شرح حال کاک فاروق فرساد

20 نوامبر

 شهيد فاروق فرساد در سال 1340 شمسي در شهر سقز متولد شد. به خاطر تغيير محل كار پدر، از سقز به سنندج آمد و  ازکلاس دوم دبستان درسنندج بودند

زماني كه علامه احمد مفتي زاده به دلايلي واضح، ام الامراض بشر را در تمام جهان و به تبع آن در كردستان، دور افتادن مسلمانان از قرآن و سنت نبوي تشخيص داد، همت خود را در اين زمينه بكار بست و نتيجه اين تلاش، داير كردن مدرسه قران در سال 1356 هجري شمسي در سنندج بود. اين سال همزمان بود با زمزمه و نضج گرفتن انقلاب در ايران. ايشان مضاف بر اين امر در مسجد امين شهر سنندج، مجالسي هفتگي داير نمود كه جمع كثيري از مردم – خصوصا جوانان – به اين مجالس با بركت روي آوردند.

فاروق جوان در سال 57 به پيام و دعوت كاك (1) احمد روي آورد و بخاطر تيزهوشي و علاقه زياد، خيلي زود از راز دعوت ايشان آگاه شد و خود را وقف اين دعوت حيت بخش نمود. سال 57 كه انقلاب ايران شكل تازه اي به خود گرفت كاك احمد بنابه وظيف ديني و ملي كه بر دوش خود احساس مي كرد با آگاهي و توانايي خاصي كه داشت رهبري مسلمانان كردستان را در دست گرفت و آنها را با انقلاب و ملت ايران همراه و همصدا و هم رنگ نمود.

اما از طرفي ديگر درگيري داخلي در كردستان به پا گرديد و جايي براي حضور و دعوت ديني نماند كاك احمد همراه تعدادي از شاگردانش از جمله كاك فاروق شهر سنندج را به مقصد كرماشان (2) ترك نمود.

در تمام اين دوران ناميمون، فاروق در كنار رهبر و داعي خويش ماند، و خود بسان شاگردي مجرب، از اين اوضاع بهره گرفت. و اين مهم در كرماشان، با بهره گرفتن از شخصيت علمي و همه جانبه كاك احمد، در زماني بسيار كوتاه، خود را به سطح ديگر استادان مكتب قرآن رساند، و مسئوليت بعضي از كلاسها توسط كاك احمد به او سپرده شد.

بعد از مدتي در تاريخ 27/12/61 شهيد كاك فاروق همراه صدها نفر از همفكرانش دستگير و راهي زندان شدند، و در چند گروه مختلف، هر گروهي به زندانهاي دوردست روانه شدند.

اين دوره از زندان،‌سه سال و سه ماه طول كشيد. شهيد فاروق در زندان بيكار ننشست و از خلوت آن براي عروج علمي و عرفاني خود بهره گرفت و در همين راستا از همراهان خود در زمينه يادگيري علوم اسلامي بهره جست. پس از مرخص شدن از زندان، در ادامه تحقيق علوم اسلامي،‌نزد استاد شهيد ناصر سبحاني و مرحوم استاد برهان الدين حمدي به تحصيل و تكميل آن علوم پرداخت.

فاروق شهيد در زماني تقريبا غير متعارف، به واسطه تلاش زياد و فراگيري سريع و تيزهوشي،توانست منزلت علمي قابل توجهي را صاحب شود و به همين جهت در 28 سالگي از طرف مرحوم استاد محمد شيخ الاسلام، – كه استاد فقه شافعي دانشگاه تهران بود و ميزان توانايي علمي علماي ديني اهل سنت ايران، توسط ايشان تشخيص و تاييد مي گرديد – به كاك فاروق، به سان يك مجتهد «في المذهب» اجازه اجتهاد بين المذاهب نائل گرديد.

در سال 69 هجري شمسي، كاك احمد نيز ايشان را به عنوان يكي از چهار عضو جمع هيئت قضا و افتاء، جهت جواب دادن به مسائل مذهبي، طبق راجح مذهب امام شافعي برگزيد.

شهيد فاروق فرساد، همزمان با تعليم و تعلم علوم ديني، در ارشاد و تبليغ آن در بين جوانان، تلاش قابل توجهي از خود نشان داد. تا آنجا كه مي توان گفت يكي از عاملين علاقمند شدن تعداد زيادي از جوانان اين ديار، به اسلام و مكتب قرآن بود.

در سال 68 براي بار دوم كاك فاروق زنداني شد؛ و بعد از چند ماهي از زندان مرخص شد و بعد از اين فتره زندان، با انرژي بيشتر در ميدان تليغ و دعوت حضور پيدا كرد. از جمله در مناسبتهاي ديني و كلاسهاي تدريس علوم اسلامي مانند صرف، نحو، بلاغه، اصول، فقه، تفسير و سيرت نبوي، از جان و دل مايه گذاشت.

در ماه رمضان سال 70 هجري شمسي، در مسجد حضرت ابوبكر صديق شهر سنندج، بعد از نماز تراويح به بحث و سخنراني مي پرداخت. به خاطر نفوذ و شيدايي كلام، مسلمانان زيادي جذب اين مجلس شدند. تا جايي كه داخل و حيات مسجد از علاقمندان – خصوصا جوانان – پر مي شد.

در سال 72 براي بار سوم دادگاهي شد، و اينبار با حكم تبعيد، او را از شهر و ديارش دور كردند، و به مدت پنج سال، راهي شهر غربت و تنهايي «اردبيل» گرديد.

محبوبيت فاروق نزد مسلمانان، خصوصا جوانان كردستان، باعث مي شد كه بارها از نقاط مختلف، روانه اردبيل مي شدند، بعضا جهت بهره گرفتن، و تعدادي هم صرف جهت ديدار با او.

از خصوصيات بارز او ، توجه به تربيت صحيح ديني در مورد فرزندان بود چناننكه در تنهايي غربت، در نامه اي براي همسر خود مي نويسد: «… با وجود همه اينها باز هم اصل خودمانيم. اگر ما توانستيم بهره اي از خير و سعادت را به خودمان برسانيم ممكن است كه بتوانيم به ديگران هم برسانيم. ولي اگر – خداي ناكرده از دست خود كماكان عاجز و ناتوان بمانيم، آنوقت ديگر بايد به تربيتي صوري و ظاهري در حد مثلا: آداب معاشرت، روش نشستن يا غذا خوردن يا مهماني رفتن و …! بنام تربيت دلخوش باشيم!

در حالي كه خدا مي داند آنچه را در مورد فرزندانمان آرزو دارم، نه اين تربيتهاي ظاهري، بلكه ريشه دواندن ايمان و تقوي و خصالي چون: خيرخواهي و محبت و دلسوزي و امانت و صداقت و شجاعت و سخاوت و ضد ظلم و ناحق بودن و در يك كلمه «مسلمان» بودن است؛ كه از رحمت لايزالش متضرعانه مي طلبم هم توفيق دهد خود را چنان بسازيم، هم جگرگوشه هاي دلبندمان را، و هم باقي كساني را كه با هم سر و كار داريم».

«… حالا مقداري اين را فهميده ام كه تربيت، موعظه كردن و و حرف زدن نيست. قبل از هر چيز ايجاد جو و فضاي سالم و فطري است. در خانه اي كه خوردني خلاف فطرت نيست، (:حلالا طيبا) نوشيدني خلاف فطرت نيست، گفتني خلاف فطرت نيست؛ محبت هست، آرامش هست، احترام متقابل هست، گذشت هست، حوصله هست، دلسوزي هست، فضا، فضاي تربيت است؛ در غير اين صورت گفتني ها و موعظه ها هم، كم اثر و بي اثر است و حتي مي شود كه ناسالم كننده هم باشد (: مساله ساوازه شدن كه كاك احمد توضيح مي داد) و البته ايجاد چنين فضايي قبل از هر چيز، «فهم خوب» و «ايمان به خدا و روزي كه همه بسوي او بازمي گرديم» با «صبر و حوصله»، «دلسوزي و خيرخواهي» و اعتقاد كامل به كه به غير اين روش، راه به جايي نخواهيم برد» با «محبت». و پدر و مادري كه به غير از اين طريق، بخواهند با اعمال زور و كتك، بچه هايشان را تربيت كنند، «ظالم» اند و نتيجه اينچنين روشي، جز خرابتر كردن بچه ها، و ايجاد ده ها خصلت منفي در آنها، هيچ اثر مثبتي ندارد».

مدت پنج سالي كه در اردبيل در تبعيد به سر مي برد، در مسافرخانه اي اقامت داشت و براي پرورش و پرداخت هزينه هاي خود، مدتي به كارگري مشغول بود. نحوه سوء قصد به جان او در ديار غربت، چگونگي اياب و ذهاب او در سرما و گرما براي ديدار خانواده اش، نحوه برخورد حكيمانه او با كساني كه مثل او در تبعيد بودند و فكري مخالف فكر او  داشتند، و ديگر مشكلاتي كه او قبول كرده بود، و شكوفايي ذهن و قلب او در اواخر دوره زندگي اش در تبعيد، و … از زبان دوستانش در آن ديار غربت، بسيار شنيدني و جاي درس و تجربه است. به خاطر اينكه مسائل زياد طولاني نشود، شرح اين مسائل بماند براي آينده.

كوردلان كه هيچگاه وجود مجاهدان و يكتاپرستان را در تاريخ بشريت تحمل نكرده اند، در رمضان بهمن سال 1374 هجري شمسي، كه مصادف بود با 27 رمضان نيت شوم از بين بردن اين نهال به ثمر نشسته باغ مكتب قرآن، و اين مجاهد هميشه زنده را، در شبي تاريك، مخفيانه در ديار غربت عملي كردند.

بعد از افطار ايشان براي خريد مسواك از مسافرخانه اي كه در آن اقامت داشت، بيرون مي رود؛ سپس چند نفر با لباس شخصي ايشان را سوار اتومبيلي كرده و از آنجا دور مي شوند و در اواخر شب، جنازه او را در يكي از كوچه هاي خلوت اطراف همان مسافرخانه رها مي كنند و اينچنين او به ديدار محبوبش روانه مي شود.

واضح است كه صداقت و درستي جاودانه است. هرچند كه تلاش زيادي كردند كه شهيد شدن فاروق را مرگ طبيعي (سكته قلبي) جلوه دهند؛ اما به خواست خداي بزرگ چند سال بعد، كه جريان قتلهاي زنجيره اي، برملا شد؛ مضاف بر شواهد روشن زمان شهادت، معلوم گرديد كه فاروق شهيد هم يكي از مقاصد آن توطئه شوم در كردستان بود؛ كه توسط برخي از روزنامه ها و نشريات اين امر آشكار گرديد.

جسد پاك شهيد كاك فاروق فرساد، در روز بيست و نهم رمضان، در ميان غم و ماتمي وصف ناپذير، در ميان غم و ماتمي وصف ناپذير، در ميان دهها هزار از دوستدارانش، در قبرستان «ئاساوله» شهر سنندج، به خاك سپرده شد.

عشق و علاقه كاك فاروق نسبت به معلم و استادش (كاك احمد) قابل وصف نيست. همانقدر كافي است كه به مناسبت فوت استادش گفته بود:

«… براي بسياري شايد جاي سؤال باشد كه: حكمت آن چيست، كه كساني كه زندگي خود را وقف برنامه خداوند مي كنند، ولي مرتب براي آنها سختي و رنج پيش مي آيد؟

اگر به اين نكته توجه كنيم، متوجه حكمت اين مساله مي شويم. اين مسائل، مساله تريبتي نيست، و فقط درمورد كاك احمد نبوده. قبل از او در مورد تمام محبوبان خدا چنين سنتي جاري بوده. و بعد از او هم، محبوبان ديگر خدا، با اين روش زندگي كرده اند، و با اين مشكلات آزمايش شده اند. اين نكته جاي توجه است كه: از مسير آنها تبعيت و پيروي كنند. ادامه دادن مسير آن بزرگان در گذشته و عصر حاضر، فقط با حرف و شعار نمي شود، و اين ادعائي بزرگ است و حساب و كتاب دارد.

{أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا امنا و هم لا يفتنون}. عنكبوت/2

ميزان و شدت «ابتلاء» به ميزان و شدت «آمنا» بستگي دارد. هر چه ميزان «آمنا» محكمتر باشد؛ شدت آزمايش بيشتر؛ و و هر چه «آمنا» سبكتر باشد، آزمايش و سختي كوچكتر خواهد بود. و چونكه محبوبان خدا، ادعاي آنها از همه مردم جامعه، محكمتر و قوي تر است، ابتلا و مشكلات آنها هم از همه مردم بيشتر است.

{ إن أشد الناس بلاء الانبياء ثم الذين يلونهم ثم الأمثل فالأمثل} حديث نبوي

محبوبترين بندگان خداوند متعال پيامبران بوده اند؛ و بيشترين بلاها را تحمل كرده اند. هر كس سزاوار و لايقتر باشد، به دنبال آنها مي آيد. عدم بلا و سختي، نشان محبوبيت شخصي نزد خداوند نيست. خير؛‌ بلكه طبق معادلات الهي، قضيه برعكس است.

كاك احمد و امثال او، چنانكه عاشق و تابع سنت رسول الله – صلي الله عليه و سلم – هستند، بايد اين همه سختي و بلا را تحمل كنند،‌ تا جامعه به طرف سعادت برود. آنهم سختيهايي كه براي كمتر كسي قابل تحمل و قابل تصور است».

{رحم الله امرأ عرف قدر نفسه و لم يتعد طوره} حديث نبوي

آثار به جا مانده از او شامل:

بيش از پنجاه نوار شرح و تفسير آثار كاك احمد مفتي زاده (رحمه الله)

شرح «مصطلحات اربعه» امام مودودي (رحمه الله) شامل 32 نوار.

بيش از 80 نوار سخنرانيهاي مختلف درباره موضوعات و مسائل اسلامي.

مجموعه اشعار و مقالات و مكتوبات و نوارها و نامه هاي پراكنده شامل: تفسير، صرف و نحو، فقه، كلام، اصول فقه، تاريخ، مسائل تربيتي و خانوادگي و …

اي عزيز!‌ اين منزل تازه و اين لباس مخصوص راست قامتان بر تو مبار باد.

گرچه از هر ماتمي خيزد غمي

فرق   دارد   ماتمي   با  ماتمي

لاجرم   در   مرگ   مردان  بزرگ

گفت   بايد  اي    دريغا   عالَمي

(1) كلمه «كاك» در كردي به معناي «برادر» است.

(2) چونكه كاك احمد با توجه به بينش توحيدي كه تبليغ مي كرد و خود را هم به آن پايبند مي دانست و يكي از آرزوهاي ايشان سرنگوني رژيم طاغوتي بود، از لفظ شاه بسيار متنفر بود و از كلماتي كه شاه در آن كاربرد داشت زياد استفاده نمي كرد. حتي نام تعدادي از شاگردانش، كه كلمه شاه داشت با رغبت و پيشنهاد شاگردانش تغيير مي داد. يكي از اين كلمات نام شهر كرمانشاه است كه ايشان به جاي آن كلمه كردي كرمانشان را به كار مي برد.

منبع: مجموعه مقالات شهيد فاروق فرساد (دفتر اول)     انتشارات عابد   چاپ اول 1382

بدون پاسخ to “شرح حال کاک فاروق فرساد”

  1. بهزاد جون نوامبر 20, 2007 در 1:40 ب.ظ. #

    با سلام خدمت شما دوست عزيز اگر سيم كار ايرانسل دارين از شما دعوت ميكنيم تا به صورت رايگان هر شب اس ام اس هاي توپ رو در گوشي خودتون داشته باشيد براي اطلاعات بيشتر
    كليك كنيد اينجا http://www.mtnsms.coo.
    سايت ما آماده تبادل لينك و بنر با شما دوست عزيز هست موفق باشيد يا علي

  2. ابوبکر نوامبر 24, 2007 در 1:42 ب.ظ. #

    با سلام. کسانی که واقعا می خواهند در باره شهید کاک فاروق فرساد صحیحتر و کاملتر آگاه شوند‘ آشنایی با افکار مرحوم کاک احمد مفتی زاده از طریق سایت مکتب فرآن و یا مراجعه به منزل کاک احمد ‘ بهترین و عاقلانه ترین راه است. آدرس سایت مکتب قرآن : http://www.ahmadmoftizadeh.com و یا : http://www.maktabquran.org خداوند متعال همگان را به راه مستقیم هدایت فرماید.

  3. اسامه نوامبر 28, 2007 در 2:40 ب.ظ. #

    با سلام. نزدیکترین دوستان مرحوم کاک فاروق فرساد بخوبی از پیروی آگاهانه و خالصانه آن شهید از مرحوم کاک احمد مفتی زاده در دوران حیاتش خبر دارند و یقین دارند که اگر اکنون نیز در قید حیات بود ‘ همچون گذشته و چه بسا بیشتر این راه را ادامه می داد و همچون اسمش ‘ تشخیص دهنده و جدا کننده حق از باطل بود و روشنگر اذهان و قلوب از تبعیت درست شورای مدیریت مکتب قرآن از کاک احمد ‘ و نیز خیانت حسن امینی و همدستانش نسبت به ایشان .

  4. ا بو عامر دسامبر 3, 2007 در 1:07 ق.ظ. #

    کاکه ناجی سلام علیکم.درمورد زندگینامه شهید کاکه فاروق مواردی رااصلاح کنید ازجمله ایشان ازکلاس دوم دبستان درسنندج بودند واکنون هم بعضی ازمعلمهای دوره ابتدای وراهنمایش درقید حیاتند ظاهرا منابعی دراین زمینه ونیز نظرات ایشان بخصوص کارهای باعظمت وبزرگش درمحل تبعیداردبیل دردسترس شما نیست ان شاالله درشبهای آینده مطالبی راخدمتتان عرض خواهم کرد.یکی از شاگردان ان معلم صادق.باتشکر

  5. ناجی کرد به برادر گرامی ابوعامر دسامبر 3, 2007 در 5:28 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    برادر گرامی و موحد
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    شما درست می فرمایید .
    متاسفانه بنده آثار زیادی از این عالم گرانقدر و شهید وارسته در اختیار ندارم و شرح حال ایشان را نیز از سایت های دیگر اقتباس کرده ام
    و اگر شما حاظر شوید که مطالب آن بزرگوار را در اختیار بنده قرار دهید از شما بسیار ممنون می شوم
    و اگر هم مایل بودید می توانید یکی از نویسندگان وبلاگ ما باشید تا مستقیما مطالب خود را در وبلاگ قرار دهید .(با نام خودتان )
    منتظر پاسختان هستم
    با تشکر
    ناجی کرد

  6. ا بو عامر دسامبر 17, 2007 در 1:01 ق.ظ. #

    برادرایمانی وعلیکم السلام ورحمه الله
    انشاالله قسمت باشد درخدمتتان هستم وازاظهارمحبتتان متشکرم.مدتی نتوانستم خدمت برسم البته وبلاگ رانگاه کردم باز آن اشتباه قبلی اصلاح نشده (درموردحیات باخیروبرکت شهید کاکه فاروق)وامابعد انتقادی برادرانه از شمادارم لطفا علیه کسی درسیاق دفاع ازکسی دیگر برنیایید چون شما میخواهید بدون تعصب فقط اطلاع رسانی کنید باز متشکرم .اگر خدا بخواهد درمورد زندگینامه ونظرات کاکه فاروق مطالبی راخواهم فرستادکه امیدوارم هم برای من وهم برای شماخیروبرکت گردد.
    والسلام علی من اتبع الهدی

  7. ا بو عامر دسامبر 29, 2007 در 10:24 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شهید کاکه فاروق فرساد درسال1340هجری شمسی درشهرستان سقز دیده به جهان گشود_والدینش نام
    اورامنوچهرگذاشتند که بعدها کاکه احمدمفتی زاده نام اورابه فاروق تغییر داد_کاکه فاروق تا کلاس دوم
    دبستان درسقزاقامت داشت تااینکه به دلیل انتقالی والدینش که هردو شاغل در بیمارستان بودند به سنندج
    رحل اقامت کردند.مدتها باخانواده اش درسنندج بودند وبعدازسالها که آنان باز به سقزبزگشتند کاکه فاروق
    درسنندج ماند ودوره دبیرستان رادر دبیرستان شاهپورواقع در میدان اقبال گذراند.
    کاکه فاروق تا اوایل انقلاب وقبل از آشنایی با کاکه احمد هیچگونه آشنایی ونیز علاقه ای به مسایل دینی
    نداشت.درجریان انقلاب باکاکه احمد آشنا می گردد وزندگیش وارد مرحله ای بابرکت هم برای خود وهم
    برای بسیاری ازجوانان بخصوص درسنندج میگردد.دربسیاری ازبحثهای کاکه احمد حضورداشته وبا بهره
    جستن از نبوغ واستعداد کم نظیرش درمدت کمی ازافرادموثر وتوانای مکتب قرآن میگردد.
    کاکه فاروق تاسال61شروع به خواندن علوم عربی ننموده بود.درسال61 اوراهمراه بسیاری ازشاگردان
    مکتب قرآن بازداشت مینمایند درزندان شروع به خواندن عربی میکند وتاپایان 64 که اززندان مرخص
    میشود بسیاری از کتابها راباکمک بعضی ازبرادران مکتب قرآن به صورتی قوی وعالی خوانده ونیز
    همزمان تدریس مینماید_یادش بخیر.بارها میگفت بسیاری ازمطالب کتب رادرحین تدریس بهتریادمیگیرم.

  8. ا بو عامر دسامبر 29, 2007 در 10:26 ب.ظ. #

    ازسال64به بعد نزد اساتیدی چون شهید کاکه ناصرسبحانی واستادحمدی تلمذ نمودکه خودش اظهارداشت
    جمع الجوامع ومتون ادبیات عرب وعروض وقافیه را نزد استادحمدی خواندم.
    درسال 69_درسن 29سالگی_ ازطرف کاکه احمد به عنوان یکی ازاعضای هیات افتاوقضای مکتب قرآن
    تعیین گردید که همه معترفند وزنه اصلی هیات کاکه فاروق بود.درسال70برنامه عمومی خارج از کلاسها
    رادرمسجدحضرت ابوبکر آغاز که رمضان70هنوز خاطراتش دراذهان مانده است ونوارهایش هم موجود
    درسال71باحکم تبعید5سال به اردبیل رفت که قبل ازعزیمت برای خداحافظی نزد استادورهبرش کاکه احمد
    رفت که نصایح ورهنمودهای پیرراه به اوکه برایمان تعریف نمود بماند برای وقتی دیگراگرخدابخواهد.
    کاکه فاروق تاسال74درمحل تبعید میماند تااینکه پس ازحدود3سال ونیم تبعیددرشب27رمضان المبارک مصادف با26بهمن74به دست سفاکان ازخدا بی خبر ومزدوران سران زروزور وتزویر این شاگرد برجسته
    مکتب قرآن رابه شهادت میرسد دراوایل گفتند مرگ طبیعی اما بعدها بابرملاشدن قتلهای زنجیره ای
    خودشان اقرارنمودند که یکی از آن افراد فاروق فرسادبوده است..
    شهید کاکه فاروق بیش از500نوار وجزوه ها وکارهای تحقیقی ازجمله دراردبیل روی آثار کاکه احمد نموده
    است عجب شاگرد نمک شناسی بود میفرمود کار روی آثار کاکه احمد رابه حیات میدانم آنچنان تابعی بود که
    وقتی کاکه احمد گفت روایت حدیث فعلا کار شما نیست تاآنزمان83حدیث صحیح بخاری را باشرحش ترجمه نموده بود بعد که برای ملاقات کاکه احمد رفت ورای استادش راشنید فوراکارش رامتوقف نمود اوکسی بود که
    ندیدم ونشنیدم کسی درزمینه تفسیر وحدیث و…مقابلش سخنی برای گفتن داشته باشد امادرمقابل رهبرش تشبیه
    کاه وکوه رابه کارمیبرد حقاکه صادق وشجاع وبا ایمان بود روحش شاد
    کاکه ناجی عزیز اگرخدابخواهد درآینده قسمتی ازمطالب ونظرات وتحقیقات ایشان رادرزمینه های مختلف دینی برایتان خواهم فرستاد خدا اجر وپاداش نیکتان دهد برای ما هم دعای خیر کنید والسلام

  9. مستمع دسامبر 30, 2007 در 5:23 ب.ظ. #

    سلام علیکم{هم شماناجی تلاشگروهم ابوعامروهرکس که صادقانه وبزای رضای خداکارمیکند}ازان برادر{ابوعامر}سوال داشتم امیدوارم جوابم رابدهد.ایادرزمان حیات مرحوم کاکه فاروق علیه الرحمه حسن «امینی»؟!درحضورکاکه فاروق ازنظرعلمی چیزی برای گفتن داشت به عبارت دیگرجرات قدعلم کردن داشت؟{چون ظاهراحسن امینی!!!بلافاصله بعدازشهادت کاکه فاروق درجات علمی بسیار بالایی!!!راپیمودواظهارداشته که کاکه فاروق چندان توانانبود درعین حال من شنیده بودم هرجاکه مرحوم کاکه فاروق حضورداشت حسن امینی!!!جرات اظهارنظرنداشت.

  10. عادل ژانویه 5, 2008 در 12:08 ب.ظ. #

    سلام علیکم.رحمت خدا برتمام کسانی که صادقانه برای دین ورضای خدافعالیت میکمنند.برادری به اسم ابو عامرکه ظاهرامعلومات خوبی داردتوضیحات جالبی نوشته است انراخواندم خوای لی رازی بی گفتم کسی که انقدر اطلاعات دقیقی داردبرای پاسخ گویی مناسب است. اگر امکان داشته باشدازطریق سایت شما سوالی خدمت ایشان داشته باشم:اقای ابوعامر درجریان فتوادادن برخی ازبرادران مکتب قران {که حتما از ان باخبرهستید}مرحوم کاکه احمدمفتی زاده رحمه الله علیه انهاراازفتوادادن ونقل حدیث منع کرد{اگراشتباه است اصلاح کنید.ممنون میشوم}بعدازان جریان کاکه فاروق علیه الرحمه»کهظاهرادران ایام تحقیق هاومطالعات فراوانی درضمینه حدیث انجام داده بود»اما بعد از شنیدن توضیحات مرحوم کاکه احمدازاین کار دست کشیده ودنبال مطلب را نگرفته بود؟ایااینطوربوده؟موضع گیری کاکه مرحوم کاکه فاروق دراین باره چه بوده؟ودیگر اعضا چه نظری داشته اند؟

  11. ا بو عامر ژانویه 5, 2008 در 3:49 ب.ظ. #

    علیکم السلام ورحمه الله
    درمورد سوال شمابایدعرض کنم بنده آن مدت که خدمت شهید کاکه فاروق بودم مدتی تفسیر وحدیث و….خواندم بعد که کاکه احمد رایش رادرمورد حدیث واضحتر اعلام نمود کاکه فاروق باهمان روحیه صادقانه خود امراستادراگردن نهاد ودرسال 70
    هم تحقیق وسیعی رادرزمینه حدیث و کفروایمان که ازنظرات بحث برانگیز کاکه احمد
    است راآغازنمودکه آن زحمات وسایر تحقیقهای ایشان که دراردبیل انجام داد برای
    اثبات وتبیین نظرات استاد ورهبرش موجود است واگر خدابخواهد با همکاری برادر
    ارجمند کاکه ناجی دراختیار عموم قرارخواهد گرفت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: