دستآوردهای جمهوری کردستان و علل شکست آن

1 اوت
اعتلا و گسترش دانش در میان توده‌های مردم کرد آرزوی قلبی قاضی محمد بود و حساسیت فراوانی به مسایل فرهنگی داشت به همین منظور بعد از پایان تحصیلات و در بدو شروع کارهای اجتماعی پست ریاست معارف آن زمان (آموزش و پرورش فعلی) را در سال 1305/1926 در مهاباد به عهده گرفت. از سال 1310/1931 که در مقام قاضی شرع مهاباد مرکز مکریان بود، سپس ریاست معارف را ترک کرد، باز هم به طور منظم از مدارس شهر بازدید می‌کرد و با آموزگاران و دانش آموزان درباره محتوای کتاب های درسی، کیفیت آموزش و شیوه‌های تدریس نکات مفیدی مطرح می‌کرد، برای تشویق جوانان به ورزش در بازی فوتبال شرکت می‌کرد و جوانان را مورد تشویق قرار می داد. پس از سقوط حکومت پهلوی و گسسته شدن شیرازه کشور در سال 1320 نگذاشت مدارس مهاباد تعطیل شوند. ایشان امر تحصیل و تعلیم کودکان را بر هر کاری اولویت می دادند.
قاضی محمد در بدو تشکیل حکومت دستور داد برای دانش آموزان لباس فرم تهیه شود وی برای جبران عقب ماندگی و ارتقاء سطح دانش و آگاهی و تربیت کادر تحصیل کرده که امید فردای این ملت بودند، گروه هایی از جوانان را برای تکمیل تحصیلات و فراگیری علوم جدید به تبریز و باکو فرستاد، این جوانان در بخش های نظامی، پزشکی و حقوقی در شهرهای یاد شده مشغول تحصیل شدند، وی تا آخرین روزهای اقتدار خود از وضع تحصیل و معیشت آنان غافل نبود چون دلیل عقب ماندگی ملت کرد را ناشی از بیسوادی و کمبود افراد تحصیل کرده و روشنفکر می دانست. برای رفع این کاستیها از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد. به منظور آشنایی با زبان های اروپایی و آگاهی از شیوه‌های پیشرفته آموزشی جهان به ارشاد مسئولان آموزش می پرداخت.
دستآوردهای جمهوری کردستان
حکومت جمهوری کردستان در مدت عمر کوتاه و کمتر از یک سال خود و با وجود نداشتن مدیریت کار آزموده و وجود مخالفین داخلی و خارجی، محاصره ی اقتصادی و نابسامانی وضع اقتصادی، حالت دفاعی و آمادگی برای جلوگیری از حملات، فساد و نابسامنی ناشی از عملکرد خانواده ی پهلوی و رؤسای ادارات دولتی تازه داشت جانی می گرفت و مجال رسیدگی به حال خود و سرو سامان دادن به وضع کسب و کار مردم پیدا می‌کرد، و با برخورداری از رهبری خردمندانه قاضی محمد و ایمان و فداکاری کادر رهبری ملت به پا خواسته توانست در آن شرایط سخت و در عین پشتیبانی آمریکا و انگلیس از دشمنان ما فقط با نیروی ایمان و اعتماد به خود کارهای شایسته و مهمی در شرایط آن روزگار انجام دهد که به صورت اقدامات ماندگاری در تاریخ ملت کرد به ثبت رسید. ملت ایران به چشم خود دیدند که ملت کرد تا آن زمان از تمام مواهب و حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مزایای حقوق بشری محروم و بی بهره بود، رژیم پهلوی مردم کرد را در نهایت فقر و استیصال نگهداشته بود به نحوی که مردم فقط به فکر نان بخود و نمیری برای خانواده خود بودند و از ترس مأمورین دولت و ژاندارم ها کمتر به شهرهای نزدیک خود مسافرت می‌کردند و در عالم بی خبری روزگار می گذراندند فشار مأمورین دولتی و فقر و نداری مردم حد و مرزی نداشت تا آنکه خداوند به فریاد این ملت مظلوم رسید و در سپیده دم روز سوم شهریور 1320 شمسی دولت های روس و انگلیس به بهانه بیرون راندن جاسوسان آلمانی از ایران و رساندن آذوقه و مهمات از طریق ایران به دولت شوروی، نوار مرزی ایران را پشت سر گذاشته و از شمال و غرب و جنوب وارد خاک ایران شدند و سایه شوم رژیم پهلوی را از سر ملت ایران برداشتند. با سقوط رژیم رضاخان نسیم آزادی وزیدن گرفت و مردم ایران به ویژه کردها از خواب غفلت و بی خبری بیدار شدند و با دین واحدهای ارتش شوروی و انگلستان و شنیدن اخبار جنگ دوم جهانی دنیای دیگری را به چشم دیدند و مانند مرغی که از قفس آزاد شده باشد بال و پر گرفتند و برای رهائی از آن ظلم و ستم و به دست آوردن حق تعیین سرنوشت به فکر تأسیس نهادهای مدنی و در دست گرفتن امور ملی خود برآمدند و بعد از تشکیل حکومت و دولت و با وجود مشکلات فراوان توانستند کارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ارزشمندی برای پیشبرد و تأمین رفاه و آسایش ملت انجام دهند. هر چند عمر کوتاه و یازده ماهه این حکومت اجازه دستیابی به اقدامات اساسی و زیربنایی نمی داد اما باز هم علیرغم همه ی نارسائی‌ها و تنگناها، برنامه‌هایی به این شرح به مورد اجرا گذاشته شد و حکومتی شکل گرفت که مایه افتخار هر کردی است اهم این اقدامات عبارتند از:
1.اعلام زبان کردی به عنوان زبان رسمی مدارس و ادارات.
2.آموزش اجباری و مجانی کودکان و تهیه لباس فرم برای شاگردان مدارس (سالیانه دو دست لباس مجانی زمستانی و بهاره)
3.تشکیل کلاس های سواد آموزی شبانه برای بزرگسالان و مبارزه با بیسوادی.
4.تأسیس و راه اندازی چاپخانه برای چاپ روزنامه، مجله و کتاب.
5.انتشار چندین روزنامه و مجله به زبان کردی از جمله روزنامه کردستان و مجلات هه لاله،‌هاوار نیشتمان، گروگالی مندالانی کورد و چندین نشریه دیگر و چاپ کتاب درسی ابتدائی.
6.تشکیل نیروی منظم و مسلح نظامی به نام (هیزی پیشمه رگه) برای حفاظت از امنیت داخلی و دفاع از حکومت ملی.
7.تأسیس کمیته زنان و پذیرش حقوق مساوی و برابر زن و مرد در کلیه کارها و فعالیت های سیاسی و اجتماعی.
8.ایجاد امنیت و آرامش بی سابقه در تمام مناطق آزاد شده.
9.ایجاد روابط تجاری با همسایگان به منظور شکوفا کردن وضع اقتصادی و ترویج کشاورزی.
10.گسترش زمینه‌های فرهنگی و اعزام دانش آموز و دانشجو برای ادامه تحصیل و آشنایی با آخرین دانشهای جدید به خارج.
11.مطرح کردن خواسته‌های ملت کرد در مجامع بین المللی از جمله کنفرانس پوتسدام و شناسایی ملت کرد به ملت‌های دنیا.
اینها قسمت هایی از کارهای اساسی در عمر کوتاه حکومت کردستان به رهبری قاضی محمد بود. مردم کرد سال های طولانی اسارت و تبعیض و ستم دست و پا میزدند و از کلیه حقوق بشری و حتی از مزایای شهروندی خود نیز بی بهره بودند. در ترکیه کردها را ترک کوهی و در عراق به عنوان بیگانه و غیر عرب و در ایران نیز هر چند در اظهار نظرها کردها را نژاد اصیل آریایی و ایرانی می نامیدند ولی در عمل خلاف آن رفتار می‌کردند. کردها حتی هموطن دجه سه نیز به حساب نمی آوردند. این مردم تا سال 1320/1941 از لحاظ فرهنگ و تحصیل اقتصاد و بهداشت فقیر و عقب نگهداشته شده و از هر نوع حمایت قانونی بی نصیب بودند و به اندازه ای تحت فشار و ظلم مأمورین کشوری و لشکری قرار داشتند که هیچ مرزی بر آن متصور نیست، در روستاهای کردنشین وقتی که ژاندارمی وارد آبادی می شد مردم از ترس به کوه و صحرا فرا می‌کردند با ورود متفقین و فرار سران ارتش و متلاشی شدن حکومت پهلوی و گسستن زنجیر اسارت چشمهای مردم باز و ملت به اسارت و بدبختی چندین ساله خود پی برد و کم کم در اندیشه ی بازشناسی هویت انسانی و تعیین حق سرنوشت خویش افتاد.
در واقع اولین بار بود که این ملت از بند رسته و به خواست و آرزوی دیرینه خود رسیده بود و توانسته بود سرنوشت خود را در قسمتی از خاک کردستان تجزیه شده به دست بگیرد و رهبری دلسوز و فداکار داشته باشد و صاحب نیروی سپاهی جان بر کف و ادارات و سازمان های مردمی باشد و بتواند با زبان ملی خود حرف بزند و درس بخواند و آزادانه لباس ملی خود را بپوشد و آداب و سنن خود را از نو زنده نماید.
جنبش ملی کردستان در سال‌های 24 و 25 با همه نهضت های گذشته این ملت تفاوت چشمگیری داشت. اگر جنبش های گذشته گاهی دارای صبغه ی عشایری و ملوک الطوایفی و محدود و به منطقه یا عشیره خاص بود، این بار حکومت ملی از طرف قاطبه آزادیخواهان و روشن فکران کرد رهبری و پشتیبانی می شد و اکثریت مردم در آن شرکت فعالانه داشتند و روز به روز بر تعداد دوستان علاقمندانش در سطح بسیار گسترده تری در داخل و خارج از مرزهای ایران افزوده می شد.
حکومت کرد به دور از فساد و رشوه خواری و زورگویی بود و پناهگاه همه آزادیخواهان کرد و غیر کرد و مایه امید و مباهات همه روشنفکران ایرانی بود. تمامی اقشار مردم روستایی و شهری، حکومت کردستان را از آن خود می دانستند و با کمال علاقه و آزادی در بخش های گوناگون آن سهیم و شریک بودند به طوری که برای کسانی که از خارج به کردستان می آمدند مشاهده این همه تعاون و همیاری، مایه حیرت بود. آرچی بالد روزولت در بازگویی مسافرتش به مهاباد می نویسد «انسان از فضای آزادی که در مهاباد هست تعجب می کند» واقعا» مهاباد در آن زمان نمونه بارزی از دموکراسی و آزادی در سراسر ایران بود. در مهاباد هیچ کس به اتهام باورها و اظهار نظراتش زندانی نمی شد. اصلا» در حکومت کردستان زندانی سیاسی نبود، مردم مهاباد و منطقه با کمال آزادی عقاید و نظرات خود را ابراز می داشتند به رادیوهای بیگانه گوش می دادند و در روزنامه‌ها و انتشارات کردستان خبری از سانسور نبود و هر کس در اظهار نظر و نوشتار خود کاملا» آزاد بود. مردم با کمال علاقه به دنبال کسب معلومات و آگاهی بیشتر بودند. این کارها تنها مسائلی نبودند که فقط کردها بدان معتقد باشند بلکه هر کس از خارج به مهاباد می آمد این آزادی و دموکراسی را می دید و لمس می‌کرد. آزادیخواهان ایران با دیده ی تحسین مسائل منطقه و تجربه دموکراسی و آزادی را در این خطه زیر نظر داشتند و امیدوار بودند دموکراسی کردستان تأثیر مستقیم بر سایر مناطق ایران نیز داشته باشد. زیرا نهضتی که به رهبری حکیمانه قاضی محمد به وجود آمده بود خواهان دموکراسی برای سراسر ایران بود و تلاش می‌کرد که در ایران یک سیاست مستقل ملی حاکم باشد وو جلو ستم و رشوه خواری مأمورین و تبعیض در بین افراد ملت را گیرد – یکی دیگر از خواسته‌های ملت کرد این بود که با سایر آزادیخواهان ایران ائتلاف کرده و نهضت ملی کردستان، بخشی از نهضت ملی ایران باشد. بدون تظاهر و دست زدن به اعمال خشونت آمیز و کمونیست مأبانه، روز به روز علیه مفاسد اجتماعی و افکار کهنه و پوسیده مبارزه و تلاش می‌کرد. اهتمام و اولویتی که به اشاعه ی فرهنگ و توسعه باسوادی مردم داده می شد بسیار چشمگیر بود. همزمان برای پیشبرد رشد اقتصادی، اجتماعی، بهداشت و بهروزی مردم تلاش زیادی صورت می گرفت. اینها نمونه‌ها و نشانه‌هایی از ترقی خواهی نهضت ملی کردستان بود و مسلما» اگر مدت آن طولانی تر می شد آثار ارزنده این اقدامات بهتر و بیشتر خمود نمایی می‌کرد و در سایر مناطق ایران نیز تأثیر ژرف می گذاشت خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.
هر چند حکومت ملی کردستان آمال و آرزوی ملی گرایی داشت و برای رفع ستم ملی و احقاق حقوق حقه ملت تلاش می‌کرد ولی نهضتی دوگم و تنگ نظر نبود و خواهان و خواستار همکاری و دوستی با تمام آزادیخواهان ایران و جهان بود پیشوا قاضی محمد می گفت و تأکید می‌کرد «ما کردها حرکت آزادیخواهانه خود را از تلاش های آزادیخواهانه فارس ها و آذری ها جدا نمی دانیم. ما با اعمال هیئت حاکمه ایران و تبعیضاتی که نسبت به ما روا می دارند مخالفیم که در عین دشمنی با کردها دشمن آزادیخواهان فارس و آذربایجانی هم هست. ما برای بدست آوردن حقوق خود همراه همه ملیت ها و سایر آزادیخواهان ایران در یک سنگر بر علیه دشمن مشترک مبارزه می کنیم» نهضت ملی کرد برای احقاق حق ملت کرد و رفع ستم مضاعف و ایجاد تفاهم و دوستی دوش به دوش سایر ملل مبارزه می‌کرد. این وجه استثنائی که در نهضت کردستان مشاهده می شد، مخالفین را وادار می‌کرد که برای توجیه ضدیت و مخالفت خود با حکومت کردستان به دروغ و ایراد اتهامات ناروا و نادرست متوسل شوند و حرکت آزادیخواهانه ملت کرد را اولا» ناشی از تحریک و پشتیبانی دولت شوروی قلمداد کنند و دوم اینکه حزب دموکرات کردستان را تجزیه طلب معرفی نمایند و وانمود می‌کردند که کردها خیال جدایی از ایران را دارند در صورتی که در مرامنامه و اساسنامه حزب دموکرات کردستان به صراحت دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان خواسته شده بود. در مورد کمک شوروی نیز باید اذعان کرد هر چند دولت شوروی ظاهرا» مخالفتی با خواسته‌های ملت کرد نداشت ولی در تشکیل جمهوری کردستان هم دخالتی نداشت و نمی خواست کردها جدا از آذربایجان باشند. تنها خواست ملت کرد بود که این حکومت را بوجود آورد و پشتیبان اصلی آن نیز همین مردم کوچه بازار بودند و دیدیم که بعد از عقد قرارداد امتیاز نفت شمال، شورویها پشت ملت کرد را خالی کردند و علنا» با خواست پیشروی کردها و نیروهای آزادیخواه کرد به جنوب کردستان و مناطق سنندج و کرمانشاه مخالفت کردند و توسط‌هاشم اف کونسول شوروی در ارومیه مخالفت و نارضایی صریح خود را اعلام کردند و مانع توسعه نهضت کردستان شدند، در نوشته‌ها و اظهارات رسمی آن زمان رهبران کرد بحثی از جدایی از ایران به میان نیامده و در اکثر موارد شخص قاضی محمد به روشنی اظهار می داشت که حزب دموکرات تنها خودمختاری برای کردستان در چهارچوب ایرانی آزاد می خواهد.
البته این رشته سر دراز دارد و هر چند آنان توانستند برای مدتی خواسته‌های انسانی و به حق کردها را پایمال کنند، اما دشمنان ما نیک می دانند ملتی که هویت و حقوق خود را شناخته است است، ملتی که می داند کیست و سرزمینش کجاست و چه می خواهد و به عبارتی دیگر در کجای موقعیت جهانی قرار گرفته است و برای به دست آوردن حقوق از دست رفته اش، تلاش همه جانبه را در پیش گرفته و فداکاری می کند مسلم است هرگز از حق انسانی و مسلم خود نخواهد گذشت. امروز جنبش های فکری – اجتماعی و سیاسی دنیا، پشتیبان واقعی خواسته‌های به حق کردها هستند آینده مردم کرد روشن است و حقانیت و موجودیت آن هویت و جایگاه واقعی خود را باز یافته است.
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم پوشیده نماناد همینیم که هستیم
علل شکست
در مورد سقوط حکومت‌های کردستان و آذربایجان دلایل متعدد و گوناگونی می توان برشمرد که مهترین و برجسته ترین آن ها از این قرارند:
1.سیاست‌های دولت های انگلستان و آمریکا به عنوان دو کشور پیروز و حاکم بر سرنوشت دولت های جهان و مخالفت شدید آن ها مبنی بر آزادی و خودمختاری ملت های کرد و آذری.
2.سیاست ریاکارانه شوروی در مورد ایران و کردستان و آذربایجان بعد از عقد موافقت نامه اعطای امتیاز استخراج نفت شمال ایران.
3.عدم توانایی دولت شوروی در مخالفت با دولت های امریکا و انگلستان به علت متلاشی شدن وضع اقتصاد شوروی در زیر ضربات مهلک و خرد کننده آلمان در جنگ دوم جهانی و نیاز شوروی به دیافت کمک های مالی امریکا برای ترمیم خرابیهای جنگ
از بعد داخلی نیز می توان به این مسائل اشاره کرد:
1.اختناق و استبداد حاکم در نظام سیاسی ایران در دوره پهلوی و وابستگی این رژیم به آمریکا و انگلستان
2.کم تجربگی کردها و آذری ها در زمینه مبارزات سیاسی و حزبی، تشکیل جمهوری خودمختار
3.کمبود مدیران و مسئولان فرهیخته و دانش آموخته در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی
4.نبود کادر کارآمد در امورات نظامی و دولتی در آن شرایط سخت و ناگوار به منظور آموزش و تربیت نظامی پیشمرگان و فدائیان
5.نابسامانی اوضاع اقتصادی کردستان، کمبود منابع درآمد و عدم آشنایی با اصول تجارت بین المللی، عدم بهره گیری از تولیدات کشاورزی منطقه، و یا استفاده از معادن و صنایع طبیعی کردستان
6.مخالفت های شدید دولت های وابسته و مزدور منطقه با هر نوع جنبش آزادیخواهانه و مترقی
7.قدرت و نفوذ عشایر و ایلات وقت که اکثرا» دچار اختلافات داخلی و جاه طلبی بودند و از مسائل مبارزه سیاسی و حزبی ناآگاه و طبق روال و سنت قدیمی تابع زر و زور بوده و با هر نسیمی تغییر مسیر می دادند.
8.سقوط سریع و دور از انتظار آذربایجان و فرار سران حکومت آن به شوروی و تسویه حساب های داخلی که باعث ایجاد تردید و دودلی ر بین عشایر کرد نیز شد.
9.ترس از گسترش کشت و کشتار داخلی که تحریکات زیادی از طرف دولت و ارتش شاه در این زمینه انجام می گرفت.
این عوامل دست به دست هم داده و به عمر کوتاه حکومت کردستان و آذربایجان پایان داد.
—————————————————–
منبع: پیشوای بیداری، مؤلف:سعید همایون، انتشارات:مؤسسه چاپ و نشر ئاراس به نقل از اصلاح

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: