اجتهاد در عصر حاضر

24 ژوئیه
سپاس خدایی را که با تفقه و اجتهاد در مقاصد شرع ، چگونه زیستن را به ما آموخت ، و درود و سلام بر خاتم پیامبران که مشعل فروزان هدایت را فر راه ما برافروخت ، و درود بر آل و یارانش ، بر مجتهدان غیور و فقیهان مجاهد که با تلاش و کوشش در دین ، احکام شریعت را از سرچشمه ی پاک نبوی استخراج و میراث بزرگ فقه و حقوق اسلامی را هماهنگ با مقتضیات زمان و پیشرفت تمدن به جامعه ی بشری عرضه نمودند که تا جهان برپاست ، در هر دیاری که ثقافتی پای گیرد ، از دوحه ی آن درخت پربار شریعت پیوند خورده و از سرچشمه ی فیاض آن سیراب گشته است.
دانشمندان اسلامی از دیرباز به وجود اجتهاد و مجتهدان در هر عصر و زمانی تأکید فراوان داشته اند ، زیرا که در مواجه با مشکلات و پرسش های نو جز با إحیای سیستم اجتهاد نمی توان به نیرومند کردن شریعت دل بست. واضح است شریعت الهی که از جانب خداوند علیم و حکیم صادر شده ، یک امری ثابت و محتاج باز سازی نیست ، این فهم و ادراک ما از شریعت است که مدام نیاز به إحیا و بازسازی دارد ، به دلیل اینکه پرسش های هر عصری فرزند و زاینده ی آن عصرند و قبل از بلوغ علمی زمانه ، پاسخ آن پرسش ها بر خاطر کسی جز معصوم عبور نخواهد کرد. فقه و اجتهاد پویا خواهان این است که ما از قفس تنگ تقلید پا بیرون نهیم و آراء و نظرات گذشتگان را از نظرگاه نقد بنگریم. امروز نیازمند عناصر و اصولی هستیم که بتواند زندگی ما را پیوسته الهی کند و به قضایای جدید و مسائل مستحدثه پاسخگو باشد.
تاریخ هر علمی ، آگاهی از پیدایش، رشد ، تکامل و فراز و فرودهایی است که آن علم در طول زمان با آن مواجه است. علم فقه و دستگاه إفتاء و اجتهاد نیز از این قانون مستثنی نیست ، از این رو دانشمندان علوم اسلامی در سال های اخیر به بحث درباره ی سیر تطوّر فقه ، إحیای فکر دینی ، انطباق دین با مقتضیات زمان ، نوگرایی دینی ، پروتستانیزم اسلامی ، اجتهاد پویا ، تغییر فتوای شرعی بر حسب زمان و مکان و … سروکار دارد. این ترکیب ها حکایت از آن دارد که دانشمندان اسلامی و فقیهان بیداری اسلامی ، گرایش های نو و نگاه های متفاوت به مقوله ی دین و فهم شریعت دارند ، لذا آگاهی ما به دوران های مختلف فقه اسلامی ، ما را از ریشه های عمیق این علم ، تلاش توان فرسای مجتهدان در مسیر رشد و بالندگی آن ، علل شتاب آن در برخی از عصور و رکود آن در دوره های دیگر در فهم تازه ی آنان ، آگاهی خواهد بخشید.
فقیهان نواندیش با رویکرد تغییر فتوا بر حسب عناصر و عوامل مشروع خواسته اند تا چهره ی جذاب و قابل قبول شریعت را به گروه های متجدد و تحصیل کرده ی جامعه ارائه دهند ؛ یعنی آموزه های دینی را با یافته های علمی و تجربی بشری سازگاری بخشند.
خصیصه ی اجتهاد پویا باعث می شود تا اندیشه های اسلامی در قالب های ثابت زمان متحجر نگردد و فهم دینی و قوانین و احکام شریعت به صورت سنت های راکد و تعبدهای موروثی و اعمال تکراری و بی روح در نیاید و در راستای تغییرات اوضاع اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، مقتضیات زندگی و … از حرکت باز نایستد و با زمان و زمینه ی جدید بیگانه نگردد ، بلکه عاملی باشد که طرز تفکر اسلامی را پیشاپیش زمان ، همواره حرکت و کمال بخشد که نه تنها از زمان عقب نیفتد ، بلکه زمان را در تطبیق احکام اسلامی در مسیر احتیاجات نوین به جلو براند و پاسخگو به خواسته های هر عصر و زمان گردد.
اگر چه اجتهاد و سیستم إفتاء قرن ها پس از سقوط بغداد و عصر ممالیک بر اثر سیاست های حاکم و یا بعضی از مصالح خیرخواهانه تا حدودی دچار رکود گردید و سالیان متمادی غیر از فتوای ائمه ی اربعه ، چندان به کندوکاو در مسائل فقهی پرداخته نمی شد ، ولی گذشت زمان و عوامل تغییر فتوا چنان وضعی را نامیمون بل ناممکن گردانید تا جایی که توقف به سدّ باب اجتهاد را فاجعه و توطئه ی علیه اسلام و شریعت تلقی نمودند. با نگاه به تاریخ می یابیم که فرهیختگانی همچون امام محمد غزالی ، شاطبی ، شهرستانی ، ابن تیمیمه ، نووی ، عز بن عبدالسلام ، شوکانی ، دهلوی ، عبده ، رشیدرضا و شلتوت پیوسته از منادیان فتح باب اجتهاد می بودند تا انجا که شیخ سیوطی در ردّ قائلین به سدّ باب اجتهاد ، کتاب ارزشمند خود را با این عنوان نوشت :(الردُّ علی من أخلد إلی الأرض و جهلَ أنّ الإجتهاد فی کل عصر فرض). امام شافعی (رحمه الله) با بیان (إذا صحّ الحدیثُ فهو مذهبی) ، قلم صحت بر فتح باب اجتهاد در هر عصری نهاد. ابن صلاح شهرزوری در کتاب ادب «الفتیا» و امام نووی در آغاز «شرح المهذّب» و ابن حاجب در «مختصر منتهی» با اختلاف الفاظ چنین عبارتی را بیان داشته اند:(لا یجوز عقلاً خلوُّ العصر عن مجتهدٍ لأنّ الإجتهاد فرض کفایه و الخلوُّ عنه یستلزمُ إتّفاق الأمه علی الباطل).
استاد دکتر قرضاوی در کتاب «الإجتهاد فی الشریعه الإسلامیه» و کتاب فقه الزکاه می گوید:(من با کسانی که بر روی مسائل قدیمی تعصب خشک و خالی دارند و گمان می برند که هیچ امامی بعد از ائمه ی اربعه و هیچ اجتهادی بعد از قرون اولیه و هیچ علمی به جز آنچه در کتب پیشینیان است ، وجود ندارد ، همراه و همگام نیستم و رنگ زرد کتاب های قدیمی و کثرت چاپ آنها مانع نمی شود که غوّاص آسا به قعر دریای پژوهش نروم و بون تعصب به استخراج مروارید احکام نپردازم:(کلُّ أحدٍ یُوخذ من کلامه و یُردّ إلّا رسول الله(صلی الله علیه و سلم).
البته نباید فراموش نکرد که تواناسازی فقه و دستگاه اجتهادی برای حضور در عرصه ی زندگی پیچیده ی امروز ، کار حساس ، ظریف و پر مخاطره ای است ، لذا باید با بصیرتی برخاسته از احاطه بر تمام جوانب فقه و انگیزه های خالص به پیش رفت و از روی فهم به مقاصد تشریع و روح دین ، مذاق شریعت را چشید و با تکیه بر میراث پر مایه ی هزارساله ی فقه و شریعت به کار بازنگری و بازسازی آن پرداخت.
کم نبودند دین باوران مخلص و مجاهدانی که با ایستادگی در برابر جمود و واپس گرایی در جهت إحیای دین کمر همّت بستند و با خرافه ها و عادت های ناروا و بینش های تنگی که شریعت را از حیات و کارآیی می انداخت ، به جنگ برخاستند ؛ اگر چه بعضاً به جرم دفاع از حق و شریعت مورد تفسیق و تکفیر دنیاخواهان و جاهلان متهتک قرار می گرفتند.
در حوزه ی تفکر اسلامی دو آفت خانمان سوز وجود داشته و دارد ؛ یکی تأویل و التقاط و دیگری جمود و تحجر. وجه مشترک این دو آفت این است که هر دو از وحی الهی به نفع برداشت های محدود و اهوای بشری اظهار نظر می کنند ؛ یکی چنان میدان را باز می کند که مرزهای احکام و ارزش های الهی را می شکند و حرام های خدا را حلال می کند و دیگری به تناسب بینش محدودی که دارد ، چندان عرصه را تنگ می گیرد که بسیاری از حلال های خدا را حرام می پندارد و نتیجه ی هر دو جریان در راستای تضعیف دین خداست.
اسلام مقررات خود را به دو قسم متمایز و جدا از هم تقسیم می نماید : مقررات ثابت و مقررات متغیر.
مقررات ثابت : احکام و قوانینی است که به اقتضای نیتازمندی های طبیعت یکنواخت و ثابت انسان وضع شده است ، به نام دین و شریعت.
مقررات متغیر : احکام و قوانینی است که جنبه ی موقتی ، محلی و اختصاصی داشته و با اختلاف طرز زندگی اختلاف پیدا می کند. این بخش با پیشرفت تدریجی مدنیت و حضاره و تغییر و تبدیل قیافه ی اجتماعات و به وجود آمدن روش های تازه و از بین رفتن روش های کهنه قابل تغییر و به حسب مصالح مختلف زمان ها ، مکان ها ، عرف ها و عادت ها ، و … اختلاف پیدا می کند.
امروزه عوامل زیر در عمل اجتهادی فقیهان تأثیری به سزا دارند:
1- دگرگونی ارزش های اخلاقی
2- شرایط جغرافیایی و محیطی
3- پیشرفت و تحول در علم و تکنولوژی
4- تغییر نیازها و ضرورت ها بر حسب مقتضیات زمان
برای پویا کردن اجتهاد و توانایی های آن ، پیشنهادات زیر ضروری به نظر می رسند:
1- سیستمی کردن اجتهاد : یعنی نگاه مجتهد به دین ، مجموعه ای هماهنگ و در ارتباط با هم باشند.
2- تجدید نظر نسبت به منابع اجتهاد : توجه به احادیث صحیح و پیراستن تفاسیر از اسرائیلیات و دوری جستن از اجماع های منافی با روح اسلام و مقاصد شرع
3- تجزیه ی فتوای اجتهادی : احتیاج به تقسیم کار در موارد اجتهادی و به وجود آمدن رشته های تخصصی در فقه ضرورت پیدا کرده است.
4- تشکیل مجمع فقهی جهانی : در دنیای امروز دیگر فکر فردی و عمل فردی در مسئله ی فتوا و اجتهاد ، ارزش چندانی در قانون گذاری ندارد.
5- موضوع شناسی : شناخت درد نیمی از درمان است ، لذا فهم دقیق موضوع استنباط ، نیمی از استنباط را تشکیل می دهد.
6- غنی کردن دستگاه اجتهاد : دستگاه استنباط احکام که اصول فقه  ، قواعد فقهی و دیگر علوم و عناصر اجتهاد را تشکیل می دهد ، در طول تاریخ متکامل و پیشرفته گردیده است ، لذا نباید فقه در قالب حفظ کهن خویش باشد.
7- فقه و پیشرفت علوم : علم و فقه رابطه ی متقابل دارند ؛ فقه فرآورده های علوم را جهت می دهد و رابطه ی انسان ها را با علم صبغه ی الهی می بخشد.
8- تأثیر جهان بینی فقیه بر استنباط او : فقیه باید احاطه ی کامل به موضوعاتی که برای آن فتوا صادر می کند داشته باشد. روش استنباط فقیه گوشه گیر با فقیه وارد در جریانات اجتماعی و مسایل زندگی ، تفاوت بسیار با هم دارند.
نوشته: دکتر احمد نعمتی
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: