بایگانی | ژانویه, 2009

دلیل دستگیری مدیر جوانرود نیوز فاش شد

31 ژانویه

دستگيري وبلاگ نويس جوان اهل سنت در جوانرود  امید ولیزاده مدیر وبلاگ» هوالده ری جوانرو» جوانرود نیوز توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت شد.به گزارش سلفی نیوز ، این وبلاگ نویس چند روز پیش در وبلاگ خود اظهار داشته بود که از سوی عده ای نویسندگان این وبلاگ تهدید به مرگ شده اند،ایشان با انتشار اخبار شهرستان جوانرود و ایران و جهان اسلام و اهل سنت با روی کرد نقد از مقامات فعالیت شایانی داشتند . سلفی نیوز می افزاید : از اتهامات وارده به امید ولیزاده نشر اکاذیب ، نقد ازنماینده شهرستان جوانرود در مجلس شورای اسلامی ، تشویش اذهان عمومی و اختلال در نظم و امنیت ملی اعلام شده است و  خانواده وی نیز از محل بازداشت فرزندشان بی خبرند. این در حالی است که چند ماه پیش نیز مرتضی مهرنهاد وبلاگ نویس اهل سنت در زاهدان به همین اتهامات اعدام شد . تارنمای ناجی کرد همانند وبلاگ سلفی نیوز ضمن محکومیت این عمل و بالطبع این گونه اعمال اکیدا خواستار آزادی جوان فعال جوانرودی از بند می باشد و امید است تا دیگر وبلاگ نویسان و وب سایت نویسان اهل سنت نیز از همکار اینترنتی خود حمایت کرده و همگی این اعمال غیر قانونی و غیر شرعی را محکوم نمایند تا به وظیفه ی شرعی خود در قبال این وبلاگ نویس جوان عمل کرده باشیم .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

Advertisements

زنگ هوای پاک به صدا در آمد! (پاسخی به یک شبنامه)

31 ژانویه

دفاع از علمای اهل سنت و کاک حسن امینی چند روزی است نوشته‌ای با عنوان «دشمنان ملّت کرد را بهتر بشناسیم» که در تاریخ 14/10/87 توسط نویسنده‌ای مجهول و مستعار نامی به اسم خه‌بات نوشته شده است در سطح شهر دست به دست می‌گردد. من نیز به دقّت آن را مطالعه کردم.

برای بی‌محتوا بودن و قابل دفاع نبودن اظهارات آن نوشته، عدم جرأت نویسنده برای معرفی خود، کافی است. من نمی خواهم از مقام نقد آن نوشته‌ی بی‌پایه و اساس برآیم. اگرچه برای عوام فریبی از شخصیتهایی چون مرحوم قاضی، دکتر قاسملو، جناب مفتی‌زاده و کسان دیگر و از کلماتی چون «دوران تاریک و خفقان»، «رژیم آخوندی»، «قانون پر از تبعیض و جنایتکارانه» و … صحبت کرده می‌خواست وانمود کند که در صدد دفاع از حزب دموکرات کردستان برآمده است. ولی با دقّت در متن می‌توان دریافت که مطمئناً نویسنده از اعضای آگاه حزب دمکرات نمی‌تواند باشد و کسی هم نیست که معلومات سیاسی و تاریخی قابل بحث هم داشته باشد. آن چه نمایان است در آن فحش‌نامه، هتک حرمت کسانی است که در حد توان و فهم خودشان مشغول خدمت‌اند. و همیشه دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه، جاهل و احساسی هرکدام به عللی خاص سعی داشته‌اند افراد تأثیرگذار و مطرح در جامعه را هتک حرمت و ترور شخصیت کنند و آن‌ها را زمین‌گیر و خانه‌نشین سازند. اگر به حافظه تاریخ نگاه کنید پُر است از این مسایل.هنوز شعارهای «مرگ برسازش‌کار»، «در پیکار خلق کُرد سازش کاری محکوم است» و … که در اوایل نوجوانی و در خیابان‌های این شهر سر داده می‌شد در گوشم طنین‌انداز است. اما چون معنی درست آن‌ها را نمی‌فهمیدم، ازکسی پرسیدم در جواب گفت: منظورشان دکتر قاسملو و حزب دموکرات است. می‌خواهند با حکومت یکی شوند! سال 59 بود. در کلاس مدرسه آقایی‌آمد وگفت: مفتی‌زاده، خلخالی را آورده تا جوانان ما را اعدام کند. امضای مفتی‌زاده را پای حکم یازده نفر اعدامی سنندج دیده‌ام!! چنین باوری را به بسیاری از مردم قبولانده بودند. تا این که آقای خلخالی در خاطراتش آورد:مفتی‌زاده ضد انقلاب بود. اجازه نمی‌داد ما با عوامل خارجی و … برخورد کنیم. … در ساعتی که ایشان نبودند توانستم حکم اسلامی را بر یازده نفر جاری کنم. ایشان وقتی برگشتند عصبانی شده و به تندی با ما برخورد کردند و یا زمانی که مرحوم کاک احمد مفتی‌زاده در زندان بودند، در بین مردم شایع شده بود که: دروغ است این سیاست خودشان و دولت است. مفتی‌زاده در یک ساختمان مجلّل در شمال تهران زندگی می‌کند. و جالب این که یک بار در زمان زندانی شدن کاک احمد رادیو بخش عربی ایران، از مأموریت کاک احمد در مناطق سیستان و بلوچستان خبر داده بود.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

بردگان واقعی چه کسانی هستند؟

25 ژانویه

سيد قطب بردگان تنها كساني نيستند كه تسخير قهر اوضاع اجتماعي شده باشند، ويا دربرابر موقعيت اجتماعي شكست خورده باشند، وبه صورت برده تنزل مقام پيدا كرده باشند، وچنانكه گويي متاع ويا حيواني هستند دراختيار اشرافيون قرار گرفته باشند، برده كسي نيست كه اوضاع اجتماعي وموقعيت اقتصادي او را به خواري دچار ساخته وآنان دربرابر اوضاع مسلط ايستاده وفرياد خود را بلند كرده باشند.  

بلكه بردگان آنهايي هستند كه قصور آب وملكي را دراختيار دارند واز نظر دارايي درمرحله كفايت اند، صاحبان ابزار كار ووسايل توليد اند، نه كسي برمال شان مسلط است و نه كسي برجان شان… وليكن بااينحال اينها هميشه بر درخانه هاي قدرتمندان واشراف مزاحم اند وخود را به بردگي وخدمتگذاري تسليم مي‌كنند، وخود با دست خود، زنجير برگردن ودستها وجان شان مي اندازند، ويا زنجيرها برپاهاي شان مي افگنند، ولباس بردگي را براندام خويش مي برند، وبدان مي بالند وافتخار مي‌كنند.  

بردگان كساني هستند كه بردرخانه اشرافيون مي ايستند، وفشار وخواري را تحمل مي‌كند وبينندگان مي بينند كه آقا چگونه به اين نوكر ناخوانده لگد مي پراند و با پاشنه كفشش بر اين برده حقير وبيچاره مي گويد، وچگونه او را ازخدمت خويش مي راند، اما آنان بدون وجود عامل ترس ويا بدون هيچگونه احساس خطر سرفرود مي آورند، تاسيلي برگونه شان نواخته شود، وخواري فرامين را تحمل مي‌كنند و بردرخانه ارباب چندك مي زنند وبه خدمت ايشان كمر مي بندند، وبه عنوان خدمتگذار رانده دوباره به خواهش بر مي گردند واينهمه موقعيت ها به آقا امكان مي دهد كه برتحقير شان بيفزايد وآنان را چون مگسي بي ارزش ازخود براند.  

بردگان كساني هستند كه از آزادي مي گريزند وچون آقا ايشان را ازخود براند به جستجوي يك ارباب ديگر بر مي آيند، زيرا نياز شديدي در وجود شان براي نوكري احساس مي‌كنند، ونوكري براي شان حس ششم وياهفتمي شده است كه همان احساس خواري و… است وصاحب چنين خوي واحساسي خود را ناگزير به ارضاي اين خوي مي داند، لذا چون كسي ايشان را به بندگي نگيرد، دروجود شان براي بنده شدن احساس تشنگي مي‌كنند، ووجود خويش را به باد سرزنش مي گيرند، وخود را آنقدر به خواري مي گيرند تا اين نياز را بر آورده كنند، ودراين راه براي برده شدن حتي منتظر يك اشاره نيز نمي مانند، بلكه با اشاره يك انگشت از سوي ارباب دربرابر او به خاك مي افتند وبر او نماز مي برند.  

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

4 ژانویه
AB!-ARMINBIZ فيلترشکن

<!–
document.writeln('

‹);
//–>

URL:

!لطفا آدرس سايت فيلتر شده خود را وارد کنيد

 مسئولیت استفاده از این فیلتر شکن بر عهده ی کاربر می باشد و تارنمای ناجی کرد هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد چون قرار دادن این فیلتر شکن با نیت استفاده بهینه از آن می باشد و بدیهی است که استفاده نامطلوب از آن هیچ گونه ربطی به تارنمای ناجی کرد ندارد ….

زندگینامه سلطان صلاح الدین ایوبی پرچمدار راستین اسلام

4 ژانویه

سردار رشید اسلام ، سلطان صلاح الدین ایوبی صلاح الدین در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره زاده شد. او از تبار کرد بود. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد که بعدها در حلب جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گردانید تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.

از طرفی صلیبیان فهمیده بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی, صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا مصر گسترش داد و حجاز و الجزیره را نیز به تصرف درآورد در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریشارد شیردل آنها را مجبور به ترک تمام خاک فلسطین نمود.

این سردار دلیر بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش حکومت او میان فرزندانش تقسیم گردید.

افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی (ایوبیان) قرار داشت.

توان قدرت و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه‌ای جهان اسلام درآورد به طوری که کردها از داشتن چنین فرزندی افتخار می‌‌کنند.

ای صلاح الدین قهرمان و ای فاتح و پرچمدار اسلام و ای کسی که ابر قدرت های صلیبی و یهودی را از پای در آوردی و آن ها به زانو در آوردی ، کجایی که فرزندانت در غزه زیر وحشی ترین و غیر انسانی ترین حملات و جنایات با دلی آکنده از درد و صورت هایی خون آلود پس از استعانت از خدای خود ، مجاهدت های تو را به یاد می آورند و تو را می خوانند . کجایی ای سردار ابر مرد کُرد مسلمان ؟!  کجایی ای سردار رشید اسلام …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

فتح خیبر

4 ژانویه

فتح خيبر ( اي علي کجايي تا خيبر غزه را فتح کني؟) غزوة خيبر و وادي‌القُري در محرم سال هفتم هجرت روي داد. خيبر شهري بزرگ، داراي قلعه‌ها و کشتزارهاي فراوان، بود که در فاصلة هشتاد ميل در سمت شمال مدينه واقع شده بود؛ هم‌اکنون نيز دهکده‌اي است که آب و هواي آن چندان مطلوب نيست.

 انگيزة جنگ:

وقتي که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- از جانب نيرومندترين جناح از سه گروه دشمنانشان- که عبارت بود از قريش- آسوده شدند، و از جانب آنان کاملاً امنيت خاطر پيدا کردند، اراده فرمودند به حساب دو جناح ديگر نيز برسند که يکي از آن دو جناح يهوديان بودند و جناح ديگر قبايل نَجد؛ تا امنيت و صلح و صفا استقرار تمام پيدا کند، و آرامش و آسايش بر منطقه حکمفرما گردد، و مسلمانان از درگيري‌هاي خونين پياپي فراغت يابند و بتوانند به تبليغ رسالت الهي و دعوت مردم جهان بسوي اسلام بپردازند.

از آنجا که شهرک خيبر آشيانة توطئه و خيانت، و مرکز کارشکني‌هاي جنگي، و پايگاه تحريکات و جنگ‌افزارها بود، در خورِ آن بود که پيش از هر جاي ديگر توجه مسلمانان را به خود جلب کند.

براي اينکه ويژگي‌هاي خيبر را بار ديگر مورد توجه قرار دهيم، بايد از ياد نبريم که اهل خيبر هم آنان بودند که احزاب را بر عليه مسلمانان متشکل گردانيدند، و بني‌قريظه را تحريک کردند و به نيرنگ و خيانت وادار ساختند. آنگاه، ارتباط خودشان را با منافقان- ستون پنجم در جامعة اسلامي- و همچنين با قبيلة غَطفان و اعراب باديه‌نشين که جناح سوم احزاب را تشکيل مي‌دادند گسترده گردانيدند. يهوديان خيبر خودشان نيز دست‌اندرکار آماده شدن براي کارزار بودند. با اين ترتيب، مسلمانان را دچار رنج‌ها و محنت‌هاي پيوسته و پيگير کردند. حتّي براي سربه نيست کردن پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- نيز نقشه کشيدند. در برابر اين تحريکات و کارشکني‌ها، مسلمانان مجبور شدند مأموريت‌هاي نظامي و رزمي را به اين سوي و آن سوي تدارک کنند، و سرکردگان اين توطئه‌گران، امثال سلام بن ابي‌الحُقَيق و اَسيربن زارِم را از ميان بردارند. اما، وظيفة ديني و تبليغي مسلمانان در برابر اين يهوديان بيش از اين بود، و علت اينکه تاکنون به انجام اين وظيفه کمتر انديشيده بودند، آن بود که نيرويي بزرگتر و توانمندتر و سرسخت‌تر و کينه‌توزتر- يعني قريش- روياروي مسلمانان قرار داشت. همينکه اين رويارويي پايان پذيرفت. اوضاع و شرايط براي حسابرسي اين تبهکاران مساعد گرديد و روز حساب اينان نيز فرا رسيد.

هرچه مي خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

بیانیه‌ شماره‌ دوازده‌هم مکتب قرآن کردستان در پی حوادث غزه

4 ژانویه

بسم الله الرحمن الرحیم

من¬أصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم: هر کس شب را به روز آورد در حالیکه به امور مسلمانان توجه نکند و اهتمام نورزد، آنکس مسلمان نیست. 

بیانیه‌ شماره‌ دوازده‌هم مکتب قرآن کردستان در پی حوادث غزه

با وجود چنین شرط روشنی از جانب پیامبر بزرگوار اسلام ـ ص ـ جهت قبولی ادّعای مسلمانی از یکسو، و این همه ستم و فشار بر مسلمانان، و کشتار و به خاک و خون کشیدن آنان از طرف دشمنان اسلام و بشریت از دیگر سوی، ، سکوت و بی تحرّکی و سر در لاک خود فرو بردن بسیاری از مسلمانان بویژه سران و مسئولان حکومت های آنان را چه اسمی میتوان برآن نهاد؟ و چگونه میشود در بین این دو قضیه توافق ایجاد نمود ؟ میدانیم هیچ مسلمانی نمیتواند در صدق ودرستی فرموده¬ی پیامبر تردید داشته باشد، پس آنچه در اینجا جای تامل است ضعف در مسلمان بودن این مدّعیان خواهد بود. افزون برآن قول رسول الله-ص- این مسئولان به حدیث روشن دیگری چون :  

« من رای منکم منکرًا فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه، فان لم یستطع فبقلبه و ذالک اضعف الایمان »چه پاسخی خواهند داد؟   این چنین بی پروا و بدون احساس حرج و تنگنا، یک مشت صهیونیست متعصّب و نژاد پرست مقابل دیدگان آنان، اضافه بر مظالم سالیان دراز گذشته، همین دیروز در یک چشم بهم زدن بیش از هزار نفر از مسلمانان فلسطین را قتل عام کرده و به خاک و خون ¬کشیدند.در حالی که دورادوروآنطرف تر آنان، دولت های عربی و اسلامی با آنهمه ثروت ومکنت، و ادّعا ¬ها¬ی پر طمطراق، قرار دارند و ماجرا را نظاره گر هستند!؟

لابد خواهند گفت: اینها «منکر» نمی باشند! و یا میگویند: «استطاعت » مقابله ودهن بازکردن و اعتراض نمودن را هم نداریم، چون دراینصورت عیش ونوش و آرامش مان بهم خورده و موقعیّت و جایگاه مان به خطر خواهد افتاد.غافل از اینکه بهم خوردن آرامش آن جهان، درباورمسلمانان، از نابودی و پایمال شدن جایگاه و شخصیت دراین جهان به مراتب سخت تر و مهمتر است .

مکتب قرآن کردستان ضمن تقبیح و محکوم کردن این اعمال وحشیانه و ضد انسانی صهیونیست ها و ابراز همدردی با ملّت مظلوم و تنهای فلسطین به ویژه مردم قهرمان غزّه، سکوت و ناکارآمدی حکومت های اسلامی و عربی ونیز مجامع و محافل حقوقی و بین المللی را محکوم نموده و قدرت های بزرگ و سازمانهای موثر جهانی را هم در این جنایات ضدّ بشری شریک می داند.

از طرف شورای مکتب قرآن کردستان

حسن امینیهرچه می خواهد دل تنگت بگو