سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت پایانی)

22 مهٔ
کاک احمد مفتی زادهدر گذشته‌ چگونه مسلمانان‌ و پیروان‌ راه‌ خدا دچار تفرق‌ شدند؟ قرآن‌ توضیح‌ می دهد: «وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَینَاتُ بَغْیاً بَینَهُمْ»(13) اینکه‌ پیروان‌ اسلام‌ در گذشته‌، دسته‌ دسته‌ شدند، عاملش‌ بغی‌ و سرکشی‌ بود، از طرف‌ یک عده که‌ منافع خودشان‌ را در تفرق‌ مسلمانان‌ می‌ دیدند.
این‌ بغی‌ و سرکشی‌ و این‌ ایجاد تفرق‌ مابین‌ مسلمانان‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟ «وَمَن یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ»(14) این‌ کفر به‌ آیات‌ خداست‌! این‌ خروج‌ از راه‌ خداست‌ و این‌ درست‌ در برابر راه‌ خدا ایستادن‌ است‌! نصوص‌ متعدد و فراوان‌ در قرآن‌ داریم‌، راضی‌ شدن‌ به‌ تفرقه‌ خودش‌ کفر است‌ و شرک، تا برسد به‌ مهر زدن‌ بر تفرقه‌.
چطور ما عصبانی‌ نشویم‌! هفتاد هزار آماری‌ است‌ که‌ از شهدای‌ این‌ دوران‌ اخیر قیام‌ ملت‌ ایران‌ تهیه‌ شده‌، 70 هزار انسان‌ خودشان‌ را فدا کردند برای‌ زنده‌ شدن‌ شعار الله‌ اکبر، برای‌ زنده‌ شدن‌ اسلام‌ و امت‌ اسلامی‌.
 قبل‌ از این‌ 70 هزار نفر در ایران‌ خبر دارید از آن‌ روز اولی‌ که‌ حکومت‌ شورا و دولت‌ خلافت‌ از بین‌ رفت‌ تا امروز مرتب‌ مسلمانان‌ در سراسر عالم‌ جانفشانی‌ می‌ کنند، برای‌ تجدید حیات‌ اسلامی‌ و برای‌ تجدید وحدت‌ اسلامی‌، برای‌ تجدید حیات‌ امت‌ واحد اسلامی‌.

در گذشته‌ چگونه مسلمانان‌ و پیروان‌ راه‌ خدا دچار تفرق‌ شدند؟ قرآن‌ توضیح‌ می دهد: «وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَینَاتُ بَغْیاً بَینَهُمْ»(13) اینکه‌ پیروان‌ اسلام‌ در گذشته‌، دسته‌ دسته‌ شدند، عاملش‌ بغی‌ و سرکشی‌ بود، از طرف‌ یک عده که‌ منافع خودشان‌ را در تفرق‌ مسلمانان‌ می‌ دیدند.
این‌ بغی‌ و سرکشی‌ و این‌ ایجاد تفرق‌ مابین‌ مسلمانان‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟ «وَمَن یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ»(14) این‌ کفر به‌ آیات‌ خداست‌! این‌ خروج‌ از راه‌ خداست‌ و این‌ درست‌ در برابر راه‌ خدا ایستادن‌ است‌! نصوص‌ متعدد و فراوان‌ در قرآن‌ داریم‌، راضی‌ شدن‌ به‌ تفرقه‌ خودش‌ کفر است‌ و شرک، تا برسد به‌ مهر زدن‌ بر تفرقه‌.
چطور ما عصبانی‌ نشویم‌! هفتاد هزار آماری‌ است‌ که‌ از شهدای‌ این‌ دوران‌ اخیر قیام‌ ملت‌ ایران‌ تهیه‌ شده‌، 70 هزار انسان‌ خودشان‌ را فدا کردند برای‌ زنده‌ شدن‌ شعار الله‌ اکبر، برای‌ زنده‌ شدن‌ اسلام‌ و امت‌ اسلامی‌.
 قبل‌ از این‌ 70 هزار نفر در ایران‌ خبر دارید از آن‌ روز اولی‌ که‌ حکومت‌ شورا و دولت‌ خلافت‌ از بین‌ رفت‌ تا امروز مرتب‌ مسلمانان‌ در سراسر عالم‌ جانفشانی‌ می‌ کنند، برای‌ تجدید حیات‌ اسلامی‌ و برای‌ تجدید وحدت‌ اسلامی‌، برای‌ تجدید حیات‌ امت‌ واحد اسلامی‌.
 این همه‌ جانبازی‌ شد و دیدیم‌ یکی‌ از بزرگ ترین‌ حرکت های‌ این‌ 14 قرن، حرکت‌ وسیع‌ و فراگیر ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ بود، حرکت‌ های فراوانی‌ در طول‌ چهارده‌ قرن‌ به وقوع پیوسته و مرتب‌ جریان‌ داشته‌ و متوقف‌ نشده‌ هرگز.
 ولی‌ این‌ حرکت‌ که‌ در ایران‌ بود در نوع‌ خودش‌ کم‌ نظیر بود، از نظر وسعت‌ و فراگیری‌، از نظر خط بطلان‌ کشیدن‌ بر انواع‌ رنگ های‌ تفرق‌. این‌ همه‌ سابقه‌، این‌ همه‌ آمال‌، این همه‌ امید – که‌ نه‌ تنها ملت‌ ایران‌ بلکه‌ تمام‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ انقلاب‌ ایران‌ داشتند – این همه‌ شهید، همین طور فراموش‌ شد، بر همه ‌اش‌ خط ابطال‌ کشیدن‌، آیا تاثر آور نیست‌ و آیا اگر حتی‌ ما حمیت‌ اسلامی‌ هم‌ نداشته‌ باشیم‌، به عنوان‌ انسان‌ که‌ برای‌ خون‌ انسان ها ارزش‌ قائل‌ است‌، عصبانی‌ نشویم‌، که‌ ببینم‌ یک عده‌ به‌ قدرت‌ برسند که‌ این طور خون‌ هفتاد هزار شهید را به بازی‌ بگیرند؟ و این طور بر آمال‌ این‌ ملت‌ با ایمان‌، خط بطلان‌ بکشند؟ این طور این‌ انقلاب‌ با عظمت‌ را از راهش‌ منحرف‌ کنند؟
راستی‌ فکر می‌ کنم‌ کسی‌ که‌ از چنین‌ رویدادی‌ متاثر نباشد از چنین‌ برنامه ‌ای‌ ضد انقلابی‌ متاثر نباشد- نه‌ برای‌ اسلام‌، و نه‌ برای‌ انقلاب، بلکه‌ حتی‌ برای‌ جان‌ انسان هائی‌ که‌ خودشان‌ را به خاطر اسلام‌ و به خاطر این‌ انقلاب‌ فدا کردند، کمترین‌ احترام‌ قائل‌ نشده‌ است‌.
به هرحال‌ واقعیت‌ این است‌ که‌ آن ها که‌ آگاهانه‌ یا ناآگاهانه‌ راه‌ کفر وشرک روشن‌ و آشکار و بی‌ تفاوت‌ را پیمودند و قانون‌ ابلیسی‌ را، قانون‌ تفرق‌ را – که‌ ابلیس‌ علاقمند به‌ تفرق‌ مسلمانان است‌ – آورده‌اند و به جای‌ قانون‌ خدا به‌ گردن‌ انقلاب‌ با عظمت‌ ایران‌ آویختند. آن‌ انسان ها مسلط شدند و این‌ چنین‌ قانون‌ اساسی‌ ضد اسلامی‌ را به‌ نام‌ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ بر ملت‌ تحمیل‌ کردند و بعد چه‌ بازی ‌هائی‌ مزوّرانه‌، مسئله‌ گروگان‌ گیری‌ و سرو صداها راه‌ انداختند که‌ ملت‌
ا سرگرم‌ کنند، این‌ زهر مار را به‌ جای‌ نوش‌ داروی‌ حیات‌ بر حلقومش‌ بریزند و نفهمند و تائید کند و بپذیرد.
و متاسفانه‌ شد آن چه‌ شد‌! ملت‌ با همه‌ ایمان‌ و احساسات‌ گرم‌ که‌ داشت‌ ولی‌ متاسفانه‌ اکثریت‌ بی‌ خبر از محتوا، به خصوص‌ با آن‌ احساسات‌ کاذبی‌ که‌ به وسیله‌ گروگان‌ گیری‌ در مردم‌ ایجاد شده‌ بود، یک جا جمع‌ شد و رای‌ داد به‌ این‌ قانون‌!
بی‌ خبر از اینکه‌ این‌ قانون‌ در برابر قانون‌ خدا ایستاده‌ است‌. قانون‌ خدا قانون‌ وحدت‌ است‌، هر جا تفرقی‌ به وجود آمد برگشتن‌ از تفرق‌ به سوی‌ وحدت‌ است‌، ولی‌ این‌ قانون‌، قانون‌ تفرق‌ است‌ و با تمام‌ صراحت‌ در اصل‌ بد اصل‌ پست‌ 12 مابین‌ دو مسلمان‌ این طور امتیاز را تثبیت‌ می کند، این‌ طور بیگانگی‌ و دو شاخه‌ بودن‌ را تائید می‌ کند، که‌ مذهب‌ جعفری‌ را به‌ رسمیت‌ می‌ شناسد ولی‌ مذاهب‌ دیگر را هیچ‌- مگر در بعضی‌ از مسائل – این‌ چنین‌ قانونی‌ که‌ آشکارا دربرابر قانون‌ خدا ایستاده‌، راه‌ کفر و شرک پیموده‌، که به‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ تحمیل‌ شد.
تلاش‌ فراوان‌ شد که‌ تصحیح‌ بشود، خبر دارید در همان‌ ایام‌، دو نفر از نمایندگان‌ تنها افتاده‌ اهل‌ سنت‌ که‌ در مجلس‌ خبرگان‌ بودند، جناب‌ مولوی‌ عبدالعزیز که‌ این جا هستند و آن‌ برادر دیگر که‌ نیستند این جا، تلاش‌ کردند و کوشیدند، که‌ اقلا اگر وحدت‌ کامل‌ اسلامی‌ را رعایت‌ نمی‌ کنند، اگر مسلمانان‌ را نمی‌ خواهند برادر ببینند، مقداری‌ از شدت‌ تفرقه‌ اندازی‌ این‌ اصل‌ منحوس‌ بکاهند. به‌ نتیجه‌ نرسید! بعدها هم‌ تلاش‌ فراوان‌ شد، بی‌ اثر ماند.
ولی‌ برادران‌! ما مسلمانان‌ اهل‌ سنت‌ چه‌ تکالیفی داریم‌. واقعا تکالیفی‌ بسیار سنگین (داریم). البته‌ این‌ تکالیف‌ تنها بر ما و اهل‌ سنت‌ نیست‌، بر تمام‌ مسلمانان‌ است‌ چه‌ شیعی‌ و چه‌ سنی‌. ولی‌ اگر از طرف‌ برادران‌ شیعی‌ عکس‌ العمل‌ شدیدی‌ در برابر این‌ قانون‌ تفرقه ‌انداز نمی‌ بینیم‌، تکلیفی‌ که‌ بر عهده‌ آن‌ برادران‌ است‌ بر تکلیف‌ ما اضافه‌ می شود، یعنی‌ ما تکالیف‌ خودمان‌ را داریم‌ به اضافه‌ این که‌ این‌ برادران‌ مسلمان‌ اهل‌ تشیع‌ را که‌ غافلند از این که (بدانند)‌ این‌ قانون‌ تفرقه‌انداز، برای‌ تمام‌ مسلمانان‌ و به خصوص‌ برای‌ آن ها (برای‌ اهل‌ تشیع‌) چه‌ نسخه‌ بدبختی‌ است‌. این‌ برادران‌ اهل‌ تشیع‌ را هم‌ باید بیدار کنیم‌. این ها دارند فدای‌ آمال‌ یک عده‌ که‌ جاه و دستگاه‌ خودشان‌ را می‌ خواهند می‌ شوند.
ما اضافه‌ بر آن چه‌ به‌ عنوان‌ دسته ای‌ از مسلمانان‌ – که‌ محکوم‌ به‌ تفرق‌ چندین‌ قرنه‌ شده‌ایم -‌ تکالیفی‌ به‌ عهده‌ داریم‌، تکلیف‌ داریم‌ آن‌ دسته‌ دیگر را نیز که‌ غافل‌ اند، از سرنوشت‌ شومی‌ که‌ این‌ قانون‌ اساسی‌ برایش‌ رقم‌ زده‌ آگاه‌ کنیم‌. ما به عنوان‌ مسلمان‌ مکلفیم‌ همیشه‌ در جهت‌ تجدید حیات‌ امت‌ اسلامی‌، تجدید وحدت‌ اسلامی‌ بکوشیم‌.
این که‌ یک قیام‌ بزرگ‌ به‌ ثمر رسید با چنین‌ انقلابی‌، و یک عده‌ خودپرست‌ِ خداناپرست‌ مسلط شدند برخط مسیر مجلس‌ خبرگان‌ و چنین‌ قانونی‌ را بر این‌ مجلس‌ تحمیل‌ کردند، نباید موجب‌ دلسردی‌ ما بشود که‌ این امر را رها کنیم‌، (و بگوئیم)دیگر کار از کار گذشته‌، خیر!
مسلمانان ایران‌ 2500 سال‌ زیر ستم‌ شاهنشاهی‌ بودند، شعار الله‌ اکبر، شعار اسلام‌ واقعی‌،- نه‌ این‌ مذهب‌ و آن‌ مذهب‌ – به‌ این‌ ملت حیات‌ داد و این‌ ملت‌ قیام‌ کرد. درخت‌ 2500 ساله‌ را از بیخ‌ و بن‌ برکند.
یأس‌ با ایمان‌ سازگار نیست.‌ ما مسلمانان‌ تا لحظه ای‌ که‌ این‌ حیات‌ عاریه‌، این‌ امانت‌ خدائی‌ را در اختیار داریم‌، باید بکوشیم‌ که‌ در راه‌ خدا برویم‌ و راه‌ خدا را دوباره‌ زنده‌ کنیم‌ و حاکم‌ گردانیم‌،- مشکلات‌ هر چه‌ باشد- «‏ إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ‏»(15) چه‌ معامله ای‌ بزرگ‌! ما تنها چهار روز حیات‌ عاریه‌ داریم‌.
خدای‌ متعال‌ با ما معامله‌ می کند این‌ چهار روز حیات‌ را با رنج‌ و مشقت‌ بگذرانیم‌، حاضر باشیم‌ جان‌ و مالمان‌ را در راه‌ او، در راه‌ دین‌ او، به خاطر بندگان‌ او فدا کنیم‌، سعادت‌ ابدی‌ را در برابر این‌ چهار روز حیات‌ به‌ ما می‌ دهد و چقدر بدبختی‌ است‌ که‌ انسان‌ برای‌ چنین‌ معامله ای‌ با خدای‌ خودش‌ آماده‌ نباشد!
برادران‌ این قدر درک اسلامی‌ داریم‌، که‌ بفهمیم‌ حیات‌ دنیا در برابر آخرت‌ – همان طور که‌ خداوند می‌ فرمایند- جز چیزی‌ بسیار کوچک و اندک نیست‌. از این‌ حیات‌ دنیا می‌ توانیم‌ استفاده‌ کنیم‌، ابدیت‌ را بگیریم‌. بنابراین‌ خسته‌ شدن‌ برای‌ انسان‌ مسلمان‌ مفهوم‌ ندارد. «‏ وَکأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ کثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَکانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ‏»(16)
ضعف‌ و سستی‌ برای‌ مسلمان‌ مفهوم‌ ندارد، راه گذری‌ است‌ به‌ سوی‌ منزل‌ می‌ رود،ضعف‌ و سستی‌ اجازه‌ نمی‌ دهد که‌ به‌ آن سر منزل‌ سعادت‌ برسد بنابراین‌ هر چقدر خس‌ و خاشاک، هر چقدر خار و دشواری‌ سر راهش‌ پیدا شود، این شخص‌ با نشاط بیشتر کوشش‌ خواهد ک
د که‌ به‌ آن‌ منزلش‌ برسد.
اینکه‌ مجلس‌ خبرگانی‌ آمده‌ و چنین‌ قانونی‌ را بر این‌ انقلاب‌ با عظمت‌ تحمیل‌ کرده‌ و چنین‌ تفرقه ای‌ را برای‌ امت‌ محمدی‌ تثبیت‌ کرده‌ است نباید ما را مأیوس‌ کند که‌ دیگر نمی شود کاری‌ کرد. چرا می شود کاری‌ کرد، و می شود کارها هم‌ کرد. اما چگونه‌؟ حکیمانه‌، با منطق‌ درست‌، با حساب‌.
سه‌ راه‌ وجود دارد: 1- هیچ کاری انجام ندادن‌. 2 – خشن‌ و تند رفتن‌. 3 – منطقی‌ و درست‌ و حکیمانه‌ رفتن‌.
نه‌ راه‌ اول‌ قبول‌ است‌ و نه‌ راه‌ دوم‌، راه‌ اول‌ هیچ کاری انجام ندادن‌ مساوی‌ است‌ با بی تعهدی‌ و نامسلمانی.‌ راه‌ دوم‌ که‌ در برابر راه‌ اول‌ قرار دارد، مساوی‌ است‌ با ایجاد دردسر و بدبختی‌ برای‌ بندگان‌ خدا به خصوص‌ به‌ جان‌ هم‌ انداختن‌ مسلمانان‌- منظره‌ کشتار برادران‌ به دست‌ برادران‌ را خوب‌ در سراسر غرب‌ ایران‌ می‌ بینیم‌- این‌ راه‌، راه‌ دشمنان‌ اسلام‌ است‌.
راه‌ منطقی‌ و حکیمانه‌ راه‌ الهی‌ است:‌ «‏ ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»(17)
ایجاد برخورد بین‌ برادران‌ دینی‌ هیچ‌ وقت‌ صحیح‌ نیست‌. اگر بغی‌ به‌ حکم‌ ضرورت‌ تحمیل‌ کرد که‌ انسان‌ در برابر بغیای‌ که‌ به‌ او تحمیل‌ شده‌، در برابر شمشیری‌ که‌ بر روی‌ او کشیده است،‌ مجبور به‌ عکس العمل‌ شد، (باید گفت که این موضوع) حسابی‌ است‌ علی‌ حده‌.
انسان‌ مسلمان‌ هرگز از طرف‌ خودش‌ نباید راضی‌ باشد به‌ این که‌ مسلمانان‌ در برابر همدیگر بایستند، مگر این که‌ بر او تحمیل‌ کردند که‌ امیدوارم‌ هرگز کار به‌ آن جاها نکشد، که‌ از این‌ بیشتر هم‌ خونریزی‌ برادران‌ به دست‌ برادران‌ بر امت‌ اسلامی‌ تحمیل‌ شود.
متاسفانه‌ تا حد فراوانی‌ اهل‌ بغی‌ با این‌ ایجاد تفرق‌ توانسته‌اند، مسلمانان‌ را در برابر همدیگر قرار بدهند، ولی‌ هنوز به‌ آنجا که‌ – خدای‌ ناکرده‌ – ما هم‌ احساس‌ تکلیف‌ بکنیم نرسیده‌ است‌، که‌ با تمام‌ قدرت‌ در برابر این‌ بغی‌ بایستیم‌ و امیدوارم‌ هرگز هم‌ نرسد بدان جا.
اما برادران‌ آن گونه که‌ مشاهده‌ کردیم‌، در دو سال‌ عمر انقلاب‌ که‌ از کجا تا کجا به‌ انحطاط و انحراف‌ کشیده‌ شده‌، همه‌ اگر دقت‌ کنیم‌ متوجه‌ می شویم‌ که‌ اگر کاری‌ نشود و این‌ کاروان‌ مرگ‌، در این‌ مسیر پیش‌ برود، بدون‌ تردید انقلاب‌ ایران‌ – اگر نه‌ مادی‌ و عینی – ‌(به صورت) معنوی‌ حتما با مرگ‌ دست‌ به‌ گریبان‌ خواهد شد و حتی‌ احتمال‌ قوی‌ دارد به طور کلی‌ از صحنه‌ ایران‌ زدوده‌ شود.
تردیدی‌ نیست‌ که‌ این‌ مسیری‌ که‌ قدرت‌ پرستان‌ حاکم‌ بر انقلاب‌ پیش‌ گرفته اند راه‌ نابودی‌ انقلاب‌ است‌ و به راستی‌ هموار و آسان‌ نیست‌ راضی‌ بودن‌ به‌ مرگ‌ این‌ انقلاب‌ گرانبها و با عظمت‌. و به راستی‌ هم‌ سکوت‌ در برابر این‌ خط انحرافی،‌ آن آینده ی خطرناک را که‌ سقوط انقلاب‌ است‌ بر ملت‌ ایران‌ تحمیل‌ خواهد کرد و در ایران،‌ مسلمانان‌ را به جان‌ هم‌ خواهد انداخت‌.
یقین‌ دارم‌ جنگ‌ برادر کشی‌ اسلامی‌ را به تمام‌ سرزمین های‌ اسلامی‌ خواهد کشاند. نمی‌ خواهم‌ زیاد توضیح‌ بدهم‌، این‌ واقعیتی‌ است‌ که‌ الان‌ هم‌ می شود احساس‌ کرد. خوب‌ به یاد بیاورید آنچه‌ در اساسنامه‌ موقت‌ اشاره‌ شد.
آن حکمی‌ که‌ به اصطلاح‌ حاکم‌ شرع‌ دادگاه‌ تهران‌ در مورد مرحوم‌ شهید بهمن‌ شکوری‌ داده‌ و بعد آن‌ توجیهات‌ شرک آلودی‌ که در مورد این‌ جنایت ها‌ داشته‌ اند را به یاد بیاورید و بسیاری‌ عبارات‌ صریح‌ و روشن‌ دیگر.
اگر خوب‌ متوجه‌ باشید (خواهید دید) که‌ اگر کاری‌ صورت نپذیرد آنان که‌ بر این‌ حکومت‌ و بر این انقلاب‌ تا حد زیادی‌ مسلط شده اند به طرف‌ تجدید حیات‌ دوران‌ صفویه‌ پیش‌ می روند. و می دانید که‌ دوران‌ صفویه‌ چه‌ دوران‌ مرگباری‌ برای‌ امت‌ اسلامی‌ بود.
پس‌ به‌ عنوان مسلمان‌ مکلفیم‌، برای‌ تجدید وحدت‌ اسلامی‌ بکوشیم‌. به عنوان‌ مسلمان‌ مکلفیم‌ برای‌ حفظ انقلاب‌ و مستقیم‌ شدن‌ راه‌ منحرف‌ شده‌ انقلاب‌ بکوشیم‌ و بعد به‌ عنوان‌ مسلمان‌ و به‌ عنوان‌ پیروان‌ سنت‌ نیز تکلیفی‌ دیگر داریم‌، که‌ دفاع‌ کنیم‌ از اهل‌ سنت‌.
از این‌ ستمی‌ که‌ اصل‌ 12 و بقیه‌ اصول‌ مربوط به‌ اختلافات‌ مذهبی‌ در قانون‌ اساسی‌ بر مسلمانان‌ اهل‌ سنت‌ تحمیل‌ کرده‌ است و به راستی‌ تعجب‌ می‌ کنم‌ گاهی‌ ما را به‌ تفرقه‌ اندازی‌ متهم‌ می کنند.
 می‌گویند چرا اسم‌ مذاهب‌ را می آورید، چرا تفرقه‌ اندازی‌ می‌ کنید. چه‌ اندازه‌ تزویر؟! یا چه‌ اندازه‌ مردم‌ را نادان‌ تصور کردن‌؟! راستی‌ خودشان‌ نادانند اگر فکر می‌ کنند مردم‌ این قدر نادانند که‌ نمی‌ فهمند. این قانون تان‌ را عالم‌ می‌ بیند.
تفرقه انداز ها! ما می‌ گوئیم‌ تفرقه اندازی‌ نکنید، ما می‌ گوئیم‌ برای‌ مسلمانان‌ تبعیض‌ روا ندارید و آن گاه به‌ ما می‌ گوئید تفرقه انداز؟! بنازم‌ این‌ همه‌ رو را!
وقتی‌ ستم‌ روا داشته‌ شده است‌ – ولو درکوچک ترین‌ مسئله و در فردی ‌ترین‌ مسئله‌ – انسان‌ مسلمان‌ مکلف‌ است‌ عکس‌العمل‌ (نشان دهد). تفرقه‌ انداز آن کسی‌ است‌ که‌ ستم‌ را تحمیل‌ می کند. اما مسلمان‌ واقعی‌ آن‌ کسی‌ است‌ که‌ در برابر ستم‌ می ‌ایستد. ما مکلفیم‌ در برابر ستمی‌ که
‌ این‌ قانون‌ اساسی‌ – و ستم های دیگر که – به‌ اهل‌ سنت‌ تحمیل‌ کرده‌ بایستیم‌.
به راستی‌ تلاش ها بدان جا رسیده‌ بود که‌ با مجاهدات‌ شبانه‌ روزی‌ مرحوم‌ طالقانی‌ و بسیاری‌ از انسان های‌ هم‌ مسیر با ایشان‌، آن‌ قانون‌ شورا – هرچند ضعیف‌ بود نسبت‌ به‌ شورای‌ اسلامی‌ – به‌ تصویب‌ رسید و بعد بی‌ رنگ‌ و رمق‌ و بدون‌ این که‌ جا و موضعی‌ درست‌ داشته‌ باشد، در قانون‌ اساسی‌ هم‌ تعارفاتی‌ در مورد شورا قرار داده شد، ولی‌ درعمل‌ هیچی‌!
درحالی که‌ واقعا اگر جامعه‌ می‌ خواهد اسلامی‌ باشد، باید هر منطقه ای‌ از مسلمانان‌ ایران‌ که‌ دارای‌ خصوصیات‌ ملی‌ و مذهبی‌ هستند یک شورای‌ محلی‌ باتمام‌ اختیارات‌ – جزدر امور مشترک برای‌ سراسر ایران – اداره‌ بکند.
کجاست؟! چرا این طور شد؟ آیا آمال‌ انقلاب‌ این طور بود؟ آیا ملت‌ این گونه می خواست‌؟ نه‌! واقعا ملت‌ صمیمانه‌ اجرای‌ اسلام‌ را می‌ خواست‌ و می‌ خواهد.
اما یک عده‌ هستند که‌ منافعشان‌ اقتضا می‌ کند، این گونه در ایران‌ تفرق‌ و ستم‌ صورت گیرد. این طور انقلاب‌ از راهش‌ منحرف‌ شود. فقط منافع‌ آن‌ عده‌ اقتضا دارد و لا غیر! و برای‌ دفاع‌ از حقوق‌ اهل‌ سنت‌ و برای‌ جلوگیری‌ از ستم هائی‌ که‌ این‌ قدرت‌ پرستان‌ و این‌ تفرق‌ گران‌ برای‌ آینده‌ اهل‌ سنت‌ در نظر گرفته اند و برای‌ خواب‌ بد تعبیری‌ که‌ این‌ قدرت‌ پرستان‌ برای‌ ما اهل‌ سنت‌ دیده اند – که‌ روشن ترین‌ مظهرش‌ همین‌ اظهارات‌ آقای‌ حاکم‌ شرع‌ تهران‌ بود – برای‌ جلوگیری‌ از به‌ انحراف‌ کشانده‌ شدن‌ بیشتر قانون‌ اساسی‌ و نیز برای‌ تلاش‌ برای‌ تصحیح‌ راه‌ منحرف‌ شده‌ این‌ قانون‌ مکلف‌ هستیم‌.
 از همه‌ مهم تر برای‌ تجدید حیات‌ امت‌ اسلامی‌ و برای‌ تجدید سازمان‌ امت‌ واحد، برای‌ درست‌ شدن‌ و تجدید حیات‌ دین‌ به جای‌ مذاهب‌، کوشش و‌ تلاش‌ کنیم‌. اگر ما سستی‌ کنیم بی‌ تردید انحراف ها بیشتر خواهد بود و بی‌ تردید برخوردها در آینده‌ شدیدتر خواهد شد.
سعدی‌ بیتی‌ دارد که‌ مفهومش‌ این طور است‌: اگر آبی‌ جریان‌ پیدا کرد در اول‌ با بیلی‌ می‌ توان‌ (جلوی آن را) گرفت‌ ولی‌ اگر قدرت‌ پیدا کرد، دیگر با فیل‌ هم‌ نمی شود جلوی آن را گرفت‌. اگر ما انحرافی را‌ که‌ تازه‌ شروع‌ شده‌ است را (متوقف کنیم) زودتر به پیش خواهیم‌ رفت‌ و یقیناً آن‌ آینده‌ شومی‌ که‌ قدرت پرستان‌ برای‌ تمام‌ مسلمانان‌ در نظر دارند از بین‌ خواهد رفت‌ و جلوی آن‌ گرفته‌ خواهد شد.
ولی اگر سستی‌ کردیم‌ و این ها مسلط شدند و روز به روز تفرق‌ را تشدید کردند و روز به روز فاصله ‌ها را بین‌ این‌ دو برادر مسلمان‌ بیشتر کردند، در آن‌ زمان‌ با کشته‌ شدن‌ ده ها هزار نفر هم‌، امکان‌ برطرف‌ کردن‌ آن‌ عوارض‌ وجود نخواهد داشت‌.
ما برای‌ این که‌ اجازه‌ ندهیم‌ فاصله‌ ما بین‌ این‌ دو برادر مسلمان‌ از این‌ بیشتر بشود و برای‌ این که‌ اجازه‌ ندهیم‌ که‌ دوران‌ صفویه‌ زنده‌ شود و برادران‌ مسلمان‌ به دست‌ برادران‌ مسلمان‌ قتل‌ عام‌ شوند، هر چه‌ زودتر در برابر انحراف‌ این‌ حکومت‌ باید بایستیم‌.
برادران‌ زحمتی‌ که‌ به‌ شما دادم‌ که‌ از نقاط مختلف‌ ایران‌ جمع‌ شوید و تشریف‌ آوردید تا در این جا با هم‌ بنشینیم‌ و تبادل‌ نظر کنیم‌ به‌ این‌ منظور بوده‌ است. چون‌ اگر ما در کردستان‌ فریادی‌ برآوریم‌ یا شما یک عده‌ از مناطق‌ شرق یا‌ یک عده‌ از بلوچستان یا یک عده‌ از شمال‌ و یک عده‌ از جنوب و … این‌ فریادهای‌ پراکنده‌ کاری‌ نخواهند کرد. ولی‌ اگر همه‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ بدهیم‌، با آن‌ منطق‌ حکیمانه‌ اسلامی‌ حرف هایمان‌ را بزنیم و مطالبمان‌ را دنبال‌ کنیم‌ و این ها، یعنی قدرتمداران‌ حاکم‌ بر انقلاب بفهمند که‌ ملت‌ ایران‌ ساکت‌ و بی‌ تفاوت‌ نیستند‌.
ما بازوی‌ تائیدی‌ خواهیم‌ شد برای‌ آنها که‌ در رأس‌ انقلاب‌ هستند و متأثرند از این‌ انحرافی‌ که‌ برای‌ انقلاب‌ پیش‌ آمده‌ است که‌ مرتب‌ در سخنرانی هایشان‌ مظاهر تأثرشان‌ را می‌ بینیم‌ و در روزنامه ها مقالاتی‌ را که‌ می‌ نویسند می‌ خوانیم. فکرنکنیم‌ فقط ما عالم‌ تسنن‌ هستیم‌ که‌ زجر می‌ کشیم‌ از انحرافات‌ این‌ انقلاب‌.
بسیاری‌ از برادران‌ دانشمند اهل‌ تشیع‌، از همین ‌ها که‌ به‌ نام‌ روحانیت‌ مشهور هستند در ایران‌ می‌ خواهند این‌ اقدام ها را‌ به‌ ط‌رفداری‌ از انقلاب‌ سرکوب‌ کنند. از همین‌ روحانیونی که‌ به‌ نقل‌ از آقای‌ حسین‌ آقا (حسین‌ آقای‌ خمینی‌) نود درصد از همین‌ روحانیان‌ از این‌ جریان‌ انحرافی‌ ناراضی‌ هستند. این‌ مطلبی‌ بوده‌ که‌ همه‌ دیده اید درمطبوعات‌.
حسین‌ آقا نوه‌ امام‌ هم اظهار کرد و گفت‌ که نود درصد روحانیون‌ از این‌ خیانت‌ که‌ ده‌ درصد به‌ نام‌ روحانی‌ به‌ انقلاب‌ و به‌ اسلام‌ و به‌ ملت‌ می‌ کنند ناراضی‌ هستند، ولی‌ این‌ %10 این طور وانمود می‌ کنند که‌ تمام‌ روحانیت‌ ایران‌ این‌ حرف‌ را می‌ زند و هرکس‌ مخالف‌ این‌ حرف‌، سخنی می گوید، این‌ مخالف‌ روحانیت‌ است‌ و مخالف‌ انقلاب‌ است‌!
این‌ دیگر واقعا نوعی‌ شارلاتانی‌ است‌، %10 بخواهد خودش‌ را به جای‌ صد در صد قلمداد کند و %90 از همان‌ قشر خودش‌ داد و فریاد برآورد که‌ نکنید، تمام‌ ملت‌ داد و فریاد برآورد که‌ نکنید، افراد از
تمام‌ قشرها داد و فریاد بر می‌ آورند که‌ نکنید (اما آن ده درصد) بگویند که اینها ضد روحانیت‌ هستند، این ها ضد انقلاب‌ هستند!
برادران‌! واقعیت‌ این است‌ که‌ تنها ما اهل‌ سنت‌ نیستیم‌ که‌ زجر می‌ کشیم‌ از انحراف‌ انقلاب‌. به قول‌ حسین‌ آقای‌ خمینی‌ %90 از علمای‌ اهل‌ تشیع‌ زجر می کشند. پس‌ از علمای‌ اهل‌ تشیع‌ نیز با ما هستند.
اضافه‌ بر این‌ %90 تمام‌ دانشمندان‌ و روشن‌ فکران‌ مسلمان‌ و متعهد ایران‌ ناراضی‌ هستند از این‌ خود کامگی ها که‌ 10 درصد قدرت‌ پرست‌، مقام‌ پرست‌، ضد دین‌ و ضد خلق‌ دارند بر انقلاب‌ و بر ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ تحمیل‌ می‌ کنند. اگر هم‌ بنا هست‌ رعایت‌ احتیاط بشود – که‌ امیدوارم‌ همه‌ مبرا باشید از چنین‌ تردیدهائی‌ – احتیاط در این‌ است‌ که‌ ما جانب‌ %90 علمای‌ اهل‌ تشیع‌ را که‌ با این‌ خودکامگان‌ مخالفند بگیریم‌ نه‌ جانب‌ این‌ %10 بی‌ حیای‌ پرسر و صدا را!
اگر کسی‌ خودش‌ را ضعیف‌ می داند و معتقد است‌ که‌ باید جانب‌ قدرت‌ را بگیرد همان‌ %90 با حیا قوی‌ تر هستند تا %10 بی‌ حیا! پس‌ اگر راه‌ خدا را هم‌ در نظر نگیریم‌، اگر بر حمایت‌ و تائید الهی‌ هم‌ تکیه‌ نکنیم‌، اگر بنا هست‌ فقط بر قدرت های‌ مادی‌ تکیه‌ بکنیم‌، بین‌ %90 و %10 کدامیک قوی‌ تر است‌؟
مسلما %90! اما بخاطر دارید که‌ در گذشته‌ در دهاتمان‌ یک نفر لوطی (آوازه خوان)‌ می‌ آمد چنان‌ سر و صدای راه‌ می‌ انداخت‌ که می گفتی‌ در ده‌ جز لوطی هیچ کس دیگری وجود ندارد. این‌ گروه های‌ ضد انقلاب‌، گروه های‌ مارکسیستی‌ و … – که در تمام‌ شهرها یقینا یک هزارم هم‌ نیستند- به قدری‌ سر و صداها راه می انداختند که‌ هر کس به شهری وارد می شود‌ تصور می‌ کرد، مردم این‌ شهر همگی مارکسیست‌ هستند و به جز مارکسیست‌ کسی‌ وجود ندارد.
بی‌ حیاها همیشه‌ کارشان‌ همین‌ است‌
ولی‌ نباید این ها را به حساب‌ آورد. اگر قرار است‌ ما با قدرت های‌ مادی‌ باشیم‌ و بر قدرت های‌ مادی‌ تکیه‌ کنیم‌، %90 خود علمای‌ اهل‌ تشیع‌ با ما هستند و متنفرند از این‌ بی‌ حیاهای‌ انقلاب‌ خوار. تمام‌ ملت‌ ایران‌ با ما هستند، و این همه‌ دانشمندان‌ و نویسندگان هم‌ که‌ می‌ دانید.
تازه‌ اگر این ها هم‌ هیچ کدام نباشند و ما تنهای‌ تنها باشیم‌، اگر راست‌ می‌ گوئیم‌ که‌ مسلمان‌ هستیم‌ باید فقط و فقط به‌ اطاعت‌ فرمان‌ خدا حاضر باشیم‌. جان‌ و مالمان‌ را بدهیم‌ و آن سعادت‌ ابدی‌ را از خدا بستانیم برای‌ این که‌ راه‌ خدا را روشن‌ کنیم‌ و برای‌ این که‌ هر چه ضد راه‌ خداست‌ را بکوبیم‌ و رسوایش‌ کنیم‌.
ما در این جا جمع‌ شده ایم‌ تا تبادل‌ نظر کنیم‌. همان طور که‌ اعلام‌ شد دو روزی‌ در اینجا هستیم‌ و برادران‌ که‌ دردها را در نقاط مختلف‌ لمس‌ می‌ کنند، نظراتی‌ را که‌ دارند اعلام‌ می‌ فرمایند. در اینجا از نظراتی‌ که‌ اعلام‌ و ارائه‌ می شوند استفاده‌ می شود. بعدا در جلسه‌ آخر از برادرانی که‌ به این جا آمده اند، هر کدام‌ بردبارتر و با نشاط تر هستند، عده ای‌ به‌ عنوان‌ اعضای‌ اصلی‌ و اعضای‌ علی البدل‌ شورای‌ مرکزی‌ سنت‌ انتخاب‌ می شوند.
بعد آن‌ برادران (که به عنوان اعضای اصلی و اعضای علی البدل انتخاب شده اند)‌ این چیزهائی که‌ گفته‌ شد، مبنای‌ کارشان‌ قرار می‌ گیرد و بر آن‌ مبنا حرکت‌ می کنند. با اشاره‌ به‌ یک نکته‌ که‌ بسیار مهم‌ و ضروری‌ است؛ ما بدون‌ تردید نتوانسته ایم‌ آن مطلبی‌ را که‌ مبنای‌ کارمان‌ بوده‌ به درستی‌ انجام‌ دهیم‌. مبنای‌ کارمان‌ این‌ بوده‌ که‌ علمای‌ مخلص‌ و دلسوز اهل‌ سنت‌ را در سراسر ایران‌ دعوت‌ کنیم‌. اولاً بسیاری‌ بوده اند که‌ نشناختیم‌ و این هم‌ محصول‌ همین‌ بیگانگی‌ و دوری مان از همدیگر بوده‌ است و یقینا علمای‌ دلسوز و آگاه‌ اهل‌ سنت‌ همین‌ عدد نیستند که‌ این جا هستند.
به‌ امید خدا از اضعافا مضاعفه‌ باشند، یقینا بسیار هستند علمای‌ دلسوز اهل‌ سنت‌ که‌ ما نشناختیم‌ تا دعوت‌ کنیم‌ .
دوم‌ این که‌، تنهای‌ علمای‌ دینی‌ نیستند که‌ دلسوز اسلام‌ و انقلاب‌ و ملت‌ ایران‌ و اهل‌ سنت‌ هستند بلکه دلسوزان‌ دیگر هم‌ در بین‌ اهل‌ سنت‌ فراوان‌ هستند. اما مَثَل‌ عربی‌ درست‌ می‌ گوید که‌: «ما لا یدرک کله‌ لا یترک کله»(18) ما یقینا جا و امکانات‌ را نداشتیم‌ حتی‌ اگر می‌ شناختیم‌ تمام‌ علما را هم‌ دعوت‌ می‌ کردیم‌ اما چنین‌ امکاناتی‌ نبود.
بنابراین‌ مجبور شدیم‌ اکتفا کنیم‌ به‌ چنین‌ اجتماعی‌ از این‌ عده‌ از برادران‌ که‌ از نقاط مختلف‌ ایران‌ آمده اند که‌ امیدوارم‌ خداوند برای‌ همه‌ به‌ تناسب‌ نیات مان ثواب‌ بزرگ‌ مقرر فرمایند.
یکی‌ از کارهای‌ مهمی‌ که‌ شورا بعد از این که‌ اعضایش‌ تعیین‌ و تشکیل‌ شد با همکاری‌ دفتر مرکزی‌ – که‌ برادران‌ مسلمانی‌ که‌ این‌ امکانات‌ را برای‌ اجتماع‌ ما فراهم‌ کردند، همین‌ مسئولان‌ دفتر مرکزی‌ هستند – باید انجام‌ بدهند، این است‌ که‌ باید ترتیباتی‌ اتخاذ کنند- به‌ هر ترتیبی‌ که‌ خودشان‌ می‌ دانند- – تمام‌ علمای‌ اهل‌ سنت‌، آن ها که‌ به‌ مسئله‌ مبالات‌ می‌ کنند و به‌ این‌ مشکلات‌ اعتنائی‌ دارند و اضافه‌ بر علما، تمام‌ کسانی‌ که‌ دلسوز انقلاب‌ و اسلام‌ و اهل‌ سنت‌ هستند در تمام‌ نقاط مختلف‌ ایران‌ شرایطی را فراهم‌ کنند که‌ این ها گاهی‌ اجتماعات
‌ با هم‌ داشته‌ باشند.
ممکن‌ است‌ بسیاری‌ از آقایان‌ و علمائی‌ که‌ نتوانستیم‌ دعوتشان‌ کنیم‌، یا از دیگر دلسوزانی‌ که‌ نشناخته ایم‌ و باز می توانسته ایم‌ دعوت‌ کنیم‌، نظراتی‌ داشته‌ باشند که‌ این‌ نظرات‌ اگر عرضه‌ بشود در حرکت‌ ما بسیار موثر باشد.
بنابراین‌ امیدواریم‌ بعد از این که‌ شورا تشکیل‌ شد، بلافاصله‌ با همکاری‌ دفتر مرکزی‌ وظایفی‌ را که‌ در این‌ دو جلسه‌ تحقیق‌ می شود دنبال‌ کنند به اضافه‌ این‌ مطلب‌ مهم‌ که‌ همیشه‌ شرایط اجتماع‌ دلسوزان‌ اهل‌ سنت‌ را از نقاط مختلف‌ ایران‌ فراهم‌ آورند
دیگر بنده‌ عرضی‌ ندارم‌، مطالبم‌ را تمام‌ می‌ کنم‌ و همان طور که‌ در اعلام‌ برنامه‌ گفته‌ شد هر کدام‌ از آقایان‌ بخواهند و مطالبی‌ داشته‌ باشند عرضه‌ کنند، می‌ توانند بحث‌ بفرمایند، و الان‌ گفتند که‌ جناب‌ مولوی‌ عبدالعزیز اظهار تمایل‌ کرده اند که‌ در مورد این‌ جلسه‌ و مسائلی‌ که‌ برایمان‌ مطرح‌ است‌ بحث‌ کنند.
بنابراین‌ من‌ به‌ مطالبم‌ خاتمه‌ می‌ دهم‌ و میکروفون‌ را در اختیار ایشان‌ می‌ گذارم‌.
برای‌ همه‌ آرزوی‌ توفیق‌ در اخلاص‌ و تعهد می‌ کنم‌.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاه
تهیه و ویرایش: تارنمای ناجی کرد

—————————————-
پی نوشت:
(13): (بقره 213): «در (مطالب و حقّانيّت) كتاب (آسماني) تنها كساني اختلاف ورزيدند كه در دسترسشان قرار داده شده بود ، و به دنبال دريافت دلائل روشن ، از روي ستمگري و كينه‌توزي (و خودخواهي و هواپرستي ، در پذيرش و فهم و ابلاغ و اجرا كتاب) اختلاف نمودند»
(14): (19 آل‌ عمران‌): «و كسي كه به آيات خدا (اعم از آيات ديدني در آفاق و انفس ، يا آيات خواندني در كتابهاي آسماني پشت كند و) كفر ورزد (بداند كه) بيگمان خدا زود حسابرسي مي‌كند .»
(15): (توبه‌ آيه‌ 111): «بيگمان خداوند (كالاي) جان و مال مؤمنان را به (بهاي) بهشت خريداري مي‌كند .»
(16): (آل‌ عمران‌146): «و چه بسيار پيغمبراني كه مردان خداي فراواني به همراه آنان كارزار مي‌كرده‌اند و به سبب چيزي كه در راه خدا بدانان مي‌رسيده است (از قبيل : كشته‌شدن برخي از ياران و مجروح‌شدن خود و دوستان) سست و ضعيف نمي‌شده‌اند و زبوني نشان نمي‌داده‌اند (و بلكه شكيبائي مي‌كرده‌اند) و خداوند شكيبايان را دوست مي‌دارد . ‏»
(17): (نحل 125‌): «(اي پيغمبر !) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان»
(18): هر آن چه که به طور کامل درک نمی شود، به طور کامل رها نمی شود.
توجه: لازم به توضیح است که معانی آیاتی که کاک احمد از آن ها استفاده کرده اند از تفسیر نور ، دکتر مصظفی خرمدل استخراج شده است (تارنمای ناجی کرد)
—————————————
دنبالک ها:
سخنرانی
شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت نخست)-لینک اول
 ،
سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت
نخست)-لینک دوم
 ،
سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت
نخست)-لینک سوم
 ،

یک پاسخ to “سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت پایانی)”

  1. linkbox مه 20, 2010 در 4:44 ب.ظ. #

    سلام دوست عزيز – لطفا کد لينک باکس منو تو وبت بزار بعد لينکتو ثبت کن تا آخر شب من بازديدشو ميترکونم . اگه زياد نشود . کد رو بردار . اگر هم کد رو برداشتي من لينکتو بر نميدارم . لينک باکس بسيار سبک هست

    کد لينک باکس:

    <SCRIPT language=»javascript» type=»text/javascript»>
    document.write (‹<center><ifr›);
    document.write (‹ame width=»490″ height=»400″ src=»http://pik4pik.mihanblog.com» style=»border: 0px;»‹);
    document.write (‹ border=»0″ scrolling=»auto»></ifr›);
    document.write (‹ame>›);
    </SCRIPT>

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: