مفهوم عدالت صحابه

2 سپتامبر

مفهوم عدالت صحابه موضوع عدالت صحابه از موضوعات مهمی است که بر هر مسلمانی واجب است که به درستی آن را بداند . حقیقتاً من در نوشتن یا بحث از این موضوع به دلیل حساسیت و اهمیت بیش از حدش تردید بسیار داشتم ، اما آنچه که مرا به نوشتن واداشت ، سخنانی بود که از افراد جاهل و هواپرستی که خود را به علم منتسب می کنند اما علم از آنها بری است شنیدم و خواندم ، سخنان و کلماتی از آنها در حق صحابه و مشاجراتشان شنیدم که حکم خدا نیست ، از شبهاتی استفاده می کنند و بر آن اصرار می ورزند ، و روایات ضعیف و ساقط و جعلی و دروغین و واهی را به کار می برند که سست تر از تارهای عنکبوت است ، فوراً آنها را از کتابهای ادبیات و تاریخ و داستانهای شبچره و کتب جعلی و ضعیف می گیرند و جمع آوری می کنند…

دلایلی از کتاب و سنت بر تعدیل صحابه همدیگر را یاری کرده اند به نحوی که برای فرد شکاک ، شکی در تحقیق تعدیل آنها باقی نمی گذارد ، هر حدیثی که در بین راوی آن و بین پیامبر صلی الله علیه وسلم سند متصلی هست ، عمل به آن لازم نیست مگر بعد از اینکه عدالت رجال آن حدیث ثابت شود ، و نظر در احوال آنان واجب است بجز صحابی که حدیث را از پیامبر صلی الله علیه وسلم گرفته است ، چون عدالت صحابه با تعدیل خداوند و خبر دادن از پاکی آنها و بر گزیدنشان با نص قرآن کریمی که به هیچ شکلی باطل در آن وارد نمی شود ، ثابت و معلوم است ، از جمله :

1.این آیه که می فرماید :

 { وکذلک جعلناکم أمّة وسطاً لتکونوا شهداءَ علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً }  [ بقره / 143]

یعنی:« و اینچنین شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد».

وجه استدلال به این آیه ، این است که : کلمه « وسطاً» به معنی عادل و نیکو است ، و به خاطر اینکه مخاطبین این آیه به طور مستقیم صحابه هستند . تفسیر طبری (2/7) ، الجامع لأحکام القرآن (2/153)، تفسیر ابن کثیر (1/335).

و بعضی از اهل علم ذکر کرده اند که اگر چه لفظ عام است ولی مراد از آن خصوص است ، و قولی گفته است : که آیه درحق صحابه نازل شده است نه غیر از آنان . الکفایة خطیب (ص 64 ). بنابراین آیه گویای عدالت صحابه رضی الله عنهم است قبل از کسان دیگری از این امت که بعد از آنان آمدند .

2 . آیه :{کنتم خیر أمّة أُخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون علی المنکر و توءمنون بالله} [ آل عمران / 110]

یعنی:« شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شدید که به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید».

وجه استدلال : این آیه خوب بودن مطلق این امت را بر سایر امت های پیشین را ثابت کرده است ، و اولین کسانی که در این خوبی ، مخاطب این آیه هستند به طور مستقیم و در حین نزول ، صحابه گرامی هستند ، و این استقامت آنها را که خداوند آنها را به بهترین امت توصیف کند ولی اهل عدل و استقامت نباشند ، مگر بهتر بودن غیر از این است ، همانطور که جایز نیست که خداوند اعلام کند که آنها را امتی (وسط) یعنی عادل قرار داده است ، ولی آنها جز این باشند .  _الموافقات شاطبی (4/40-41) …

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در احادیث بسیاری آنها را توصیف کرده و در تنظیم آنها تفصیل داده است و با تعدیل آنها به زیبایی آنها را ستوده است ، از جمله این احادیث :

1- حدیثی که شیخین در صحیحشان « بخاری » (1/31) و مسلم (3/136) از حدیث ابوبکرة روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : ( ….. ألا لیبغ الشاهد منکم الغائب) . یعنی ( آگاه باشید کسانی که از شما حاضر هستید به کسانی که غایب هستند برسانند ).

کیفیت استدلال : این سخن را پیامبر صلی الله علیه وسلمدر بزرگترین جمع صحابه در حجة الوداع بیان داشتند ، و از جمله بزرگترین ادله ثبوت عدالت آنهاست ، وقتی که از آنها خواست آنچه را که از او شنیده اند به کسانی که در آن جمع حضور ندارند برسانند بدون اینکه یک نفر از آنان را استثنا کند .

2 – شیخین در صحیحین «بخاری» (2/287-288) و مسلم (4/1964) از حدیث عمران بن حصین رضی الله عنهم روایت کرده اند که گفت : پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (خیر أمتی قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم ) یعنی : بهترین امت من قرن من است آنگاه کسانی که به دنبال آنها می آیند و آنگاه آنهایی که به دنبال آنها می آیند ) .

کیفیت دلالت : وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به خیر بودن مطلق آنها گواهی می دهد می توانیم بگوییم که صحابه به طور مطلق عادل هستند .

، بنابراین تمام صحابه با تعدیل و ثنای آنها توسط خدا و رسولش عادل هستند ، و دیگر احتیاجی به تعدیل هیچ کس دیگری نیست …

اهل سنت و جماعت بر اینکه تمام صحابه بلا استثنا عادل هستند اجماع کرده اند و در بین آنها فرقی قائل نشده اند و نسبت به آنها حسن ظن دارند با نظر به اینکه خداوند با دادن افتخارهم صحبتی با پیامبرصلی الله علیه وسلم  ، آنها را گرامی داشته است و نیز به خاطر مفاخر آشکاری که داشتند از جمله یاری دادن پیامبرصلی الله علیه وسلم و هجرت با او و جهاد در حضور ایشان و محافظت از امر دین و به پا داشتن حدود آن . بنابراین شهادت و روایاتشان مقبول است بدون تکلف در مورد اسباب عدالتشان به اجماع کسی که قولش معتبر  است .

اجماع بر عدالتشان از جمع کثیری از علما نقل شده است

در تمام این نقلهای مبارک برای اجماع آن ائمه ، بیان واضح و دلیل قاطعی هست بر اینکه ثبوت عدالت صحابه به طور عام ، امری است قطعی و مسلم ، پس  بعد از تعدیل خدا و رسولش و اجماع امت بر آن برای کسی شک و تردیدی باقی نمی ماند.

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه کنید

23 پاسخ to “مفهوم عدالت صحابه”

  1. شیعه کوچولو : عادلان ویسکی نوش !!! سپتامبر 3, 2008 در 1:51 ب.ظ. #

    هیچ انسان عاقلی باور نمی کند که صحابه ای که قبل از اسلام – پس از اسلام و حتی پس از تحریم خمر و همچنین پس از رسول خدا . همچنان شراب می نوشیدند . عادل باشند !!!

    تمامی منابع از کتب اهل سنت . مانند بخاری – مسلم و ……… است !

    http://www.aqaed.com/shialib/books/06/bishawar/bishawar-24.html#08mj20 >>> صحابي ( ابوبكر + عمر + ….. ) يشرب الخمر 🙂

    شراب نوشی ابوبکر و عمر و برخی از صحابه و شعر گفتن ابوبکر در عزای کشتگان مشرکین مکه

    http://www.d-sunnah.org/forum/printthread.php?t=2312&pp=40
    >> شراب خواري عمر و بعضی از صحابه . پس از اسلام و پس از رسول خدا !

    http://hadith.al-islam.com/Display/D…num=3424&doc=0
    عمر يشرب النبيذ قبل موته :: ‏حدثنا ‏ ‏موسى بن إسماعيل ‏ ‏حدثنا ‏ ‏أبو عوانه ‏ ‏عن ‏ ‏حصين ‏ ‏عن ‏ ‏عمرو بن ميمون ‏ ‏قال رأيت ‏ ‏عمر بن الخطاب ‏ ‏……… فانطلقنا معه وكأن الناس لم تصبهم مصيبه قبل يومئذ فقائل يقول لا بأس وقائل يقول أخاف عليه فأتي بنبيذ فشربه فخرج من جوفه :: صحيح البخاري – المناقب – قصه البيعه – رقم الحديث : 3424

    شراب نوشی عمر در هنگام مرگ خویش و پس از پاره شدن شکمش توسط ابولولو ضد ویسکی !!!

    اکنون ما مانده ایم حیران که اینان چگونه عادلانی بوده اند که حتی در موقع مرگ خویش هم دست از ویسکی خویش برنمی داشته اند !!!

  2. شیعه کوچولو : عادلان ویسکی نوش !!! سپتامبر 3, 2008 در 1:51 ب.ظ. #

    هیچ انسان عاقلی باور نمی کند که صحابه ای که قبل از اسلام – پس از اسلام و حتی پس از تحریم خمر و همچنین پس از رسول خدا . همچنان شراب می نوشیدند . عادل باشند !!!

    تمامی منابع از کتب اهل سنت . مانند بخاری – مسلم و ……… است !

    http://www.aqaed.com/shialib/books/06/bishawar/bishawar-24.html#08mj20 >>> صحابي ( ابوبكر + عمر + ….. ) يشرب الخمر 🙂

    شراب نوشی ابوبکر و عمر و برخی از صحابه و شعر گفتن ابوبکر در عزای کشتگان مشرکین مکه

    http://www.d-sunnah.org/forum/printthread.php?t=2312&pp=40
    >> شراب خواري عمر و بعضی از صحابه . پس از اسلام و پس از رسول خدا !

    http://hadith.al-islam.com/Display/D…num=3424&doc=0
    عمر يشرب النبيذ قبل موته :: ‏حدثنا ‏ ‏موسى بن إسماعيل ‏ ‏حدثنا ‏ ‏أبو عوانه ‏ ‏عن ‏ ‏حصين ‏ ‏عن ‏ ‏عمرو بن ميمون ‏ ‏قال رأيت ‏ ‏عمر بن الخطاب ‏ ‏……… فانطلقنا معه وكأن الناس لم تصبهم مصيبه قبل يومئذ فقائل يقول لا بأس وقائل يقول أخاف عليه فأتي بنبيذ فشربه فخرج من جوفه :: صحيح البخاري – المناقب – قصه البيعه – رقم الحديث : 3424

    شراب نوشی عمر در هنگام مرگ خویش و پس از پاره شدن شکمش توسط ابولولو ضد ویسکی !!!

    اکنون ما مانده ایم حیران که اینان چگونه عادلانی بوده اند که حتی در موقع مرگ خویش هم دست از ویسکی خویش برنمی داشته اند !!!

  3. شیعه کوچولو : عادلان شکاک به نبوت رسول خ سپتامبر 3, 2008 در 1:59 ب.ظ. #

    رسول خدا می فرمایند که شک به نبوت من کفر و شک کننده هم کافر است.

    http://www.aqaed.com/shialib/books/06/bishawar/bishawar-18.html#06mj30 :: في كتب السنه : شك عمر في نبوه النبي

    ابن المغازلي الشافعي في كتابه: مناقب علي بن أبي طالب والحافظ محمد بن أبي نصير الحميدي في كتاب » الجمع بين الصحيحين » نقل عن عمر بن الخطاب أنه قال بعد يوم الحديبيه: ما شككت في نبوه محمد قط كشكي يوم الحديبيه

    عمر می گوید که همیشه در نبوت رسول خدا شک داشتم ولی در صلح حدیبیه . شک من در این مورد . از هم آن شکهای قبلی بزرگتر بود !!!

    جالب است بدانید که صلح حدیبیه در اواخر بعثت رسول خداست !!!

    ما که مردیم ازین عدالت بی همتای صحابه و بخصوص عمر !!!

    خیلی ننگین است که انسان . پیرو کسانی باشد که از منظر رسول رب العالمین . کافر محسوب میشوند !!!

  4. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 10:32 ب.ظ. #

    بسم الله و الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى أهل بيته( أزواجه وذريته)

    و السلام علی من تبع الهدی

    گرچه ما این آقای رافضی کوچولو را می شناسیم و می دانیم که نه اهل علم و ادب

    است و نه جویای حق بلکه جاهلی متعصب و بی سواد اما از آنجا که لازم است

    شبهات تار عنکبوتی او پاسخ داده شود تا نکند ببنندگان وبلاگ اکاذیبش را باور کنند

    لازم دانستم جوابیه بر او بنویسم:

    نوشته است:»هیچ انسان عاقلی باور نمی کند که صحابه ای که قبل از اسلام – پس

    از اسلام و حتی پس از تحریم خمر و همچنین پس از رسول خدا . همچنان شراب

    می نوشیدند . عادل باشند !!! »

    در مورد شرب خمر در قبل اسلام و هر گناه دیگری قبل از بعثت سیدنا محمد صل الله

    تعالی علیه و سلم قاعده ای در اسلام از سنت گرفته شده که رسول الله صل الله

    علیه و سلم فرمودند:((الإسلام يجب ما قبله)) اسلام محمو نابود می کند آنچه

    قبلش بوده.اسلام مسلمین صدر اسلام کفرشان و شرکشان را شست آیا شرب

    خمرشان را نشست؟! حال آنکه کفر و شرک بزرگترین معاصی هستند که بدون توبه

    هرگز بخشیده نخواهند شد. اين بديهي از دين است و كساني كه تولدشان به

    اسلام باشد از كساني كه خود مسلمان شده اند افضل تر نيستند و گر نه لازم مي

    آيد اولاد صحابه بهتر از صحابه باشند و حال آنكه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و

    سلم كه از كفر به اسلام رو آوردند افضل تر از ديگرانند و خبر صحيح است كه بهترين

    قرنها قرن اول اسلام است كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم در ميانشان مبعوث

    شد .

    در مورد شرب خمر بعد از اسلام و قبل از تحریم آن هم اشکالی وارد نیست چون

    حرامی مرتکب نشده بودند.

  5. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 10:40 ب.ظ. #

    اما در مورد شرب خمر بعد از تحریمش در اسلام باید بگوییم که هیچ یک از بزرگان

    صحابه ی کرام رضی الله عنهم بعد از تحریم آن لب به شراب نزده اند و تنها توسط

    افراد انگشت شماری که سابقه ای طولانی نداشتند صورت گرفته که مورد حد قرار

    گرفتند رضی الله عنهم.اتفاقا امیر المونین عمر بن خطاب رضی الله عنه بعد حرمت

    شراب خیلی ضد شراب و شراب خواری بودند و در حدیث صحیح داریم که ایشان

    یکی از اصحابی که از کبار صحابه نبود و شرب خمر نموده بود و حد می خورد را لعن

    نمود و رسول الله صل الله علیه و سلم ایشان را از این کار منع کرد.در فقه اسلام

    قاضی اختیار دارد که شراب خوار را از 40 تا 80 تازیانه بزند.در حالی که همه خلفای

    راشدین رضی الله عنه خصوصا سیدنا علی رضی الله عنه 40 تازیانه می زنند در

    تاریخ و حدیث ثابت است که عمر بن خطاب رض 80 تازیانه می زد و این اوج مخالف

    ایشان با این معصیت را می رساند.

    آنچه رافضی کوچولو موچولو در باب شرب خمر توسط کبار صحابه رضی الله عنهم(از

    جمله ابوبکر عمر) آورده احادیث ساختگی است که سندشان لبریز از کذابانی مثل

    خود رافضی فصقلی هستند.در ادامه احادیث که در باب شرب خمر توسط کبار صحابه

    از کتب اهل سنت می آورند(یا به آنها نسبت می دهند) را بررسی می کنیم.جالب

    اینجاست که اگر قرار باشد که احادیث ضعیف حجت باشد در مورد شرب خمر سیدنا

    علی رضی الله عنه بیشترین حدیث وجود دارد!البته همانطور که گفتیم این عزیزان

    مبرائ از این احادیث موضوع هستند.رضی الله عن خلفاء الراشدیین و المهدیین

    ابی بکرٍ و عمر و عثمان و علیٍ رضی الله عنهم

  6. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 10:58 ب.ظ. #

    در مورد حدیث خوردن نبیذ توسط عمر بن خطاب رض این حدیث صحیح است و در

    صحیح بخاری رحمه الله وارد شده و نکته این است که روافض ایرانی چون به لغت

    عرب جاهل هستند نمی داند که نبیذ کلمه ی مشترک الاستفاده ای است که فقط

    نبیذ مسکر حرام است و اگر سری به معجا عرب بزنیدمی بینید:والنبيذ كلمة

    مشتركة وأصلها ما ينبذ في الماء. وكانوا ينبذون ولا يبالون أتحول التمر أو العسل

    المنبوذ مع الماء إلى مسكر أم لا؟النبيذ هو تمر يخلط بالماء فيصير طعمه عذبا. مثل ما

    يسمى اليوم بشراب الجلاب وهو تمر منبوذ في الماء.

    آب انگور و خرما و عسل و کشمش وقتی حرام می شوند که سکر آور باشند یعنی با

    تابش خورشید مخمر ها آن آب را تغییر داده و آن را مست کننده بنمایند.وگرنه اگر

    شما آب انگور را بگیرید(قبل از اینکه مخمر ها مسکرش کنند) چه کسی گفته که این

    حرام است؟خرما را عرب درکاسه ای آب می انداخت و می خورد و این نبیذ است که

    در این حدیث بدان اشاره شده و این به هیچ وجه مست کننده نیست چون اصلا

    الکی ندارد

    در روایات روافض هم ما شرب نبیذ غیر مسکر را داریم و علمای روافض هم آن را حلال

    می دانند برای نمونه:بل قد دافع الطوسي عن أبي حمزة الثمالي (الراوي عن

    الصادق) المدمن على النبيذ بأنه ربما كان يشرب ما ينتبذ وليس النبيذ (اختيار معرفة

    الرجال2/455).

    و عالم بزرگ رافضی طوسی می گوید:« ولا بأس بشرب النبيذ غير المسكر، وهو أن

    ينقع التمر أو الزبيب ثم يشربه وهو حلو قبل أن يتغير» (النهاية ص592).

  7. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 10:58 ب.ظ. #

    وقد نهى النبي عن النبيذ أول الأمر ثم أجازه بعدما نهى عن نبذ الماء في الدباء

    والمزفت والحنتم والنقير لأنها أوان يسرع فيها تحول التمر المنبوذ مع الماء الى مسكر.

    ففي صحيح مسلم « ونهيتكم عن النبيذ إلا في سقاء، فاشربوا في الأسقية كلها. ولا

    تشربوا مسكرا» (976).

    يعني إلقاء التمر ونحوه في ماء الظروف. إلا في سقاء. أي إلا في قربة. إنما استثناها

    لأن السقاء يبرد الماء، فلا يشتد ما يقع فيه اشتداد ما في الظروف.

    رسول خدا صل الله علیه و سلم ابتدا به طور کل نبیذ را حرام اعلام فرموده بودند اما

    بعدا فقط مسکر را حرام اعلام فرمودند و نزد روافض و اهل سنت و جماعت قائده در

    مورد شراتب این است که (کل مسکر حرام) و فقط مسکرات را حرام می دانیم.

    در روایات صحیح خوردن نبیذ غیر مسکر(خرمای خیسانده شده در آب) توسط رسول

    الله صل الله علیه و سلم ثابت است و هیچ اشکالی در خوردن نوشیدنی غیر مسکری

    (مثل آب تمام میوه ها در صورتی که تخمیر نشده باشند) نیست

  8. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 11:07 ب.ظ. #

    اما بقیه روایاتی که رافضی ریزه پیزه آوردند همگی بهتان و دروغ و احادیث جعلی و

    موضوعی هستند که اگر قرار بر این باشد که احادیث باطل که راویان کذابشان آنها را

    ساخته اند را قبول کنیم باید بدانید که در مورد شرب خمر در مورد هیچ کدام از

    صحابه به اندازه علی رضی الله عنه حدیث نداریم.البته ایشان و سایر خلفا از این

    مسائل پاک و مبرا هستند.اما اگر شما احادیث دروغین را قبول دتارید پس در مورد

    احادیث زیر که حاکم نیشابوری در المستدرک آورده چه می گویید:»فماذا يقولون في

    رواية الحاكم أن علي بن أبي طالب كان يشرب الخمر حتى نزلت آية التحريم

    « 7220 حدثنا أبو عبد الله محمد بن يعقوب الحافظ ثنا علي بن الحسن ثنا عبد الله بن

    الوليد ثنا سفيان وحدثنا أبو زكريا يحيى بن محمد العنبري ثنا أبو عبد الله البوشنجي

    ثنا أحمد بن حنبل ثنا وكيع ثنا سفيان عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن

    السلمي عن علي رضي الله عنه قال: دعانا رجل من الأنصار قبل أن تحرم الخمر

    فتقدم عبد الرحمن بن عوف وصلى بهم المغرب فقرا قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ فالتبس عليه

    فيها فنزلت الا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه وقد

    اختلف فيه على عطاء بن السائب من ثلاثة أوجه هذا أولها وأصحها والوجه الثاني».

    حدثناه أبو زكريا العنبري ثنا أبو عبد الله البوشنجي ثنا أحمد بن حنبل حدثنا عبد

    الرحمن بن مهدي ثنا سفيان عن عطاء بن السائب عن بن عبد الرحمن عن علي

    رضي الله عنه ثم أنه كان هو وعبد الرحمن ورجل آخر يشربون الخمر فصلى بهم عبد

    الرحمن بن عوف فقرأ قل يا أيها الكافرون فخلط فيها فنزلت لا تقربوا الصلاة وأنتم

    سكارى

  9. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 11:09 ب.ظ. #

    والوجه الثالث:

    7222 حدثناه أبو زكريا العنبري ثنا أبو عبد الله البوشنجي ثنا مسدد بن مسرهد أنبأ

    خالد بن عبد الله عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن ثم أن عبد الرحمن صنع

    طعاما قال فدعا ناسا من أصحاب النبي ص فيهم علي بن أبي طالب رضي الله عنه

    فقرأ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لاَ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ونحن عابدون ما عبدتم فأنزل الله عز وجل يَا

    أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ هذه الأسانيد كلها

    صحيحة والحكم لحديث سفيان الثوري فإنه أحفظ من كل من رواه عن عطاء بن

    السائب» (المستدرك4/142-143). فها هو يصحح هذه الروايات ويوافقه الذهبي

    عليها.
    همچنین در کتابهای دیگر آمده:

    ورواه الترمذي بلفظ « 3026 حدثنا سويد أخبرنا بن المبارك عن سفيان عن الأعمش

    نحو حديث معاوية بن هشام حدثنا عبد بن حميد حدثنا عبد الرحمن ابن سعد عن أبي

    جعفر الرازي عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن السلمي عن علي بن أبي

    طالب قال ثم صنع لنا عبد الرحمن بن عوف طعاما فدعانا وسقانا من الخمر فأخذت

    الخمر منا وحضرت الصلاة فقدموني فقرأت قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون ونحن

    نعبد ما تعبدون قال فأنزل الله تعالى يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى

    حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ

    قال أبو عيسى هذا حديث حسن صحيح غريب» (سنن الترمذي5/238 والبزار في

    مسنده2/211 مسند عبد بن حميد1/56).

    « عن عطاء بن السايب عن أبي عبد الرحمن السلمي أن رجلا من الأنصار صنع طعاما

    فدعا عليا وعبد الرحمن بن عوف وناسا من أصحاب النبي ص فسقاهم الخمر فلما

    حضرت المغرب قدموا عليا فقرأ قل يا أيها الكافرون فخلط فيها فأنزل الله تعالى يَا أَيُّهَا

    الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى (تفسير الثوري ص96).

    وهذا ما فهمه الشوكاني قائلا «رواه الترمذي وصححه (نيل الأوطار9/53).

    واحتج به القرطبي وابن الجوزي وابن كثير والسيوطي في تفاسيرهم (تفسير القرطبي

    5/200 زاد المسير2/128 تفسير ابن كثير1/511 2/165). والسيوطي صرح بتصحيح

    العلماء له ولم يعترض عليهم (الدر المنثور2/165 وفي لباب النقول له أيضا ص57 فتح

    القدير1/472 للشوكاني).

  10. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 11:13 ب.ظ. #

    ورواه أبو داود في سننه «3671 حدثنا مسدد ثنا يحيى عن سفيان ثنا عطاء ابن

    السائب عن أبي عبد الرحمن السلمي عن علي بن أبي طالب عليه السلام ثم أن

    رجلا من الأنصار دعاه وعبد الرحمن بن عوف فسقاهما قبل أن تحرم الخمر فأمهم علي

    في المغرب فقرأ قل يا أيها الكافرون فخلط فيها فنزلت لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى

    حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ (سنن أبي داود3/202 ح رقم3671 ورواه البيهقي في سنن1/

    389).
    « موسى بن هرون، قال: ثنا عمرو بن حماد، قال: ثنا أسباط، عن السدي، قال: نزلت

    هذه الآية: يسألونك عن الخمر والميسر الآية، فلم يزالوا بذلك يشربونها، حتى صنع عبد

    الرحمن بن عوف طعاما، فدعا ناسا من أصحاب النبي ( ص ) فيهم علي بن أبي

    طالب، فقرأ: قل يا أيها الكافرون ولم يفهمها، فأنزل الله عز وجل يشدد في الخمر: أَيُّهَا

    الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ (تفسير إبن جرير

    الطبري ج/493).

    وقد ذكر الحافظ في الإصابة أن هذه القصة معروفة لعبد الرحمن بن عوف (6/250).

    واحتج بها البكري الدمياطي في إعانة الطالبين (4/174).

    تا جایی که گفته اند:«وقد أنزل الله في علي یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَةَ وَأَنْتُمْ

    سُكَارَى )

    البته همانطور که گفتیم تمام این احادیث وارده در شرب مسکرات و خمر توسط بزرگان

    صحابه از جمله خلفای راشدین رضی الله عنهم سند سیاهی دارند و موضوع و

    ضعیف می باشند.ساداتنا ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنهم مبرا’ هستند

  11. 20 سپتامبر 4, 2008 در 1:33 ق.ظ. #

    درود بر شما

  12. انصاف سپتامبر 4, 2008 در 2:44 ق.ظ. #

    اما در موورد شک در نبوت این حدیث سند درستی ندارد و چنین حدیثی نزد محدث بی ارزش است.
    این ابن مغازلی اصلا اهل سنت نیست و اصلا وجودش ثابت نیست و کتبش موجود

    نیست.روافض ادعا دارند که او در کتابش آورده:قبل از خلقت جهانیان علی رض به

    شکل نور بوده و خداوند از همین نور علی رض محمد ص را آفریدد. چنین کسی در

    صورت وجود چگونه اهل سنت است حال که اعتقادش را اهل سنت کفر می داند.

    کاش به عقل و وجدان سلیم رجوع می کرید و از خود می پرسیدید اگر امیر المومنین

    عمر رضی الله عنه در نبوت نبی خاتم صل الله علیه و سلم شک داشت چگونه 23

    سال در راهش به جنگ و قتال پرداخت و هجرت نمود و مصئب و سختی های فراوان

    تحمل کرد.کدام احمقی باور می کند فردی 23 سال زجر و جنگ و هجرت را تحمل

    کنددر حالی که در این مدت به رسالت پیامبرش شک داشته.الحمد لله علی نعمه

    العقل
    در ضمن سری هم به آیات قرآن در مدح صحابه بزنید بد نیست

  13. شیعه کوچولو : چه بر سر انسان می آورد این سپتامبر 8, 2008 در 9:22 ق.ظ. #

    به برادر بی . انصاف عمر پرست و توجیه گر آن خدایگان عرض میشود که :

    شکر خدا که شیعه آل محمد علیهم السلام . با هر توچیهی که امثال تو که جزو پرستندگان عمر می باشید . می آورند آشنایند و جواب آن را هم در آستین خود دارند . البته ناگفته نماند که این آستین . همان منابع اهل سنت است !!!

    حدیث 3210 در سنن ابی داوود و برگرفته از سایت – وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد – و با استفاده از منابع حدیثی اهل سنت و مرتبط با حرام بودن هر مسکری است !!

    ‏حدثنا ‏ ‏سعيد بن منصور ‏ ‏حدثنا ‏ ‏أبو شهاب عبد ربه بن نافع ‏ ‏عن ‏ ‏الحسن بن عمرو الفقيمي ‏ ‏عن ‏ ‏الحكم بن عتيبة ‏ ‏عن ‏ ‏شهر بن حوشب ‏ ‏عن ‏ ‏أم سلمة ‏ ‏قالت : ‏نهى رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏عن كل مسكر ‏ ‏ومفتر

    و اما حدیث دوم . اذعان منابع اهل سنت . به مسکر بودن نوع نبیذ عمر و مست شدن یکی از صحابه به خاطر دستبرد زدن یواشکی به آن و توجیه عمر مبنی بر این که من آن نبیذ را با مخلوط کردن آن و رقیق نمودنش می خورده ام !!!

    وقتی خود عمر . قبول دارد که نبیذش مسکر است و میدانیم که طبق حدیث فوق . هر مسکر هم حرام است .
    بنابر این . توجیه آبکی تو در دفاع از او . به خاشاکی هم نمی ارزد !

    قال أبو يوسف : حدثنا الشيباني عن حسان بن المخارق قال : ساير رجل عمر بن الخطاب في سفر وكان صائما ، فلما أفطر الصائم أهوى إلى قربه لعمر معلقه فيها نبيذ فشرب منها فسكر ، فضربه عمر الحد . فقال له الرجل : إنما شربت من قربتك . فقال له عمر : إنما جلدتك لسكرك ، لا على شرابك :: هامش ص 73 › ( 1 ) لأبي يوسف البغدادي : كتاب الخراج : ص 165 ط مصر ، سنن الدارقطني : 4 / 260 . ( 2 ) ابن عبد ربه : العقد الفريد : 1 / 341 ، سنن الدارقطني : 4 / 261 . ( 3 ) الدارقطني : سنن الدارقطني : 4 / 260

    و اما حد زدن عمر . به افرادی که شرب خمر می کرده اند و شراب خوردن خودش . هم چیز عجیبی نیست . این مرضی است که همیشه همراه افراد منافق بوده و دامنشان را میگیرد . باالآخره . منافقان حاکم بر جوامع مسلمانان . باید چنین کارهایی را انجام دهند و گرنه چگونه میشود عوام الناس احمق تر از خری ( که یکی از آنان جناب تو باشد ) را فریفت ؟!

  14. شیعه کوچولو : نبیذ عمر . حلال بوده یا حر سپتامبر 8, 2008 در 9:36 ق.ظ. #

    شماره حدیث 3201 است که در بالا 3210 اعلام کرده بودم .

    و اما . برادر بی . انصاف :

    اکنون با منابع فوق . دو راه حل در پیش روی تو می ماند !

    1 – یا باید بپذیری که نبیذی که عمر در هنگام مرگ خود خورده . مسکر وحرام بوده است که :
    معنای آن این خواهد بود که خلیفه دوم تو شراب خواره بوده که مسلما» و از دید هر انسان مسلمانی . چنین کسی . لایق خلافت بر خودش هم نیست . چه برسد بر دیگران !

    2 – معتقدی که نبیذی که عمر در هنگام مرگ خود خورده . از نوع حلال بوده که :

    در این جا . باز هم راه گریز و توجیهی برایت نیست و خواه یا ناخواه باید به جهل عمر در احکام ساده فقهی باورکنی و در این حالت هم . از دید هر مسلمانی . چنین شخص جاهلی . لایق خلافت بر خودش هم نیست . چه برسد بر دیگران !

    ضمن این که اگر فرض کنیم که به مطلب یک باور داشته باشی . مشکل دیگری هم برای رئیست عمر . پیش خواهدآمد و آن هم . علاوه بر جهل به مسائل دینیش . ظلم او به یکی از صحابه و حد زدن به ناحق او هم مزید علت خواهدشد !!!

    که به قول قرآن : ان الله لایحب الظالمین !

    اکنون از خوشحالی ما که تیر جهل بندگان خدایگان عمر را به سنگ زدیم . ناراحت نشوید .
    بهتر است تا دیر نشده از آن کمپانی ویسکی و شراب دست کشیده و به راه راست که همانا کشتی نجات محمد و آل محمد علیهم السلام است برگردید و بدانید که :
    هم نوایی با افراد دائم الخمر که حسب گفته قرآن :: رجس من عمل الشیطان :: اند برازنده نه تنها هیچ مسلمانی که حتی کافری هم نیست !!!

    دیگر خود دانید !!!

    تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال !!!

  15. شیعه کوچولو : انطباق حدیث بر نص !!! سپتامبر 8, 2008 در 9:52 ق.ظ. #

    به برادر بی . انصاف وهابی ناصبی نژاد عرض میشود که :

    که اگر لطف نموده و کمی قرآن بخوانید و سعی نکنید که جناب خدایگان لورنس یهودی را رب خود بدانید .

    آیه التطهیر می فرماید که : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

    خداوند اراده کرده که هر نوع ناپاکی درون و برون را از شما خاندان نبوت پاک گرداند و ….. !

    و با توجه به سخن مفسر اول قرآن که همانا عبارت از جناب رسول خدا باشند .

    عائشه : لما نزلت آية : إنما يُريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً . جمع عـليا و فاطمة و الحسن و الحسين ـ عليهم السلام ـ فقال : هؤلاء أهل بيتي :: صحيح مسلم : ج4 ص1883 ح61 ـ 2424

    خدایا . اینان اهل بیت منند !
    و تازه برای بستن دهان منافقانی مانند تو که دیگر زنان ایشان را جزو اهل بیتش ندانی . این گفته را به مدت حداقل شش ماه در کنار خانه علی و فاطمه ( همان خانه ای که عمر آن را با ساکنانش به آتش کشید ) در منظر عام مسلمین به زبان می آوردند !

    اکنون ما مجبوریم که تمام احادیث ساخته پدر حرامزاده ات معاویه در ضدیت با امام علی علیه السلام را که طبق فرموده قرآن . طاهر و معصوم است را به زباله دان تاریخ بیندازیم !!!

    چنین است قوت انطباق احادیث با قرآن و شناخت سره از ناسره که برای هر مومنی به آسانی آب خوردن است !!!

    هر چند که منافقان خبیث و حرامزاده از آن بدشان بیاید !!!

  16. شیعه کوچولو : بازی با کلمات و توجیه شراب سپتامبر 8, 2008 در 10:08 ق.ظ. #

    برادر بی . انصاف

    تو به ما ایراد گرفته ای که چرا ضمن آشنا نمودن مردم با زندگینامه عمر . به موضوع شراب خواری او در قبل از اسلام هم اشاره کرده ایم .

    این به دلیل روشن نمودن اذهان ساده دل است تا بدانند که . کسی که خلیفه دوم آنان است دارای چه سوابقی بوده است .
    ضمن آن که باید از تو پرسید که شراب خواری ابوبکر و عمر . پس از اسلام و پس از تحریم و پس از رسول خدا که در زمان قبل از اسلام نبوده است که با سفسطه میخواهی از آن بگذری !!!

    سوالی از تو و امثال تو دارم : اگر یک دزد مسلمان شود و ادعا کند که در مسلمانی خود صادق است . آیا به صرف همین ادعا . مال و اموال و پول و عرض و ناموس خود را به او و به رسم امانت می سپاری یاخیر ؟!

    مسلما» خواهی گفت که خیر !!!

    اکنون بفرمائید که آیا سپردن افسار دین خود به دست شراب خواره ای مانند عمر . که شراب خواری او در قبل از اسلام . مشخص و پس از اسلام و تحریم خمر هم آشکار و پس از رسول خدا و در هنگام مرگ خویش هم بدان می پرداخته است چه توجیه عقلی – علمی – شرعی و ………. دارد ؟!

    آیا فکر میکنی که ارزش دین تو از ارزش مالت هم کمتر است ؟!

    خوب فکر کن و سپس سریعا» به حکم فطرت الهی ات عمل کن . زیرا وقت زیادی نداریم و مسلما» هم نمی دانیم که کی و چه وقت جناب عزرائل به سر وفت ما . تشریف خواهد آورد !

    و البته در آن موقع . وای به حال شراب خواران تا دم مرگ و پیروان بیچاره آنان !!!

  17. شیعه کوچولو : قدرت استدلال با قرآن ! سپتامبر 8, 2008 در 10:24 ق.ظ. #

    به جناب بی . انصاف و بی . سواد و قرآن نخوان !!!

    مشکل هر وهابی بیسوادی اینست که خود را محور اسلام لورنسی میداند و البته اگر علمی هم نداشت مهم نیست !!!

    حمله های احمقانه تو به شیعه آل محمد علیهم السلام . در حقیقت حمله تو به خدا و قرآن و رسول او و اهل بیت گرامیش سلام الله علیهم اجمعین و حتی منابع اهل سنت است !!!

    آیا فکر میکنی که آیات النفاق وارد در قرآن و سوره المنافقون مربوط به جناب اجنه یا ملائکه یا صحابه است ؟!!!

    عن عايشه قالت: لما قبض رسول الله صلي الله عليه و سلّم ارتدت العرب قاطبةً و اشرأبت النفاق :: البداية و النهاية : ج6، ص33 و تاريخ ابن عساکر، ج30، ص314 و شوکانی : نيل الاوطار، ج1، ص36 و حاکم نيشابوري : مستدرک الصحيحين، ج3، ص260 و امام قرطبي : ج8، ص147 و عبدالرزاق صنعاني : المصنف، ج1، ص152 و ابن سعد : طبقات، ج2، ص191
    عائشه : هنگامی که رسول خدا درگذشت . اکثریت عرب مسلمان مرتد و منافق شدند !!!
    عن عمرو بن ثابت: لمّا مات النبي صلي الله عليه و سلم کفر الناس إلا خمسة :: مزي : تهذيب الکمال ، ج21، ص557 و ابن حجر عسقلاني : تهذيب التهذيب، ج8، ص9 و ابن کثير دمشقي : البداية و النهاية، ج6، ص91.

    هنگامی که رسول خدا درگذشت . همه مردم بجز پنچ نفر کافر شدند !!!

    اکنون بهتر است که خوب آن چشمان منگول منافقت را باز کنی و به این منابع را به دقت ببینی و دیگر به گفتار اهل بیت علیهم السلام که فرموده اند . پس از رسول خدا اکثریت صحابه ( بجز چند نفر ) از پذیرش ولایت علی علیه السلام و به این راه ارتداد پیدا کردند . معترض نشوی

    خیلی زشت است که سعی کنی . به شیعه به خاطر باور به همان مسائلی در منابع خودتان هم موجود است . معترض باشی و دائما» به آنان تهمت بزنی !!!

    خیلی مخلصیم عزیز !!!

  18. شیعه کوچولو : ممکن است که ....... سپتامبر 8, 2008 در 10:31 ق.ظ. #

    همیشه امکان پذیرش حق و حق پذیری از افراد غیر مومن میرود !

    به جهت آشنایی افراد غیر شیعه با ادله و براهین شان در قبول و یا رد احادیث صحیح و جعلی که در وصف یا مذمت برخی صحابه آمده و غیره ……

    سایت ذیل این امکان را با تمام اسنادمربوطه آن که با استفاده از منابع اهل سنت است در اختیار افراد میگذارد !!!

    http://www.valiasr-aj.com/fa/index.php

    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

  19. شیعه کوچولو : بغض خوارجی بی انصاف ! سپتامبر 8, 2008 در 10:37 ق.ظ. #

    جواب شیعه به اتهام حدیث سازان حرامزاده بنی امیه ای و احادیث ساختگی آنان بر علیه امام علی علیه السلام و همچنین مشخص شدن این موضوع که صحابه شراب خوار چه کسانی بوده اند !!!

    با استفاده از منابع اهل سنت :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=2075

  20. یکی از السابقون جهنمی در منابع اهل سنت

    كساني در ميان همين سابقون الأولون بوده‌اند كه به اتفاق شيعه و سني ، مورد غضب خداوند و در آتش جهنم خواهند بود . كساني همچون ابوالغاديه ، قاتل عمار ياسر . ابن تيميه حراني در باره او مي‌نويسد :

    كان مع معاوية بعض السابقين الأولين وإن قاتل عمار بن ياسر هو أبو الغادية وكان ممن بايع تحت الشجرة وهم السابقون الأولون ذكر ذلك ابن حزم وغيره .

    منهاج السنة ، ج6 ، ص333 .

    به همراه معاويه كساني از سابقين الأولين (مهاجران نخستين) بودند . و قاتل عمار بن ياسر ، ابو الغاديه است و او كسي است كه با پيامبر در بيعت شجره ، بيعت كرده و آن‌ها از سابقين الأولين هستند . اين مطلب را ابن حزم و ديگران نقل كرده‌اند .

    در حالي كه رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم در باره وي و گروهش فرموده :

    وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّار .

    صحيح البخاري ، ج1 ، ص 115 ، كتاب الصلاة، ب 63 ، باب التَّعَاوُنِ فِي بِنَاءِ الْمَسْجِدِ ، ح 447 و صحيح البخاري ، ج2 ، ص207 ، كتاب الجهاد والسير، ب 17 ، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ ، فِي السَّبِيلِ ، 2812 .

  21. شیعه کوچولو : عدالت صحابه قاتل !!! سپتامبر 9, 2008 در 10:30 ق.ظ. #

    همه میدانند :

    که عائشه – طلحه – زبیر و تعداد زیادی از صحابه در ماجرای قتل عثمان و انداختن جسد او در کوچه های مدینه و بستن پای او و گرداندن این جسد در معابر عمومی و مانع شدن از دفن او در قبرستان اسلامی بقیع به خاطر معتقد بودن به نامسلمانی و کفرش : و البته . حسب دستور عائشه که گفت :

    اقتلوا عثمان فهو کافر / فهو یهودی = عثمان را بکشید که او کافر / یهودی است

    و به خاک سپردنش در – حش کوکب – که جزئی از قبرستان یهودیان مدینه بوده است که به همین دلیل : :
    هنگامی که معاویه به قدرت رسید . برای جلوگیری از ادامه یافتن چنین افتضاحی بر علیه عثمان که یکی از بنی امیه بود. دستور زورکی الحاق آن قبرستان یهودیان را به بفیع و پوشاندن چنان افتضاحی بر علیه خلیفه سوم اهل سنت را صادر کرد .

    اکنون اجازه بدهید که بگویم که ما به فرمایشات این مقاله در عدالت صحابه کاملا» ایمان آورده و ازین به بعد در صف معتقدان به این راه خواهیم بود !!!

    وقتی جناب عائشه و زبیر و طلحه و بسیاری از صحابه معتقدند که عثمان کافر و یهودی بوده است . ما که هستیم که بخواهیم با این نظر شریفانه مخالفت کنیم ؟!

    ضمنا» باید بگویم که ما . ازین طرح تعدیل صحابه جناب ناجی کرد که همانند طرح تعدیل دولت در کاهش کارمندان خود است به شدت جانبداری کرده و جانفدائی خود را در راه آن اعلام میداریم !!!

    فقط مشکل کوچکی هم ممکن است که چنان طرح تعدیلی . ممکن است به تعدیل یخش عظیمی از صحابه گرانقدر بینجامد که مورد نظر این برادر ناجی نیست !

    تذکر مفید : انشاء الله که شرح اینجانب به آن طرح انقلابی تعدیل صحابه به طرح تعدیل خودمان نینجامد !!!

  22. هه ژار سپتامبر 28, 2008 در 11:51 ب.ظ. #

    شايد با خواندن اين چند سطر فكر كنيد من شيعه ام ولي نه من يك سني ام . اوايل خيلي متعصب بودم وبا شنيدن بدگويي از يكي از خلفا به شدت ناراحت ميشدم تا اينكه كتابي در باب خليفه دوم خواندم . در قسمتي از كتاب داستان ان مرد بيچاره نقل شده بود كه از پيش پيامبر ناراضي از داوري به پيش او امده بود عمر به هر كاري سرش را از تيغ شمشير گذراند و چنين گفت :حال كه قضاوت محمد را قبول نداري شمشير بين شما حكم خواهد كرد .از ان زمان به عدالت صحابه ايمان اوردم …

  23. شيعه علي دسامبر 3, 2008 در 6:58 ق.ظ. #

    زياد حرفي نمي‌زنم فقط مي‌گويم به دلت رجوع کن اگر در اعماق دلت اين حرفها را پذيرفتي و خودت به عدالت آنها مقر بودي البته انصافا و پذيرفتي که عمر ملعون اصلا مسلمان شده است چه برسد به عدالت ……..
    خدا به راه حق رهنمونتان کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: