گذری بر زندگی مولانا خیرشاهی

23 ژوئیه
مولانا خيرشاهي از روستاهاي صلح آباد و در خانواده اي مذهبي متولّد شدند ، پدر ايشان امام جماعت مسجد روستا بودند و در آنجا فعاليتهاي مذهبي داشتند و در سن 6 ماهگي از آغوش گرم مادر محروم شدند و تحت سرپرستي پدرشان قرار گرفتند ، دوران تحصيلات ابتدايي را در همان روستا به پايان رساندند .
از آنجايي كه پدر ايشان به علوم ديني علاقه‌ي شديدي داشتند وي را در سن 12 سالگي به حوزه‌ي صلح آباد (كه درآن زمان مديريت مدرسه به عهده‌ي مولانا محي الدين بود) فرستادند . مولانا مدّت چهار سال در مدرسه‌ي صلح آباد بودند و بعد از اينكه مدرسه از طرف دولت بسته شد ، براي تكميل دروس به شهر حافظان قرآن زاهدان سفر كردند و بمدت 1 سال در دارالعلوم زاهدان به تحصيل علوم پرداختند و بعد از آن به دليل فشارهايي كه برايشان بود رهسپار كوه وَن[1] شدند و در خدمت استاد بزرگ مجاهد نستوه ،
متفكر روشن ضمير حضرت شيخ التفسير مولانا محمدعمر سربازي رحمه الله زانوي تلمذ و شاگردي زدند و 4 سال هم در مدرسه‌ي منبع العلوم كوه ون ماندگار شدند و در آنجا سخنراني هاي متعددي را در مدرسه و روستا ارائه دادند به طوري كه مورد تشويق اساتيد قرار گرفتند و نهايتاً در سن 21 سالگي در سال 1379  از مدرسه منبع العلوم كوه وَن فارغ التحصيل شدند و بعد از آن به خراسان برگشتند و در همان روزها بود كه امام جمعه و جماعت مسجد النبي تاجرآباد مشهد از امامت استعفاء داده بودند .
تاجر آباد محلّه اي بود كه مردم آن ديندار و ديندوست بودند و گويا دلهاي مردم پر از درد و غم بود و منتظر كسي بودند تا اين دردها را مرهم بخشد معلوم نبود دعاي چه كسي در حق اين ملّت قبول شده بود و اين سعادت بزرگ نصيبشان گشته بود كه اين ابرمرد تاریخ تاجر آباد مشهد به مشوره‌ي مردم و مولوي نيازي و ديگر علماء به عنوان امام جمعه و جماعت مسجد جامع النبي انتخاب شدند و توانست با انفاس نازنينش دلهاي مردم را به تكان در بياورد و شهر و محلّه را با وجود زيبايش عطرآگين كند ، آري در آن شب تاجرآباد نوراني شده بود و همه از آمدن مولانا خوشحال بودند .
به هر حال ايشان در آن منطقه شروع به فعاليت كردند و مردم شيفته‌ي سخنان زيبايشان در نماز جمعه شده بودند به طوري كه از سرتاسر شهر مشهد مردم براي نماز در آنجا حاضر مي شدند .
و از آنجا كه ايشان در تفسير قرآن مهارت خاصّي داشتند برنامه تفسير را هر روز بعد از نماز صبح اجرا مي كردند و همچنين شبهاي پنجشنبه بعد از مغرب در مسجد و شبهاي شبنه در خانه ها اين كار را انجام مي دادند و غير از كلاس تفسير برنامه هاي اصلاحي و تربيتي ديگري هم براي برادران و همچنين خواهران در مسجد داشتند . چهار نفر از بچه هاي محلّه ابتدا براي حفظ قرآن زير نظر ايشان شروع به حفظ كردند و حدود 10 نفر از خواهران هم كتابهاي فقه ، احكام و … را نزد خود مولانا مي خواندند .
و برنامه و فعاليتهاي ايشان به همين منوال پيش مي رفت و روز به روز بر كيفيت آن افزوده مي شد كه در سال 1382 مولانا به مدت يك ماه راهي زندان شده و بعد از آزادي ايشان باز دوباره به فعاليتهاي خود ادامه دادند .
آنكس عاشق است ازجان نترسد
يقين از  بند  و  از  زندان  نترسد
دل  عاشق   بود  گر گ   گرسنه
كه گرگ از هي هي چوپان نترسد
ايشان در واقع از مدافعين واقعي صحابه (رضي الله عنهم اجمعین) بودند و وقايع و حقايق تاريخي را بدون هيچ ترسي بيان مي كردند و به علّت تقوا و اخلاصي كه داشتند به سرعت در دل مردم جاي گرفتند و همه عاشق و شيفته‌ي او بودند ، به هر حال ايشان براي ايراد سخنراني از همه‌ي شهرها و حتي استانها دعوت مي شدند و مردم با كلام دلنشين و دلسوزانه‌ي او انس عجيبي مي گرفتند كه ناگهان در سال 1384 خبر بسيار دردناكي قلبهاي مردم را به تكان درآورد و همه‌ي مردم را اين خبر اندوه و افسرده گشتند و آن هم خلع منبر شدن مولانا به مدّت 3 سال بود و مردم از شدت هول اين واقعه در شدّت ناباوري گريه مي كردند .. .
روز جمعه بود كه همه ي مردم منتظر بودند مولانا بيايد و خطبه‌ي اين هفته را بخواند ولي تقدير بر آن بود كه آن هفته مردم صداي كس ديگري غير از مولانا را بر منبر مي شنيدند . هنوز زخم دلهاي مردم از اين واقعه آرام نيافته كه مولانا به مدت 40 شبانه روز روانه‌ي زندان كردند و در تك سلولي او را زنداني كردند .
بي گناهي كم گناهي نيست در ديوان عشق
يوسف در دامان پاكش رو به زندان مي رود
بعد از آزادي از زندان حق امامت و سخنراني نيز در مسجد النبي از ايشان گرفته شد ، بنابراين برنامه‌ي جديدي را براي جوانان در نظر گرفتند و در همان سال از طرف مردم جهت برگزاري سخنراني در مجالس عروسي و غيره دعوت مي شدند و پس از آن برنامه‌ي عروسي هاي اسلامي را در منطقه مشهد افتتاح كردند
اين برنامه ها در مدت كم رشد چشمگيري به خود گرفت به طوري كه از همه‌ي استانها براي برگزاري مراسم دعوت مي شدند در بعضي از عروسي ها تعداد زوج ها به 23 زوج مي رسيد بطوري كه تا اوايل سال 1387 حدود 300 مراسم عروسي توسط ايشان همراه با برنامه هاي اسلامي برگزار شد .
و در اويل سال 1387 مسافرتي جهت همين برنامه ها به سيستان و بلوچستان ، استان كرمان و استان هرمزگان داشتند كه بعد از برگشت از سفر از طرف دادگاه ويژه‌ي روحانيت مشهد در تاريخ 17/1/1387
احضار شده و مدت 56  روز در تك سلول بوده و بعد از آن به زندان وكيل آباد منتقل شده و تاكنون كه نزديك به 9 ماه است كه به خانه برنگشتند و مردم دعاگويي منتظر فرج اين بزرگمرد هستند .
آري اينها هستند آن رادمرداني كه زندگيشان را براي سعادت و خوشبختي فرزندان آدم وقف مي نمايند آري اينها براي تمامي اين امت رحمت هستند همانطور رسول اكرم صلی الله علیه و سلم رحمت برای تمام عالمیان بودند و اينان به تبعيت از آن رسول بزرگوار سايه‌ي رحمت الهي اند و وجودشان پرتوي از معجزات پيامبر صلی الله علیه و سلم  است .
فعالیت های مولانا خیرشاهی
1 ـ گسترش مسجد و خريداري 3 باب منزل مسكوني براي مسجد
2 ـ تأسيس دو عدد كتابخانه هم براي برادران و هم براي خواهران
3 ـ تأسيس دارالحفظ در سال 1382 كه حدود 30 طلبه دارد و تاكنون نزديك 20 حافظ كل تحويل جامعه داده است .
4 ـ افتتاح جلسات پرشكور تفسير قرآن
5 ـ برگزاري عروسي هاي اسلامي در اكثر استانها
6 ـ تأسيس مكتب خواهران سال 1386 (كه حدود 100 طلبه دختر دارد)
و در پايان از خداوند متعال خواستاريم كه اين داعي دلسوز اهل سنّت را دوباره به مردم بازگرداند و بر توفيقات ايشان بيفزايد
به اميد ديدار و ملاقات دوباره‌ي يادگار شيخ التفسير حضرت مولانا محمدعمر سربازي (رح)
مي رسد مردي كه شمشير غلامان بشكند
ديده ام از روزن ديوار زندان شما
منبع: پایگاه اطلاع رسانی صحابه (رضی الله عنهم اجمعین)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: