بهائیت

4 فوریه

بها تعريف بهائيت: بهائيت يك دين اختراع شده است كه حسين علي ملقب به «بهاء» آن را ايجاد و آشكار نمود؛ كسي كه مدعي نبوت شد و به گمانش به واسطه ظهور و بعثت او شريعت اسلام نسخ شده است. مؤسسان آن ميرزا حسين علي ملقب به بهاء می باشد که در روستاي نور منطقه مازندران ايران در سال 1233 ه. متولد شد. ميرزا حسين علي با يكي از مدعيان نبوت به نام «باب» ملاقات نمود و جزو مريدان او گرديد و تا زمانيكه باب مْرد از جمله پيروان او بود ولي بعد از مرگ باب با برادرش «صبح الازل» بر سر جانشيني باب دچار نزاع و اختلاف شدند و همين امر منجر به تفرقه و دوري آنها از لحاظ جسمي و فكري شد.

پس از مرگ باب، بهاء مدعي نبوت شد ولي تنها به اين ادعا اكتفا نكرد بلكه از آن هم پا فراتر گذشته و مدعي الوهيت گرديد؛ بدين معني كه او همان پاينده پابرجايي است كه مي ماند و جاويد مي باشد و مدعي شد روح خداست و او همان كسي است كه پيامبران و رسولان را مبعوث داشته و اديان را به صورت وحي ارسال و به گمانش باب تنها پيامبري بود كه كار مهمش بشارت به ظهور او بوده است.

زمان پيدايش بابيه و تولد و ظهور بهائيت :

بابيه از ابتدا در ايران ظهور كرد و باب دعوتش را به صورت پنهاني شروع نمود اما سرانجام مشهور گرديد و خبر آن به حكومت رسيد در نتيجه اقدام به دستگيري او كردند و در سال 1263ه. برابر با 1847م. زنداني شد و با اين حال پيروانش براي ملاقات با او در زندان راهي را يافته بودند و در مورد ادامه حركت فكريش با او مشورت مي نمودند.

بعد از آشكار شدن كارشان، دعوتشان از حالت پنهاني، علني و آشكار شد، پيروان خويش را جهت ايجاد يك كنفرانس دعوت كردند. در ماه رجب سال 1264 در «صحراي بيدشت» ايران اجتماع كردند و نسخ شدن شريعت اسلام را اقرار و اعلان داشتند؛ چون باب عمل كردن به آن را باطل اعلام كرده بود.

از بيشترين طرفدار اين فكر يعني لغو كردن شريعت اسلام مرد بسيار شوريده حال و سرسخت حسين علي نوري بود كسي كه در آن كنفرانس عمومي توانست خود را بنماياند و با لقب بهاء الله از آن كنفرانس خارج شود و از اينكار  بعداً استفاده كرد و خود را براي جانشين باب آماده نمود. همراه بهاء در ترور نافرجام ناصرالدين شاه ايران شركت نمود و بعد از ناكام ماندنشان و شناسايي عاملان، بهاء به سفارت روسيه كه از او اعلان حمايت كامل نموده بود پناهنده شد و تا زمانيكه از حاكمان ايران وعده عدم كشتن و اعدامش را نگرفت او را تسليم ننمود. و به اين امر تنها، بسنده نكرد بلكه براي خارج شدن او از ايران مساعدت نمود در نتيجه بهاء و برادرش صبح الازل در جمادي الآخر سال 1269ه. برابر با 1853م. به بغداد تبعيد شدند و در ذي القعده 1279ه. معادل آوريل 1863م. به استانبول تركيه و از آنجا نيز به ادرنه رفتند و مدت چهار سال و نيم آنجا ماندند، در خلال آن سالها برادران با هم شروع به اختلاف كردند و بر سر مناصب و القاب با هم به جدال پرداختند ولي در همان زمان بهاء در بين عامه مردم اقدام به نشر و دعوت خويش نمود.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید

طايفه و گروهي موسوم به بهائيه به او گرويدند و از او پيروي كردند و گروهي ديگر موسوم به ازليه يا بابيه به پيروي از برادر ديگر باب اقدام كردند. دولت عثماني خطر بهاء و صبح الازل برادرش را بر مردم دريافت؛ لذا براي بار ديگر اقدام به تبعيد آنها كردند و آن دو برادر را از هم جدا نمودند صبح الازل را به قبرس تبعيد كردند و او تا زمان مردن در آنجا ماند و در همان زمان بهاء به شهر عكا در فلسطين تبعيد گرديد و او را تعدادي از پيروانش همرهي كردند.در سال 1285ه. معادل 1868م. در آنجا ساكن شد، در آنجا بود كه جمعي از يهوديان را ملاقات كرد كساني كه از وي حمايت كردند و از همان زمان عكا به مقر دائمي براي بهائيان تبديل و به صورت يك مكان مقدس برايشان در آمد.

عقايد و افكار و شعائر بهائيت

1.   ايمان به اينكه خدوند در بعضي از مخلوقات حلول مي يابد و از آن جمله به حل شدن خداوند در باب و بهاء معتقدند. (يعني در آنها وارد شده و با آنها يكي شده است. )

2.       به تناسخ كائنات معتقدند و وجود پاداش و عقاب را تنها روحي مي دانند.

3.   معتقد به صحيح بودن همه دينها هستند و تورات و انجيل را تحريف شده نمي دانند و معتقدند كه همه دينها بايد در دين واحدي كه بهائيت است جمع گردند.

4.      بودا، كنفوسيوس، برهما و زرتشت و ساير حكما در هند و چين و فارس را پيامبر مي دانند و به نبوت آنها معتقدند.

5.       مانند نصاري به كشتن و صليب زدن عيسي _ عليه الصلاة و السلام_ معتقدند.

6.      منكر معجزات انبياء و حقيقت ملائكه و جن هستند همانگونه كه منكر بهشت و جهنم مي باشند.

7.       حجاب را حرام و معته را حلال و به اشتراكيت در زن و مال معتقدند.

8.       معتقدند كه دين باب نسخ كننده شريعت محمد _صلي الله عليه و سلم _ است.

9.      قيامت را به ظهور باب تأويل مي كنند و به جاي مسجد الحرام، بهجه در عكا را قبله خويش قرار داده اند.

10. در روز سه دفعه نماز مي خوانند و هر نماز نزد آنها سه ركعت است. اوقات نماز نزد آنها صبح، ظهر و عشاء مي باشد. و با آب سرد وضو مي گيرند و در صورتي كه آب نيابند به گفتن نام خدا به جاي وضو اكتفا مي كنند و پنج بار مي گويند:[ بسم الله الأطهر الأطهر]

11.   نماز جماعت را جز هنگام نماز ميت جايز نمي دانند.

12.  بهائيت عدد 19 را مقدس مي دانند، تعداد ماههاي سال نزد آنها 19 مي باشد و هر ماه را 19 روز مي دانند. (در اين مسئله اختراعي، محمد رشاد خليفه نيز كه مدعي تقدس خاصي براي عدد نوزده است از آنها پيروي كرده و سعي نموده است اثبات كند كه قرآن كريم نيز از جهت عدد كلمات و حروف بر اساس عدد نوزده تنظيم گرديده است در حاليكه سخنان ايشان بوسيله محاسبات ابطال شده است )

13. بهائي ها يك ماه بهائي را روزه مي گيرند كه اسم آن»علا» مي باشد و از 2 مارس تا 21 همان ماه ادامه مي يابد كه آخرين ماه بهائيت مي باشد و در آن از زمان طلوع تا غروب آفتاب از خوردن طعام خودداري مي كنند. و به دنبال ماهي كه در آن روزه بوده اند عيد نوروز فرا مي رسد. (لازم به ذكر است از سن 11 تا 42 سالگي روزه مي گيرند و روزه بر افراد خارج از اين سن لازم نيست.  )

14. بهائيت جهاد و هرگونه اقدام مسلحانه و اظهار مخالفت با كافران حربي را در راستاي خدمت به منافع استعمارگران حرام مي دانند.

15.  منكر ختم نبوت به وسيله محمد _صلي الله عليه و سلم _ هستند و ادعا مي كنند نبوت بعد از او نيز استمرار دارد.

16. حج كردن در مكه را باطل دانسته و به همين سبب حج كردنشان به همان جاي است كه بهاء الله در آن دفن شده است كه آن بهجه عكا در فلسطين مي باشد.

نمونه هايي از سخنان بهاء را در اينجا نقل مي كنيم تا ميزان فرهنگ و ارزش گوينده آن معلوم شود. در كتاب الايقان ص71 از قول بهاء آمده است كه: قيامت اسلام با مرگ علي محمد باب به سرانجام مي رسد و قيامت بيان و دين باب با ظهور كسي كه خداوند او را آشكار و غالب مي سازد_ يعني خودش_ آغاز مي شود هرگاه او مرد قيامتش به آخر مي رسد و قيامت اقدس و دين بهاء با بعثت پيامبر جديد برپا مي گردد.

در كتاب البديع ص113 مي گويد: مشركان فكر كردند كه روز قيامت پنجاه هزار سال است و در يك ساعت سپري مي گردد. اي كساني كه بصيرت در ديده هايتان به كوري گرائيده است آيا آنها را تصديق مي كنيد؟ و اعتراض داريد كه هزار سال در دو سال سپري گردد.

در كتاب الاقدس ص34 مي گويد: هيچ فردي حق ندارد زبان خويش را به حركت در آورد و در مقابل مردم هنگامي كه در كوچه ها و خيابانها راه مي رود تلفظ به ذكر خداوند نمايد.و در ص41 مي گويد: تجديد كردن اثاث خانه در هر 19 سال بر شما واجب است. و مي گويد: پوشيدن لباس حرير  بر مردان حلال است و خدوند دستور به اندازه مشخص و معلوم در لباس و ريش را بر داشته است. و مي گويد: از بلند كردن منبرها منع شديد و هركس خواهان تلاوت آيات پروردگار خويش است بر صندلي بنشيند.

در پايان مي گويم:

اين بهائيت است و اين هم بعضي از عقايد آنها بود مخلوطي از عقايد دين با افكار شرك و بت پرستي كه بهاء در شكل و صورت خاصي آن را ظاهر ساخته و آن را وحي و كتاب مقدس ناميده است. پروردگارا عقلها و بصيرت و فهم مردم كجا رفته است كه از آنها پيروي و تقليد مي كنند؟!

و حال به نقل فتواهايي از مراجع مورد اعتماد در عالم اسلامي مي پردازيم كه فتوي به كفر بهائيت و ارتداد آنها از اسلام صادر كرده اند از آنها، دو فتوي كه يكي را الازهر صادر نموده و ديگري توسط مفتي سابق مملكت سعودي شيخ عبدالعزيز بن باز _ رحمه الله _ صادر شده است را در اينجا مي آوريم.

فتواي دارالافتاء در الازهر

بسم الله ، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله ، وبعد: بهائيت يك فرقه و گروه مرتد از اسلام است، درست نيست كه به آن ايمان آورد و با آنها مشاركت نمود و نسبت به ايجاد جمعيتها و مؤسساتي كه ايجاد مي كنند نبايد بي تفاوت بود و چشم پوشيد. اين به آن سبب است كه آنها بر اساس عقيده به حلول و تشريع غير از آنچه خداوند نازل كرده و ادعاي نبوت و حتي ادعاي الوهيت به وجود آمده اند لذا مجمع بحثهاي اسلامي در زمان شيخ جاد الحق اين فتوي را صادر و مجمع كنوني نيز آن را تأييد مي نمايد.

علي جاد الحق _ رحمه الله _ رئيس قبلي الازهر مي گويد: بابيه و بهائيه فكري است كه از اختلاط فلسفه ها و دينهاي متعدد به وجود آمده و در آن چيز تازه اي وجود ندارد كه امت اسلامي براي اصلاح حال و وضع خويش در همه مسائل به آن احتياج داشته باشد بلكه در واقع چيزي است كه براي خدمت كردن به صهيونيسم و استعمار شكل گرفته است و مجموعه افكار و يك دين ساختگي است كه امت با آن آزمايش مي شود و به نام دين اعلان جنگ بر عليه اسلام است.

فتواي شيخ ابن باز در مورد بهائيت

سؤال: كساني كه معتقد به مذهب بهاء الله شده اند و كسي كه مدعي نبوت و همچنين مدعي است كه خداوند در او حلول كرده است حكمشان چيست؟ آيا براي مسلمانان جايز است كه به اين كافران اجازه دهند تا در قبرستان مسلمانان دفن شوند؟

جواب: اگر عقيده بهائيت همانگونه باشد كه ذكر گرديد در كفرشان هيچ شكي وجود ندارد بنابراين درست نيست كه آنها را در قبرستان مسلمانان دفن نمود. هركس بعد از بعثت پيامبر ما محمد _صلي الله عليه و سلم _ مدعي نبوت باشد دروغگوست و به نص و اجماع مسلمانان كافر است چون تكذيب كننده اين فرموده خداوند است:« وما كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ» احزاب 40 «محمد پدر هيچكدام از مردان شما نيست بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران مي باشد.» احاديث رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ در حد تواتر در مورد اينكه رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ خاتم پيامبران است و پيامبر ديگري بعد از او نخواهد آمد وجود دارد و همچنين هركس ادعا كند كه خداوند در او يا يكي از مخلوقات حلول كرده است به اتفاق همه مسلمانان كافر است چون خداوند در هيچيك از مخلوقاتش حلول نمي نمايد بلكه او بزرگتر از آن است و هركس گوينده اين سخن باشد او نيز كافر است و تمام آيات و احاديثي كه دلالت مي كنند بر اينكه خداوند متعال بر عرش قرار دارد را تكذيب نموده است. به تحقيق كه او بالاي همه مخلوقات است بزرگتر از آن است كه مثل و مانندي داشته باشد او شبيهي ندارد و در كتاب خويش اينگونه خود را معرفي مي نمايد:« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» اعراف 54 «همانا پروردگار شما كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز  آفريد آنگاه بر عرش قرار گرفت.» چيزي را كه خداوند متعال توضيح داده عقيده  اهل سنت و جماعت است همان چيزي كه پيامبران عليهم الصلاة و السلام و پايان بخش نبوت، محمد مصطفي _صلي الله عليه و سلم _ ، جانشينان هدايت يافته و اصحابش كه مشمول رضايت خداوند و تابعيني كه پيروي كننده در نيكي و احسان كه تا امروز بر آن بوده اند، مي باشد.

اي برادر لازم است كه بداني من تا به امروز چيزي را از كتابهاي بهائيت مطالعه نكرده ام ولي با توجه به آنچه كه در موردشان شايع و مشهور گرديده فهميده ام كه آنها طايفه اي گمراه و كافر هستند و از دايره اسلام خارجند و بر اساس آنچه در سؤال سائل اقتضا مي كند، جواب معلوم است.

پس بعد از دادن جواب به جريان گفتگو كه در بين يك سني و يك بهائي روي داده و مجله «الهدي النبوي» شماره4 كه متعلق به انصار السنه در قاهره مي باشد آن را منتشر مي كند اطلاع يافته سه شماره آن را كه در رمضان و ذي  القعده كه دو عدد آن در سال 1368ه. و سومي در ربيع الثاني سال 1369ه. منتشر گشته بودند را مطالعه كردم. در آن گفتگو بهائي تصريح مي نمايد كه بهاء الله رسول طايفه بهائي است و به گمانش ناسخ شريعتهاي قبل از خود مي باشد كه آنها را تعديل و متناسب با زمان حال كرده است و اذعان مي دارد هر عصر احتياج به پيامبري دارد و همچنين به صراحت ملائكه را انكار مي كند و مي گويد: حقيقت ملائكه همان ارواح مؤمنين هستند كه متعالي گشته اند و در ظاهر سخنانش آشكار است كه معاد جسماني را نيز قبول ندارد و همه سخناني را كه رسول الله _صلي الله عليه و سلم_ در مورد دجال اظهار داشته و چيزهاي را كه از آن خبر داده انكار مي كند و بدون هيچ شك و گماني ادعاي بهائيت در مورد رسالت و اينكه هر عصر احتياج به رسولي دارد كفر صريح است.

محسن قاسم درويش فخرو (رحمه الله)هرچه می خواهد دل تنگت بگو

Advertisements

بدون پاسخ to “بهائیت”

  1. همراوی فوریه 4, 2009 در 1:25 ب.ظ. #

    با سلام
    جهت اطلاع به عزیزان…
    دومین جشنواره وبلاگ نویسی شهر، شهروند، شهروندی
    دومین جشنواره شعر طنز شهر، شهروند، شهرداری
    نخستین جشنواره داستان کوتاه و کوتاه کوتاه شهر، شهروند، شهروندی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: