بایگانی | سپتامبر, 2008

سه شنبه روز عید سعید فطر اعلام شد .

29 سپتامبر

 

علامه احمد مفتی زاده و کردستان

27 سپتامبر

علامه مفتی زاده و کردستان هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي  تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد. سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد. مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است. شايد انديشه نگاري نسلي از بزرگترين معماران تاريخ معاصر پس از انقلاب،آن هم از زبان همين معماران،آسان ترين راه براي درك واقعيات آن دوران باشد…

تاريخ خود را تكرار مي كند و چون حالت هاي كنوني چيزي جز بازگشت به حالت هاي گذشته نيستند،به همين خاطر،آگاهي از تحولات گوناگون و پياپي گذشته،كليد ورود به دنياي آينده خواهد بود…فراموش نكنيم:تاريخ كتابي است كه ما مي نويسيم و خود نيز درآن نگاشته مي شويم…   

اين مجموعه كه از مطبوعات ايران در سال هاي57و58و59استخراج شده است،تقديم خوانندگان گرامي خواهد شد.

پيام علامه احمد مفتي زاده رهبر مذهبي كردستان:فريب نيرنگهاي سرسپردگان رژيم سابق را نخوريد.

علامه احمد مفتي زاده از رهبران طراز اول كردستان طي پيامي به مردم هشدار داد كه فريب نيرنگهاي گوناگون دشمن را نخوريد. در قسمت‏هايي از اين پيام آمده است:موقعيت انقلابي ما در مقايسه با شرايط پيشرفت تدريجي انقلاب زودرس بود و لذا اگر نيروهاي نظامي و انتظامي خيلي زود اعلام همبستگي با ملت كردندو دست خود را با جنگ داخلي طولاني نيالودند. در برابر مزدوران رژيم رژيم سابق اينجا و آنجا هستند كه چون حيات خود را رو به نابودي مي‏بينند با وسائل و عناوين مختلف مي‏خواهند دردسر براي مردم ايجاد كنند و اذهان را از مسير واقعي انقلاب منحرف سازند. يكي از اين افراد مزدور شخص سرشناسي بنام شيخ‏هادي‏هاشمي است كه اسناد بدست آمده از ساواك سنندج نشان مي‏دهد وي پولهاي كلاني براي لشكر كشي به شهرها و روستاهاي كردستان جهت سركوبي انقلاب از ساواك گرفته است. اين شخص سه بار به بخش كامياران و يكبار با افراد مزدورش به پاوه حمله كرد و اخيراً نيز كشتار فجيع قروه را بوجود آوردكه در توجيه آن اختلاف مذهبي را پيش كشيده است درحاليكه اين ادعا ياوه اي بيش نيست و دژ جنگي او توسط مبارزين قروه فتح شد و اكنون كه متواري است و با نوشتن نامه به شهرها و روستاهاي استان كردستان استمداد مي‏كند كه چون او سني است اهل تشيع به او حمله كرده‏اند! هموطنان آگاه باشيد و فريب نيرنگهاي گوناگون دشمن را نخوريد. علامه احمد مفتي زاده در پيام خود ضمن اشاره به وقايع اخير كردستان بار ديگر تاكيد كرد كه مردم كردستان همراه برادران اهل تشيع خود در پيروزي انقلاب شكوهمند ايران جان بر كف تلاش خواهند كرد. (كيهان1/12/1357)

در این مجموعه می خوانیم :

علامه احمد مفتي زاده: گويش‏هاي محلي رسميت مي‏يابد(كيهان7/12/1357) ، علامه احمد مفتي زاده رهبر مذهبي سنندج: از حق خود مختاري كردها صرفنظر نمي‏كنيم.(كيهان8/12/1357) ، امور داخلي بايد به دست مردم كردستان داده شود. (اطلاعات12/12/1357) ، پشتيباني رهبر اهل تسنن از بازرگان(كيهان15/12/1357) ، علامه مفتي زاده رهبر مذهبي مردم سنندج: جمهوري اسلامي آزادي خلق‏ها را تأمين ميكند. (كيهان20/12/1357) ، خبرهاي خبرگزاري پارس (اطلاعات28/12/1357) ، اعلاميه آقاي مفتي زاده درباره ترك مخاصمه سنندج(اطلاعات28/12/1357) ، توافق نامه3 ماده‏اي در مورد دفاع كردستان(اطلاعات28/12/1357) ، مفتي زاده: مردم سنندج را ضد انقلابي نخوانيد(كيهان29/12/1357) ، پيام علامه مفتي زاده به آيت الله طالقاني:بخاطر ناداني عده‌اي سنگر جهاد را خالي نگذاريد. (اطلاعات20/1/1358) ، مفتي زاده: شوراي شهر سنندج قانوني نيست. (اطلاعات25/1/1358) ، پيام علامه مفتي زاده (كيهان26/1/1358) ، تخلف در انتخابات سنندج(آيندگان27/1/1358) ، علامه مفتي زاده: اعلام جهاد در سنندج را تكذيب مي‌كنم. (كيهان 28/1/1358) ، قبول انتخابات سنندج بهتر از تجديد آن است ـ مفتي زاده(آيندگان1/2/1358) ، علامه احمد مفتي زاده:از راههاي سياسي با تشنجات سنندج مقابله كنيد. (كيهان 18/2/1358) ، اطلاعیه علامه مفتی زاده . پاسخ علامه مفتي زاده به آيت الله روحاني (اطلاعات17/3/1358) ، مفتي‏زاده: من كانديداي رياست جمهوري نيستم (اطلاعات17/3/1358) ، دعوت مفتي زاده براي شركت در كنفرانس20 خرداد سنندج (اطلاعات18/3/1358) ، سخنراني علامه مفتي زاده در کرمانشاه (اطلاعات19/3/1358) ، سخنراني علامه مفتي زاده در کرمانشاه (کیهان19/3/1358) ، طرح خودمختاي بر اساس فلسفه و نظام اسلامي‏خواهد بود ـ مفتي زاده (آيندگان21/3/1358) ، آغاز به كاركنگره سنندج ، گفتگو با علامه مفتي زاده (آيندگان21/3/1358) ، پول نريخته ايم– مفتی زاده(آيندگان23/3/1358) ، قانون اساسي در اتاق دربسته (آيندگان23/3/1358) ، علامه مفتي زاده در مصاحبه اختصاصي با كيهان: هدف اقتصاد توحيدي از بين بردن فواصل طبقاتي است. (كيهان25/3/1358) ، علامه احمد مفتي‌زاده چهره مشخص كردستان در گفتگو با اطلاعات: جامعه توحيدي، بدون ملي كردن بانك‏ها و كارخانه‏ها تحقق نخواهد يافت. (اطلاعات27/3/1358) ، تلگرام علامه مفتي‌زاده به امام خميني (اطلاعات29/3/1358) ، مفتي زاده: ما چيزي بالاتر از خودمختاري مي‏خواهيم. (آيندگان3و10/4/1358) ، فاجعه مريوان30 كشته و 100 مجروح (اطلاعات31/4/1358) ، گفتگو با علامه مفتي زاده: با اجراي نظام مساوات اسلامي، نيازي به مبارزه افراطي نيست. (تهران مصور31/4/1358) پیام علامه مفتی زاده (كيهان30/5/1358) ، پیام مهم علامه مفتی زاده : توطئه کشتار مردم سنندج در نطفه خفه شد . (جمهوری اسلامی30/5/1358) ، هدف از تز مشهور همزيستي مسالمت آميز و اميرياليسم شرق و غرب غارت جهان و تحكم بر اراده ملتهاست. (جمهوري اسلامي18/6/1358) ، دعوت نامه رييس مجلس خبرگان از علامه احمد مفتي زاده (جمهوري اسلامي18/6/1358) ، مجالس يادبود ابوذر زمان در مدرسه مطهري و دانشگاه تهران (جمهوري اسلامي21/6/1358) ، هشدار و پيشنهاد (جمهوري اسلامي31/6/1358) ، علامه مفتي زاده طي پيامي خطاب به مردم سنندج اعلام كرد: از هر گونه راه‌پيمايي و اعتصاب و تحصن خودداري كنيد. (جمهوري اسلامي16/7/1358) ، پیام علامه مفتی زاده به مردم سنندج (کیهان16/7/1358) ، اظهارات علامه مفتي زاده(جمهوري اسلامي19/7/1358) ، راهپيمايي در سنندج (اطلاعات14/8/1358) ، علامه احمد مفتي‌زاده: جنگ كردستان را عراق به كردها تحميل كرده است. (كيهان14/8/1358) ، هيات ويژه دولت براي كردستان ، پيام مفتي زاده(اطلاعات17/11/1358) ،  مفتي كردستان:مسببان كشتار و تخريب، بايد مجازات شوند. (اطلاعات17/11/1358) ،  علامه مفتي‌زاده به سنندج باز مي‌گردد. (كيهان 6/6/1359)

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید …

حکم بازداشت امام یوسف قرضاوی صادر شد !

26 سپتامبر

امام یوسف قرضاوی در پی شکایت گروهی از فعالان و وکیلان شیعه از یوسف القرضاوی دادگاه قانونی دوحه پایتخت قطر حکم بازداشت او را صادر کرد به گزارش شیعه نیوز، گروهی از فعالان و وکیلان شیعه کیفرخواستی علیه یوسف القرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان به دادگاه قانونی دوحه پایتخت قطر ارائه کردند.  آنها اعلام کردند که قرضاوی شعله های فتنه میان سنیان و شیعیان را برانگیخته است.  این گروه از فعالان و وکیلان حقوقی به ریاست امین طاهر بدیوی از عربستان این کیفرخواست را به دادگاه قطر ارائه کردند که طی آن خواستار مجازات قرضاوی، لغو تابعیت قطری و اخراج او از قطر شدند.  در حالی که دادگاه از شیخ یوسف القرضاوی به علت سن زیاد او ( 81 سال) عذرخواهی کرد، حکم بازداشت او را نیز صادر کرد.  این گروه نامه ای نیز به شیخ حمد آل ثانی امیر قطر ارسال و اعتراض خود را به شیخ یوسف القرضاوی اعلام کردند که او از روی تعمد میان مسلمانان فتنه انگیزی می کند، چهره نادرستی از اسلام ارائه می دهد، به مسلمانان و مذاهب آنها تعرض می کند. از این رو خواستار طرد قرضاوی و باطل کردن تابعیت او شدند.  القرضاوی طی گفتگو با روزنامه مصری «المصری الیوم» شیعیان را بدعت‌گر نامید و مدعی تلاش آنها برای گسترش تشیع در بین اهل تسنن با توسل به منابع مالی و نیروهای تبلیغی شد.( منبع خبر : خبرگزاری مهر و سایت شیعه نیوز )

تارنمای ناجی کرد ضمن تاسف از این واقعه ی تفرقه برانگیز به شدت این حکم را محکوم کرده و نسبت به عواقب وخیم آن هشدار می دهد . امام یوسف قرضاوی (حفظه الله ) یکی از بزرگترین علمای اهل سنت بوده و توهین و یا بازداشت ایشان توهین به اهل سنت و هواخواهان ایشان خواهد بود . امیدواریم دولت قطر از اجرای این حکم عجیب منصرف شده و از به جوش آوردن عواطف و احساسات اهل سنت جلوگیری کند .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

نماز جمعه پمپ بنزین باباجانی جوانرود تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد!

26 سپتامبر

نمایی از مسجد تازه تاسیس پمپ بنزین در شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه اطلاعیه شورای مکتب قرآن کردستان

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم آزاده و مسلمان جوانرود ! سلام علیکم

همانگونه که به عنوان یک مسلمان اطلاع دارید از مهم ترین وظایف هر فرد مومن مسلمان ، ادای فریضه ی دعوت و امر به معروف و نهی از منکر می باشد . در جامعه ای که شیطان و اعوان و انصار وی با توسل به شگردها  و روش های مختلف ، به عنوان دشمن قسم خورده ی انسان، سعی در اغوا و فریب وی دارند و به هر نحو ممکن زمینه های انحراف وی را از « صراط مستقیم » الهی فراهم می نمایند ، به نظر می رسد که قیام و اهتمام به ادای این وظیفه ی شرعی و دینی ، به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار می شود . چنانچه قرآن مجید خطاب به مسلمانان ، در همه ی اعصار و زمان ها ، خبر و دستور می دهد که : « وَلِتَکُن مِنکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلي الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ   » ترجمه : « باید از میان شما گروهی باشند که ( تربیت لازم را ببینند و قرآن و سنت و احکام شریعت را بیاموزند و مردمان را ) دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند ، و آنان خود رستگارند . »

لذا ما مسلمانان و همراهان مکـتب قرآن کردستان در شهرستان جـوانرود، با تأسی از این آیه ی مبارک و با درک و فهم و اهمیت این امر در دنیای پر از توطئه و مکرعلیه مسلمانان و اهل سنت ایران ، طی سالیان متـمادی ، کمر به انجام صادقانه و توأم با حکمت این فریضه ی الهی بسته و وظیفه ی دینی خود را در قبال همه ی مسلمانان منطقه ، با دعوت به دین رحمت و اخوت ، یعنی اسلام ، در حد توان به انجام رسانیده ایم و در این مسیر عهد خود را با پروردگار یکتا فراموش ننموده و به عنوان حاملان و مبلغان امانت الهی ، این امانت یعنی دین وی را در کمال صداقت تبلیغ و ترویج نموده ایم .البته در طی این مسیر طولانی دعوت دینی ، رنج ها و مشقات و ناهمواری های مستمر و متعددی را که از سوی دشمنان و گاهاً برخی دوستان نا آگاه ، با شکیبایی و بردباری تحمل نموده ایم . و همیشه با در نظرداشتن و باور به حدیث شریف نبوی « من اصبح و لم یهتمّ بامور المسلمین ، فلیس بمسلم » ترجمه : « هرکس شب را به روز برساند و به رتق و فتق مشکلات و مسائل مسلمانان اهتمام نورزد ، مسلمان نیست » ، در جهت اصلاح جامعه و رفع ستم های ملی و مذهبی و طبقاتی ، گام برداشته ایم . صد البته در طی این مسیر دشوار ، همراهی و همدلی با سایر افراد و جریانات دلسوز ملت و اهل سنت را از یاد نبرده ایم .  

همانگونه که مستحضر هستید از دو سال پیش نماز جمعه ی پمپ بنزین باباجانی با همت و احسان مردم غیور و دیندار منطقه راه اندازی شده و به صورت مرتب با امامت دو تن از علمای دلسوز و متعهد ، آقایان ماموستا ملا حسین حسینی و ماموستا ملا سیف الله حسینی ، به عنوان عمل به تکلیف شرعی و ادای فریضه ی دینی برگذار شده است .   

لازم به یادآوری است که فتوای بسیاری از علمای دلسوز و متعهد از جمله استاد مرحوم ماموستا ملا مجید دولت آبادی نیز پشتوانه ی این ادای تکلیف شرعی و دینی بوده است . همچنین قانونی بودن آن با توجه به اصل دوازده قانون اساسی ، بر همگان روشن و واضح است .  

 اما با کمال تاسف به مانند همیشه ی تاریخ ، این تجمع دینی برای ادای فریضه ی الهی نماز جمعه ، با ذوق و سلیقه ی فردی افرادی تنگ نظر و نابلد از دین ، سازگار نبوده و ازهمان ابتدا مشکلات فراوانی را برای برگذارکنندگان آن ایجاد نمودند . به عناوین مختلف و بهانه های واهی علیه آن موضع گیری نمودند . تا جایی که به جهت ایجاد فشار روانی و تفرقه میان مسلمانان جوانرود و حتی ایجاد درگیری و نزاع قومی و خانوادگی ، اقدام به تعطیل نمودن پمپ بنزین مالک زمین مسجد نموده و موجبات نارضایتی وی را فراهم آوردند . بنابراین به جهت دفع فتنه و جلوگیری از ایجاد کدورت و نفرت و کینه میان دوستان و آشنایان و حتی خویشاوندان و به جهت پیشگیری از فتنه و آشوب ، بدینوسیله به شما مردم غیور و فهیم اعلام می شود که تا اطلاع ثانوی نماز جمعه پمپ بنزین ، برگذار نخواهد شد . سعادت و سرافرازی شما ملت مسلمان را از خداوند منّان خواستاریم .  

از طرف شورای مکتب قرآن کردستان (جوانرود) :  

2/7/1387
محمود یوسفی

عقاید کلامی امام شافعی (رحمه الله)

14 سپتامبر

عقايى كلامي امام شافعي چند سایت(به اصطلاح) سلفي  که به واقع هیچ نسبتی با سلف صالح و اهل سنت و جماعت ندارند شبهه ای ایجاد کرده اند مبنی بر این که امام شافعی به شدت با علم کلام مخالف بوده و آن را مذموم پنداشته است و صد البته در این رابطه مستنداتی نیز ارائه کرده اند اما غافل از این که در تفسیر و تعبیر آن ها به خطا رفته و دچار اشتباهی مهلک شده اند که در ادامه بررسی خواهد شد و نه تنها خود را به وادی گمراهی کشانده اند بلکه دیده می شود که دیگران را نیز به وادی ضلالت کشانده اند و جالب این جاست که تنها حق مطلق را خود تصور کرده و برای دیگران هیچ امتیازی قائل نیستند . نکته ی جالب تر در این گونه سایت ها این است که با وجود مطالب بسیار زیاد ( ورای تفرقه اندازی و فتنه انگیزی اظهر من الشمس شان ) از مطالب بزرگان اهل سنت استفاده می کنند که صد البته با تفسیر به رای های غلط و اشتباه آمیخته است .

نکته دیگری که در این سایت ها نظر هر بازدیدکننده ای را به خود جلب می کند عدم فیلتر شدن این سایت ها است . نیک می دانیم که سایت های اهل سنت که حتی مطالب خلاف وحدت و خلاف شرع در آنان وجود نداشته باشد ( یا بسیار انگشت شمار باشد ، البته منظور از مطالب خلاف وحدت و خلاف شرع آن دسته از مطالبی است که به زعم مسئولین فیلترینگ ، خلاف وحدت و … تشخیص داده می شود چون اکثر سایت های اهل سنت با سابقه و معتبر از این اتهامات بری هستند ) تنها به جرم اهل سنت بودن مرتبا فیلتر می شوند اما این گونه سایت ها نه تنها فیلتر نمی شوند  بلکه تبلیغات گسترده ای را هم به راه انداخته اند و به نظر می رسد بودجه ی هنگفتی صرف به راه انداختن این گونه سایت ها می شود . علی ای حال اگر از مبحث اصلی خود خارج نشویم باید بگوییم که به خلاف زعم این سایت ها ، امام شافعی (رحمه الله) دارای عقاید کلامی بسیار زیادی بوده اند که بسیار شبیه به نظرات امام اشعری (رحمه الله) می باشد که در ادامه شباهت آن را نیز بررسی خواهیم کرد .

اما این سایت ها بسیار ناشیانه و سخیفانه ، مکتب اشاعره را نیز مورد تاخت و تاز خود قرار داده و جسورانه آن را از اهل سنت نمی دانند و عدم ترس از الله تعالی آن ها را به تحریف و تغییر و حتی ورای آن هم کشانده است . ( از جمله تحریفات آن ها در رابطه با استدلالات کاک احمد در رابطه با احادیث است . در این گونه سایت ها چنین می خوانیم : «(توسط حرکت کاک احمد) حدیث نفی می شود » که لازم است به این دانشمندان عرض شود که کسی که منکر احادیث شود بدون هیچ شکی کافر است (به شهادت قرآن و بنا به اجماع تمام علمای سلف و عصر حاضر) و لیکن قانونمند کردن پذیرش احادیث توسط کاک احمد (رحمه الله) چگونه مستوجب تکفیر است ؟آیا در این قانون حدیثی نفی شده است؟ آیا احادیث مترود شده اند؟ اگر این قانونمند کردن پذیرش احادیث نفی حدیث شمرده می شود این عقیده ی گمراه شماست ولیکن از دیدگاه علمای سلف هیچ گاه چنین نیست . چنان گستاخ شده اید که از خدای بزرگ نمی ترسید و بی واهمه تهمت می زنید؟ و پناه بر خدا از این گمراهی آشکار.  بحث در این رابطه بسیار زیاد است که ان شا الله در پست های بعدی بدان اشاره خواهیم کرد ).

 در قسمتی از مطالب این سایت ها چنین می خوانیم : « اهل سنت اشعری نیستند چون اشعری همچون باقی فرق دیگر یک فرقه کلامی است اما نزدیکترین فرقه به اهل سنت می باشد و اهل کلام مورد نکوهش و سرزنش رهبران و بزرگان اهل سنت واقع شده اند » لذا برای تنویر افکار مسلمانان از این گمراهی آشکار و یاوه گویی بی سر وته لازم دیدیم تا مطالبی را در رد گفتار و سخنان این گونه سایت ها ( که به زعم خود داخل در مکتب اهل سنت قرار دارند !) در تارنمای ناجی کرد قرار دهیم . این مطلب جوابیه نیست ( چون آن ها را لایق آن نمی دانیم که برایشان جوابیه صادر کنیم) و صرفا یک مطلب علمی همراه با ادله و شواهد و قراین و مستندات مستدل و تاریخی است . در ضمن این مطلب توسط تارنمای ناجی کرد تهیه و تایپ شده است و تمام مسئولیت آن بر عهده ی تارنما می باشد نه بر عهده ی کس دیگر . ( قابل توجه این گونه سایت ها که خیلی دوست دارند نامه ها و مطالب دیگران را به یک حرکت نسبت دهند ). در این پست می خوانیم : « امام شافعی در چه شرایطی علم کلام را منفور می داند؟ » ، « دلایل حضور امام شافعی در مباحث کلامی » ، «اطلاع کامل امام شافعی از علم کلام  » ، « موارد استعمال علم کلام از دیدگاه امام شافعی » ، « عقاید کلامی امام شافعی » ، « یکی از دلایل وجود خدا در نظر امام شافعی » ، « دلیل یگانگی خدا در نظر امام شافعی » ، « دلیل نبوت پیامبر (ص) از دیدگاه امام شافعی » ، « نظر متعادل امام شافعی در مساله جبر و اختیار » ، « نظر امام شافعی درباره ی کلام خدا » ، « نظر امام شافعی درباره ی رویت خدا در بهشت » ، « نظر امام شافعی درباره ی ایمان » ، « نظر امام شافعی درباره ی امامت » ، « نظر امام شافعی درباره برخی امور نامرئی » ، اعتقاد امام شافعی درباره ی مسایلی مربوط به برزخ و وصول ثواب به اموات » .

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

جهاد تنها جنگ تدافعی نیست

11 سپتامبر

شهید سید قطب (رحمه الله)

یگانه نکته ای که از طبیعت دین اسلام دانسته می شود این است که کسی که ماهیت و طبیعت این دین را درک کند حتما و قطعا شیوه ی آزادیبخش آن را نیز تحت عنوان جهاد با شمشیر در کنار جهاد با بیان شناخته و می داند که این جهاد ، حرکت تدافعی که به مفهوم ضیق که امروز در اصطلاح (جنگ تدافعی) دانسته می شود  نیست . چنان چه کسانی که در مقابل فشار واقعی امروز در برابر جبر قرنِ حاضر و تهاجم مستشرقین (شرق شناسان) مکار شکست خورده اند اراده دارند که حرکت جهاد در اسلام را حرکتی تدافعی ترسیم نمایند . غافل از این که جهاد ، حرکت مستمر و دائمی است که با واقع بینی درست در زمان های مختلف با وقائع و حوادث و مسائل بشری مواجهه گشته است .

بنا ، قسمی تصور می شود که در مقابل دشمن ، گاهی از استراتیژیکی به پلان تبدیل می شود و هرگاه چاره ای جز این که حرکت جهادی اسلام را حرکت تدافعی نامگذاری نماییم نباشد . فلهذا ناگزیرا مفهوم کلمه ی دفاع را تغییر می دهیم و آن را دفاع از انسان (خود انسان) علی الرغم تمام عواملی که آزادی آن را مقید و معلق ساخته ، اعتبار می نماییم … اما تکاپو به خاطر موجه دادن جهاد اسلامی به بواعث و انگیزه های دفاعی و ارائه ی سندها به مفهوم ضیقی که برای جنگ تدافعی در مفهوم امروزی آمده به این که مثلا در صدر اسلام نیز تنها از وطن اسلامی و به خاطر دفاع از آن بود که این در عرف بعضی شان جزیره العرب است ، که البته این تکاپو و تلاشی است که از کم درکی شان از طبیعت این دین و نقش آن در قبال دشواری های مسائل زندگی در جهان ناشی شده است .

چنان چه در جهاد اسلامی در مقابل فشار واقعی امروزی و در برابر هجوم شرق شناسان عصر حاضر (متخصص در امور شرق) شکست سختی خورده و عقب نشسته ایم و حالت دفاعی به خود گرفته ایم . بدین جهت که سرشت آئین خود را نمی شناسیم و به زعم خود بدین ترتیب از آن دفاع کرده ایم . شما مشاهده می فرمایید که اگر حضرات ابوبکر (رض) و عمر (رض) و عثمان (رض) هرگاه به دشمنان رومی و فارس پیرامون جزیره العرب امنیت می دادند و بر آنان حمله نمی کردند آیا در آن وقت از دفع موانع انتشار دعوت اسلامی به سراسر زمین به جا می نشستند ؟! چگونه می توان این کوشش ها را دفاع نامید ؟! و آن ها چگونه موانع این توسعه را دفع می کردند ؟! حال آن که این موانع مادی از طرف تشکیلات سیاسی دولت و تشکیلات اجتماعی ، نژادی و طبقاتی و آن دیگر ایادی که مانند دولت از قدرت مادی نیز کار می گرفتند ، جلو دعوت قرار داشتند؟!

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

ادامهٔ نوشته

اسلام از ديدگاه سران ماركسيست و پاسخ به آن ها

10 سپتامبر

پاسخ شبهات بی خدایان یکی از گرفتاریهای بزرگ ما اینست که همه چیز را می‌خواهیم از دیگران اقتباس کنیم و «اندیشة قائم بذات» نداریم، بدتر از همه اینکه گاهی آنچه را که در میان ما موجود است و ما، در میان آن بسر می‌بریم نیز می‌خواهیم از بیگانگان بیاموزیم.  از آن جمله والاترین نعمت‌های خداوند یعنی «اسلام» است که گویی در انتظاریم تا فلان شرق‌شناس غربی یا اسلام‌شناس روسی: دربارة آن‌چه می‌گوید و چه ارمغان تازه‌ای برای ما می‌اورد؟! غافل از آنکه «اسلام‌شناسی غربی» گرفتار توطئه‌های مختلفی است، و همیشه از اخلاص فکری و حسن نیّت علمی برخوردار نیست، اگر چنین پنداریم که همة شرق‌شناسان آمریکایی و اروپایی، قربة الی‌الله در اسلام به تحقیق برخاسته‌اند و اغراض سیاسی و تبلیغاتی و استعماری ایشان را کاملاً آزاد گذاشته، دچار خوش‌باوری و ساده‌دلی شده‌ایم به ویژه که «دم خروسی»! هم در آثار حضرات نمایان باشد و نشانه‌های غرض‌ورزی و سم‌پاشی را در لابلای سخنان ایشان نیز ملاحظه کنیم.

این گرفتاری زمانی شدت پیدا می‌کند که دیده شود کسانیکه اساساً بدنبال شناخت اسلام نرفته‌اند و آگاهی آنها در این باره کمتر از اطلاع یک دانش‌پژوه مبتدی در مورد اسلام است سخنانشان با آب و تاب ترجمه می‌شود، و بعنوان اینکه دار و دستة مزبور، در مسائل ریاضی یا اقتصادی یا فلسفی در دنیا صاحب‌نظر شناخته شده‌اند و معروفیتی کسب کرده‌اند، از قضاوتشان دربارة اسلام نیز استقبال می‌کنند! در اینجا جز روشن کردن بی‌اطلاعی و بیگانگی این عده نسبت به معارف عمیق اسلامی چاره نیست، هر چند مدافعان و طرفداران متعصب را ناخوش‌ آید . در این پست می خوانیم : «اسلام از نظر برتر اندراسل» ، « اسلام از دیدگاه فروید » ، « اسلام و مارکسیسم » و پاسخ به یک پرسش در رابطه با علل انتقاد به ادیان توسط مادیگرایان .

ادامه مطلب را مشاهده کنید

چه کسانی متن توافقنامه را امضا کرده اند؟

7 سپتامبر

پيرو مطلبي که در تارنماي ناجي کرد مبني بر «توافقنامه» قرار گرفت عده ي کثيري از دوستان خواستار آن شدند تا تارنما اسامي کساني که اين توافقنامه را امضا کرده اند را اعلام کند . بنا به تحقيقات اوليه از افراد امين و مورد اعتماد نتايج زير به دست آمد : از افراد طيف مخالفين کاکه حسن اميني کساني که متن توافق نامه را امضا کردند عبارتند از:

کاک سعدی قریشی کاک عزیز امینی کاک عمر شاپری

(به ترتیب در تصاویر) کاکه سعدی قریشی ، کاکه عزیز امینی ، کاکه عمر شاپری و هم چنین کاکه عمر عبدالعزیزی و کاکه اقبال الله مرادی ( از دو برادر اخیر تصویری در دسترس تارنما نیست)

البته 3 نفر آخر آن زمان به عنوان هيئت صلح فعاليت ميکردند. نکته جالب آنکه جلسه ي بعد از آن را به عنوان جلسه آشتي برگزار کرده و اقدام به پخش شيريني در بين افراد حاضر در جلسه کردند . متن امضاء شده ي توافق نامه فقط در يک نسخه تهيه شده( بنا به اصرار آن برادران ) و در دست آنها ميباشد. و اما در مورد ثقه به اين مطلب ، بيان يک نکته را لازم مي دانم که ما افرادي را مي شناسيم که حاضرند اظهارات فوق را با قسم به قرآن تاييد کنند. ليکن مايليم که هر کدام از 5 نفر بالا با قسم به قرآن بگويند که چنين چيزي اتفاق نيفتاده و آن ها متني را با نام توافقنامه امضا نکرده اند . الباقي را بسپاريم به خدا و روز حساب در ضمن برادران مکتب قرآن کردستان در مورد صحت ادعايشان در مورد امضاي برادران فوق حاضر به مباهله با تکذيب کنندگان ميباشند

لازم به ذکر است که نمايندگان دو جمع به تعداد مساوي که مشتمل بر هفتاد نفر از سرشناسان و افراد با سابقه از هر دو جمع بودند در منزل کاک احمد براي مذاکره و بحث گرد هم آمدند و سرانجام اين جمع مطلبي با نام توافقنامه را تدوين کرده و ذيل آن را تعداد مساوي از دو جمع امضا کردند . ناگفته نماند که تحقيقات در اين زمينه ادامه خواهد يافت تا بتوانيم اسامي افراد بيش تري که اين توافقنامه را امضا کرده اند را در تارنماي ناجي کرد قرار دهيم .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ابطال فلسفه ی بقای حضرت مسیح علیه السلام

4 سپتامبر

شهید ملا محمد ربیعی (رحمه الله علیه) قرآن کریم سند اعتقادی ما مسلمین است و قویترین سند ، که محتوای آنرا مَنْطُوقاً و مَفْهُوماً صد در صد می پذیریم اگر چه از حوزه ی علم و عقل ما خارج باشد .و اما احادیث و روایات را با میزان قرآن می سنجیم در صورتی که مخالف قرآن نباشد آن را بررسی می کنیم اگر مسلم گشت می پذیریم و گر نه در ردّ آن گناهی نمی بینیم . و اگر مخالف نصّ صریح قرآن باشد صد در صد مردود و بی اعتبار است :«ما خالَفَ كِتابَ اللهِ فَرُدُّوهُ » :( هر چه مخالف کتاب خدا است نپذیرید . )  « حدیث شریف رَواهُ الْاَمامُ جَعْفَرُ ابْنُ مُحَمَّدٍ الصّادِقُ » خلاصه آنچه مسلم است قابل انکار نیست هر چند ماورای طبیعت باشد و آنچه مسلم نیست قابل قبول نیست گر چه در علم و عقل روا باشد زیرا مسائلی هست که عقل و علم بشر بدانها نمی رسد و در عین حال واقعیت دارند و مسلم اند و مسائلی دیگر که واقعیت ندارند اگر چه در علم و عقل هم محال نباشند معذلک حقیقت این است که نیستند ، نفی واقعیت های مسلّمه ی قرآنی – أَلْعِیاذُ بِالله- تکذیب خدای تعالی است و قائل شدن به غیر واقع از قول خدای تعالی  – أَلْعِیاذُ بِالله- افترا بر او « جَلَّ جَلالُهُ » می باشد . زادن حضرت مسیح را از مریم باکره قبول داریم که گفته ی قرآن است چنانکه آفرینش آدم را از خاک :

(( إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ  )):

( همانا مثل آفرینش عیسی ، در خارق العاده بودن به امر خدا آفرینش آدم است که او را از خاک بساخت سپس به آن جسد خاکی گفت « بشری در حد کمال باش » همان دم چنان گردید . )   « آل عمران : 59 »

زنده ماندن او را ، به طوری که در روایات است ، نمی پذیریم چه مخالف نصّ قرآن است و واقعیت ندارد .

برای این که یک طرفه قضاوت نکرده باشیم ابتدا دلایل قائلین به جاوید ماندن حضرت مسیح را بیان می داریم سپس به ذکر دلایل خود می پردازیم و آنگاه قضاوت این قضیه را به پژوهندگان بصیر در اسلام و قرآن اِحاله می نماییم :

« قضیه ی بقای حضرت عیسی مسیح (ع) »

فرض : حضرت عیسی زنده است نه کشته شده و نه به دار آویخته شده .

حکم : حضرت عیسی نه مرده است و هم اکنون در آسمان چهارم به سر می برد و در آخرالزمان نزول خواهد کرد و همه ی اهل کتاب به او ایمان خواهند آورد و خود او به شریعت اسلام و سنّت حضرت محمّد حکم می کند و دین اسلام را رواج می دهد و یهود درباره ی کشتن و به دار آویختن دروغ می گویند .

برهان 1 :

(( وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا ٱلْمَسِيحَ عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبهَ لَهُمْ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ منْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ ٱتبَاعَ ٱلظَّن وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً * بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً * )) :

( ما بر یهود غضب گرفتیم به سبب جنایات بزرگشان از جمله قولشان به این که « ما کشتیم مسیح عیسی پسر مریم را که رسول خدا است » در حالی که او را نکشتند و به دار نیاویختند امّا دچار اشتباه شدند « دیگری را به جای او مصلوب نمودند » و همانا کسانی که مدّعی کشتن او بودند دچار شک و تردید شدند زیرا جز پیروی از گمان خود در این مورد علمی نداشتند که حتماً او را کشته باشند ، لکن ما به طور یقین می گوئیم « حتماً او را نکشته اند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برده است و پیوسته خدا مقتدر و فرزانه بوده و هست ) .   « نساء : 158-157 »

پس محقق شد که او در آسمان است .

برهان 2 :

(( وَإِن منْ أَهْلِ ٱلْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ )):

( و نیست کسی از اهل کتاب مگر به او ایمان می آورد پیش از مردنش ) .    « نساء : 159 »

پس باید زنده باشد تا همه ی اهل کتاب قبل از فوت به او ایمان بیاورند .

برهان 3 : روایات عدیده ای که فلسفه ی بقاء و برنامه های بعد از نزول او را شرح می دهند که به مختصری از آنها اشاره می کنیم :

خدای تعالی او را در دنیا و آخرت گرامی داشته است بدین سبب او را از مصلوب گردانیدن رهانید و به رفعت و علوّ مکان در آسمان رسانید :

(( وَجِيهاً فِي ٱلدُّنْيَا وَٱلآخِرَةِ وَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ )) :

( در دنیا و آخرت آبرومند و گرامی و از نزدیکان درگاه خدا است ) .   « آل عمران : 45 »

2- خدای تعالی او را زنده نگه داشته است تا در آخرالزّمان به زمین فرود آید و دجّال لعین را به قتل برساند .

3- تمام مردم سرزمین به او ایمان بیاورند و بساط کفر برچیده شود و شریعت حضرت محمّد را به طور کامل اجراء نماید چه حضرت مسیح به شریعت حضرت محمّد که آخرین شریعت الهی است حکم می کند و پس از مدت هفت الی ده سال دنیا از بین خواهد رفت زیرا خروج دجّال و نزول عیسی مقدّمه ی قیام ساعت « زلزله ی پایان دنیا » می باشند .

با اشاره به حکمت بقاء و انجام مأموریتهای حضرت مسیح به قضیه ی مربوطه پایان می دهیم و عکس قضیه را مطرح می کنیم :

« قضیه ی وفات مسیح (ع) »

فرض : حضرت عیسی مرده است .

حکم : حضرت عیسی مسیح مرده است چه او یک بشر است از مادر زائیده و طعام خورده و مراحل تکاملی عمر را پیموده و سرانجام همانند سایر افراد بشر مرده است .

برهان :

خدای تعالی به هیچ انسانی عمر جاوید نداده و هر انسانی مراحل تکاملی « طُفُولِیَّتْ تا شَیْخُوخَةْ » . به هر حال می میرد ، چنان که نفس کشیدن و خوردن و آشامیدن و خوابیدن و رشد کردن از ضروریات او است « مرگ دِسِر ضروری طعام است » هر کس طعام خورده باشد ضَرُرَةً و وُجُوباً شربت مرگ را نیز می نوشد ، خدای تعالی که حکیم عَلَی الْاِطْلاقْ است ، به مقتضای حکمت و بر وفق نظام تکاملی طبیعت عمر هر نوع از جانداران را در محدوده ای خاص قرار داده است ، اغلب انسانها در بین چهل الی شصت سال و برخی در بین شصت الی هشتاد و عده ای بسیار کم در محدوده ی صد ساله می میرند ، ندرةً آحادی هم از صد سال تجاوز می کنند و آنگاه دنیا را وداع می گویند ، حضرت عیسی علیه السلام  نیز مشمول این قانون است هرچند مرده را به اذن خدا زنده میکرده و از مقرّبان پیشگاه خداوند بوده است ، چه همه انبیاء – عَلَیْهِمُ السَّلامْ – در کسوت جسمانی بوده و طعام خورده و سایر مراحل طبیعی حیات را همانند دیگر انسانها طی کرده و مرده اند :

ادامه مطلب را مطالعه کنید …

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

مفهوم عدالت صحابه

2 سپتامبر

مفهوم عدالت صحابه موضوع عدالت صحابه از موضوعات مهمی است که بر هر مسلمانی واجب است که به درستی آن را بداند . حقیقتاً من در نوشتن یا بحث از این موضوع به دلیل حساسیت و اهمیت بیش از حدش تردید بسیار داشتم ، اما آنچه که مرا به نوشتن واداشت ، سخنانی بود که از افراد جاهل و هواپرستی که خود را به علم منتسب می کنند اما علم از آنها بری است شنیدم و خواندم ، سخنان و کلماتی از آنها در حق صحابه و مشاجراتشان شنیدم که حکم خدا نیست ، از شبهاتی استفاده می کنند و بر آن اصرار می ورزند ، و روایات ضعیف و ساقط و جعلی و دروغین و واهی را به کار می برند که سست تر از تارهای عنکبوت است ، فوراً آنها را از کتابهای ادبیات و تاریخ و داستانهای شبچره و کتب جعلی و ضعیف می گیرند و جمع آوری می کنند…

دلایلی از کتاب و سنت بر تعدیل صحابه همدیگر را یاری کرده اند به نحوی که برای فرد شکاک ، شکی در تحقیق تعدیل آنها باقی نمی گذارد ، هر حدیثی که در بین راوی آن و بین پیامبر صلی الله علیه وسلم سند متصلی هست ، عمل به آن لازم نیست مگر بعد از اینکه عدالت رجال آن حدیث ثابت شود ، و نظر در احوال آنان واجب است بجز صحابی که حدیث را از پیامبر صلی الله علیه وسلم گرفته است ، چون عدالت صحابه با تعدیل خداوند و خبر دادن از پاکی آنها و بر گزیدنشان با نص قرآن کریمی که به هیچ شکلی باطل در آن وارد نمی شود ، ثابت و معلوم است ، از جمله :

1.این آیه که می فرماید :

 { وکذلک جعلناکم أمّة وسطاً لتکونوا شهداءَ علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً }  [ بقره / 143]

یعنی:« و اینچنین شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد».

وجه استدلال به این آیه ، این است که : کلمه « وسطاً» به معنی عادل و نیکو است ، و به خاطر اینکه مخاطبین این آیه به طور مستقیم صحابه هستند . تفسیر طبری (2/7) ، الجامع لأحکام القرآن (2/153)، تفسیر ابن کثیر (1/335).

و بعضی از اهل علم ذکر کرده اند که اگر چه لفظ عام است ولی مراد از آن خصوص است ، و قولی گفته است : که آیه درحق صحابه نازل شده است نه غیر از آنان . الکفایة خطیب (ص 64 ). بنابراین آیه گویای عدالت صحابه رضی الله عنهم است قبل از کسان دیگری از این امت که بعد از آنان آمدند .

2 . آیه :{کنتم خیر أمّة أُخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون علی المنکر و توءمنون بالله} [ آل عمران / 110]

یعنی:« شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شدید که به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید».

وجه استدلال : این آیه خوب بودن مطلق این امت را بر سایر امت های پیشین را ثابت کرده است ، و اولین کسانی که در این خوبی ، مخاطب این آیه هستند به طور مستقیم و در حین نزول ، صحابه گرامی هستند ، و این استقامت آنها را که خداوند آنها را به بهترین امت توصیف کند ولی اهل عدل و استقامت نباشند ، مگر بهتر بودن غیر از این است ، همانطور که جایز نیست که خداوند اعلام کند که آنها را امتی (وسط) یعنی عادل قرار داده است ، ولی آنها جز این باشند .  _الموافقات شاطبی (4/40-41) …

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در احادیث بسیاری آنها را توصیف کرده و در تنظیم آنها تفصیل داده است و با تعدیل آنها به زیبایی آنها را ستوده است ، از جمله این احادیث :

1- حدیثی که شیخین در صحیحشان « بخاری » (1/31) و مسلم (3/136) از حدیث ابوبکرة روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : ( ….. ألا لیبغ الشاهد منکم الغائب) . یعنی ( آگاه باشید کسانی که از شما حاضر هستید به کسانی که غایب هستند برسانند ).

کیفیت استدلال : این سخن را پیامبر صلی الله علیه وسلمدر بزرگترین جمع صحابه در حجة الوداع بیان داشتند ، و از جمله بزرگترین ادله ثبوت عدالت آنهاست ، وقتی که از آنها خواست آنچه را که از او شنیده اند به کسانی که در آن جمع حضور ندارند برسانند بدون اینکه یک نفر از آنان را استثنا کند .

2 – شیخین در صحیحین «بخاری» (2/287-288) و مسلم (4/1964) از حدیث عمران بن حصین رضی الله عنهم روایت کرده اند که گفت : پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (خیر أمتی قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم ) یعنی : بهترین امت من قرن من است آنگاه کسانی که به دنبال آنها می آیند و آنگاه آنهایی که به دنبال آنها می آیند ) .

کیفیت دلالت : وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به خیر بودن مطلق آنها گواهی می دهد می توانیم بگوییم که صحابه به طور مطلق عادل هستند .

، بنابراین تمام صحابه با تعدیل و ثنای آنها توسط خدا و رسولش عادل هستند ، و دیگر احتیاجی به تعدیل هیچ کس دیگری نیست …

اهل سنت و جماعت بر اینکه تمام صحابه بلا استثنا عادل هستند اجماع کرده اند و در بین آنها فرقی قائل نشده اند و نسبت به آنها حسن ظن دارند با نظر به اینکه خداوند با دادن افتخارهم صحبتی با پیامبرصلی الله علیه وسلم  ، آنها را گرامی داشته است و نیز به خاطر مفاخر آشکاری که داشتند از جمله یاری دادن پیامبرصلی الله علیه وسلم و هجرت با او و جهاد در حضور ایشان و محافظت از امر دین و به پا داشتن حدود آن . بنابراین شهادت و روایاتشان مقبول است بدون تکلف در مورد اسباب عدالتشان به اجماع کسی که قولش معتبر  است .

اجماع بر عدالتشان از جمع کثیری از علما نقل شده است

در تمام این نقلهای مبارک برای اجماع آن ائمه ، بیان واضح و دلیل قاطعی هست بر اینکه ثبوت عدالت صحابه به طور عام ، امری است قطعی و مسلم ، پس  بعد از تعدیل خدا و رسولش و اجماع امت بر آن برای کسی شک و تردیدی باقی نمی ماند.

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه کنید