ساخت مناره مهم تر است يا مسجد؟

21 فوریه

منارهقصه ی ساخت مناره در کشور سؤیس را اگر با عملکرد دولت ایران روی یک میزان قرار دهیم خواهیم دید که هیچ سنخیتی میان این دو یافت نخواهد شد. 30 سال است که مسلمانان اهل سنت تهران از داشتن یک مسجد ساده بدون مناره و صدای اذان محروم اند (مسلمانانی که به دنبال ساخت مسجد اهل سنت در تهران بودند به مسؤولین قول دادند که این مسجد را بدون مناره می سازند و صدای اذان را هم در آن پخش نخواهند کرد). زمین و حساب بانکی کمک های مردمی که برای ساخت مسجد در تهران آماده شده بود هم 28 سال پیش مصادره شد و اهل سنت تهران برای براگزاری نمازهای جماعت و جمعه خویش به سفارت کشورهای پاکستان و افغانستان و عربستان و … روانه شدند که خبرهای بیش تر از تحت فشار قرار گرفتن آن کشورها و تعطیل شدن آن نمازها حکایت دارد.

در اسلام، ساخت مناره برای مساجد نه از واجبات است نه از مستحبات. هیچ حکمی در باره ی آن در اسلام وجود ندارد و حتی مسجد النبی در زمان پیامبر(ص) هیچ گلدسته و مناره ای نداشت بلکه در زمان حضرت عثمان(رض) به دلیل گسترش جمعیت و به خاطر رسیدن صدای اذان به گوش همه ی مردم اجازه ساخت مناره برای مسجد النبی داده شد.
رأی راجح، بر مباح بودن ساخت مناره دلالت دارد، یعنی این کار نه دارای اجر اخروی است و نه دارای عقاب بلکه تنها نمادی برای مسلمانان است. دکتر یوسف قرضاوی در کتاب «مسجدسازی از دیدگاه اسلام» درباره ی ساخت مناره برای مساجد می گویند: «مناره به عنوان نماد شاخصی از اسلام و نیز نشان دهنده ی هویت مسلمانان و متبلور کننده شخصیت اسلامی آن هاست»
با این مقدمه کوتاه قصد دارم به موضوعی که چند هفته ای است بر سر زبان ها افتاده، بپردازم. احتمالاً از این همه سروصدایی که برای همه پرسی جنجالی سوئيس برای ساخت مناره در آن کشور صورت گرفت، آگاهی دارید. ماجرا از این قرار بود که حزب مردم (SUP) و اتحادیه دموکراتیک سوییس (EDU) با جمع آوری امضا و به حد نصاب رساندن آن، دولت را ملزم به برگزاری رفراندومی در این خصوص کردند.
دولت سوئيس که خود را مدافع راستین آزادی ادیان و آزادی اندیشه می دانست خود به مانعی برای این مهم تبدیل شده است. با این حال خوشحالیم که باز هم سخنان ما مبنی بر دروغگو بودن مدعیان دموکراسی و حقوق بشر اثبات شد. استاد کاک حسن امینی در سخنرانی خویش در مراسم ختم بخاری امسال چقدر زیبا به این موضوع اشاره کردند و فریادوار گفتند که «مطرح کردن دموکراسی، دروغ بزرگ است و مطرح کنندگان دموکراسی خودشان ضد دموکراسی و ضد حکومت کردن مردم بر مردم هستند» از جهت دیگر، این همه پرسی نشان داد که شهروندان سؤیسی (به طور خاص و شهروندان اروپایی به طور عام) به رغم تظاهر به آزادمنشی و لیبرالیسم هم چنان در قید و بند اصول اجداد قرون وسطاییشان یعنی نژادپرستی و تنگ نظری قرار دارند. اعمال مدعیان دموکراسی هم چون فرانسه و آلمان و دانمارک و هلند و … در اسلام ستیزی به این موضوع ختم نمی شود و کارنامه ی اینان چون روز روشن و اظهر من الشمس است.
این نکته را از آن جهت مطرح کردیم که بگوییم اقدام دولت سؤیس در ممنوعیت ساخت مناره در این کشور محکوم بوده و غیر قابل دفاع است و خود لکه ی ننگ دیگری است بر دامان مدعیان دروغین دموکراسی.
پس از این اقدام دولت سؤیس، واکنش ها به آن از طرف کشورها، گروه ها، حرکت ها و شخصیت های اسلامی و نهادهای حقوق بشری افزایش یافت. در این میان اقدام دولت دکتر احمدی نژاد و وزیر امورخارجه این دولت در اخطار به دولت سؤیس مقداری قابل تأمل و توجه است.
قصه ی ساخت مناره در کشور سؤیس را اگر با عملکرد دولت ایران روی یک میزان قرار دهیم خواهیم دید که هیچ سنخیتی میان این دو یافت نخواهد شد. 30 سال است که مسلمانان اهل سنت تهران از داشتن یک مسجد ساده بدون مناره و صدای اذان محروم اند (مسلمانانی که به دنبال ساخت مسجد اهل سنت در تهران بودند به مسؤولین قول دادند که این مسجد را بدون مناره می سازند و صدای اذان را هم در آن پخش نخواهند کرد). زمین و حساب بانکی کمک های مردمی که برای ساخت مسجد در تهران آماده شده بود هم 28 سال پیش مصادره شد و اهل سنت تهران برای براگزاری نمازهای جماعت و جمعه خویش به سفارت کشورهای پاکستان و افغانستان و عربستان و … روانه شدند که خبرهای بیش تر از تحت فشار قرار گرفتن آن کشورها و تعطیل شدن آن نمازها حکایت دارد.

چند سال پیش هم در یکی از منازل شهروندان اهل سنت تهرانی که نماز جمعه در آن برگزار می شد، علامه مصطفی حسینی طباطبائی دستگیر شده و روانه اداره مفاسد شدند. گویی خواندن نماز جماعت موجبات فساد می شود.ساخت مسجد برای اهل سنت، در شهرهای دیگر کشور از جمله در کرمانشاه، گنبدکاووس، گرگان، زاهدان و … نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.
به هر حال اگر از قصه پر غصه ی ساخت مسجد در کشور اسلامی ایران بگذریم تعطیلی مساجد اهل سنت و ممنوع الخطبه شدن ائمه ی جمعه ی این مساجد، خود شاهنامه ای از غم را رقم خواهد زد که دیگر به فکر ساخت مناره برای مساجد سؤیسی نخواهیم افتاد.
ذکر تمامی مواردی که منجر به ممنوع الخطبه شدن علمای اهل سنت و تعطیلی مساجد اهل سنت بسیار طولانی خواهد بود که از عهده ی این مقاله خارج است برای همین به صورت اختطار فقط به ذکر مواردی که در استان کرمانشاه به وقوع پیوسته است بسنده می کنیم.
ماموستا سیف الله حسینی ماموستا حسین حسینی از ائمه جمعه شهرستان جوانرود و علمای بنام و محبوب این دیار از خواندن خطبه منع شده و بازداشت و سپس روانه زندان می شوند. مسجد ایشان که به مسجد پمپ بنزین شهرت یافته است نیز تعطیل می شود.
ماموستا احمد منصور آقایی امام جمعه منصورآقایی از توابع استان کرمانشاه از امامت جمعه و جماعت مسجد عزل شده و به جای ایشان آخوندی سنی نما و حکومتی در حال خواندن خطبه برای مردم است که صد البته با عدم استقبال مردم روبرو شده است.
ماموستا توفیق یاراحمدی از ائمه جمعه شهرستان جوانرود که وظیفه برگزاری نماز جمعه یکی از روستاهای این شهرستان راداشتند نیز تا اطلاع ثانوی ممنوع الخطبه شدند.
ماموستا عبدالحمید عالی نیز پس از احضارهای مکرر به دایره روحانیت کرمانشاه تا اطلاع ثانوی ممنوع الخطبه شدند.
ماموستا حسین دارابی یکی از علمای ریژاو (ریجاب) پس از احضار به دادگاه ویژه روحانیت، ممنوع الخطبه شدند
ملا محمد سیفوری یکی از علمای منطقه ذهاب و روستای کوئیک سیفوری نیز پس از احضار، ممنوع الخطبه شدند
ماموستا محمود شافعی یکی از علمای شهرستان سرپل ذهاب نیز چندی پیش ممنوع الخطبه شدند
با این وجود باید از وزیر خارجه دولت آقای احمدی نژاد پرسید که:
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟
چگونه است که دولتی به خود اجازه می دهد به تضییع حقوق مسلمانان در دیگر کشورها اعتراض کند اما حقوق مسلمانان اهل سنت در کشور خویش را با رقّت بار ترین شرایط و زیر چکمه های خویش به حراج بگذراد و به ریش ما بخندد که ما از حقوق مسلمانان دفاع می کنیم؟
چگونه است که ساخت مناره آن قدر برای شما مهم شده است که اعتراض ها و تذکر ها و اخطارهای خویش را روانه حکومت غیر اسلامی می کنید اما اجازه ی ساخت یک مسجد کوچک را به مردم اهل سنت تهران و دیگر شهرها نمی دهید؟ آیا ساخت مناره مهم تر است یا ساخت مسجد؟ دادن مجوز برای ساخت مسجد پیشکش!، چرا از برگزاری نمازهای جماعت در مساجد جلوگیری می کنید و مساجد اهل سنت را تعطیل می کنید؟ چرا باید نماز عیدین آن قدر سیاسی شود که ائمه جماعت تمام شهرهای ایران تحت فشار استانداری ها و فرمانداری ها باشند؟ آیا واقعا ساخت مناره و ظلم رواشده به مسلمانان در کشورهای اروپایی مهم تر است یا این گونه ظلم ها که در کشور اسلامی ایران و در حکومت اسلامی آن بر اهل سنت روا می شود؟ آیا اجرای این معیارهای دوگانه و سیاست یک بام و دو هوا موجبات بدبینی جامعه اهل سنت از دولت مرکزی را فراهم نخواهد کرد؟
ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!
نکته ی پایانی آن که زمزمه هایی از موج جدید تعطیلی مساجد اهل سنت به گوش می رسد که مهم ترین آن ها مسجد یکی از روستاهای شهرستان جوانرود است که اخیراً با امامت جمعه استاد کاک یحیی امینی از علمای محبوب و بازر استان، رونق تازه ای گرفته و استقبال بی نظیری از آن می شود. امیدواریم دولت دکتر احمدی نژاد اگر تحمل برگزاری نمازهای جماعت اهل سنت را ندارند لااقل عاقلان قوم خطرات و مضرات این اقدامات را به ایشان گوشزد نمایند.
پايگاه اينترنتي اهل سنت كرمانشاه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: