لعن صاحبه و تطابق آن با قرآن

22 ژوئیه
بسیار مشاهده شده است که اشخاص نه تنها به واژه و معنی لغات خوب توجه نمی کنند بلكه حتی بی توجه به آن ، این واژه ها بر سر زبان انان می افتد و مکررا از آن استفاده می کنند . یکی از این واژه های پر کاربرد در مذهب شیعه ، لعن و نفرین است. درحالی که این تفکر و نگرش بازتاب های سیاسی و اجتماعی غیر قابل جبرانی دارد که با اصل توحید در تضاد است.
لعنت درواقع به معنای این است که فردی ازدرگاه خدا طرد شود و از رحمت خدا دور شود و هیچ گاه بخشیده نشود و هیچ کس نمی تواند  به اوکمک کند و عاقبتی جز جهنم نخواهد داشت. (باید توجه داشت که واژه «لعنت» به معنای حرمان ابدی از چیزی و یا کسی است و در اصطلاح اسلامی ، به معنای حرمان ابدی از رحمت و مغفرت الهی است. )
« وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیراً » « و هر كه را خداوند نفرین كند ( و از درگاه مرحمت و محبّت خود براند ) كسی را نخواهی یافت كه یاور او گردد ( و وی را از خشم خدا پناه دهد و برهاند ) . » (سوره نساء آیه52)
درابتدا همه ی سوره هایی که واژه لعن در آن استفاده شده است آورده وسپس این واژه قرآنی را مورد بررسی قرار می دهیم و در نهایت هم الگوهای گفتاری قرآنی رابیان می کنیم.
سوره بقره آیه 88 : لعن به خاطر کفر ، سوره بقره آیه 89 : لعن به خاطر کفر به قرآن درصورتی که تصدیق کننده کتاب های آسمانی دیگر بود ، خطاب به اهل کتاب ، سوره بقره آیه 159 :لعن برای کسانی که پنهان می دارند دلائل و هدایت فرو فرستاده شده از خدا و نیز آیات خدا را کتمان می کنند ، سوره بقره آیه 161:لعن به خاطر کفر ، سوره آل عمران آیه 61 :لعن به خاطر ستیز با پیامبر به واسطه علم و دانشی که به او رسیده است منظور همان قرآن است ، سوره آل عمران آیه 87 :لعن به خاظر پذیرفتن آیین به غیر اسلام و راه کفر را در پیش گرفتن سوره نساء آیه 46 : لعن برای برخی از یهودیان به خاطر کفرشان و مسخره کردن دین ، سوره نساء آیه 47  : لعن برای اهل کتاب درصورتی که به قرآن ایمان نیاورد همان گونه که یهودیان درگذشته مورد لعن قرار گرفته اند ، سوره نساء آیه 52 : لعن برای کسانی که بهره ای از کتاب های آسمانی دارند با این وجود به بتان و شیاطین ایمان می آورند ، سوره نساء آیه 93 :لعن برای کشتن مومن به عمد ، سوره نساء آیه 118:لعن برای شیطان ، سوره مائده آیه 13 : لعن برای بنی اسرائیل به دلیل شکستن پیمانی که باخدای خود داشتند  ، سوره مائده آیه 60 : لعن به خاطر شیطان پرستی و راه کفر را در پیش گرفتن ، سوره مائده آیه 64 : لعن برای یهودیان به خاطر دروغ بستن برخدا ، سوره مائده آیه 78 : لعن برای کافران بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی به خاطر سرکشی و از حد گذشتن ، سوره اعراف آیه  38 : لعن کفار در زمان قیامت برای همدیگر
سوره اعراف آیه  44 : لعن برای ظالمین درقیامت ، سوره توبه آیه 68 : لعن برای کفار و منافقین ، سوره هود آیه  18 : لعن برای ظالمین و کسانی که بر خدا دروغ می بندند ، سوره هود آیه  60  : لعن برای اقوام کافر گذشته مثل عاد ، سوره هود آیه  99 : لعن برای اقوام کافر گذشته مثل فرعون  ، سوره رعد آیه  25 : لعن برای کسانی که پیمان خدا را نقض می کنند و پیوندهایی که باید حفظ شود را حفظ نمی کنند و در روی زمین فساد و تباهی می کنند ، سوره حجر آیه  35 : لعن برای شیطان ، سوره اسراء آیه 60  : درخت لعن شده که منظور درختی است که در جهنم قرار دارد كه برای لعنت شدگان است ، سوره نور آیه 7 :لعن فرستادن افرادی که همسران خود را متهم به فحشاء می کنند در صورتی که  درغگوباشند درقسم خوردن ، سوره نور آیه 23: لعنت برای کسانی که زنان پاکدامن ، بی خبر و مومن را به زنا متهم می کنند ، سوره قصص آیه 42 : لعن برای فرعون و سپاهیانش ، سوره عنکبوت آیه  25 : لعن فرستادن کفار برای هم در روز قیامت ، سوره احزاب آیه  57 : لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه  61 : لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه 64 :لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه 68 :لعن کفار برای همدیگر در روز قیامت ، سوره ص آیه  78 :لعن برای شیطان ، سوره غافر آیه   52 :لعن برای ظالمین در روز قیامت و زمانی که معذرت خواهی به درد آن ها نمی خورد ، سوره محمد آیه  23 : لعن برای کفار و کسانی که از خدا روی گردان می شوند ، سوره فتح  آیه 6  :لعن برای منافقین
قرآن به غیر از این که افراد به خصوصی مثل فرعون و قارون و ابولهب و …كه نامشان را ذکر کرده و برای ما مشخص نموده است كه قطعا جهنمی می باشند ، در مورد هیچ شخصی صحبتی نیاورده و به صورت کلی و با ذکر اقوام و گروه ها بیان داشته است.
اصلا صحبت از بهشتی یا جهنمی بودن اشخاص خارج از دسترس انسان هاست (مگراینکه درقرآن نامی ازآنها به طور صریح برده شده باشد) این تنها در قدرت خداست و از مسائل غیب و پوشیده است ماخدا نیستیم. شاید فردی چند دقیقه قبل از مرگش موضع گیری خود را عوض کرده و انسان مومنی شده است شاید فردی چند دقیقه قبل از مرگش کفران کرده و کافر شده است. چون زمانی مورد لعن قرار خواهد گرفت که دیگر نتواند مسیر توبه و بخشش را در پیش گیرد ( و بر کفر خود حتی در زمان مرگ نیز اصرار داشته باشد .)
لعنت کلمه ای سنگین است یعنی پیش داوری قبل از محاکمه و دادگاه خداوندی و حکم صادر کردن قبل از حسابرسی . مسئله ای که در دستان خداست و تو آن را به عهده گرفتن.
توجه به نکاتی ، بسیار ضروری است:
1- لعن تنها دست خداست و تنها او می داند که چه کسی بهشتی و جهنمی است و ما نمی توانیم نام کسی را قید کنیم مگر به صورت کلی بگوییم که خداگفته اگر کسی تا آخر عمرش این گونه باشد بهشتی است و اگر بر خلاف آن باشد مورد لعن خداست و جهنمی است.
2- اگر خوب توجه شود تمامی گروه هایی که مورد لعن قرار می گیرند در یک جهت فکری و حرکتی هستند.
3- نکته ای که دراین مورد جالب است تمامی گروه های اسلامی به غیر ازتشیع این قدر زبانش آلوده به لعن نبوده است با وجود کشته شدن انسان هایی که از دیدگاه گروه های دیگر امکان داشته مومن بوده (بدست گروه های شیعی) اما تشیع را مورد لعن قرار نداده اند.
4- این تنها خداست که لعن را تعیین می کند و می فرستد و اگر زمانی فردی خود را به گروه کافران ملحق کند. اما نکته ای درمقابل آن باید تذکر داده شود : اگرامروز بگوییم درجهان کافر وجود دارد (هنوز من در این مورد شناخت کاملی پیدا نکرده ام و بحث کفر برایم مجهول است) این به معنای لعن برای او نیست چرا که در همان آیات ، دیگر راه های توبه برای او باز است مگر این که با دیدگاه کفر بمیرد که این برای ما مجهول است و چون خدا نیستیم نمی توانیم او را لعن کنیم . چگونه فهمیدیم که حجت ، کامل بر او تمام شده است و با نگاه کفر هم مرده است مگر ما خدا شدیم؟ هنوز دادگاه خدایی نیامده كه برای افرادحکم صادرمی کنیم . می بینید چگونه افراد راه شرک را در پیش می گیرند؟! ما تنها می توانیم به افراد بگوییم که اگر کسی این چنین مسیری را در پیش بگیرد و با آن بمیرد مورد لعن خدایی قرار می گیرد اما نام شخص خاصی را ببریم و او را مورد لعن و نفرین قرار دهیم با روح اسلامی نمی خواند.
به این دوآیه خوب توجه کنید:
« ‏ إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً ‏ » « ‏ بیگمان خداوند شرك ورزیدن به خود را ( از كسی ) نمی‌آمرزد و بلكه پائین‌تر از آن را از هركس كه بخواهد ( و صلاح بداند ) می‌بخشد . هر كه برای خدا انباز بگیرد ، به راستی بسی گمراه گشته است ( و خیلی از حق پرت شده است ) . ‏»(سوره نساءآیه116)
« ‏ یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ‏ » « ‏ آن روزی كه عذرخواهی ستمگران بدیشان سودی نمی‌رساند ، و نفرین ( و طرد از رحمت خدا ) بهره آنان خواهد بود و سرای بد ( دوزخ ) از آن ایشان خواهد شد . ‏ » (سوره غافرآیه 52)
اول خداوند می گوید که تمامی گناهان را از هرکس که خود بخواهد مگر شرک خواهد بخشید. دوم در آیه بعدی می گوید عذر خواهی برای ستمگر و کافر در روز قیامت به سود او نیست و سپس نتیجه در آن زمان برای او لعن است. اما آیا  روز قیامت در دستان ماست که بفهمیم چه کسی بهشتی یاجهنمی است؟! ( یا بفهمیم که چه کسی مورد رحمت خدا قرار می گیرد و چه کسی لعن می شود؟! ) پس هر فردی وقت و زمان دارد . برای همین هیچ شخصی حق لعن دیگران را ندارد و ما می بینیم که اگر پیامبری هم کسی و یا قومی را لعن می کند زمانی است که به فرمان خدا این این لعن را صادر می کند و یا زمان فرا رسیدن عذاب خداوندی برای آن قوم بوده است . و آن هاهم برعکس ما ، با وحی در ارتباط بوده اند .اما آیا ما با وحی در ارتباطیم؟ نیستیم ! پس باید همانند پیامبران در راه نجات انسان ها بکوشیم ؟ امکان دارد فردی در آخرین لحظات عمرش ایمان بیاورد و از گذشته خود توبه کند و در بهترین جایگاه ها در نزد خدا قرار گیرد و همان طور که عکس آن نیز امکان پذیر است.
صحابه وزنان پیامبردرقرآن
شگفت انگیز ترین مورد دراسلام این است که صحابه پیامبر آن یاران زیبای پیامبر به همراه زنان او مورد بدگویی ،لعن، ناسزا و مورد توهین و فحش قرار گیرند.
ببنیم چهره آنان درقرآن چگونه بیان می شود:
« « ‏ خداوند از مؤمنان راضی گردید همان دم كه در زیر درخت با تو بیعت كردند . خدا می‌دانست آنچه را كه در درون دلهایشان ( از صداقت و ایمان و اخلاص و وفاداری به اسلام ) نهفته بود ، لذا اطمینان خاطری به دلهایشان داد ، و فتح نزدیكی را ( گذشته از نعمت سرمدی آخرت ) پاداششان كرد . ‏ » (سوره فتح آیه18)
خدا دقیقا بر طبق این آیه می گوید ازمومنان راضی بوده و از دل آن ها با خبر بوده است که با چه نیتی با تو بیعت می کنند.
«  محمد فرستاده خدا است ، و كسانی كه با او هستند در برابر كافران تند و سرسخت ، و نسبت به یكدیگر مهربان و دلسوزند . ایشان را در حال ركوع و سجود می‌بینی . آنان همواره فضل خدای را می‌جویند و رضای او را می‌طلبند . » (سوره فتح آیه 29)
صفات صحابه و یاران پیامبر این بوده که نسبت به کفار سر سختند نه نسبت به همدیگر ، درحالی که نسبت به هم دلسوز و مهربانند آن ها کسانی هستند که به دنبال رضای خدا هستند نه دنبال هوی و نفس خود.
« ‏ ولی پیغمبر و مؤمنانی كه با او هستند ، با مال و جان خود به جهاد می‌پردازند ( تا خدا را از خود خوشنود سازند و دین خدا را بالا برند ) . همه خوبیها و نیكیها ( از قبیل : پیروزی و غنیمت دنیا ، و بهشت و كرامت آخرت ) از آن ایشان است ، و آنان بیگمان رستگارانند . ‏ » (سوره توبه آیات 88 و89)
صحابه پیامبر کسانی بودند که با جان و مال در خدمت پیامبر بودند و اصلا مسائل دنیوی و مادی برای آن ها اهمیت نداشته است و عجیب ترین موضوع در این آیه : خداوند خبر بهشتی بودن را برای آن ها می دهد.
« ‏ پیشگامان نخستین مهاجران و انصار ، و كسانی كه به نیكی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند ، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند ، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زیر ( درختان و كاخهای ) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا می‌مانند . این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ . ‏ » (سوره توبه آیه100)
خداوند خشنودی خود و بهشتی بودن اولین مهاجرین و انصار که در سخت ترین شرایط ایمان آوردند و پشت پا به دینا و امکانات آن زدند و بدترین شکنجه ها در این راه دیدند ، اعلام می کند.
« ‏ خداوند توبه پیغمبر ( از اجازه‌دادن منافقان به عدم شركت در جهاد ) و توبه مهاجرین و انصار ( از لغزشهای جنگ تبوك ، مثل كُندی و سستی اراده و اندیشه بد به دل راه دادن و آهنگ بازگشت از نیمه راه جهاد ) را پذیرفت . مهاجرین و انصاری كه در روزگار سختی ( با وجود گرمای زیاد ، كمی وسیله سواری و زاد ، فصل درو و چیدن محصول خود ) از پیغمبر پیروی كردند ( و همراه او رهسپار جنگ تبوك شدند ) بعد از آن كه دلهای دسته‌ای از آنان اندكی مانده بود كه ( از حق به سوی باطل ) منحرف شود .  ( در این حال ) باز هم خداوند توبه آنان را پذیرفت . چرا كه او بسیار رؤوف و مهربان است .  » (سوره توبه آیه117)
این جا نه تنها خداوند می گوید توبه مهاجرین و انصار را ، بلکه توبه پیامبر را هم می پذیرد و در یک ردیف و کنار هم ، آن ها را بیان می کند و سپس از دوران سخت آن هابیان می کند ، دروانی که آن قدر طاقت فرسا و سخت بوده که بعضی زمان ها آن ها را متمایل به کفر می کرده است اما باز ، زود توبه برگشت برای آنهارخ می داده است .
« ‏ همچنین غنائم از آنِ فقرای مهاجرینی است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‌اند . آن كسانی كه فضل خدا و خوشنودی او را می‌خواهند ، و خدا و پیغمبرش را یاری می‌دهند . اینان راستانند . ‏‏ آنانی كه پیش از آمدن مهاجران خانه و كاشانه ( آئین اسلام ) را آماده كردند و ایمان را ( در دل خود استوار داشتند ) كسانی را دوست می‌دارند كه به پیش ایشان مهاجرت كرده‌اند ، و در درون احساس و رغبت نیازی نمی‌كنند به چیزهائی كه به مهاجران داده شده است ، و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند ، هرچند كه خود سخت نیازمند باشند . كسانی كه از بخل نفس خود ، نگاهداری و مصون و محفوظ گردند ، ایشان قطعاً رستگارند . ‏ » (سوره حشرآیات 8و9)
در این آیه صفات بارز و زیبای انصار را بیان می کند ، آنانی که با میل و رغبت و با وجود نیازمندی خود ، مهاجرین را بر خود ترجیح می دهند و امکانات مادی و رفاهی در اختیار دیگران قرار رمی دهند و چشم طمعی به آن ندارند.
« ‏ چرا در راه خدا نباید ببخشید و خرج كنید ، و حال این كه ( اموال شما امانتی بیش نیست و تا آخر در دست شما نمی‌ماند ، و همه چیزهای ) برجای مانده آسمانها و زمین به خدا می‌رسد ؟ كسانی از شما كه پیش از فتح ( مكّه ، به سپاه اسلام كمك كرده‌اند و از اموال خود ) بخشیده‌اند و ( در راه خدا ) جنگیده‌اند ،  ( با دیگران ) برابر و یكسان نیستند . آنان درجه و مقامشان فراتر و برتر از درجه و مقام كسانی است كه بعد از فتح ( مكه ، در راه اسلام ) بذل و بخشش نموده‌اند و جنگیده‌اند . اما به هر حال ، خداوند به همه ، وعده پاداش نیكو می‌دهد ، و او آگاه از هر آن چیزی است كه می‌كنید . ‏ » (سوره حدیدآیه10)
ایمان و درجه مهاجرین و انصار که از ابتدا و در بدترین شرایط با پیامبر بوده اند و سختی و رنج و شکنجه و تبعید و فقر را کشیده اند و برای آن ها تنها رضای خدا مهم بوده است برتر از کسانی است که حال   در زمان صلح و آرامش و راحتی ، ایمان می آورند.
«  همسران پیغمبر ، مادران مؤمنان محسوبند ( و باید احترام مادری آنان را از نظر به دور نداشت ، و یكایك ایشان را بزرگ و ارجمند شمرد ) ، و خویشاوندان نسبت به همدیگر ( از نظر ارث بردن بعضی از بعضی ) از مؤمنان و مهاجران ، در كتاب یزدان ( قرآن ) از اولویّت بیشتری برخوردارند »(سوره احزاب آیه6)
در این آیه ، خدا همسران پیامبر را به عنوان مادر مومنان ( مادردینی – همانگونه که خواهر و برادران  دینی داریم ) بیان می کند و جایگاه خویشاوندی را درجایگاه بلندی بیان می کند که نباید آن نادیده گرفته شود
« ‏ ای پیغمبر ! به همسران خود بگو : اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می‌خواهید ، بیائید تا به شما هدیّه‌ای مناسب بدهم و شما را به طرز نیكوئی رها سازم . ‏‏ و امّا اگر شما خدا و پیغمبرش و سرای آخرت را می‌خواهید ( و به زندگی ساده از نظر مادی ، و احیاناً محرومیّتها قانع هستید ) خداوند برای نیكوكاران شما پاداش بزرگی را آماده ساخته است . ‏ »(سوره احزاب آیات 28و29)
در این آیه به همسران پیامبر ، کسانی که با او ماندند ، می گوید : اگر خدا و پیامبر را می خواهید باید او را به همین گونه که هست با شکل رهبریش با داشتن فقر و رنج ها و… بپذیرید و اگر نمی توانید و خواهان دنیا هستید می توایند به سوی آن بروید و من نیز تا بتوانم شما را از آن بهره مند می کنم . اما آن ها همان هایی شدند که ماندند و سرانجام مادران مومنین گشتند و چه کسی می تواند این عنوان خدایی را از آن هابگیرد . آن ها خدا و پیامبر و سرای آخرت را بر این دنیا ترجیح دادند.
نکاتی که درموردصحابه وهمسران پیامبربایدموردتوجه قرارگیرد:
1- چگونه بعضی از مسلمانان این آیات خدایی را در نظر نمی گیرند در حالی که خداوند وعده بهشت، خشنودی خود را از صحابه پیامبر اعلام می کند و سپس آن ها ، راه بدگویی و فحش و لعن بر آن ها را در پیش می گیرند؟! با چه دلیل قرآنی به خود این اجازه را می دهند؟! آنها خدا را هم به مسخره می گیرند و او را کودن واحمق و کسی که آینده رانمی داند وبی خودی برای دیگران سخن می گوید و آن ها را بهشتی اعلام می کند معرفی می کنند!(پناه می برم ازاین نوع نگاه به خدا) مگر خدا نمی دانست که آن ها راه کفر را در پیش می گیرند که وعده بهشت و خشنودی را به آن ها می دهد؟ ( این سخن در صورتی است که عده ای جاهلانه و یا عالمانه و عامدانه صحابه را مورد لعن و نفرین قرار می دهند و دلیل خود را از لعن آنان ، کافر شدنشان پس از وفات پیامبر می دانند)
خوب به این آیه توجه کنید:
« ‏ آنان كه ( به خاطر ایمان درست و انجام كارهای خوب و پسندیده ) قبلاً بدیشان وعده نیك داده‌ایم ، چنین كسانی از دوزخ ( و عذاب آن ) دور نگاه داشته می‌شوند . ‏ ‏ لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ ‏ » (سوره انبیاء آیات 101و102)
پس وای به حال آن کسانی که به یاران پیامبر فحش می دهند؟ وای به حال آن ها که صحابه پیامبر را مورد لعن قرار می دهند و می خواهند خود را خدا کنند.
2- چگونه صحابه ای که در بدترین و سخت ترین شرایط با پیامبر بوده اند ، در رفاه و آزادی ، راه خیانت درپیش می گیرند؟ چگونه بعضی از صحابه که در زمان کفر ، از بهترین موقعیت ها و جایگاه ها برخوردار بوده اند و ثروت و مقام داشته اند و زمانی که در مدینه هستند و خداوند از فقر و بدبختی آن ها آن قدر باخبر است که باید غنائم به آن ها تعلق گیرد باید بعد از پیامبر مقام و ثروت و مادیات برای آن ها مهم گردد و راه خیانت در پیش گیرند که حال مورد لعن و فحش قرار گیرند.
3- خوب به این آیه توجه کنید:
« ‏ كسانی كه پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند ، می‌گویند : پروردگارا ! ما را و برادران ما را كه در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته‌اند بیامرز . و كینه‌ای نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده ، پروردگارا ! تو دارای رأفت و رحمت فراوانی هستی . ‏ »  (سوره حشرآیه10)
آیا کسی این آیه را نخوانده است ؟! چرا باید نسبت به برادران دینی گذشته مان کینه ای در دل داشته باشیم . چرا به جای دعای آمرزش برای آن ها راه فحش و تهمت و لعن در پیش داریم آیا واقعا این روش و راه قرآن است ؟ بدا به حال آنانی که این آیه را نادیده می گیرند؟
4- درآیات 132 و133بقره بعد از این که بیان می کند که آیا این بهتان های به پیامبران را بیان می کنید ومی گویید آیا واقعا شما در آن زمان حاضر بودید که آن ها بر چه آیینی مرده اند . حال من می خواهم بگویم آیا افرادی که نسبت به گذشتگان راه لعن و فحش و تهمت در پیش می گیرند در آن زمان حضور داشتند و سپس خداوند در دنباله آیات می گوید:
« ‏ ( به هر حال ، جنگ و جدل درباره آنان چرا ؟ ! ) ایشان قومی بودند كه مردند و سر خود گرفتند . آنچه به چنگ آوردند متعلّق به خودشان است ، و آنچه شما فراچنگ آورده‌اید ، از آن شما است ، و درباره آنچه می‌كرده‌اند از شما پرسیده نمی‌شود ( و هیچ كس مسؤول اعمال دیگری نیست و كسی را به گناه دیگری نمی‌گیرند ) . ‏ » (سوره بقره آیه 134)
حال که از شما پرسیده نمی شود كه این همه کینه و فحش و لعن نسبت به آن ها چه معنی دارد؟!
درآیه 140 شوره بقره اختلافات و این که کدام پیامبر چه دینی داشته و این گونه مجادلات رابیان می کند وسپس می گوید:
« ‏ ( به هر حال ) آنان قومی بودند كه مردند و سر خود گرفتند . آنچه به چنگ آوردند متعلّق به خودشان است ، و آنچه شما فراچنگ آورده‌اید از آن شما است ، و درباره آنچه می‌كرده‌اند از شما پرسیده نمی‌شود ( و هیچ كس مسؤول اعمال دیگری نیست و كسی را به گناه دیگری نمی‌گیرند ) . ‏ » (سوره بقره آیه 141)
چرا در مورد صحابه این قدر بد گویی و لعن ؟! آنان هرچه کردند سر خود رفتند و ازما پرسیده نمی شود که آنان چه کردند . بدا به حال خود ما؟! ما باید به فکر خود باشیم ؟! به عملکرد و نگاه خود توجه کنیم؟! چه کار داریم که گذشتگان چگونه انسان هایی بوده اند و چگونه عمل کرده اند؟!
« ‏ ( ای محمّد ! ) تو در جانب غربی ( كوه طور ) نبودی در آن دم كه ما فرمان ( نبوّت ) را به موسی ابلاغ كردیم ( و بدو كتاب تورات عطاء و وی را برای تبلیغ به پیش مردم فرستادیم ) و تو از حاضران ( در صحنه تبلیغ و مبارزه موسی با فرعون و فرعونیان ) نبودی ( تا بر سرگذشت ایشان مطّلع گردی . حال كه سرگذشت حقیقی بنی‌اسرائیل و موسی و فرعون و پیروان آنان را – چنان كه باید – برای مردم بیان می‌داری ، چرا باید باور نكنند و به تو ایمان نیاورند ؟ ! ) . ‏ ‏ این ما بودیم كه اقوام و نسلهائی را ( در قرون و اعصار مختلف ) آفریدیم و زمانهای طولانی بر آنان سپری شد ( و بر اثر مرور زمان ، عهدها و پیمانهای خدا را فراموش كردند و رهنمودهای انبیاء را از یاد بردند . ای پیغمبر ! ) تو در میان اهل مدین اقامت نداشتی تا آیات ما را ( كه بیانگر سرگذشت ساكنان مدین است ) بر اینان ( كه مردمان مكّه و سالها بعد از ایشان می‌زیند ) فروخوانی ( و از احوال پیشینیان بیاگاهانی ) . ولی این ما هستیم كه تو را فرستاده‌ایم ( و چنین اخباری را از طریق وحی در اختیارت قرار داده‌ایم ) . ‏ » (سوره قصص آیات44و45)
وقتی خداوند نسبت به پیامبرش این گونه بیان دارد و می گوید تو چگونه در بین اقوام  و نسلهای دیگر بوده ای که می خواهی در مورد آن ها قضاوت کنی و سخن بگویی ؟ بدابه حال ما؟!
روش درست در قرآن:
ما کاری به روش و رفتار دیگر انسان ها ، چه نسبت به خود ما یا دیگران نداریم . آن ها آزادند بر اساس چیزی که خیال می کنند درست است و به آن ها آموزش داده می شود رفتار کنند و در سخن گفتن و مواجهه با دیگران از خود نشان دهند. ما می خواهیم روش و رفتار سخن گفتن انسان های دیندار را از منظر قرآن مورد بررسی قرار دهیم هرچند که روش دیگران و نوع بیان دیگران اشتباه باشد:
1- هیچ فردی حق مسخره کردن و مورد تهمت قراردادن دیگران را ندارد و این دستور خداوندی است .این دستور نه تنها در مواجهه با مسلمانان ، بلکه در مواجهه با هرشخص با هرنوع نگاهی (حتی اگر کافر باشد) می باشد.
« ‏ ( ای مؤمنان ! ) به معبودها و بتهائی كه مشركان بجز خدا می‌پرستند دشنام ندهید تا آنان ( مبادا خشمگین شوند و ) تجاوزكارانه و جاهلانه خدای را دشنام دهند . همان گونه ( كه معبودها و بتها را در نظر اینان آراسته‌ایم ) برای هر ملّتی و گروهی كردارشان را آراسته‌ایم . » (سوره انعام آیه 108)
« ‏ و كسانیند كه از گناهان بزرگ ، و اعمال بسیار زشت و ناپسند می‌پرهیزند ، و هنگامی كه خشمناك می‌گردند ( زمام اختیار از دست نمی‌دهند و پرت و پلا نمی‌گویند و آلوده گناه نمی‌شوند ، و بلكه نفس خود را مهار می‌كنند و بخشم آورندگان را ) می‌بخشند . ‏ » (سوره شوری آیه37 )
زمانیکه درسوره فرقان آیه 60 از مسخره کردن های کافران بیان می کند در دنباله آیات با منطق خود پاسخ می دهد و در نهایت در آیه 63 می گوید زمانی که بعد از این همه دلیل و برهان ، آن ها فحش می دهند آن ها با آرامش خاطر در مقابلشان تنها « قَالُوا سَلَاماً »
2- پاسخ دادن با روش نیک و به بهترین روش و به بهترین نحو سخن گفتن . اجتناب از فرافکنی و دروغگویی و تهمت و لعن و فحش دادن به دیگران . دوری از خشم و عصبانیت و کینه توزی و با هوی هوس سخن گفتن و ندیدن نگاه و نقش خدا . اخلاص برای خدا سخن گفتن را فراموش نکردن.
« ‏ نیكی و بدی یكسان نیست .  ( هرگز بدی را با بدی ، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی . بلكه بدی و زشتی دیگران را ) با زیباترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده . نتیجه این كار ، آن خواهد شد كه كسی كه میان تو و میان او دشمنانگی بوده است ، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد . ‏ ‏ به این خوی ( و خلق عظیم ) نمی‌رسند مگر كسانی كه دارای صبر و استقامت باشند ، و بدان نمی‌رسند مگر كسانی كه بهره بزرگی ( از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده ) داشته باشند . ‏ » (سوره فصلت آیات 33و 34)
« ‏ ( ای پیغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیكو و زیبا به راه پروردگارت فراخوان ، و با ایشان به شیوه هرچه نیكوتر و بهتر گفتگو كن‌ ؛ چرا كه ( بر تو تبلیغ رسالت الهی است با سخنان حكیمانه و مستدلاّنه و آگاهانه ، و به گونه بس زیبا و گیرا و پیدا ، و بر ما هدایت و ضلال و حساب و كتاب و سزا و جزا است . ) بی‌گمان پروردگارت آگاه‌تر ( از همگان ) به حال كسانی است كه از راه او منحرف و گمراه می‌شوند و یا این كه رهنمود و راهیاب می‌گردند . ‏ » (سوره نحل آیه 125)
« ‏ وَلَا یَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیراً ‏ » « ‏ ( این كافران ) هیچ مثالی را ( به عنوان اعتراض از قرآن و رخنه از رسالت و دعوت تو ) به میان نمی‌كشند ، مگر این كه ما پاسخ راست و درست را ، و بهترین وجه و زیباترین تبیین و تفسیر را به تو می‌نمایانیم ( و بدین وسیله اعتراضات واهی ایشان را پاسخ داده و باطل می‌گردانیم ) . ‏ » (سوره فرقان آیه 33)
فرافکنی نوعی حیله عقلی است که فرد با نسبت دادن حالت های نفسانی و انگیزه ها و عیوب و اشتباهات خود به دیگران از آن استفاده می کند یعنی او این مقوله ها را به جای خود در دیگران احساس می کند .کلی گویی هم بدین صورت انجام می گیرد با عنوان کلیاتی بدون ارائه هیچ دلیل وبرهانی می خواهد دیگران و فرد را تنها با بیان و استفاده از حرف هایی قلمبه و سلمبه بدون تجزیه و تحلیل آن نگاه تحت تاثیر قرار دهد.
3- منطقی سخن گفتن وبادلیل وبرهان بادیگران سخن گفتن.
سوره بقره آیه 111،سوره آل عمران آیه 93،سوره انبیاء آیه 24،سوره نمل آیه 64،سوره قصص آیه75.
این روش قرآن است کجا گفته در برخورد با دیگران ،در برخورد با مخالفین خود ، در برخورد با دشمنان  خود ، در برخورد با …راه توهین و فحش و لعن و ناسزا درپیش گیرید اصلا روش و راه پیامبران و دین با این موارد نمی خورد چرا بدون هیچ گونه ارائه دلیل و برهانی از علمایتان از آن ها پیروی می کنید؟! (سوره توبه آیات 31و34 ممنوعیت اطاعت از رهبان و علمای دینی بدون داشتن هیچ گونه دلیلی و سپس جهنمی شدن) چرا از این روش پیروی می کنید ؟! آیا نسبت به کار خود مطمئن هستید در حالی که در اسلام روش و راهی که بر اساس حدس و ظن و بدون فکر و علم باشد مورد پذیرفته  نیست (سوره بقره آیه 78،سوره اسرا آیه36،سوره زمر آیه18،سوره فرقان آیه73) و چرا کتاب خدا را در زندگی خود نمی آورید و پشت سر خود می اندازید ؟!(سوره بقره آیه 87-روش کفار)
پیغمبران با روش و راه روشن ودلیل برهان به سراغ مخالفین خود می رفته اند (سوره نحل آیه44،سوره بقره آیه 23،سوره غافر آیه34) خدا در مقابل مخالفینش از آن ها ارائه دلیل و شواهد علمی می خواهد ، درواقع او می گوید طبیعت که ساخته اوست با کمالش هیچ گونه تضادی ندارد و اگر کسی در آن ایرادی می بیند آن را با دلیل به مبارزه می طلبد (سوره احقاف آیه4)- درسوره 60 فرقان توهین ها و جسارت های کافران را بیان می کند در دنباله آیه با منطق پاسخ می گوید و این راه و روش قرآنی است و از فحش و توهین استفاده نمی کند.
4- دوری از لعنت کردن در حالی که ما آمده ایم دیگران را به راه راست هدایت کنیم نه اینکه آنها را از رحمت خدا دور سازیم (این کلام ما را به یاد شعر زیبای مولوی می اندازد که می گوید : تو برای وصل کردن آمدی ….. نی برای فصل کردن آمدی )  ما باید در تلاش باشیم که انسان های بیش تری را به رحمت خدا نزدیک کنیم پس بیان ها نباید به حالتی باشد که دیگران را مورد طرد و بی مهری قرار دهیم  بلکه باید دعای خیر برای دیگران کرده و خواستار رحمت خدا برای آن ها و هدایت آن ها باشیم . مواظب بیان های خود باشید سخنی با فحش و توهین نباشد بیان هایی متفکرانه داشته باشید (و بدانیم که هیچ سخنی ولو منطقی با فحش و ناسزا پیشرفت نخواهد کرد و باعث هدایت کسی نخواهد شد)
« ‏ به هر حال ، پروردگارت نسبت به كسانی كه از روی جهالت و سفاهت (بامعنی قرآنیش- جهالت به معنی بی سوادی و نادانی نیست بلکه بر خلاف دستور قرآنی عمل کردن است و عمل آن ها هم چون کسی است که انگار نمی داند و نادان است)  كارهای بد می‌كنند و بعد از آن توبه می‌نمایند ( و با انجام حسنات و عبادات به سوی خدا برمی‌گردند ) و به اصلاح ( حال و جبران گذشته خود ) می‌پردازند ، بس آمرزنده و مهربان است . ‏ » (سوره نحل آیه 119)
پس من و تو کیستیم ، وقتی خدا می بخشد؟ وقتی خدا راه نجات را نشان می دهد؟ما می خواهیم هرچه زود تر همه را جهنمی و از رحمت خدا دور کنیم.
نیازی نیست همه مثل ما اندیشه و فکر کنند اگر فردی بر خلاف اندیشه ما نگاه داد باز احترام او واجب است این آیه قرآن است این روش و اخلاق و راه قرآنی بود پس تحمل و صبر و با متانت سخن گفتن از روش نیکویان و رهروان قرآن و مومنین راستین است ما نباید خواستار این باشیم که نظراتمان را بر دیگران قالب کنیم و از اخلاق زشت و ناپسند استفاده کنیم  اگر ادعای دینداری راداریم.
نویسنده : مدیر تارنمای چرا (محمد)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: