چرا پس از آن که توبه کردیم دوباره به سوی گناه بازمیگردیم؟

22 ژوئیه
می‌خواهم توبه كنم اما نمی‌توانم … نمی‌توانم از گناه دل بكنم … در تمام طول شب بیدار می‌مانم و با خدا مناجات می‌كنم، به گونه‌ای كه اشك از چشمانم جاری می‌شود، اما هنگام روز باز به همان شیوه‌ی قبل به سراغ رفتارها و عادات قبلی‌ام برمی‌گردم و هیچ تغییر و تحولی در خود احساس نمی‌كنم…
از خود بیزار شده‌ام … چندین بار سعی كردم، در حلقات زیادی شركت كردم، خطبه‌های زیادی گوش داده‌ام، تلاش كردم كه توبه كنم و قلبم را صیقل دهم، اما هنوز موفق به ایجاد تحولی در نفس خویش نشده‌ام …
مشكل كجاست؟ چرا قادر به تغییر خود نیستیم؟؟؟
این دغدغه‌ی افراد زیادی‌ هست كه می‌خواهند دلایل بازگشت به گناه را بدانند…
بیایید با هم دلایل این قضیه را بررسی كنیم تا راه درمان این بیماری را كشف كنیم … اگر این عوامل را یافتیم آنگاه معالجه و درمان بسیار آسان خواهد بود…
عامل اول: دلبستگی و وابستگی به گناه
تا زمانی كه در قلبت پایه‌های گناه پا برجا باشند محال است تغییری حاصل شود.
فضیل ابن عیاض (رض) می‌گوید: ((اگر برای نماز صبح خواب ماندی و نتوانستی شب برای قیام الیل بیدار بشوی، بدان كه تو در بند گناهان هستی.))
لازم است از گناه متنفر باشی … باید بدانی كه منشاء هر غم و اندوهی، منشاء هر نوع مرض روحی و روانی، اضطراب، افسردگی و دیگر مشكلاتی كه وجود دارد، گناهانی هستند كه در قلب تو رسوخ كرد‌ه‌اند.
برای نجات و بیرون راندن این گناهان از قلبت از دعا كمك بگیر، خصوصاً این دعا را زیاد تكرار كن:
((الهم باعد بینی و بین خطایای كما باعدت بین المغرب و المشرق، الهم انقنی من خطایای كما ینقی ثوب الابیض من الدنس و اغسلنی من خطایای بالثلج و الماء و البرد))
ضمناً هیچ گناهی را كوچك به حساب نیاور حتی اگر به نظر تو كوچك باشد.
عامل دوم: توجیه كردن
مثلاً برخی گناهان خود را چنین توجیه می‌كنند كه در خانواده‌ای مذهبی رشد نكرده‌اند و یا در خانواده‌ای پر از بلا و مصیبت بزرگ شده‌اند و توجیهات دیگر…
از این رو اگر در توجیه كردن موفق باشی، بدان كه هرگز تحولی در وجودت رخ نخواهد داد، و اینجاست كه اعتراف به گناه ركن اصلی توبه محسوب می‌شود. پیامبر (ص) به مادرمان عایشه (رض) می‌فرماید: «ان العبد اذا اعترف ثم تاب، تاب الله علیه» متفق علیه یعنی(( اگر بنده به گناه خود اعتراف كند سپس توبه كند، خداوند او را می‌آمرزد.))
و اینجا حكمت و فلسفه‌ی این دعا برایمان روشن می‌شود: «أبوءلك بنعمتك علی و أبوء بذنبی …»
عالم سوم: برداشت اشتباه از دین
تربیت غیر صحیح فهم اشتباهی از دین به ما داده است، ما تصور می‌كنیم كه دین مانند زندان است،  فلسفه‌ی اجتماع نیز همین دیدگاه را ترویج می‌کند و می‌گوید، دین تو را از هر لذتی محروم می‌كند زیرا همه چیز حرام است. معیار موفقیت نزد این فلسفه مدرك و درجه علمی، و بزرگترین چیزی كه ما و خانواده‌ی ما آرزوی به دست آوردن آن را داریم كسب پست  و جایگاه والایی در اجتماع است.
به گونه‌ای تربیت نشده‌ایم كه دغدغه‌ی اصلی‌مان در زندگی‌ مقام و ارزشمان نزد پروردگار باشد.
و این وضعیت میان آداب و فرهنگ جامعه‌ای كه در آن بزرگ شده‌ایم و محیط جدیدی كه در آن را باور جدیدی و فرهنگ جدیدی پیدا كرده‌ایم تضاد و نزاع درست می‌كند. و این تضاد و نزاع باعث می‌شود كه قدمهای‌مان سنگین شوند و قدرت اراده، تصمیم گیری و حر كت در مسیر جدید را  از ما سلب می‌كند. از این رو لازم است كه خویشتنِ خویش را تربیت كنیم به گونه‌ای كه رهبرمان محمد (ص) اصحابش را تربیت كرد … اصحابی كه دوران جاهلیت بت‌ها را پرستش می‌كردند و انواع كارهای ناروا انجام می‌دادند سپس با ایمان آوردن تبدیل به نسل بی‌نظیری در تاریخ بشریت شدند.
عامل چهارم: نداشتن هدف
ضروریست كه هدف واقعی زندگی‌مان را مشخص كنیم، البته دنیا را به عنوان مهمترین هدف انتخاب نكنیم… نیتمان را تصحیح كنیم.. و باید در فكر و ذهن خود میان اهداف دنیایی و اهداف ایمانی تعادل و توازن برقرار كنیم…
عالم قبر را به خاطر بیاور، سوالاتی كه آنجا از تو پرسیده می‌شوند، درباره‌ی شغل و مقام و خانواده نیست بلكه از تو می‌پرسند: خدای تو كیست؟ دینت چیست؟ پیامبرت كیست؟
عامل پنجم: محیط زندگی
هر گاه عزمت را جزم می‌كنی و اراده می‌كنی كه خودت را متحول كنی و انقلابی در زندگی‌ات ایجاد كنی، دوستان و كسانی كه در اطرافت قرار گرفته‌اند(كسانی كه مثل تو نمی‌اندیشند) تو را مورد تمسخر قرار    می‌دهند و كاری می‌كنند كه حركت در مسیر جدید برایت مشكل شود…
لازم است دوستان جدیدی برا ی خود بگیری كه هم فكر تو باشند، زیرا دیدگاه‌ها متفاوت هستند و به نظر دوستان قبلی كار تو مسخره‌ست، به تمسخرها و نگاه‌های آنان توجه نكن و فقط به هدف جدید و پیمانی كه با خدا بسته‌ای بیندیش.
عامل ششم: تسویف (امروز و فردا كردن)
امروز و فردا نكن، نگو چنین و چنان می‌كنم، تصمیمت را به آینده موكول نكن، از همین حالا شروع كن … مرگ خبر نمی‌كند و در انتضار تو نیست، تا خود را تسلیم  او كنی، بلكه تو باید در انتظار مرگ باشی كه هر آن احتمال دارد به سراغت بیاید، آیا روزانه نمی بینی كه مرگ، بدون اینكه اطلاع بدهد جان هزاران كودك و جوان و افراد كم سن و سال را می‌گیرد، تضمینی وجود ندارد كه تو نیز تا چند ثانیه بعدی زنده باشی…
پس شتاب كن و راه زندگی خود را انتخاب كن و این آیه را نصب العین خود قرار بده (فأین تذهبون) التكویر/26
امروز و همین حالا می‌توانی پیمان جدید ببندی، اما شاید فردا دیر باشد …!!!
نوشته: سایه فارس
ترجمه:عثمان مرادی
منبع: وبلاگ اهل سنت (حامی مکتب قرآن)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: