میزگردی مهم با موضوع دینداری و اشاعه فرهنگ دینی، موانع و محدودیت ها/بخش نخست

12 ژانویه

میزگردی با حضور کاک حسن امینی، کاک ابراهیم مردوخی و کاک جلال جلالی زاده

اشاره:نوشتاری که در پی می آید بخش نخست میزگرد مهمی با حضور کاك ابراهیم مردوخی، کاك جلال جلالی زاده و کاك حسن امینی در رابطه با موضوع «دینداری و اشاعه فرهنگ دینی، موانع و محدودیت ها» می باشد. این میزگرد توسط نشریه راه ما (فصلنامه داخلی مکتب قرآن کردستان) تهیه و تنظیم شده است که پایگاه اینترنتی اهل سنت کرمانشاه به واسطه ی اهمیت موضوع، این مطلب را به نقل از آن نشریه در وبسایت خود قرار داده است. امید است مورد توجه دوستان قرار گیرد.
راه ما : خدمت برادران ارجمند خیر مقدم عرض میکنم و از اینکه دعوت ما را اجابت کردید تشکر کرده و امیدوارم که خداوند متعال اجر و پاداش زحمات شما را عطا فرماید. محور میزگرد امروز، دینداري و اشاعه ي فرهنگ دینی و موانع سر راه آن می باشد با توجه به گستردگی دامنه ي بحث، با اجازه از محضر شما، موضوع بحث را به مناطق اهل سنت کردستان ایران، محدود می نماییم. آنگونه که از گفته هاي افراد پا به سن گذاشته و قدیمی برمی آید؛ در گذشته دین داري در میان مردم بیشتر بوده ولی اکنون گرایش مردم به دین کمتر شده و حتی عدهاي فاقد اعتقادات دینی هستند. اکنون سئوال این است که آیا واقعاً امروزه دین داري در میان مردم تضعیف شده و یا اینکه اینطور نبوده و در واقع نگرش به دین فرق کرده است؟

کاک ابراهیم مردوخیکاك ابراهیم مردوخی : به نام خداوند بزرگ، عرض سلام و آرزوي موفقیت دارم براي حضار محترم و از گردانندگان نشریه راه ما، تشکر می کنم که موجبات تشکیل این میزگرد و نشست صمیمی را فراهم نموده اند. و همچنین از آنها به خاطر موضوعی که انتخاب کرده اند
تشکر میکنم.
من ابتدا این نکته را عر ض کنم که رسالت دین اسلام چنین است که همه ي شئون و جوانب زندگی انسان را در بر میگیرد یعنی برنامه اي است که در همه ي ارکان مربوط به زندگی انسان دخالت می نماید و براي همه ي مشکلات و گرفتاريهاي زندگی انسانها، راهکار دارد.
بنابراین برنامه اي که خداوند به نام دین براي انسانها مقرر کرده است، به مثابه یک دستورالعمل کلی تمام جوانب زندگی انسان را دربرمیگیرد . به فرموده ي قرآن و سیره ي پیامبر بزرگوار اسلام (ص)، دینداري با توجه به مدنی الطبع بودن انسان، به صورت فردي و تنهایی عملی نمی شود چرا که کاري اجتماعی و عمومی است . و قوانین دینی در همه ي جنبه هاي زندگی انسانها باید تنیده شود . و لذا لازم است تا جمعی این مهم را اداره کنند و تنها با یک یا چند نفر نمی توان دینداري کرد و دین را اجرا نمود . به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) جمعی را با دعوت پنهانی در منزل پسر ارقم دور خود جمع می کرد و پس از سه سال کار پنهانی دعوت را آشکار نمودند و تلاش کرد تا جمعی منسجم و توانا را تربیت نماید و بدینوسیله پایه هاي اولیه ي جامعه ي اسلامی را بنا نهد . محمد محمود صر اف در یکی از گفتارهایش به این موضوع اشاره نموده و تصریح می کند که پیامبر خدا (ص) چگونه اقدام به شخصیت سازي و تربیت زنان و مردان با ایمان و استوار کرده تا بر این اساس براي پیشبرد اسلام و توسعه ي آن اقدام نماید.
همانگونه که از بررسی آیات قرآن و زمان نزول آنها برمی آید، ابتدا پیامبر در مکه و حتی تا پس از هجرت به مدینه اقدام به تربیت عقیدتی و تقویت باورهاي مسلمانان کرد و پس از اصلاح و ثبات عقیده، در مدینه ي منوره با نزول آیاتی از قرآن با موضوعات سیاسی و اجتماعی و … پایه هاي حکوت اسلامی را بنا نهاد.
بخشی از سئوال مطرح شده در این خصوص بود که گویا عده اي بر این اعتقادند که : بین مردم و در منطقه ي ما دینداري در گذشته بیشتر بوده اما اکنون رو به کاستی میرود. اما من فکر می کنم صرف نظر از قرنهاي گذشته، در سده ي قبل، دینداري بیشتر جنبه ي احساسی و عاطفی داشته است و با کمی دقت و بررسی بیشتر، متوجه می شویم که مسائل اخلاقی ، بیشتر مد نظر قرار گرفته اما خیلی از مسائل مطرح نمی شدند چون به مرحله ي عقلانیت و فکر، کمتر وارد می شدند . البته دامنه ي بحث مورد نظر بنده ، بیشتر منطقه ي خودمان است و ممکن است در سایر مناطق چنین نبوده باشد و متفکران بزرگی ظهور کرده باشند . لذا به این دلیل مردم ما از جنبه ي اخلاقی، انسانهایی معمولی و سالم بار آمده اند. اما می بینیم وقتی که بحث حکومت داري و سلطه و حاکم بودن برنامه ي خداوند در جامعه را مد نظر قرار می دهیم مشاهده می کنیم ظالمان و زورگویان زیادي آمده اند و بر مردم ستم کرده اند؛ برنامه ها بسیار درهم ریخته بوده و کمتر، بحثی از مسائل سیاسی و اجتماعی و عمومی مطرح گردیده است و این باعث شده که در پایان قرن قبل، و زمانیکه ملتها و کشورهاي دیگر به سمت و سوي خاصی حرکت کرده اند، این عواطف و احساسات هم در میان ما کم رنگ شده و دیگر جوانان و قشر تحصیل کرده را قانع نمی کند.
ضمن اینکه دنیا، دیگر د نیاي گذشته نیست و مانند دهکده ي کوچکی شده و جوامع با مشکلات و گرفتاري ها و شبهات زیادي مواجه شده اند، لذا دین به شیوه اي که گفتیم نمی تواند پاسخگوي مشکلات و موانع سر راه باشد . پس با این اوصاف مشکل این نیست که مردم از دین کناره گرفته اند بلکه موضوع، تغییر ر اه و روش زندگی مردم است . با این اوصاف نیاز به روش و برنامه اي دیگر است. به نظر و عقیده ي من می بایست دینداري برگردد به آن روشی که قرآن تعیین نموده و سنت پیامبر بر ایمان تبیین میکند. به طوریکه مسلمانان با برنامه ریزي کار کنند و در همه ي زمینه ها جوابی براي مسائل پیش روي مردم داشته باشند . چون آنگونه که از پیش گفتیم دین در تمام زمینه ها مطلب براي گفتن دارد و این مهم با دو یا سه نفر، به انجام نمی رسد بلکه نیاز به کارشناس و متخصص خوب در همه ي زمینه ها دارد . و سازمانها و موسسات تشکیل شده در این زمینه، باید به تعد اد کافی انسانهاي خوب و پاك و صاحب نظر در اختیار داشته باشند تا بتوانند کار را به پیش ببرند . و البته تشکیلات نباید براي حزب گرایی (با مفهوم امروزه ) تشکیل شود . بلکه باید سبب و وسیله اي باشد براي رسیدن به آسایش مردم و رساندن برنامه ي خدا به آنان. و هدف دین هم در واقع، توسعه ي آسایش، و عدالت در جهان است . و قطعاً خداوند متعال به فعالان در این عرصه، اجر و پاداش فراوانی خواهد داد.
کاک جلال جلالی زادهکاك جلال جلالی زاده: من هم تشکر می کنم ازنشریه ي راه ما، که این فرصت را براي ما فراهم کرده اند که بتوانیم در خدمت این بزرگواران باشیم . امیدواریم این مباحث نتایج خوبی در زمینه روشن نمودن وضعیت دین و دینداري و امکانات و راهبردهاي آن در کردستان داشته باشد . البته کاك ابراهیم مردوخی توضیحات رسایی در این زمینه ابراز نمودند، بنده نیز به عنوان کسی که معتقد و علاقه مند به دین و دین داري می باشد، معتقدم که دین می تواند برنامه اي جامع و مفصل براي زندگی انسان در عصر حاضر داشته باشد، اما فکر می کنم با توجه به وضعیتی که منطقه کردستان دارد، وضعیت دین، تقریباً استثنایی است.
اولاً در تعریف دین، بنده بر این باورم که مردم کردستان ظاهراً مردمی دیندار هستند، وقتی انسان به حالتهاي مختلف مردم می نگرد و رسوم، عرف و عادتهاي اجتماعی آنها را مشاهده می کند، تأثیر دین را در تمام احوال و عادات آنها می بیند. اما این که دین در عمق زندگی و وجود و شخصیت انسان چقدر تأثیر دارد؟
به نظرمن به زمان گذشته و عملکردي که عالمان قد یم در این زمینه داشته اند، باز می گردد. حال که ما بر این باوریم که دین برنامه کاملی براي بشریت دارد سئوال این است که چرا نتوانسته در کردستان به گونه اي موثر نمود داشته باشد؟ ! این امر ناشی از تأثیري است که
مناطق اطراف بر کردستان داشته اند . چون کردستان همیشه حالت مخصوصی به خود داشته و از باب مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی استقلال نداشته و لذا همیشه متأثر از اوضاع پیرامون خود بوده است.
در حال حاضر در مناطق کردنشین دو نگاه به دین داریم؛ اول نگاه سنتی و دیگر نگاه مدرن می باشد . در نگاه سنتی، معمولاً دین همیشه به عنو ان ابزاري بوده که در میان علما و مشایخ و متولیان دین، براي حفظ ظاهر و مکنت و قدرت خودشان مورد استفاده واقع شده است .
در نگاه عامه ي مردم نیز دین، انسان را از مشکلات زندگی و مسائل و بحران هاي پیش آمده پیرامون آن، نجات داده و معمولاً وسیله اي براي رسیدن به آخرت و رسیدن به بهشت بوده است البته با تمام جوانب مختلف اعم از زهد، عرفان و قناعت یا توجیه مسائل قضا و قدر و سایر موارد.
بنابراین امروز می توان وضعیت دین را به دو قسمت تقسیم نمود : قسمتی مربوط به قبل از انقلاب و قسمتی بعد از انقلاب . ما در قبل از انقلاب شاهد آن بودیم که آداب دینی در جامعه محترم شمرده شده و کسانی که به اسم دین مطرح بوده اند، مورد علاقه و اعتماد مردم نیز
بوده اند. و مردم در بسیاري از موارد به ایشان اعتماد نمودهاند و حتی در مسائل روحی و روانی نیز آنها را به عنوان پزشک و شفادهنده خود دانسته اند و احترامی ظاهري و باطنی در میان مردم داشته اند. بنده معتقدم که این موضوع به دامنه ي انتظارات مردم از دین باز میگردد. قبل از انقلاب در ایران، مردم انتظار حداکثري از دین نداشته اند، بلکه انتظار حداقلی از دین داشتند . مثلاً براي این که بگویند فلانی اهل دین است، اوصافی از قبیل اینکه دزدي نمیکند، خیانت در امانت نخواهد کرد و این که دو سه نوع گناه مشخص که در جامعه ي ما وجود دارد، مرتکب نمی شود، براي متدین بودن کفایت می کرد. منجمله به ناموس کسی چشم نداشته، مشروب نخورده و صرفاً با رعایت این موارد مورد اعتماد مردم بو ده است، حال اگر چنین شخص متدینی از آموزه هاي دینی به نسبت سطح آگاهی خویش استفاده و قواعد آنرا رعایت نموده باشد، معمولاً توانسته در میان مردم پایگاه و جایگاه خاصی پیدا نماید.
در آن مقطع زمانی، شرایطی که حکومتی به نام دین استقرار یابد و دین بتواند برنامه ي سیاسی براي مردم و اداره ي جامعه داشته باشد، یا برنامه هاي اقتصادي و فرهنگی داشته باشد، تا بتواند مردم را متحول کند، وجود نداشته است . حتی مسائل ساده اي که به عنوان فروع دین به مردم گفته شده، مانند : جهاد و مسائلی که مقداري همراه با مشکلات بوده، در زندگی مردم فراموش شده بود . قبل از انقلاب کسانی که انتظارات حداکثري از دین داشته اند بسیار کم بوده اند . اگر از طیفهاي مختلفی مانند، اصلاح گرایان دینی و طیفهایی به نام بنیادگرا و روشنفکران دینی صحبت به میان آوریم، متأسفانه در منطقه کردستان کم بوده اند و
لذا تأثیر چند انی بر تفکر حاکم بر جامعه و ایجاد تغییر و تحول نداشته اند.
اما زمانی که انقلاب، به نام دین، در ایران محقق شد و انجام گرفت، در منطقه ي کردستان نیز فضا براي بیان خواسته ها و مطالبات دینی مقداري شفاف تر شد و براي عرضه کردن دین در لباس و شیوه اي دیگر اقداماتی صورت گرفت . همان طور که قبلاً هم اشاره شد دین در مناطق کردستانات با نگاهی سنتی وجود دارد، و اکثر مردم مناطق کردنشین مسلمانند و از بیان مسلمانی خود ابایی ندارند، اما نحوه ي شناخت آنان، آشنایی شان از دین، و انتظاراتی که از دین و دین از آنها دارد، متأسفانه کم و یا اصلاً ناآشنا هستند . و به آن صورتی که اهداف
دین در بطن قرآن و سنت و مقاصد شریعت وجود دارد و نسبت به آن مصالح پنجگانه اي که در دین به آن اشاره گردیده و جزو اصول و قواعد دین می باشند، ناآگاه اند و این باعث شده، کسانی که نگاهی جدید به دین داشته و انتظارات حداکثري از دین دارند، وظیفه و مسئولیتشان در قبال این مسئله بسیار سنگین تر شود و به همین دلیل در این خصوص نیز دچار مشکلات و گرفتاري هاي فراوانی شوند. و به هر صورت بنده خوشحالم از این که در کردستان، در حال حاضر نگاه پیشرفته و مترقیانه اي از دین وجود دارد و بدین گونه توانسته میان طبقات مختلف مردم جایگاهی داشته باشد.
کاک حسن امینیکاك حسن امینی : بنده هم همچون برادران دیگر از اداره کنندگان نشریه ي راه ما تشکر میکنم که براي روشن شدنِ حق و ناحق و این که کاري در حد توانشان انجام دهند، تلاش می کنند و از طریق دین به ملت کرد خدمتی بکنند . از خداوند متعال توفیق آنها را براي خدمت با اخلاص به ملت، با قدرت بیشتر و کیفیت بالاتر مسئلت مینمایم.
بخش اول سئوال مبنی بر این که دین در گذشته در میان مردم قوي تر بوده و در کردستان ما و در مقیاس وسیعتر در ایران بیشتر از حال، به آن توجه شده، و این که آیا این موضوع به نظر ما هم چنین است یا خیر؟ و این که اگر چنین است به چه دلیل بوده؟ فکر می کنم برادران کاك ابراهیم و کاك جلال آن چه که لازم بوده در این خصوص بیان کردند . کاك ابراهیم تعریف بجا و رسایی از این که دین چیست، ارائه نمودند، بله دین همان است که ایشان گفتند . دین در باور ما مسلمانان، یعنی تمامی بایدها و نبایدهاي انسانی . صاحب این دین یعنی خداوند، همان گونه که دین را با برنامه، براي ما فرستاده مبنی بر این که برابر این برنامه چه کار بکنیم و چه نکنیم؟ و بایدها و نبایدها را رعایت کنیم . و هم ایشان نیز به ما عقل عطا فرموده که با عقل چیزهایی را درست می کنیم، مثل وسایل صنعتی و غیره . بارها بیان میشود که وسائل صنعتی و شیوه ي ساخت آنها در دین نیامده است . در جواب بگویم که دین قانون اساسی ماست و در قانون اساسی هیچ کشوري هم وجود ندارد که چگونه کامپیوتر درست کنند؟ یا چگونه اختراع و اکتشاف کنند؟ دین یعنی برنامه ي بایدها و نبایدها (چه کنیم و چه کاري انجام ندهیم).
و ما باورمان بر این است که در دین اسلام تمام باید و نبایدها به بهترین شیوه وجود دارد و حاضریم از این موضع دفاع کنیم، و اگر در مورد چیزهایی که دین از آنها بحث می کند، خللی وارد باشد و قابل دفاع نباشد، باید این را بپذیریم و حتی قبول کنیم که اسلام ضعف دارد و ناقص است، البته اگر قابل دفاع نباشد . اما دین اصلی شامل آن چه که در ابتدا براي بشریت آمده با آن حوزه ي وسیع و گستردگی که در قرآن و سنت آمده با آن چه به نام دین استفاده شده دو مطلب جداگانه است.
بنده بارها گفته ام که دین اسلام در شرایط فعلی و پس از گذشت 14 قرن، به مانند چشمه ي جوشانی است که درمسیر عبور خود، با انواع آبهاي ناسالم و آلودگیهاي دیگر به میزان زیادي آمیخته شده است . و لذا آنچه که امروز و در طی این قرون متمادي به ما رسیده، از سرچشمه ي اصلی یعنی قرآن و سنت فاصله گرفته است .
اصل دین همان آب پاك وزلال سرچشمه است . اما متاسفانه بسیاري از نظرات و برداشتها در جامعه ي ما به دلیل عدم توجه کافی به دو منبع زلال و حیات بخش کتاب و سنت، وارد دین شده و آنرا آلوده کرده است .
البته خیلی نظریه ها صحیح بوده اند، و بنده همه را زیر سئوال نمیبرم. آن چه که کاك ابراهیم فرمودند : دین همه چیز دارد .
این باور ماست و آنهایی که ادعایی دارند می توانند، دفاع کنند. و اگر این مطلب را باور ندارند، و به لحاظ فکري، عقیده و باور و نظر و طرز تفکر و مسائل اخلاقی و اعمال و احکام نیز هر کس در هر موردي که می گوید، بهتر از دین اسلام است، حاضریم بنشینیم و با وي بحث کنیم.
حال با این اوصاف این برنامه ي خوب، آیا در گذشته قويتر بوده یا اکنون؟ این توضیحاتی که دین در گذشته، مردم از آن انتظار داش تهاند با آن چه که اکنون وجود دارد یکی نیست، آن گونه که برادران اشاره کردند، صحیح است . اما باید بپذیریم که دین، اکنون در منطقه ما ناتوان و کم تأثیر شده و من علت را در چند مورد می بینم: اول اینکه مقاومتی که اکنون در مقابل دین اسلام وجود دارد و غالباً همرا ه با ارائه ي استدلال است، در گذشته و قبل از این که در کشور ما نظامی به نام اسلام حاکم شود، مکاتب و جریانات به شیوه اي که اکنون در مقابل اسلام ایستاده اند، نبود . مردم هم زیاد توجهی به این امر نداشتند «وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ » (بینه/4) من به یاد ندارم که در ایران بینه بوده باشد. بلکه ادعاي بینه بود، و آن ادعایی که انقلاب ایران کرد بینه ي ادعایی بود و وقتی بینه ي ادعایی مطرح شد، آن وقت تفرقه به وجود آمد . و چون عملکرد متدینین با سخنشان فاصله ي زیادي داشت، لذا دستهاي چون آن را قبول نداشتند در مقابلش ایستادند و دسته ي دیگر به دفاع از آن برخاستند . مقابله ي با دین، با این شدت در قبل از انقلاب وجود نداشت . از این طرف هم فکر میکردند باید محکم از آن دفاع کرد . اما افسوس آنان که از دین دفاع می کردند و باید جواب این ایرادات را میدادند، آنها اکثراً نمی توانستند دفاع کنند و آنهایی هم که می توانستند، به دلیل خودخواهی ها و تنگ نظريها به آنها اجازه ي دفاع مناسب داده نمیشد.
ما قبل از انقلاب ایران، ماموستایان باسواد زیادي در مساجد داشتیم و مردان توانا و عالم بسیار داشتیم، که دفاع از دین و توحید میکردند، البته بسیاري از آنها، دوست داشتند در نهایت با سیاست مواجه نشوند و مقابله نکنند. اما متاسفانه در حال حاضر اکثر علما، نه تنها در خصوص سیاست نمی توانند بحث کنند، و نه تنها از دین دفاع نمی کنند، بلکه خودشان مانعی در دفاع از دین شده اند.
در شرایط فعلی که در کردستان حتی بحث روشن عقیدتی و دفاع از عقیده را ممنوع کرده اند، و از آن طرف گروه هاي ضد دینی، با آزادي کامل و بدون هیچ مانعی کار خود را پیش می برند . در نتیجه دینداران تضعیف میگردند. و این دلیلی است اساسی براي دوري مردم از دین و جاي بسی توجه دارد . عالم و ماموستایی که در کردستان ما بتواند آن گونه که شایسته است از دین و توحید و قیامت به خوبی بلد بوده و به خوبی از آن دفاع نماید، بسیار کم شده است . در میان سایر اقشار نیز به همین گونه است در حقیقت اساتید دانشگاه و معلمین مدارس هم اگر صحبت کرده اند و از دین دفاع کرده اند اکثراً با مشکلات زیادي مواجه شده اند . اگر احزاب و جریانات دینی هم این کار را برعهده گرفته باشند با انواع روشهاي مختلف براي آنها توطئه چینی شده و سعی میکنند فعالیتشان بی ثمر گردد . بله، واقعیت این است که دین در گذشته اینقدر محدود نبود.
دلیل دیگر این که در گذشته، اسلامی که به مردم معرفی می شد با ذکر و یادآوري اسوه و الگوهایی مانند خلفاي راشدین بود، مثلاً این که عمر (رض) چنین کرد، علی (رض) چنان کرد و فلان مرد بزرگ این گونه عمل کرد، اما اکنون نمونه ي زنده وجود ندارد . آن موقع می گفتند عمر و علی براي آن ، چنین کردند که حاکم وقت بودند، حال مردم میپرسند که : جانشینان آن ها اکنون چه کسانی هستند و چگونه زندگی می کنند؟ اکنون چه حکومتها و چه احزاب و چه افرادي که به تشکیلات و گروههاي موجود در جامعه وابسته اند، الگو و اسوه ي مناسبی بر اي دین نیستند . و همان طور که کاك احمد مفتی زاده بیان کرده اند، ملت کرد در معرض سه ستم بزرگ قرار گرفته است : ستم ملّی، ستم مذهبی، ستم طبقاتی ، که مورد اول و دوم مختص ماست، و مورد سوم به طور عام و فراگیر مطرح است.
مردم دینی را می خواهند که وضعیت فعلی شان را تغییر دهد و بیشتر از افراد و گروه هاي غیر دینی، براي دفاع از حقوق قومی و مذهبی مفید و مؤثر باشد . ولی متأسفانه در حال حاضر چنین نیست و احزاب و گروههاي دینی، که فعلاً فعال هستند به اندازه ي احزاب غیردینی براي دفاع از حقوق صدرالاشاره مفید و مؤثر نبودهاند و مردم هر چه می نگرند چنان فعالیت موثري را در دفاع از حقوق ملی و مذهبی خود از تشکلهاي دینی و  احزاب و مدعیان دین نمی بینند و به قول ضرب المثل براي این به فلانی عمو می گویم که » مشهور کرُدي و .« برایم گنجشک بگیرد و اگر نتواند دیگر عمو نیست در واقع مردم زمانی دنباله رو دین خواهند بود که بتواند براي آنها گنجشک بگیرد، (احقاق حق کند ). وگرنه چه فایدهاي براي آنها خواهد داشت و این تقصیر و کوتاهی هم – که خود ما مقصر هستیم – یکی از عوامل مهم در زمینه عدم گرایش مردم به دینداري است.
از طرف دیگر در حالی که ما قبل از انقلاب به مردم میگفتیم، به دین بگروید تا براي شما حاکمیت عمر و علی را بیاوریم . علی کسی بود که وقتی ضربه می خورد به اطرافیانش توصیه می کند که با ضارب بدرفتاري نداشته باشید، اگر زنده بمانم و بهبود یابم خودم تصمیم میگیرم که چگونه با او رفتار کنم و در حال حاضر به او غذا و … بدهید و او را آزار ندهید. اما اکنون مردم میبینند حکومت هایی که به نام اسلامی عمل می کنند با چه کیفیتی عمل می کنند. آن هم در زمانی که دنیا آن گونه که کاك ابراهیم گفتند، دهکده اي جهانی است ؛ و در حال حاضر اطلاع پیدا کردن از اطراف دنیا راحتتر از اطلاع از منزل همسایه است و به همین ترتیب اکثر مردم از کیفیت حکومت هاي وقت کشورهاي اسلامی در عربستان و عراق و … خبر دارند.
و اینها عواملی هستند که باعث چنین عکس العملی از ناحیه مردم شده اند، دین فعلی، انتظارات اقلیت و اکثریت را برآورده نمی کند. و لذا واقعیت این است که دین، اکنون د ر منطقه ي ما زیر سئوال می باشد . پس آنهایی که در منطقه ي ما هستند و به نام دین فعالیت میکنند و یا تشکل و حرکتی دارند باید از حقوق مردم دفاع کنند و به خاطر حقوق مردم، مشکلات را تحمل کرده و حتی به مانند سایر گروهها براي دفاع از اهداف خود زندان بروند . اکنون دو سه نفر از ماموستایانمان در زندان به سر می برند، انگار که واقعه اي عجیب و غریب رخ داده است و یا این که کارمندي اخراج شده است . در حالی که این طبیعی است . وقتی که شما از حق دفاع میکنید باید انتظار چنین وضعیتی را هم داشته باشید.

//پایان بخش نخست//

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: