مذاهب سازی مدرن

10 مهٔ
در همان قرن اول تاریخ اسلام، با نابود شدن حکومت شورا، و روي کار آمدن حکومت سلطنتی به وسیله معاویه، امت واحد، مانند گله گرگ زده اي شد، که تدریجاً به انواع واشکال گوناگون تفرّق گرفتار شد. درطول چهارده قرن تاریخ اسلام، مجاهدانی
زرگ کوشیده اند که دوران حکومتهاي غیراسلامی را خاتمه دهند، وحکومت اسلامی رازنده سازند . گرچه تلاش این رادمردان موجب شده که بالاخره حرکت آزاديخواهی اسلامی، به طورکلّی متوقف نشود، اما متأسفانه تاکنون، به علل گوناگون هیچ یک ازاین قیامها به نتیجه کامل نرسیده است . و هرچند قیام پرحماسه و باعظمت ملّت مسلمان ایران توانست، به عمر یکی ازخودکامه ترین و ریشه دارترین حکومتهاي ضد اسلامی خاتمه دهد، اما این انقلاب نیز به عللی – که خواهد آمد –  ازآغاز کار، آمادگی کامل علمی و عملی برقرارنمودن حکومت اسلامی رانداشت، ازجمله نتوانست تمام قدرت حکومتی را به «شورا» بسپارد .
تردیدي نیست که اگر پیشروان این انقلاب می توانستند نظام سیاسی – اداري شورا را با تمام خصوصیات و اختیارات اسلامی آن در سراسر مملکت، برقرارسازند، و با آمادگیهاي قبلی  قاطعانه و انقلابی، در برانداختن بساط هاي شرك آلود امتیازات مادي و معنوي، اقدام می کردند، هم امکان فعالیت ها را از توطئه گران می گرفتند؛ و هم راه را براي بازگشت امت «تفرقه زده» از شاخه هاي مذاهب به سوي دین واحد (که تنها ضامن علمی و عملی وجود «امت واحد» است) باز میکردند  و نه تنها در ایران، بلکه در سراسر عالم  .اما متأسفانه، نه تنها  باوجود تذّکرات فراوان [1] نتوانستند در این مسیرحرکت کنند، بلکه با تدوین قانون اساسی فعلی، راه را به سوي برگشت به سوي وحدت بستند ، و بر روي تفرّق هر چه بیشتر گشودند!
به این جهت است که امروز، در حالی که تجربه هاي گذشته قرن اخیر در همه جا، و در همین ایران خودمان، قاطعانه حکم می کند که از هرگونه تفرّق  که عامل بازگشت حکومت ضد خلقی است  حذرکنیم، بازمی بینیم که قهراً «بازار فرقه گري» بسیار گرم است؛ و به جاي این که پیروان مذاهب اسلامی به وسیله شوراي دانشمندان، تدریجاً به سوي وحدت برگردند، هرچند روز یا چند هفته، مذهبی جدید به وسیله خود مسلمانان به وجود می آید؛ اما نه به صورت قدیمی و با نام قدیمی آن، بلکه با شیوه و عناوینی مدرن و امروزي مانند «حزب، نهضت، گروه، سازمان» و امثال آن.
این فرقه ها گرچه ظاهراً فقط سیاسی هستند، اما نتیجه ي نهاییِ پیدایش آنها چیزي جز پیدایش مذاهب نخواهد بود . زیرا اولاً، در گذشته نیز، زیر بناي مذاهب  اسلامی که بعدها شکل گرفتند غالباً مسایل سیاسی بود، و ثانیاً این گروه هاي سیاسی اسلامی، ضرورتاً باید در مورد مسایل گوناگون اجتماعی، رأي و اجتهاد خود را اعلام دارند … و محصول دراز مدت چنین روش و تلاشی، چیزي جز «مذاهب جدید»نخواهد بود، هرچند نام مذهب روي آنها نگذاریم.
راه و روش ما
قرآن، بارها و بارها، ما را از به هم زدن وحدت و تقسیم شدن به فرقه ها، با عبارات گوناگون و اخطارها و اعلام خطرهاي متنوع و شدید اللحن، برحذر داشته است:
« وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَکُنْتُمْ عَلَي‏ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُم مِنْهَا کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَکُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ  (103) وَلِتَکُن مِنکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلي الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  (104) وَلاَ تَکُونُوا کَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِمَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ  (105) يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّت وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ  (106) » [2]  « ‏و همگي به رشته ( ناگسستني قرآن ) خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد كه بدان گاه كه ( براي همديگر ) دشمناني بوديد و خدا ميان دلهايتان ( انس و الفت برقرار و آنها را به هم ) پيوند داد ، پس ( در پرتو نعمت او براي هم ) برادراني شديد ، و ( همچنين شما با بت‌پرستي و شركي كه داشتيد ) بر لبه گودالي از آتش ( دوزخ ) بوديد ( و هر آن با فرا رسيدن مرگتان بيم فرو افتادنتان در آن مي‌رفت ) ولي شما را از آن رهانيد ( و به ساحل ايمان رسانيد ) ، خداوند اين چنين برايتان آيات خود را آشكار مي‌سازد ، شايد كه هدايت شويد .‏ بايد از ميان شما گروهي باشند كه ( تربيت لازم را ببينند و قرآن و سنّت و احكام شريعت را بياموزند و مردمان را ) دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند ، و آنان خود رستگارند .‏ ‏و مانند كساني نشويد كه ( با ترك امر به معروف و نهي از منكر ) پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند ( آن هم ) پس از آن كه نشانه‌هاي روشن ( پروردگارشان ) به آنان رسيد ، و ايشان را عذاب بزرگي است .‏ ‏( به ياد آوريد روزي را كه در چنين ) روزي ، روهائي سفيد و روهائي سياه مي‌گردند . و امّا آنان كه ( به سبب انجام كارهاي بد در پيشگاه پروردگارشان شرمنده و سرافكنده و بر اثر غم و اندوه ) روهايشان سياه است ( بديشان گفته مي‌شود : ) آيا بعد از ايمان ( فطري و اذعان به حق ) خود كافر شده‌ايد ؟ ! پس به سبب كفري كه مي‌ورزيده‌ايد عذاب را بچشيد !‏ »[3]
در این آیات، دوران «تفرّق زدگی»و دشمنی هاي پیش از اسلام را که بر همه ي گروه ها و جماعت ها و قبیله ها و کشورها، سایه ي مرگ گسترده و مردم را تا لب پرتگاه سقوط نهایی در آتش جنگ ها و کشتارهاي وحشیانه کشانیده بود، به یاد مسلمانان ، آورده می شود؛ و به آنان توصیه می شود که به خاطر حفظ سعادتی که انقلاب اسلامی، به آنان بخشیده، همه در حول محور دین اسلام [4] جمع شوند و از تفرّق و پیروي مذاهب مختلف بپرهیزند … و پس از آنکه دستور داده می شود که گروه باشند تا دوام سعادت امت را تضمین کنند ، هشدار داده می شود که : مبادا راه آن امتها را پیش گیریم که پس از هدایت الهی، فرقه فرقه شدند؛ و بعد به دلیل این که «فرقه فرقه» شدند به عنوان «کفر ورزیدن» و از راه خدا منحرف شدن شناخته می شود، فرقه گران، به عنوان «مردمانی رو سیاه» به عذاب شدید، تهدید میشوند…! در جایی دیگر، نبودن رابطه مابین رهبر امت ، حضرت رسول، با فرقه گرایان، و با این عبارت  کوبنده بیان میشود:
« إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَکَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَي اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا يَفْعَلُونَ   » [5] « بيگمان كساني كه آئين ( يكتاپرستي راستين ) خود را پراكنده مي‌دارند ( و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند ) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند ( و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند ) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و ( حساب تو از آنان جدا و ) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد ( و سزاي آنان را خواهد داد )  »
یعنی: آنها که دین خود را، به فرقه ها و مذاهب تقسیم کردند، از هیچ جهتی، و در هیچ موردي، تو از آنان نیستی (خطاب به حضرت رسول است )، و با تو، رابطه اي ندارند، بلکه حساب کار آنان با خداست [6] و خداوند آنان را در باره ي کاري که میکردند (در روز حساب) آگاه خواهد ساخت !
در سوره روم، پس از اشاره به این که علّت انحراف ستم پیشگان، تبعیت از هواي نفس به جاي دین الهی است، دستور استقامت و پایداري در پیروي همه جانبه ي دین می دهد، و بعد، تذکر می دهد به مسلمانان که :
« … وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32) » [7] « … و از زمره مشركان نگرديد از آن كساني كه آئين خود را پراكنده و بخش بخش كرده‌اند و به دسته‌ها و گروههاي گوناگوني تقسيم شده‌اند . هر گروهي هم از روش و آئيني كه دارد خرسند و خوشحال است ( و مكتب و مذهب ساخته هوي و هوس خود را حق مي‌پندارد ) . »
یعنی : از مشرکان نباشید، آنها که دین خود را به صورت شاخه ها و فرقه ها در آوردند و خود نیز گروه گروه شدند، و هر گروهی، به مذهب خود راضی و خُرسند است و آن را بهتر میداند!
چرا ساختن مذاهب از «دین» به عنوان «شرک» به حساب آمده؟!
براي یافتن جواب درست، باید متوجه ماهیت اصلی «شرک» باشیم، تا رنگ هاي جلی و خفی آنرا بتوانیم به آسانی، شناسایی کنیم. بزرگ ترین خصلت مشخصه ي شرك، این است که : «در ضمیر یا در عمل، نسبت به غیر خدا، موضعی بگیریم  چه عمده و چه جزیی  که باید فقط در برابر خدا اتّخاذ» کنیم یا اینکه «براي غیرخدا، صفتی قایل باشیم که خاص خداوند است» این خود، نوع )دیگر شرك یعنی نسبت دادن وصف مخلوق به خالق را نیز، یدك می کشد!) تشریح و قانونگزاري، از صفات خاص خداوند است؛ و ما  به عنوان مسلمان  جز در برابر خداوند اجازه نداریم که موضع اطاعت و قبول ب یقید و شرط، اتخاذ کنیم؛[8] بلکه اطاعت ما نسبت به غیر خدا  هر کس که باشد  منوط به موافقت با اراده خدا است. در قرآن، بارها با عباراتی از قبیل «إن الحکم الا لله» این مسأله ي مهم، که درطول تاریخ، یکی ازپرتگاه هاي سقوط بشریت در چاه حقارتبار شرك بوده، توضیح داده شده. عبادت نسبت به غیرخدا بزرگترین معنی عینی و عملیاش، همین اطاعت بیقید و شرط ، و بدون تحقیق در مورد منطبق بودن یا نبودن با اراده ي خدا میباشد. حتی درمورد مسایل تشریعی، و نیز در شرایط بحرانی برخورد جامعه توحیدي با جوامع شرك، بارها در قرآن به شخص پیامبر هم دستور داده شده که: منتظر «حکم خدا»باشد؛ و بارها دستورداده شده که: مبادا، از فرمان خدا منحرف شوي، و به خاطر رضاي کافران و منافقان ثروتمند وزوردار، تن به «سازشکاری » بدهی! یعنی خود پیامبر نیز مکلّف است کهفقط از فرمان و حکم خدا پیروي کند و نه هیچی دیگر… و قبول احکامِ غیر خدا، بارها در عبارتی از این قبیل کوبنده و برانگیزاننده شعور و آگاهی، آمده که :
« أَمْ لَهُمْ شُرَکَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ » [9]  « شايد آنان انبازها و معبودهائي دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است »[10]
در مورد ارزش اجتهاد مجتهدان و ضرورت مقلدان از آنان در حال نبودن شورا قضاوت عجولانه نشود که این مطالب به زودي توضیح داده میشود. و راز اینکه، در آیه ي
« … وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً … » [11] « … و از زمره مشركان نگرديد از آن كساني كه آئين خود را پراكنده و بخش بخش كرده‌اند … »
ساختن مذاهب از دین، و تقسیم شدن به فرقه ها، به عنوان شرك، به حساب آمده، همین است که: وصف خاص خداوند را، فی الجمله، براي غیرخداوند، قایل میشویم. همین است که: در بعضی از احکام، در برابر غیرخدا، موضعی می گیریم، که تنها باید در برابر خدا بگیریم. همین است که: هر مذهب، مجموعه اي است از احکام خدا، و آراء غیر خدا (فرض کنیم که: حتّی، هوي وهوسها هم در این آراء دخالت نداشته باشند) … و بنابر این، تبعیت از هر مذهب  که مجموعه اي است از حکم خدا و غیر خدا مشتمل بر تبعیت از غیر خدا میشود… و «اگر کاملترین صورت شرك و کفر،عبارت است از پذیرفتن و اطاعت نسبت به یک دیانت یا یک مکتب، که مجموعه ي آن، از طرف غیر خدا باشد، تبعیت از برنامه و مذهبی که قسمتی ازآن، از طرف غیر خدا باشد، صورتی غیر کامل از شرك است  »
منبع : فصلنامه “راه ما” نشریه ی داخلی مکتب قرآن کردستان
——————–
پی نوشت:
[1]- در دیدار دوساعته اي که در 14 اسفند 57 در خانه مرحوم دکتر مصدق با مرحوم آیتالله طالقانی داشتیم به طور نسبتاً مشروح، در باره ي اینکه «حکومت شوراهاي اسلامی» می تواند به ستم هاي گوناگون پایان دهد و همه را راضی گرداند بحثی کردیم، و ایشان این مطلب را پذیرفتند و به دولتمردانی که حضور داشتند ازجمله آقاي مهندس بازرگان، توصیه کردند که نظرات ما را به کار بندند. اما متأسفانه … ولی خود آن مرحوم هرگز از دفاع از شورا دست بر نداشت.
[2]- آل عمران103-106
[3]- شهید کاک احمد مفتی زاده (رحمه الله علیه) عقیده داشتند که معنا کردن قرآن به فارسی (و دیگر زبان ها) امکان دارد تمام روح معانی و مفاهیم قرآن را منتقل ننماید به همین دلیل در سخنرانی ها و هم چنین نوشتارشان آیات قرآن را معنا نمی کردند (تفسیر می کردند اما معنای ظاهری نه) . به هر حال از آن جا که این مقاله احیانا در دسترس کسانی قرار می گیرد که نسبت به زبان عربی تسلطی ندارند لذا تصمیم تارنمای ناجی کرد بر آن شد تا ترجمه ی این آیات را با اقتباس به کتاب «تفسیر نور» دکتر مصطفی خرمدل در مقاله بگنجاند – تارنمای ناجی کرد
[4]- غالباً تعبیر استعاري «حبل الله»را که به معنی دین و پیمان الهی است، به ریسمان! ترجمه میکنند، در حالیکه ترجمه کلمه به کلمه در تعبیرات استعاري غلط است. وانگهی، اگر هم معادل عین کلمه حبل رادر فارسی بگیریم، باز کلمه «ریسمان» درست نیست، زیرا ریسمان باریکتر از حبل است و در اینجا میتوانیم متوجه شویم که کار ترجمه هاي قرآن ( که نمونه هاي گوناگون وجود دارد ) چه اندازه نادرست است!
[5]- انعام 159
[6]- این مطلب اشاره است به اینکه: در روز حساب، مسئولیت اول متوجه رهبران است که چگونه مردم را راهنمائی و توجیه کردهاند؛ و بعد نوبت به پیروان میرسد که مسئوولیت خود را با توجه به آنچه از پیامبران دریافتهاند، چگونه ادا کردهاند طبق این اصل، بدیهیاست که اولین «اشهاد» یا «شهدا»پیامبران هستند که دیگر رهبران دینی بایدپیروان آنان باشند (در قرآن در چند جا بحث شده که بازخواست از پیامبران پیش از دیگران است) پس در این رابطه، هر امتی با نسبتی که به پیامبرش دارد، مورد بازخواست است و قرآن در این آیه اعلام میکند که : سازندگان فرقه ها و مذاهب، در روز حساب با تو نسبتی ندارند.
[7]- روم 31-32
[8]- عبادت و استعانت « ازبزرگترین و اساسی ترین مسایلی هستند که در محورآنها ، روابط انسان، و اینکه: توحیدي است یا شرك آلود » روشن میشود. به این دلیل است که دربرنامه آموزش مهم واساسی ما، یعنی سوره فاتحه، این دو موضوع با این قاطعیت « ایاك نعبد وایاك نستعین» بیان شده است. براي روشن شدن مسأله، به آیات 18-25 از سوره جن72 مراجعه فرمایید، و به بسیاري آیات دیگر که از عبادت، دعا و امثال آن بحث می کند.
[9]- شوری 21
[10]- یعنی: … یا اینکه، آنان «شریکهائی» دارند (کسانی که در تشریع عملاً انباز و شریک خدا به حساب آیند) که بعضی از احکام دین را براي آنان تشریع کردهاند، که خدا به آن اجازه نداده است!؟ در این زمینه سخنرانی اي داریم با عنوان «توحید» یا «انقلاب فرهنگی» که روي نوار  ضبط شدهاند. براي روشن شدن مطلب میتوانید به آنها (یا به جزوه هاي آینده در این مقوله)، مراجعه فرمایید .
[11]- روم 31-32

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: