بایگانی | اکتبر, 2008

تصاویری بدون شرح از فقر و ضریح سازی در ایران

30 اکتبر

عکس ها چنان گویاست که نیازی به توضیح در آن احساس نمی شود .

فقر          صنعت ضریح سازی

عکس های بیش تر را در ادامه مطلب مشاهده کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

رئیس جمهور، کردان، وآبروی ی ملت ایران

29 اکتبر

سید محمد علی ابطحی  دوستان آقای احمدی نژاد همیشه میگویند فرق ایشان با آقای خاتمی این است که احمدی نژاد از افراد هم خط و همراهش حسابی حمایت می کند. آخرین موردش حمایت همه جانبه ی ایشان از آقای کردان است. معاون قدرتمند سابق آقای لاریجانی و وزیر فعلی کشور. رئیس جمهورکه با استعفا و عزل وی مخالف بوده اعلام کرده که تصمیم دارد درجلسه ی استیضاح ایشان برای دفاع ازآقای کردان به مجلس برود تا نگذارند آقای کردان از خدمت به مردم محروم شود. رئیس جمهور قبلا هم اعلام کرده بود که اساسا مدرک دانشگاهی کاغذ پاره ای بیش نیست. همان مدارک دانشگاهی که خود ایشان هم دارند و دانشجویان و اساتید کشور میدانند چقدردستیابی به آن سخت است. میگویند جعل توسط کس دیگری انجام شده و وزیر کشور که در مجلس گفته بود با مترجم برای دفاع از تزش رفته و دفاع کرده، حالا با کمک دادستان دنبال جاعل می گردند. اگر آقای کردان موفق شود در مجلس، به دلیل هم پیمانی و هم خطی اکثریت مجلس با وی و به خاطر دفاع آقای احمدی نژاد دوباره رای  بیاورد، دیگر حتما معلوم میشود که رئیس جمهور قدرتمندی داریم و نشان می دهد دولتی ها همان جوری که بی دلیل، شجاعانه و قدرتمندانه به مخالفان خودشان، حتی با دروغ و اتهام حمله می کنند، به همان شکل بی دلیل و قدرتمند از همه ی دوستانشان، حتی از دکتر کردان دفاع می کنند. بی خود نیست که دوستان آقای احمدی نژاد  به ما بگویند که چرا به احمدی نژاد و قدرت و قوت اوایمان نمی آوریم. کی آقای خاتمی از این شجاعت ها داشت؟  متاسفانه خبر این شجاعت رئیس جمهورنیز در دنیا به خبر اول تبدیل می شود، و چه بخواهیم و چه نخواهیم ازسرمایه ی ملت ایران خرج می شود. ظاهرا این آبروی ملت ایران است که درافکار عمومی دنیا خیلی ارزان به حراج گذاشته می شود.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

اكتشافات علمی امروز و قرآن

29 اکتبر

شهید کاک احمد مفتی زاده چندی قبل در مجله وزین و گرامی خواندنی­ها مقاله­ای به قلم آقای «دكتر الن واترمن» رئیس مؤسسه ملی علوم آمریكا تحت عنوان «اكتشافات مهمی كه محصول تحقیقات فضائی است» خواندم. كه تا حد زیادی در كشف یك مجهول – كه سال­ها و قرن­ها در برابر دیده­ها جلوه می­كرده و زبان­ها آن را بازگو می­كرد و گوش­ها آن را می­شنید و هنوز معنی آن درك نشده بود- كمك كرد. این مجهول مطلبی است كه قرآن مجید آن را و برای «بشر» مطرح فرموده و تا به حال علم بشر از فهم آن عاجز بوده  است.

مطلب مذكور عبارت است از مسافرت انسان به خارج از منطقه جو زمین كه با این عبارت مطرح شده: « ‏ یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ‏ » ( الرحمن / 33) یعنی ای طایفه جن و انس، اگر توانستید از اقطار آسمانها و زمین خارج شوید، این كار را بكنید، اما نمی­توانید خارج شوید مگر با «وسیله­ای» سپس علت احتیاج به وسیله و عدم نفوذ بدون آن را در آیه­ی « ‏ یُرْسَلُ عَلَیْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ‏ »( الرحمن / 35) تشریح می­فرماید.در اینجا عدم نفوذ را نداشتن (بالهای توانا ) و امثال آن بیان نمی­كند، بلكه توانایی خارج شدن از اقطار زمین را اصولاً امری ممكن بیان فرموده، اما موانعی را یادآور می­شود كه در اثنای این مسافرت در راه انسان فضانورد وجود دارد.این موانع را به زبانه‌های از یك نوع آتش « ‏ شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ ‏ » و یك نوع دود می­گداخته «نحاس» تشبیه می­فر ماید.

اكنون قبل از آنكه به شرح این مطلب بپردازیم بهتر است در یك موضوع كلی تأملی بكنیم. موضوع این است كه اكنون كه قریب چهارده قرن از تاریخ ورود قرآن می­گذرد، تازه افراد معدودی از بشر آمادگی آن را دارند كه چنان مطلبی را بشنوند و درباره­ی آن فكر كنند و معلوم است كه انسان چهارده قرن قبل، ابداً دارای این استعداد و آمادگی نبوده و احتیاج به چهارده قرن دیگر داشته كه صلاحیت چنین خطابی را پیدا كنند. پس چطور قرآن چنین مطلبی (و خیلی مطالب امثال آن) را برای آنان مطرح كرده، در حالی كه هر سخنی باید به فراخور فهم و به تناسب استعداد مخاطب آن باشد.

جواب این سؤال را در آیاتی از قرآن مجید و احادیثی از پیغمبر اسلام (ص) جستجو می­كنیم. قرآن مجید آیات خود را از نظر قابل فهم بودن برای مخاطبین به دو دسته مشخص تقسیم می­كند:

1- محكمات 2- متشابهات. چنانچه می­فرماید: « هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ … »( آل­عمران / 7) كه در وصف محكمات می­فرماید « هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ » یعنی آن آیات موضوع اساسی قرآن می­باشند، كه در آنها احكام زندگی و مبانی اخلاق و نصایح و سایر مطالب ضروری برای بشر مطرح است. اما در مورد متشابهات می­فرماید : « فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ … »( آل­عمران / 7) قرآن مجید قبل از بحث درباره متشابهات و یا شرح و توصیف آن به چند مطلب مهم از عوارض متشابهات اشاره می­فرماید، اما آن كسانی كه در ضمیرشان مرضی هست آیاتی را كه در حال تشابه می­باشد دست آویز می­كنند تا با تأویل آن موافق مرام خود فتنه­ای انگیزانند و فسادی به بار آورند و با تمسك مزورانه به آیات متشابه، كردار و پندار فاسد خود را تأویل كنند. این خاصیت افراد مفسد و مزور است كه در هر عصر و زمانی برای پوشیدن مرض روانی خود و برای توجیه اعمال مضر و مغرضانه خود به هر نوع بهانه­ای متوسل می­شوند و نه تنها در تاریخ اسلام و در جوامع اسلامی، بلكه در تاریخ حیات بشر و در تمام جوامع بشری، افرادی بوده­اند كه از این قبیل نیرنگ استفاده كرده و دشمنی و اعمال فاسد خود را در برابر مردم با بهانه­ها و درپوش­های گوناگون به عنوان دوستی و خیرخواهی جلوه داده­اند. قرآن مجید هم در تاریخ چهارده قرن گذشته، مكرر شاهد این دست آویزهای مزورانه بوده است و قبلاً به مسلمانان بیدار باش داده تا گول چنین نیرنگ­هایی را نخورند.

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

لعن صحابه و تطابق آن با قرآن

29 اکتبر

صحابه پیامبر (ص) بسیار مشاهده شده است که اشخاص نه تنها به واژه و معنی لغات خوب توجه نمی کنند بلكه حتی بی توجه به آن ، این واژه ها بر سر زبان انان می افتد و مکررا از آن استفاده می کنند . یکی از این واژه های پر کاربرد در مذهب شیعه ، لعن و نفرین است. درحالی که این تفکر و نگرش بازتاب های سیاسی و اجتماعی غیر قابل جبرانی دارد که با اصل توحید در تضاد است.

لعنت درواقع به معنای این است که فردی ازدرگاه خدا طرد شود و از رحمت خدا دور شود و هیچ گاه بخشیده نشود و هیچ کس نمی تواند  به اوکمک کند و عاقبتی جز جهنم نخواهد داشت. (باید توجه داشت که واژه «لعنت» به معنای حرمان ابدی از چیزی و یا کسی است و در اصطلاح اسلامی ، به معنای حرمان ابدی از رحمت و مغفرت الهی است. )

« وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیراً » « و هر كه را خداوند نفرین كند ( و از درگاه مرحمت و محبّت خود براند ) كسی را نخواهی یافت كه یاور او گردد ( و وی را از خشم خدا پناه دهد و برهاند ) . » (سوره نساء آیه52)

درابتدا همه ی سوره هایی که واژه لعن در آن استفاده شده است آورده وسپس این واژه قرآنی را مورد بررسی قرار می دهیم و در نهایت هم الگوهای گفتاری قرآنی رابیان می کنیم.

سوره بقره آیه 88 : لعن به خاطر کفر ، سوره بقره آیه 89 : لعن به خاطر کفر به قرآن درصورتی که تصدیق کننده کتاب های آسمانی دیگر بود ، خطاب به اهل کتاب ، سوره بقره آیه 159 :لعن برای کسانی که پنهان می دارند دلائل و هدایت فرو فرستاده شده از خدا و نیز آیات خدا را کتمان می کنند ، سوره بقره آیه 161:لعن به خاطر کفر ، سوره آل عمران آیه 61 :لعن به خاطر ستیز با پیامبر به واسطه علم و دانشی که به او رسیده است منظور همان قرآن است ، سوره آل عمران آیه 87 :لعن به خاظر پذیرفتن آیین به غیر اسلام و راه کفر را در پیش گرفتن سوره نساء آیه 46 : لعن برای برخی از یهودیان به خاطر کفرشان و مسخره کردن دین ، سوره نساء آیه 47  : لعن برای اهل کتاب درصورتی که به قرآن ایمان نیاورد همان گونه که یهودیان درگذشته مورد لعن قرار گرفته اند ، سوره نساء آیه 52 : لعن برای کسانی که بهره ای از کتاب های آسمانی دارند با این وجود به بتان و شیاطین ایمان می آورند ، سوره نساء آیه 93 :لعن برای کشتن مومن به عمد ، سوره نساء آیه 118:لعن برای شیطان ، سوره مائده آیه 13 : لعن برای بنی اسرائیل به دلیل شکستن پیمانی که باخدای خود داشتند  ، سوره مائده آیه 60 : لعن به خاطر شیطان پرستی و راه کفر را در پیش گرفتن ، سوره مائده آیه 64 : لعن برای یهودیان به خاطر دروغ بستن برخدا ، سوره مائده آیه 78 : لعن برای کافران بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی به خاطر سرکشی و از حد گذشتن ، سوره اعراف آیه  38 : لعن کفار در زمان قیامت برای همدیگر

سوره اعراف آیه  44 : لعن برای ظالمین درقیامت ، سوره توبه آیه 68 : لعن برای کفار و منافقین ، سوره هود آیه  18 : لعن برای ظالمین و کسانی که بر خدا دروغ می بندند ، سوره هود آیه  60  : لعن برای اقوام کافر گذشته مثل عاد ، سوره هود آیه  99 : لعن برای اقوام کافر گذشته مثل فرعون  ، سوره رعد آیه  25 : لعن برای کسانی که پیمان خدا را نقض می کنند و پیوندهایی که باید حفظ شود را حفظ نمی کنند و در روی زمین فساد و تباهی می کنند ، سوره حجر آیه  35 : لعن برای شیطان ، سوره اسراء آیه 60  : درخت لعن شده که منظور درختی است که در جهنم قرار دارد كه برای لعنت شدگان است ، سوره نور آیه 7 :لعن فرستادن افرادی که همسران خود را متهم به فحشاء می کنند در صورتی که  درغگوباشند درقسم خوردن ، سوره نور آیه 23: لعنت برای کسانی که زنان پاکدامن ، بی خبر و مومن را به زنا متهم می کنند ، سوره قصص آیه 42 : لعن برای فرعون و سپاهیانش ، سوره عنکبوت آیه  25 : لعن فرستادن کفار برای هم در روز قیامت ، سوره احزاب آیه  57 : لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه  61 : لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه 64 :لعن برای کفار ، سوره احزاب آیه 68 :لعن کفار برای همدیگر در روز قیامت ، سوره ص آیه  78 :لعن برای شیطان ، سوره غافر آیه   52 :لعن برای ظالمین در روز قیامت و زمانی که معذرت خواهی به درد آن ها نمی خورد ، سوره محمد آیه  23 : لعن برای کفار و کسانی که از خدا روی گردان می شوند ، سوره فتح  آیه 6  :لعن برای منافقین

قرآن به غیر از این که افراد به خصوصی مثل فرعون و قارون و ابولهب و …كه نامشان را ذکر کرده و برای ما مشخص نموده است كه قطعا جهنمی می باشند ، در مورد هیچ شخصی صحبتی نیاورده و به صورت کلی و با ذکر اقوام و گروه ها بیان داشته است.

اصلا صحبت از بهشتی یا جهنمی بودن اشخاص خارج از دسترس انسان هاست (مگراینکه درقرآن نامی ازآنها به طور صریح برده شده باشد) این تنها در قدرت خداست و از مسائل غیب و پوشیده است ماخدا نیستیم. شاید فردی چند دقیقه قبل از مرگش موضع گیری خود را عوض کرده و انسان مومنی شده است شاید فردی چند دقیقه قبل از مرگش کفران کرده و کافر شده است. چون زمانی مورد لعن قرار خواهد گرفت که دیگر نتواند مسیر توبه و بخشش را در پیش گیرد ( و بر کفر خود حتی در زمان مرگ نیز اصرار داشته باشد .)

لعنت کلمه ای سنگین است یعنی پیش داوری قبل از محاکمه و دادگاه خداوندی و حکم صادر کردن قبل از حسابرسی . مسئله ای که در دستان خداست و تو آن را به عهده گرفتن.

توجه به نکاتی ، بسیار ضروری است:

1- لعن تنها دست خداست و تنها او می داند که چه کسی بهشتی و جهنمی است و ما نمی توانیم نام کسی را قید کنیم مگر به صورت کلی بگوییم که خداگفته اگر کسی تا آخر عمرش این گونه باشد بهشتی است و اگر بر خلاف آن باشد مورد لعن خداست و جهنمی است.

2- اگر خوب توجه شود تمامی گروه هایی که مورد لعن قرار می گیرند در یک جهت فکری و حرکتی هستند.

3- نکته ای که دراین مورد جالب است تمامی گروه های اسلامی به غیر ازتشیع این قدر زبانش آلوده به لعن نبوده است با وجود کشته شدن انسان هایی که از دیدگاه گروه های دیگر امکان داشته مومن بوده (بدست گروه های شیعی) اما تشیع را مورد لعن قرار نداده اند.

4- این تنها خداست که لعن را تعیین می کند و می فرستد و اگر زمانی فردی خود را به گروه کافران ملحق کند. اما نکته ای درمقابل آن باید تذکر داده شود : اگرامروز بگوییم درجهان کافر وجود دارد (هنوز من در این مورد شناخت کاملی پیدا نکرده ام و بحث کفر برایم مجهول است) این به معنای لعن برای او نیست چرا که در همان آیات ، دیگر راه های توبه برای او باز است مگر این که با دیدگاه کفر بمیرد که این برای ما مجهول است و چون خدا نیستیم نمی توانیم او را لعن کنیم . چگونه فهمیدیم که حجت ، کامل بر او تمام شده است و با نگاه کفر هم مرده است مگر ما خدا شدیم؟ هنوز دادگاه خدایی نیامده كه برای افرادحکم صادرمی کنیم . می بینید چگونه افراد راه شرک را در پیش می گیرند؟! ما تنها می توانیم به افراد بگوییم که اگر کسی این چنین مسیری را در پیش بگیرد و با آن بمیرد مورد لعن خدایی قرار می گیرد اما نام شخص خاصی را ببریم و او را مورد لعن و نفرین قرار دهیم با روح اسلامی نمی خواند.

به این دوآیه خوب توجه کنید:

« ‏ إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً ‏ » « ‏ بیگمان خداوند شرك ورزیدن به خود را ( از كسی ) نمی‌آمرزد و بلكه پائین‌تر از آن را از هركس كه بخواهد ( و صلاح بداند ) می‌بخشد . هر كه برای خدا انباز بگیرد ، به راستی بسی گمراه گشته است ( و خیلی از حق پرت شده است ) . ‏»(سوره نساءآیه116)

« ‏ یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ‏ » « ‏ آن روزی كه عذرخواهی ستمگران بدیشان سودی نمی‌رساند ، و نفرین ( و طرد از رحمت خدا ) بهره آنان خواهد بود و سرای بد ( دوزخ ) از آن ایشان خواهد شد . ‏ » (سوره غافرآیه 52)

اول خداوند می گوید که تمامی گناهان را از هرکس که خود بخواهد مگر شرک خواهد بخشید. دوم در آیه بعدی می گوید عذر خواهی برای ستمگر و کافر در روز قیامت به سود او نیست و سپس نتیجه در آن زمان برای او لعن است. اما آیا  روز قیامت در دستان ماست که بفهمیم چه کسی بهشتی یاجهنمی است؟! ( یا بفهمیم که چه کسی مورد رحمت خدا قرار می گیرد و چه کسی لعن می شود؟! ) پس هر فردی وقت و زمان دارد . برای همین هیچ شخصی حق لعن دیگران را ندارد و ما می بینیم که اگر پیامبری هم کسی و یا قومی را لعن می کند زمانی است که به فرمان خدا این این لعن را صادر می کند و یا زمان فرا رسیدن عذاب خداوندی برای آن قوم بوده است . و آن هاهم برعکس ما ، با وحی در ارتباط بوده اند .اما آیا ما با وحی در ارتباطیم؟ نیستیم ! پس باید همانند پیامبران در راه نجات انسان ها بکوشیم ؟ امکان دارد فردی در آخرین لحظات عمرش ایمان بیاورد و از گذشته خود توبه کند و در بهترین جایگاه ها در نزد خدا قرار گیرد و همان طور که عکس آن نیز امکان پذیر است.

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید

پاسخ به سوالات بازدیدکنندگان تارنما

29 اکتبر

پاسخ به سوالات و شبهات پاسخ به سوالات : بازدید کننده ای با نام مستعار «کاسه ای زیر نیم کاسه» و هم چنین «مدیر وبلاگ تریفه»

برادر گرامی و ارجمند (کاسه ای زیر … ) چند نکته ی مهم را اشاره فرمودید که بی توضیح و بی پاسخ ماندن آن را نا صواب دیدم.

سوال (به صورت مفهوم) : چگونه کاک حسن امینی در میان 250 مسجد سنندج به تنهایی اعلام عید کردند و هیچ گونه مانع حکومتی در برابر آن ایجاد نشد ؟

پاسخ : بدیهی است که هدف از طرح چنین سوالی ایجاد کردن شبهه ای در دل بازدیدکنندگان گرامی و دیگران است که کاک حسن را شخصی وابسته به حکومت و خائن به حرکت کاک احمد معرفی کنند. (معاذ الله ، هذا بهتان عظیم)

به هر حال لازم است خدمت شما و دیگر برادران که احتمالا این مورد در ذهنشان تداعی می شود عرض کنم که خود کاک حسن امینی (حفظه الله) به این شبهه در یک سخنرانی تصویری پاسخ داده اند که البته به زبان کردی می باشد و ما آن را به فارسی برگردان کرده ایم (البته قسمت اصلی آن را ) که این چنین می فرمایند : (توجه : عباراتی که داخل پرانتز ذکر شده اند توضیحات بنده می باشد برای مطالب کاک حسن)

« من برای کار فعالیت دینی ام و برای آن که من در مسجد سید مصطفی (مسجدی که کاک حسن در آن فعالیت دینی دارند) باشم در این بین عده ای مشهور کرده اند که مسجد سید مصطفی را از آن ها گرفته اند و فلان کس آن قدر آزاد ( و پر نفوذ و حکومتی) بوده است که بلاتشبیه در قضیه مانند قضیه معراج در شبی بلند شده و به تهران رفته و در آن جا اجازه گرفته است و دوباره آن را به او بازگرداندند . کسی که گفته اند من نزد او رفته ام (منظور کاک حسن ، آقای خامنه ای است) و الله در طول عمرم لفظم به لفظم نچرخیده است . در طول عمرم با او سخن نگفته ام . در طول عمرم در ده متری او را ندیده ام . حتی از ده متری هم . مگر از تلویزیون . و این مسائلی که گفته می شود من این را می گویم به آنان که این شایعات را درست می کنند . اگر به خدا و قرآن و حکمیت آنان ایمان دارند بیایند و به وسیله ی قرآن و سنت این قضایا را حل کنیم اگر ایمان ندارند مباهله می کنیم . من اکنون یک طرفه (مباهله می کنم) : اگر آن گونه باشد که من برای کار دینی ام امتیازاتی داده باشم و دینم را پایین آورده باشم و با اجازه دیگران کار دینی داشته باشم ، یک طرفه می گویم لعنت خدا بر من باد . و اگر آن گونه نیست آن هایی که این (شایعات) را می گویند دیگر خودشان می دانند اگر این کار را به نسبت خودشان انجام می دهند یا نمی دهند خودشان می دانند . من از آن برتر نبوده و اکنون هم نیستم و موجودی ضعیفم هم از نظر علمی و هم از نظر وجودی هم بارهای دیگرم . ولی الحمد الله خدای بزرگ ایمانی به من داده است که از آن جهات من سرم را برای هیچ کسی نخوابانده و نخواهم خواباند . برای هیچ کس و هیچ قدرتی . و منطقی هم سخن می گویم . قضیه آن نیست که با کسی دعوا داشته باشم . مسئولین قضایی و امنیتی و هرچیز دیگری هم آن قدر درک و شعور دارند که بدانند وقتی فردی مذهبی است و از دین می داند و از قانون می داند و طبق دستوراتی که در دینش وجود دارد و طبق دستوراتی که در قانون وجود دارد  کار و فعالیت می کند معلوم است که آنان نیز آن قدر نفهمی نمی کنند که بیایند و برخورد کنند با قضیه ای این گونه . اما دیگران چرا (فعالیت) نمی کنند ؟ خوب دیگران برای خودشان خوری (معادل فارسی : سرکش) هستند من چه بگویم؟ من دلیل دین به دست دارم و با دلیل دینی کار می کنم . من دلیل قانونی در دست دارم و با دلیل قانونی کار می کنم . کسانی که برای خودشان شهامت و جرات آن را ندارند به میان مردم بیایند و در میان مردم حضور داشته باشند و کار و فعالیت کنند نمی شود آن قدر بی انصاف باشند و کسانی را که در حال فعالیت و کار هستند را مانع شوند و نگذارند .  این تبلیغات و سم پاشی واقعا نوعی سد عن سبیل الله است . یعنی مردم را از راه دین گمراه کردن . و اکنون ما که در این جمع نشسته ایم چه ضرری را به آن ها می رسانیم چگونه می شود که یک مسلمان برایش غیر قابل تحمل ( نا خوش) باشد ؟ چگونه کسی که مسلمان باشد و آن را ( یعنی حضور مسلمانان در مسجد و فعالیت دینی عده ای را) بشنود خوشحال نشود؟ هر کس مسلمان باشد و بشنود که جمعی این گونه از بندگان خدا از مرد و زن در خانه ای از خانه های خدا نشسته اند بایستی خوشحال شود . من چرا این کار را می کنم و دیگران نمی کنند قضیه نیز همان است » (اگر در بازگردانی ، متن دارای اشتباهی بود از دوستان تقاضا دارم که آن را بنا به معنای اصلی تعابیر کاک حسن اصلاح کنند)

فکر می کنم سخنان کاک حسن برای کسانی که واقعا حق و حقیقت را طالب اند کافی باشد و دیگر لازم نمی بینم که سخنی بر سخنان گهربار کاک حسن اضافه کنم .

اما در این بین می توان تشابهی میان کاک احمد و کاک حسن احساس کرد که می توان چند مورد آن را بیان کرد و نتیجه گرفت که اگر کاک احمد هم زنده می بودند در مورد ایشان چه می گفتید ؟!

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

ایها الشباب

29 اکتبر

امام الشهید حسن البنا جوانان! پیروزی یک اندیشه در گرو ایمان استوار به حقانیت، اخلاص و صداقت  بحد کفایت،  احساس مسئولیت آمیخته با شور و محبت، و آمادگی لازم  اتباعش برای فداکاری در راه به واقعیت در آوردن آن است.زیرا که چهار اصل: ایمان استوار ، اخلاص و صداقت ، عشق و محبت ، اقدام و احساس مسئولیت جزو ویژگی های اصلی قشر جوان است.  زیرا که پایه «ایمان» بر روی دل بیدار و اندیشه ی هوشیار. و پایه «اخلاص» بر روی قلب خالص و زلال. و پایه «عشق» و شور  بر روی شعوری نیرومند. و پایه «عمل» بر روی عزم و اراده ای تازه و توانا استوارند و تمامی این ها را تنها درجوانان بیشتر می توان یافت.

به همین خاطر جوانان در میان  تمامی ملت ها مدام ستون استوار قیام و نهضت و در ساختار هر نهضت رمز قدرت و در  هر اندیشه و مکتبی پرچمدار و قیادت آن به شمار می آیند.  « إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آَمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى (الكهف13).» «به راستی آنان تعدادی جوان بودن که به پرودگار خویش ایمان آوردند و ما نیز بر راهیابی و هدایتشان افزودیم.»

جوانان!هیچگاه دچار یأس و سرخوردگی نشوید، زیرا که در فرهنگ اخلاقی اهل ایمان یأس و سر خوردگی هیچ جایگاهی ندارد.

جوانان بدانید! واقعیت هایی که امروزه شاهدشان هستیم، رؤیاهای دیروز بوده و رؤیاهای امروز واقعیت های فردا خواهند بود. بدانید که هنوز فرصت کافی  برای ادای مسئولیت در اختیار هست. علی رغم موج خروشان مظاهر فساد، همچنان در دل و اندیشه ملت های مسلمان ویژگی های استوار و پایدار مثبتی وجود دارند.

بدانید که! ضعیفان در مسیر عمر خویش همچنان ضعیف و ناتوان نخواهند ماند و قدرتمندان برای همیشه از قدرت برخودار نخواهند بود. « وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ (القصص5» « اراده ما براین است که بر ضعیف شدگان و محرومان زمین منت نهیم و ایشان را پیشوایان بشریت بگردانیم و وارث ثروت و حکومتشان کنیم.» بدانید که آینده آبستن حوادث و رویدادهای بزرگی است و استفاده از فرصت هابرای دست زدن به کارهای بزرگ ضامن پیروزیتان است. بدانید که!  بشریت چشم به راه نور رسالت و دعوت شماست، رسالت راهنما و روشنگر و پیام آور پیروزی، صلح و آشتی، تا جهان را از باتلاق بلایا و گرفتاری ها بیرون بکشید.  زمان نوبت  شما برای رهبری ملت ها و حاکم نمودنشان بر سرنوشت خود چندان دور نیست.  « وَتِلْكَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ.(آل عمران )140» « ما این روزها و زمان های(وجود ، قدرت و حاکمیت)  را بین مردم دست بدست می نماییم. (تا ایشان را بیازمایم)» « وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ.(النساء)104 » « امید و انتظاری که شما اهل ایمان به حمایت و رحمت خدا دارید دیگران ندارند.»

ای جوانان! از هر جهت خود را برای بردوش کشیدن بار مسئولیتی بزرگ آماده سازید و همین امروز به مسئولیت های خویش عمل کنید! زیرا ممکن است که فردا برای عمل و اقدام فرصتی در اختیار نداشته باشید.!

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

تفسیر سوره تکاثر

22 اکتبر

شهید کاک ناصر سبحانی خداوند متعال [به لطف و رحمت خود ] ، در [دعوت انسان به سوی بندگی خود ] ، ابتدا او را از خواب غفلت بیدار می کند [و او را این چنین خطاب قرار می دهد ] که: ای انسان ! چنین تصور مکن که وضعیت موجود و این زندگی دنیایی [ که به آن عادت کرده ای ] تا ابد این گونه خواهد بود و تغییر و تحولی نخواهد یافت . ای انسان ! این را بدان که ناگهان تغییری روی می دهد که تمام این جهان را بر هم می زند. لازم به ذکر است که ، انسان طبیعتا» وقتی با چیزی خو گرفت ، چنان تصور می کند که هرگز از آن جدا نمی شود و آن چیز هرگز ازبین نمی رود . انسانی که به دنیا و مال و ثروت و نعمت و امکاناتش دل خوش می کند و به آنها خو گرفته است ، کم کم فراموش می کند که روزی خواهد آمد و هر آن چه دارد تمام می شود و از بین می رود . این جاست که باید از خواب غفلت بیدار شود و به خود بیاید که چنین تصوری درست نیست . این وضعیت و زندگی روزی از بین می رود . این جهان روزی تغییر خواهد کرد . وضعیت دیگر و جهانی دیگر به وجود خواهد آمد که هیچ شباهتی با این دنیا ندارد . در همین راستا بسیاری از آیات قرآن به این تغییر و دگرگونی اشاره می کنند و از به وجود آمدن وضعیت دیگری خبر می دهند وضعیتی که در آن انسان بعد از مردن دوباره زنده می شود [و در دادگاه و محکمه ی خدا حاضر می شود ] تا محاکمه شود . [برای نمونه ] در سوره ی ((تکاثر)) کسانی را خطاب قرار می دهد که از قیامت و انجام وظیفه و مسئولیت خود غافل هستند ، و به امکانات و نعمت های دنیایی به عنوان هدف نگاه می کنند و از یاد برده اند که این نعمت ها وسیله ای هستند برای شناخت خدا و راه او و انتخاب آن ، و این را فراموش کرده اند که روزی خواهد آمد که در آن به دادگاه خدا احضار می شوند و از آن ها این گونه سؤال خواهد شد که : (( از امکانات و نعمت های خداوند چگونه استفاده کردید ؟ ))

ادامه مطلب را ملاحظه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


به خواندن ادامه دهید