پاسخ به سوالات بازدیدکنندگان تارنما

29 اکتبر

پاسخ به سوالات و شبهات پاسخ به سوالات : بازدید کننده ای با نام مستعار «کاسه ای زیر نیم کاسه» و هم چنین «مدیر وبلاگ تریفه»

برادر گرامی و ارجمند (کاسه ای زیر … ) چند نکته ی مهم را اشاره فرمودید که بی توضیح و بی پاسخ ماندن آن را نا صواب دیدم.

سوال (به صورت مفهوم) : چگونه کاک حسن امینی در میان 250 مسجد سنندج به تنهایی اعلام عید کردند و هیچ گونه مانع حکومتی در برابر آن ایجاد نشد ؟

پاسخ : بدیهی است که هدف از طرح چنین سوالی ایجاد کردن شبهه ای در دل بازدیدکنندگان گرامی و دیگران است که کاک حسن را شخصی وابسته به حکومت و خائن به حرکت کاک احمد معرفی کنند. (معاذ الله ، هذا بهتان عظیم)

به هر حال لازم است خدمت شما و دیگر برادران که احتمالا این مورد در ذهنشان تداعی می شود عرض کنم که خود کاک حسن امینی (حفظه الله) به این شبهه در یک سخنرانی تصویری پاسخ داده اند که البته به زبان کردی می باشد و ما آن را به فارسی برگردان کرده ایم (البته قسمت اصلی آن را ) که این چنین می فرمایند : (توجه : عباراتی که داخل پرانتز ذکر شده اند توضیحات بنده می باشد برای مطالب کاک حسن)

« من برای کار فعالیت دینی ام و برای آن که من در مسجد سید مصطفی (مسجدی که کاک حسن در آن فعالیت دینی دارند) باشم در این بین عده ای مشهور کرده اند که مسجد سید مصطفی را از آن ها گرفته اند و فلان کس آن قدر آزاد ( و پر نفوذ و حکومتی) بوده است که بلاتشبیه در قضیه مانند قضیه معراج در شبی بلند شده و به تهران رفته و در آن جا اجازه گرفته است و دوباره آن را به او بازگرداندند . کسی که گفته اند من نزد او رفته ام (منظور کاک حسن ، آقای خامنه ای است) و الله در طول عمرم لفظم به لفظم نچرخیده است . در طول عمرم با او سخن نگفته ام . در طول عمرم در ده متری او را ندیده ام . حتی از ده متری هم . مگر از تلویزیون . و این مسائلی که گفته می شود من این را می گویم به آنان که این شایعات را درست می کنند . اگر به خدا و قرآن و حکمیت آنان ایمان دارند بیایند و به وسیله ی قرآن و سنت این قضایا را حل کنیم اگر ایمان ندارند مباهله می کنیم . من اکنون یک طرفه (مباهله می کنم) : اگر آن گونه باشد که من برای کار دینی ام امتیازاتی داده باشم و دینم را پایین آورده باشم و با اجازه دیگران کار دینی داشته باشم ، یک طرفه می گویم لعنت خدا بر من باد . و اگر آن گونه نیست آن هایی که این (شایعات) را می گویند دیگر خودشان می دانند اگر این کار را به نسبت خودشان انجام می دهند یا نمی دهند خودشان می دانند . من از آن برتر نبوده و اکنون هم نیستم و موجودی ضعیفم هم از نظر علمی و هم از نظر وجودی هم بارهای دیگرم . ولی الحمد الله خدای بزرگ ایمانی به من داده است که از آن جهات من سرم را برای هیچ کسی نخوابانده و نخواهم خواباند . برای هیچ کس و هیچ قدرتی . و منطقی هم سخن می گویم . قضیه آن نیست که با کسی دعوا داشته باشم . مسئولین قضایی و امنیتی و هرچیز دیگری هم آن قدر درک و شعور دارند که بدانند وقتی فردی مذهبی است و از دین می داند و از قانون می داند و طبق دستوراتی که در دینش وجود دارد و طبق دستوراتی که در قانون وجود دارد  کار و فعالیت می کند معلوم است که آنان نیز آن قدر نفهمی نمی کنند که بیایند و برخورد کنند با قضیه ای این گونه . اما دیگران چرا (فعالیت) نمی کنند ؟ خوب دیگران برای خودشان خوری (معادل فارسی : سرکش) هستند من چه بگویم؟ من دلیل دین به دست دارم و با دلیل دینی کار می کنم . من دلیل قانونی در دست دارم و با دلیل قانونی کار می کنم . کسانی که برای خودشان شهامت و جرات آن را ندارند به میان مردم بیایند و در میان مردم حضور داشته باشند و کار و فعالیت کنند نمی شود آن قدر بی انصاف باشند و کسانی را که در حال فعالیت و کار هستند را مانع شوند و نگذارند .  این تبلیغات و سم پاشی واقعا نوعی سد عن سبیل الله است . یعنی مردم را از راه دین گمراه کردن . و اکنون ما که در این جمع نشسته ایم چه ضرری را به آن ها می رسانیم چگونه می شود که یک مسلمان برایش غیر قابل تحمل ( نا خوش) باشد ؟ چگونه کسی که مسلمان باشد و آن را ( یعنی حضور مسلمانان در مسجد و فعالیت دینی عده ای را) بشنود خوشحال نشود؟ هر کس مسلمان باشد و بشنود که جمعی این گونه از بندگان خدا از مرد و زن در خانه ای از خانه های خدا نشسته اند بایستی خوشحال شود . من چرا این کار را می کنم و دیگران نمی کنند قضیه نیز همان است » (اگر در بازگردانی ، متن دارای اشتباهی بود از دوستان تقاضا دارم که آن را بنا به معنای اصلی تعابیر کاک حسن اصلاح کنند)

فکر می کنم سخنان کاک حسن برای کسانی که واقعا حق و حقیقت را طالب اند کافی باشد و دیگر لازم نمی بینم که سخنی بر سخنان گهربار کاک حسن اضافه کنم .

اما در این بین می توان تشابهی میان کاک احمد و کاک حسن احساس کرد که می توان چند مورد آن را بیان کرد و نتیجه گرفت که اگر کاک احمد هم زنده می بودند در مورد ایشان چه می گفتید ؟!

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

اکنون بپردازیم به اعمال کاک حسن که به خاطر آن بسیار مورد انتقاد قرار گرفته اند . کاک حسن امینی با چند روزنامه ی کشوری و محلی گفتگوهایی داشته اند که منتقدان ایشان ، آن را حمل بر حب شهرت کرده اند که دلیلی برای اثبات مدعای خود ندارند . کاک حسن امینی در یک مصاحبه ی تلفنی با شبکه ی ماهواره ای تیشک از حقوق اهل سنت و هم چنین استقلال اهل سنت در مراسم مذهبی خود دفاع می کند که باز هم به همان دلیل کذا مورد اتهام قرار می گیرند . چندی پیش کاک حسن به شورای ملی صلح که شورایی است متشکل از افراد با سابقه و فعال در زمینه صلح پایدار ، دعوت می شوند که پاسخ کاک حسن به آن دعوت مثبت بوده و در چند جلسه ی آن ها شرکت کرده و در جلسه ی اخیر به عنوان رئیس سنی انتخاب می شوند که این مورد نیز نتوانست از اتهامات دوستان بی نصیب بماند. کاک حسن در موارد بسیار زیادی و در بیانیه ها و سخنرانی های زیادی از حقوق اهل سنت دفاع کرده و در هر حادثه ای که اهل سنت در آن مورد ظلم واقع شدند ، واکنش نشان دادند ؛ مانند بیانیه ی ایشان در تقبیح تخریب مسجدی در بجنورد ، سخنرانی ایشان در مراسم ختم بخاری سال 87 و…

 اکنون شباهت کارهای کاک حسن با فعالیت های کاک احمد را مورد بررسی قرار می دهیم . خوب است دوستان یکی از پست های با نام (علامه احمد مفتی زاده و کردستان) که در تارنمای ناجی کرد قرار دارد را مطالعه کنند  که مصاحبه های بیشمار کاک احمد است با روزنامه های کشور . و هم چنین خوب است  سخنرانی تلویزیونی ایشان که در قم و تهران و وزارت خارجه و … انجام داده بودند را مشاهده کنند (و یا اگر بدان ها دسترسی ندارند از افرادی که در آن موقع حضور داشته اند مسئله را جویا شوند) یا شاید بهتر است مراجعات متعدد کاک احمد به تهران و قم برای حل مسائل انقلاب در همان اوائل انقلاب را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند (هرچند که با کارشکنی و خیانت مواجه می شود که بحث در این رابطه از حوصله ی این مقاله خارج می باشد که در این رابطه دوستان را به شنیدن نوار های حسینیه ارشاد و هم چنین سخنرانی در میدان شهرداری کرمانشاه (کرماشان) توصیه می کنم) تا تفاوت ها و شباهت ها نمایان گردد . کاک احمد در پی احقاق حقوق اهل سنت فعالیت های بیشماری انجام دادند و حتی شورایی متشکل از تمام نخبگان اهل سنت از سرتاسر ایران تشکیل دادند (با نام شورای شمس) که با واکنش شدید حکومت مواجه شده و که دستگیری و اعدام و تبعید و … اعضای آن را در پی داشت ، هم چنین سخنرانی های شدید اللحن کاک احمد و هشدار های مکرر ایشان برای عدم تضییع حقوق اهل سنت در ایران از جمله سخنرانی در بلوچستان ، کرمانشاه ، تهران و کردستان که اکنون نیز موجود می باشد .

 البته قصد ما تطبیق فعالیت های کاک حسن با کاک احمد نیست . کاک احمد یک مجتهد مطلق غیر مستقل بودند ( مجتهد مطلق غیر مستقل فردی است که تمام شرایط مجتهد مطلق را داراست ، اما صاحب قواعد و اصول فقه مخصوص به خود نیست ، بلکه بر مبنای قواعد و قوانین یکی از ائمه ی مذاهب ، به اجتهاد می پردازد . که بدان مجتهد مطلق منتسب نیز می گویند . او نه مجتهد مستقل است و نه مقید . زیرا مقلد امام خود نیست ، بلکه سبک . طریقه ی اجتهادی اش با او یکی است و بر مبنای قواعد ابتکاری امامش به اجتهاد می پردازد ؛ حاشیه کتاب : امام شافعی و شاگردان مکتب بغداد و مصر ) و کاک حسن مجتهد مقید یا مجتهد تخریج هستند (مجتهد مقید یا مجتهد تخریج : که بدان ها «اصحاب وجوه» نیز گفته می شود ، افرادی هستند که به مذهب امام متبوع خود در همه ی زمینه ها پایبندند و از ادله ی اصول و قواعد امام خود پا را فراتر نمی نهند یا به عبارت دیگر ، اقتضای کلام امام را با عناوین مختلف کشف و توجیه می نمایند ؛ حاشیه کتاب : امام شافعی و شاگردان مکتب بغداد و مصر ) و بدیهی است که اعمال آن ها با هم تفاوت هایی دارد و کاک حسن نیز بنا به اجتهاد خود اعمالی را که صلاح خود و حرکت مکتب قرآن کردستان و مطابق با شورای آن باشد را انجام خواهند داد کما این که کاک احمد این مهم را به ایشان و دیگر شاگردان و یاران اعلام کرده بود .

به هر حال ، با این شباهتی که بنده عرض کردم اگر کسی غیر از کاک احمد آن فعالیت ها را انجام می داد ، نه تنها او را خائن بلکه او را منافق (معاذ الله) می خواندید . به یاد دارم روزی از این مساله با دوستی سخن گفتم و ایشان فرمودند که کاک احمد دارای تزکیه ی بسیار بودند و هیچ کس مانند کاک احمد دارای آن تزکیه نیست می گوییم که از کجا به تزکیه ی کاک احمد پی بردید؟ و از کجا به عدم تزکیه ی دیگران آگاه گشتید؟ پس معلوم است که با این فرافکنی ها و پاسخ ها و تأویل های نابه جا نمی توان چهره ی خادمان دین خدا را مخدوش کرد . چندی پیش در قسمت نظرات یکی از وبلاگ ها مطلبی را مشاهده کردم که گفته بودند که به زودی قطعه فیلمی و اسنادی در میان مردم پخش خواهد شد که نمایان گر خیانت های (!) کاک حسن است اما با گذر یک و اندی سال هنوز آن فیلم کذا پخش نشده است . این داستان مرا به یاد خاطره ای از مرحوم ملا محمد ربیعی می اندازد . روزی ایشان به منزل (یا محل کار) امام جمعه (شیعیان) کرمانشاه احضار می شوند که آقای زرندی (همان امام جمعه) در رابطه با کاک احمد سخن می گویند . این در زمانی بود که کاک احمد در زندان به سر می بردند و ملا ربیعی برای پیگیری و ارتباط با کاک احمد به آن جا احضار شده بودند . خلاصه ، آیت الله زرندی به ملا ربیعی می گویند که ما اسناد بسیار زیادی داریم که مفتی زاده در زندان به التماس و زاری افتاده و از ایشان هنگامی که در حال التماس و تضرع بودند فیلم برداری کرده ایم . ملا ربیعی به ایشان می گویند که امکان دارد که این فیلم ها را مشاهده کنم . آقای زرندی می گویند که این فیلم ها هنوز آماده نیستند . ملا ربیعی با حالتی از اعتماد به نفس و اطمینان به رهبر دلسوز حرکت مردمی و فداکار کرد ، به ایشان می گویند که شما را به خدا این فیلم ها را به ما بدهید تا اگر صحت داشت مفتی زاده را رسوای عام و خاص کنیم . آقای زرندی وقتی با این موضع روبرو می شوند در پاسخ می گوید که این فیلم ها گرفته شده ولیکن هنوز پیاده نشده اند که ملا ربیعی با همان تعبیر زیبای سعدی ، نگاهی ( هم چون نگاه عاقل اندر سفیه)  به او می اندازند و با حالتی از طنز به او می گوید که شما را به خدا همان پیاده نشده را به ما بدهید سواره اش برای خودتان (نقل با مضمون از یکی از معتمدان)

اکنون ما نیز به این دوستان می گوییم که این فیلم ها و اسناد را برای ما بیاورید تا کاک حسن را رسوای عام و خاص کنیم و بلا تشبیه به موضوع قرآنی ، فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِینَ .

پاسخ به سوالات : مدیر محترم وبلاگ تریفه

سلام علیکم و رحمه الله و برکاه

در تارنمای ناجی کرد سه سوال مطرح کرده بودید . هم چنین فرموده بودید که برایم آن را از طریق ایمیل ارسال کرده اید . باید بگویم که ایمیل های شما به دستم نرسیده است و ظاهرا سیستم ارسال ایمیل یاهو دچار مشکلاتی شده است

به هر حال

در رابطه با سوالات :

1)سوال : آیا شما كاكه احمد را رهبر میدانید؟

پاسخ : منظور شما از رهبر چیست؟ چون کلمه ی رهبر معانی خاص خود را دارد . رهبر در اصطلاح به معنای هادی و راهنما اطلاق می شود و این شمولیت بی شماری دارد . برای مثال کاک احمد هیچ گاه در زمینه فیزیک و یا شیمی و … رهبر من نیستند بلکه به فرض مثال رهبران من در این زمینه انیشتین و شرویدینگر و … هستند چون در این زمینه متخصص هستند .

و اگر منظور شما از رهبر ، رهبر حرکت اسلامی است باید بگویم که «بله» ! بنده ایشان را رهبر حرکت اسلامی مکتب قرآن و رهبر حرکتی اسلامی که می تواند جهان شمول باشد می دانم . اما هرگونه انحصار طلبی در رابطه با رهبریت ایشان را ملغی دانسته و آن را تقبیح می کنیم . حضرت ختمی مرتبت (ص) رهبر عالمیان بودند . رحمتی برای عالمیان بودند . ایشان رهبر نوع بشر به سوی رستگاری هستند . اگر کسی از ایشان تبعیت کرد آن گاه یار او شده و مومن می گردد و هرکس عامدا عالما از او پیروی نکرد دشمن و کافر محسوب می گردد .

این که پیامبر فقط رهبر مسلمانان باشد را بنده به طور کامل رد می کنم . بدان معنا که ایشان رهبر نوع بشرند نه فقط مسلمانان و مومنان و …

از پیامبر شروع کردم که او اسوه حسنه ای برای ماست . به هیچ وجه (معاذ الله) قصدم تشابه نیست اما باید گفت که رهبریت کاک احمد نیز باید بدین گونه باشد . انحصار طلبی در این زمینه منفور است . همان گونه که کاک احمد رهبری برای افراد مکتب قرآن بود به همان اندازه و وانگهی بیش تر  رهبر ملت کرد و ملت ایران و نوع بشریت در پهنه ی زمین بودند . اما این رهبریت شمولیت خود را پیدا نکرد و فقط در حد رهبریت مکتب قرآن خلاصه شد . این افراد مکتب قرآن هستند که باید رهبریت و شمولیت آن را افزایش دهند نه این که آن را صرفا منحصر به خود بدانند کاری که کاک حسن امینی و مکتب قرآن کردستان به خوبی بدان پی بردند

2)سوال : آیا تعریف پیرو و غیر پیرو را میتوانی برایم مشخص كنی؟

پاسخ : در ادامه پاسخ به سوال اول باید این نکته را عارض شوم که پیرو نیز انحصاری نیست . خیلی از افراد خود را پیرو پیامبر می دانند اما عملا از عمل و رفتار پیامبر فاصله دارند (مانند بسیاری از مسلمانان ) خیلی از افراد هم هستند که خود را پیرو پیامبر نمی دانند اما به اعمال و رفتار پیامبر نزدیک ترند یعنی اعمالشان از دیدگاه اسلام پسندیده تر است ( مانند بسیاری از کشورهای اروپایی)

بگذارید در این رابطه مثالی را عنوان کنم: ( البته سخن سید قطب در این رابطه بسیار واضح است که : در این جا ( یعنی ملل اسلامی )مسلمان هست و اسلام نیست و در آن جا (یعنی ملل اروپایی ) اسلام هست و مسلمان نیست . )

همان گونه که شما هم می دانید در اسلام مرز بندی  وجود ندارد اما می بینیم که کشورهای اسلامی هر کدام دارای مرزهای مشخص و تحقیر آمیز اند اما در نقطه ی مقابل می بینیم که کشورهای اروپایی عضو اتحادیه اروپا هیچ مرزی ندارند . من نوعی اگر بخواهم از ایران به عراق بروم باید یک ماه دنبال کارهای جانبی آن باشم . ( ویزا و پاسپورت و …) اما اگر در اروپا باشم با ماشین شخصی خود می توانم هر لحظه که اراده کنم از آلمان به فرانسه یا … بروم .

حال به نظر شما ما بیش تر پیرو اسلام هستیم یا آنان؟

منصفانه پاسخ دهید

خوب با این تفاسیر معنای پیرو چه می شود؟ پیرو بودن با خداوکیلی و گرو گذاشتن ریش نیست بلکه با عمل است . اگر کسی با عمل خود کسی یا چیزی را تایید کرد پس پیرو آن است .

3)سوال : آیا برای حركتشون استراتژی ترسیم كرده اند؟

بله استراتژی ترسیم کرده اند اما این استراتژی ابدی نیست . امام شافعی در مدینه و بغداد دارای یک استراتژی و در مصر دارای استراتژی کاملا متفاوت بودند . مذهب قدیم و جدید امام شافعی نمود این مدعا است . یعنی هر استراتژی ممکن است با تحولات ( چه اجتماعی چه سیاسی چه مذهبی و …) تغییر یا اصلاح یابد . استراتژی حضرت عمر بر عدم مدیر بودن فامیل هایش بود و استراتژی حضرت عثمان به مدیریت بعضی از فامیل هایشان بود

استراتژی حضرت عمر اصلاح کردن و مسلمان کردن دولت های غیر مسلمان بود اما استراتژی حضرت علی اصلاح جامعه اسلامی بود

می توان در این راستا هزاران هزار مثال ذکر کرد

حرکت کاک احمد هم از این قاعده مستثنی نیست . بدیهی است استراتژی کاک احمد در زمان قبل از انقلاب با زمان بعد از انقلاب فرق کرد و حتی خود ایشان این مطلب را بارها و بارها عنوان کردند . (رجوع شود به نوار حسینیه ارشاد)

اکنون چه انتظاری است که استراتژی کاک احمد به همان صورت قبلی باقی بماند . البته این بدان معنا نیست که کلا باید تغییر یابد بلکه بدان معنا که در شرایط و ضوابط روز باید بر حسب آن تنظیم گردد کما این که خود کاک احمد این مطلب را نیز عنوان می کنند که باید اندیشه های او از اندیشه های یک انسان عادی بالاتر در نظر گرفته نشود و حتی می فرمایند که باید عده ای بگردند و اشتباهاتش را پیدا کرده و اصلاح کنند .

پس استراتژی دینی و سیاسی و … کاک احمد تابع ضوابط و شرایط روز است . و باز هم تاکید می کنم که این به معنای نابودی و تغییر کلی استارتژی ایشان نیست بلکه به معنای تکامل آن است .

امیدوارم منظورم را درک کرده باشید و به سوالات به صورت نیکو و بدون مجادله ی غیر احسن پاسخ داده باشم

دوست عزیز

بحث های شما با وبلاگ چرا را تا حدودی مطالعه کردم . بسیار متاسف شدم که از راه یک پیرو کاک احمد با احساسات ناسیونالیستی بی جهت و افراطی دور شدید . به هر حال بنده مانند شما نمی گویم که فلانی مکتب قرآنی است یا نیست .   به آرمان های کاک احمد پایبندم و اگر این به معنای مکتبی بودن است که چه بهتر و اگر نیست مرا فقط پیرو و دوستدار کاک احمد بدانید .

من با سایر احزاب و حرکات اسلامی نیز ارتباط دارد . خود را از آنان جدا نمی دانم و سعی دارم از کاری که کاک احمد به شدت از آن واهمه داشتند یعنی فرقه گرایی پرهیز کنم . کاری که کاک حسن به خوبی آن را درک کردند و سعی در مرتفع کردن آن هستند .

در ضمن کم لطفی شما و دیگر برادران در رابطه با کاک حسن نیز برای بنده قابل قبول نیست .

علی ای حال

در ضمن از این که مرا لینک نکرده اید به شدت از شما گله دارم

لازم به ذکر است که این پاسخ ها به صورت فالبداهه و بدون پیش زمینه ی فکری داده شده است و اگر پاسخ ها به صورت ایجاز و کوتاه داده شد به معنای پاسخ واقعی و کامل نیست و بدیهی است که این پاسخ ها ناقص بوده و هرکدام از دوستان می توانند در آن ایرادی بیابند که اگر این ایراد را برای بنده بازگو کنند دستان آن ها را بوسیده و برایشان دعای خیر خواهیم کرد . در تکمیل این پاسخ ها و یا بیان کردن سوالات دیگر نیز دست دوستان آزاد بوده و می توانند مبسوط برای بنده ابراز دارند تا در وبلاگ منتشر گردد .

(این پاسخ چندی قبل در وبلاگ خودشان برای ایشان ارسال شد)

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاه

قرار بود مقاله ای با نام «کسب شهرت یا خدمت» نوشته و در وبلاگ قرار دهیم اما به خاطر بالا بودن حجم مشغله های شخصی و فکری ، از این کار منصرف شده و آن را به زمان دیگری موکول کردم اما با نوشتن این پاسخ ، فکر می کنم که قسمت اعظم آن مقاله را در این جا قرار داده ام بدین خاطر به طور کامل از نوشتن آن مقاله صرف نظر می کنیم و به همین مقدار مختصر بسنده می نمائیم .

تارنمای ناجی کرد 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: