به هیچ رسانه ی دولتی و حزبی اعتماد نکنید

24 آوریل

احمدی نژاد در ژنو

اشاره : روز دوشنبه آخرین روز فروردین ماه سال 87 نشست ضد نژاد پرستی در ژنو برگزار شد . جنجالی ترین و پر حاشیه ترین سخنرانی ، مربوط به سخنرانی آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران بود که حرف ها و حدیث های گوناگونی را به همراه داشت . تحلیل های بی شماری از آن صورت گرفت که هر کدام با جانب گیری برخی در مقابل برخی دیگر روبه رو شد که کمابیش در این نوشتار سعی داریم به این مراسم و واکنش های پیرامون آن نگاهی گذرا داشته باشیم .

بی فرهنگی اخلاقی در جوامع جهان سومی و در جوامع به اصطلاح مدرن سابقه ای طولانی دارد . نمود های بی فرهنگی در جوامع جهان سومی بر کسی پوشیده نیست اما آن چه قابل ذکر و تأمل است بی فرهنگی روسای ممالک مدعی فرهنگ و تمدن است که در پوشش روشنفکری مدرن ولیکن در قالب جمود و وابستگی و بی انصافی نمایان می گردد .

حاشیه ی اول : در نشست ضد نژادپرستی ژنو سویس ، هنگامی که آقای احمدی نژاد اولین کلمات را به زبان آورد در عملی بی فرهنگانه با پرتاب شی ای (یک گوجه فرنگی) به طرف خود مواجه شد . این عمل مرا به یاد عمل بی فرهنگانه ی خبرنگار عراقی انداخت که لنگ کفش خود را به سمت رئیس جمهوری وقت آمریکا پرتاب کرد . اما ورای این اعمال تحلیل شبکه های مختلف داخلی و خارجی از این دو واقعه واقعا جالب بود . هنگامی که لنگه کفش به سمت «بوش» پرتاب شد رسانه های وابسته به رژیم ایران آن را عملی قهرمانانه یاد کردند و آن را اعتراض یک خبرنگار آزاداندیش(!) به یک رئیس جمهوری بیان نمودند و در مقابل رسانه های وابسته با آمریکا و اسرائیل آن را عملی مذبوحانه و به دور از شعور و فرهنگ تفسیر نمودند . (متاسفانه یا خوشبختانه) ما با این رسانه های بخش دوم موافقیم (البته ترجیحا  نه به آن شدت) دیروز هم وقتی که صحنه ی پرتاب یک شی به سمت رئیس جمهوری ایران را مشاهده کردم مشتاقانه و کنجکاوانه مباحث و تحلیل های شبکه های مختلف را دنبال می کردم و به دقت به آن ها گوش می دادم که در این رابطه به نکات جالبی رسیدم که ذکر آن را خالی از لطف نمی دانم .

تلویزیون ایران و در راس آن شبکه ی خبر آن قسمت را نشان نداده و برای لحظاتی سخنان رئیس جمهور را در آن لحظه قطع کردند اما در ادامه مجبور به واکنش شدند و آن را سناریویی از پیش طراحی شده و عملی فارغ از هرگونه اطلاع و فرهنگ عنوان نمودند . از طرف دیگر رسانه های وابسته به آمریکا و اسرائیل و سایر دوستان و رفقا و همکاران دو کشور کذا ، آن را اعتراض یک شهروند آزاداندیش(!) به سخنان احمدی نژاد عنوان کردند ( فکر می کنم دوستان به خاطر بغض و کینه و یا شاید به خاطر پول و ثروت و باقی مسائل این نکته را از یاد برده باشند که در آن لحظه که آن شخص آن شی را پرتاب کرد آقای احمدی نژاد هنوز سخنی نگفته بودند و فقط در حال آغاز کردن سخنان خود با جمله ی طیبه ی «بسم الله الرحمن الرحیم» بودند- به قول دوستی ، اشکال ندارد جوان اند و جویای نام!) به هر حال (باز هم متاسفانه یا خوشبختانه) ما با رسانه های گروه اول موافقیم که آن را عملی بی فرهنگانه عنوان کرده بودند .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …


نکته ی اخلاقی : اعتماد به سخنان و تحلیل های این رسانه ها ، نشان دهنده ی اوج سادگی و قعر بی اطلاعی سیاسی شخص است که خود به عینه و به تجربه ، آن را یافته ام .

حاشیه ی دوم : در نشست ضد نژادپرستی ژنو سویس ، هنگامی که آقای احمدی نژاد در حال سخنرانی در رابطه با تاریخچه ی رژیم صهیونیستی و جنایات متعدد آنان در فلسطین بودند عده ای از نمایندگان کشورهای اروپایی ( نمایندگان کشورهای انگلیس ، فرانسه ، فنلاند ، لهستان و هم چنین کانادا ) این جلسه را ترک کردند . (نمی دانم که شبکه ی ماهواره ای صدای آمریکا ، آنان را نمایندگان تمام دولت های اروپایی ذکر کردند شاید بدان دلیل بود که دیدند تعدادشان کمی زیاد است خواستند سر شنوندگان خود را کلاه بگذارند اما قابل توجه است که هر کدام از این دولت ها حدود 7-8 نفر نماینده داشت و حتی رژیم ایران در این مراسم دارای 7 نماینده بود) البته ناگفته نماند که عده ای دیگر از کشورهای بسیار متمدن تر (!) قبل از نشست آن را تحریم کرده بودند که صد البته با اظهار تأسف جناب آقای «بان کی مون» رئیس سازمان ملل متحد روبرو شدند .

سابقه ی ترک کردن یک اجلاس ، درست زمانی که شخصی در حال سخنرانی است نیز سابقه ای طولانی در ملل متمدن (!) دارد که برای نمونه می توان سخنرانی دکتر مصدق برای ملی کردن صنعت نفت را شاهد مثال آورد که دولت انگلیس (این بار نمی دانم به چه نشانه ای) آن جلسه را ترک کردند . البته قیاس  دکتر مصدق با دکتر احمدی نژاد ، قیاسی مع الفارغ است و این مورد را فقط جهت ذکر سابقه ی درخشان دول متمدن (!) اروپایی در ترک یک سخنرانی عنوان نمودیم .

اما این بار به جای آن که به یاد دکتر مصدق و عمل انگلیسی ها بیفتم به یاد اجلاس داووس افتادم که در آن رئیس جمهوری ترکیه پس از آن که سخنان خود را به پایان رسانید از جلسه خارج شد . تفاوتی که این حرکت با حرکت های دیگر داشت این بود که اولا این حرکت پس از پایان سخنرانی خودش انجام شد و ثانیا در اواخر نشست بود .

به یاد دارم که رسانه های جهان نیز در این مورد ساکت ننشستند و تحلیل های بی شماری از آن نوشتند و گفتند و شنیدیم ، که مهم ترین و جالب ترین آن ها ، مربوط به رسانه های ایران و آمریکا و اسرائیل بود که از یک طرف رسانه های وابسته به ایران آن را عملی قهرمانانه و شجاعانه برای احقاق حقوق ملت ستم دیده ی غزه تفسیر نمودند و آن را عملی دانستند که همه ی ملت های جهان نیز خواستار آن بودند . در طرف مقابل اما ماجرا فرق می کرد . رسانه های وابسته با آمریکا و اسرائیل ، آن را حرکتی رادیکالی و به دور از شأن و فرهنگ یک رئیس جمهوری عنوان کرده و به شدت محکوم کردند . (متاسفانه یا خوشبختانه) این بار با هیچ یک از آنان موافق نیستیم و معتقدیم که سخنان جناب آقای اردوغان بسیار شجاعانه و به جا بود اما حرکت ایشان در ترک اجلاس نوعی توهین به میزبان تلقی می شود هرچند که در آن لحظه نیز کسی در حال سخنرانی نبود .

اما این بار نیز تحلیل ها بر حرکت نمایندگان چند کشور اروپایی در ترک نشست ضد نژاد پرستی بسیار زیاد بود و گاهی هم غیر معقول . رسانه های وابسته به رژیم آن را یک سناریوی از پیش تعیین شده بیان کردند و آن را حرکت رادیکالی کسانی دانست که خود ، داعیه ی آزادی قلم و بیان را سر میدهند و این داعیه شان نیز گوش فلک را کر کرده است و با این عمل خود نشان دادند که نه تنها به آن چه می گویند باور ندارند بلکه آن را دست آویزی برای رسیدن به اهوا و امیال خود کرده اند . در مقابل نیز رسانه های وابسته به آمریکا و … آن را حرکتی خود جوش و  اعتراض آمیز در مقابل توهین های آکنده از نفرت رئیس جمهوری ایران عنوان نمودند . {قبل از این اجلاس نیز ، در یک موضع کاملا موافق (!) با آزای بیان ، یکی از مسئولان رژیم صهیونیستی عنوان کرده بود که هرگونه دیدار سران محبوب دولت ها با احمدی نژاد از شأن و شخصیت آن ها می کاهد و در ادامه نیز این رژیم سفیر خود را از سوئیس به خاطر دیدار رئیس جمهور سوئیس با احمدی نژاد فراخواند} (و این بار نیز متاسفانه یا خوشبختانه) با طیف اول از این رسانه ها موافقیم با این توضیح که مَثَل اروپایی ها که شعارهای آزادی بیان را دست آویزی برای اغوا و گمراه کردن جامعه نموده اند (نمونه ی بارز آن حمله ی به عراق و افغانستان به نام دموکراسی و حقوق بشر) به مَثَل رژیم ایران ماند که این بار به جای حقوق بشر و آزادی بیان و … ، ابزار حساس تری به نام «مذهب» را برای رسیدن به امیال خود انتخاب کرده اند .

نکته ی اخلاقی : تعریف «مذهب» و «حقوق بشر و آزادی بیان» را نباید از زبان این دو طیف جستجو کرد بلکه باید خود به جستجوی آن پرداخته و آن را بیابیم و  در این راه از ابزارها و رسانه های مستقل استفاده و بهره ببریم . نظیر کتب بی طرف ، دانشمندان بی طرف ، رسانه های بی طرف و …

حاشیه ی سوم : در کنفرانس ضد نژادپرستی ژنو سویس ، آقای احمدی نژاد از نژاد پرستی آشکار رژیم صهیونیستی و جنایات بدون حاشای آنان انتقاد کردند و خواستار اصلاح روابط ملل جهان با آن رژیم شدند . این نوع سخنان بسیار درست و به جا و حق است اما به راستی از زبان کسی جاری شد که هیچ بویی از حق و حقیقت و انصاف و … نبرده است . البته این سخنان من به هیچ وجه جنبه ی تبلیغاتی و یا جنبه ی تخریب و … ندارد و همان گونه که بارها نیز اعلام کرده ام (چون در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم) موضع بنده در قبال این انتخابات ، موضعی رادیکالی بوده و به هیچ وجه قصد شرکت در این انتخابات فرمایشی را ندارم .

با این حال فکر می کنم که هر دو طیف از رسانه ها (که ذکرشان رفت) در یک مورد به احمدی نژاد کمک کردند و آن هم به دست آوردن محبوبیت در کشورهای مسلمان بود . دولت های اروپایی که جلسه را ترک نمودند با دست خود تیشه به ریشه (ی نداشته ی خود) زدند و باعث شد که این عمل آقای احمدی نژاد ( که تا آن زمان از هیچ محبوبیتی در دول عربی برخوردار نبود) اکنون به عملی قهرمانانه تفسیر شود و باعث محبوبیت پوشالین و احساسی وی در میان عامه ی مردم شدند . در این زمینه واقعا این کشورها نشان دادند که فاقد هرگونه بینش سیاسی درست و معقولی در زمینه ی تحولات سیاسی جهان و منطقه ی بحران زده ی خاورمیانه هستند . مَثَل ایرانی می گوید : « آمدی ابرویش را اصلاح کنی زدی و چشمش را هم کور کردی »

به هر حال در این زمینه هم رسانه ها ساکت ننشستند و مواضعشان بسیار جالب بود . یکی از رادیوهای مخالف رژیم (همان وابسته ها به فلان و فلان ) در اقدامی جالبب پس از آن که قسمت هایی از سخنرانی آقای احمدی نژاد که با تشویق های برخی از حضار و نمایندگان کشورها روبرو شد را پخش کردند گوینده ی خبر در سخنی تعجب برانگیز گفت که این صدایی که می شنوید صدای تشویق نبود بلکه صدای «هو» کردن حضار بود بدین ترتیب حتی این رسانه ها به شعور شنوندگان هم توهین می کردند . در طرف مقابل هم رسانه های موافق رژیم (وابسه به فلان ها و فلان ها ) هم به بلند تر کردن صدای تشویق ها ، آن را تشویق تمام حضار و نمایندگان تمام کشورها بیان کردند و بدین ترتیب داستان توهین به شعور شنوندگان باز هم (مثل همیشه) تکرار شد .

نکته ی اخلاقی : خود قضاوت کنید و نگذارید که برایتان قضاوت کنند .

این تمام ماجرا بود (با اختصار) که تقدیم شما شد . باید گفت که نتیجه گیری کلی که می توان از این بحث گرفت آن است که : « به هیچ رسانه ی دولتی و حزبی اعتماد نکنید »

تحلیل – تارنمای ناجی کردهرچه می خواهد دل تنگت بگو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: