انتظار از دین

31 ژوئیه
چند مطلب مهم يا چند اصل عمده ديني را قيد مي کنم که فهم درست آنها به بينش درست ديني درباره «کاردين وانتظار ازدين»کمک ميکند :
1. اصل اول :آفريدگار پرورنده عالم دو مجموعه» مواد-غالبا-کلي»را در اختيار انسان قرارداده براي اداره «زندگي مادي ومعنوي»1-طبيعت 2-دين(دين=کتاب الهي +بيان پيامبران-ع )وبه انسان هم توانائيها ي متناسب بهره گيري ازآندو مجموعه را به اقتضاي»تحول تدريجي «بخشيده است وظيفه انسان در کار تامين نيازهاي «وجود مادي خود استعمال توانائيهايش است در بهره گيري از طبيعت.ووظيفه اش براي تامين مايحتاج «وجود معنوي خود «(يعني :انسان بودنش وانسانانه زيستنش به جايگاه شايسته انسانيت رسيدنش وتنظيم نحوه بهره گيري درست از طبيعت بردنش بخاطر بدتر از حيوانات نشدنش ) استعمال توانائيهايش است در بهره گيري از دين
2. اصل دوم:بدليل تلازمه دو جنبه براي» بودن انساني»دين هماهنگ باموازين ضروري حيات معنوي روشها واحکام باز غالبا کلي واساسي استفاده درست معنوي وبعضا هم مادي ازطبيعت را نشان داده (چون بدون اين جنبه هدايت نعمت توانائيهاي انسان به علاوه خير وبرکت هاي فراوان طبيعت مايه نکبت وبدبختي گردد همچنانکه مي دانيم ومي بينيم )
3. اصل سوم:دردين؛ هم تشريع موازين حيات معنوي ؛ متناسب است با سلامت حيات مادي؛وهم احکام وروشهاي اساسي بهره گيري از طبيعت ؛ سازگار با سلامت معنوي (زيرا» انسان»مساوي است با هردو ).مثلا: در پرتو فرا گير» يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ «روزه سالمساز خصالي فراوان از وجود معنوي در شرط سلامت نيت اثري عمده هم در سلا مت جسم دارد .اما در صورت رسانيدن زيان به سلامت جسم يا تلاشهاي زندگي (يا معنوي) ،ممنوع مي شود .همچنانکه » تحريم خمر » در کنار سلامت جسم؛ از رسيدن زيان به معنويت فرد وروابط اقتصادي جامعه (استثمار ثروت مردم ،در برابر «اضرار» به مردم به جاي نفع رسانيدن )که اثر تعيين کننده در حيات معنوي دارد،نيز ،جلوگيري مي کند ؛در حاليکه با احتياج حتمي سلامت جسم ؛مباح ويا – حتي- واجب مي شود
4. اصل چهارم:براساس اصل اول ؛اين ،خود انسان است که وظيفه دارد :مواد وخواص افرادي وترکيبي وتجربه اي مواد رابشناسد و؛نيازهاي خود در احوال مختلف را بشناسد ؛وبا اين دومعرفت مايحتاجش را –خوراکي يا غير آن – موافق همان روشها واحکام تهيه کند .اما درهر شريعت{گفته ايم که :دين – به اعتبار مباني –بدون تغيير است؛ وشريعتها -:مطالب رو بناي دين ؛ –متغييروبا» رشد طبيعي» – نه پرورشي –بشر براي حفظ » کتاب الهي «مواد لازم حيات معنوي تا زماني که زمين هست واو روي زمين است به وي داده شده } نسبت به آنچه در بهره گيري از طبيعت براي سلامت نوع،اساسي است احکام اساسي جديد متناسب شرايط زندگي مقرر شده است ( زيرا بدون آن ،بدليل تغييرنحوه تامين نيازهاي ثابت نوعي براثر تحول شرايط ،اصل سلامت نوع در حد مطلوب حرکت تکاملي ،ممکن است آسيب ببيند ) مانند بيان مباني واحکام نظافت وکثافت (به معني عرفي ما) وبطور خاص : » طهارت ونجاست «
5. اصل پنجم : بعضي از احکام » منصوص العل » اند وباقي غير منصوص ،که انسان به تناسب درجه رشدش مي تواند تدريجا به علتهاي آنها پي ببرد ( همانگونه که :به ديگر رازهاي بيشمار آيات واحاديث ؛ يا : رازهاي طبيعت) وآنگاه است که آن احکام «معلوم العله «مي شوند (نه اينکه معلوم العله هاي ـمثلا –تا کنون در همان دوران تشريع ،چنين بوده باشند) واين جاده طولاني تحقيق واکتشاف رازهاي گوناگون «طبيعت» و»دين» تا پايان دوران حيات بشر کشيده شده وانسان با درک درست اين امر همراه با جديت هر چه بيشتر در اکتشاف؛ بايد بفهد که: نمي تواند در يک دوره ،همه رازهاي يکي از دو مجموعه دين وطبيعت را ـکه به عهده کل بشريت است تا پايان عمرش – بفهمد .
6. اصل ششم :علاوه براحتمال اشتباه در فهم ،ودر حفظ احاديث ؛ ازهمان دوره رسالت نسبت به اقوال واعمال وتقارير(ونيز: احوال) حضرت خاتم الرسل-ص – با توجه به مسائلي به مانند :1-احاديث تر غيب و 2-اسرائيليات، با درک لزوم تحقيق فراوان در احاديث ؛اساسي ترين اصل براي براي تاييد يارد هر روايت را ،اول تطبيق با» کتاب» وبااصول ووموازين معلوم اسلام مي دانيم؛ ودوم تطبيق با واقعيات مسلم (يا عقل سليم –به اعتبار وسيله بودن) بنابراين پس از معلوم شدن عدم تعارض با کتاب واصول ؛ وعدم تغاير با واقع، بايد روايتي را در معرض تحقيق «درايي » قرار دهيم اما اگر خلاف اين اصل معلوم شد («معلوم»با مفهوم درست کلمه )،ديگر بي اعتبار است واز دور تحقيق خارج مي شود پس اگر هنوز توانايي درک واقعيتي را نداشته باشيم ؛نه توانايي فهم احاديث (يا آيات )مرتبط با آنرا داريم ونه صلاحييت تاييد ويا رد آنها را مانند تکليفمان در باره عبارت وروايات (نا معلوم الواقع)کتب سابق وپيروان آنها ومانند تکليفمان نسبت به نظريه هاي جديد (غير مغاير در باره طبيعت)
7. مي دانيد که:» اتراف » دوم است از دو خصلت بنيادين «کفر»وبازوي مادي آن است با دو حربه تخريب گر «اسراف وتبذير»ومي دانيد که اسراف نسبي است ومصداق آن براي هر فرد مناسب با» دايره مسئوليت » وي دارد (که دايره مسئوليت هم متناسب است با مجموعه اطلاعات وامکانات )وباز مي دانيد که: درجه حذر از اتراف براي» ائمه عدل «آن است که فرموده حضرت علي ـس ـ:»يقدروا انفسهم بضعفه الناس «(زيراآنان ،مسئول «اقامه قسط اند .وآن حدي را که از اين وظيفه اصلي وبرنامه اساسي کار رسالت ورسل ـ ص ـ(لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) پياده کرده باشند بايد معيار انجام تکليف ؛ولذا مقياس تنظيم معاش خود قرار دهند) وبرمبناي اصل سوم حذر از اتراف ـچه اسرافي وچه تبذيري ـ اساسا سالم ساز درون فرد وبيرون جامعه(وتدريجا هم:درون افراد ديگر جامعه ) است وغالبا همراه با اين مهم عامل بهره گيري درست از نعمت هااست ومفيد براي سلامت جسم نيز (مانند نخوردن نان سبوس گرفته)
8. اصل هشتم درشعر»سي ريان»بحث است از «بخش» عمده واصلي تشکيل دهنده درون انسان (بخشها عبارتنداز «ذهن وقلب ونفس» اما درآنجا به تناسب مطلب ؛به جاي «ذهن» تنها نيروي نهايي وعالي آن يعني :عقل»آمده است ) اينجااين توضيح رااضافه کنم که :اولا آن بخش ها باهم «تعامل» دارند ،وثانيا اين تعامل ؛مابين قواي داخل درهربخش هم ، جريان دارد (توضيح مطلب مناسب اينجا نيست ) کتاب وسنت ؛راهنماي بهره گيري درست از قواي فراوان سه بخش وتنظيم درست تعامل (يا تاثير ) آنهااست پيروي ايماني از هدايت ديده ؛هر چند هم صحت بعضي رواوايات ،جاي ترديد باشد ويادرفهم بعضي احاديث (يا آيه )اشتباه کنيم چندان خير وبرکت دارد که» جنبه منفي»معلوم ازنادرستي روايت يااشتباه فهم را ناچيز وبي اهمييت وحتي بي اثر مي سازد (در يکي از نسخه هاي عمومي تغذيه شما ، به اين مهم»ايماني بودن»يا»عبادت بودن» اجراي دستورهاي ديني تغذيه ،اشاره خوب وبجا شده است .روحاين ارزش آن است که: انگيزه اصلي عمل ،رغبتي باشد ناشي از محبت خدا ورسل ـص- آنگونه که :کودک دوستدار والدين غذاي ساده از دست آنان را برخيلي گواراي ازدست غير ترجيح مي دهدياآنگونه که:برسفره اي با غذاهاي مطبوع لقمه اي در ذات خود نا مطبوع را که کودک واقعا محبوب تان به شما تعارف کند ودر دهانتان گذارد به مراتب با رغبت تر وبا لذتي بيشتر از لقمه هاي لذيذ از دست خودتان ؛ دريافت مي کنيد ومي خوريد وبسياري نمونه ذيگر از «ارزشمند شدن وحتي محبوب شدن چيز نا مرغوب بواسطه ارزشهاي معنوي «پس چه ارجمند وبا برکت است : اگر –مثلا- نان سبوس نگرفته را، با علاقه وشوق پيروي از محبوب بزرگوار خدا وخوبان –ص- بخوريم !آنگاه اثر کوچک مادي هم حاصل خواهد شد ما جراي بر خورد با عظمت وپردرس حضرت مالک ـ س – را باروزنه شرقي خانه نو ساز يکي از شاگردان بياد آوريد { تداعي خاطره همراه با با اولين بار خواندن اين درس حکيم وامثال آن چه اندازه بر شرمساريم وبرحسرتم آز آن همه نا پختگي که هنوز از تبعاتش رستگار نشده ام ،مي افزايد!اينها را مي گويم تاشما همراهان عزيز خصوصا جوانانتان مانند من نباشيد ونيرومند راه دشوار وپرسعادت وبرکت وخوشفرجام مستلزم «جهاد» دائم ،خصوصا دروني رابپيمايد تا به اميد غفور رحيم دراوج سر افرازي وسرور اين پوست تن و دنياي پست ماده را رها کنيد ودر عوض اين» سر گرميها»بديدار ياران وساير خوبان نايل گرديد واميدي ناروا از خداي غني وکريم نيست که: حتي من پوچ وناقابل را هم ، آنگونه بميراند } وبا فهم دل نه تنها ادراک ذهن ؛ به آن قبيل درسها بينديشيد واکنون به جاي بيان تفاوت اين دوخودتان بينديشيد ،دردرجه تفاوت ظاهر وارزش باطن برخورد آن مادر که تنها با «مدرکه ذهن»فرياد کودکان را درمي يابد باآنمادر که»محبت قلب «هم در دريافت فريادها شريک است .کرم پروردگار ،قلبهايمان را فعال گرداند .آمين واز خداي گستراننده سفره جان رمضان،مسالت مي کنيم با باراندن رحمت وبرکات «ليله القدر» وپيک بزرگوار ومهمان محبوب آن شب محبوب برقلوبمان ؛توانايي واهليت استقامت برراه سخت ومستقيم سعادت خودمان ونجات وسعادت همه انسا نها ؛خصوصا ستمکشان مادي ومعنوي يعني :بينوايان را ؛نصيبمان فرمايد تا:
آ نچنان راه «مستقم » برويم خاطر دوست را رضا افتد
بر وي و آل وي درود وسلام تا رضا برره قضا افتد
نوشته: شهید کاک احمد مفتی زاده
منبع : ماهنامه ایران فردا به نقل از تریفه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: