پاسخی کوتاه به دو پرسش مهم پيرامون امامت و خلافت

4 اکتبر

خلافت و امامت دوست گرامی سلام بر تو باد! از من خواسته بودی نظر خود را در باره اساس مذهب امامیه و همچنین فقه امامیه بطور اجمال بنویسم. اینک  در خواست ترا اجابت کردم و از خداوند متعال مسآلت می کنم که بفضل عظیم خود مرا از هر گونه تعصب جاهلانه باز دارد و از بصیرت و انصاف بهره مند فرماید، و میکوشم تا گفتارم موجز باشد. والله المستعان و علیه التکلان. 1- بنیان مذهب إمامیه در برابر دیگر مذاهب إسلامی بر این اصل استوار است که علی و یازده فرزندش از سوی خداوند بوسیله رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خلافت و وصایت آنحضرت انتخاب شده، پس شورای مهاجرین و انصار برای انتخاب خلیفه و امام مسلمین نامشروع و باطل بوده است! امّا این ادّعا با نامه صریحی که خود فرقه امامیه از علی نقل کرده اند مخالفت دارد، چنانچه در نهج البلاغه نامه ای از علی بدین صورت گزارش شده است: انه بایعنی القوم الذین بایعوا أبا بکر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیه فلم یکن للشاهد أن یختار ولا للغائب أن یرد، و إنما الشورى للمهاجرین والأنصار فان اجتمعوا على رجلٍ و سموه إماما کان ذالک لله رضی فان خرج عن أمرهم خارجٌ بطعنٍ أو بدعه ردّوه إلى ما خرج منه فان أبى قاتلوهُ علی إتباعه غَیرَ سبیل المؤمنین… (نامه ششم نهج البلاغه)

اگر علی از سوی خدا انتخاب شده بود چرا با ابوبکر(رض)و عمر(رض) بیعت کرد؟ چنانچه در کتب شیعه امامیه بدان تصریح شده است؟در کتاب غارات ثقفی و مستدرک نهج البلاغه و دیگر کتب امامیه آمده). بعنوان نمونه در ‹الغارات› اثر ابو إسحاق ثقفی ‹متوفی 283 هجری› میخوانیم: که علی(رض) پس از قتل محمد بن ابی بکر نامه ای بیاران خود در مصر نوشت، ضمن آن نامه از خلافت ابوبکر(رض) یاد کرده مینویسد: فمشیت عند ذالک إلی أبی بکر فبایعته ‹الغارات جزء اول ص 204›یعنی:« در آن هنگام بسوی ابوبکر رفتم و با او بیعت کردم».و در باره عمر(رض) مینویسد:تولى عمر الأمور و کان مرضی السیره میمون النقیبه‹صفحه207› یعنی:«عمر کارهای خلافت را بعهده گرفت و پسندیده سیرت و فرخنده نفس بود». قال الجوهری فی الصحاح: فلان میمون النقیبه، اذا کان مبارک النفس

اینها مضمون نامه های علی(رض) است که علاوه بر اهل سنّت خود شیعه آنها را نقل کرده و قدمای امامیه بدانها تصریح نموده اند. آیا علی(رض) با غاصب بیعت میکند؟ آیا بیعت بخلافت ابوبکر(رض) از سوی کسی که خداوند متعال او را خلیفه کرده است صحیح است؟ آیا علی(رض) از ظالم و غاصب تعریف و تمجید مینماید و او را پسندیده سیرت و فرخنده نفس میشمارد؟! پس چرا از خدا نمی ترسند و انصاف پیشه نمی کنند؟ در کتاب ‹الصفین› آمده که علی(رض) درباره ابوبکر(رض) و عمر(رض) گفت:أحسنا السیره و عدلا فی الأمه‹ص201› یعنی:«آن دو رفتار نیکو داشتند و در میان امّت بعدالت رفتار کردند». امّا شیعه امامیه میگویند: آن دو غاصب و ظالم بودند، پهلوی فاطمه زهرا را شکستند!! اما اگر ادّعای شیعه امامیه را به قرآن عرضه کنیم می بینیم قرآن درباره مهاجرین میفرماید:  «اگر به آنها در زمین قدرت دهیم نماز بر پای میسازند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند». ولی شیعه میگوید چون خدا به ایشان قدرت داد، خلافت علی(رض) را غصب کردند و ظلم نمودند و فاطمه را آزردند!

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

Advertisements

20 پاسخ to “پاسخی کوتاه به دو پرسش مهم پيرامون امامت و خلافت”

  1. شیعه کوچولو : کاسه داغتر از آش !!! اکتبر 5, 2008 در 4:55 ب.ظ. #

    از قدیم در وصف کسانی که داغتر از پیشوایانشان بوده اند . گفته اند که :
    طرف . کاسه داغتر از آش است
    یا :
    طرف . کاتولیک تر از پاپ است

    از احوالات این برادر ناجی کرد هم همین بس که . منابع اهل سنت . سخن از مخالفت امام علی علیه السلام و جمع زیادی از صحابه با خلافت کودتایی ابوبکر می دهند و حتی خود این خلفای جور . اذعان نموده اند که کارشان درست نیست و حکومتشان . چیزی جز زور نبوده است .
    ولی این طرفداران دو آتشه کوتاه نمی آیند و آخرت خودشان را برای دنیای قدرت طلبان . به مفت هدر می دهند !!!

    اکنون به جهت این که خود ایشان و دیگران هم بدانند که قضایای آن زمان . نه آن چیزی بوده است که سینه چاکان ابوبکر میگویند و میخواهند که به نیرنگ و یا زور برای دیگران جا بیندازند.

    خوب است که به سخنان عمر که خود صحه بر کودتای رفیقش ابوبکر پس از رسول خدا و اذعان به این که انتخاب او . نه مورد رضای صحابه و نه انتخابی بود و شری بود که دیگر نباید تکرار شود . توجه کنیم .

    امید است که برادر ناجی هم . هر چه زودتر ازین خلیفه پرستی خود دست برداشته و به پرستش خدا روی آورند .

    عمر : إنما كانت بيعه أبي بكر فَلْتَه وتمَّت ، ألا وإنها قد كانت كذلك ، ولكن الله وقى شرَّها… مَن بايع رجلاً عن غير مشوره من المسلمين فلا يبايَع هو ولا الذي بايعَه تغرَّه أن يُقتَلا ::
    صحيح البخاري 8|210 الحدود ، باب رجم الحبلى من الزنا ، 4|2130 ح 6830. مسند أحمد بن حنبل 1|323 ح 391. الجمع بين الصحيحين للحميدي 1|104. الجمع بين الصحيحين للموصلي 1|260. المصنف 7|431 ح 37031 ، 37032.

    عمر : « حين توفى اللّه – نبيّه صلّى اللَّه عليه وسلم – أنّ الأنصار خالفونا ، واجتمعوا بأسرهم فى سقيفه بنى ساعده وخالف عنّا على و الزبير ومن معهما » .
    صحيح البخارى ، ج‏8 ، ص 26 ، كتاب المحاربين ، باب رجم الحبلى من الزنا . ‏ تاريخ الطبري ، ج 2 ، ص 458 ؛ كامل ابن‏أثير ، ج‏2 ، ص‏224

    خب ما شیعه آل محمد علیهم السلام هم 1400 سال است که همین را میگوئیم .

    فقط گوش شنوا و حق پذیری پیدا نمی شود که سخنان به حق ما را که بر زبان عمر . جاری شده است گوش کند !!!

  2. شیعه کوچولو : پرستش دو عذره !!! اکتبر 5, 2008 در 5:05 ب.ظ. #

    شخصیت هر کس از سخنان خودش راجع به او . بهترین روش شناخت برای آن شخص است و دیگر نمی توان به هیچ وجه به توجیه و تفسیری خلاف آن پرداخت !!!

    علیهذا . از آنجایی که خود ابوبکر و عمر . در هنگام مرگ خویش . شخصیت خود را کمتر از عذره = پهن و سرگین حیوانات دانسته اند !!!

    بنابر این به این برادر ناجی عرض می نمائیم که تقدس دادن به پهن حیوانات . جز از افراد نادان و خل و چل که در پرستش کسی غلو می کنند . نشان از بی عقلی کامل ایشان دارد !!!

    أبوبكر يقول: طوبى لك ياعصفورتأكل الثمار وتطير في الاشجار لاحساب عليك ولاعذاب والله لوددت أني كبش يسمنني أهلي فإذا كنت أعظم ماكنت وأسمنه يذبحوني فيجعلوني بعضي شواء وبعضي قديداً ثم اكلوني ثم ألقوني عذره في الحش

    هذا ابن تيميه يقول في منهاج سنته ج6 ص5: لما احتضر عمر بن الخطاب قال: يا ليتني كنتُ كبشاً لقومي فسمنوني ما بدا لهم ثم جاءهم أحب قومهم إليهم فذبحوني فجعلوا نصفي شواء ونصفي قديدا فأكلوني فأكون عذره ولا أكون بشراً… بينما قال علي عليه السلام لحظه استشهاده: فـُزتُ ورب الكعبه

    این هم از شخصیتهای پهنی بعضی از پهن پرستان قرن 21 کشور ما !!!

  3. شیعه کوچولو : پرستش دو عذره !!! اکتبر 5, 2008 در 5:05 ب.ظ. #

    شخصیت هر کس از سخنان خودش راجع به او . بهترین روش شناخت برای آن شخص است و دیگر نمی توان به هیچ وجه به توجیه و تفسیری خلاف آن پرداخت !!!

    علیهذا . از آنجایی که خود ابوبکر و عمر . در هنگام مرگ خویش . شخصیت خود را کمتر از عذره = پهن و سرگین حیوانات دانسته اند !!!

    بنابر این به این برادر ناجی عرض می نمائیم که تقدس دادن به پهن حیوانات . جز از افراد نادان و خل و چل که در پرستش کسی غلو می کنند . نشان از بی عقلی کامل ایشان دارد !!!

    أبوبكر يقول: طوبى لك ياعصفورتأكل الثمار وتطير في الاشجار لاحساب عليك ولاعذاب والله لوددت أني كبش يسمنني أهلي فإذا كنت أعظم ماكنت وأسمنه يذبحوني فيجعلوني بعضي شواء وبعضي قديداً ثم اكلوني ثم ألقوني عذره في الحش

    هذا ابن تيميه يقول في منهاج سنته ج6 ص5: لما احتضر عمر بن الخطاب قال: يا ليتني كنتُ كبشاً لقومي فسمنوني ما بدا لهم ثم جاءهم أحب قومهم إليهم فذبحوني فجعلوا نصفي شواء ونصفي قديدا فأكلوني فأكون عذره ولا أكون بشراً… بينما قال علي عليه السلام لحظه استشهاده: فـُزتُ ورب الكعبه

    این هم از شخصیتهای پهنی بعضی از پهن پرستان قرن 21 کشور ما !!!

  4. حسین اکتبر 5, 2008 در 9:51 ب.ظ. #

    با سلام خدمت شما دوست اهل سنت و آرزوی توفیق روز افزون در جهت علوم اسلام و قرآن

    عارضم به خدمت شما که حقیر تمامی آنچه که شما بعنوان چیکده و خلاصه در وب خود گرد آوردید را مطالعه کردم و بسیار از مطالب آن استفاده بردم که انشاءالله آنها را در زمانی مناسب به زیر ذره بین بیاورم و در تحقیقی جامع و کامل آنرا برای شما میل کنم چون همکنون هم به دلیل بیسوادی و هم به دلیل نداشتن حضور ذهن از جواب دادن آن بر حذر می باشم.
    اما تمام آنچه که شما آورده اید را بنده پیرینت می گیرم و بررسی می کنم
    نکته قابل تشویق برای شما آنکه شما خود را شاکر از جانب خدا دانسته در جهت اینکه به شما توفیق دوری از تعصب را عنایت فرموده که از این واقعه بسیار خرسندم
    اما در پایان جهت مطالعه شما دوست گرامی دو کتاب از منابع شیعه را به شما پیشنهاد می کنم

    1-الغدیر از علامه امینی که تنها کتابی است که در خود حوزه های علمیه ی اهل سنت در دسترس می باشد

    2- اسرار آل محمد کتابی که در زمان حیات خود امام علی تمام وقایعی که در آن زمان اتفاق افتاده است را کامل و صحیح و تحت نظر خود امام علی و امامان بعد او گرد آوری شده است می باشد

    واین آیه 55 سوره مائده که دوست دارم موارد یکه بر آن شبهه قرار گرفته و جواب داده شده به آنها را در کتاب تفسیر نمونه در جلد 4 مراجعه کنید

    شاید به دلیل اینکه تمامی مراجعاتی که به شما دادم از منابع شیعه باشد مورد وثوق شما نباشد ولی جهت اینکه شما به دور از تعصب و رسیدن به حقیقت هستید بیان کردم امیدوارم مورد فایده جنابعالی قرار گیرد

    با تشکر

  5. شیعه کوچولو : به برادر حسین خوش خیالیان اکتبر 7, 2008 در 10:20 ق.ظ. #

    به جهت خوش خیالی شما عرض میکنم که با تجربه ای که در امر مباحثه با برادران سنی ( از هر فرقه و گروه ) دارم .
    متاسفانه باید گفت که چون مبنای پذیرش مسائل برای آنان . اشخاصی مانند ابوبکر – عمر – عثمان و ……… قرار گرفته است و یا به عبارتی دیگر . اینان بجای خداپرستی . فردپرستی را پیشه خود کرده اند .

    شما نخواهید نتوانست به هیچ وجه چیزی را برایشان اثبات کنید .
    به عبارتی شما موفق به بیدار کردن فردی که خود را به خواب زده است نخواهیدشد !

    مگر این که . شخص طرف مقابل . سعی کند که . مبنایش را از فردپرستی به خداپرستی تغییر دهد !!!

  6. شیعه کوچولو : به برادر حسین ! اکتبر 7, 2008 در 10:30 ق.ظ. #

    از نحوه برخورد و صحبت شما با برادر ناجی . متوجه مطالبی شدم که اگر دلخور نشوید . برایتان بازگو میکنم !

    شما اطلاعات کمی راجع به مسائل اختلافی فیمابین مذهب حقه تشیع و گروه های باطل دارید !

    بنابر این بهتر می بینم که برای شروع در بحث دینی . بنیه علمی خود را تقویت کنید !

    در همین نوشته شما . تجلیل زیادی از مظالب آقای ناجی کرد به چشم میخورد که نشاندهنده عدم اطلاع شما بر مسائل است !

    به جهت تنبه شما از تکرار چنین مسائلی . باید عرض کنم که :
    فقط در همین مقاله امامت و خلافت ایشان . چندین و چند دروغ بزرگ و یا تحریف در منابع شیعه توسط همین برادر دلاور برای گول زدن دیگران و منجمله شما . اتفاق افتاده است که قطعا» در بررسی بعدی تان به آن آگاه خواهید شد !!!

    و آن وقت خواهید فهمید که فرق بین حق و باطل و بین اهل حق و اهل باطل در چیست !!!

    علیهذا اگر هر کس و منجمله همین برادر ناجی . اعتراضی به سخنانم دارند . اعلام تا آنوقت بفهمید که چه کسی در پی …ررر کردن مردم است !!!

    خیر پیش

  7. شیعه کوچولو : حدیث 12 خلیفه در کتب اهل س اکتبر 8, 2008 در 10:49 ق.ظ. #

    باور شیعه محمد و آل محمد علیهم السلام . جز از 12 خلیفه رسول خدا . تجاوز نمی کند که به تصریح آن جناب . همه قریشی اند !

    روى مسلم عن جابر بن سمره أنه سمع النبی « صلى الله علیه وآله وسلم » یقول : ( لا یزال الدین قائماً حتى تقوم الساعه أو یكون علیكم اثنا عشر خلیفه = 12 امام ، كلّهم من قریش ) .
    + صحیح مسلم : 3 / 1453 ح 1821 + 6/4
    + وقریب منه فی :
    + صحیح البخاری : 4 / 165 كتاب الاحكام .
    + سنن الترمذی : باب ما جاء فی الخلفاء من ابواب الفتن .
    + سنن ابی داود : 3 / 106 كتاب المهدی .
    + مسند الطیالسی : ح 767 و 1278 .
    + مسند احمد : 5 / 86 ـ 90 و 92 ـ 101 و 106 ـ 108 .
    + كنز العمّال : 13 / 26 .
    + حلیه ابی نعیم : 4 / 333 .
    + فتح الباری : 16 / 338 .
    + مستدرك الصحیحین : 3 / 617 .

    و اما به جهت راحتی خیال همه اهل سنت عرض میشود که بنا به منابع اهل سنت . نژاد ابوبکر و عمر . حبشی ( آفریقایی ) بوده و همچنین نژاد عثمان و معاویه و بنی امیه هم از روم میباشد و با به عبارتی رومی اند !

    و البته هر عاقلی هم میداند که آفریقایی یا رومی بودن آنان با قریشی بودنشان منافات دارد .

    ضمنا» به جهت راحتی خیال بیشتر اهل سنت فوق . باید عرض کنم که اگر به فرض . کسی هم پیداشد و به هر دلیلی هم خودش بهتر میداند نخواست غیر قریشی بودن عثمان را بپذیرد . مجبور است که غیر قریشی بودن ابوبکر و عمر را بپذیرد که اقرار به این مطلب . این دو را از شمول خلفای رسول خدا خارج خواهدکرد و البته نتیجه آن . موجب عدم پذیرش خلافت آنان از خدا و رسولش که بیان کننده منویات خداوند برای مسلمانان با ایمان است خواهدشد !!!

    قرآن : وما كان لمؤمن ولا مؤمنة إذا قضى الله ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة من أمرهم ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالاً مبيناً

    توضیح لازم : منظورم از مسلمان با ایمان . آن کسانی نیست که خود را از خدا و رسولش داناتر می دانند !!!
    چون متاسفانه از زمان رسول خدا و پس از آن . اسلام عزیز . گرفتار مسلمانانی بوده است که خود را فهیم تر از خالق جهان و فرستاده او می دانسته اند !!!

  8. شیعه کوچولو : اقرار عمر به شر بودن خلافت اکتبر 8, 2008 در 11:01 ق.ظ. #

    بیان هر کس و گروه . در اعمال و کارهای خویش . بهترین روش برای شناخت آن فرد و یا گروه است و توجیه دیگران برای پوشاندن این موضوع . آب در هاون کوبیدن است و به قول امروزی ها . تف سربالائی است که به آن توجیه کننده بازخواهد گشت !!!

    از آنجایی که شیعه محمد و آل محمد علیهم السلام . اهل حق بوده و سخنان عمر در نادرست و شر بودن خلافت ابی بکر را از زبان خلیفه دوم اهل سنت و در منابع و کتب آنان . دیده و شنیده اند !!

    عمر : إنما كانت بيعه أبي بكر فَلْتَه وتمَّت ، ألا وإنها قد كانت كذلك ، ولكن الله وقى شرَّها… مَن بايع رجلاً عن غير مشوره من المسلمين فلا يبايَع هو ولا الذي بايعَه تغرَّه أن يُقتَلا ::
    صحيح البخاري 8|210 الحدود ، باب رجم الحبلى من الزنا ، 4|2130 ح 6830. مسند أحمد بن حنبل 1|323 ح 391. الجمع بين الصحيحين للحميدي 1|104. الجمع بين الصحيحين للموصلي 1|260. المصنف 7|431 ح 37031 ، 37032.

    بنابر این . بر خود . لازم و واجب دانسته اند که خویشتن را ازین شر و نادرستی و فساد عقیده حفظ کرده و تابعیت ابوبکر و جانشینش عمر را به گردن نگیرند !!!

  9. شیعه کوچولو : نفرین رسول خدا بر عثمان ! اکتبر 8, 2008 در 11:25 ق.ظ. #

    هر مسلمانی میداند که :
    لعنت رسول خدا ( که رحمه للعالمین بوده و خداوند به منش یزرگ او در قرآن تاکید کرده است ) بر ضد هرکسی . او را از حیز همه چیز ساقط میکند و همین موضوع . باعث میشود که این فرد . اجازه ولایت بر خودش را هم نداشته باشد . چه برسد به خلافت بر مسلمین و مومنین !!!

    همکاری عثمان در همکاری با دشمنان اسلام و پنهان کردن یکی از جاسوسان مشرکان مکه و مخالفتش با دستورات رسول خدا و دستور رسول خدا به امام علی بن ابی طالب علیه السلام و قتل این جاسوس که از نزدیکان عثمان هم بود . باعتث کینه رسول خدا در دل او شد و چون نمی توانست که به ایشان گزندی برساند .
    و به دلیل این که فکر میکرد که رقیه باعث لو دادن این جاسوس و قتل او شده است . او را در چند روز متوالی مورد ضرب و شتم قرار داد . به حدی که رسول خدا به امام علی علیه السلام دستور داد که به خانه عثمان رفته و آن دختر را به خانه خودش بازگرداند و همین کار وحشیانه عثمان . باعث درگذشت رقیه و یا به عبارتی قتل او شد و باقی ماجرا که خوب است خوانندگان عزیز منابع آن را از این آدرس مطالعه کنند !!!
    http://www.todaylink.ir/go/index.php?id=24225

    ضمنا» این منابع در سایت ولیعصر آقای قزوینی هم وجود دارد !

    این کار خبیثانه عثمان باعث نفرین رسول خدا بر علیه او شد به طوری که :
    سه مرتبه فرمود : خدا او را بكشد كه تورا كشت

    قرآن : ومن یقتل مومنأ متعمدا فجزائه جهنم خالدإ فیها، ولعنه ، واعدله عذابأ عظیمأ

    و البته هر مومنی باور دارد که لعنت خدا بر قاتل هر مومن و مومنه ای قطعی است !

    ضمن آن که استجابت نفرین رسول الله. در حق عثمان . در آینده نزدیک اتفاق افتاد و سزای آن جنایتش بر علیه رقیه را هم به چشم خود دید !!!

  10. شیعه کوچولو : تحریف یا تقطیع عمدی منابع اکتبر 8, 2008 در 11:37 ق.ظ. #

    اهل باطل برای رسیدن به مقصود خود از هر وسیله ای استفاده میکنند که یک از این کارها . تحریف و یا تقطیع متون شیعی به حدی که منظور اصلی را نرسانده و یا معنی متضادی با منظور اصلی بدهد !!!

    یکی ازین کارها . تحریف یا تقطیع سخنان امام علی بن ابی طالب علیه السلام است.

    ازیشان پرسیده شد که چرا با این که خلافت ابی بکر را مشروع و ظالمانه میدانستی . با او بیعت کردی ؟!

    ایشان جواب میدهد که وقتی دیدم که یاوری ندارم و اگر این کار ظاهری را هم نکنم . باعث کشته شدن نسل رسول خدا ( حسن و حسین ) خواهم شد !
    مجبور به انجام آن شدم . در این حال با ابی بکر بیعت ( اجباری ) کردم !

    اکنون اگر توجهی به استدلال مخالفین کنید می بینید که فقط این قسمت :
    من با ابی بکر بیعت کردم را نوشته اند !!!
    که منظورشان از آن . بیعت کردن امام علی با خواست خودش بوده است !!!

    و اما خوشبختانه . از آن جایی که خداوند بر خودش . پیروزی اهل حق را مقرر کرده است .
    در منابع اهل سنت میخوانیم که : عمر گفته است !

    عمر : « حين توفى اللّه – نبيّه صلّى اللَّه عليه وسلم – أنّ الأنصار خالفونا ، واجتمعوا بأسرهم فى سقيفه بنى ساعده وخالف عنّا على و الزبير ومن معهما » .
    صحيح البخارى ، ج‏8 ، ص 26 ، كتاب المحاربين ، باب رجم الحبلى من الزنا +‏ تاريخ الطبري ، ج 2 ، ص 458 ؛ كامل ابن‏أثير ، ج‏2 ، ص‏224

    عمر : هنگامی که رسول خدا درگذشت . انصار ( مسلمانان مدینه ) و امام علی و زبیر و آنانی که با آنان بودند با کودتاگران سقیفه به مخالفت برخواستند !!!

  11. شیعه کوچولو : معنی سقیفه !!! اکتبر 8, 2008 در 11:48 ق.ظ. #

    هنگامی که با برخی از اهل سنت متعصب روبرو میشوید و دلیل مشروعیت حکومت ابوبکر و عمر و عثمان را از آنان میخواهید .
    نادانسته به آیه قرآنی : و امرهم شوری بینهم . متوسل شده و آن را به شورای مسلمین در سقیفه بنی ساعده استناد میکنند !!!

    اما قبل از جواب دادن به این دلیل آبکی آنان . بهتر است که معنی سقیفه را بدانیم !

    سقیفه به معنای جای سقف دار است و یا به عبارتی امروزی تر . اتاقی سقف دار !

    اگر اکنون از هر عاقلی بپرسید که گنجایش یک اتاق سقف دار به چه تعداد است و چند نفر می توانند در آن گرد هم بیایند . خواهد گفت که حداکثر 20 نفر !!!

    اکنون که معنای شورای 20 نفره ای که برای چند ده هزار نفر از مسلمین . انتخابات فرمایشی برگزار میکنند و تازه همین چند نفر شرکت کرده در این کودتا . توافقی هم با خود نداشتند و نزدیک بود که همدیگر را بکشند . دانستید . صلواتی بر محمد و آل محمد علیهم السلام بفرستید !!!

    بیخود نیست که شیعه آل محمد علیهم السلام . بیش از 1400 سال است که به ریش سردستگان چنین کودتاهایی و پیروان ساده دل آنان میخندند و راه شیطانی آنان را ترک کرده اند !!!

  12. شیعه کوچولو : خلافت ضد شورایی ! اکتبر 8, 2008 در 12:31 ب.ظ. #

    بنا به نعریف قبلی از معنای سقیفه ( یعنی یک محل سقف دار که حداکثر گنجایش آن بیست نفر بود ) و نزاع در بین همین تعداد معدود در انتخاب حاکم . که نزدیک بود به کشتار شرکت کنندگان در آن بینجامد ) :
    1 – مشخص شد که انتخاب ابوبکر . شورایی هم نبوده است.
    2 – انتصاب عمر هم که منصوب از طرف ابوبکر است . نیز شورایی نیست .
    3 – انتخاب عثمان که به پیشنهاد عمر و در یک گروه شش نفره که اکثریت آن . طرفدار عثمان بودند . نیز شورایی نبود !

    مگر این که معنای کودتا و انتصاب به واژه شورا تغییر پیدا کرده باشد که البته ما با این یکی موافقیم !!!
    همانطوری که مثلا» بوش از ستم و جنایت آمریکا و کشورگشایی آن . تحت عنوان دموکراسی دم زده و آن را حقوق بشر مینامد !!!
    و یا این که فهد و ملک عبد الله . خود را خادم الحرمین الشریفین می نامند و سرزمین وحی را به پادگان ارتش آمریکا تبدیل نموده اند !!!

  13. ساناز اکتبر 8, 2008 در 3:11 ب.ظ. #

    سلام
    وبلاگ شما خیلی عالیه . متشکرم که با این وسیله مغز های خفته را بیدار می کنید.

    ولی چه فایده اینا جاهایی که به ضررشونه با دلایل الکی و پوچ همه چیز رو انکار می کنند. خدا هدایتشون کنه. لطفا در مورد مولوی خیر شاهی مطالبی در وبلا گتون بذارید. *بازم ممنونم*

  14. شیعه کوچولو : به ساناز خانم با دلیل ! اکتبر 11, 2008 در 9:26 ق.ظ. #

    انشا’ الله که منظورتان از دلیل : بمب و موشک و قتل و سربریدن مخالفان بی دلیل تان . نیست ؟!!!
    چون اگر آنها دلیل عالی باشند . به والله که ما بی دلیلیم !!!

  15. شیعه کوچولو : چه می شد اگر ............. اکتبر 20, 2008 در 10:02 ق.ظ. #

    شنیده ایم که جناب مولوی خیرشاهی . خیر ملت را خواسته و آنان را به بوسیدن گرد سم اسب عمر . تشویق کرده اند !!!

    ازین طرف در منابع اهل سنت میخوانیم که خود عمر در هنگام مرگ خویش . خود را کمتر از عذره = پهن = گه = نجاست حیوانی دانسته است !

    حال تصور کنید . چه میشد اگر کسی گرد سم اسب عمری را که خود او . خودش را کمتر از پهنی می دانسته است را به سر و صورت خویش می کشید ؟!

    آن وقت همه به او می گفتند که :

    به کمپانی گرد و پودر پهن سازی جناب مولوی – خیرشاهی – خوش آمدید !!!

    بوالله که برخی ازین مولوی های ایرانی . شاهکار تاریخند !!!

  16. میثم نوامبر 30, 2008 در 5:01 ب.ظ. #

    با سلام
    در نامه حضرت امير(عليه السلام) به معاويه توجه به چند نكته ضرورى است .
    احتجاج على (عليه السلام) به معاويه از باب الزام‏
    1 . آنچه كه مسلم است ، امام ( عليه السلام ) در اين نامه در مقام بيان يك قاعده كلى كلامى نيست ؛ بلكه در مقام احتجاج با دشمن عنودى است كه معتقد به مشروعيت خلافت خلفاء از طريق بيعت مهاجرين و انصار بود ؛ يعنى از باب استدلال به خصم از راه عقايد و افكار و اعمال خود اوست ، كه از او بعنوان «وجادلهم بالتي هي أحسن» تعبير مى شود .
    به عبارت ديگر، حضرت امير (عليه السلام) به معاويه كه از طرف عمر و عثمان استاندار و حاكم شام بود ، و آنان را خليفه مشروع مى‏دانست ، خطاب كرده و مى‏فرمايد :
    اگر از نظر تو معيار مشروعيت خلافت آنان ، اجتماع مهاجرين و انصار بود ، همان معيار در خلافت من نيز وجود دارد .
    2 . از آنجا كه قصد مؤلف نهج البلاغه ، نقل بخش‌هاى بليغ سخنان حضرت بوده ؛ از اين رو ، بخشى از اين نامه را نقل نكرده و ديگر مؤلفان ؛ همانند نصر بن مزاحم و ابن قتيبه دينوري اين نامه را به صورت مبسوط نقل كرده‌اند و نكاتى در نقل آنان هست كه نشانگر حقيقت ياد شده است .
    3 . در آغاز نامه حضرت عليه السلام آمده :
    فإنّ بيعتي بالمدينة لزمتك و أنت بالشام .
    همانگونه كه بيعت با ابوبكر و عمر در مدينه بود و تو در شام به آن ملتزم گرديدى ، بايد به بيعت من نيز تسليم شوى .
    وقعة صفين- ابن مزاحم المنقري – ص 29 – با تحقيق عبدالسلام محمد هارون- چاپ مؤسسة العربيّة الحديثة و الامامة والسياسة – ابن قتيبة الدينوري – با تحقيق شيري – ج 1- ص 113 و با تحقيق زيني – ج 1 – ص 84 و المناقب – موفق الخوارزمي – متوفاى 568 – ص 202 – با تحقيق شيخ مالك محمودى – چاپ جامعه مدرسين قم و جواهر المطالب – ابن دمشقي شافعى – ج 1 – ص 367- با تحقيق شيخ محمودى – چاپ مجمع احياء الثقافة الاسلاميّة و تاريخ مدينة دمشق – ابن عساكر – ج 59 – ص 128 – با تحقيق على شيرى – چاپ دارالفكر و شرح نهج البلاغة – ابن أبي الحديد – ج 3 – ص 75 و ج 14- ص 35 و 43 .

  17. میثم نوامبر 30, 2008 در 5:02 ب.ظ. #

    ادامه
    و اين فرمايش حضرت ، در برابر استدلال سخيف معاويه است كه دليل تسليم نشدن خويش در برابر حضرت را ، سرپيچى مردم شام از بيعت با حضرت عنوان كرده بود :
    وأما قولك أنّ بيعتي لم تصحّ لأنّ أهل الشام لم يدخلوا فيها كيف وإنّما هي بيعة واحدة ، تلزم الحاضر والغائب ، لا يثنى فيها النظر ، ولا يستانف فيها .
    شرح نهج البلاغة – ابن أبي الحديد – ج 14- ص 43 و بحار الأنوار – علامه مجلسي – ج 33 – ص82 و الغدير – علامۀ اميني – ج 10- ص 320 و نهج السعادة – محمودي – ج 4 – ص 263 .
    اما گفتار تو كه به خاطر بيعت نكردن اهل شام ، خلافت مرا زير سؤال بردى ، سخن بى اساس و سخيف است ؛ زيرا بيعتى كه با خليفه مسلمين در مركز حكومت اسلامى انجام مى‏گيرد ، رعايت آن بر تمام حاضران و غائبان لازم است و كسى حق ندارد در آن تجديد نظر كند و يا بيعتى جديدى را از سر گيرد .
    4 . حضرت در بخش پايانى نامه، داستان بيعت شكنى طلحه و زبير را گوشزد نموده و سپس از معاويه مى خواهد همانند ساير مسلمانها در برابر حكومت ، سر تسليم فرود آورد و خود را گرفتار ننمايد و در غير اين صورت با وى به ستيز خواهد برخاست :
    وإن طلحة والزبير بايعانى ثم نقضا بيعتى، وكان نقضهما كردّهما، فجاهدتهما . على ذلك حتى جاء الحق وظهر أمر اللّه وهم كارهون. فادخل فيما دخل فيه المسلمون، فإن أحب الأمور إلى فيك العافية، إلا أن تتعرض للبلاء . فإن تعرضت له قاتلتك واستعنت اللّه عليك .
    به جانم سوگند ! اگر شرط انتخاب رهبر ، حضور تمامى مردم باشد ، هرگز راهى براى تحقق آن وجود نخواهد داشت ، بلكه آنان كه صلاحيت دارند، رهبر و خليفه را انتخاب مى‏كنند و عمل آن ها نسبت به ديگر ، مسلمانان نافذ است ، آنگاه نه حاضران بيعت كننده ، حق تجديد نظر دارند و نه آنان كه در انتخابات حضور نداشتند حق انتخابى ديگر را خواهند .
    وقعة صفّين: ص 20 و 29، الامامة والسياسة: ج 1، ص 113، المناقب خوارزمي: ص 202، جواهر المطالب: ج 1، ص 367، تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر: ج 59، ص 128 و شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد: ج 14، ص 36.
    . اگر امام علي عليه السلام بيعت با خلفاي سه گانه را دليل بر مشروعيت آن‌ها مي‌دانست ، چرا خودش از بيعت كردن با آنان امتناع كرد ؟
    اين كه امام علي عليه السلام با آن‌ها بيعت نكرده است ، از قطعيات تاريخ است كه حتي صحيح‌ترين كتاب‌هاي اهل سنت نيز به آن اعتراف كرده‌اند .

  18. میثم نوامبر 30, 2008 در 5:03 ب.ظ. #

    ادامه
    محمد بن اسماعيل بخاري مي‌نويسد :
    وعاشت بعد النبي صلى الله عليه وسلم، ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها على ليلا ولم يوءذن بها أبا بكر وصلى عليها وكان لعلى من الناس وجه حياة فاطمة فلما توفيت استنكر على وجوه الناس فالتمس مصالحة أبى بكر ومبايعته ولم يكن يبايع تلك الأشهر .
    فاطمۀ زهرا [ سلام الله عليها ] بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شش ماه زنده بود ، وقتي از دنيا رفت ، شوهرش او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را خبر نكرد و خود بر او نماز خواند . تا فاطمه زنده بود ، علي [ عليه السلام] در ميان مردم احترام داشت ؛ اما وقتي قاطمه از دنيا رفت ، مردم از او روي گرداندند و اين جا بود كه علي با ابوبكر مصالحه و بيعت كند . علي [ عليه السلام ] در اين شش ماه كه فاطمه زنده بود ، با ابوبكر بيعت نكرده بود .
    صحيح البخاري، ج 5، ص 82 .
    بعد هم كه بيعت كردند ، از روي ميل و اختيار نبوده است ؛ بلكه با زور و اجبار بوده است ؛ چنانچه امام علي عليه السلام در نهج البلاغه نامه 28 مي فرمايد :
    إنّي كنت أقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتى أبايع .
    مرا از خانه‌ام كشان كشان به مسجد بردند ؛ همان‌گونه‌اي كه شتر را مهار مي‌زنند و هر گونه فرار و اختيار از او مي‌گيرند .
    و جالب اين است كه مي‌گويد وقتي آقا امير المؤمنين عليه السلام وارد مسجد شد ، گفتند با ابوبكر بيعت كن . حضرت فرمود : اگر من بيعت نكنم ، چه مي‌شود ؟ گفتند : قسم به خداي كه شريك ندارد ، گردنت را مي‌زنيم . حضرت فرمود : در اين هنگام بندۀ خدا و برادر پيامبر را كشته‌ايد . ابوبكر ساكت شد و چيزي نگفت .
    فقالوا له : بايع . فقال : إن أنا لم أفعل فمه ؟ ! قالوا : إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك ! قال : إذا تقتلون عبد الله وأخا رسوله . وأبو بكر ساكت لا يتكلم .
    الإمامة والسياسة بتحقيق الشيري: 31، باب كيف كانت بيعة علي بن أبي طالب .
    و از آن جالب تر اين که در اثبات الوصيۀ مسعودي آمده است كه امير المؤمنين عليه السلام را كشان كشان بردند به طرف آقاي ابوبكر و گفتند كه بايد بيعت كني . دست علي عليه السلام مشت بود و باز نبود . تمام اين‌ها جمع شدند تا مشت آن حضرت را باز كنند و در درون دست ابوبكر قرار دهند ، نتوانستند . جناب ابوبكر تشريف آورند جلو و دست خود را بر روي دست بستۀ امير المؤمنين عليه السلام به عنوان بيعت كشيدند .

  19. میثم نوامبر 30, 2008 در 5:04 ب.ظ. #

    ادامه
    إثبات الوصية للمسعودي: 146، الشافي : 3 / 244 ، علم اليقين : 2 / 386 – 388 . بيت الأحزان للمحدث القمي: 118، الأسرار الفاطميّة للشيخ محمد فاضل المسعودي: 122، علم اليقين للكاشاني: 686، المقصد الثالث ، الهجوم على بيت فاطمة (عليه السلام) لعبد الزهراء مهدي: 136، 343 .
    امام عليه السلام ، سيره شيخين را غير مشروع مي داند .
    6. اگر امام علي عليه السلام خلافت آنان را مشروع مي‌دانست ، چرا در روز شوراي ششه نفره وقتي سه بار به حضرت پشنهاد دادند كه بر طبق سنت ابوبكر و عمر رفتار كند تا با او بيعت كنند ، حضرت با قاطعيت تمام رد نموده و اعلام کرد معيار و ملاك حكومت من فقط كتاب خدا و سنّت پيامبر است و با وجود اين دو ، نيازى به ضميمه كردن سيره ديگرى نيست.
    يعقوبي ، تاريخ نويس معروف اهل سنت اين قضيه را اين‌گونه نقل مي‌كند :
    تاريخ اليعقوبي – اليعقوبي – ج 2 – ص 162
    عبد الرحمن بن عوف آمد پيش علي بن أبي طالب [عليه السلام ] و گفت : ما با تو بيعت مي‌كنيم به شرطي كه وقتي حكومت به دست تو رسيد ، به كتاب خدا ، سنت پيامبر و روش ابو بكر و عمر رفتار كني . امام فرمود : من فقط بر طبق كتاب خدا و سنت پيامبر ؛ تا اندازه‌اي كه توان دارم رفتار خواهم كرد .
    عبد الرحمن بن عوف رقت پيش عثمان و گفت : ما با تو بيعت مي‌كنيم به شرطي كه وقتي حكومت به دست تو رسيد ، به كتاب خدا ، سنت پيامبر و روش ابو بكر و عمر رفتار كني . عثمان در جواب گفت : بر طبق كتاب خدا ، سنت رسول و روش ابو بكر و عمر با شما رفتار خواهم كرد .
    عبد الرحمن دو باره رفت پش امام و همان جواب اول را شنيد ، دو باره رفت پيش عثمان و بازهم همان سخني را گفت كه بار اول گفته بود . براي بار سوم پيش علي بن أبي طالب رفت و همان پشنهاد را داد ، امام علي [ عليه السلام ] فرمود :
    وقتي كتاب خدا و سنت پيامبر در ميان ما هست ، هيچ نيازي به عادت و روش كسي ديگري نداريم ،‌ تو تلاش مي‌‌كني كه خلافت را از من دور كني .
    براي بار سوم پيش عثمان رفت و همان پشنهاد اول را داد و عثمان هم همان جواب اول را داد . عبد الرحمن دست عثمان را فشرد و خلافت را به او داد .
    احمد بن حنبل نيز در مسندش قضيه را از زبان عبد الرحمن بن عوف اين گونه روايت مي‌كند :

  20. میثم نوامبر 30, 2008 در 5:04 ب.ظ. #

    ادامه
    مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج 1 – ص 75 و مجمع الزوائد – الهيثمي – ج 5 – ص 185 و تاريخ مدينة دمشق – ابن عساكر – ج 39 – ص 202 و أسد الغابة – ابن الأثير – ج 4 – ص 32 و … .
    أبي وائل مي‌گويد به عبد الرحمن بن عوف گفتم : چطور شد كه با عثمان بيعت و علي را رها كرديد ؟ عبد الرحمن گفت : من گناهي ندارم ، من به علي [ عليه السلام ] گفتم كه با تو بيعت مي‌كنم به شرطي كه به كتاب خدا ، سنت رسول و روش ابي بكر و عمر رفتار كني ، علي [ عليه السلام ] فرمود : » نمي‌توانم » . به عثمان پشنهاد دادم ،‌ او قبول كرد .
    معناي سخن امام عليه السلام اين است كه كتاب خدا و سنت رسول نقصي ندارند تا نياز باشد كه عادت و سيرۀ كسي ديگري را به آن ضميمه كنيم ؛ يعني اين كه من سيره و روش آن‌ها را مشروع نمي‌دانم و محال است كه چيزي را جزء اسلام نبوده و در اسلام مشروعيت ندارد ، وارد اسلام كنم .
    و عبد الرحمن بن عوف نيز كاملاً بر اين مطلب واقف بود كه امام علي عليه السلام چنين شرطي را نمي‌پذيرد و هرگز زير بار آن نخواهد رفت ؛ از اين رو ، اين پشنهاد را داد تا عملاً خلافت را از امام دور كرده باشد و آن را به كسي واگذارد كه از قبل جامۀ خلافت را براي او دوخته بودند .
    اگر امير المؤمنين عليه السلام خلافت و سيره و روش آن دو را مشروع مي‌دانست ، قطعاً در آن موقعيت حساس پشنهاد عبد الرحمن بن عوف را رد نمي‌كرد تا مجبور نباشد بيش از دوازده سال ديگر خانه نشين باشد .
    و باز حتي در زمان حكومت ظاهري خودش ، وقتي ربيعة بن أبي شداد خثعمي به آن حضرت پشنهاد داد كه من در صورتي با شما بيعت خواهم كرد كه بر طبق سنت ابو بكر و عمر رفتار كني ، حضرت نپذيرفت و فرمود :
    ويلك لو أن أبا بكر وعمر عملا بغير كتاب الله وسنة رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يكونا على شئ من الحق فبايعه … .
    واي بر تو ! اگر ابو بكر و عمر بر خلاف كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم عمل كرده باشند ، چه ارزشي مي‌تواند داشته باشد ؟
    تاريخ الطبري ، الطبري ، ج 4 ، ص 56 .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: