخم‌زاده در ?رساله آگاهي و بيداري ص‌52 – 50? و ديگر آثارش ابواب‌ بحثهاي متعددّي را در تنقيد از مشايخ گشوده است و آقاي مفتي‌زاده در كتابچه حكومت اسلامي صفحه 55 مي‌نويسد: ? ? ورود هر دو بخش تصّوف [تصّوف ذهني و تصّوف علمي]، تدريجاً از حالت يك وسيله سرگرمي بيرون آمد و خود هدف و مطلوب شد، و در مراحل بعد، چنان اصالت يافت كه به خاطر خيالبافيهاي آن، اصول توحيدي را نيز نابود كردند، و تصّوف از اين مرحله به بعد، براي عالم اسلام، خطري شد بزرگتر از خود شاهنشاهي … و اكنون كار يكسره شده و رهبران فرقه‌ها، خطرناكترين عاملان دستگاههاي جاسوسي داخلي و بين‌المللي هستند، و كم و بيش، از گرفتاريهائي كه تا اين چند سال اخير از دست اين آقايان داشته‌ايم، خبر داريد?.*
شيخ علاءالدين نقشبندي(بياره)م:1335 شمسي در رساله قول‌الحقيق نوشته است: لكن در اين عصر شرّالاعصار جماعتي از جَهَله بدرفتار جهت جلب نام و احترام و تحصيل مال و انعام به ابداي كشف و الهام باسم طريقه نقشيه يا قادريه باطراف رويده و بهر حيله گرويده بدون معرفت به حقيقت نشر آداب طريقت مي‌نمايند و مي‌خواهند مال و ايمان را از مسلمانان بربايند.
شيخ اسعد در كتاب ?بغية‌الواجد? كه نامه‌هاي مولانا خالد نقشبندي مؤسس طريقه نقشبنديه در كُردستان را گردآوري كرده مي‌نويسد: … مخصوصاً كساني كه ادعا مي‌كنند صاحبدل هستند و به اسم ارشاد بر منصب دعوت تكيه زده‌اند غرق در باتلاق جهل مي‌باشند ?
ملا محمد جلي‌زاده(کۆیی)م 1943 ميلادي سروده است:
هه‌تا شێخێك له كوردستان بمێنێ
ئومێدی زینده‌گانیت پێ‌نه‌مێنێ
ترجمه: تا يك شيخ (مرشد صوفي) در كُردستان بماند اميد حيات براي تو باقي نيست.
حاجی قادری كۆيی م:1315 ه‍ . ق از ادباي بنيانگذار ادب انتقادي و ملّي و روشنفكر برجسته زمان خود سروده است:
خانه‌قا و شێخ و ته‌كیه‌كان یه‌كسه‌ر
پێــــــم بڵـــــــێن نه‌فعیان چییه ئاخر
غه‌یری ته‌علیمی ته‌نبـــه‌ڵی كردن
جه‌معی ئه‌ملاك و خه‌زنه كۆ كردن
ده‌فعه‌یه‌ك ئیمتیحانیان ناكه‌ن
تێ‌بگه‌ن زه‌هره یا نه تریاكن
ترجمه: خانقاه و شيخها و تكيه‌ها همگي به من بگويند چه نفعي دارند
غير از تعليم تنبلي كردن و جمع كردن املاك و گنجينه‌ها
حتي يكبار آنها را امتحان نمي‌كنند بدانند آيا زهرند يا ترياك
به همين ترتيب از صنف علما ملا عبدالله جلي‌زاده م:1326، ملا حسن دزلي م:1366 ه‍ . ق، آيت‌الله مردوخ كُردستاني م: 1354 ه‍ .ش ملا محمد ربيعي م: 1375 و … را مي‌توان نام برد كه در انتقاد تصّوف رايج و اخير كُردستان گفتارها و نوشتارهايي دارند.
در رديف عرفا و مشايخ مي‌توان از حاج كاك احمد سليمانيه‌اي م:1300، محوي م:1327، شيخ‌ عبدالرحمان ابوالوفا م:1284، شيخ عبيدالله شمزيني م:1300، شيخ سعيد نورسي(بديع‌الزمان) م:1960 و … ياد كرد كه از انحطاط تصّوف گاهي تند و گاهي ملايم سخن گفته‌اند.
از ادبا بمثابه روشنفكران زمان نيز كساني ديگر چون قانع م:1966، فايق بيكه‌س‌م:1960، عبدالرحمان ‌شرفكندي(هه‌ژار) م:1369 شمسي و شاعران و نويسندگان بنيانگذار ژ ـ ك در كُردستان ايران و ? قابل ذكرند كه در نوشته‌هاي خود مشايخ و تصّوف رايج را به باد انتقاد گرفته‌اند.
علاوه بر نمونه‌هاي ياده شده مي‌توان به ارجاعات فراوان ديگري دست يافت كه در انتقاد از متشيّخين گفته و نوشته شده است كثيري از شخصيتهاي زنده نيز شاهد زنده و راويان صادقي از انحرافات آن جماعت مي‌باشند.
مشايخ طريقت در دهه‌هاي اخير عليه همه جنبشهاي آزاديبخش در ايران و عراق اقدام كرده داستان مريدان شيخ رشيد لولان عليه جنبش بارزانيها زبانزد است.
فرار مشايخ نقشبندي و قادري (شيخ عثمان بياره و شيخ محمد بهاءالدين و سيد طه كمالي‌زاده) بعد از سقوط نظام پادشاهي در عراق (1958) نيز گواه ديگري مي‌باشد همچنين فرار مشايخ نقشبندي و قادري (شيخ عثمان بياره و سيد طه كمالي‌زاده و شيخ هادي هاشمي) بعد از سقوط نظام پادشاهي در ايران 1979/1357 ادعاي مخالفت مشايخ با جنبشهاي آزاديبخش را اثبات مي‌نمايد و به روشني پرونده نه چندان مثبت آنها را لااقل در عرصه سياست ورق مي‌زند و از ارتباط مشايخ با نظامهاي حاكم غير مردمي پرده برمي‌دارد.
اما در ايران زماني كه قضيه كُردستان با تسلط جمهوري اسلامي بر مناطق كُردنشين فروكش كرد و ارگانها و نهادهاي جمهوري اسلامي استقرار يافت تصميم گرفته شد از مشايخ صوفيه متشكل در سپاه رزگاري عليه رقبايشان يعني جريان مفتي‌زاده و جريان گروههاي مسلحانة ضد حكومتِ (كومه‌له و چريكهاي فدائي و دمكرات) استفاده شود. مفتي‌زاده در كتابچة درباره كُردستان نوشته است:
حكومت… پس اگر بتواند جماعت حزب رزگاري را به طرف خود جلب كند(…)، هم در صف متحد گروهها، شكافي ايجاد كرده، و اين جماعت را عليه هم‌پيمانانشان وادار به جنگ مي‌كند؛ و هم گروهي مناسب را براي علم كردن در برابر ما، دست و پا كرده است? فكر كرده‌اند كار كردن با تنها اين گروه از ضريب اطمينان بيشتري بهره دارد ? در يكي از جلسات سرّي ? آقاي ? به آنان نويد مي‌دهد كه: ديگر دوران اين وهابيها تمام شد؟! ص30 درباره كُردستان.
به تدريج از مشايخ فراري دلجويي شد و در دهه 70 سروكله مشايخ و وابستگان نزديكشان پيدا شد برادر شيخ عثمان نقشبندي بنام شيخ مولانا به عنوان مقدمه ورود شيخ عثمان همچنين پسر شيخ هادي هاشمي بنام دكتر شيخ حسن و شخص سيد طه كمالي‌زاده به ايران برگشتند گرچه قبلاً با مريدهايشان آشكارا در ارتباط بودند.*
بهر حال بساط تصّوف را دوباره گستردند اكنون در تمام شهرهاي كُردنشين از اروميه و اشنويه گرفته تا پاوه و جوانرود و كرمانشاه خانقاهها و محافل طريقتي به فعاليت مشغولند و همچون گذشته با مراكز سياسي و دولتها در ايران و خارج ارتباط دارند و چنانكه روش همچون گروههايي است جز به منافع طريقت خود و جاه و مقام شيوخ مرده و زنده نمي‌انديشند و چندان در غم اسلام و اهل سنّت و كُرد نيستند حتي افرادي از مشايخ رسماً تمايل خود را به تشيّع نشان داده‌اند مانند سيد انور هاشمي در رساله ? نيايش به شهادت قرآن!! ? و فردي بنام صادقي با داير كردن تكيه علويه قادريه در تهران و سنندج. گو اينكه به قول دكتر زرين‌كوب در اين اواخر برخي طريقتها مرتع محافل جاسوسي و ماسوني گرديده‌اند. ص 99 ارزش ميراث صوفيه.
اين توضيحات درباره صوفيه معاصر بدين منظور است كه چون اينان دشمني ديرينه با همه نحله‌هاي سلفي و نيز نوگراي ديني بزعم خود وهّابي دارند لذا حضور و فعاليت طريقتهاي متعدد صوفي اما با هدفي واحد مانع از اين است مردم درباره سلفيه درست بيانديشند و سره را از ناسره به خوبي تشخيص دهند. اي بسا چنين وانمود شود هر كس با اين گروههاي صوفي با اين سوابق بستيزد از منظر روشنفكري و خلوص ديني مي‌باشد و از طرف ديگر صوفياني كه با خشك‌انديشي و قشريگري و ناعقلاني‌گري سلفي‌ها پيكار كنند چنين وانمود شود از سر عمق و دوربيني و مردم‌خواهي و كُردپروري مي‌باشد. در حالي كه تضاد اين دو دسته بر سر سود و زيان ملّت نيست. به احتمال قوي يكي از محملها و توجيهات فعاليت جوانان احساساتي سلفي مقابله با بدعتها از جمله فعال شدن دم و دستگاههاي طريقتي و عرفاني است (البته ظهور كلوني‌هاي عرفاني در شهرهايي مانند تهران در پاسخ به سرخوردگي احساسات انقلابي و شكست آرمانخواهي هم قابل تأمل است) شرق شماره 122، 2 بهمن 82* . درست است شرايط اجتماعي پرورندة چنين افكاري است و يكي از فاكتورهاي دخيل مي‌باشد ولي دستهاي مرموزي هم به ترويج اين جريانات روحي كاذب و يا افراطي مي‌پردازند باز همان دستهاي مرموز مستقيم يا غير مستقيم به فعاليتهاي خشك‌انديشان سلفي دامن مي‌زنند و به اين صورت بازار جدل‌هاي زيانبخش را گرم نگه مي‌دارند چنانكه نزديك به يك قرن است در هند و پاكستان چنين جدالهايي را بنام بريلوي ـ ديوبندي ، بريلوي ـ سلفي ، سلفي ـ ديوبندي ، ديوبندي ـ مودودي برانگيخته‌اند و افراد و جريانات صادق و ناصادقي وارد گود اين درگيريها شده‌اند. جاي شكّي نيست دعواي سلفيه حروفي و صوفيان خرافي مرتع مناسبي است كه دشمنان دين و ملّت از آن بهره‌برداري نمايند. امروزه نيز در كُردستان ايران نمونه‌هايي از اين جدال‌هاي نامنطقي وجود دارند مانند ترجمه مقاله‌اي از جميل زينو به نام تصوف و انتشار آن در سطح وسيع و در مقابل پخش CD سخنراني سيد جميل هاشمي از مشايخ زنبيل در گردهمايي روستاي زنيبل در ماه مولود سال گذشته (تابستان 83). نيز حضور يكي از خلفاي برجستة شيخ عثمان نقشبندي در سمت رياست اتحادية علماي كُرد زير نظر حكومت جلال طالباني و همچنين حضور يكي از نوادگان مرحوم شيخ حسام‌الدين بنام شيخ عدنان در مقام وزارت اوقاف حكومت مسعود بارزاني تأمل برانگيزند و در تنش‌هاي مذهبي در مناطق كُردنشين ايران و عراق بي‌تأثير نيست.
تحريك و تشويق افراطگران از سوي دشمنان اسلام:
از بدو ظهور اسلام دشمنان اين دين تلاش كرده‌اند از گسترش برق‌آساي آن كه از زمان پيامبر اسلام و خلفاي راشدين شروع شده بود جلوگيري كنند در اين قرون اخير كه مسلمانان گرفتار ضعف و عقب‌ماندگي شده‌اند دشمنان كهنه و نو از محافل صهيوني و ماسوني و صليبي گرفته تا ملحدان جورواجور و نحله‌هاي هندويي و بودايي و در رأس همه استثمارگران داخلي و بين‌المللي تلاش كرده‌اند چهره اسلام را زشت كنند و از نفوذ معنوي آن بكاهند بهترين و نزديكترين راه و كم هزينه‌ترين براي اين مقصود آنست كه فرقه‌ها و نحله‌هاي داخل اسلام را چه غلات صوفي و شيعي و چه اخباري‌گري شيعه و سني را برانگيزانند و تقويت نمايند يا در بوقهاي تبليغاتي اندازند. مثلاً انديشه كاسد تحريف قرآن را به دست برخي از شيعيان رواج دهند يا برخي صوفيان را وادار به دعاوي مهديگري يا نبوت و خدايي نمايند و اخبار ظهورشان را به همه جا برسانند اگر نيك بنگريم فرقه‌هاي تازه پيدا شده در يكي دو قرن اخير مانند بابيگري و بهائيگري(در ايران) و قاديانيگري و بريلوي (در پاكستان) و پادري (در اندونزي) و تيجانيه (در شمال آفريقا) و آقاخانيه (در ايران) و شيخيه (باز در ايران) و ذكريها در بلوچستان همچنين فرقه‌هاي حقّه (توسط مشايخ شدَلَه) و كه‌ڵ‌به‌ش در كُردستان و حتي به نظر بعضي محققين فرقه‌هاي يارسان و يزيدي (باز در كُردستان) و … آري همه اين فرقه‌ها در سرتاسر عالم اسلامي از افراطيگري و تندروي منشأ گرفته‌اند آن افراطيگري كه از تصّوف پديد آمده يا از اخباري مسلكي (چه شيعه[1] و چه سني) يا از مهدويّت‌گرايي.
امروز بهترين خوراك تبليغاتي و حربة نوظهور دشمنان اسلام اينست كه سلفيه حروفي و مذهبي‌هاي خرافي (از شيعه يا سني) را بجان هم بيندازند مانند آنچه سالهاست افراطيون شيعه و سني عليه يكديگر در پاكستان انجام مي‌دهند و آنچه در ماجراي بمب‌گذاري عاشوراي پارسال* (1425) در كربلا بوقوع پيوست پيامي را به زبان حال و قال به جهانيان مي‌رسانند:
آن اسلامي كه مبّلغينش مي‌گفتند در مقابل نظام افراط و تفريط سرمايه‌داري و كمونيسم نظام معتدل اقتصادي دارد يا در مقابل تمدن اشراقي شرق و تمدن مادي غرب تمدن واقعگري معنوي بنياد مي‌نهد يا در برابر اديان تحريف شده داراي متون اصيل و وحياني است و ديني كه دهها فيلسوف و دانشمند خيرخواه غرب از قبيل رنه گنون و برنارد شاو و روژه‌گارودي بعنوان آخرين پايگاه معنويت چشم اميد بدان دوخته بودند در واقع همين چيزيست كه شما به عيان مي‌بينيد كه يا سينه‌زني و نوحه‌خواني و گريه و زاري است (مانند شيعيان) يا بمب‌گذاري و تخريب و كشتار و بي‌رحمي* (مانند سنّيان).
رقابت و چالش حتي كشتار بين بريلوي و سلفي در پاكستان و صوفيان و سلفيان در اكثر كشورهاي اسلامي وجود داشته و دارد. انتشار كتاب موهن يك نفر روحاني شيعي به نام جويباري در ماههاي اخير از اين دست است سنّيان ايران عليه اين كتاب واكنشهاي به حقّي را از خود نشان دادند و در ضمن شب‌نامه‌هاي تند و تيز و ركيكي نيز منسوب به سنّيان انتشار يافت كه در راستاي فعال كردن شكافهاي كهن و دشمن شادكن بود* [واكنشي از همان دست ـ سيروان: عبيد رحماني ] آنچه به ما جرأت بخشيده فرضيه استفاده دشمنان از افراطگران را معقول بدانيم اظهارات يكي از داعيان با تجربه و حمّات غيرتمند اسلامي دانشمند معاصر مرحوم امام محمد غزالي است وي در كتاب ?مسائل زنان بين سنتّهاي كهن و جديد? مي‌نويسد:
?بدون شك دشمنان اسلام در كشورهاي اسلامي مهره‌هاي حيله‌گر و ماهري دارند آنها بخوبي مي‌دانند چنانچه ميدان فقط در اختيار دانايان و آگاهان قرار گيرد حتماً پيروز خواهند شد لذا هزاران راه به روي افراط‌گران و مبالغه‌گويان مي‌گشايد تا فريادشان بر سراسر فضاي اسلامي طنين افكند?. ص 20
البته در اين اواخر در كُردستان عراق موفّق شدند جبهه‌اي ديگر از برادركشي بين گروههاي افراطي سكولار و گروه‌هاي تندرو سياسي ـ مذهبي كه در عالم تسنّن شاخه‌اي از سلفيه هستند بگشايند. اگر با تساهل و تسامح خارج از اندازه و خوش خيالي قرائن موجود و شواهد تاريخي را ناديده بگيريم و آنها را ناشي از توّهم توطئه بدانيم* و دست دشمنان را در برافروزي آتش عداوت فرقه‌هاي افراطگر نبينيم ولي باز نمي‌توانيم از سوءاستفاده آنها از نتايج چنين دعواهايي چشم‌پوشي نمائيم و همين اندازه معرفت نيز كافي است نا مايه تنبّه و هوشياري نسل جديد اعم از مذهبي و غير مذهبي گردد./.
نگاهي كوتاه بر تاريخ و فرهنگ مسلمانان
براي ورود به ساحت انديشه سلفي و شناسايي اين نحله مروري بر فراز و فرود و جزر و مدهاي تاريخ اسلام الزامي است. بر هيچ صاحبنظري در تاريخ فكر و تمدن اسلامي پوشيده نيست، از نيم قرن آغاز ظهور اسلام يعني تا پايان خلافت راشده به اين سو ــ كه: به تعبيري انفجار نور بود و پرواز در اوجها، و آن پيشرفت سريع و شگفت‌آور دين جديد را به دنبال داشت، ــ گام به گام جامعه پولادين توحيدي، حركت تقدمي و پيشروانه‌اش به كندي گرائيد. ابتدا تغيير در درون و در ارزشها پديد آمد. آن ايمان استوار و آن عدالت مثال زدني و آن عقول رازگشا، و رأفت دلگشا دگرگون گشت. لاجرم قانون تخلف‌ناپذير: أِنَّ الله لا يُغَيِّروا ما بِقَوْمٍ حتي يُغَيِّروا ما بِأنْفُسِهِم بر آنان نيز تطبيق شد. و دامنه تغييرات به اركان جامعه سرايت كرد. ولي تا ششصد سال نيز گرچه انحرافات شديد فكري و اخلاقي عارض شده بود و استبداد و تعصب و غارت و كشتار در سرتاسر سرزمينهاي اسلامي چشمگير بود، باز تمدن اسلامي همچنان يگانه تمدن ممتاز عالم بود. از حملات مغول و استيلاي آنان به بعد تمدن اسلامي از زايندگي و قدرت نيز بي‌بهره گشت و در سراشيب سقوط قرار گرفت فهرستي كلي از تغيير و تحولات عارض بر تمدن اسلامي از آغاز تا دوران معاصر بشرح زير در پيش رو قرار مي‌گيرد:
? تبديل خلافت به سلطنت كه جانبازيهاي مسلمانان وفادار به اصول اسلامي* و ظهور امثال عمرابن عبدالعزيز با آن دادگري شگرف اعاده آن را ممكن نگردانيد و مرحله به مرحله برگشت آن دشوار تر گرديد و آمال رسيدن مجدد به خلافت به خاموشي گرائيد.
? ظهور فرقه‌ها از قرن دوم به اين سو و جنگهاي داخلي بر سر قدرت چه در ميان عربها بصورت اموي و هاشمي و اموي و عباسي چه بين عرب و عجم* و نهادينه شدن سلطنت و لازمه آن كه استبداد سياسي است.
? ورود تفكرات و علوم يوناني و سرياني و اسكندراني كه شكوفايي علمي را سبب شد ولي همبستگي سياسي و ديني را تضعيف نمود عامه را به پشتيباني رجال دين و نفي آن علوم برانگيخت و نخبه‌ها را به شيفتگي به آن علوم واداشت و به دامن حكومتها انداخت مانند تجربه معتزله و فلاسفه در قرن سوم و چهارم.
? روشن شدن چراغ تمدن علمي مسلمانان در بغداد و خراسان و اندلس و رشد يك بعدي وسيع در همين زمينه و ادغام آثار و افكار يونانيان بطور كامل در تمدن مسلمانان اوج آن در كه قرنهاي سوم و چهارم و پنجم و ششم نمودار بود.
? تجزيه خلافت بين بغداد و مصر و اندلس و ظهور ملوك‌الطوايفي در شرق و غرب عالم اسلام بدينصورت كه، تركها بر اركان حكومت‌ها غلبه يافتند خلافت فاطمي در مصر با پشتيباني شيعيان اسماعيلي برپا شد و خلافت عباسي به ضعف گرائيد و امويان در اسپانيا و شاخ افريقا حكومتي قوي تجديد كردند.
? هجوم صليبها در غرب عالم اسلامي (490ه.ق) كه دويست سال بطول انجاميد به عقب نشيني و شكست صليبها منجر شد ولي براي مدتي طولاني ( دويست سال از 1091 تا 1290 ميلادي) آرامش را از برخي از سرزمينهاي اسلامي سلب كرد.
? عالم اسلام هنوز از دفع صليبها در غرب فارغ نشده بود هجوم مغول از جانب شرق آغاز شد (616ه.ق ) بر خلاف صليبها حمله مغول به تسلط بر بخشهاي عظيمي از ممالك اسلامي منجر شد و ويرانيهاي مغول و اعقابشان مانند هلاكو و غازان حتي تيمور جبران‌ناپذير گشت در سال 656ه.ق خلافت بغداد از بين رفت ضربات علمي و اخلاقي و نظامي مغول بحدي شديد بود كه سرآغاز انحطاط و پس رفت تمدن اسلامي مي‌باشد.
? از اوايل قرن هشتم دوباره تمدن اسلامي با مدارا با مغولانِ مسلمان شده راه قرنها پيش را دوباره پيمود ولي در زمينه‌هاي سياسي و ادبي و علوم عقلي و اجتهادات فقهي خصلت تقليد و گردآوري غالب شد و عرفان و كلام و فقه و حكمت نظري و عملي به سمت حاشيه نويسي و شرح نويسي گرايش پيدا كرد و تصوف فرهنگ رايج عصر شد.
? برآمدن امپراطوري عثماني و تيموري بر ويرانه‌هاي مغول و تيمورِ لنگ در هرات و استانبول و درخشش مجدد تمدن اسلامي در قرن نهم.
? علم شدن حكومت شيعي صفوي در ايران از آغاز قرن دهم 1907 هـ‌ و بريدن آن كشور مهم از جمع مسلمانان و قرار گرفتن در برابر امپراطوري عثماني و كند كردن تيغ عالمگير آن و كم اثر شدن تبليغات سياسي و مذهبي آن امپراطوري كه بهرحال به نفع امت اسلام بود و دو قطبي‌ شدن عالم اسلام به‌ نام سني و شيعي.
? چراغ تمدن اسلامي در اروپا (اندلس) كه هفت قرن پرتوافشاني كرده و از عوامل نهضت رنسانس اروپا بود در اواخر قرن 16 و اوايل قرن هفدهم با قتل عام مسلمانان توسط فيليپ سوم پادشاه اسپانيا مقارن قرن يازدهم هجري. (1609 ميلادي) به طور كامل به خاموشي گرائيد.
? ترقي‌هاي ممتد اروپائيان بر اثر اكتشافات و اختراعات از قرن پانزده و شانزده ميلادي به اين سو و تفوق كامل بر عالم اسلام كه تاكنون هم ادامه دارد.
? ظهور پديده استعمار و سلطه اروپاي مجهز به علوم و نظم و تكنولوژي بر ممالك عقب افتاده مسلمانان از قرن هفدهم ميلادي به بعد.
? ضعف امپراطوري پانصدساله عثماني از قرن هيجده به بعد و عزل سلطان مقتدر آن عبدالحميد در 1909 فروپاشي آن در دهه دوم قرن بيستم بعد از جنگ بين‌المللي اول و پيدايش دهها دولت كوچك با آمال متفاوت زير نفوذ مستقيم و غير مستقيم دولتهاي اروپايي.
? مبارزات استقلال طلبانه ملتهاي اسلامي و رسيدن به استقلال ظاهري ولي در عين وابستگي اقتصادي و سياسي به دولتهاي ثروتمند رشد يافته كه سرتاسر قرن نوزده و بيستم جريان داشته از مبارزات مسلمانان هند در 1857 تا مبارزات مسلمانان بوسني در سالهاي اخير و مبارزات مسلمانان چچن در همين زمان شاهد زنده و گويايي بر آنها است. و در بخشي از سرزمينهاي اسلامي چون كشمير و فيليپين و فلسطين نيز هنوز جريان دارد و بسيار پيچيده شده است.
اكنون ملتهاي مسلمان با پيشينه‌اي افتخار آميز و ديني گسترده و قدرتمند و آرمانخواه و حال و روزي اسفناك و آينده‌اي مبهم به استقبال قرن بيست و يكم ميلادي و قرن پانزدهم هجري آمده‌اند. بيداري اسلامي هم جز چند تكان محدود نتوانسته است چندان كاري انجام دهد و اكنون بيداري اسلامي هم بر اثر تفرقه در صفوف و كُندروي و تُندروي با بحراني شديد مواجه مي‌باشد.
?بنيادهاي انديشه سلفي?
در تاريخ پرفراز و نشيب اسلام و مسلمانان با افت و خيزهاي پي در پي و مكرر همواره گروهها يا شخصيتهاي علمي و سياسي و روحي براي دستيابي مجدد به يكي از دو شاهد مقصود (مجد و اقتدار يا ذروه‌ها و قلل) يا هر دو از تلاشهاي جانفرسا و پرتاثيري را مصروف داشته‌اند صرفنظر از واقعيت نفس‌الامري باستناد به روايتهايي نيز از زبان پيامبر اسلام (ص) امثال عمرابن عبدالعزيز هفتمين فرمانرواي اموي و امام محمد ابن ادريس شافعي ملقب به مجدد دين گشته‌اند*. اين سلسله از تلاشهاي فردي و جمعي به در ازاي تاريخ اسلام امتداد داشته است و طيف وسيعي از علما و امرا و عرفا را در بر گرفته است. در بين آنها كساني بوده‌اند كه از ورود عادات و افكار جديد به ميان مسلمانان سخت آزرده خاطر شده اما بجز تحذير ابزاري براي مقابله در دست نداشته‌اند و تعهد آنها به اسلامي كه در صدر اسلام و در ميان مسلمانان نسلهاي نخستين شايع بود بسي بيشتر از ابتكارات مورد نياز عصر بوده حتي مصلحتهاي ضروري را نيز در محاسبات خود داخل نمي‌كردند. واجدين اين گرايش در تاريخ اسلام بيشتر محدثين بوده‌اند كه امثال ابوحنيفه را بخاطر بكار بردن قياس و راي مورد طعن و توبيخ قرار داده‌اند و متكلمين را زنديق مي‌دانستند، بعضي از اهل حديث هميشه عليه اهل نظر در همه جا موضع گرفته و از همان عصر تابعين محدثين و فقها و متكلمين از هم قابل تمييز بودند سواي عده‌اي از اهل ورع و تقوي از محدثين كه پذيرفته بودند آنها دوافروش هستند نه پزشك بقيه با اندك اختلاف نظري به ديگران تهمت مي‌زدند از همين رو گفته‌اند دو صنف در صدد آبروريزي مسلمانان هستند: 1ـ حكام 2ـ محدثين
نوشته: ناصر علیار
—————————-
پی نوشت:
1] پيروان كاك احمد بعد از فوت خودش اكنون دچار تفرق شده علاوه بر دسته فوق دسته1- مقابل تحت عنوان ?مكتب قرآن كردستان? است كه فرد شاخص آنها حسن اميني مي‌باشد همچنين تعدادي ديگر با گرايشات فردي و جمعي از كاك احمد طرفداري مي‌نمايند.
[2] و امسال در ارديبهشت 1384 بعد از انتخابات سراسري عراق در 20 ژانويه توسط ?انصارالسنه? نزديك 210 نفر از كردهاي اردبيل در يك عمليات انتحاري ديگر در جلو يكي از مراكز پليس كشته و زخمي شدند.
* در همين رابطه تيتير هفته‌نامه پيام مردم شماره 3 تحت عنوان ?القاعده دشمن كُردها? به اندازة كافي تحريك‌آميز بود.
* قبلاً در بعضي شهرهاي كُردستان به عنوان ?جماعت مسلمان? فعاليت مي‌كردند و هماهنگ با حكومت بودند.
* اخيراً با آشكار شدن شكاف بين افراد وابسته به اين نحله ماهيّت فكري آنان بيشتر مشخص شده است
* نشان از تحوّل فكري است كه اخيراً بين سلفيها اتّفاق افتاده است و اين دومين تحوّل و دگرگوني است كه براي بعضي افراد دست‌اندركار اين جريان پيش مي‌آيد.
جماعت مسلمان   سلفي جهادي  سلفي اعتقادي   ؟
مشرق سال دوم 18 بهمن 83 آيت ا… ناصر مكارم شيرازي به مد احسان درباره غلو هشدار داد كه نبايد بازيچه دست‌ها و سياست‌هاي مرموز شوند. شرق 13 اسفند 83: مراجع تقليد از برخي روشهاي عزاداري انتقاده كردند.
? و بمب گذاريهاي اخير در كربلا و نجف ـ 30 آذر 83.
* اخيراً سر بريدن اسراي آمريكايي بصورت سي‌دي توسط گروههاي عراقي پخش شده است.
* و در انتخابات اخير عراق نيز متأسفانه سنّي و شيعه نه تنها به استراتژي واحدي دست نيافتند بلكه به نقل روزنامه‌ها آيت‌الله سيستاني هيئت‌هاي نمايندگي چهار استان سنّي‌نشين عراق را كه درخواست تعويق انتخابات عراق را داشتند به حضور نپذيرفتند و اكنون جامعه سنّي و شيعه رو در روي هم قرار گرفته‌اند (شرق شماره 8402 بهمن 1383).
* گوا اينكه دست داشتن سازمانهاي جاسوسي و خود آمريكائيان در حادثه 11 سپتامبر محتمل است و غوغاي سلاحهاي كشتار جمعي عراق هم پوچ و واهي بود پس نبايد در عالم سياست به اظهارات علني زياد استناد كرد و از دستهاي پنهان غافل بود ماجراي 11 سپتامبر هنوز در ابهام است و معلوم نيست كه نقش پنهان سازمانهاي جاسوسي در آن به چه صورت بوده و نقش القاعده در آن به چه اندازه بوده است.
* قبل از دوّم خرداد 76 مي‌توان به اعلاميه‌اي از سوي دهها عالم ديني كُرد در مورخه اشاره كرد. بعد از دوم خرداد كه آزادي نسبي بيان وجود دارد به روزنامه سيروان شماره 317، 17 بهمن83 مقاله ملا مصطفي محموديان و پيام كُردستان شماره4 ، 18 ارديبهشت 84 ميزگرد درباره وحدت اسلامي مراجعه شود. ( بازخواني هفته وحدت)
[1] در اينجا سخن از نظرگاه مردم است درباره سلفيه نه واقعيت امر
*1 خوشبختانه تحقيقات تاريخي مجعول بودن اين اسناد را اثبات كرده‌اند بنگريد به كتاب فتوحات اسلامي حسن حمه كريم و نوشته‌هاي احمد شريفي در سيروان.
*2و اخيراً با آگرانديسمان (بزرگ كردن) جنايت گروههاي عراقي عليه اسرا و بريدن سر آنها در سايت‌هاي اينترنتي و سي‌دي‌هاي توزيعي چنين وانمود مي‌كنند كه همه اسلاميها جنايتكار هستند.
* نهضت بيدارگري در اسلام، ترجمه محمد مهدي جعفري ص 44
* شبيه نظريه دكتر زرين‌كوب در كتاب جستجو در تصوّف ايران ص 349 و ارزش ميراث صوفيه ص 99.
* از سلسله مشايخ بانفوذ كُردستان امروزه فقط سيّد طه كمالي‌زاده در قيد حيات است و در اروميه ساكن مي‌باشد.
* نيز رجوع شود به ويژه‌نامه صوفيان آپارتماني در روزنامه شرق شماره
* قيامهاي حضرت حسين و حضرت عبدالله ابن زبير و سليمان صُرَد خزاعي و سعيد بن جبير و زيد بن علي و علويه طبرستان و بعضي خوارج معتدل (اباضيه) و قيام محمد ابن تومرت در مغرب در قرن پنجم و …
* ظهور ابومسلم و قتل او توسط منصور عباسي و شورشهاي سنباد و مازيار و نفوذ وزرائي چون فضل بن سهل و آل برمك و كشتار آل برمك و شورش بابك نمونه‌هاي رقابت خونبار بر سر قدرت بود.

یک پاسخ to “سلفیه در روزگار ما – بخش نخست”

  1. امین دسامبر 8, 2010 در 5:07 ب.ظ. #

    والذین هاجروا فی الله من بعد ما ظلموا لنبوئنهم فی الدنیا حسنة ولاجر الآخرة اکبر لو کانوا یعلمون .سوره نحل آیه 41

    اهمیت هجرت در فرهنگ اسلامی بر کسی پوشیده نیست و نمونه بارز آن هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه است که نشانگر لزوم هجرت از سرزمینی است که در آن امنیت و امکان ترویج دستورات اسلامی وجود ندارد.
    بلا شک هجرت حضرت شیخ سید طه کمالی زاده هجرتی بود در راه خدا برای اتمام حجت با ظالمین که هیچ گاه اولیاءالله تسلیم خواسته های نفسانی و غیر مشروع زورگویان نخواهند شد .
    ایشان در حالی به این هجرت مقدس و پرمشقت تن دادند که در صورت فبول پیشنهادات غیرمشروع حکومت و احزاب طاغی و منحرف از مسیر اسلام می توانستند به بهترین مناصب و جایگاه های دنیوی برسند اما ایشان روش جد اعظمشان را در پیش گرفتند و خطرناک ترین و طاقت فرساترین گزینه ممکن و رضایت رب العالمین را اختیار نمودند.
    در ضمن بی اعتنایی حضرت شیخ و خاندان ایشان در مقابل حکومت ها بر کسی پوشیده نیست و این موضوع را به سادگی از روی حوادث و رخدادهای پیش آمده می توان دریافت من جمله:
    – صدور حکم خروج حضرت شیخ علاءالدین (والد ماجد حضرت شیخ سید طه) از ایران در 48 ساعت توسط دربار پهلوی
    – بازداشت خانگی 51 روزه حضرت شیخ سید طه پس از انقلاب
    – تهدید صدام مبنی بر تبعید حضرت شیخ به جنوب عراق و…
    هم اکنون هم بارگاه حضرت شیخ در ارومیه بزرگترین ملجأ برای تمامی پویندگان حق و حقیقت است و بزرگترین مرکز اهل سنت در منطقه به شمار می رود.
    پس لطفا در مقالات و نوشته های خود بیشتر و بهتر تحقیق کرده و منصفانه حقایق را بیان کنید.
    و السلام علی من اتبع الهدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: