مدح ابوبکر -رض- در کتاب الله و روایات

11 مهٔ

بخش اول : کتاب الله

اگر به طور كلّى بخواهيم فضايل و مناقب خلفا را در قرآن را بررسى كنيم هر چهار خليفه پیامبر (صلی الله علیه و سلم): أبوبكر، عمر، عثمان و على – رضى اللّه عنهم اجمعين – از مهاجرين و سابقين نخستين بوده‏اند كه در مكّه – در همان اوايل دعوت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) – به او ايمان آوردند و او را در تمام مراحل دعوت و تبليغ، يارى و همراهى نمودند، و در بينشان كسانى بودند كه تمام مال و ثروت خود را در راه دعوتش صرف نمودند.. أبوبكر (رضي الله عنه) كسى بود كه بلافاصله با شنيدن سخنان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) ايمان آورد و در همان روزها، شش نفر به واسطه او ايمان آوردند.. همو بود كه بردگانى همچون بلال حبشى را از   مالكانشان مى‏خريد و آزاد مى‏كرد[1].

مهاجرين و انصار، به طور صريح و بدون هيچ شبهه و ترديدى در جاهاى زيادى از قرآن كريم، مورد تكريم و بزرگداشت خداوند قرار گرفته‏اند. [2]. امّا گذشته از آن، آيات ديگرى هستند كه در شأن آنها به طور خصوص نازل گشته است كه ما در اينجا به چند مورد از آنها استناد مى‏كنيم:  

– زمانى كه أبوبكر (رضي الله عنه)، هفت برده مسلمان – از جمله بلال – را از صاحبان مشركشان خريدارى كرد، مشركين گفتند: أبوبكر براى اين بلال را خريد تا بلال صاحب فرزندان شود و همگى آنها را به خدمت و بردگى خود برگيرد! كه خداوند اين آيات را در حقّش نازل فرمود:[3]

« وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَکَّى وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِعْمَةٍ تُجْزَى إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلَى‏  » [4] « و پرهيزگارترين (انسانها) از آن (آتش هولناك) به دور داشته خواهند شد؛ آن كس كه مال و دارايى خود را (در راه خدا) مى‏دهد تا خويشتن را پاكيزه بدارد. هيچ كس بر او حقّ نعمتى ندارد تا (بدين وسيله به نعمتش پاسخ گويد و از سويش، آن) نعمت جزا داده شود، بلكه تنها هدف او جلب رضاى پروردگار بزرگوار و بلندمرتبه‏اش مى‏باشد»

زمانى كه أبوبكر ايمان آورد، عثمان، عبدالرحمن‏بن‏عوف، طلحه، سعيدبن‏زيد، زبيربن‏عوام و سعدبن‏أبى وقاص، نيز نزد او رفتند و پس از اينكه سخنان نيك أبوبكر (رضي الله عنه) را شنيدند، ايمان آوردند[5]، كه اين آيات نازل شدند:[6].

« وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ »[7]. « و پيروى كن كسى را كه به سوى من بازگشته است »

« فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » [8]. « پس بندگان مرا بشارت ده همان کسانى که سخنان را مى شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند »

يا زمانى كه أبوبكر (رضي الله عنه) همراه با پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، از مكّه به مدينه – دو نفرى – هجرت كردند و چون كفّار مكّه آنها را تعقيب مى‏كردند، به غارى – به نام ثور – پناه بردند[9]..مشركين تا درِ غار آمدند كه همان موقع أبوبكر (رضي الله عنه) غمناك مى‏شود كه نكند وارد شوند و به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) آسيب برسانند كه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در آن لحظه به رفيقش مى‏گويد: «غم مخور! خدا با ماست!».. و اين آيات نازل شدند :

 « إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ کَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَتَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَکِينَتَهُ عَلَيْهِ » [10]. « اگر شما (مسلمانان)، او (يعنى پيامبر) را يارى نكنيد، خدا (هميشه) يارى‏اش كرده، زمانى كه    كافران او را (از مكّه) بيرون راندند، در حالى كه دومين نفر (يعنى أبوبكر) همراهش بود، و هر دو در غار بودند، زمانى كه (پيامبر) به رفيق و همدمش مى‏گفت: ناراحت نباش! خدا با ماست! و خدا آرامش (خود) را بر او نازل كرد (و از حالت نگرانى بيرونش آورد »

– يا زمانى كه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) از معراج برگشت، اوّلين كسى كه گفته‏هايش را تكذيب كرد، أبوجهل بود و اوّلين كسى كه او را تصديق كرد، أبوبكر بود و گفت: صدقت يا رسول اللّه!.. كه اين آيات در حقّشان نازل گشت:

« فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَي اللَّهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْويً لِلْکَافِرِينَ   وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ   » [11]. « چه كسى ستمگرتر از آن كسى است (يعنى أبوجهل) كه بر خدا دروغ مى‏بندد و راستى و حقيقت را كه (پيامبر) نزد او آورد، تكذيب مى‏كند؟ آيا منزل و جايگاه كافران در دوزخ نخواهد بود؟ و كسى كه با راستى و صداقت آمد (منظور پيامبر)، و كسى كه او را تصديق داشته (منظور أبوبكر)، آنان همان پرهيزگاران واقعى هستند »

از همين جا بود كه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و ديگر مسلمانان، به أبوبكر (رضي الله عنه) لقب «صدّيق»، و به أبوجهل لقب «كذّاب» دادند.. چنانچه على و فرزندانش، او را صدّيق صدا مى‏زدند؛ مثلاً در تفاسير شيعه آمده كه علي (رضي الله عنه) فرمود: «مراد از «والذى جاء بالصدق» رسول خداست و مراد از «صدّق به» أبوبكر صدّيق است كه او را تصديق نمود».[12]    أبوالفتح أربلى نيز روايتى در همين مورد آورده كه عروه بن‏عبداللّه از امام باقر درباره تذهيب شمشير با طلا پرسيد كه آيا درست است؟ فرمود: هيچ اشكالى ندارد؛ زيرا أبوبكر صدّيق، شمشيرش را با طلا تذهيب كرده بود.. عروه مى‏گويد: گفتم: تو مى‏گويى: صديق؟! فرمود: آرى! صدّيق! و هر كس به او صدّيق نگويد، سخن خدا را در دنيا و آخرت، تصديق نكرده است!».[13]

 امام باقر، اين را از طرف خود نگفته، بلكه از جدّ خود رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) تبعيّت كرده.. كسى كه از طريق وحى، او را صديق ناميده است؛ چنانچه در «دارقطنى» از او روايتى آمده كه فرمود: «شخصى از پدرش زين‏العابدين سؤال كرد كه چرا أبى‏بكر، صدّيق است؟ در جواب فرمود:« قد سماه صديقا رسول اللّه و المهاجرين و الأنصار و من لم يستمعه صديقا فلا صدّق اللّه قوله فى الدنيا و الآخرة؛» همانا رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و مهاجرين و انصار، او را صدّيق نام نهاده‏اند، و هركس او را صدّيق نداند، در واقع گفته خدا را در دنيا و آخرت، تصديق نكرده است!»..

 «بحرانى» نيز در تفسير خود از على‏بن إبراهيم روايت كرده كه گفت: «پدرم برايم از چند نفر بازگو كرده كه آنها از أبى‏عبداللّه شنيده‏اند كه فرمود: زمانى كه رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) با أبوبكر در غار بودند، به او گفت: اى أبوبكر! انگار من كشتى جعفر و يارانش را كه بر آب دريا روان است، مى‏بينم! همچنين انصار را مى‏بينم كه متواضعانه و با قلبى سرشار از محبّت، به استقبال ما مى‏آيند و جلوى درب خانه‏شان چشم‏به راه ما هستند! أبوبكر گفت: و تو آنها را مى‏بينى يا رسول اللّه؟! فرمود: آرى! أبوبكر گفت: آنها را به من نيز نشان بده! پس پیامبر (صلی الله علیه و سلم) بر چشمانش دست كشيد و آنها را ديد و سپس فرمود: به راستى كه تو صدّيق هستى!».[14]

پاسخ به شبهات در رابطه با مناقب حضرت ابوبکر

شبهه اول : اينكه أبوبكر در آن غار مصاحب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) بوده، فضيلتى نيست؛ زيرا يوسف – عليه‏السّلام – نيز در زندان چند نفر مصاحب او بودند. همچنين از آيه پيداست كه أبوبكر مى‏ترسيده است، و از طرفى، بودن خدا با أبوبكر فضيلتى به حساب نمى‏آيد؛ چون خدا با تمام چيزهاست! 

ادامه مطلب را مشاهده فرمایید ..

هیچ آدابی و ترتیبی مجو

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


[1] – اسلام‏شناسى، دكتر على شريعتى، ص‏497.

[2] – ؛ از جمله آيات «لا تجد قوما يؤمنون باللّه و اليوم الآخر…» (المجادلة/22).. و «وعد اللّه الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الأرض» (النور/55).. و «يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى الله بقوم…» (المائدة/54).. و «قل للمخلفين من الأعراب ستدعون إلى قوم…» (الفتح/16) و چند آيه ديگر كه مفسّران درباره خلفاء به طور خصوص دانسته‏اند.. و در پستی در وبلاگ ناجی کرد با نام «مقام صحابه در نصوص قرآن» بدان پرداخته ایم.

[3] – شأن نزول آيات، ترجمه و نگارش دكتر محمّد جعفر اسلامى، ص‏574-573- سيره إبن‏هشام، ج‏1، ص‏340- سيره حلبية، ج‏1، ص‏335-334- البداية و النهاية، ج‏3، ص‏58.

[4] – سوره لیل آیات 17-20.

[5]– شأن نزول آيات، واحدى نيشابورى، ترجمه جعفر اسلامى، ص‏467-439

[6]   – اسلام‏شناسى، دكتر على شريعتى، ص‏497

[7]   – لقمان آیه 15

[8]   – زمر 17-18

[9] – اسلام‏شناسى، شريعتى، ص‏143.

[10]   – توبه 40

[11]   – زمر 32-33

[12]   – تفسير مجمع البيان، شيخ طبرسى، ذيل همان آيه.

[13]  – كشف الغمة فى معرفة الأئمة، ج‏2، ص‏147.

[14]  – البرهان، بحرانى، ج‏2، ص‏125.

برای دانلود کامل مطلب می توانید از لینک زیر استفاده نمایید …

برای دانلود روی تصویر زیر کلیک فرمایید …

 حجم : ۵۶ کیلوبایت

جمع آوری : ناجی کرد

شامل بخش های زیر :

۱- مناقب ابوبکر -رض- در کتاب الله

۲- پاسخ به شبهات

۳-مناقب ابوبکر در روایات

۴- مهم ترین خدمات ابوبکر به اسلام

۵- سخن آخر

بدون پاسخ to “مدح ابوبکر -رض- در کتاب الله و روایات”

  1. اهل سنت مه 11, 2008 در 8:41 ب.ظ. #

    با سلام برادر عزیز
    انشا الله که سلامت هستید

    پستهای جدید را مطالعه کنید و نظر خود را بدهید.
    اخلاق اسلامی فراموش نشود

  2. محمد مه 13, 2008 در 12:25 ب.ظ. #

    دوست عزیزسلام

    اگربرایتان مقدوراست فایلی ازدرباره کردستان دراختیارم قراردهیدکه قابل خواندن درکامپیوترباشد

    درموردتفسیرسوره بینه آقای سبحانی ونامه های شماره3و8آقای مفتی زاده روی کامپیورمن بازنمیشه می تونیدفیال PDFآن رابرایم پست کنید

  3. مظلوم مه 14, 2008 در 5:28 ب.ظ. #

    وبلاگ صحاح. بلوگفا در نظر دارد کتب صحاح بخاری و مسلم را نقد وبررسی کند
    از نظرات شما هم استقبال میکند

  4. مظلوم مه 15, 2008 در 6:38 ب.ظ. #

    . با نام خدا و با یاد مهدی (عج) و اهدای سلام

    وبلاگم را در خصوص بررسی کتاب صحیح بخاری که مهمترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن محسوب میشود راه اندازی کرده ام
    خوشحال میشوم رااز راهنمائی های شما استفاده کنم با کمال تشکر مظلوم

  5. محمد مه 19, 2008 در 11:28 ب.ظ. #

    دوست عزیزسلام بااین عنوان به روزشدم

    مذهب تشیع درباتلاق شرک وخرافات

    دراین مطلب قوی ترین کتاب بامستندبه قرآن آورده ام

    خواندن آن تادیرنشده ازدست ندهید

    دوست عزیزچی شدمطالب رابرایم نفرستادیدلطف کنیدمطالب رابوسیله ایمیلم بفرستید

  6. شیعه کوچولو : کاسه داغتر از آش ژوئیه 29, 2008 در 11:41 ق.ظ. #

    مثلی قدیمی است که میگوید : کاسه داغتر از آش است

    آشناترین به درون هر کس . خود آن فرد است

    اکنون خوب است ببینیم که ابوبکر در وصف خود چه میگوید :

    أبوبكر يقول: طوبى لك ياعصفورتأكل الثمار وتطير في الاشجار لاحساب عليك ولاعذاب والله لوددت أني كبش يسمنني أهلي فإذا كنت أعظم ماكنت وأسمنه يذبحوني فيجعلوني بعضي شواء وبعضي قديداً ثم اكلوني ثم ألقوني عذره في الحش

    که خلاصه و چکیده آن . این میشود : ابوبکر می کوید که : گهی از من بهتر است

    ولی نویسنده این مقاله خلاف نظر او و به هزار کلک و حقه و پلتیک میخواهد که او را از فرش به عرش برساند و بر تاقچه حجره های بهشتی بنشاند !

    آخر ای محقق بزرگ و ای علامه کبیر و ای نویسنده توانا
    گه چه است که بخواهیم از او . تعریف و تمجید کنیم ؟!

    راستش را بخواهید . این کار این مقاله نویس خیلی دانشمند . من را به یاد این شعر جالب می اندازد که میگوید : شاه می بخشد ولی شاه قلی ( بنده شاه ) . نمی بخشد
    خود ابوبکر . ارزش خود را از گهی کمتر می داند ولی طرفدار متعصب او . برایش مقامات عالیه . می سازد و می پراکند !!!

  7. شیعه کوچولو : شیعیان مشرک به خلیفه کمتر ژوئیه 29, 2008 در 11:47 ق.ظ. #

    به برادر محمد توهم زاده عرض میشود که از آنجایی که خود ابوبکر در هنگام مرگ خویش . اعتراف کرده است که از گهی کمتر است .

    أبوبكر يقول: طوبى لك ياعصفورتأكل الثمار وتطير في الاشجار لاحساب عليك ولاعذاب والله لوددت أني كبش يسمنني أهلي فإذا كنت أعظم ماكنت وأسمنه يذبحوني فيجعلوني بعضي شواء وبعضي قديداً ثم اكلوني ثم ألقوني عذره في الحش

    بنابر این و این بار و به خلاف گذشته . من با شما موافقم که همه شیعه به خلیفه کمتر از گه تو . یعنی ابوبکر . مشرک بوده و به او کافرند !!!

    از خداوند بزرگ میخواهم که تو را به این راه و صراط کمتر از گهکی ابوبکر . موفق و پاینده و …….. بدارد

    آمین یا رب العالمین
    و کور شود هر آن که نتواند دید !

  8. شیعه کوچولو : کدام بهترند ؟! ژوئیه 29, 2008 در 11:56 ق.ظ. #

    هدیه ویژه برای برادر محمد مخالف شرک و خرافات !!!

    اگر از تمام مردم روی زمین و از هر گروه و دسته و مذهب بپرسند که آیا میشود از پیشوای ابنه ( ک و ن ی ) . پیروی کرد . جواب همه آنها منفی است ولی . نمی دانیم که چرا توی مخالف شرک و خرافات و به عبارت امروزی ها : روش ان فکر : جواب مثبت میدهی و آن را قبول داری و می پذیری ؟!

    بخاری : کان سیدنا عمر مابونا و یتداوی بما’ الرجال
    بخاری : آقای ما عمر . ک و ن ی همیشگی بود و با منی مردان به معالجه خود می پرداخت.

    اکنون که روشنفکری شما در پیروی از عمری که کمتر از قوم لوط است . بر همگان آشکار شد . باید بگوییم که ما به همان شرک وخرافات خود که همانا . مخالفت با ابنه گان و بندگان آنان است بمانیم و سعی نکنید که ما را به وادی . روش ان فکری ای که خود به آن مبتلائید بکشانید !!!

    راستش را بخواهید . ما که به هیچ وجه حاضر به پیروی ازین مسیر قنبلیسم به هواکنی رئیس عمر و تو نبوده – نیستیم و نخواهیم بود !!!

  9. شیعه کوچولو : شیعیان مشرک به ویسکی و شرا ژوئیه 29, 2008 در 12:02 ب.ظ. #

    به برادر محمد مخالف شرک و خرافات

    حدیث 3424 بخاری . در وصف شراب خواری در هنگام مرگ خلیفه تو عمر است .

    قطعا» و یقینا» بدانید که این شیعیان مشرک و خرافاتی به شرابخوارانی مانند عمر . ایمان نیاورده و همچنان به دین ویسکیانه او کافرند !!!

    ملاحظه می کنید که چه مردم وقیح – پررو و دریده ای اند این روافض به شراب و ویسکی و عمر شراب خواره تا هنگام مرگ ؟!

  10. ناصر.ب سپتامبر 5, 2008 در 11:09 ق.ظ. #

    ابوبکرجز این نیست که مایه فخرماامت اسلامی ونام او واژه طیبه اسلام وحاکمیت اندیشه او رد کاریزما بودن وجود پیغمبر وهرگونه شخصیت دیگر در اسلام است و این هنگامی است که خطاب به عمرخطاب گفت که هرکس پیامبررا پرستش می کرد پیامبر فوت کرد (ردکاریزمابودن) وهرکس خدا را پرستش می کند اوزنده وحی وحاضر است(تائید وجود نامتناهی الهی در زندگی ما وعقیده بدون نام شخصیت هادیگر)چون دین اسلام کامل شد.

  11. تائید.ب سپتامبر 5, 2008 در 11:14 ق.ظ. #

    ابوبکرجز این نیست که مایه فخرماامت اسلامی ونام او موجب اعتلای واژه طیبه اسلام وحاکمیت اندیشه او رد کاریزما بودن وجود پیغمبر وهرگونه شخصیت دیگر در اسلام است و این هنگامی است که خطاب به عمرخطاب گفت که هرکس پیامبررا پرستش می کرد پیامبر فوت کرد (ردکاریزمابودن) وهرکس خدا را پرستش می کند اوزنده وحی وحاضر است(تائید وجود نامتناهی الهی در زندگی ما وعقیده بدون نام شخصیت هادیگر)چون دین اسلام کامل شده تلقی می شود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: