بایگانی | مارس, 2009

هدف حضرت عمر(رض) از تشکیل دیوان

30 مارس

کاک احمد مفتی زاده

شهید کاک احمد مفتی زاده

بقاياي‌ شاهنشاهي‌ تارو مار شده‌ ايران‌، به‌ خانواده‌ اشرافی ذوب‌ شده‌ اموي‌، پس‌ از آنكه ‌در زمان‌ عمر(رضی الله تعالی عنه) اولين‌ موجوديت‌ خود را از دست‌ داد و دومي‌ نيز با خط‌ر پياده‌ شدن‌نهايي‌ سيستم‌ ديوان‌  مواجه‌ بود و آفتاب‌ بخت‌ خفته‌ خود را به‌ سقوط‌ نهايي‌ مي‌ديد،به‌ تلاش‌ افتادند‌ كه‌ از بسته‌ شدن‌ آخرين‌ روزنه‌ اميد جلوگيري‌ كنند.

اين‌ مط‌لب‌ توضيح‌ چنداني‌ ندارد، فقط‌ اشاره‌اي‌ ساده‌ و كوتاه‌ به‌ اين‌ مط‌لب‌، كه‌ عبارت‌است‌ از پيدا كردن‌ سيستم‌  نهايي‌ ديوان‌. ط‌بق‌ آنچه‌ كه‌ حضرت‌ عمر تقريبا در سال‌آخر عمر خود فرموده‌ است‌، ط‌رح‌ ديوان‌ اين‌ بود كه‌: تمام‌ آنچه‌ را كه‌ جامعه‌ اسلامي‌آن‌ زمان‌ موجود بود، به‌ ط‌ور مساوي‌ در بين‌ تمام‌ مسلمانان‌ تقسيم‌ شود. كه‌ عبارت‌ حضرت‌ عمر(رضی الله تعالی عنه) اين‌ بود:

إِنّي‌ هَمَمتُ‌ أَن لا أَدَعَ فیها‌ صَفراءَ وَ لا بَيضاءَ إِلّا قَسَّمتُهُ‌ بَينَ‌ النّاس‌ .

تصميم‌ آن‌  است‌ كه‌ در سرزمين‌ اسلامي‌، هيچ‌ زرد و سفيدي‌ – زرد و سفيد كنايه‌ است‌،يعني‌: سكه‌ طلا و نقره‌، كه‌ سكه‌ آن‌ زمان‌ بود، و منظ‌ور تمام‌ ثروت‌ و موجودی عالم‌اسلامي‌ بوده‌ است‌-، را باقي‌ نمي‌گذارم‌، مگر اينكه‌ آنها را در بين‌ مسلمانان‌ تقسيم ‌كنم‌.

 تصمیمی‌ كه‌ حضرت‌ عمر(رضی الله تعالی عنه) واقف برآن بود، در مورد آن‌ تلاش و فعاليت‌ فوق‌العاده‌ وسيعي‌ صورت‌ ‌ و انجام‌ گرفته‌ بود، وعملی کردن این تصمیم مشکل بود. اگر جامعه‌اي‌ داراي‌ محدوديت‌ جغرافيايي‌باشد و مرز به‌ دور آن‌ كشيده‌ شده‌ باشد، بتواني‌ مساحت‌ سرزمين‌ خود وتعداد افراد جمعيت‌ خود را محدود كني‌، ممکن است کار آسانی باشد،تا چند سالي‌ براي‌ آن‌ زحمت‌ بكشي‌ و تلاش‌ بكني‌ تا تعداد افراد و جمعيت‌ و ثروت‌ و درآمد آن‌جامعه‌ را به‌ دست‌ بیاوری،اما مي‌دانيم‌ كه‌ اگر اسلام‌ در جامعه‌اي‌ وجود داشته باشد،چنین تصمیمی نمی گیردکه قط‌عه‌اي‌ از سرزمين‌ را براي‌ تعدادي‌ از انسانهای آن جامعه معین نماید وبگويد كه‌ اينها نور چشمي‌ هستند و ديگر به‌ باقي‌ بشريت‌ كاري‌ نداشته‌ باشد.اينگونه‌ تنگ‌ نظ‌ري‌ و ط‌رفداري‌ از ملتي‌، و بي‌ توجهي‌ به‌ ملتهاي‌ ديگر، با فكرو اندیشه اسلامي‌ سازگار نيست‌. در نظ‌ر اسلام‌ بشريت‌ همه‌ يكي‌ هستند و تلاشي‌ كه‌ مي‌كند، براي‌نجات‌ كل‌ بشريت‌ است‌. اما تنها چيزي‌ كه‌ هست‌، آن‌ استكه‌ فردي‌ كه‌ زوتر مسلمان‌ مي‌شود، در برابر سايرين‌ مسوليت‌ پيدا مي‌كند، كه‌ مال‌ و جان‌ خود را براي‌ نجات‌باقي‌ انسانها فدا كند. افظليت‌ و برتري‌ آناني‌ كه‌ زودتر مسلمان‌  مي‌شوند، فقط‌ دراين‌ است‌: جان‌ بازي‌، مال‌ فدا كردن‌. مانند… در ميان‌ انسانها! نه‌ اينكه‌ چون‌زودتر مسلمان‌ شده‌اند، پس‌ اسلام‌ بايد تنها خود را مشغول‌ آنها كند و آنها را بسازد و آماده‌ نمايد، و ديگر كاري‌ به‌ بشريت‌ و بقیه مردم نداشته‌ باشد.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …


به خواندن ادامه دهید

Advertisements

مصاحبه کاک حسن امینی با «بو روژ هه لات»

30 مارس

کاک حسن امینی

1– آیا در اساس هدف اصلی مکتب قرآن ضمانت و محقق ساختن حقوق ملی ملت کُرد بود یا ایجاد حکومتی اسلامی مشابه حکومت جمهوری اسلامی؟ –  هدف اصلی مکتب قرآن و بنیانگذار آن یعنی: کاک احمد مفتی زاده فراهم ساختن زمینه برای تحقق سه اصل بنیادین یعنی رفع سه ستم «ملی»، «مذهبی» و «طبقاتی» بود. که از ابتدای تأسیس مکتب قرآن و فعالیت های کاک احمد، این اصول بنیادین به عنوان شعار و هدف غایی در گفتار و نوشتار ایشان نمایان و ملموس بود. پرواضح است که بدون قدرت حکومتی تحقق این خواسته ها ناممکن است.

پس با دقت در این اصول می توان گفت بهترین نوع حکومت جهت تحقق آن اهداف وسپس نظارت بر آنها و محافظت از آن همان حکومت قانون و برنامه الهی و اسلامی است. زیرا بنا به شهادت دوست و دشمن در طول تاریخ حداقل دو بار در حکومتهای خلفای دوم و پنجم یعنی: حکومت عمر بن الخطاب و عمر بن عبدالعزیز – رضی الله عنهما – این اصول تحقق یافته اند و هیچکدام از ستمهای مذکور به ویژه ستم طبقاتی که همواره مردم جهان به خاطر آن در رنج و عذاب بوده اند – و اکنون هم بیشتر از هر زمان از آن عاجزند- وجود نداشته و مشاهده نشده است.  در نتیجه می توان گفت که چنین قانون و حکومتی پیش تر آزمایش شده و امتحان خود را سرافرازانه پس داده است. لذا به جا خواهد بود که برای آن تلاش شود و بدان امیدوار بود.

قاطعانه می گویم: که هیچ تفکر و اندیشه وحکومت دیگری در جهان این گونه در معرض آزمایش قرار نگرفته است.

موفقیت این دو حکومت مرهون تفکر و اندیشه اولین منبع قانونگذاری اسلام یعنی قرآن است. آن جا که می فرماید:  یا أیُّها النّاسُ إنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ أُ نثَی وَ جَعلناکُم شُعُوبَاً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إنَّ أکرَمَکُم عِندَاللهِ أتقاکُم إنّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (حجرات/13)

یعنی: « ای مردم ما شما را از مرد و زنی (به نام آدم و حوا) آفریده ایم، شما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده ایم تا همدیگر را بشناسید (و هر کس با تفاوت و ویژگی خاص درونی و بیرونی از دیگری مشخص شود، و در پیکره ی جامعه ی انسانی نقشی جداگانه داشته باشد ). بی گمان گرامی ترین شما نزد خدا متقی ترین شما است. خداوند مسلماَ آگاه و با خبر ( از پندار و گفتار شما، از حال همه کس و همه چیز) است.»

لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیّناتٍ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیِزانَ لَیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط وَ أنزَلنا الحَدیدَ فِیهِ بأسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعلَمَ اللهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالغَیبِ إنّ اللهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ (حدید/25) 

یعنی: « ما پیغمبران خود را همراه با دلایل متقن و معجزات روشن (به میان مردم روانه کرده ایم. و با آنها کتابهای (آسمانی و قوانین) و موازین (شناسایی حق و عدالت) نازل نموده ایم تا مردمان (برابر آن در میان خود) دادگرانه رفتار کنند. و آهن را پدیدار کرده ایم که دارای نیروی زیاد و سودهای فراوان برای مردمان است. هدف از (ارسال انبیاء و نزول کتب آسمانی و همچنین آفرینش وسائلی چون آهن) این است که خداوند بداند چه کسانی او را و فرستادگانش را به گونه ی نهان و پنهان (از دیدگان مردمان) یاری کنند. خداوند نیرومند و چیره است.

به عبارتی خلاصه یعنی: بی تردید تمام پیغمبران را با دلیل و برهان غیر قابل انکار (معجزه) و با برنامه و قانون برای آن فرستاده ایم (تا مردم را یاری دهند و تحریک کنند) که برای برپایی قسط و عدالت قیام کنند به گونه ای که به هرکس سهم خود تعلق گیرد.»

گرچه آیات و احادیث فراوانی در این مورد وجود دارد. اما تنها دو آیه ی فوق و دو آزمون و تجارب تاریخی ای که بدانها اشاره شد جهت اطمینان بخشیدن و خوش بینی به حکومت دینی به روش اسلامی کافی است. لذا به جا خواهد بود که برای ایجاد چنین حاکمیتی تلاش نموده و با ایثار مال و جان از هیچ کوششی فروگذار نکرد.

اما در مورد پاسخ آن قسمت از سئوال که اشاره نمودید: آیا هدف ما ایجاد حکومتی بوده هم مدل و مشابه حکومت جمهوری اسلامی خواهم گفت: با دقت در شناسنامه و خصوصیات حکومت اسلامی و اهداف و برنامه هایی که حرکت مکتب قرآن به خاطر آن و مبتنی بر آن اصول بنیاد نهاده شد – متأسفانه – حکومت فعلی ایران سنخیت و تناسبی با اهداف و حکومت اسلامی مورد نظر کاک احمد و مکتب قرآن نداشته و ندارد. برای نمونه: هم چنان که عرض کردم اهداف اصلی در تأسیس مکتب قرآن رفع سه ستم ملی، مذهبی و طبقاتی بود در حالی که هم اکنون ما تحت تعرض قرار داشته و مورد همان سه ستم قرار گرفته ایم.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …


به خواندن ادامه دهید

وحدت به سبک رافضی

17 مارس

وحدت به سبک رافضی

آن چه از پی خواهید خواند از معتبرترین کتب شیعه اقتباس شده است که قضاوت در رابطه با آن را بر عهده ی خواننده ی گرامی می گذاریم.

علمای شیعه در قبال این روایات تنها می توانند دو موضع گیری داشته باشند. یا این روایات را قبول دارند و بدان باور دارند که در این صورت ادعای وحدتشان نفاق و تزویر است و بنا به رای راجح علمای اهل سنت دارنده ی این عقاید کافر است (برخی بر این عقیده اند که دارنده ی این عقاید فاسق است نه کافر) و یا این که این روایات را قبول ندارند که در این صورت به جای آن که شعار توخالی وحدت را سر دهند بنشینند و حکیمانه این روایات را از میان کتبشان خارج و تصحیح کنند و اگر قادر به این کار نیستند حداقل در قبال آن موضع گیری کنند و آن را رد نمایند .

1)      سنی کافر است، نکاح با آنان جایز نیست. (تهذیب الاحکام ج7/302 شیخ الطائفة طوسی)

2)   اهل سنت کافرند، با آنان نکاح صحیح نیست و ذبیحه ی آنان خورده نمی شود چون حرام است. (تهذیب الاحکام ج7/303 شیخ الطائفة طوسی)

3)      سنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده، لذا نکاح با آنان حرام است. (من لایحضره الفقیه ج3/258 ابو جعفر ابن بابویه قمی)

4)      پس خورده ی سنی نجس تر از پس خورده ی هر دشمن اسلام است. (من لا یحضره الفقیه ج1/8 ابوجعفر ابن بابویه قمی)

5)   اهل سنت بدتر از یهودی، نصرانی، و مجوسی و به اجماع تمام علماء شیعه کافر و نجس هستند. (الانوار النعمانیه ج2/306 نعمت الله موسوی الجزایری)

6)      اهل سنت مانند خنزیر هستند. (تحقیق متین ترجمه ی حق الیقین/429 غلام عباس)

7)      ناصبی (سنی) بدتر از سگ و حرام زاده است. (حق الیقین ج1-2/516 ملا باقر مجلسی)

8)      همه ی مردم بجز شیعه دوزخی اند. (حق الیقین /537 ملا باقر مجلسی)

9)      همه ی سنی ها دوزخی اند. (کشف الغمة فی معرفه الائمة ج2/465 علامه ابوالفتح اربلی)

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …


به خواندن ادامه دهید

زندگینامه ی امام الموحدین ، شیخ الاسلام ابن تیمیه

16 مارس

زندگینامه ی امام الموحدین ، شیخ الاسلام ابن تیمیه - رحمه الله علیه

اِبْن‌ِ تَیْمیّه‌، تقى‌الدین‌ ابوالعباس‌ احمد بن‌ شهاب‌الدین‌ عبدالحلیم‌ ابن‌ مجدالدین‌ عبدالسلام‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ ابى‌ القاسم‌ محمد بن‌ الخضر بن‌ محمد بن‌ الخضر الحرانى‌ الدمشقى‌ الحنبلى‌، از مشاهیر علمای‌ اسلام‌ (دوشنبه‌ 10 ربیع‌الاول‌ 661 – شب‌ دوشنبه‌ 20 ذیقعده‌ 728ق‌/22 ژانویة 1263-26 سپتامبر 1328م‌). 

ابن‌ تیمیه‌ یكى‌ از شخصیتهای‌ برجستة اسلام‌ است‌ كه‌ در اندیشة دینى‌ و معنوی‌ عصر خود و اعصار بعد از خود اثر بسیار مهمى‌ داشته‌ و از افراد معدود بحث‌انگیز و مورد مناقشه‌ در سرتاسر قرون‌ بعد از زمان‌ خویش‌ بوده‌ است‌. حیات‌ علمى‌ و اجتماعى‌ و سیاسى‌ او سرشار از مقاومت‌ و مبارزات‌ سرسختانه‌ در برابر مخالفان‌ است‌. وی‌ در ابراز عقاید خود كه‌ بعضى‌ از آنها بسیار جسورانه‌ بوده‌، از هیچ‌ كس‌ باكى‌ نداشته‌ است‌. ابن‌ تیمیه‌ در زمانى‌ كه‌ رعب‌ و وحشت‌ مغول‌ هنوز بر سراسر عالم‌ اسلام‌ مستولى‌ بود، به‌ پا خاست‌ و مسلمانان‌ را به‌ پایداری‌ در برابر مغولان‌ و جنگ‌ با آنان‌ فراخواند. اهمیت‌ این‌ عمل‌ او تا آنجاست‌ كه‌ مى‌توان‌ گفت‌: وی‌ در پیروزی‌ ممالیك‌ مصر بر سپاهیان‌ مغول‌ سهمى‌ بزرگ‌ داشته‌ است‌، و از این‌ حیث‌ مى‌توان‌ او را عالم‌ دینى‌ كم‌ نظیری‌ در جهان‌ اسلام‌ به‌ شمار آورد. 

ابن‌ تیمیه‌ در شهر حران‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ از مراكز تعلیمات‌ مذهب‌ حنبلى‌ بود، متولد شد. این‌ شهر به‌ گفتة یاقوت‌ قصبة بلاد مُضَر و بر سر راه‌ شام‌ و موصل‌ و روم‌ (آسیای‌ صغیر)، در كنار نهر معروف‌ به‌ جلاب‌، واقع‌ بوده‌ و تا شهر رها (اورفه‌) یك‌ روزه‌ راه‌ و تا شهر رقه‌ دو روزه‌ راه‌ فاصله‌ داشته‌ است‌. حران‌ كه‌ اكنون‌ از شهرهای‌ ویران‌ تركیه‌است‌، در روزگاران‌ گذشته‌ شهری‌ باشكوه‌ و دارای‌ فرهنگى‌ درخشان‌ بوده‌، و ابن‌ تیمیه‌ خود بارها در تصانیفش‌ آن‌ را مركز صابئه‌ و بت‌ پرستان‌ و فلاسفه‌ خوانده‌ است‌. آباء كلیسا هم‌ آن‌ را هِلِنوپولیس‌ یا شهر كفار و مشركان‌ خوانده‌اند ( 2 EI، ذیل‌ حران‌1). شهر حران‌ در سالهای‌ پیش‌ از تولد ابن‌ تیمیه‌ و در سالهای‌ كودكى‌ او همواره‌ در معرض‌ تهدید حملات‌ مغول‌ بوده‌ است‌. 

ابن‌ كثیر (13/255) مى‌گوید كه‌ در 667ق‌/1269م‌، هنگامى‌ كه‌ ابن‌ تیمیه‌ بیش‌ از 6 سال‌ نداشته‌ است‌، مردم‌ حران‌ از ترس‌ حمله‌ مغول‌ شهر را ترك‌ كردند. از آن‌ جمله‌ شهاب‌ الدین‌ عبدالحلیم‌ پدر ابن‌ تیمیه‌ كه‌ از علمای‌ دینى‌ بزرگ‌ شهر بود، در همین‌ سال‌ به‌ همراه‌ خانوادة خویش‌ روانة دمشق‌ شد. در همین‌ سفر گردونه‌ای‌ كه‌ كتابخانه‌اش‌ را بر آن‌ بار كرده‌ بود، در ریگ‌ فرو رفت‌ و به‌ زحمت‌ زیاد توانستند آن‌ را بیرون‌ بكشند (كرمى‌، 52 – 53).

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید …


به خواندن ادامه دهید

سایت افشا: آیا خدا می تواند سنگی را بسازد که نتواند آن را بلند کند؟

16 مارس

توطئه ای به نام سایت افشا


اشاره :سایت افشا یکی از سایت های بی خدا که احتمال می دهم یهودی باشند و به شدت اسلام ستیز . در قسمتی از مرامنامه این سایت می خوانیم که (نقل به مضمون) : «سایت افشا توهین به مقدسات اسلام را حق خود می داند .» هم چنین در قسمتی دیگر چنین می خوانیم (نقل به مضمون) : « سایت افشا درصدد است تا خوانندگان ابتدا به حالت پرسشگر شکاک برسند سپس به شخصی سکولار تبدیل شود و پس از آن به انسانی بی دین مبدل گردد و سپس به انسانی دین ستیز ارتقا(!) یابند » بدین ترتیب معجونی به نام سایت افشا با بودجه ای هنگفت (چنان هنگفت که گردانندگان این وب سایت در یک نظر سنجی به مقایسه ی مقدار بودجه ی مصوب مجلس برای کشور ایران و بودجه ی سایت خود پرداخته بود با این مضمون که آیا بودجه ی ایران بیش تر است یا بودجه ی سایت افشا؟!) به میدان اینترنت پای گذاشت و پس از مدتی در اقدامی بسیار سخیفانه توسط عده ای این سایت هک شد (البته خودشان می گویند که سرورشان دچار مشکل شده بود اما بعید می دانم و پس یک دوره فعل و انفعالات بالاخره به سایت زدیق تبدیل شد.  بسیار به آن سایت سرک می کشیدم و مطالبش را هر از چندگاهی پاسخ می گفتم و در یک وبلاگ گروهی با نام ردافشا به برخی از مطالب آن ها پاسخ می دادیم اما افسوس که عمر آن وبلاگ کوتاه بود و … . به هر حال آن چه از پی می خوانید پاسخ تارنمای ناجی کرد است به مطلبی با عنوان «آیا خدا می تواند سنگی را بسازد که نتواند آن را بلند کند» در وبسایت افشا که برای اولین بار در وبلاگ ردافشا درج شده بود .

سایت افشا ابتدا تعریف قدیر بودن را برای خود بیان کرده (موجود الف قدیر است در صورتی که اگر ب یک کار باشد، الف بتواند ب را انجام دهد.) ( سپس در مطلبی عنوان داشته است که خداوند قدیر نیست) .  البته شایان ذکر است که این سایت ابتدا به امر محالات اشاره کرده است و سپس قدیر بودن پروردگار را با آن نفی کرده است . توجه کنید:

« اگر شخصی یا کتابی بگوید قدیر بودن به معنی این است که موجود قدیر همه کارها را میتواند انجام بدهد، او در واقع گفته است که آن شخص میتواند کارهای محال را انجام دهد، در حالی که کار محال انجام شدنی نیست،»

پاسخ به این ادعا کاملا روشن و واضح است :

ابتدا لازم می بینم دلیلی عقلی بر اثبات صفت قدرت را بیان کنم .

آفرینش این جهان و انواع موجودات با شکوه آن ، از حیوان و نبات و انواع معادن که عقل ها را ناتوان و افمار را غرق شگفتی و حیرت می کند دلیل بر وجود خدایی است که از هر نقص منزه است ، پس محال است که آفریننده ی آن ها فاقد قدرت باشد زیرا ناتوان نمی تواند عهده دار خود باشد تا چه رسد به دیگران و قابل تصور نیست که مخلوقاتی که دارای توان و قدرتند را خالقی آفریده باشد که خود فاقد قدرت است .

اکنون بحث مورد نظر:

کارهای محال خود دارای تعریفی هستند . در واقع امری در صورت محال بودن نقیض آن دارای تعریف مشخص و محرزی است . برای مثال ما تعریف مثلث را یک سه ضلعی می دانیم که مجموع زوایای داخلی آن 180 درجه باشد . بنا به همین تعریف نمی توان مثلثی را مهیا کرد که 4 ضلع داشته باشد و مجموع زوایای داخلی آن  یا بیش تر یا کمتر از 180 درجه باشد.

ابتدا اثبات شد که این جهان حادث است به جز خداوند که واجب الوجود است . صفت خلق در خداوند با واجب الوجود بودن او همراه است  بدین معنا که خداوند خالق است . در این جا آفریننده ی همین تعاریف خداوند است یعنی خداوند ، خود با به وجود آوردن عالم ، این تعاریف را نیز به همراه آن خلق کرده است . و چون کسی که خالق چیزی باشد صلاحیت آن را دارد که در آن تغییر ایجاد کند ، در آن تعاریف تغییر به وجود آورد این خود نشانه ی قادر بودن است .

توجه کنید : اگر تعریف مثلث را بدین گونه عوض کنیم آن گاه چگونه خواهد شد : مثلث چهار ضلعی است که مجموع زوایای داخلی آن کم تر از 180 درجه باشد .

 

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

علوم القرآن چیست؟

15 مارس

علامه شهید کاک ناصر سبحانی-رحمه الله علیه

علوم القرآن، در مورد مسائلی است كه درباره مراحلی كه قرآن از آن گذشته از نزولش تا تدوین و جمعش در یك مصحف از لحاظ الفاظش و همین طور درباره خصائص و حالاتی كه دارد. مثلاً از قبیل آنكه ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد و چیزهای دیگر از این قبیل بحث می كند، بخشی از این مسائل درباره كیفیت نزول قرآن بحث می كند.

بخشی كه درباره اسباب نزول كه اگر عمیق درباره اش بحث شود بسیار نافع است وقتی كه انسان در مورد هر سوره ای یا هر مجموعه ای از آیات به تعمق بپردازد، واقعیتی كه آن سوره با آن آیات در ارتباط است، بشناسد بعد هر گاه آن واقعیت تكرار می شود دیگر می داند كه باید آن سوره یا آن مجموعه از آیات را بیاورد و در آن ظروف و شرایط تلاوت كند و در معالجه و دستكاری آن ظروف و شرائط به كمك آن دسته از آیات بپردازد.

یك قسمت از مسائل علوم القرآن درباره ناسخ و منسوخ بودن آیات قرآن بحث می كند و همین طور در مورد مكی و مدنی بودن آنها كه قسمتی از آیات در مكه و قسمتی در مدینه نازل شده و مراد از مكی بودن این است كه در زمانی كه جامعه اسلامی هنوز به روی كار نیامده ومؤمنین به صورت افراد بوده اند ؛ نازل شده است و مدنی بودن هم مراد از آن این است كه در آن زمانی بوده كه جامعه اسلامی و حكومت اسلامی بوده كه دانستن اینها نافع است و مشخص كردن خصوصیات آیات مكی و مدنی كه انسان بداند چه آیاتی و چه سوره هایی متناسبند با دوره زمان دعوت و چه قسمت از قرآن متناسب است با دوره شبیه دوران مدنی كه جامعه اسلامی است.

همچنین در مورد ترتیب نزول هم بحث می شود كه اول چه سوره ای و بعد كدام سوره نازل شده اند و همین طور تا آخرین سوره كه این هم از بعضی جهات منفعت دارد، كه انسان وقتی به این برسد كه سوره هایی كه در آغاز نازل شده اند درباره آخرت و ایمان به آخرت هستند و بعد از این سوره هایی كه درباره توحید و الوهیت بحث می كند نازل شده اند، این موارد و علوم نافع در دعوت است كه انسان این ترتیب را رعایت كند و در آغاز كوشش كند كه ایمان به آخرت را در مدعوّ بوجود بیاورد بعد به تدوین ایمان به خداوند و الوهیت در قلبش بپردازد و بعد از آن مرحله تكلیف و الزام به احكام تغییر بنماید.

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

مشت محکم علمای اهل سنت مهاباد بر دهان یاوه گوی قزوینی

15 مارس

مشت محکم علمای اهل سنت مهاباد بر دهان یاوه گوی قزوینی

دوّمین همایش روحانیّون اهل سنّت تحت عنوان« همایش علمیتخصصی علمای اهل سنّت» به‌ وسیله‌ی نهاد بسیج با حضور دکتر سیدمحمّد حسینی قزوینی برگزارکننده برنامه‌های شبکه‌ی SALAM روز چهارشنبه21 اسفندماه‌ 1387 از ساعت 10 بامداد لغایت 1بعداز ظهر در سالن وحدت شهرداری مهاباد برگزار شد.   

همایش با سرود جمهوری اسلامی آغاز شد؛ ابتدا حاج‌آقا سهرابی امام جمعه‌ی مهاباد طی صحبت کوتاهی به حاضران خیرمقدم و هفته‌ی وحدت و میلاد پیامبر(ص) را تبریک گفت، سپس جلسه را ترک کرد. 

سپس آقای قزوینی به دعوت مجری در جایگاه قرار گرفت و با تلاوت آیه‌ی «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ» و با تبریک میلاد پیامبر(ص) وحدت را لازم دانست و گفت: «هر کس وحدت‌شکنی کند آنرا در هر مقامی که‌ باشد باید محکوم کرد 

بعد از سخنان آقای قزوینی نوبت طرح نظرات اساتید اهل سنّت رسید ابتدا ماموستا فتاح شیخی به نمایندگی از روحانیّون کُرد سنی نحوه‌ی برگزاری همایش را با سخنان زیر، به‌ زیر سؤال برد: «ان الحمد لله نحمده و نستعینه و نستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئّات اعمالنا من یهده الله فلا مضلّ له و من یضلل فلا هادی له و أشهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله. قال الله تعالی: « یأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ».(آل عمران/102(

قبل از هر چیز ضمن خیر مقدم به مهمانان عالی قدر عید فرخنده میلاد با سعادت حضرت ختم نبوّت حضرت محمّد مصطفی (ص) را به همه مسلمین بخصوص حضار محترم تبریک و تهنیّت عرض می‌‌نمائیم و اینجانب به‌عنوان یک طلبه‌ی شافعی مذهب در خدمت اساتید محترم نکاتی را به عرض می‌رسانم:

1. همایش باید از طرف نهادی یا ارگانی یا هیأتی با مجوز رسمی از ارگانهای مربوطه با تعیین وقت قبلی، زمان مشخص، موضوع معین و دایر نمودن دبیرخانه جهت دریافت مقالات در تاریخ معین برگزار گردد که این همایش فاقد این شرایط است، لذا از این نظر معمولاً این یک «نمایش» است تا «همایش».

2. عنوان همایش «همایش علمی- تخصصی علمای اهل سنّت» اعلام گردیده که شامل علمای اهل سنّت تمام جهان می‌شود که می‌‌بایست از طریق رسانه‌‌ها و مطبوعات و با حضور علمای طراز اول جهان اسلام بر گزار می‌‌شد.

 3. همایش به اسم علمای اهل سنّت نام گذاری شده که می‌‌بایست برگزارکنندگان همایش از علمای اهل سنّت باشند که فکر می‌‌کنم اصلاً علمای اهل سنّت اطّلاعی نداشته‌اند؛ ما اهل سنّت نیاز به قیّم نداریم.

 4. اگر همایش مربوط به علمای اهل سنّت است چرا برگزارکنندگان آن برادران تشیّع هستند که این یک توهین است.

5. اگر همایش علمی- تخصصی است می‌‌بایست به جای یک ارگان نظامی، از طریق حوزه دانشگاه یا ارشاد اسلامی برگزار می‌شد که این هم جای سؤال است.

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید