توحید

1 سپتامبر

شهید کاک فاروق فرساد (رحمه الله علیه)در قرآن گاه این کلمه در یک معنی و گاه در دو معنی و گاه در سه معنی بکار رفته است و با مقداری دقت می توان این معانی را مشخص کرد، همچنان که بسیار روشن است و دیگر ابهامی نمی ماند، عبادت تنها به معنی تعظیم و بزرگداشت در قالب مراسم وآیینهای مختلف و غیره نیست بلکه این یکی از معانی کلمه عبادت است بلکه فقط یک ششم معنی کلمه را شامل می شود باید توجه داشت که در فهم مردم اغلب عبادت جز به معنای اول از معنای سوم اطلاق نمی شود و کمتر کسانی یافت می شوند که معنی دوم و معنی دوم از معنای سوم یعنی اطاعت و فریادرسی را به کمک خواستن از باب عبادت بدانند و از اینجا ضرورت تبیین درست این مطلب پوشیده نخواهد بود .  توحید عبادت بیان موضع عملی انسانی است که اقرار کرده است هیچ فرمانروایی به جز الله وجود ندارد . او پس از آنکه به فرمانروایی یگانه خداوند اعتراف کرد و زبان به توحید الوهیت گشود برای بیان موضع عملی در مقابل فرمانروا، خاضعانه اعلام می دارد که «ایاک نعبد»: بی قید و شرط و با سلب هر گونه حق رای و نظر از خودمان فقط تو را اطاعت و پیروی می کنیم و فقط در مقابل فرمانهای تو خاضع و تسلیم هستیم.

توضیح: برای آن دو موردی که گفتیم در فهم رایج داخل در باب عبادت تصور نمی شوند به یک حدیث و دو آیه استشهاد می کنیم:

1- امام ترمذی و ابن حجر روایت کرده اند از ….،…از عدی بن حاتم که او در حالی که صلیبی از طلا به گردن داشت پیش رسول خدا –ص- آمد پیامبر مشغول تلاوت این آیه از سوره توبه بود که به شرک اهل کتاب اینچنین می پردازد:»اتخذوا اهبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله »

عدی می گوید گفتم» انهم لم یعبدوهم «(آنها علمایشان را نمی پرستیدند)، پیامبر فرمود بلی انهم حرموا علیهم الحلال و احلوا لهم الحرام فاتبعوهم فذالک عبادتهم ایاهم (بله اما آنها-اهبار و رهبان- حلال را بر مردم حرام و حرام را حلال می کردند و مردم از آنها تبعیت می کردند و این عبادت کردن آنها-اهبار و رهبان-است)

می بینیم که در کلام پیامبر خدا –ص- تبعیت و پیروی مردم از علماء و سرپرستان معابد و رهبران دینیشان در امر تشریع و قانونگذاری و تحریم و احلال که امری است منحصرا در اختیار خدا، عبادت آنان شمرده شده است.

 ادامه مطلب را مشاهده کنید …


شهید کاک فاروق فرساد (رحمه الله علیه)

توحید

 شهید فاروق فرساد (رحمه الله)

۱-توحید الوهیت

2-توحید عبادت: معانی کلمه عبادت با توجه به لغت عرب و استعمالات قرآنی بدین ترتیب است:

2-1 بردگی

2-2 اطاعت و پیروی

2-3 پرستش :الف ـ تعظیم و بزرگداشت در قالب مراسم و آیین های مختلف( قیام رکوع، سجود و غیره)

ب. دعا به کمک و فریادرسی خواندن

در قرآن گاه این کلمه در یک معنی و گاه در دو معنی و گاه در سه معنی بکار رفته است و با مقداری دقت می توان این معانی را مشخص کرد، همچنان که بسیار روشن است و دیگر ابهامی نمی ماند، عبادت تنها به معنی تعظیم و بزرگداشت در قالب مراسم وآیینهای مختلف و غیره نیست بلکه این یکی از معانی کلمه عبادت است بلکه فقط یک ششم معنی کلمه را شامل می شود باید توجه داشت که در فهم مردم اغلب عبادت جز به معنای اول از معنای سوم اطلاق نمی شود و کمتر کسانی یافت می شوند که معنی دوم و معنی دوم از معنای سوم یعنی اطاعت و فریادرسی را به کمک خواستن از باب عبادت بدانند و از اینجا ضرورت تبیین درست این مطلب پوشیده نخواهد بود .

توحید عبادت بیان موضع عملی انسانی است که اقرار کرده است هیچ فرمانروایی به جز الله وجود ندارد . او پس از آنکه به فرمانروایی یگانه خداوند اعتراف کرد و زبان به توحید الوهیت گشود برای بیان موضع عملی در مقابل فرمانروا، خاضعانه اعلام می دارد که «ایاک نعبد»: بی قید و شرط و با سلب هر گونه حق رای و نظر از خودمان فقط تو را اطاعت و پیروی می کنیم و فقط در مقابل فرمانهای تو خاضع و تسلیم هستیم.

توضیح: برای آن دو موردی که گفتیم در فهم رایج داخل در باب عبادت تصور نمی شوند به یک حدیث و دو آیه استشهاد می کنیم:

1- امام ترمذی و ابن حجر روایت کرده اند از ….،…از عدی بن حاتم که او در حالی که صلیبی از طلا به گردن داشت پیش رسول خدا –ص- آمد پیامبر مشغول تلاوت این آیه از سوره توبه بود که به شرک اهل کتاب اینچنین می پردازد:»اتخذوا اهبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله »

عدی می گوید گفتم» انهم لم یعبدوهم «(آنها علمایشان را نمی پرستیدند)، پیامبر فرمود بلی انهم حرموا علیهم الحلال و احلوا لهم الحرام فاتبعوهم فذالک عبادتهم ایاهم (بله اما آنها-اهبار و رهبان- حلال را بر مردم حرام و حرام را حلال می کردند و مردم از آنها تبعیت می کردند و این عبادت کردن آنها-اهبار و رهبان-است)

می بینیم که در کلام پیامبر خدا –ص- تبعیت و پیروی مردم از علماء و سرپرستان معابد و رهبران دینیشان در امر تشریع و قانونگذاری و تحریم و احلال که امری است منحصرا در اختیار خدا، عبادت آنان شمرده شده است.

2- در سوره مریم از زبان ابراهیم –ع- نقل می کند «و اعتزلکم و ما تدعون من دون الله و ادعوا ربی ….

فلما اعتزلهم و ما یعبدون من دون الله اهبنا له اسحاق 

که بسیار واضح در آیه اول که اعلام کناره گیری از خوشان و آنها که می خوانندشان و به فریاد می طلبند می باشد در آیه دوم به اعتزال از خودشان و آنها که به جز خدا عبادتشان می کنند تفسیر شده . از این نوع تقابل به وضوح در می یابیم که یکی از معانی کلمه عبادت دعا و به فریاد خواندن است و برعکس.

3- این آیات هم به وضوح مطلب می افزایند

و من اضل ممن یدعوا من دون الله من لا یستجیب له الی یوم القیامه وهم عن دعائهم غافلون و اذا حشر الناس کانوا لهم اعداء و کانوا بعبادتم کافرین … که در اینجا هم دعا و به فریاد طلبیدن عبادت نامیده شده است

4- توحید استعانت: بیان موضع عملی انسان است آنگاه که اقرار کرد که هیچ فریادرسی به جز الله وجود ندارد ایاک نستعین : فریادرسا گواهی می دهم که جز تو کسی قادر به تهیه امکانات و دفع مفاسد از طریق حیات مادی و معنوی ما نیست برای پیمودن راه اطاعت و بندگی(عبادت) و موفق شدن بر عوامل بازدارنده ظاهری و باطنی فقط و فقط تو را به کمک می خوانیم و دست استغاثه جز به سوی تو دراز نمی کنیم و تو را که بر هر چه بخواهی توانایی نمی گذاریم و دست به دامن کسی نمی شویم که بر قشر سفید دور هسته خرمایی (قطمیر) هم مالکیت ندارند و حتی بر بعضی از آنها ما یملکون من قطمیر

لا اله الا الله : هیچ فرمانروا( ایاک نعبد) و فریادرسی( ایاک نستعین )به جز الله وجود ندارد.

فقط از تو و قانون و امر ونهی تو اطاعت بی چون و چرا می کنیم و فقط تو را به یاری و کمک می خوانیم…..

توحید در لغت به معنای یکی کردن است . اله با توجه به استعمالات لغت عربی و نیز کاربرد قرآنی به کسی یا چیزی گفته می شود که انسان او را مالک و متسلط بر جلب منافع و دفع و رفع مضار خویش و دیگران بداند و با تصور علو وبلندی او بر خود و دیگران بسوی او اشتیاق و تمایل داشته باشد و به سوی او سکونت و آرامش بیابد در نتیجه به هنگام نیاز به جلب نفعی یا دفع ضرری در ماوراء عالم شهاده او را به کمک و یاری بخواند   و با اطمینان کاملی که به توان و قدت و تسلط وی دارد او را فریادرس خود بداند از امر و نهی اش بی قید و شرط تبعیت کند و در مقابل او خود را فرمانبرداری خاضع ، بیش نداند چنین موجودی را حق یا باطل اله گویند { حق بدین معنا که آن موجود در حقیقت دارای چنین سلطه ای باشد به این معنی که به رغم پندار انسان چنین سلطه و مالکیتی را دارا باشد}

اگر بخواهیم مطلب بالا را در کلماتی خلاصه کنیم که مدلول آنها بسیار واضح و روشن باشد به طوریکه با شنیدن آنها محدوده کلمه اله بی هیچ ابهامی کاملا تصور شود چنین می گوییم که: اله یعنی : فرمانروا و فریادرس فرمانروا است یعنی حق امر و نهی دارد ، قانون می گزارد و قانون و برنامه اش بایستی پیروی شود. فریادرس است ، یعنی بر جلب منافع و دفع و رفع مضار و مفاسد قادر است و در هر حال می توان به وی پناه برد و از وی کمک ویاری خواست و او را به فریاد طلبید . توحید الوهیت یعنی یکی کردن فرمانروا و فریادرس ! یعنی از قانون و برنامه یک قانون گزار اطاعت کردن و یک مالک نفع و ضرر داشتن و جز او را به کمک نخواستن.

دعوت پیامبران-ع- و زیر بنای حیات فکری دین همیشه این بوده که مردم فرمانبردار فرمانروای حق باشند قانون و برنامه زندگی را از امر و نهی وی اخذ کنند تن به فرمانروایی فرمان ناروایان ندهند ، عزت انسانی خود را در برده شدن همنوعان خود پایمال نکنند ، حاکمیت بشر بر بشر را ننگ و ذلت بدانند ، برای رفع نیازمندیها جز به سوی او استعانه نکنند و جز او را به فریاد نطلبند زیرا در حقیقت:
لا اله الا الله: هیچ فرمانروا و فریادرسی به جز الله وجود ندارد

قاعده :در قرآن هرگاه به همراه استعمال این کلمه ، قرینه ای نباشد که کلمه را به یکی از معانیش تخصیص دهد هر دو معنا منظور است و در صورت وجود قرینه به یکی از معنی -فرمانروا یا فریادرس- اختصاص می یابد

مثلا در اینجا:»ینزل الملائکه بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون(نحل/2)که صحبت از نزول مستمر و تدریجی فرمانسازی خداوند به عالم آفرینش همراه با روح و لب امر و قانون و فرمانش بر هر کدام از بندگانش که مشیت الهی بدان تعلق گرفته باشد با این مضمون که : اعلام کنید و به همه برسانید لا اله الا انا به هر دو معناست : هیچ فرمانروا و فریادرسی بجز من وجود ندارد اما در آیه 42الفرقان:»ارایت من اتخذ اله هویه» بسیار روشن است که سیاق و مطلب فقط با معنی اول ، یعنی فرمانروا مطابقت دارد  

زیرا هوا را اله کردن جز به معنی فرمان او را گردن نهدن و او را فرمانروای وجود خویش ساختن نیست و آیه 88 سوره قصص » و لا تدع مع الله الها آخر لا اله الا هو » نیز با معنی دوم سازگار است زیرا دعا به نسبت فریادرس است معنی آیه چنین است» و همراه با خدا فریادرس دیگری را به کمک نخوان زیرا هیچ فریادرسی جز او وجود ندارد.

 

7 پاسخ to “توحید”

  1. شیعه کوچولو : اول اصلاح خود . بعد اصلاح سپتامبر 2, 2008 در 9:13 ق.ظ. #

    به این برادر فرساد عرض میکنیم که :
    هنگامی که نمایندگان دولت ایران برای اطلاع پیدا کردن و آشنایی با رسول خدا و نبوت ایشان به مدینه مراجعه کردند.
    یکی از مسائلی که رسول خدا به صحابه خود و در نهی شمایل ظاهری این نمایندگان گفتند . چنین بود .

    اینان ریش خود را تراشیده و سبیلهای خود را آویخته اند !!!
    به عبارتی ایشان . تراشیدن ریش را نهی کرده اند !!!

    و از آنجایی که قرآن فرموده است که :
    لکم فی رسول الله اسوه حسنه = همانا بهترین آموزگار برای راهنمایی شما . شخص رسول خدا علیه السلام میباشد.

    بنابر این . بهتر است که این برادر فرساد ما که داعیه دار ملایی و آخوندی و عالم دینی را به دوش میکشند . اول وضعیت ظاهری و باطنی خود را . مطابقتی اسلامی با دستورات نورانی رسول رب العالمین بدهند و سپس بر مسند خطبه و وعظ و نصیحت و ارشاد و …………. بنشینند !!!

    وگرنه : مردم فضولی مثل اینجانب خواهند گفت که :

    رطب خورده چون منع رطب کند ؟!

    • najeekurd سپتامبر 23, 2010 در 12:50 ب.ظ. #

      دوست عزیز ایشان در جریان قتل های زنجیره ای توسط افراد کور دل و منافق که فقط در صدد «خاموش کردن نورافکن های اهل سنت ایران» هستند به شهادت رسیدند وگرنه افاضات حضرتتان را به ایشان می رساندیم هرچند گذاشتن ریش در اسلام مستحب است نه واجب ولی در شرایط کنونی که ریش گذاشتن به کسب امتیازات دنیوی و حتی معنوی افراد می انجامد از دیدگاه این جانب مکروه هم هست. و الله اعلم.

  2. اهل سنت سپتامبر 2, 2008 در 7:01 ب.ظ. #

    به نام خداوند بخشاينده مهربان‏
    الر (الف. لام. را). [اين‏] كتابى است كه آن را به تو فرو فرستاده‏ايم تا مردم را به حكم پروردگارشان از تاريكيها به روشنايى برآورى، به سوى راه [خداوند] پيروزمند ستوده (1)
    خداوندى كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و واى بر كافران از عذاب سخت (2)
    آنان كه زندگانى دنيا را از آخرت خوش [تر] دارند و [مردم‏] را از راه خداوند باز مى‏دارند و [در] آن ناراستى مى‏جويند. اينان در گمراهى دور [و دراز] اند (3)
    و هيچ رسولى را مگر به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را به روشنى‏] براى آنان بيان كند. پس خداوند هر كس را كه بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كس را كه بخواهد هدايت مى‏كند و او پيروزمند فرزانه است (4)
    و موسى را با نشانه‏هاى خود فرستاديم [با اين پيام‏] كه: قومت را از تاريكيها به روشنايى برآور. و آنان را به وقايع الهى پند ده، بى گمان در اين [امر] براى هر شكيباى شكرگزارى عبرتهاست (5)
    و آن گاه كه موسى به قومش گفت: نعمت خداوند را بر خويشتن ياد كنيد، چون شما را از فرعونيان نجات داد كه سخت‏ترين عذاب را به شما مى‏رساندند و پسرانتان را سر مى‏بريدند و دخترانتان را زنده مى‏گذاشتند و در اين [كار] از [جانب‏] پروردگارتان آزمونى بزرگ بود (6)
    و آن گاه كه پروردگارتان اعلام داشت كه اگر سپاس گزاريد به شما افزون دهم و اگر كفر ورزيد، [بدانيد كه‏] عذاب من سخت است (7)
    و موسى گفت: اگر شما و هر كس كه در زمين است، همگى كفر ورزيد [بدانيد كه‏] خداوند بى نياز ستوده است (8)
    آيا خبر آنان كه پيش از شما بودند، [مانند] قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنان بودند- [كه‏] جز خداوند آنان را نمى‏شناسد- به شما نرسيده است؟ رسولانشان با معجزه‏ها به نزد آنان آمدند، آن گاه دستانشان را در دهانهايشان نهادند [كه خاموش!] و گفتند: ما به آنچه كه به آن رسالت يافته‏ايد، منكريم. و ما از آنچه ما را به آن فرا مى‏خوانيد سخت در شكّ هستيم (9)
    رسولانشان گفتند: آيا در [وجود] خداوند شك هست، كه آفريننده آسمانها و زمين است؟ شما را فرا مى‏خواند تا گناهانتان را براى شما بيامرزد و تا مدّتى معين [اجل‏] شما را باز پس اندازد. گفتند: شما جز بشرى مانند ما نيستيد. مى‏خواهيد كه ما را از آنچه نياكانمان مى‏پرستيدند، باز داريد. پس براى ما دليلى آشكار در ميان آوريد (10)
    سوره ابراهيم

  3. انصاف سپتامبر 3, 2008 در 12:42 ق.ظ. #

    مثل اینکه مفتی زاده هم در این عکس هست
    http://www.iranianuk.com/article.php?id=31281

  4. حامد محمدی سپتامبر 3, 2008 در 4:17 ب.ظ. #

    نه تنها کاکه احمد مفتی زاده-علیه الرحمه- بلکه ملا محمد ربیعی – علیه الرحمه – نیز در سمت راست کاکه احمد هستند . و چند ملای دیگر که من اونها رو نمیشناسم

  5. عامی سپتامبر 10, 2008 در 1:07 ق.ظ. #

    خطاب به شیعه کوچولو

    در عصر و زمانیکه ریش در اختیار آخوندهای خائن به دین و مردم هستند و به این شکل به اسلام تظاهر میکنند همان بهتر که ریش را تراشید
    چونکه فرعون و ابوجهل و مابقی کفار هم ریش داشته و هم اکنون هم خیلی ها دارند
    انسان را با اعمالش محاسبه میکنند نه با ظاهرش

  6. شیعه کوچولو : به عامی از بیخ عامی ! سپتامبر 13, 2008 در 9:28 ق.ظ. #

    گویا گفته قرآن در مذمت عوام . ریشه در توجه او به شما دارد !!!

    عوام کالانعام . بل هم اذل !!!

    ای احمق . خواسته ای با قیاس باطل خود . به نفی سنت رسول خدا و دستور شریف ایشان بپردازی ؟!

    اگر ملاک ما اعمال – ظاهر و ………. دیگران باشد که سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند !!!
    مگر نمی دانی که ما هر عملی را باید با مطابقت دادن با سنت ایشان انجام دهیم و نه ………. ؟!

    وقتی رسول خدا از امری نهی می کنند . بر هر مسلمان معتقدی واجب است که به آن عمل کنند و گرنه به یقین بدان که چنین شخصی . کافری در لباس نفاق . مانند تو خواهد بود !!!

    ای بی عقل . چرا قرآن نمی خوانی ؟

    قرآن : وما كان لمؤمن ولا مؤمنة إذا قضى الله ورسوله أمراً أن يكون لهم الخيرة من أمرهم ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالاً مبيناً

    ایشان به صراحت فرموده اند که ریشتان را نتراشید و توی ابله با معاذیر خرکی خود میگویی . ریشتان را بتراشید !!!
    یعنی میخواهی بگویی که تو از ایشان بهتر می فهمی ؟!

    این گمراهی آشکار و مخالفتت با دستور رسول خدا . صلوات الله علیه و روانه شدن درون و برون ناپاکتان به جهنم الهی را به شخص شخیص شما . از عمق جان . تبریک میگویم !!!

    آخر نه این که ما عاشق شنیدن شیهه های خران در دوزخ می باشیم ؟!

    خیلی مخلصیم عزیز !!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: