جرح و تعدیل راوی در علوم الحدیث

22 ژوئیه
محدثی که تأیید می‌نماید یک راوی واجد شرایط است او را تعدیل کرده است و محدثی که نفی می‌کند یک راوی واجد شرایط است او را جرح کرده است، بنابراین برای فهم معنی جرح و تعدیل لازم است شرایط راوی را در نظر گرفت. شرایط راوی: راوی حدیث بنظر تمام محدثین باید واجد این شرایط باشد: 1- مسلمان 2- بالغ 3- عاقل 4- عادل یعنی مرتکب گناه کبیره نشده باشد و بر گناه صغیره هم استمرار نداشته باشد 5- دارای شخصیت باشد [1]و انسان مبتذل و سبکسری نباشد 6- هوشیار و بیدار دل باشد 7- هوش و حافظة کامل داشته باشد (اگر از حفظ روایت کند). 8- در نگهداری و حفظ کتاب از تغییر و تبدیل توانا باشد (در صورتیکه از کتابش روایت کند [2]) بنابراین محدثی که تایید کند یک راوی دارای این شرایط است او را تعدیل کرده است و اگر این شرایط را کلاً یا بعضاً از او نفی کرد او را جرح نموده است.
عبارت جرح: جرح شدید: «اکذب النّاس، دجّال، وضّاع، کذّاب» جرح ملایم : «لیّن، سیئّی الخلق، فیه مقال [3]».
عبارت تعدیل: عالیترین تعدیل: «اوثق النّاس، ثقة ثقة، ثبت ثبت، ثقة حافظ».
تعدیل متوسط : «شیخ، یعتبربه، ثقة».
توجه : 1- جرح مقدم بر تعدیل است یعنی اگر یک راوی از طرف جمعی مورد جرح قرار گرفت و از طرف جمع دیگر تعدیل گردید، مجروح شمرده می‌شود. [4] 2- تعدیل بوسیلة یکنفر و بدون توضیح و بیان دلیل قبول می‌گردد، امّا جرح بوسیلة یکنفر باید همراه توضیح و بیان دلیل باشد. [5] 3- روایت حدیث از مستورالحال مردود است و راوی باید تعدیل شود آنگاه حدیث روایت شدة او مقبول است. [6] 4- کسانیکه در جرح راوی افراط بخرج می‌دهند و به بهانة کارهای مباح (مانند ظاهر شدن در خیابانها و غذا خوردن در بازار و شوخی و مزاح کردن بسیار با رعایت نزاکت و عفت زبان) راوی را مجروح قلمداد می‌کنند این گونه جرح‌ها هیچ‌گونه اثری ندارد. [7]
شناسایی اسم و کنیه و نشانه‌های راویان
اگر از راه شناسائی مشخصات، هویّت یک راوی معیّن نگردد جرح و تعدیل و اظهارنظر دربارة او بهیچ وجه ممکن نیست بنابراین راویانی که دارای اسم مشترک یا شهرت مشترک می‌باشند و ممکن است یکی از آنها مورد جرح و دیگری مورد تعدیل قرار گیرد، تعیین مشخصات آنها کاملاً ضروری بنظر می‌رسد و برای رفع هرگونه اشتباهی لازم است وجه تمایز راویان را طبق نمونه‌های ذیل بیان نمود:
1- راویانی که با اسم شهرت پیدا کرده‌اند باید کنیة آنها را نیز دانست. مانند طلحة بن عبیدالله و عبدالرحمن بن عوف و حسن بن علی، که کنیة همة آنها ابومحمد [8] است و همچنین راویانی که برعکس با کنیه شهرت پیدا کرده‌اند باید اسم آنها را نیز دانست (مانند ابن عباس و ابن مسعود و ابن ام مکتوم [9] که اسم همة آنها عبدالله است. [10])
2- راویانی که اسم آنها کنیة آنها است یعنی بجای اسم هم، کنیه دارند مانند ابی‌بلال اشعری که از شریک روایت کرده و ابی‌حصین که از ابی حاتم رازی روایت کرده است و هر دو گفته‌اند که چیزی بنام اسم نداریم و اسم و کنیة ما یکی است. [11]
3- راویانی که در اسم آنها اتفاق هست ولی کنیه آنها مورد اختلاف است مانند اسامه بن زید الحب که در اسم او اختلاف نیست ولی در کنیه او اختلاف هست. برخی ابوزید و برخی ابومحمد و برخی هم ابوخارجه گفته‌اند. و همچنین عکس این مطلب مانند ابوهریره که در اسم او اختلاف هست و مشهور این است که اسمش عبدالرحمن بن صخر است. [12]
4- راویانی که کنیه‌های متعددی داشته باشند مانند ابن جریح که دو تا کنیه دارد یکی ابوالولید و دیگری ابوخالد [13]یا نشانه‌ها و القاب متعددی دارندو شناسایی این نوع راویان از این جهت ضروری است که اگر شناخته نشو‌ند گمان می‌رود که چند نفر هستند.
5- راویانی که کنیة آنها با اسم پدر آنها موافق باشد مانندابی‌اسحق ابراهیم بن اسحاق مدنی یکی از تابعین. یا برعکس مانند اسحاق بن ابی اسحاق سبعی یا کنیة آنها با کنیة همسرشان موافق باشد مانند ابوایوب انصاری و ام ایوب که هر دو صحابی مشهور هستند یا اسم استادش با اسم پدرش موافق باشد مانند ربیع‌بن انس از انس روایت کرده است و این شناسائی از این جهت لازم است که مبادا گمان برده شود که از پدرش روایت کرده است زیرا چنین اتفاق گاهی رخ داده است مانند عامر بن سعد از سعد که سعد پرد عامر است ولی در مثال گذشته انس استاد ربیع پدر ربیع نیست زیرا پدر ربیع انس از قبیله بکر و استادش انس انصاری است [14] (انس بن مالک) همچنانکه کسانیکه از علم‌الرجال آگاهی نداشته‌اند گمان برده‌اند که مالک بن انس (از مجتهدین اربعه) پسر انس بن مالک صحابی است.
6- راویانی که از حیث نسبت غیر عادی بنظر می‌‌رسند مانند مقداد بن اسود که به اسود زهری نسبت داده شده است و اسود زهری پدر خواندة قدیمی اوست و پدر مقداد نامش عمرو است و مانند ابن علیه که علیه مادر او است و او اسماعیل بن ابراهیم است و مانند ابوعبیدة جراح (از عشرة مبشره) که پدرش عبدالله است و جدش جراح است و مانند یعلی بن منیه که منیه نام مادر پدر او است و مانند حذاء که تصور می‌رود فروشندة کفش یا کفشگر بوده باشد در صورتیکه فقط با کفش فروشها آشنائی داشته است [15]
7- راویانی که از حیث لقب غیرعادی بنظر می‌رسند و پس از تحقیق دلیل این لقبها معلوم و موجب جرح آنها نمی‌شود مانند «ظلّ الشّیطان» که لقب محمد بن سعد بن ابی وقاص است و فقط بعلت کوتاهی قد این لقب را به او داده‌اند و مرد پرهیزگاری بوده است و مانند «ضال» که لقب معاویه بن عبدالکریم است و فقط به این علت این لقب را به او داده‌اند که یک فقره در راه مکه راه را گم کرده بود و مرد عالم و پرهیزگاری بوده است و مانند «ضعیف» لقب عبدالله بن محمد که بدنش لاغر بوده است و مانند «قوی» لقب حسن بن یزید که در عبادت و طواف نیروی شگرفی داشته است.
8- راویانی که اسم استاد و استاد استاد آنها یکی است مانند عمران از عمران از عمران که اولی معروف است به «قصیر» و دومی «ابورجاء عطاردی» و سومی «ابن حصین صحابی» است و همچنین روایانی که اسم و اسم شاگرد آنها یکی است مانند بخاری که شاگردش مسلم بن الحجاج صاحب صحیح و استادش هم مسلم بن ابراهیم فراسی است.
9- راویانی که نام آنها در زنجیر مجرد و بدون قید آمده است و این نام در بین چندین [16] نفر مشترک است که فقط برخی از آنها واجد شرایط روایت هستند و محدّث باید با استفاده از علم‌الرجال تحقیق کند که اسم این راوی در این سلسله در حقیقت دارای چه قیدی است و آیا با وجود این قید از آنها است که واجد شرایط هستند یا خیر. مثلاً بخاری حدیثی را از احمد از وهب و حدیثی را از محمد از اهل عراق روایت کرده است و هنگام تحقیق از علم‌الرجال معلوم می‌شود که آن احمد یا احمد بن صالح است یا احمد بن عیسی و آن محمد یا محمد بن سلام یا محمد بن یحیی است و هر چهار نفر واجد شرایط هستند و احمد بن موسی و محمد بن کریم نیستند که مجهول الحال می‌باشند.
محدثین برای ظاهر کردن وجه امتیاز اسماء مجرد، کتابهای مفصلی را نوشته‌اند از جمله کتاب رجال بخاری تألیف نصر کلاباذی و کتاب رجال مسلم تألیف ابوبکر منجویه. [17]
10- راویانی که دارای اسم مختص بخود هستند (مفرد) و جز این راوی کسی دارای این اسم نیست مانند صغدی بن سنا، که یک راوی ضعیفی است و مانند سندر مولی زنباع جذامی که صحابی می‌باشد.
توجه: شناخت درباره طبقه و صفات و احوال راوی و همچنین شناختن راویان حدیث از جهات دهگانة فوق که از راه علم‌الرجال و مراجعه به تذکره تحقق می‌یابد به محدثین امکان می‌دهد که همة احادیث روایت شده را از حیث سند و سلسله دقیقاً برررسی نمایند و احادیث صحیح و حسن و ضعیف و موضوع را از هم جدا کنند و نگذارند روایتهای بی‌سر و ته و اسرائیلیات با سند و شناسنامة جعلی و مهر رسالت دینی در حریم مقدس دین اسلام ظاهر شوند و در ردیف احادیث صحیح رسول‌الله(ص) خود را نشان دهند.
محدثین ـ باستناد علم الحدیث درایتی ـ هر روایتی را دقیقاً بازرسی می‌کنند واز هویت آن سؤال می‌کنند و سند و شناسنامه و مهر آن را عمیقاً بررسی می‌نمایند. وقتی کسی گفت:
«و روی (روایت شده است)» فوراً از او می‌پرسند چه کسی روایت کرده است؟ و از چه شخصی روایت کرده است؟ وقتی گفت: «قال رسول‌الله(ص)» فوراً می‌پرسند چه کسی از پیامبر(ص) شنیده است؟ و چه کسی از آن کس؟ و به همین ترتیب سؤالها ادامه دارند و اگر مطلب روایت شده با یک زنجیرة متصل از راویان واجد شرایط به پیامبر(ص) وصل نگردید یا در هیچیک از کتب صحاح سته (بخاری، مسلم، ابوداود، نسائی، ترمذی، ابن‌ماجه) نبود آن مطلب بدلیل اینکه هویّتش معلوم نیست و فاقد سند و شناسنامه است و مهر رسالت را ندارد دست رد بر سینة آن می‌گذارند و آن را بحریم مقدس دین اسلام راه نمی‌دهند و این بازرسی‌های دقیق بر مبنای علم‌الحدیث درایتی هرگز نمی‌گذارد که اسرائیلیات و مطالب مشکوک و روایتهای مجهول‌الهویه و فاقد سند و مهر و شناسنامه از مرز اسلام عبور کرده و خود را در میان مسائل اسلامی جا دهند و در نتیجه اسلام خالص و ناب و اصیل در چشم‌انداز جهانیان ظاهر گشته و بعنوان یکرشته حقایق تردید‌ناپذیر مورد قبول عقلا واقع می‌گردد و ضمناً بساط اختلافهای وحدت‌شکن همه مسلمانان نیز برچیده می‌شود.
هیچکس نباید تردید داشته باشد که عامل تحقق این دو امر مهم (یکی نشان‌دادن اسلام واقعی به جهانیان و دیگری حل اختلافات همه مسلمین) تنها یک راه دارد و آن این است که علما و محققین اسلام در راه خدا و در کمال اخلاص و بیطرفی با همة روایتها تصفیه حساب کنند و با استفاده از علم الحدیث درایتی کلیه روایتهای مشکوک و فاقد سند و شناسنامه و مهر اصلی را از حریم دین اسلام اخراج نمایند زیرا باتفاق تمام مسلمانان و حتی نامسلمانان! منبع فوران تمام اعتقادات و اخلاق و اعمال و روابط شخصی و روابط اجتماعی و بین‌المللی دین اسلام یکی قرآن خدا است و دیگری احادیث رسول‌الله(ص) همچنانکه خود پیامبر(ص) در حجةالوداع بحضور یکصدهزار نفر صحابی این واقعیت را با این عبارت صریح اعلان نمود: «انّی تارک فیکم الثّقلین: کتاب الله و سنّتی» (من در میان شما دو امر بسیار وزین و بهادار را بجا می‌گذارم: کتاب خدا و روش و احادیث خودم). بنابراین، حقیقت اسلام یعنی قرآن همراه تفسیر آگاهانه و دور از نظریات شخصی و احادیث صحیح طبق موازین علم الحدیث درایتی.
و پیام ما به همة کسانیکه آرزو دارند مسلمین متحد گشته و اسلام واقعی به جهانیان ارائه شود این است که علم‌الحدیث درایتی را کاملاً ترویج دهند و تمام فعالیت خود را روی این دو نقطه متمرکز نمایند:
1- تفسیر عالمانة قرآن 2- احادیث صحیح طبق علم الحدیث درایتی.
منبع: کتاب کلید حدیث شناسی
استاد فاضل حاج ملا عبدالله احمدیان
——————————
پی نوشت:
[1] ترجمه «مرؤة» است : خطیب بغدادی با نقل یک حدیث معنی مرؤة را روشن نموده است : «قال النبی: من عامل الناس فلمّ یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو من کملت مروئته و ظهرت عدالته و وجبت اخوّته و حرمت غیبته» (صبحی صالح ص: 131).
[2]تدریب الراوی ص: 197.
[3]شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: 133 و 134.
[4]شرح نخبه ص: 136.
[5]تدریب الراوی ص: 111 و علوم‌الحدیث صبحی صالح ص: 135.
[6]تدریب الراوی ص: 115 و علوم‌الحدیث صبحی صالح ص: 132.
[7]الکفایه خطیب بغدادی ص: 109 و 111 و شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: 135 خلاصه باید تحقیق شود که راوی عادل است یعنی مرتکب گناهان کبیره نشده و برگناه صغیره استمرار نداشته است و به هیچ وجه لازم نیست راوی خود را با محیط طوری وفق دهد که مردم او را مقدس و پارسای دور از مظاهر زندگی بدانند.
[8]شرح نخبه و ذیل آن ص: 137.
[9]در تفسیر کشاف توضیح داده است که ام‌مکتوم مادر پدرش بوده است. و نام او عبدالله بن شریح است.
[10]شرح نخبه و ذیل آن ص: 137.
[11]ذیل شرح نخبه ص: 137.
[12]شرح نخبه ابن حجر عسقلانی و ذیل آن ص: 138.
[13]و 2 و 3- شرح نخبه ابن حجر عسقلانی و ذیل آن ص: 138.
[14] و 5- شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: 138 الی 142.
[15] و 2 و 3- شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: 138 الی 142.
[16]شرح نخبه ابن حجر عسقلانی ص: 138 الی 142.
[17]و 2- شرح نخبه ابن حجر ص: 113، 140، 141.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: