بایگانی | مارس, 2008

دریافتی از قصیده «بانت سعاد » کعب بن زهیر در نعت رسول اکرم (ص)

17 مارس

انّ الرسـول لسـیفٌ یُسـتضاءُ به                              مُهنّدُ ، من سُیوف الله ، مسلول

 

پیامبر شمشیری است که از درخشش آن روشنی برگیرند ؛ همو که از تیغ های بران و برکشیده ی خداوند است .

 

 

فی عُصبه من قریش قال قائلُهُم                              ببطن مکّه ، لـمّا أسلموا :« زولوا »

 

با گروهی از قریش (هجرت نمود) آن گاه که اسلام آوردند و منادی در سرزمین مکه ندا داد : «هجرت کنید»

 

زالوا ، فما زال أنکاسُ و لا کُشُفٌ                                 عــند اللّقاء ، و لا میلٌ معــازیل

 

ایشان هجرت نمودند اما نه آن که ترسو باشند و به وقت رویارویی با دشمن ، سپر و سلاح نداشته باشند و سوارکاری ندانند .

 

شُمُّ العـــرانین أبــطالُ لبـــوسُهُمُ                              من نسج داود ،فی الهیجا،سرابیلُ

 

جملگی ایشان عزتمند و دلاورند و در میدان جنگ ، زره داوودی به تن دارند .

 

بیضُ سوابغُ ، قـد شـکّت لها حلقٌ                                 کأنّـــه حـــلقُ الـــقفعاء مجــذولُ

 

زره هایی درخشان و بلند که حلقه هایش چون گل پیچک در یکدیگر فرورفته و سخت گردیده است .

 

لا یــفرحــون اذا نــالت رمــاحهمُ                                 قــوماً، و لــیوا مــجازیعاً اذا نیــلوا

 

هرگاه بر دشمن پیروز گردند شادمان نشوند و چون از ناحیه دشمن ضربه ای ببینند بی تابی نکنند .  

Advertisements

پاسخ عبدالکریم سروش به آیت الله جعفر سبحانی «بشر و بشیر»

16 مارس

بشر و بشیر

پاسخ عبدالکریم سروش به آیت الله جعفر سبحانی


نسخه قانون ما عین شفاست         مصحف ما مستفاد از مصطفاست
ای مبارک آن گلیم گل تو را             وی خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک      ای بشیر ما بشر بودی و پاک

استاد مکرّم، حضرت آیت الله آقای جعفر سبحانی

پس از تقدیم تحیّت، نامه پدرانه و محترمانه و نیکخواهانه شما را در پایگاه خبرگزاری فارس خواندم و آن را حاوی موعظه حسنه و جدال به احسن یافتم. شک ندارم که وظیفه روحانی و غیرت ایمانی و عرق مسلمانی و «دولت احمدی و معجزه سبحانی» شما را به نوشتن آن نامه برانگیخته است. من جسارت نمی کنم و همچون شما نمی گویم که «عواملی در کارست و از شما بهره کشی می کنند» چرا که نه داعی و نه دلیلی برین امر دارم و نه آوردن چنین کلماتی را زیبنده یک بحث علمی و طلبگی مشفقانه و منصفانه می دانم. پیش از شما چهار نفر از فضلای حوزه علمیه نیز درین بحث شرکت جسته بودند، و همه به زبان تحلیل و استدلال، و بدون طعن و تکفیر سخن گفته بودند مگر «قرآن شناسی» که رسم مروت فرونهاد و سخنهایی نه بر سبیل حکمت گفت و مرا از قرآن ستیزان خواند.

نمی کنم گله ای لیک ابر رحمت دوست         به کشتزار جگر تشنگان نداد نمی
چرا به یک نی قندش نمی خرند، آنکس         که کرد صد شکر افشانی از نی قلمی

باری شگفتی من، نخست از این است که فرموده اید «سکوت او را می توانم گناهی نابخشودنی در مقابل این گزارش بشمار آورم». آیا خبر یقینی دارید که من در این مورد سکوت کرده ام؟ آیا مصاحبه مرا با روزنامه کارگزاران، درین خصوص نخوانده اید؟ یا گناه از مخبران است که این خبرها را از شما دریغ می کنند؟

من درین جا عین آن گفتگو را می آورم و سپس به تفصیل پاره ای از مجمل ها خواهم پرداخت و شما خواهید دید که پاسخ کثیری از انتقادات شما و دیگران بصراحت و کفایت در آن هست و اطمینان دارم که اگر آن را پیش تر ملاحظه فرموده بودید، زحمت تان کم تر و رحمت تان افزون تر و صورت و سیرت نقدتان دیگر می شد

به خواندن ادامه دهید

نتيجه نظرسنجی شرکت در انتخابات

14 مارس

سوال نظرسنجی دوم ما در رابطه با شرکت در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود که نتایج به صورت زیر شد :

از تمامی دوستانی که در این نظرسنجی شرکت کردند بسیار متشکر و ممنون هستم . باید عرض کنم که نتایج برای خود بنده قابل پیش بینی نبود و انتظار داشتم که رای ها خلاف آن چه اتفاق افتاد باشد اما این گونه نشد .

این نظرسنجی به خاطر خودم صورت گرفت تا با استفاده از اصل شوری نظر سایر دوستان را نیز جویا شوم اما باید بگویم که بنده بر خلاف اجماع این شوری کوچک عمل کردم و در انتخابات شرکت نکردم . دوستان هر کدام عقیده ای دارند و عقیده شان هم محترم است اما بنده دلیلی قاتع برای شرکت خود در انتخابات را نیافتم با وجود شرکت بیش تر اعضای خانواده و توصیه های مکرر آن ها اما باز هم بنده از این امر سر باز زده و شرکت نکردم .

با وجود این بنده (همانند جماعت مکتب قرآن) نه به شرکت در انتخابات تشویق می کنیم و نه آن را تحریم شده اعلام می داریم بلکه تصمیم بر عهده ی خود مردم است

نقدی بر چرا؟

9 مارس

اسلام چیست ؟!

6 مارس

 امام مودودیچهارمین فلسفه ­ی ماوراء طبیعی که انبیاء آن را ارائه نموده ­اند اسلام می باشد و خلاصه­آن از این قرار است:  همه ­ی هستی و کائنات گسترده در پیرامون ما – که انسان هم جزئی از آن است – در اصل قلمرو یک پادشاه و سلطان است. اوست که آن را آفریده و تنها مالک و حاکم آن هم اوست. در این مملکت فرمان کسی بجز او اجراء نمی­شود. همه تابع فرمان او هستند و همه ­ی اختیارات کاملا» در دست همین مالک و فرمانروای واحد می­باشد. انسان در این مملکت یک رعیت مادرزادی است، یعنی رعیت بودن یا نبودن به رضایت او بستگی ندارد، بلکه او رعیت آفریده شده است و نمی­تواند جز رعیت چیز دیگری باشد.

به خواندن ادامه دهید

سروش ، مهاجرانی و کلام الله

6 مارس

                       

چند روزی است که یکی از مصاحبه های دکتر عبدالکریم سروش با عنوان «کلام محمد » درمحافل سیاسی و فرهنگی داخل و خارج از کشور و در میان مسلمان و غیر مسلمانان بازتاب گسترده ای داشته است .

موضوع از این قرار است که او مدعی است که قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت محمّد و تمام محدودیت‌های بشری او نیز هست. سروش می‌گوید این سخن، سخنی بدیع و تازه نیست؛ چون بسیاری از اندیشمندان سده‌های میانه هم قبلاً به آن اشاره کرده‌اند

دکتر سروش در این مصاحبه تصریح می کند که : <بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.
استعاره‌ی شعر به توضیح این نکته کمک می‌کند. پیامبر درست مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است. اما در واقع – یا حتی بالاتر از آن: در همان حال – شخص پیامبر همه چیز است: آفریننده و تولیدکننده. بحث درباره‌ی این‌که آیا این الهام از درون است یا از بیرون حقیقتاً این‌جا موضوعیتی ندارد، چون در سطح وحی تفاوت و تمایزی میان درون و برون نیست.>

اما پس از این مصاحبه نقدهای بسیاری بر دکتر شده است . که از میان این نقاد ها می توان به نقد  بهاالدین خرمشاهی با عنوان «پاسخی به قرآن ستیزان» اشاره کرد . چند شب پیش هم که  صدا و سیمای ایران سخنرانی مجید مجیدی گارگردان نامی ایران و نامزد جایزه اسکار در انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان را پخش کرد . البته سخنان مجیدی که با احساسات فراوان وی همراه بود نه تنها از دکتر سروش بلکه به صورت تلویحی به اهل سنت نیز انتقاد های بسیاری داشتند تا آن جا که به شهادت حضرت فاطمه به عنوان یک واقعیت تاریخی اشاره کردند )در حالی که شهادت ایشان یک افسانه است که در این جا مجال بحث نیست(  

البته خبرها حاکی است که دکتر قصد دارند در این رابطه مطالب بیش تری عنوان کنند و مفهوم سخن خود را واضح تر بیان کنند

در میان همگی نقد کنندگان ء نقد دکتر عطاالله مهاجرانی از ایشان قابل تامل است .

به واسطه ی اهمیت موضوع سعی کردم هر دو مطلب را یافته و در وبلاگ قرار دهم. شما می توانید متن کامل مصاحبه دکتر سروش با عنوان «کلام محمد» و هم چنین نقد دو قسمتی عطا الله مهاجرانی بر ایشان  با عنوان » قرآن کلام خداوند » و هم چنین آخرین مصاحبه دکتر سروش در این رابطه با یکی از روزنامه نگاران که در این مصاحبه دکتر به توضیح بیش تر در این رابطه می پردازند را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید …

به خواندن ادامه دهید

خلافت ، معاویه ، پادشاهی (قسمت اول)

1 مارس

تاریخ اسلام در تار و پود خود شاهد چهره های بسیار تاثیرگذار بوده است که هر کدام به نوبه ی خود سهمی را در پیچ و خم تاریخ ایفا کرده اند . شاید یکی از موثرترین و شاخص ترین این چهره ها ، «معاویه بن ابی سفیان» باشد .

تحقیق و بررسی پیرامون این شخصیت اسلامی کاری بس دشوار و کمابیش خطرناک است . دشوار بودن بدان جهت است که در حال حاظر کتاب یا کتبی که بی طرفانه و خالی از غرض های شخصی و فرقه ای در رابطه با شخص معاویه و تاثیر او بر تاریخ اسلام نگاشته شده باشد بسیار کم و در حد انگشت شمار است و خطرناک بودن آن به خاطر تعصب بیش از حد عده ای بر روی فرقه و مذهب خود می باشد که مانع از پرداشتن حجاب ها و کشف حقیقت با تمام خصوصیاتش می شود .

***

قصد و مقصود ما در این مقاله این است که :

اولا : با در نظر گرفتن آیات قرآن و اصل و اساس قرار دادن آن در رابطه با تعریف مقام صحابه به دور از سلایق فرقه ای یا شخصی و هم چنین با مدد از احادیث صحیح و موثق به بررسی و آسیب شناسی عوامل موثر بر تاریخ اسلام بپردازیم . که در این مقاله به نقد و بررسی عادلانه و به دور از تعصب شخصیت معاویه ابن ابی سفیان و تاثیرش بر تاریخ اسلام خواهی پرداخت . 

ثانیا : بدون هیچ گونه توهین ، تهمت ، طعن و … که دور از شان انسانی و اسلامی است به نقد این شخصیت بزرگ و تاثیرگذار اسلامی بپردازیم (ان شا الله)


به خواندن ادامه دهید