زندگی نامه ی قاضی محمد

1 اوت
پیشوا قاضی محمد در سال 1901 میلادی در شهر مهاباد و در خانواده‌ای میهن‌دوست دیده به جهان گشود. در دوران جوانی همراه با برخی از روشنفکران کرد به اشاعه‌ی اندیشه‌ی رهایی‌طلبانه و آزادیخواهانه همت گمارد. در دوران حکومت رضاشاه در منصب ریاست اداره‌ی امور معارف مشغول به کار بوده و از این طریق نیز، در راستای افزایش تعداد مدارس و رشد سطح سواد در مهاباد خدمات شایان توجهی به انجام رسانده است. پیشوا قاضی محمد در آن دوران جوانان را در مدارس گردهم می‌آورد و آنها را از لحاظ اهمیت رهایی‌طلبی و ملی‌گرایی جهت رهایی ملت کرد از دست حکومت رضاخان
آگاه و هشیار می‌ساخت.
به دنبال برکنارشدن حکومت ستمکار رضاشاه، قاضی محمد همه‌ی سعی خود را به کار گرفت تا ملت کرد به رهایی برسد و در این راه به سازماندهی توده‌های مردم روی آورد. نفوذ بسیار پیشوا میان مردم و محبوبیتی که نزد مردم داشت، باعث شده بود که وی در سالهای بحران کمبود مواد غذایی در نتیجه‌ی جنگ جهانی و حاکمیت قبایل و عشایر، یعنی سالهای 1320 تا 1324، بتواند از وقوع جنگ میان عشایر جلوگیری به عمل آورد و در راستای رهایی کردستان گامهای بلند و مستحکم بردارد.
سفارتخانه‌ی بریتانیا در تهران در 13 ژوئن 1942، طی نامه‌ای خطاب به سفارتخانه‌ی بریتانیا در بغداد می‌نگارد: «از اولین روزهای رهایی از زیر یوغ شاه، مردانی همچون قاضی محمد در صدد ایجاد اتحاد میان کردها بوده‌اند». در همین نامه آمده است که: » در 25 سپتامبر 1941، افسری بریتانیایی همراه با یک افسر آمریکایی به مهاباد رفتند و با قاضی محمد ملاقات کردند. قاضی محمد در هنگام مصاحبه با آنها، طرحی را در رابطه با یک کردستان همبسته با افسر بریتانیایی مطرح نمود».(1)
پیشوا قاصی محمد در سال 1923، به صفوف جمعیت تجدیدحیات کرد پیوست و پی برد که آن سازمان، به رغم کلیه‌ی نقاط مثبت‌اش برای رهایی ملت کرد، از موارد ضعفی برخوردار است و لذا بایست رفع گردند. جمعیت تجدیدحیات کرد، سازمانی کاملاً ناسیونالیست و سکرت بود و به همین خاطر در 25 مرداماه 1324 و بنابر رهنمودهای پیشوا، جمعیت تجدیدحیات منحل گردید و به جای آن، حزب دمکرات کردستان به ریاست پیشوا قاضی محمد تأسیس شد.
دکتر قاسملو درباره‌ی نقش پیشوا قاضی محمد در تأسیس حزب دمکرات می‌نویسد:
«قاضی محمد در اواخر فعالیت جمعیت تجدیدحیات کرد، عضو آن جمعیت شد و خیلی زود روشن شد که شخصیت برجسته و نخبه‌ی آن سازمان است. برای همین، هر چند دیرتر از افراد دیگری به جمعیت پیوسته بود، اما در عین حال مشخص شد که قاضی محمد بیش از هر فرد دیگری، آن ضرورت را درک کرده بود که جمعیت تجدیدحیات کرد، با ترکیب خود، با اهداف خود و با نحوه‌ی سازماندهی خودش قادر به پاسخگویی به مبارزات ملت کرد در کردستان نیست. به همین دلیل نیز، قاضی محمد بیش از هر کسی در جریان تأسیس حزب دمکرات کردستان نقش داشت. بنابراین قاضی محمد حقاً به عنوان موسس حزب دمکرات شناخته می‌شود و می‌توان گفت که در بین همه‌ی مدیران آن زمان حزب دمکرات، شخصیتی بی‌نظیر بود و سطح آگاهی، تجارب و صلاحیتش نسبت به همگان مشخص‌تر و بیشتر بود». (2)
در 26 آذرماه سال 1324 خورشیدی، آخرین آثار رژیم سلطنتی در شهر مهاباد که شهربانی آن شهر بود، برهم چیده شد و در 2 بهمن‌ماه همان سال، جمهوری کردستان اعلام شد که پیشوا قاضی محمد به عنوان رئیس جمهور جمهوری سوگند قانونی یاد کرد.
پیشوا در روز اعلام جمهوری سخنرانی نمود و گفت: «امروز در تاریخ حیات ملت کرد بهترین روز است. روزی است که پرچم کردستان بر بلندای شهر مهاباد به اهتزاز درآمده است. ملت کرد همچون همه‌ی ملل جهان، حق آزادی و انتخاب دارد. صدها سال است که برای رسیدن به ابتدایی‌ترین حقوقش مبارزه می‌کند و در آن راه، هزاران قربانی را به تاریخ نثار کرده است. امروز، ما مستقل هستیم و یاور قدرتمند داریم. پرچم کردستان باید همچنان در اهتزاز باشد. این وظیفه هم بر عهده‌ی شماست و چراغی است که نباید خاموش گردد». (3)
جمهوری نوپای کردستان در 26 آذرماه 1325 ناکام ماند و سقوط کرد. عوامل سقوط جمهوری در هر سه سطح بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی دیده می‌شوند. پیشوا قاضی محمد، با وجود اینکه نیک می‌دانست که این احتمال که از سوی رژیم محمدرضاشاه بازداشت گردد، بسیار است، با این حال در میان مردم خودش در شهر مهاباد ماند.
به دنبال اشغال دوباره‌ی شهر مهاباد و دیگر شهرهای پیرامونش از طرف ارتش ایران، پیشوا قاضی محمد و سیف قاضی از طرف رژیم محمدرضاشاه دستگیر شدند و صدر قاضی نیز در تهران بازداشت و در کردستان زندانی شد. در روز 6 بهمن‌ماه 1325، هیئتی از تهران به مهاباد آمد و در یک دادگاه فرمایشی، مجموعه اتهاماتی صوری را بر پیشوا قاضی محمد و یارانش وارد کردند که تعدادی از آن اتهامات، بی‌اساس بودند و تعداد دیگری نیز فقط در ظاهر اتهام به نظر می‌رسیدند، اما عملاً هر عقل سلیمی آنها را کرداری مقدس می‌پندارد. در آن دادگاه فرمایشی، حکم اعدام بر قاضی‌ها تحمیل شد و سه ماه بعد، در مورخه‌ی 4 فروردین‌ماه 1326 خورشیدی، به اصطلاح دادگاه تجدیدنظر بر احکام دادگاه قبلی تشکیل گردید.
پیشوا قاضی محمد دادگاه فرمایشی را به محلی برای دفاع از حقوق ملی ملت کرد تبدیل نمود و با شجاعت و دلیری تمام دشمنان ملت کرد را تعریف نمود و نشان داد که به حق رهبر و رئیس جمهور کردستان بوده است. سروان شریفی که در دادگاه فرمایشی حضور داشته، یک روز بعد از برگزاری آن بی‌دادگاه، یعنی 5 فروردین‌ماه به خانه‌ی قاضی‌ها می‌رود و می‌گوید: «این پیشوا قاضی محمد بود که دادگاه را محاکمه می‌کرد». (4) همچنین نجفقلی پسیان بازگو می‌کند که پیشوا در دفاع از ملتش با شجاعت کامل رفتار نمود و گفت: «من از گوشه‌ی زندان فریاد برمی‌آورم و به دولت ایران می‌گویم که شما متهم هستید، نه ما. این شمایید که خاک ما را اشغال نموده‌اید. به جای اینکه شما محاکمه شوید، ما را در سرزمین خودمان زنجیر کرده‌اید. اگر دولت همه‌ی کردها را خیانتکار می‌داند، بهتر است از کردستان دست بردارد و اگر هم آنها را میهن‌پرست می‌داند، بهتر است‌ امورات خودشان را به خودشان واگذار کند. فکر نکنید به خاطر ناتوانی از اینجا نرفته‌ام، به سادگی قادر به گذر از مرز بودم، اما خواستم مردمم را در روزهای دشوار تنها نگذارم و از خاک و میهن خودم دست برندارم». (5)
سرانجام سپیده دم روز 10 فروردین، حکم اعدام پیشوا قاضی محمد، سیف قاضی و صدر قاضی به اجرا درآمد. در اطلاعیه‌ای که ساعت 8 صبح روز 10 فروردین با امضای همایونی، فرمانده‌ی لشکر چهارم و نیروی دولت ایران در کردستان پخش شده است، آمده بود: «قاضی محمد، سیف قاضی و صدر قاضی در دادگاه نظامی دوران جنگ به اعدام محکوم شدند. دادگاه تجدیدنظر و نیز اعلیحضرت همایونی شاهنشاه، حکم را تأیید نمودند و ساعت 6 روز 10 فروردین‌ماه، حکم به اجرا درآمد». (6)
دکتر قاسملو در مورد شخصیت پیشوا قاضی محمد می‌نویسد: «قاضی محمد، گلی بود که در صحرا روییده بود، اما با این حال نیز از ملتش فاصله نگرفته بود، آزار، محنتها، امید و آرزوهای ملتش را به خوبی درک کرده بود. در مطرح‌نمودن و برجسته‌نمایی آن آزارها، امیدها و آرزوها از هر کسی موفق‌تر بود. بی‌دلیل نبود که نزد مردم کردستان به قدری محبوب بود که مردم برای اولین‌بار در تاریخ خود، لقب «پیشوا» را به وی بخشیده بودند». (7)
حزب دمکرات کردستان ایران، حزب پیشوا قاضی محمد، روز 10 فروردین‌ماه را به عنوان روز شهیدان کردستان نامگذاری کرده و در آن روز، فداکاری و جانبازی شهیدان گلگون‌کفن کردستان را گرامی می‌دارد. البته که روز 10 فروردین‌ماه، روز شهادت رئیس جمهور کردستان، پیشوا قاضی محمد، روز شهیدان همه‌ی بخشهای کردستان می‌باشد. ویژگی‌های 10 فروردین‌ماه برای نامگذاری رسمی آن به عنوان روز شهیدان در همه‌ی بخشهای کردستان فراوان است. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از:
یکم: پیشوا قاضی محمد، رئیس جمهور تنها جمهوری کردستان در تاریخ ملت کرد است.
دوم: پیشوا قاضی محمد، موسس اولین حزب مدرن، مترقی و دمکرات در کردستان است.
سوم: جمهوری کردستان، جمهوری همه‌ی کردستان بود، شرکت دوهزار تن از نیروی نستوه و شکست‌ناپذیر بارزانی‌ها به رهبری زنده‌یاد ملامصطفی بارزانی در آن جنبش و همچنین شرکت کردهای ترکیه و سوریه در جمهوری، موید این واقعیت هستند.
چهارم: در جمهوری کردستان به رهبری پیشوا، پرچم کردستان برافراشته شد و جمهوری سرود ملی داشت.
پنجم: پیشوا قاضی محمد به مثابه‌ی رئیس جمهور کردستان در سخنرانی‌ها و بیاناتش همیشه همه‌ی کردستان را یک میهن دانسته است که این واقعیت نیز در دفاعیات پیشوا مشهود است، زمانی که خطاب به به اصطلاح قاضی آن دادگاه فرمایشی می‌گوید: «ملا مصطفی بیگانه نیست، بلکه اهل کردستان است و کردستان سرزمین خودش می‌باشد».
ششم: تأثیرات جمهوری کردستان به رهبری پیشوا قاضی محمد بر سایر بخشهای کردستان، هم از لحاظ استراتژیک و هم از لحاظ معنوی به حدی زیاد بوده که همه‌ی تاریخ‌نگاران در مورد مسئله‌ی کرد به آن پرداخته‌اند.
هفتم: جمهوری کردستان به زبان و فرهنگ کردی توسعه بخشید که تأثیرات آن دوران بر تاریخ روزنامه‌نگاری کردی و نگارش کردی در همه‌ی بخشهای کردستان مشخص و مشهود است.
هشتم: تشکیل نیروی دفاع ملی تحت عنوان مقدس «پیشمرگ» برای اولین‌بار در تاریخ کرد در جمهوری کردستان به وقوع پیوست.
نهم: در آن دوران، اتحاد دشمنان کرد و بیش از همه سه دولت ایران، عراق و ترکیه علیه ملت کرد از هر زمانی بیشتر بوده است.
دهم: همچنانکه دکتر قاسملو نوشته است: «بدون تردید دستاور بسیار عظیم ملت کرد در جمهوری کردستان این بود که برای اولین بار سرنوشت خود را در اختیار گرفت و طعم آزادی را چشید». (8)
منابع:
1ـ سوڵتانی، ئه‌نوه‌ر، «رۆژهه‌ڵاتی‌ كوردستان له‌ به‌ڵگه‌نامه‌كانی‌ وه‌زاره‌تی‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ بریتانیادا»، سلێمانی‌، بنكه‌ی‌ ژین، 2005، ص25
2ـ قاسملو، د. عبدالرحمن، «چل ساڵ‌ خه‌بات له‌ پێناو ئازادیدا»، ص 41
3ـ خوشحالى، بهزاد، «قاضی محمد و جمهوری در آینه‌ی اسناد»، چاپخانه‌ی فردوسی، 1380، ص45
4ـ خوشحالى، بهزاد، «قاضی محمد و جمهوری در آینه‌ی اسناد»، چاپخانه‌ی فردوسی، 1380، ص263
5ـ همان
6ـ سوڵتانی، ئه‌نوه‌ر، «رۆژهه‌ڵاتی‌ كوردستان له‌ به‌ڵگه‌نامه‌كانی‌ وه‌زاره‌تی‌ ده‌ره‌وه‌ی‌ بریتانیادا»،سلێمانی‌، بنكه‌ی‌ ژین، 2005، ص318
7ـ قاسملو، د. عبدالرحمن، «چل ساڵ‌ خه‌بات له‌ پێناو ئازادیدا»، ص 102
8ـ همان، ص 67
با تشکر از وبلاگ «تکاب»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: