بایگانی | نوامبر, 2008

کاک حسن امینی:توهین کردن به یاران اولیه ی رسول الله مقابله کردن در برابر خدا و قرآن است

22 نوامبر

کاک حسن امینی ناجی کردهمان گونه که استحضار دارید چند وقتی است که حملات گسترده ای علیه اهل سنت ایران و سایر نقاط دنیا صورت می گیرد که همگی شما کمابیش از کم و کیف آن ها آگاه هستید . اما می توان گفت که بدترین و زشت ترین و گستاخانه ترین توهین ها از جانب یک آخوند شیعه با نام «دانشمند!!» به اهل سنت و خصوصا خلفای راشدین (رضی الله عنه) وارد آمده است که به واقع قلوب تمام آزادگان ، مسلمانان و اهل سنت را جریحه دار کرده است که زبان از گفتن و قلم از نوشتن آن توهین ها شرمناک و عاجز است و بار دیگر نشان داد که منطق روافض جز بر توهین و تلعین استوار نیست .

در این میان کاک حسن امینی (حفظه الله) در یک موضع گیری شفاف و شجاعانه ، اهانت ها و توهین های آن شخص را پاسخ می دهند که سعی ما بر آن شد تا آن سخنرانی را از کردی به فارسی نوشتار در آوریم که به حمد الله این مهم انجام شد و تارنمای ناجی کرد پس از بازگردانی و ترجمه ، آن نوار ( که در آینده در بخش آلبوم نوارهای کاک حسن امینی نیز قرار خواهد گرفت) را در اختیار دوستان قرار داده است که توجه شما را به آن جلب می کنم :

کاک حسن امینی : آن چیزی که از قرآن می فهمیم که نص است و برداشت نیست آن است که توهین کردن به یاران اولیه ی رسول الله مقابله کردن در برابر خدا و قرآن است و کسی که در برابر خدا و قرآن مقابله کند قطعا مسلمان نیست . : ـ « ‏ إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِي الأَذَلِّينَ ‏ » ( مجادله 20 ) « مسلّماً كساني كه با خدا و پيغمبرش دشمني مي‌كنند ، از زمره پست‌ترين و خوارترين ( مردمان ) خواهند بود . »

 و از ذلیل ترین انسان ها در قیامت هستند . ذلیل ترین یعنی کافر عادی نیز .

ایشان در ادامه می افزایند : خداوند می فرماید : «‏ وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏ » (توبه 100) « ‏ پيشگامان نخستين مهاجران و انصار ، و كساني كه به نيكي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به خوبي پيمودند ، خداوند از آنان خوشنود است و ايشان هم از خدا خوشنودند ، و خداوند براي آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير ( درختان و كاخهاي ) آن رودخانه‌ها جاري است و جاودانه در آنجا مي‌مانند . اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ . ‏ »

قرآن این گونه تعریف می کند از ابوبکر و عمر و بلکه از هر صحابه دیگر (رضی الله علیهم اجمعین) ، چون با وصفی که قرآن می فرماید ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) در آن اول هستند . به کوری چشم دشمنانشان و به دِق دل دشمنانشان

در ادامه چنین می گویند :  وقتی الله آن گونه می گوید (اشاره به آیه) از آخرش نیز خبر دارد . خداوند می فرماید : « رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ » « خداوند از آنان خوشنود است »  خداوند می فرماید که من از مهاجرین و انصار ، آن هایی که از اول ایمان آورده اند راضی شده ام . به دِق دل کسانی که از آن ها راضی نیستند ، به کوری چشم کسانی که از آن ها راضی نیستند .

ایشان ادامه ی کلام خود را چنین بیان می کنند : خداوند به ابوبکر و عمر این گونه می گوید . پس هر احمق بی شعوری غیر از این می گوید ، به نام مسلمان ،  بگذار بگوید  .

هیچ کسی نمی تواند مسلمان باشد و قرآن بخواند و بگوید که « السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ » که این آیه می فرماید ، ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) در آن نیستند . از ابوبکر (رضی الله عنه) سابق تر هرگز نداریم . اصلا نداریم .

خدای بزرگ به نام نفر دوم از او (ابوبکر) یاد می کند . آخر خدا می فرماید که ابوبکر نفر دوم است ، محمد اول است و او دوم ، کسی مسلمان باشد و شعور و فهم داشته باشد و محمد را دوست داشته باشد و از قرآن بلد باشد و بدانان توهین کند ؟!

« ثَانِيَ اثْنَيْنِ » (توبه 40) « او دومين نفر بود » دو نفر اند ، دو نفر اند که قابل بحث اند . نفر دومشان ابوبکر است . آن زمان که در غار بودند . دوست و دشمن نیز می گویند که منظور فقط ابوبکر (رضی الله عنه) است . چون آن ها در غار بودند . « إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ » (توبه 40) « هنگامي كه آن دو در غار ( ثور جاي گزيدند و در آن سه روز ماندگار ) شدند ( ابوبكر نگران شد كه از سوي قريشيان به جان پيغمبر گزندي رسد ، ) در اين هنگام پيغمبر خطاب به رفيقش گفت : غم مخور  »

محمد نفر دوم است همراه با رفیقش که ابوبکر است . دو نفراند در غار که قابل بحث اند . به رفیقش می فرماید که « لاَ تَحْزَنْ » نگران نباش . نگران آن مباش ، مشکلی پیش نمی آید چون که « إِنَّ اللّهَ مَعَنَا » .

کاک حسن در ادامه می گویند : به خدا قسم آن دو سه اقدام مهم و موضع گیری ابوبکر (رضی الله عنه) نمی بود در صدر اسلام ، در همان زمان اسلام دچار انحراف می شد .  

به خاطر کمبود وقت کاک حسن مجبور می شوند که از ذکر تمام مناقب خلفا صرف نظر کنند و برای ناقص نشده بحث چنین عنوان می کنند : آیه ی دهم ( سوره ی مبارکه ی حشر ) که خدا در این سوره می فرماید مسلمانان از سه دسته خارج نیستند کسی جزو این سه دسته نباشد مسلمان نیست . 1)مهاجر   2)انصار  و پس از این ها که معلوم است ما نمی توانیم مهاجر و انصار باشیم چون که مهاجر و انصار در زمان حضرت رسول بودند   3) « وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ » هرکس دیگر پس از مهاجر و انصار بیاید از تابعین بگیرید تا ما و تا دنیا تمام شود این خصلتشان است و اگر این گونه نباشند مسلمان نیستند  که : « ‏ وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ‏ » « كساني كه پس از مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند ، مي‌گويند : پروردگارا ! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند بيامرز . و كينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده ، پروردگارا ! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي . »

خداوندا از ما و از آن برادران ایمانی مان که مهاجر و انصار بودند و به ایمان از ما جلو افتادند از آن ها راضی باش .

و الله با وجود این آیه ، هرکسی که دعا برای مهاجر و انصار نکند و از آن ها متنفر باشد جزء هیچ کدام از دسته های اسلام نیست . مهاجر که نیست ، انصار هم نیست و اگر هم جزء (این دسته) نباشد دیگر از اسلام خارج است . « وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا » خدایا غل و غش و کینه و نفرت به نسبت آن ایمان داران بزرگ که قبل از ما رفته اند به دلمان نیانداز .

خدا این گونه بحث می کند از ابوبکر و عمر (رضی الله عنهما) . هر احمق و بی شعوری غیر از این می گوید بگذار بگوید .

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید .

 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

Advertisements

بررسی خطبه شقشقیه

18 نوامبر

نهج البلاغه اوّلاً باید گفت که کتاب نهج‏البلاغه ، کتابی مرسل است، یعنی این كتاب را «شریف رضى» در سال 400 هجرى و با فاصله زمانى زیادى از عصر علی (رضی الله عنه)، از آثار گوناگون گردآورده و سندهاى آن را حذف كرده است.. بنابراین در خود نهج‏البلاغه اسناد مطالب و روایات دیده نمى‏شود و ما هم مى‏توانیم بدون سند، هر سخنى را به علی (رضی الله عنه) -و یا هر یكى از بزرگان دین – نسبت دهیم! امّا چنانچه خطبه و نامه‏اى از نهج‏البلاغه «مسنداً» در جاى دیگر نیز نقل شده باشد، البته از اعتبار لازم برخوردار است، و خطبه‏ها و نامه‏هاى نهج‏البلاغه كه در كتب دیگر موجود نیست، به لحاظ «استدلال» متوقّف مى‏ماند. در رابطه با خطبه «شقشقیّه» – كه مى‏گوید: «لقد تقمصها فلان و إنه لیعلم…»؛ «فلانى پیراهن خلافت پوشید در حالى كه مى‏داند جایگاه من از خلافت همچون جایگاه قطب (مركز) آسیاب است؛ زیرا سیل علم و حكمت از دامن كوه وجودم سرازیر است و هیچ پرنده‏اى به قلّه دانش من نمى‏رسد» – شیعیان می گویند که: مرسل نیست و مسند است و سند متّصل به امام هم دارد كه در صفحه 390 «معانى‏الأخبار صدوق» مذكور است..

پاسخ ما : شیعیان در کتاب های رجال و حدیث شناسی خود ، مكرّر «عكرمه» را دروغگو و نردباز خوانده‏اند، در معانى‏الأخبار شیخ صدوق، دو سند براى این خطبه ذكر شده كه هر دو به این «نردباز» مى‏رسد!! آرى! راوى خطبه شقشقیّه، همین عكرمه مولى إبن عباس است كه روایت را نیز به إبن‏عبّاس نسبت مى‏دهد. عكرمه – بنا به گواهى علماى شیعه – بر مذهب خوارج بود و با علی (رضی الله عنه) خصومت شدید داشت؛ چنانچه علّامه ممقانى و حلّى درباره وى گفته‏اند: «او بر مذهب ما و اصحاب ما نیست و توثیق نشده است» (تنقیح المقال فى أحوال الرجال، ممقانى، ج‏2، ص‏256- خلاصة الرجال، علّامه حلّى، قسم دوم كتاب كه مختصّ ضعفاء است. ). شیخ كلینى نیز در  «كافى» چنین آورده است: «عكرمه مُرد در حالى كه بر عقیده خوارج بود»! ممقانى در آخر، بعد از ارائه چند روایت و آراى علماى بزرگ شیعه، چنین نتیجه‏گیرى مى‏كند: «به هر حال منحرف بودن عكرمه غلام إبن‏عبّاس، چنانكه سیّدبن طاووس توجّه داده است، از شدّت وضوح، نیازمند برهان نیست».( همان مأخذ. )

بنابراین، چنین شخصى در محیطى كه خلفاء مورد احترام مردم بوده‏اند، روایت كرده كه علی (رضی الله عنه) فرموده: فلانى پیراهن خلافت را پوشید!… همچون اینكه استخوان در گلو دارم… من تنها بودم و گرنه با خلفاء مى‏جنگیدم!! آیا به گفته دشمن علی (رضی الله عنه) مى‏توان اعتماد كرد؟ لذا از دیدگاه شیعیان مى‏توان گفت: چه بسا عكرمه براى ضایع‏ساختن علی (رضی الله عنه) نزد سنّیّان، این حدیث را از قول إبن‏عبّاس‏ ساخته باشد! یا باید گفت: او مى‏خواسته علی (رضی الله عنه) را دشمن خلفاء معرّفى كند و مردم را – كه به خلفاء احترام مى‏گذارند – به او بدبین سازد! و علی (رضی الله عنه) را شخصیّتى دوچهره و كینه‏توز بنماید كه از روى تقیّه، از یك سو با خلفاء بیعت مى‏كند و پشت سرشان نماز مى‏خواند و خویشاوندى با آنان را مى‏پذیرد و در غیابشان، جانشینشان مى‏شود و از سوى دیگر، اندیشه جنگ با خلفاء را در سر مى‏پروراند!!

به فرض صحّت این خبر، هیچ چیزى عاید شیعیان نمى‏شود؛ زیرا علی (رضی الله عنه) ابداً نفرموده كه من از جانب خدا به عنوان خلیفه و جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و سلم) تعیین شدم و خلفاى سه‏گانه این حقّ مرا غصب كردند!!

یكى از دلایل جعلى‏بودن خطبه «شقشقیّه» تعریف از خود می باشد  اما شیعیان می گویند : آنچه از على در خطبه شقشقیّه بر سبیل «تعریف از خود آمده»، «عجب نفس» نیست، بلكه معرّفى خویشتن است!

پاسخ ما : «معرّفى خویشتن» آن است كه شخص به زبان ساده بگوید: فلان كار از من ساخته است؛ مانند یوسف‏ كه به عزیز مصر فرمود: « إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ » «من بیت‏المال را حفظ كرده و در این كار، وارد و آگاه هستم»..[یوسف: ٥٥ ]

امّا اگر شخص زبان به توصیف بگشاید و با تمجید از خود سخن بگوید كه: «ینحدر عنى السیل و لا یرقى إلىّ الطیر»؛ «سیل دانش از من فرو مى‏ریزد و هیچ پرنده‏اى به اوج پرواز من نمى‏رسد» – چنانكه از علی (رضی الله عنه) در خطبه آورده‏اند – «معرّفى خود» نیست، بلكه همان تعریف از خویشتن است كه از ساحت بافضیلت علی (رضی الله عنه) به دور است! او خود مى‏فرماید:

«نهى اللّه عنه من تزكیة المرء نفسه»؛ (نهج‏البلاغة، شرح فیض الإسلام، نامه 28.  )

«خداوند از تعریف خویشتن و از خودستایى‏ نهى فرموده است»..

شیعیان می گویند : امیرالمؤمنین، علاوه بر خطبه 3 – یعنى خطبه شقشقیّه – بارها و بارها در خطبه‏هاى مختلفى از خلفاى پیشین خود، به خاطر غصب خلافتش، شكایت كرده و خطبه‏هاى 26، 66، 72، 161، 188، 208 نهج‏البلاغه را مورد اسناد قرار می دهند .

 پاسخ ما : خطبه‏هایى را كه شیعیان بدان استناد جسته اند ، بنده یك به یك نگاه كردم:

ادامه مطلب را مطالعه کنید

 هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

مختصر زندگینامه شیخ عبدالعزیز بن باز

18 نوامبر

شیخ عبدالعزیز بن باز (رحمه الله) شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز(رحمه الله علیه) در بیست و یکم نوامبر ۱۹۱۰ میلادی برابر با چهاردهم ذوالحجّه  ۱۳۳۰هجری قمری در شهر ریاض  عربستان سعودی ولادت یافت. در سال ۱۹۱۳میلادی پدرش باز بن عبدالله  و در سال ۱۹۲۱مادرش حفصه بنت سمیح  دار فانی را وداع گفتند و عبدالعزیز از نعمت وجود پدر و مادر محروم شد و این آغاز سختی های زندگی عبدالعزیز بود . در سال ۱۹۳۶ عبدالعزیز ابن باز بینایی خود را از دست داد تا این بار نیز از یک موهبت الهی دیگر محروم گردد که در واقع در این حالت او از دو چشم محروم شد هم چشم ظاهری و هم چشم عاطفی که همانا پدر و مادر او بودند اما او تمام نیروی این دو چشم را به چشم باطنی خود سپرد و با نیرویی وصف نا شدنی به کسب علم پرداخت . این جوان نابغه و مستعد توانست با این وجود تحصیلات خود را ادامه داده و با توکل و ایمان به حضرت حق (جل جلاله) این بار با وجود محروم بودن از نعمت پدر و مادر و بینایی ، در آینده به یکی از بزرگترین علمای اهل سنت و جماعت تبدیل شود .  مهم ترین استادان او در اصول، فقه و ادبیات عرب، محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف  الشیخ، محمد بن عبدلطیف بن حسن الشیخ ، سعد بن محمد بن عتیق القاضی ، حامد بن فارص  بودند. وی در محضر سعد بخاری  تجوید قرآن را آموخت.

به واسطه ی نبوغ و استعداد کم نظیرش از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ هجری، قاضی خرج بود. در سال ۱۳۷۱ هجری، ریاست موسسه علوم شریعت ریاض  را بر عهده گرفت. پیشرفت های چشمگیر و خیره کننده اش باعث شد تا در سال ۱۳۸۱ هجری، به عنوان رییس دانشگاه اسلامی مدینه  برگزیده شود. در سال ۱۴۱۴ به عنوان مفتی بزرگ عربستان سعودی به مجلس علما معرفی گردید و سرانجام در سال ۱۴۲۴ هجری ریاست آن مجلس را بر عهده گرفت. در ۱۴۰۲، ملک فیصل  و در سال ۱۴۱۲ ملک فهد  از او به خاطر خدماتش به اسلام قدردانی کردند.

شصت و هفت کتاب، از سخنرانی‌های وی در زمینه‌های حدیث ، تفسیر ، فرائض ، توحید ، فقه  و احکام  عملی از او باقی مانده‌است. (برخی از کتاب های ایشان را می توانید در کتابخانه تارنمای ناجی کرد و هم چنین در کتابخانه عقیده ملاحظه فرمایید) سرانجام این عالم ربانی و این نابغه ی اهل سنت در روز پنج شنبه سیزدهم ماه مه سال ۱۹۹۹ (یازدهم محرم۱۴۲۰ هجری قمری) در سن نودسالگی، به ملکوت اعلی پیوست (خداوند روحش را قرین رحت خود گرداند). ملک فهد  و ولیعهد عبدالله بن فهد ، در مسجدالحرام  مکّه  بر جنازهٔ او نماز خواندند.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

پيام مکتب قرآن کردستان به مناسبت شهادت امام جمعه سراوان!

15 نوامبر

شیخ علی دهواری مکتب قرآن کردستان به مناسبت ترور ناجوانمردانه و شهادت عالم جليل القدر شيخ علی دهواری پيام تسليتی منتشر کرد و در آن ضمن تسليت و ابراز همدردی با خانواده، علما و اهل سنت سيستان و بلوچستان، اين جنايت ضد انسانی و ضد دينی را محکوم کرد. متن پيام بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا إليه راجعون

اطلاع یافتیم که روز دوشنبه 20 آبان ماه سال جاری جناب آقای شیخ علی دهواری امام جمعه شهرستان سراوان بعد از اقامه نماز مغرب جلو در مسجد محل اقامتشان توسط افرادی ناشناس با ضرب گلوله به شهادت رسیده است. ضمن تقبیح و محکوم کردن این عمل نابخردانه و ضد دینی و ضد انسانی این ضایعه را به خانواده ی آن مرحوم و جامعه ی اهل سنت ایران به ویژه مسلمانان سیستان و بلوچستان و علی الخصوص حوزه های دینی و علمای متعهد منطقه، تسلیت گفته و از خداوند متعال خواستاریم که روح آن فقید سعید را با سایر شهداء اسلام و اهل سنت ایران قرین ساخته، و  به خانواده داغدارش صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید.       

از یکایک اهل سنت متعهد و دلسوز آن دیار بخصوص داعیان راستین دینی و حوزه های علمیه انتظار داریم که این زنگ خطرهای خصمانه را متعهدانه با گوش جان شنیده و با هدایت کردن این مردمِ خواهان و دوستدار هدایت به راه حق و یکتا پرستی بیش از پیش کمر همت بسته و هیچ فرصتی را از دست ندهند.  

بگذارید خفاشان با پر زدن کورانه، با نور شمس توحید اسلام و سنت رسول الله – صلی الله علیه و سلم –  نسازند و آن را نادیده گرفته و کتمان نمایند

گر نبیند به روز شب پره چشم                    چشمه آفتاب را چه گناه؟

ما با اعتقاد راسخ به وعده های الهی همچون » و مکرو ا و مکرالله والله خیرالماکرین» شکست توطئه ها و نیرنگهای منافقانه مکاران و پیروزی و سربلندی بندگان صادق و یکرنگ الله تعالی را نظاره گر بوده و قطعی الوقع می دانیم : «و ما ذالک علی الله بعزیز».

در پایان اکیدا از مسئولین و دستگاههای امنیتی حکومت می خواهیم هر چه زودتر عاملان و آمران این جنایت را شناسایی و معرفی کرده و مجازات نمایند.

 از طرف مکتب قرآن کردستان: حسن امینی    22/8/1387

تارنمای ناجی کرد نیز با ابراز همدردی با  خانواده ی آن شهید بزرگوار ، این فاجعه را به جامعه خاموش اهل سنت ایران تسلیت گفته و ایمان داریم که چراغ حقیقت اسلام که همانا اهل سنت و جماعت است با این ترورهای به ظاهر دردناک ، پر فروز تر و فروزان تر خواهد شد . « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »

آلبوم نوارهای شهید کاک احمد مفتی زاده

4 نوامبر
آلبوم نوارهای منتشر نشده ی شهید کاک احمد مفتی زاده (رحمه الله) که ان شا الله در آینده به تعداد آن ها افزوده خواهد شد .

عنوان نوار

زبان

زمان(دقيقه)

حجم(MB)

تعداد

دريافت

سخنراني در بلوچستان

فارسي

60

2.80

1

 

سخنراني در کرمانشاه

فارسي

2

 

سخنراني در حسينيه ارشاد-تهران

فارسي

2

   

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

آلبوم نوارهای شهید کاک فاروق فرساد

4 نوامبر
آلبوم نوارهای شهید کاک فاروق فرساد (رحمه الله) که ان شا الله در آینده به تعداد آن ها افزوده خواهد شد .

عنوان نوار

زبان

زمان(دقيقه)

حجم(MB)

تعداد

دريافت

توحيد

کردي

60

2.60

1

  

چرا از کاک احمد تبعيت مي کنيم؟

کردي

17

0.8

1

  

عوامل

کردي

3

  

مصطلحات اربعه

کردي

22

  

صرف و نحو

کردي

5

  

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

آلبوم نوارهای شهید کاک ناصر سبحانی

4 نوامبر
آلبوم نوارهای شهید کاک ناصر سبحانی (رحمه الله) که ان شا الله در آینده به تعداد آن ها افزوده خواهد شد.

عنوان نوار

زبان

زمان(دقيقه)

حجم(MB)

تعداد

دريافت

اله ، رب و دين

کردي

60

2.69

1

 

اثبات وجود خدا

کردي

4

 

ازدواج

کردي

2

 

تزکيه

فارسي

7

 

توحيد

کردي

11

 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو