سرمایه در اسلام (بخش دوم)

21 فوریه

سرمایه در اسلام (ادامه از بخش اول) دراينجا رابطه‌ انسان‌ با زمين‌ و با آن چه‌ در هستي‌ هست‌ روشن‌ مي‌شود . بين‌ انسان‌ و ماده‌ رابطه‌ مالكيت‌ مي‌تواند برقرار شود. انسان‌ مي‌تواند مالك‌ چيزي‌ بشود. اما با شروطي ‌، اول‌ طبق‌ آن اصل‌ سرمايه‌ تحصيلي ‌، با كار و رنج‌ خودش‌ آن چيز را به دست‌ آورده‌ باشد. چطور؟! يا خودش‌ درست‌ كرده‌ باشد يا اين كه‌ اگر ديگران‌ درست‌ كرده‌ باشند و اين‌ از سرمايه‌ اعتباري‌ يعني‌ پول‌ استفاده‌ می کند و می خواهد آن جنس‌ را بخرد ، آن پولي‌ كه‌ به‌ دست‌ آورده‌ با رنج‌ وتلاش‌ خودش‌ به‌ دست‌ آورده‌ باشد ، نه‌ اين كه‌ من‌ كار كرده‌ باشم‌ و پولش‌ رو آن شخص بخورد ‌ .شما زحمتكش ها ، كارگران‌ كار كنيد ، مزدي‌ ناچيز بگيريد و بعد آن ارباب ها روي‌ پول ها بلولند و بازي‌ كنند. اين‌ نه! ‌، اين‌ پول‌ متعلق‌ به‌ اين ها نيست ‌. وقتي‌ سرمايه‌ اعتباري‌ را از راه‌ خودش‌ به‌ دست‌ آورده‌ باشم ‌، آن وقت  با اين‌ سرمايه‌ اعتباري‌ يعني‌ اين‌ پول‌ چيزي‌ بخرم ،‌ من‌ مالك‌ آن چيز مي‌شوم‌. اما متوجه‌ اين‌ نكته‌ باشيد که اين‌ مالكيت‌ باز هم دائم نيست (بلکه) رابطه‌اي‌ است‌ اعتباري ‌.                         

مثلا انساني‌ مقداري‌ سرمايه‌ اعتباري‌ دارد که در بانك ها خوابانده‌ است ، خواباندن‌ پول‌ دربانك ها يا در هر جای دیگر دو صورت‌ دارد ‌: يكي‌ اين كه‌ براي‌ گردش‌ كارش‌ مجبور است كم‌ كم‌ پس‌ انداز کند و بعد آن را بيرون‌ می آورد و كارش‌ را به راه مي‌اندازد . يكي‌ اين كه‌ شخصي‌ حقوق‌ بگيرد‌ يا کاگری است كه‌ روزانه‌ يا ماهانه‌ چيزي‌ به دست‌ می آورد و بعد هم مجبور است پس‌ انداز کند و  از عايدي هاي‌ روزانه ا‌ش‌ يا ماهانه ا‌ش‌ براي‌ مثلا لباسش ، براي‌ خريد زمستانيش ‌، براي‌ خيلي‌ مسائل‌ كه‌ مثلا در نوبت هايي‌ پيش‌ می آید در زندگي ‌. اين‌ نوع‌ پس‌ انداز حلال است . اما باز چون‌ سرمايه اعتباري‌ ارزش‌ معامله‌ در بین مردم‌ دارد ، اگريك‌ سال‌ خواباند – هرچند براي‌ كار ضروري‌ باشد‌ و حلال است ‌ـ بايدزكاتي‌ بدهد ، يعني‌ مديون‌ جامعه‌اش‌ شده‌ كه‌ پول را خوابانده ، .هرچند به سبب  ضرورت‌ و منطق‌ِ صحيحي‌ بوده ،‌ اما باز چون‌ پول را خوابانده -‌ هرچند منطقي – ‌، بايد ضرري كه‌ به‌ جامعه‌ زده است را‌ جبران‌ بکند ‌. اگر‌ اين‌ پول‌ (در میان و) در دستان مردم‌ بود ،  مردم‌ به‌ واسطه ی‌ اين‌ سرمايه‌ اعتباري‌ مي‌توانستند سرمايه‌هاي‌ توليدي‌ خود را اضافه‌ كنند و كمكي‌ كنند به‌ پيشرفت‌ وضع‌ اقتصاد . وقتي‌ اين‌ پول‌ مي‌خوابد ‌ـ هر چند حلال‌ و هر چند درست‌ ـ ، بالاخره‌ از دست‌ مردم‌ بيرون‌ آمده و مردم‌ مقداري‌ ضرر اين را دیده اند كه‌ اين‌ پول‌ رفته‌ و در بانك‌ خوابيده است ‌، به‌ اين‌ دليل‌ بايد زكاتش‌ را بدهد .


هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید

اما نوعي‌ ديگر پس‌ انداز هست‌ كه‌ رابطه‌ ملكيت‌ اصلا قطع‌ می شود ، چطور؟! انسان‌ پول‌ اضافي‌ دارد ‌، احتياجي‌ بدان ندارد (بنابراین)‌ اين را به بانك ها می برد و مي‌خواباند ، اصولا دیگر رابطه‌ قطع‌ شد ، و اکنون مالكش‌ نيست ‌. تا وقتي‌ انسان‌ مالك‌ پولش است‌ كه‌ به‌ آن پول‌ كار دارد ‌،ـ كار مشروع‌ـ، نه‌ اين كه‌ برود و  مثلا در كاباره ‌ها خرج‌  کند ، كاري‌ كه‌ همه‌ انسان ها در آن كار مشترك‌ هستند . كاري‌ كه‌ نياز طبيعي‌ انسان است ‌، نه‌ اين كه‌ يا غرور ، ثروت‌ يا رنج‌ و مشقت‌ و بدبختي و… وادارش‌ كند‌ كه‌ غريزه‌ ثانوي‌ براي‌ خودش‌ درست‌ كند و  ببرد و پولش را براي‌ مشروب‌ و براي‌ هيروئين‌ خرج‌ كند ، به‌ اصطلاح‌ اين كه‌ بدان گرد می گوئیم ، اين‌ پول‌ خرج‌ كردن‌ نیست ‌. پول‌ خرج‌ كردن‌ وقتي‌ مشروع است که‌ براي‌ چيزي‌ خرج‌ کند كه‌  به راستي‌ انسان‌ به‌ آن نيازمند است ‌. نه‌ غرور به‌ كله‌اش‌ زده‌ باشد‌ يا ديوانگي به‌ كله‌اش‌ ‌ زده‌ باشه‌ به‌ خاطر گرفتاري ها و دق‌ دل هايي‌ كه‌ ازدست‌ ستمگران‌ دارد ‌ و بعد به جاي‌ اين كه‌ برود و  از آن ها انتقام‌ بگيرد ‌، از خودش‌ (انتقام) بگيرد ‌، سم‌ وارد بدن‌ خودش‌ بکند.ـ مشروب‌ يا گردـ. اينطور خير

وقتي‌ كه‌ انسان‌ پولي‌ داشت‌ و براي‌ امورضروري‌ از آن استفاده‌ كرد ، متعلق‌ به‌ خودش است . اما وقتي براي‌ (چیزی) غيرضروري‌ خرج‌ كرد يا اصلا اضافه ‌تر بود از آن چه که خرج‌ کرده و  اصلا براي‌ خرج‌ كردن‌ احتياجي‌ بدان  پيدا نکند ، رابطه‌ اين‌ انسان‌ با آن پول‌ قطع است ‌، يعني‌ رابطه ی‌ مالكيت‌ تمام‌ شد ، قط‌ع‌ شد. دیگر آن  پول‌ متعلق به آن  شخص‌ نيست ‌، بلكه‌ متعلق به دولت‌ اسلامي است ‌.و دولت‌ اسلامي‌ بايد (آن را) براي‌ مصالح‌ مردم‌ و جامعه خرج‌ کند ‌

و اما سرمايه‌ طبيعي ‌، مثلا : زمين ، انساني‌ یک زمینی دارد  كه‌ برای آن زحمت‌ مي‌كشد ، البته‌ شرط‌ تحقق‌ مفهوم‌ مالكيت‌ انسان‌  بر زمين‌ يعني‌ اين كه‌ انسان‌ مالك‌ زمين‌ بشود ، همانطور كه‌ گفتيم‌ اين‌ است‌ كه‌ در فلان‌ اندازه ،‌ زمان و‌ انرژي‌ انسانيش‌ را روي‌ آن زمين‌ خرج‌ كرده‌ باشد ، دراين صورت‌ مالك‌ آن زمين است ‌. اما مدتي‌ می گذرد و شخص‌ احتياجي‌ به‌ آن زمين‌ ندارد ، به‌ اصط‌لاح‌ اعراض‌ می کند ، آن را رها می کند و روي‌ زمين دیگر کار نمی کند ‌. خواه‌ زمين‌ شهري‌ براي‌ خانه‌سازي‌ يا زمين‌ خارج‌ براي‌ كشاورزي‌ و فعاليت هاي‌ ديگر. باز رها كردن‌ دو گونه است : يكي‌ اين كه‌ موقتا هنوز آن اندازه‌ سرمايه‌ اعتباري‌ ، يعني‌ پول‌ در نیاورده است كه‌ بتواند روي‌ اين‌ زمين كار کند ‌، دراين‌ موقع‌ دولت‌ اسلامي‌ مکلف است  برایش تامين‌ كند‌ ‌ . اگر كشاورزي ست‌ كه‌ نمی تواند كشاورزيش‌ را ادامه دهد ، (برای مثال) بذر ندارد ‌، گاو آهن‌ ندارد ‌، گاو ندارد و… ، دولت اسلامي‌ مکلف است و  بايد برایش تامين‌ کند ـ البته‌ مجاني‌ ـ.

 بحثي‌ بود راجع‌ به‌ يك‌ بانك‌ اسلامي‌، يعني‌ به‌ مردم‌ وام بدون‌ بهره بدهد ‌ اين‌ در اسلام‌ هيچي‌ نيست ‌، وام‌ يعني‌ چي‌؟ تا فقير و مسكين‌ در مملكت‌ باشد ، بايد دولت‌ مخارجش‌ را تامین كند . فقير يعني‌ كسي‌ كه‌ به‌ نسبت‌  متوسط‌ جامعه‌ نمي‌ تواند زندگيش‌ را اداره‌ كند. كاري‌ ندارد كه‌ بتواند آن اندازه‌ كه‌ آن‌ را  با ساير اعضاي‌ جامعه هم تراز كند‌ ‌ پول‌ به دست‌ بیاورد ، اين‌ فقير است ‌. مسكين‌ كسي ست‌ كه‌ توانايي‌ كار ندارد. اين‌ دو نفر حقوق‌ بگيردولت‌ هستند. دولت‌ مكلف است‌ حقوقشان را تامين‌ كند ‌، دولت‌ يا بايد براي‌ اشخاص‌ قادر بر كار ، کار تامين‌ كند يا بايد حقوقشان را در دولت‌ اسلامي‌ بدهد .. و دولت‌ آن سرمايه‌هاي‌ راكد را از اشخاص‌ می گیرد و وارد صندوق‌ عمومي‌ ، يعني‌ بيت‌ المال‌ اسلامي‌ می کند و بعد بر آن مقياس درجامعه ‌ صرف‌ می کند ‌. اما وقتي‌ كه‌ زمينش‌ را در شهريا خارج‌ شهر خواباند ،ـ البته‌ اين‌ نكته‌ را هميشه‌ در نظر داشته‌ باشيد ، زميني‌ كه‌ خودش‌ با كار خودش‌ داير كرده‌ باشد در اين‌ موقع‌ رابطه‌ مالكيت‌ بين‌ انسان‌ و زمين‌ بوجود آمده‌ است – زمينرا خواباندند و اين‌ خواباندن‌  به‌ خاطر اين‌ نبود كه‌ پولش‌ جمع‌ نشده‌ تا اينكه‌ استفاده‌ کند .

بازگردانی از نوار : –

گردآورنده : وبلاگ  چرا

ویرایش و تصحیح : تارنمای ناجی کردهرچه می خواهد دل تنگت بگو

بدون پاسخ to “سرمایه در اسلام (بخش دوم)”

  1. محمد فوریه 22, 2009 در 3:52 ب.ظ. #

    دوست عزیز سلام

    با این عنوان به روزم

    اسلامگرایان چرا نسبت به مسئله جنسی پاسخگو نیستند؟

    اما در این مقطع زمانی با شرایط امروزی چه واکنش جنسی فرد می تواند در پیش گیرد

    آیا راهکاری وجود دارد؟

    آیا دیندارن به بن بست گیر کرده اند؟

    چرا دینداران آرمانی فکر می کنند؟

    http://chera2chera.blogfa.com/

    چرا مسائل جنسی به عنوان خط قرمزها شناخته می شود؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: