سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (بخش نخست)

18 مهٔ

کاک احمد مفتی زادهمتنی که در پی خواهید خواند مربوط است به سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده (رحمه الله علیه) در افتتاحیه شورای مرکزی سنت (شمس) که برای اولین بار توسط تارنمای ناجی کرد ویرایش و در اینترنت منتشر می شود. در این سخنرانی، کاک احمد مفتی زاده به مسائل بسیار مهمی چون چگونگی انحراف انقلاب از مسیر صحیح خود و هم چنین بنود غیر شرعی و تفرقه افکن قانون اساسی اشاره کرده و درباره ی آن بحث می کنند. نوار این سخنرانی متأسفانه در دسترس تارنما نمی باشد که ان شا الله در تلاشیم تا این سخنرانی را به صورت فایل صوتی نیز در اینترنت منتشر کنیم.
«درمورد وحدت‌ اسلامی‌ و امیدهایی‌ که‌ مسلمانان‌ ایران‌ و تمام‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ انقلاب‌ با عظمت‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ داشتند، که‌ راه گشای‌ این‌ وحدت‌ باشد، و درمورد این که‌ بعد از انقلاب‌ چه‌ ضعف‌ و سستی ‌هایی‌ به‌ این‌ انقلاب‌ روی‌ آورد، چه‌ حوادثی‌ پیش‌ آمد، چه‌ گرفتاری هائی‌ برای‌ انقلاب‌ و برای‌ ملت‌ ایران‌ در داخل‌ و در برخوردهای‌ خارجی‌ پیش‌ آمده‌ است که همه‌ (از آن ها) اطلاعات‌ کافی‌ دارید، و در مورد این که‌ ما ـ به خصوص‌ در کردستان ‌ـ پیش‌ از انقلاب‌ در مسیر انقلاب‌ چه‌ کار کردیم‌، و بعد از انقلاب‌ نیز چه‌ تلاش هائی‌ کردیم، تا انقلاب‌ راهش‌ را به درستی‌ ادامه‌ بدهد و در مورد این که‌ هرگاه‌ انحرافی‌ پیش‌ می ‌آمد، چه‌ عکس‌ العمل‌ هایی‌ نشان‌ می‌ دادیم‌ تا کنون ‌ـ باز در اعلامیه‌ها، در کتاب ها در سخنرانی هائی‌ که‌ بعضی‌ چاپ‌ شده‌، مطالبی‌ حتما به‌ نظ‌ر مسلمانان ایران‌ عموما و خصوصا شما برادران‌ اهل‌ سنت‌ که‌ از مناطق‌ مختلف‌ ایران‌ تشریف‌ آورده‌اید ـ منعکس‌ شده، به نظ‌رتان‌ رسیده‌ است‌، و اطلاعاتی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ در اختیار آقایان‌ هست‌ به‌ حدی‌ هست‌ که‌ دیگر وقت‌ سروران‌ را با بحثی‌ در این‌ مسائل‌ نگیرم.»

الحمد لله‌ رب‌ العالمین‌ و صلوات‌ الله‌ و سلامه‌ و رحمته‌ و برکاته‌ و تحیاته‌ الطیبات‌ علی‌ سیدنا و مولانا ومقتدانا ابی‌ القاسم‌ محمد و علی‌ سائر الانبیاء و المرسلین‌ و علی‌ الذین‌ اتبعوهم‌ و یتبعونهم‌ باحسان‌ الی‌ یوم‌ الدین‌ و الحقنا الله‌ بهم‌ و حشرنا فی‌ زمرتهم‌. آمین‌
قال‌ الله‌ تبارک‌ و تعالی‌: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یبْعَثَ عَلَیکمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکمْ أَوْ یلْبِسَکمْ شِیعاً وَیذِیقَ بَعْضَکم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کیفَ نُصَرِّفُ الآیاتِ لَعَلَّهُمْ یفْقَهُونَ»(1) و در جای‌ دیگرمی‌ فرماید که ‌: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَینَهُمْ وَ مَن یکفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ»(2)
 درمورد وحدت‌ اسلامی‌ و امیدهایی‌ که‌ مسلمانان‌ ایران‌ و تمام‌ مسلمانان‌ جهان‌ به‌ انقلاب‌ با عظمت‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ داشتند، که‌ راه گشای‌ این‌ وحدت‌ باشد، و درمورد این که‌ بعد از انقلاب‌ چه‌ ضعف‌ و سستی ‌هایی‌ به‌ این‌ انقلاب‌ روی‌ آورد، چه‌ حوادثی‌ پیش‌ آمد، چه‌ گرفتاری هائی‌ برای‌ انقلاب‌ و برای‌ ملت‌ ایران‌ در داخل‌ و در برخوردهای‌ خارجی‌ پیش‌ آمده‌ است که همه‌ (از آن ها) اطلاعات‌ کافی‌ دارید، و در مورد این که‌ ما ـ به خصوص‌ در کردستان ‌ـ پیش‌ از انقلاب‌ در مسیر انقلاب‌ چه‌ کار کردیم‌، و بعد از انقلاب‌ نیز چه‌ تلاش هائی‌ کردیم، تا انقلاب‌ راهش‌ را به درستی‌ ادامه‌ بدهد و در مورد این که‌ هرگاه‌ انحرافی‌ پیش‌ می ‌آمد، چه‌ عکس‌ العمل‌ هایی‌ نشان‌ می‌ دادیم‌ تا کنون ‌ـ باز در اعلامیه‌ها، در کتاب ها در سخنرانی هائی‌ که‌ بعضی‌ چاپ‌ شده‌، مطالبی‌ حتما به‌ نظ‌ر مسلمانان ایران‌ عموما و خصوصا شما برادران‌ اهل‌ سنت‌ که‌ از مناطق‌ مختلف‌ ایران‌ تشریف‌ آورده‌اید ـ منعکس‌ شده، به نظ‌رتان‌ رسیده‌ است‌، و اطلاعاتی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ در اختیار آقایان‌ هست‌ به‌ حدی‌ هست‌ که‌ دیگر وقت‌ سروران‌ را با بحثی‌ در این‌ مسائل‌ نگیرم.
 آن چه‌ الان‌ در نظ‌رم‌ اهمیت‌ دارد مط‌رح‌ کنم‌، مختصر توضیحی‌ است‌ در مورد آن اساسنامه‌ موقتی‌ که‌ به نظر آقایان‌ رسیده‌ و در برنامه‌ تنظیم‌ شده‌، درباره‌ برنامه‌ کار شورای‌ مرکزی‌ سنت ـ که‌ امیدوارم‌ این‌ اجتماع‌ مقدمه‌ تشکیل‌ این‌ شوری‌ باشد ـ. قبل‌ از این که‌ در مورد اساسنامه‌ توضیحاتی‌ بدهم‌، به‌ مقتضای‌ «لا یشکر الله‌ من‌ لم‌ یشکر الناس‌»(3) خودم‌ را مکلف‌ می‌ بینم‌ از تک‌ تک‌ برادران‌ با ایمانی‌ که‌ با تعهد، مسئولیت های‌ دفتر مرکزی‌ اهل‌ سنت‌ در این‌ ایام‌ گذشته‌ با کمبود‌ امکانات‌ و فزونی‌ مشکلات‌، صمیمانه‌ تلاش‌ کرده‌اند تا شرایط‌ جمع‌ شدن‌ این‌ جماعت‌ از برادران‌ را از نقاط‌ مختلف‌ اهل‌ سنت‌ ایران‌ فراهم‌ کرده‌اند صمیمانه‌ و با تمام‌ دل‌ تشکر کنم‌ و برایشان‌ سعادت‌ و توفیق‌ روزافزون‌ درخدمت‌ به‌ دین‌ خدا و به‌ بندگان‌ خدا آرزو کنم‌.
 و بعد از این‌ ب
رادران‌، باز لازم‌ است‌ هم‌ من‌ و هم‌ همه‌ این‌ برادران‌ و هم‌ همه‌ حاضرین‌ تشکر کنیم‌ از جناب‌ مولوی‌ نظ‌رمحمد که‌ در شرایطی‌ این‌ منزلشان‌ را در اختیار ما برای‌ اجتماع‌ گذاشتند که‌ تا حدی‌ در مضیقه‌ بودیم‌، البته‌ آشنائی‌ قبلی‌ با ایشان‌ نداشتیم‌، تماسی‌ نداشتیم‌، ما در کرماشان‌ بودیم‌ که‌ جوانان‌ فعال‌ در دفتر مرکزی‌ این جا خبر می‌ دادند که‌ جای‌ مناسبی‌ برای‌ این کار پیدا نشده، برای‌ این‌ اجتماع، عده‌ای‌ از برادران‌ مسلمان‌ بلوچستان‌ که‌ در فعالیت‌ های‌ اسلامی‌ جد و جهد فراوانی‌ دارند و خداوند توفیقشان‌ دهد از بلوچستان‌ تشریف‌ آوردند دیدند که‌ قضیه‌ چگونه‌ است‌ گفتند که‌ درتهران‌ آقای‌ مولوی‌ نظ‌رمحمد هستند و خانه ‌شان‌ مرکز مراجعات‌ عمومی‌ است، و در نظ‌رشان هیچ‌ اشکالی‌ ندارد که‌ جلسه‌ را ببریم‌ آنجا و اظهار هم‌ کردند که‌ دوستی‌ و نزدیکی‌ صمیمانه‌ دارند با جناب‌ مولوی‌، و وقتی‌ ما دیدیم‌ که‌ این‌ اظهار محبت، جنبه‌ تعارف‌ ندارد و صمیمانه‌ است‌ و آقایان‌ هم‌ به واسطه‌ آن نزدیکی‌ صمیمانه‌ با جناب‌ مولوی‌ نظ‌ر محمد، اهلیت‌ این‌ اظهار محبت‌ را داشتند با امتنان‌ و تشکر پذیرفتیم‌، امیدواریم‌ خانه‌ ایشان‌ و خانه‌ تک‌ تک‌ حاضرین‌ و همه‌ مسلمانان‌ محل‌ تقوی‌ و صلاح‌ و بندگی‌ مخلصانه‌ و محسنانه‌ خداوند باشد.
 و بعد هم‌ تشکرمی‌ کنم‌ از تمام‌ برادرانی که‌ زحمت‌ تحمل کردند از نقاط‌ مختلف‌ ایران‌، از لحاظی‌ که‌ شرایط‌ گذشته‌ موجب‌ شده‌ که‌ همه‌ خیلی‌ دور از مرکز هستند، (از گذشته ‌ها که اطلاع‌ دارید)، از زمان‌ صفویه‌، (به وسیله ی) فشارها، کشت‌ و کشتارها، جنایت ها، سنی‌ زدائی‌ می‌ کردند، ناچار در مرزها فقط‌ عده ‌ای‌ اهل‌ سنت‌ ـ پیروان‌ سنت‌ حضرت‌ محمد (ص) ـ ماندند که‌ دربرابر فشارها مقاومت‌ کردند و تا الان‌ مانده‌ اند و به‌ این‌ دلایلی عجیب‌ این‌ مناطق‌ سنی‌ نشین‌، دور از مرکز و نسبت‌ به‌ همدیگر‌ دورند، با وجود این‌ دوری‌ راه، برادران‌ زحمت‌ تحمل‌ کردند، مشقت‌ قبول‌ کردند، تشریف‌ آوردند این جا، واقعا جای‌ تشکر دارد.
البته‌ این‌ را هم‌ باید بگویم‌ تکلیف‌ تلاش‌ برای‌ چنین‌ اجتماعات‌ و چنین‌ دیدار هائی‌ تنها بر من‌ نیست‌، همه‌ مکلف‌ هستیم‌ همه‌ وظیفه‌ داریم‌ تلاش‌ کنیم‌ که‌ این‌ برادران‌ دور افتاده‌ و فشاردیده‌ قرون‌، هر چه‌ ببیش تر همدیگر را ببینند، از درد دل های‌ همدیگر با خبر شوند، تعاون‌ و معاضدت‌ با هم‌ داشته‌ باشند تا بتوانند خدمتی‌ در راه‌ تجدید حیات‌ اسلامی‌ ارائه‌ کنند.
 بنابراین‌ اگر من‌ وظیفه‌ دارم‌ تشکری‌ بکنم‌ فقط‌ به‌ این‌ عنوان‌ است‌ که‌ دعوت‌ کرده‌ام‌ و خواهش‌ کرده‌ام‌ از آقایان‌ که‌ در این‌ تاریخ‌ در این‌ مکان‌ جمع‌ شوند و فقط‌ در برابر پذیرفتن‌ دعوت‌ است‌ که‌ وظیفه‌ تشکر را دارم‌. ماورای‌ آن‌ همه‌ موظف‌ هستیم‌ به ط‌ور یکنواخت‌ و تکالیفی‌ که‌ داریم‌، امیدوارم‌ صمیمانه‌ بدون‌ کمترین‌ جنبه ‌های‌ تعارف‌ و تشریفات‌ از این‌ به بعد انجام‌ بدهیم‌.
اما توضیحی‌ در مورد این‌ اساسنامه‌ موقت؛ برادران‌ می‌ دانید که‌ چیزی‌ از طلوع‌ فجر نوربخش‌ و حیات‌ آفرین‌ اسلام‌ نگذشته‌ بود که‌ به قول‌ حکیم‌ فرزانه‌ و دانا، مولانا اقبال‌ لاهوری‌ در یک‌ دو بیتی‌ که‌ در مقدمه‌ همان‌ اساسنامه‌ موقت‌ آمده‌ بود که‌ می‌فرمایند:
عرب‌ خود رابه‌ نورمصطفی‌ سوخت
چراغ‌ مرده‌ معشوق‌ برافروخت
ولیکن‌ آن‌ خلافت‌ راه‌ گم‌ کرد
که‌ اول‌ مومنان‌ را شاهی‌ آموخت‌
 و به‌ مقتضای‌ مطالعه ‌ای‌ که‌ در مورد تاریخ‌ اسلام‌ داریم‌، خیلی‌ زود خط‌ مقابل‌ خط‌ تاریخی‌ دین‌ خدا، خط‌ تاریخی‌ اسلام، که‌ همان‌ خط‌ بغی‌ است، که‌ همان‌ خط‌ اتراف‌ و استکبار است‌، به‌ تلاش‌ و تکاپو و تجدید حیات‌ افتاد، این‌ تلاش‌ طبیعی‌ است‌ که‌ نمی‌توانست‌ شجره‌ طیبه‌ توحیدی‌ را که‌ با دست‌ توانا و پر از نیروی‌ ایمان‌ و اخلاص‌ حضرت‌ محمد(ص) غرس‌ شده‌ بود، به‌ یک باره‌ برکند، خدای‌ را شکر، تمام‌ اهل‌ بغی‌ تاریخ‌ چهارده‌ قرن‌ تاریخ‌ گذشته‌ ما، تمام‌ مترفان‌ و مستکبران‌ دور و نزدیک‌ عالم‌ دست‌ به دست هم‌ دادند که‌ بتوانند این‌ نهال‌ را برکنند، ولی‌ نتوانستند.
قدرت‌ حکیمانه‌ ی آن که‌ غرس‌ کرده‌ بود و استحکام‌ ماهیت‌ این‌ شجره‌ طیبه‌ چندان‌ بود، که‌ وحدت‌ تمام‌ نیروهای‌ استکباری‌ نتواند آن را برکند و لیکن‌ توانستند صدمات‌ زیادی‌ به‌ مسلمانان‌ وارد کنند. اسلام‌ در نظامنامه‌ و برنامه‌ اساسی‌ اش‌ که‌ قرآن‌ است‌ دست‌ نخورده، به طوری که ‌: «لَا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ‏»(4)  و به‌ مقتضای‌ وعده‌ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏»(5) محکم‌ و پا برجای‌ مانده‌ است‌.
بزرگترین‌ آسیب‌ ما چه‌ بود؟ این‌ بود که‌ توانستند چندان‌ بین‌ ما و کتاب‌ ما، راز حیات‌ ما، راز موجودیت‌ و سرفرازی‌ ما، فاصله‌ به وجود آوردند که‌ بتوانند هوس های‌ خودشان‌ را ارضا کنند، با ایجاد انواع‌ صفت ها در جوامع‌ اسلامی. با تحمیل‌ حالت‌ سستی‌ و بی‌ تفاوتی‌ به‌ مسلمانان‌ در برابر فشارهائی‌ که‌ بر آنان‌ وارد می‌ شد. این‌ سستی‌ و بی
‌ تفاوتی‌ نتیجه‌ خط‌رناک‌ چندین‌ قرنه ‌اش‌ چنین‌ شد که‌ امت‌ واحد را تبدیل‌ به‌ دسته‌ ها و گروه ها و شاخه ‌ها کردند، تفرق‌ از تمام‌ جهات، از نظ‌ر فکری، از نظ‌ر عاطفی، از نظ‌ر فقهی، از نظ‌ر سیاسی، از نظ‌رجغرافیایی‌! و پناه‌ بر خدا که‌ چه قدر وعده‌ خدا صادق‌ است‌.
غفلت‌ از هدایت‌ الهی چنان‌ شد که‌ در چهارده‌ قرن‌ گذشته‌ دیدیم، الان‌ هم‌ نمونه‌ ساده‌اش‌ را می‌ بینیم: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یبْعَثَ عَلَیکمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِکمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکمْ أَوْ یلْبِسَکمْ شِیعاً وَیذِیقَ بَعْضَکم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کیفَ نُصَرِّفُ الآیاتِ لَعَلَّهُمْ یفْقَهُونَ ‏.»(6)
همین‌ برخورد ما بین‌ دو ملت‌ برادر ایران‌ وعراق‌، بزرگترین‌ شاهد!
 راستی‌ خداوند متعال‌ قادر است‌، تواناست‌ که‌ در برابر غفلت‌ از رهمنودهای‌ الهی‌، بزرگ ترین‌ بدبختی ها، بزرگ ترین‌ زجرها را بر ما تحمیل‌ کند: «یلْبِسَکمْ شِیعاً وَیذِیقَ بَعْضَکم بَأْسَ بَعْضٍ»(7)
چه‌ عذابی‌ از این‌ بالاتر؟! ما باید «یدا واحده»‌ قدرتی‌ باشیم‌ در برابر تمام‌ نیروهای استکباری‌ جهان‌، ولی‌ برسیم‌ به‌ جایی‌ که‌ به جای‌ این که‌ دشمنان‌ و مستکبران‌ جهان‌ خودشان‌ را خسته‌ کنند، نیروهای‌ مادی‌ و معنوی‌ خودشان‌ را تلف‌ کنند، جوانان‌ خودشان‌ را بدهند، مال‌ خودشان‌ را از دست‌ بدهند برای‌ تضعیف‌ و نابودی‌ ما، با جان‌ خودمان‌، با مال‌ خودمان‌ برای‌ نابودی‌ خودمان‌ برای‌ تضعیف‌ خودمان‌ تلاش‌ کنیم‌.
 الان‌ در این‌ جنگی‌ که‌ ما بین‌ این‌ دو ملت‌ برادر (ایران و عراق) جریان‌ دارد، چه کسی ضرر می‌ بیند؟ آمریکا؟ شوروی‌؟! اقمار این ها؟! قدرت های‌ کوچک تر؟ هیچکدام‌! فقط‌ امت‌ اسلامی‌! فقط‌ مسلمانان‌! چه‌ نوع‌ ضررهایی‌؟ بی حساب‌. ضرر مادی‌ را که‌ همه‌ می‌ دانیم‌. راستی،‌ گوئی‌ دریایی‌ از ثروت‌ این‌ دو ملت‌ بدبخت‌ و بیچاره‌ در حال سوختن است و چه‌ اندازه‌ جوان ها که‌ از دو ط‌رف‌ در شبانه ‌روز در خاک‌ و خون‌ می‌ غلطند. چرا؟! برای‌ چه؟ دلیل‌ این‌ برخوردها چیست‌؟ چه کسی‌ در این‌ جا نفع‌ می‌ برد؟ فقط‌ دشمنان‌ اسلام‌! چه طور است‌ که‌ دشمنان‌ اسلام‌ می‌ توانند این ط‌ور خودمان‌ را وسیله‌ تضعیف‌ و نابودی‌ خودمان‌ بسازند؟ همان‌ که‌ خدا بارها تذکر داده‌ بود:«وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ»(8)
به‌ همان‌ دلیل‌ که‌ بعد از این‌ که‌ بیّنه از ط‌رف‌ خدای‌ متعال‌، هدایت‌ از ط‌رف‌ خدای‌ متعال‌، برای‌ ما آمد، ما متفرق‌ شدیم‌، شاخه‌ شاخه‌ شدیم‌، دسته‌ دسته‌ شدیم‌. و البته‌ وقتی‌ که‌ دین‌ یک‌ مجموعه ‌ای است‌ برای‌ اداره‌ بشریت‌، نظامی‌ برای‌ این‌ اداره‌ دارد، (اگر) در آن‌ نظام‌ سستی‌ به وجود آمد، در باقی‌ امور و شئون‌ دین‌ نیز به‌ نسبت‌ اجرایش‌ در بین‌ مسلمانان‌ خلل‌ و سستی‌ به وجود خواهد آمد، وقتی‌ حکومت‌ رنگ‌ و روی‌ اسلامی‌ را باخت‌، شورا و خلافت‌ تبدیل‌ شد به‌ سلطنت، بدیهی‌ است‌ که‌ آثار و عواقب‌ این‌ انحراف‌ خیلی‌ گران‌ خواهد شد، پس‌ همان ط‌ور که‌ مولانا اقبال‌ اشاره‌ می‌ کنند، کار از همان جا خراب‌ شد و همان‌ انحرافی‌ که‌ درسیستم‌ حکومتی‌ اسلامی‌ پیدا شد، نتیجه ‌اش‌ پیدا شدن‌ این‌ همه‌ شکاف ها، این‌ همه‌ فاصله‌ها، و این‌ همه‌ بیگانگی‌ها شد که‌ آثارش‌ را الان‌ در نقاط‌ مختلف‌ عالم‌ اسلام‌ می‌بینیم‌ که‌ زشت‌ ترین‌ قیافه‌ این‌ انحراف‌ از راه‌ خدا و این‌ برخوردهای‌ شرک‌ آلود بین‌ اعضا و اجزای‌ امت‌ واحد همین‌ برخوردهای‌ بین‌ دو ملت‌ برادر ایران‌ و عراق‌ است‌.
حتما همه‌ به خاط‌ر دارید. و حتی‌ قیام‌ ایران‌ اوج‌ می‌ گرفت‌، شعارهایی‌ بر زبان‌ تمام‌ مردم‌ مسلمان‌ ایران‌ جاری‌ بود، اولین‌ شعار، با عظمت ‌ترین‌ شعار، حیات‌ بخش‌ ترین‌ شعار ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ در اقصی‌ نقاط‌ تا اقصی‌ نقاط ‌،الله ‌اکبر بود از این‌ شعار الله‌ اکبر جز بوی‌ حیات‌ و وحدت‌ چه‌ بوی‌ دیگر به‌ مشام‌ می رسد؟! همه‌ به ط‌ور یکنواخت‌ این‌ شعار را تکرار می‌ کردند، بعد تمام‌ شعارهای‌ دیگر همه‌ هر چه‌ بود همه‌ نوید وحدت‌ را می داد. همه‌ پیام‌ وحدت‌ را بر سراسر ایران‌ پخش‌ می‌ کرد.
فکر نمی‌ کنم‌ کسی‌ هرگز در راهپیمائی‌ ها و تظاهرات‌ با عظمت‌ ملت‌ ایران‌ در هیچ‌ نقطه ‌ای‌ هرگز هیچ‌ شعاری‌ شنیده‌ باشد که‌ بویی‌ از تفرق‌ به‌ مشام‌ برساند. و راستی‌ آن شعارها، برنامه‌ گزار و تعیین‌ کننده‌ ی مسیر آینده‌ انقلاب‌ باید باشد، و واقعا هم‌ همان‌ شعارهای‌ وحدودی‌ بود که‌ موجب‌ شد تمام‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ از اختلافات‌ گذشته‌، ازتفرق های‌ ریشه ‌دار، صرف نظ‌ر کردند «یدا واحده»‌ شدند، دوباره‌ در برابر دشمنان – چه‌ دشمنان‌ داخلی‌ و چه‌ دشمنان‌ خارجی‌ پشتیبان‌ این‌ دشمنان‌ داخلی – . بعد از این که‌ قیام‌ ملت‌ به‌ اولین‌ پیروزی های‌ درخشانش‌ رسید، پایگاه‌ استکباری‌ داخلی‌ را خرد کرد، متاسفانه‌ دیدیم‌ در همان‌ بامدادهای‌ اول‌ انقلاب‌ آثاری‌ از ضعف‌ و سستی‌ که‌ می توانست‌ اعلام‌ خط‌ر برای‌ انحراف های‌ بزرگ‌ آینده‌ باشد به‌ چشم‌ می‌ خورد.
 تلاش‌ و کوشش‌ فراوان‌ شد که‌ این‌ انحرافات‌ پیش‌ نیاید، تلاش‌ فراوان‌ شد که
آن چه‌ قبل‌ از آن‌ مرحله‌ اول‌ که‌ مشهور شده‌ به‌ انقلاب‌- که‌ همان‌ سقوط‌ رژیم‌ است- گفته‌ شده‌ بود، وعده‌ شده‌ بود، توافق‌ شده‌ بود، با استحکام‌ و اراده‌ تمام‌ دنبال‌ بشود. آنچه‌ گفته‌ شده‌ و نوشته‌ شده‌ است قسمت هایی به‌ نظر سروران‌ رسیده است‌ ولی‌ شاید یکی‌ از مهم ترین‌ و صریح‌ ترین‌ و روشن ترین‌ مطالبی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ وجود دارد، بحثی‌ بوده‌ پیش‌ از انقلاب‌ و همان‌ روزهای‌ اول‌ برگشت‌ امام‌ به‌ ایران‌، ما بین‌ من‌ و ایشان‌.
با اشخاص‌ مسئول‌ و متعهد در این‌ حرکت‌ انقلابی‌ بحث های فراوان‌ انجام شد‌. مذاکرات‌ مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ بی‌ حساب‌ و مکاتبات‌ بی‌ حساب‌. ولی‌ پیش‌ از انقلاب‌ این‌ بحثی‌ که‌ بین‌ من‌ و امام‌ شده‌ که روشن‌ و صریح‌ و قاطع‌ است‌ و جائی‌ برای‌ تعارف‌ نمی‌ گذارد که‌ این‌ انقلاب‌ خط‌ آینده‌اش‌ باید چنان‌ باشد. قبل از انقلاب در مذاکراتی‌ که‌ داشتیم‌، من‌ روی‌ دو اصل‌ تکیه‌ کرده‌ام‌. اول این که‌ مابین‌ تسنن‌ و تشیع‌ کمترین‌ امتیاز وجود نداشته‌ باشد. دوم‌: مابین‌ ملت های مختلفی‌ که‌ ملت‌ بزرگ‌ ایران‌ را تشکیل‌ می‌ دهند، کمترین‌ امتیاز و فاصله‌ وجود نداشته‌باشد. تاکید کردم‌ بر این‌ مطلب‌ و بعد از تایید امام‌ با عبارت های‌ متواضعانه‌ و محبت‌ آمیز مواجه شدیم که‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ بدهیم‌ که‌ بسوی‌ این‌ هدف‌ پیش‌ برویم‌.
باز من‌ تاکید کردم که با شعار نباید باشد با ایمان‌ و اخلاص‌ باید این‌ مطالب‌ دنبال‌ بشود. چون‌ شعار را همه‌ می‌ توانند تکرار کنند، ولی‌ تعهد کنندگان‌ غیر از شعار دهندگان‌ هستند! در این‌ مذاکرات‌ که‌ بین‌ من‌ و امام‌ پیش‌ آمد و مستقیم‌ بوده‌ و روی‌ نوار ضبط‌ شده‌ است که حجت‌ و سند کامل‌ هست‌ برای‌ این که‌ مسیر انقلاب‌ در آینده‌ چگونه‌ باید باشد.
ولی‌ دیدیم‌ بعدا متاسفانه‌ از این‌ خط‌ و مسیری‌ که‌ بارها مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ گفته شده‌ بود و در این‌ مذاکرات‌ دو ط‌رفه‌ رو در روی وی‌ تاکید شده‌ بود، انحرافات‌ به‌ چشم‌ خورد. بزرگترین‌ انحراف‌ را در ایام‌ تشکیل‌ مجلس‌ به‌ اصطلاح‌ خبرگان دیدیم.‌ باز در مورد این که‌ این‌ مجلس‌ چه‌ کار کرد بحث‌ فراوان‌ داشته ‌ایم‌ که‌ یکی‌ از روشن‌ ترین‌ بحث‌ ها، سخنرانی‌ است‌ دو ساعته‌ که‌ در حسینیه‌ ارشاد در همان‌ ایام‌ کار مجلس‌ خبرگان‌ داشتیم‌ و ضبط‌ شده‌ و لابد به دست‌ بسیاری‌ از برادران‌ رسیده‌ است‌. بنابراین‌ در این‌ زمینه‌ هم‌ وقتتان‌ را نمی‌ گیرم‌. فقط‌ اشاره‌ می‌ کنم‌ به‌ این که‌ یکی‌ از مهمترین‌ انحرافات‌ مجلس‌ خبرگان‌، انحرافش‌ بود از این‌ دو اصل‌ مهم‌.
دیگر اینکه‌ چه‌ اندازه‌ مجموعه‌ قانون‌ اساسی‌ با اسلام‌ و با موازین‌ اساسی‌ اسلام‌ می خواند یا نمی‌خواند، مطلب‌ مهمی‌ نیست.‌ هر چند مهم‌، ولی‌ جنبه‌ ثانوی‌ دارد. مهمترین‌ مطلب‌، انحراف‌ است‌ ازاین‌ دو اصل‌ که‌ بارها و بارها رویش‌ تاکید شده‌ بود! انحراف‌ از اصل‌ مساوات‌ همه جانبه‌ دو برادر مسلمان‌ سنی‌ و شیعی‌! انحراف‌ از اصل‌ مساوات‌ حقوق‌ اسلامی‌ در بین‌ تمام‌ شعوب‌ و قبائل‌ همان طور که‌ خدای‌ متعال‌ دستور می‌ دهند و حضرت‌ رسول (ص)‌ بارها اعلام‌ فرموده‌اند. ما دیدیم‌ که‌ مجلس‌ خبرگان‌ روشن‌ و آشکار از این‌ مسیر اصلی‌ منحرف‌ شد و مابین‌ این‌ دو از برادران‌ مسلمان‌ تفرقی‌ که‌ چند قرن‌ بود به وجود آمده بود، محکم‌ تر کرد و مهر تایید براین‌ تفرق‌ زد!
واقعا تاسف‌ آور بود. بعضی‌ ها تعجب‌ می‌ کردند که‌ چرا عکس‌ العمل‌ ما در حسینیه‌ ارشاد، در برابر کار مجلس‌ خبرگان‌ شدید بوده است‌ ولی‌ من‌ سوال‌ می‌ کنم‌، چگونه‌ شدید نباشد؟ مجلسی‌ که‌ گویا از صاحب نظران‌ آگاه‌ مسلمان‌ تشکیل‌ شده ‌باشد، با این‌ صراحت‌ تمام‌ راه‌ کفر و شرکی‌ را که‌ قرآن‌ بارها و بارها توضیح‌ داده‌ بپیماید و خودش‌ را مسلمان‌ بنامد.
«… وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِینَ* مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»(9)
«وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ‏* ‏ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ‏»(10)
با وجود این نصوص‌ صریح‌ قرآن‌ که‌ راه‌ تفرق‌ را پیمودن‌ شرک و خروج‌ از دین‌ اسلام‌‌ است‌ و این که به‌ تفرق‌ راضی‌ بودن‌ و گروه‌ گروه‌ شدن‌ مسلمانان را تایید کردن،‌ کفر است‌ و جنگ‌ است‌ در برابر دین‌ خدا.
با وجود این که‌ قرآن‌ روشن‌ و صریح‌، اعلام‌ می‌ فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»(11)
دین‌ از آدم(ع)‌ تا محمد(ص)، اسلام‌ بوده‌ است. اسلام‌ به‌ کدام‌ معنی‌؟ تفویض‌ اراده‌، قلب‌ و جهت‌ به‌ اراده‌ خدای‌ متعال‌ فعل‌ «أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ»(12) این‌ است‌ اسلام. و این که هوی‌ و هوس ها دخالت‌ نداشته‌ باشد. از هیچ‌ چیز ماورای‌ فرمان‌ خدا اطاعت
نشود، اسلام‌ این است‌.
جمع آوری و ویرایش: تارنمای ناجی کرد
(پایان بخش نخست)

———————————————
پی نوشت:
(1): (انعام‌ 65) «بگو : خدا می‌تواند كه عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد (و شما را دچار بلاهای آسمانی و بمبارانهای هوائی یا بلاهای زمینی همچون زلزله‌ها و آتشفشانیها و انفجارهای مینها و دیگر موادّ منفجره جنگها سازد) و یا این كه كار را بر شما به هم آمیزد (و در نتیجه حقیقت امر بر شما مشتبه شود) و دسته‌دسته و پراكنده گردید (و جنگها در میانتان برپا گرداند) و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد. بنگر كه چگونه آیات (قرآنی و دلائل جهانی خود) را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلكه (بیندیشند و به خود بازگردند و حقیقت را) بفهمند .»
(2): (آل‌ عمران‌19) «بیگمان دین (حق و پسندیده) در پیشگاه خدا اسلام (یعنی خالصانه تسلیم فرمان الله شدن) است (و این ، آئین همه پیغمبران بوده است) و اهل كتاب (در آن) به اختلاف برنخاستند مگر بعد از آگاهی (بر حقیقت و صحّت آن‌ ؛ این كار هم) به سبب ستمگری و سركشی میان خودشان بود (و انگیزه‌ای جز ریاست‌خواهی و انحصارطلبی نداشت). و كسی كه به آیات خدا (اعم از آیات دیدنی در آفاق و انفس ، یا آیات خواندنی در كتابهای آسمانی پشت كند و) كفر ورزد (بداند كه) بیگمان خدا زود حسابرسی می‌كند. ‏»
(3): (حدیث نبوی): «هرکس مردم را سپاس ندارد، خدا را سپاس نداشته است.»
(4): (فصلت 42): هیچ گونه باطلی ، از هیچ جهتی و نظری ، متوجّه قرآن نمی‌گردد.
(5): (حجر 9): ما خود قرآن را فرستاده‌ایم و خود ما پاسدار آن می‌باشیم.
(6): (انعام 65):‏ بگو : خدا می‌تواند كه عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد (و شما را دچار بلاهای آسمانی و بمبارانهای هوائی یا بلاهای زمینی همچون زلزله‌ها و آتشفشانیها و انفجارهای مینها و دیگر موادّ منفجره جنگها سازد) و یا این كه كار را بر شما به هم آمیزد (و در نتیجه حقیقت امر بر شما مشتبه شود) و دسته‌دسته و پراكنده گردید (و جنگها در میانتان برپا گرداند) و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد . بنگر كه چگونه آیات (قرآنی و دلائل جهانی خود) را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلكه (بیندیشند و به خود بازگردند و حقیقت را) بفهمند . ‏
(7): (65 انعام) : «و دسته‌دسته و پراکنده گردید (و جنگها در میانتان برپا گرداند) و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد و گرفتار همدیگر سازد»
(8): (آل عمران 105) : «و مانند كسانی نشوید كه (با ترك امر به معروف و نهی از منكر) پراكنده شدند و اختلاف ورزیدند»
(9): (روم 31-32): «و از زمره مشركان نگردید . از آن كسانی كه آئین خود را پراكنده و بخش بخش كرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند . هر گروهی هم از روش و آئینی كه دارد خرسند و خوشحال است (و مكتب و مذهب ساخته هوی و هوس خود را حق می‌پندارد) . ‏»
(10): (آل عمران 105-106): «و مانند كسانی نشوید كه (با ترك امر به معروف و نهی از منكر) پراكنده شدند و اختلاف ورزیدند (آن هم) پس از آن كه نشانه‌های روشن (پروردگارشان) به آنان رسید ، و ایشان را عذاب بزرگی است . ‏‏ (به یاد آورید روزی را كه در چنین) روزی ، روهائی سفید و روهائی سیاه می‌گردند . و امّا آنان كه (به سبب انجام كارهای بد در پیشگاه پروردگارشان شرمنده و سرافكنده و بر اثر غم و اندوه) روهایشان سیاه است (بدیشان گفته می‌شود 🙂 آیا بعد از ایمان (فطری و اذعان به حق) خود كافر شده‌اید ؟ ! پس به سبب كفری كه می‌ورزیده‌اید عذاب را بچشید !»
(11): (آل‌ عمران‌ 19): «بیگمان دین (حق و پسندیده) در پیشگاه خدا اسلام (یعنی خالصانه تسلیم فرمان الله شدن) است (و این ، آئین همه پیغمبران بوده است) و اهل كتاب (در آن) به اختلاف برنخاستند مگر بعد از آگاهی (بر حقیقت و صحّت آن‌ ؛ این كار هم) به سبب ستمگری و سركشی میان خودشان بود (و انگیزه‌ای جز ریاست‌خواهی و انحصارطلبی نداشت)»
(12): (آل عمران 20): «خویشتن را تسلیم خدا كرده‌ایم و رو بدو نموده‌ایم»

———————————————————-

دنبالک ها:
سخنرانی
شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت پایانی)-لینک اول
 ،
سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت
پایانی)-لینک دوم
 ،
سخنرانی شهید کاک احمد مفتی زاده در افتتاحیه شمس (قسمت
پایانی)-لینک سوم
 ،

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: