میزگردی مهم با موضوع دینداری و اشاعه فرهنگ دینی، موانع و محدودیت ها/بخش دوم

12 ژانویه

میزگردی با حضور کاک حسن امینی، کاک ابراهیم مردوخی و کاک جلال جلالی زاده

اشاره:نوشتاری که در پی می آید بخش دوم میزگرد مهمی با حضور کاك ابراهیم مردوخی، کاك جلال جلالی زاده و کاك حسن امینی در رابطه با موضوع «دینداری و اشاعه فرهنگ دینی، موانع و محدودیت ها» می باشد. این میزگرد توسط نشریه راه ما (فصلنامه داخلی مکتب قرآن کردستان) تهیه و تنظیم شده است که پایگاه اینترنتی اهل سنت کرمانشاه به واسطه ی اهمیت موضوع، این مطلب را به نقل از آن نشریه در وبسایت خود قرار داده است. امید است مورد توجه دوستان قرار گیرد.
راه ما : لطفاً گرفتاریها و موانع دینداري در عصر کنونی را در منطقه بررسی نمایید.

کاک ابراهیم مردوخیکاك ابراهیم مردوخی : چنان که گفتیم دین براي انسان داراي برنامه اي همه جانبه است، که متأسفانه در بسیاري از موارد بیان نشده و یا کمتر شرح داده شده و بسیاري از مردم فکر می کنند، دین عبارت است از نماز و روزه و عباداتی بدنی که تعریف شده و دین علاقه اي به سیاست و زندگی اجتماعی، آباد کردن میهن و دفاع از حقوق مردم نداشته و یا کمتر به این مسائل توجه میکند.

متأسفانه این نگرش به دین براي بیشتر مردم منطقه ي ما، تبدیل به باور شده و براستی این نگرش زیان زیادي وارد نموده است ؛ بنابراین وظیفه و رسالت اصلی داعیان و آزادي خواهان این است که این مسئله را از قبل براي مردم روشن کنند و تا چنین نشود که مسلمانان پی ببرند که دین تنها نماز و روزه نیست و این برنامه ها قرار داده شده است تا درون انسان ها اصلاح شود و به حدي برسد که معرف دین داري واقعی باشد .

همانند نیرویی در درون انسان که تا باوري واقعی به خداوند و معیارهایی را که پاك کننده دل و درون انسان هستند، نداشته باشد نمی تواند دین را معرفی کند . پس باید از این موارد به خوبی آگاه باشند و نیز به خوبی به آنها عمل کنند و در این صورت است که می شود، دینداري باشند، هم مورد رضایت خداوند و هم انسانیت و اجتماع، تا با بودن این برنامه الهی به راحتی و آسایش دست یابند . و در غیر این صورت مردم همواره گله مند خواهند بود که دین کاري نکرده و نمی تواند کارساز باشد و به این نتیجه ي غلط می رسند که دین به درد این دنیا نمیخورد و فقط براي قیامت است.

و به راستی نیز اگر به ترتیبی که بیان شد عمل نشود، نمی تواند مؤثر و مفید باشد . داعیان و مبلغان دینی می بایست مانند داعیان سده هاي صدر اسلام باشند چرا که آنان در تمامی موارد زندگی انسان ها، الگو و سرمشق این قافله بوده اند در تمام جوانب، مثلاً از جنبه ي دفاع از مظلوم به پیش رفته و بر سینه ي ستمگران تاخته اند، مانند جریان موسی و فرعون. با الگو گرفتن از قرون گذشته، لازم است مسلمانان در همهي جنبهها مانند فناوري، تاریخ، صنعت، هنر(معماري، خط،نقاشی و موسیقی و…) و در علوم تجربی (پزشکی  فیزیک  شیمی و …) و سایر علوم، مانند اسلاف خویش به عنوان یک مسلمان موفق خود را در جامعه مطرح نمایند و خود نیز در دادگري و عدالت سرآمد باشند . داعیان در گذشته، اگر چه به لحاظ قدرت سیاسی و اجتماعی توانمند هم نبوده اند، ظالم را تأیید نکرده اند. و با مبارزه منفی به مقابله برخاسته اند مانند امام غزالی که در احیاي دین میان مردم، تلاش مضاعفی نموده است . مکتب تصوف و عرفان هم یکی از این مصادیق است که متوجه شدند که نمی توانند در آن حال رودررو با ظالم مبارزه نمایند پس با آنها قطع رابطه نموده و به نحو احسن مبارزه منفی نموده اند و با آموزش مردم در روشی که برگزیدند آنان را اصلاح نمودند و به سمتی سوق دادندکه به دین داري واقعی دست یابند . و به سمت مبارزه با ظالمان و ستمگران حرکت نمایند . هر چند متأسفانه همانگونه که دین به کنار و حاشیه سوق داده شده، عرفان هم در سدههاي اخیر با انحراف و تغییر مسیر مواجه شده است.

پس می بایست ما دین را چنین بشناسیم که اگرمیخواهیم داعی باشیم و می خواهیم دینداري نماییم . آن گونه به میدان برویم، که براي خدمت به مردم و رفع مشکلات آنها باشد . (چون خداوند متعال نیازي به عبادت ما ندارد و همان گونه که خود میفرماید: اگر تمام دنیا مسلمان شوند و به من سجده ببرند و همه باور داشته باشند که من پروردگارم چیزي به پروردگاري من اضافه نخواهد شد و اگر تمام مردم در طول تاریخ مرا پروردگار خویش ندانسته و عبادتم نکنند چیزي از خدایی من کم نخواهد شد ). پس در این صورت فواید دینداري ما به خدابر نمی گردد که این بر خلاف قانونگذاران دنیایی است .

آنهایی که قانون گذارند و برنامه و روش براي مردم طراحی می کنند، با وجودي که بخشی از منافع آن به مردم بر می گردد اما بیشتر این قوانین به حفظ منافع و ادامه ي بقا و زورمندي خو د آنان به عنوان صاحبان قدرت سیاسی بر می گردد. اما خداوند بزرگ هر آن چه را عنوان نموده براي مردم است و به نفع مردم، پس این دین نه فقط براي آخرت بلکه براي آسایش دنیاي مردم و حسن رفتار آنها با یکدیگر است و کسانی که به دستوراتش عمل نمودند مورد لطف و عنایت خود قرار داده و اجر و پاداش اخروي را در بهشت نصیب آنان می کند . و اگر چنین عمل ننمایند خداي بزرگ آن مسلمانان را هم مانند ظالمان مورد مؤاخذه قرار خواهد داد.

و اما بخش دیگر صحبت از موانع دین است .

متاسفانه اکثر مبلغین، خطاها و قصورها را در مسیر دعوت دینی، دائماً متوجه دشمنان نموده اند؛ در حالیکه به نظر من عمده ي قصور و تقصیر به خود ما برمیگردد، چون که آموزه هاي دینی را در زندگی عملی خود پیاده نکرده ایم .

همه می دانیم که قرآن ثابت و ماندگار است، پس دین بوسیله ي دینداران رشد و نمو می کند و این دینداران هستند که می توانند با دعوت واقعی، این قرآن را به صحنه ي اجتماع وارد کنند و یا با عملکرد غیر اسلامی آنرا تضعیف کنند . بنابراین لازم است به خود بنگریم و عملکرد خود را بررسی کنیم که آیا توانسته ایم دین را به درستی معرفی و پیاده نماییم و استقبال کننده اي نبوده؟یا این که ما نتوانستهایم دین را پیاده کنیم و ضعف از کارآیی خود ما می
باشد؟

حقیقت این است که بیشتر موانع و تنگناها از خود ماست زیرا نتوانسته ایم دینی که با ارزش است و خداوند براي رشد مردم فرستاده را به نحو احسن تبلیغ کنیم و عمل نماییم . پس با این اوصاف بخشی از موانع به ما مسلمانان بر می گردد . متاسفانه بسیاري از مسلمانان بیسواد و یا کم سواد هستند و لذا با نحوه ي دعوت غلط و عدم التزام عملی به دین، ضررشان براي دین بیشتر از نفع آن خواهد بود و آن گونه که کاك حسن هم گفته بدترین ضربه به حرکتی، «دفاع بد از آن حرکت » است و متأسفانه دفاع ما مسلمانان از دین نیز به همین شیوه بوده است.

لازم است که ما دلسوز و غمخوار مردم و رافع آن مشکلاتی باشیم که مردم در جامعه با آن مواجه هستند، نه این که صرفاً قرآن و حدیث را براي مردم قرائت کرده و بر منبر سخنرانی کنیم . باید شریک غم مردم در تمام جنبه هاي سیاسی و اقتصادي و ملی و مذهبی باشیم .

خداوند طوري این مردم را خلق نموده که اگر چیزي براي آنها فایده اي نداشته باشد ولو دین خدا باشد، از آن استقبال نخواهند کرد و اگر ما نیز درست برنامه خداوند را ارائه ندهیم، مردم به سوي آن نخواهند آمد و پیروي نخواهند کرد . و اگر ما که معرف و مبلغ دین خدا هستیم درست دین را به ایشان معرفی ننماییم و از حقوق و خواسته هاي برحق آنها دفاع نکنیم، مردم چنین دینی را نخواهند خواست . به راستی همه خواستگاه ها و شعارهاي بسیاري از حرکت هاي غیردینی مانند آزادي، عدالت و دفاع از مظلو م در واقع همان برنامه ها و اصول قرآنی هستند که مردم به سرعت از آنها استقبال می کنند در حالیکه ما از عمل به آنها غافل شده ایم. اکنون در اروپا چنین است که آن چه را که در اصل، دین گفته (آزادي، عدالت و دفاع از مظلوم ) مطرح میکنند و مردم دنباله رو آنها می شوند. و بعضی ها هم به علت جذابیت این کلمات و خواسته ها آنرا به صورت شعار مطرح و دیگران را همراه خود می نمایند و در صورتیکه نتوانند به آن عمل کنند فرو ریخته و نابود می شوند پس براي ما هم وضعیت چنین است و اگر نتوانیم آن شعارهایی را که به نام دین می دهیم جامه ي عمل بپوشانیم و در خدمت مردم نباشیم ما نیز به چنین سرنوشتی مبتلا خواهیم شد.

حمله و هجمه ي دشمنان دین زیاد است و مشکلات و موانع ایجاد شده از طرف آن ها هم کم نیست اما اگر مسلمانان به راستی مسلمانی کنند، آنها در مقابلشان ناتوان و ضعیف بوده، نمی توانند کاري بکنند. اگر بهترین قانون دنیا را بر طاقچه گذاشته، به آن عمل ننمایید موفقیتی نخواهید داشت . تنها راه این است که از مردم دفاع کنند و سرقافله ي حرکت مردم و مسلمانان باشند و از خواستها و حقوق خلق، و مظلومان دفاع کنند و با ظالمان مبارزه کنند، در این صورت قطعاً مورد استقبال مردم و مسلمانان قرار خواهند گرفت . قطعاً علاوه بر کردستان در سایر مناطق نیز چنین است مانند فلسطین که بدین شیوه مورد ستم و بمباران شیمیایی قرار میگیرد و معلوم نیست چه کسانی و چگونه بدین سان بر آن ملت مظلوم چیره شده اند، اکنون نیز که امنیتی در این خصوص براي ملت ما وجود ندارد، در نتیجه ي عدم توجه به دین است زیرا مسلمانان آن طور که شایسته است از دین آگاه نشده اند وگرنه مسلمانان، مخصوصاً ملت کرد در طول تاریخ، بیشترین استقبال را از برنامه خدا و خدمت به دین اسلام داشته اند و بسیار بیشتر از سایر اقوام در دعو ت و تبلیغ و نشر و عمل و آگاهی نقش داشته اند. و هر شهر و روستاي کوچکی را نگاه کنیم مسجدي در آن وجود دارد و در اکثر مساجد نیز ماموستا و طلبه ي باسواد هست. 

در ابتداي انقلاب امیدوار بودیم که در پناه این انقلاب همه ي مسلمانان و حتی غیرمسلمانان آن به آسایش برسند و همه ي اهداف آن پیاده شود و نمونه اي مناسب و احسن براي تمام مسلمانان جهان باشد و غیرمسلمانان را هم به طرف دین خدا جلب نماید .

متأسفانه اما آن گونه که باید، عمل نشد و آن چه خودشان شخصاً به جاي دین انگاشتند و فکر می کردند که صحیح است و باید چنین باشد ؛ و این کج راهه را در پیش گرفته و به نصایح ناصحان امین و مردان نامی دین گوش نداده و اکنون نیز چنین هستند . نه تنها میان کردها، بلکه بین خودشان و سایر اقوام مردان آگاه و امین زیادند که کتب و مقاله نوشتند و سخنرانی ها کردهاند، تلاش کردند، روشنگري نمودند، بلکه بتو انند اصلاح کنند . ولی متأسفانه به آنها توجه نکردند و گوش ندادند. و حقیقتاً این یکی از گرفتاريهایی است که دین با آن مواجه شده و لطمه واقعی را امروزه از غیر دلسوزان و نارفیقان می خورد نه از مردم . لذا شایسته است که با مردم رویارویی نداشته و فقط مردم را مقصر جلوه ندهیم و بیشتر خود را اصلاح نموده و در مسیر نشر و دعوت و اجراي واقعی دستورات دین گام برداریم و ملت را به دینداري دعوت کنیم . طوري که مردم با عشق و علاقه به سوي دین جلب شوند و وقتی که مردم ببینند که ما داعیان، پیش آهنگ دینداري و پیش آهنگ عدالت خواهی هستیم، حتی اگر درب را هم به روي آنها ببندیم به اصرار وارد خواهند شد.

کاک جلال جلالی زادهکاك جلال جلالی زاده: من قبل از این که به سراغ موانع انتشار دین در مناطق کردنشین و کردستان بروم مایلم به وضعیت دین و دین داري در زمان پیامبر(ص) و خلفاي راشدین و صحابه اشاره کنم.

پیامبر بزرگو ار اسلام (ص) زمانیکه شروع به دعوت نمود دینداري را بگونه اي میان پیروانش آموزش داده بود، که صحابه ، آیاتی را که براي آنها
خوانده میشد؛ تا به آن عمل نمی کردند، به سراغ آیات دیگر نمی رفتند و با تبعیت از آیات و احادیث، جامعه اي درست شده بود که براستی دین در همه ي جوانب زندگیشان تثبیت شده بود و عملی می گردید.(در زمینه هاي ایثار، برادري، عدالت، شجاعت، جهاد و شهادت و …) و آن گونه بود که دین تکامل پیدا کرد . ما اگر روش فکري و اخلاقی خلفاي راشدین را نگاه کنیم می بینیم که این انسانها از لحاظ فکري و دینی و اخلاقی به مرتبه اي رسیدند که فکر می کنم مثل و مانند آنها نبود. وقتی که حضرت ابوبکر(رض) اشاره می کند که خدایا اگر قرار است مرا به جهنم بیاندازي، آنقدر جسمم را بزرگ کن که تمام جهنم را پر کرده و کس دیگري در آن جا نشود . و یا در مورد عدالت حضرت عمر و یا آزادي بیانی که حضرت علی در جامعه ایجاد کرده بود . به نظرم آنها طوري روح دین و مقصد دین را درك نموده بودند که موجب تحول جامعه زمان خود شدند . و جامعه آنها از جاهلیت به مدینه فاضله تبدیل شد . اما می بینیم که متأسفانه توطئه هایی که از همان زمان صحابه، علیه دین و با نیت کمرنگ کردن نقش دین صورت گرفت، بعدها موجب ایجاد تفرقه و فرقه هاي مختلف گردید که هر کدام با دیدگاه هاي خاص خودشان به دین نگاه کردند، و مع الأسف آن اجماعی که می بایست بین مسلمانان صورت پذیرد، به وجود نیامده و باعث شده تا کم کم هر گروه و فرقه اي از زاویه و بعدي دین ر ا بنگرند و همین عاملی شد تا نقش دین به تدریج کم رنگ شود . و اکنون هر فرقه به گونه اي به دین می نگرند، فرقه ي مرجئه از منظري، معتزله از یک منظر دیگر و فرقه ي اشاعره از منظري متفاوت از آنها، اهل حدیث نیز طور دیگري به دین نگریسته و به این ترتیب حکومت هایی که سرکار آمدند به تدریج دین را به حاشیه سوق داده و آنهایی هم که به دین علاقه مند بودند، سعی کردند در حاشیه بمانند و خود را حفظ کنند. طبق تقسیم بندي که عده اي از دین نموده اند –صرفنظر از صحت و سقم آن – گفته اند: دین دارها بر سه قسم اند، آزادگان، بردگان و تجار. من معتقدم که در این میان نقش آزادگان در بحث دین کمرنگ شده است و کسی که می آید به انسان ها آزادي عطا کرده و انسانها را از تسلیم شدن در مقابل دیگران و در مقابل ظالم و ناحق نجات می دهد و انسان را به بالندگی و رشد و رهایی و آزادگی میرساند. به تدریج ضعیف شده است.

هرچند خداوند در قرآن وعده حفظ دین را داده است و در طول تاریخ انسان هاي بزرگ براي حفظ اهداف دین قیام نموده و تلاش و مبارزه کرده اند اما متأسفانه این موقت بوده است و جز مقاطعی از زمان اسلام شکوفایی نداشته است . اما چونکه دین اسلام دین جاودانه است و

لزوماً باید براي تمام اعصار مختلف وجود داشته باشدو در حاکمیتها نیز دین همیشه نقش داشته است . لذا در مناطق کردنشین نیز همان گونه که قبلاً گفتم از این وضعیتی که در کشورهاي اسلامی وجود داشته مجزا نبوده است لذا این است که ما قبلاً دین دار بوده ایم و این دین آثار خود را در جامعه کردستان نشان داده است.

اکنون می بینیم که بسیاري از اخلاق ملت کرد با دین عجین گردیده یعنی به فرهنگ کردي تبدیل شده و هیچکس نمی تواند این فرهنگ را از این ملت پس بگیرد. و کسانی که می آیند و قصد دارند دین را از مردم کرد بگیرند بزرگترین اشتباه را مرتکب میشوند و نمیتوانند. و این اشتباهشان باعث می شود که هویت دینی به همراه هویت ملی از کرد گرفته شود . در حالی که ما امروز می توانیم با سربلندي بگوئیم که فرهنگ دینی یکی از ارکان حفظ هویت کردي است.

نکته ي دیگري که می خواهم بگویم این است که اگر بیاییم دین را به مسائل اعتقادي و اخلاقی و احکام فقهی تقسیم کنیم . میتوان گفت در مناطق کردنشین بیشتر بر احکام فقهی و ظاهري تأکید شده است مخصوصاً احکامی که بیشتر بر مسائل خانواده نقش و تأثیر داشته است . همچنین مسائل اخلاقی هم هرچند مقداري ضعیف تر، وجود داشته است . آن چه در کردستان ضعیف بوده، بحث اعتقادات و اصول دینی است. چون این مسائل می بایست از طریق عقل و فکر و فهم در دل انسان جاي بگیرد . لذا در قسمت جهان بینی و نوع نگرش به خود و خدا و تبعیت فهیمانه از برنامه ي الهی داراي ضعف هاي زیادي بوده ایم. به عنوان مثال، نگاه ها به قضا و قدر، نگاهی جبري بوده و لذا در تعیین سرنوشت خود و تلاش براي تغییر اوضاع نابسامان کوتاهی کرده و معتقد بوده ایم هرچه بر سر ما می آید تقدیر الهی و غیر قابل تغییر است . این نکته اي است که قبلاً در وجود ما بوده است و براستی اخلاق دینی هم به درستی توجیه نشده است . به طور مثال ما در صداقتمان، شجاعتمان، در امانت داریمان و در دفاع از حقوق خود و دیگران متأسفانه آنگونه که باید باشیم نبوده ایم و اصولاً نگاه به اخلاق، به درستی تبیین نشده است.

نکته ي دیگري که باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه و روش صحابه در دین داري و تلاش آنها براي تبلیغ و ترویج دین می باشد. آنان دین را به درستی درك کرده و آنرا تنها عامل نجات بشریت از شرك و ظلم و طاغوت میدانستند و لذا تا سر حد شهادت در ایفاي وظیفه ي خود تلاش می کردند و نسبت به تمام افراد بشر احساس مسئولیت می کردند. در مناطق کرد نشین به مانند سایر بلاد اسلامی از جمله عثمانی و کشورهاي عربی و بلاد دیگر، مسائل غیر دینی و خرافات به نام دین با آموزههاي اصیل اسلام آمیخته شده و لذا در کاهش توفیق مبلغان واقعی دین، تاثیر داشته است . در شرایط فعلی، مبلغان و داعیان دلسوز، فهمی را از دین تبلیغ و ترویج می کنند که تابع درك و فهم شخصیتهاي والا و اصلاحگري چون ابن
یمیه، ابن قیم، ابن حزم و از پیشوایان مذاهب اهل سنت، از محمد ابن عبدالوهاب گرفته تا شیخ محمد عبده، سیدجمال الدین، کواکبی، مودودي و کاك احمدمفتی زاده و کاك ناصر میباشد که تا امروز همواره با موانع زیادي روبرو بوده اند، از جمله حکومت. حکومت با توجه به نگاه مذهبی و نگاه ایدئولوژي و قرائتی، متأسفانه بسیار تنگ نظرانه و متعصبانه از مذهب به اصطلاح رسمی ، به هیچ وجه اجازه نمی دهد که حرکتی راستین، و حرکتی که با نگاه امروزي و اصیل از دین اسلام در مناطق کردنشین فعال باشد. وقتی که فردي به آموختن و یادگیري و شناخت دین علاقه مند است وقتی که می بیند در جامعه با مشکلات معنوي و مادي مواجه می گردد، این خود یک مانع بزرگ است.

من معتقدم که ملت کرد ملتی مسلمان هستند. حتی معتقدم افرادیکه در گروه هایی بوده اند و داعیه ضددینی داشته اند، به نوعی انگیزههاي دینی در وجودشان بوده است . چون به راستی دین مسئله اي فطري است . آنها بر علیه دینی موضع می گیرند که مملو از فاصله طبقاتی، فقیر و غنی، متشخص و غیرمتشخص بوده و مبلغان آن نیز افرادي معلوم الحال هستند . اما مانع دیگر به نظر بنده گروه هایی هستند که با نام ملیگرا و مارکسیسم در مناطق ما وجود دارند آن ها هم با توجه به عدم کارآیی دین سنتی گذشته، به نام حق، آزادي، دموکراسی، دفاع از حقوق بشر یا ملیت ، سوء استفاده کرده و جوانانی را که طالب آزادي و مساوات و عدالت بوده اند جذب، و د ین را به عنوان مخالف با موارد فوق الذکر و عامل عقب ماندگی کردها دانسته اند و لذا آنها هم با رسانه ها و وسایل تبلیغاتی که در اختیار داشته اند مانعی در جهت نشر دین شدهاند.

و اما مانع بعدي به اصطلاح عالمانی هستند که به هیچ وجه توان برداشت و استنباط متناسب با شرایط و اوضاع و احوال فعلی جوامع را ندارند و هرآنچه که در برخی کتب فقهی بیان شده را به عنوان دین به مردم عرضه می کنند. اینان از مخالفین اصلی دعوت و داعیان اصلاحگر بوده و در برابر دعوت آنها کارشکنی و ایستادگی میکنند.

مشکل دیگر محدودیت مادي داعیان دینی است که وقتی می خواهند دین واقعی را به مردم معرفی کنند متأسفانه امکانات مادي آنها کم است و خیلی از افراد هستند که با کمک کردن به مسجد و با اهداي چند تخته فرش به مسجد به لحاظ روحی خود را ارضا کرده اند. درحالیکه اگر این کمکها در قالب راه اندازي یک مدرسه ي علوم دینی و یا دانشگاه اسلامی و یا کمک به حرکتهاي اسلامی باشد بسیار موثرتر خواهد بود و در پیشرفت دعوت دینی اثرگذار میباشد.

به نظر بنده شخصیت هاي ذي نفوذي که بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند در منطقه کم اند، کمبود افراد تئوریسین و نظریه پرداز در مناطق کردنشین که بتوانند باعث طرح نظریه هاي تازه و جدید شوند و از لحاظ فکر مستقل بوده و بدون واهمه حقایق دین را بیان کنند از دیگر موانع دینداري است.

از دیگر علل، عدم آشنایی و ارتباط با سایر مسلمانان و حرکتهاي اسلامی در دیگر نقاط جهان، عدم دسترسی به شبکه هاي تلویزیونی، سایت هاي معتبر، روزنامه، مجلات و سایر رسانه هاي ارتباط جمعی است.

امروز باید فراخوان عمومی داشته باشیم از تمامی علاقه مندان به دین، دینی که نجات بخش است، و براي مردم عصر حاضر پیامی دارد . صرف نظر از تمامی موانعی که اشاره شد، این دعوت عمومی و وحدت لازم است تا بتوانیم اسلام را با شکلی جدید، طوري که با عرف و سنت و خواسته هاي مردم کرد است تطبیق دهیم و به منطقه معرفی کنیم . تا نسل جوان ما بداند که اسلام مدافع هویت و خواسته و منافع آن است بنده مطمئنم که این اقدام میتواند مؤثر و مفید باشد.

//پایان بخش دوم//

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: