نامه اي سرگشاده به محمد ژيان مفتي زاده

16 اکتبر

بیانیه ی محمد ژیان مفتی ( مفتی زاده )

نامه اي سرگشاده به محمد ژيان مفتي زاده

اشاره: به دنبال  ضرب وشتم و ايجاد مزاحمت هاي تلفني براي عده اي از اعضاي مكتب قرآن كردستان، شوراي اين حركت در محكوميت آن اقدامات غير شرعي وناپسند، بيانيه اي به تاريخ 21/4/1386 منتشر كرد، متعاقب انتشاراين بيانيه، صاحبان آن انديشه و اقدامات غيرشرعي و غيراخلاقي، به جاي ندامت وعذرخواهي از پيشگاه مردم، همچنان برطبل تفرق و كدورت كوبيده و اين بار از فرزند مرحوم كاك احمد مفتي زاده ـ رحمه الله ـ هزينه نموده و نهايتاً بيانيه اي منتسب به ايشان با همان ادبيات هاي  پيشين منتشر ساخت كه مراد و مقصود غايي آن نشانه گرفتن شخصيت«كاك حسن اميني »حاكم شرع مردمي  و عضو شوراي رهبري مكتب قرآن كردستان بود.
به دنبال نشر بيانيه مذكور «علي حسامي» از شاگردان قديمي مكتب و دوستدار آقاي «محمد ژيان مفتي زاده» در نامه اي ايشان را به خويشتن داري و گفتگوي پسنديده و شرعي به جاي خشونت و جدال غير احسن دعوت نموده است . آن چه در پي مي خوانيد متن كامل اين نامه ي سرگشاده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب کاک محمد ژیان مفتی زاده !
سلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
بیانیه ی مورّخه ی 1/5/86 شما را مطالعه کردم. در آخر متن برای «رفع هرگونه ابهام احتمالی» آمادگی خود را اعلام فرموده اید.عبارت اخیر را به فال نیک گرفته و آن را بهانه ای یافتم تا عوض نزاع و جدل غیراحسن که نتیجه ای جز پوشاندن بیشتر حقیقت و خسارت های جبران ناپذیر فردی و اجتماعی را در بر نخواهد داشت به تبادل نظر و گفتگو بنشینیم تا از این راه، با گذر از مجرای صحیح تضارب آراء، دوری ها و عداوت را به تقرّب و نزدیکی بدل سازیم و در چنین فضایی، با دیدگاه های متفاوت یکدیگر آشنا گشته ضمن تعامل و همکاری در مشترکات، از موارد اختلافی نیز استفاده ی بهینه به عمل آورد.که «اختلاف امّتی رحمه».
برادر عزیزم!
همچنان که می دانید آدمی به واسطه ی نیروی تعقّل، تفاسیر، فهم ها و گرایش های گوناگونی را در مواجهه با متون حاصل می کند و از همین رو است که افراد منتسب به مکتب قرآن نیز نسبت به بعضی از آراء کاک احمد، حدّاقل دو دیدگاه بعضاً متفاوتی را داشته و دارند و چون نتوانسته اند شیوه ای درست و راهکار صحیحی را برای تفاهم هرچه بیشتر به کار گیرند دچار فصل شده¬اند و به جای  تقابل آراء و اندیشه که از انضباط و قواعد مشخّصی برخوردار است به برخورد احساسی و درونی و مواجهه با انگیزه ی افراد و مسائل درونی آن ها که از هیچ ضابطه ی مطمئن و مشخّصی پیروی نمی کند، روی آورده اند. لذا اگر بتوان در مکتب قرآن شیوه ی اوّل را یعنی برخورد استدلالی و عقلی برای حل مشکلات ایجاد شده را به کار گیریم زودتر به نتیجه ی مطلوب خواهیم رسید و نوشتن این نامه تلاشی است برای این مهم. بر همین اساس بدون هیچ گونه جانبداری و تعصّبی بر پایه ی استدلال و تعقّل، نکاتی چند را در مورد مطالب شما در این نامه سرگشاده به عرض می رسانم.
1) در پاراگراف سوم آمده «برداشت هر فرد یا گروهی خارج از شوری هیچگونه مشروعیتی ندارد» و در جای دیگر آورده اید که: «با وجود تأکید فراوان کاک احمد بر تخطیط آینده ی حرکت و تعیین کاک سعدی قریشی به عنوان ناظر برای تضمین اجرای درست آن، حسن امینی با این امر مهم شدیداً به مخالفت برخاسته است. زیرا در وضعیت فعلی مکتب قرآن – که در اوایل مرحله ی دعوت است- ادای وظیفه ی نظارت، آنچنانکه کاک احمد مشخّص نموده، مانع از انحراف مسیر حرکت، مطابق امیال و هواهای شخصی وی و امثالش می باشد».
1-1) این دو مطلب با هم تضادّ ماهوی دارند. حتّی نه تضاد، بلکه با توجّه به آراء و نظرات متعدّد کاک احمد، با هم تناقض دارند و نقیض یکدیگرند.
1-2) مرجع ضمیر «آن» در عبارت «کاک سعدی قریشی به عنوان ناظر برای تضمین اجرای درست آن …» مشخّص نیست و معلوم نیست که اجرای درست چه چیزی؟ و اصولاً این چیز هم از کجا نشأت گرفته است؟
1-3) در اندیشه ی کاک احمد، دورانی مماس با دوران رسالت، نه امکان عملی دارد و نه از نظر ذهنی قابل تصوّر است.لذا بایسته نیست مرحله ی اوّل دعوت حتماً با مرحله ی اوّل رهبری مدیریت شود، تا لازم آید اگر دوران مرحله ی اوّل دعوت اسلامی طول کشید، رهبر مجبور باشد برای ادامه ی وظیفه ی رهبریش در مرحله ی اوّل و یا دوم بعد از حیاتش چاره اندیشی کند و تفویض مسئولیّت کند و وکیل یا وصی برای خود انتخاب کند و این عبارت که «ادای وظیفه نظارت آن چنانچه کاک احمد مشخص نموده، مانع از انحراف مسیر حرکت است». ادّعایی است بدون اقامه¬ی ادلّه¬ی محکمه پسند. و به زعم نگارنده این مطلب صددرصد خلاف رأی و نظر کاک احمد، و نقض حرکت شورایی است. در این راستا به سخنرانی مورّخه 23/10/1377کاک عمرشاپری در ردّ نظارت خاصِّ مورد ادّعا مراجعه شود.
2- تفرّق ایجاد شده را عامل کدورت ها و رویارویی های چند ساله ی اخیر دانسته اید.کاملاً صحیح است امّا منشأ تفرّق را باید کنکاش کرد. کاک عمر شاپری در بیانات تاریخ 23/10/1377 خود عامل آن را نظارت می دانند.
نگارنده عامل تفرّق را یک تفکّر خزنده ی درون گرا و افراطی که خود را تنها وارث به حق اندیشه کاک احمد می دانستند می داند. که در موازات فعّالیّت های مکتب قرآن  در زمان خود کاک احمد {در کلاس اول معلمین سال 69-70 ابتدا شخصی پیشنهاد کرده بود که سیره «رمضان بوطی» خوانده شود و کاک سعدی دیوان سنایی و عطار را پیشنهاد کرده بود} و بعد از ایشان نیز فعّالیّت داشتند و کاک سعدی قریشی کلاس هایی را از سال 71 تا سال 75 پنهان از شورای آن زمان تشکیل داده بود. تا اینکه در بهار سال 75، بعد از شهادت کاک فاروق فرساد زمینه را برای اعلام حضور، مناسب دیدند و هنگام برگزاری انتخابات شورا که جمعی در منزل کاک امجد شریعتی تجمّع کرده بودند، کاک سعدی علیه انتخابات که تصمیم شورای وقت بود، قد علم کرد و مانع برگزاری انتخابات شد و کاک امین اکبری و کاک ابوبکر امینی عضو شورای وقت، خودشان را به منزل کاک امجد می رسانند و به اطّلاع کاک سعدی و دوستان        می رسانند که این خلاف مصوّبات شورا است و امری است بر خلاف کار شورایی !؟ تا بالاخره در پاییز 75 انتخابات برگزار گردید و چهار نفر رأی حدنصاب را آورده، برای انتخاب 9 نفر دیگر که می بایست یا به ترتیب آراء انتخاب می شدند یا دوباره انتخابات برگزار می گردید. در یک جلسه 33  نفری که از طرف هیأتِ برگزارکننده¬ی انتخابات آن وقت، به سرپرستی کاک عزیز امینی صورت گرفت با موافقت 18 نفر که 15 نفر آنها عضو لیستی بودند که در آن موقع مخفیانه برای آن ها تبلیغ شده بود و سه نفر دیگر از    هم فکران آن ها تصویب می کنند که
در بین این 28 نفر رأی گیری شود برای 9 نفر باقیمانده (5 نفر دیگر در جلسه فکر کنم سه نفرشان مسئول انتخابات بوده و دو نفر دیگر مهمان یا از خود 5 نفر هیأت برگزارکننده انتخابات بوده اند این را خوب به یاد ندارم) که از این 28 نفر هم ده نفر اعلام می کنند که ما در انتخابات این جلسه شرکت نمی کنیم چون خلاف رأی و نظر کاک احمد و حتی خلاف عرف رایج است. به هرحال توسط همان 18 نفر 9 نفر از همان لیست، تعیین گردید{بر خلاف عرف که منطقی تر آن بود اگر شرایط برای تجدید انتخابات مناسب نبود به ترتیب آراء اعضاء انتخاب می شدند، که در این صورت آن چه موردنظر آن ها بود تحقّق پیدا نمی کرد چون پیش تر تصمیم گرفته شده بود که جمعی از صحنه خارج شوند}و این شورای منصوب شده!!؟؟ بعد از مدّتی نظارت کاک سعدی را به عنوان یک امر حرکتی به تصویب رساند و مخالفتِ با آن، مخالفت و ضدّیّت با کاک احمد و برنامه ی او تلقّی گردید. آیا اخلاق و انصاف حکم می کند که این دوستان را به خیانت و مراوده و همکاری با دشمنان دیرینه و قسم خورده متّهم کرد؟ یا گفته  شود این ها نیّت بدخواهانه داشته اند، و ….؟ پس می توان مجموعه ای از شرایط و عوامل را عامل این تفرّق دانست که همه به نسبتی کم یا زیاد در آن دخیل بوده و هستند. لذا باید با انصاف و عدالت با این قضیه برخورد کرد و این، کار افرادی است منصف و جسور که می باید بر آن چه گذشته است و جزء تاریخ این حرکت گردیده آگاهی و اطّلاع کافی و فهم درست و توان برخورد صحیح داشته باشند «که اقامه ادلّه و تفصیل تاریخی ماجرا برای وقت دیگر اِن شاءا… »
3) مجموعه ی اقدامات آقای حسن امینی از جمله «شرکت در فعّالیّت¬های سیاسی، مبادرت به اجتهادات گوناگون، استناد به روایات، موضع¬گیری صریح در مخالفت با نظر کاک احمد در مورد این که { به گمان من کافری در دنیا وجود ندارد} را از مصادیق خیانت دانسته اید». در کدام فرهنگ لغت و یا کتب اخلاق و آثار کاک احمد، اعلام مواضع صریح و آشکار، از مصادیق خیانت به شمار آمده است؟!! «خیانت مخالفت حق است با نقض عهد در نهان» (به نقل از راغب قاموس قرآن مؤلّف سیدعلی اکبر قرشی) و یا «مخالفه الحق بنقض العهد و السر» (معجم تفسیر مفردات قرآن مؤلّف سمیح عطف الزین).این واقعیت را عرض کنم که مظلوم تر از «کلمه»را تا به حال در تاریخ نه شنیده ام و نه دیده ام مگر کاک احمد به اندازه ی «واژه وکلمه» مظلوم واقع شده باشد!!!
4) «مراوده و همکاری با دشمنان دیرینه و قسم خورده کاک احمد»را از کارهای آقای حسن امینی   دانسته اید. من مطمئن هستم هم شما و هم تمام کسانی که این اتّهام را به زبان می آورند این مسأله را باور ندارند و چنین جبهه-گیری هایی از برخوردها و بازی های سیاسی دنیای امروز است که از آن به عنوان «توّهمِ توطئه» یاد می شود و شاید هدف از آن دشمن تراشی است برای مصارف داخلی حکومت یا حزب و گروه خود جهت توجیه کاستی ها و کم کاری ها و یا فرار از مسؤلیت پذیری و…
5) مبادرت آقای حسن امینی به «اجتهادات گوناگون و متناقض- طبعاً به دلیل عدم صلاحیت- با وصف نهی صریح کاک احمد، نقل و استناد به روایات علیرغم ناتوانی محرز در تشخیص صحت و سقم انتساب روایات مذکور به رسول گرامی اسلام(ص)»را از تقابل ایشان با اصول بدیهی تفکّرات کاک احمد دانسته اید.
5-1) کاک محمد ژیان گیان! همچنان که اطّلاع دارید پدر بزرگوار و دلسوز شما به خاطر مجاهدت و تلاش های طاقت فرسای خویش در جهت خدمت به دین خدا، بندگان خدا و ملّت مظلوم کُرد، با محوریّتِ رفع ستمهای ملّی، مذهبی و طبقاتی از رسیدنِ به تنها فرزندش در بارور کردنِ بار علمی او آن-چنان که خود می خواستند باز ماندند به همین دلیل و به واسطه ی  فشار مضاعفی که از همان دوران طفولیّت به خاطر وضعیت پدرتان بر شما می رفته است همواره مورد احترام بنده بوده و هستید. امّا این ارادت به شما موجب نمی شود که مورد نقد و سؤال قرار نگیرید و یا ما چشمان خویش را بر حقایق بپوشانیم.
برادرم! شما در جایگاهی نیستید که صلاحیّت علمی کسی را تعیین و تأیید کنید آن هم کسی که مرحوم پدرتان، ایشان را به علّت دارا بودن صلاحیّت علمی و تقوی و صفت عدالت، به عنوان حاکم شرع و عضو هیئت افتاء و قضاء تعیین کرده است و سابقه ی فعّالیّت ایشان در این زمینه بالغ بر دو دهه می¬باشد.
5-2) هنگامی که از مصادیق درست و نادرست، صحیح و غلط، خوب و بد، مسئولیت، تکالیف و …. صحبت می کنیم کلّی گویی بسی آسان می نماید امّا زمانی به این نکته می رسیم که: کار خوب و بد و معیار سنجش صواب  و ناصواب چیست؟ و یا کدام فعل وظیفه است و کدام فعل وظیفه نیست؟ واقعاً کار، دشوار شده و پاسخ به آن صلاحیّت علمی و تقوای لازم را می طلبد. کاش به جای این کلّی گویی، شما و دوستان، چند مورد از «اجتهادات گوناگون و متناقض» ایشان را مورد ارزیابی قرار می دادید تا ادّعای شما بیشتر مورد توجّه قرار می گرفت.
5-3) عبارت « با وصف نهی صریح کاک احمد، از نقل و استناد به روایات» نیز جای بحث و گفتگو دارد. باید معلوم گردد که اگر کاک احمد نهی  و منعی را بیان فرموده ناظر به کدام مورد  و در چه زمینه ای است که آن را نیز باید در سیاق کلامشان و با توجّه به بسیاری از مطالب دیگر ایشان در آن زمینه، دریافت تا معنیِ درستِ موردِ نظرِ کاک احمد روشن گردد. اگر این گونه نباشد چنین استنباط می شود که کاک احمد یکی از منابع دینی یعنی سنّت را تعطیل فرموده اند که این وصله به ایشان نمی چسبد. در این رابطه نیز نوار «نیاز به سنّت لفظی و عملی با توجّه به کفایت قرآن »کاک احمد را 
هت تبیین بیشتر این مطالب به شما معرّفی می کنم.
6) در بیانیه ی شماره ی 9 مورّخ 21/4/86 جمعی به نام مکتب قرآن کردستان، مواردی مبنی بر ایجاد مزاحمت تلفنی، تهدید، ترعیب بعضی از ماموستایان و علما و امامان جمعه و … از طرف شورای مدیریت مکتب قرآن بیان شده است. که در بیانیه ی شما، حضرت عالی نه تنها در مورد صحّت و سقم آن موضع نگرفته و به آن نپرداخته اید بلکه به نوعی طفره رفته و اصل مطلب را منحرف کرده اید. اگر چه انتظار  می رفت که شورای مدیریت در این زمینه اعلام نظر می کرد که اگر این خبر، صادق است مبنای تصمیم گیری و دفاع دینی و حرکتی آن ها بر چه اصولی استوار بوده است و اگر چنین مواردی را اشتباه می پندارند ضمن عذرخواهی، از پیامدها و عواقب ناخوشایند آن پیش گیری به عمل می آوردند و یا اصلاً آن را تکذیب می نمودند.
7) بیان کرده اید که : «همچنین استناد حسن امینی به اظهارات محبّت آمیز کاک احمد نسبت به وی و خانواده اش و آن را وسیله ای برای تقرّبی بیش از دیگران به پدرم دانستن نیز هیچ وجهی ندارد» پس شما هم به این معترف و معتقدید که محبّت کاک احمد نسبت به هرکس هیچ گونه شخصیّت حقیقی و یا حقوقی ایجابی و یا سلبی برای کسی ایجاد نخواهد کرد و استثناپذیر هم نیست اگر چنین است از طریق عقل می توان دریافت که یک بام و دو هوا که نیست. پس باید در ارزیابی هایمان، میزان التزام عملی فرد در برابر مسلّمات دینی، اخلاقی و عقل را ملاک قرار داد و نه تنها تمام موضع گیری هایی را که بر مبنای احساس و حُب و بُغض صورت می گیرد بی ارزش دانست بلکه باید کاری کرد که در برابر قضایا، برخوردی که ضابطه مند و قانون مدار و میزان پذیر است صورت گیرد.
8 ) آورده اید که: «عتاب های تند کاک احمد، از جمله در طرف دوم نوار هفتم مجموعه ی مشهور به هشت نواری خصوصاً به حسن امینی این شبهه را به خوبی رفع می کند».
طرف دوم نوار با این بیت شروع می شود که:
هیچ دوشمنی هه زار یه کی نه فست شه رری نیه
    چونه له شوینی ئه مری، دلت بی سه قام ئه بی

خلاصه و لُب مطالب ذکر شده در این نوار این است که:
– تمام سفارش من این است که: «اقتلوا انفسکم»
– نامه ها خیلی فشرده هستند و شیره ی مطالب من برای خدمت به دین خدا و بندگانش همین نامه رهاست و احتیاج به بررسی جمعی دارد. مثلاً  گاهی جمله ای را ذکر کرده ام که یک کلمه ی آن اشاره دارد به اصلی از اصول الفقه و تا زمانی که شما آن اصل را بلد نباشید نمی توانید از نامه ها درک درستی حاصل کنید که حصول چنین نتیجه ای نیز مستلزم تبادل نظر و هم فکری افرادی است که بر بسیاری از مطالب کتاب و سنت آگاهی دارند البته این امر نیز می باید به وسیله ی افراد «ده نفرید، دوازده نفرید»و پس از بررسی و شَور در مورد برداشت های گوناگونی که از تفسیر متون پیدا می کنند صورت گیرد تا هرگاه به یک نتیجه ی واحد رسیدند آن را اعلام کنند که این مایه ی خیر و برکت است.
– تشکیلات، ماهیت و خصوصیت حکومت را دارا است. افراد تشکیلات زده، می خواهند مرا بُت کنند. ولی من می خواهم نه خود، بُت شوم و نه دیگران. همواره نگران این مسأله بوده ام که مبادا بعد از خودم رهبر تشکیلات دستوری صادر کند و آن گاه گفته شود: مرکزیت دستور داده است و واجب الاطاعه است.
– به هیئت افتاء و قضاء پیش تر از آن ها هم، بارها و بارها گفته ام «مه شقوله زمه م بی ئه گه ر قسه ی من به  غه له ت بزانی و فتوای پی به ی»
– وقتی تزکیه شده اید که عملتان مبتنی بر ایمان باشد و ایمان هم مربوط به ذهن و قلب است.
– هنگامی که تشکیلات زدگی و نظم آن روی بنماید بی آن که خود نیز بخواهید دچار امراض تشکیلاتی هم خواهید شد، هم چنان که من نیز به آن مبتلا بوده و در این راستا تجربه هایی را کسب نموده ام البته این، به آن معنی نیست که از همه کس سلب صلاحیت کنم. مگر من خود تجربه نکرده ام و از نزدیک نبوده ام که مدّتها کاک حسن حاکم شرع بوده است؟ من نگران نیستم. واللهی می دانم از آن وقت که کاک حسن حاکم شرع بوده، مطلقاً فکر استثمار برایش مطرح نبوده است. و مطمئن هستم که به هیچ یک از هواها نیز دچار نشده است.
«هوا یعنی انحراف از خط عقل، چه به طرف نفس چه به طرف قلب که هر دو مردود است».
– به خدای متعال اگر بدانم بُت و قدرت پرستی در میان شما رُخ می نماید اعلام می کنم که احدی منسوب به من نیست.
کاکه گیان! باید خیلی مراقب بود تا به خاطر دلیل تراشی و توجیه اقدامات خود، کاک احمد را ضایع نکنیم و ایشان را به تناقض گویی، پنهان گویی و خداناکرده دوپهلو برخورد کردن متهم نکنیم.اولاً در این نوار از مجموعه نوارهای 9/10/69 که یک بحث عمومی است، عتاب صریحی به نسبت کسی فهم نمی شود.و اگر هم با کنایه و شواهدی بخواهیم چنین استنباطی داشته باشیم باید قرینه ی آن را پیدا کنیم.آخر کسی که مطلقاً فکر استثماری نداشته باشد و در قضاوتش دچار هوا نشود و در فتوا دادن ملزم به آن است که خود درست بودن آن را تشخیص دهد …. چگونه ممکن است در پی بُت شدن باشد آن هم کسی که کاک احمد دو ماه و چند روز پس از آن در نامه ی  مورخه ی 15/12/69 وی را این گونه مورد خطاب قرار داده است که:
کاکه گیانه که م!چیت له ته ک ده رو ده رونی خوت کردوه وا ئاوا هه ر ره حمه تی خوایه ئه رژی به سه رتا و دلت هه ر له به ره وه گه رمتر وه به حال تر ئه وی، به راستی گیانه شیرینه که م ! جار بو جار که ئه ت بینم زورتر دلم پیت خوش ئه بیت و چاوم پیت روشن ئه بیته وه»
آخر بعضی از خصوصیات با قلب سالم سازگار نیست، بُت شدن و قدرت پرستی کی با ایمان هم سنخ است؟ کی رحمت خداوند بر سر بُت سازانِ بُت شده، سزاوار باریدن است. حیف است از کاک احمد هزینه کردن!
آن چنان که کاک احمد در قسمت اوّل همان نوار مورد اشاره به کاک فواد می گویند:
«تو اگر از دین و ایمانت دفاع می کنی، باید بدانی طبق کدام استاندارد و با کدام چارچوبی داری دفاع  می کنی. چارچوب اسلام است و بس اگر طبق آن ضوابط عمل کنی آن موقع دفاع تو درست و گرنه غلط است». (در عتاب صریحی به کاک فواد روحانی برای رعایت نکردن ادب اسلامی در برخورد با کاک هادی مرادی که از کاک فواد بزرگترند و در معارف و علوم اسلامی از کاک فواد آگاه تر و عالم ترند).
چگونه است که کاک احمد کسی را که روحیه ی بُت ساختن و بُت شدن دارد چنین مورد خطاب قرار  می دهد که:
«جانِ دلم!هر وقت تو را می بینم امیدواری و دل خوشیم  بیشتر می شود و دیدگانم به دیدار تو روشن می گردد.»
آیا این گونه از آثار و شخصیّت پدرتان دفاع می کنید!؟!برخوردهایی را که شما به آن اشاره دارید و از دیگران هم شنیده ام حتی از افراد دیندار بسیار معمولی هم بر نمی آیی. چه رسد به متفکّر بزرگ اسلامی و معلم ادب و اخلاقی چون کاک احمد!!درددل خود را این گونه می توان بیان کرد که: به راستی کاک احمد در زندان دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه محبوس شده است!!!
این را می دانید که از دیدگاه کاک احمد حجیّت عملی مهم تر از حجیّت عقل و ذهنی است. یک سؤال صمیمانه از خودتان بپرسید راستی این برخوردهای دوستداران و شاگردان کاک احمد در چند سال اخیر و همین بیانیه ی شما چقدر با ضوابط ترسیم شده ی کاک احمد برای رابطه ی افراد مکتب با غیرخود، منطبق است؟!
9) آمده است که: «حسن امینی نه تنها یار شاطر به حساب نمی آمده بلکه غالباً بار خاطر گشته است» و جهت اثبات این ادعا نمونه هایی را از قبیل ابلاغ نکردن اعلامیه ی کاک احمد در مورد عدم انتساب سازمان پیشمرگان دولتی به ایشان و همچنین پذیرفتن پست مشاور مذهبی استانداری را از جانب کاک حسن بیان داشته اید.
در این مورد نیز همچون موارد متعدّد دیگر، که از ذکر آن ها خ
ودداری کرده و به آن ها نپرداخته ام ابتدا نمی-خواستم چیزی بنویسم که چنین تصوّر رَوَد که از دیدگاه و موضع خاصّی دفاع می کنم. امّا برای    این که بتوانیم مقداری وسعت نظر داشته باشیم نکاتی را عرض می کنم.
الف) یک اصل اخلاقی مورد تأکید سنّت و مورد دقّت کاک احمد و علمای اخلاق این است که: باید خطاهای بزرگ دیگران را کوچک، و اشتباهات کوچک خود را بزرگ شمرد و برعکس بایدمحاسن بزرگ خود را کوچک دانست و نیکی های کوچک دیگران را بزرگ به شمار آورد.
ب) اگر بدون در نظر گرفتن توجیهات کاک حسن امینی هم، آن دو کار را صددرصد خطا بشماریم، مگر غیر این است که خود کاک احمد آن ها را طبیعی دانسته و پذیرفته و وی را مورد سرزنش قرار نداده است؟
ج) آیا میشود کسی دهها و صدها حسن بزرگ  داشته باشد و ما همه ی آنها را نادیده بگیریم و دو خطای اجرایی، نه فکری و عقیدتی را آن قدر بزرگ جلوه دهیم و شخصیّت فکری و عقیدتی وی را زیر سؤال ببریم؟ کدام یک از ما از چنین خطاهایی اجرایی مصون مانده ایم و حتی بزرگتر از آن را انجام نداده ایم؟ مگر کاک احمد نمی گویند که: – غالباً در تاکتیک ها اشتباه کرده ایم؟ مگر بارها خود را سرزنش نکرده است؟ چرا از او تواضع و فروتنی را یاد نمی گیریم؟
قصد موشکافی و تدقیق در متن شما را ندارم لیکن شما کارهای کاک حسن را با فعل ها و مواضعی که دوستان شما در یک سال اخیر در پیش گرفته اند مقایسه کنید و صادقانه پاسخ دهید که کدام مورد،    زیان بارتر است و کدام یک جایگاه و پایگاه کاک احمد و مکتب قرآن و دین را بیشتر تضعیف کرده اند؟ مواضع کاک حسن یا برخورد با مردم و ملای یه ک شه وه، و توجیه آن از سوی کاک سعدی قریشی و پخش سی دی آن، برخورد با ملای اورامانات، و همین مزاحمت های متعدّد و مکرّر تلفنی به افراد در   نیمه های  شب و …؟
10) یک قاعده ی مهمّ اخلاقی این است که: «با دیگران به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند» اگر به این قاعده توجّه شود کسی مرتکب ظلم نخواهد شد. چون هیچ کسی دوست ندارد مظلوم واقع شود و… پس کسی که ادّعای انسانیت، جوانمردی و اخلاق دارد و مدّعی رفتار دینی است باید حدّاقل این قاعده را رعایت کند.
برادرم ! عزیزم! ارزیابیمان از مسایل باید خیلی دقیق و منصفانه باشد.
چنین به نظر می رسد که به سبب اشاره شدن به بعضی از خویشاوندان سببی تان در آن بیانیه این قدر به خشم آمده اید و چنین موضع شدید و خصمانه ای را در پیش گرفته اید. نمی دانم نام بردن افرادی به عنوان خویشاوند سببی شما ماصدق کذب و افتراء است یا خیر؟ خوب، حالا اگر شما جای آقای حسن امینی بودید، دوست داشتید چگونه با شما برخورد شود؟ و در قبال این برخوردها چه عکس العملی را از خود بروز می دادید؟ مطمئناً عکس العمل های شما با خویشتن داری های فراوان کاک حسن بسیار متفاوت خواهد بود چرا که من خود بارها شاهد این واقعیّت بوده ام که آقای حسن امینی در  مجالس ترحیم وابستگان افرادی که با وی از در ناسازگاری در آمده اند شرکت کرده و حتی مورد بی-مهری آنان نیز قرار گرفته به گونه ای که این دوستان دیرین و بعضاً شاگردان پیشین ایشان که صاحب عزا نیز بوده اند با ورود ایشان محل را ترک کرده و پس از ترک مجلس از جانب آقای حسن امینی، به آن مجلس باز گشته اند و یا به کرّات اتّفاق افتاده است که ایشان به کوچکتر از خود سلام کرده و اصلاً جواب آن را که واجب می نماید نشنیده است؟ آیا به راستی با این قاعده ی اخلاقی، ما هم دوست می داریم این گونه با ما برخورد شود؟!
سخن را کوتاه می کنم.جای بسی تعجّب است که چرا همگی دچار حیرت و سرگشتگی شده ایم. خیلی کارها را انجام داده ایم و می دهیم که مطلوبمان نیست، راستی کمی فکر کنیم: این شیوه های برخورد ما با مسایل، چه دردی را دوا کرده است؟ چه مانعی را در مسیر حرکت و دعوت برداشته است و یا چه منافعی را کسب کرده ایم؟ لازم به یادآوری است که کاک احمد از یک طرف دو وظیفه مهّم بالفعل یعنی تزکیه خود و دعوت دیگران را برای افراد حرکت لازم دانسته اند و از طرف دیگر برای تحقّق آرمان های حرکتی خویش که همان تلاش و مجاهدت برای رفع ستم های ملی، مذهبی و طبقاتی در جامعه ی انسانی است تکالیفی را وضع فرموده اند. حال باید از خود پرسید که چند درصد از این برخوردهای چند ساله ی ما در راستای این وظایف و تکالیف بوده اند؟ ما به یک نقد صمیمانه و کارشناسانه نیازمندیم تا آسیب های حرکت را بشناسیم و بر پیکره ی این حرکت آفت زده، آفت زدایی کنیم. تقصیر و قصور را بر گردن دیگران انداختن کار دشوار و سختی نیست. بلکه فرار از مسئولیّت است، لازم است مقداری به خودمان بیاییم و متنبّه باشیم. این راهی را که در پیش گرفته ایم به ترکستان هم نیست، و نه تنها ما را به مقصد نرسانده است بلکه ده ها و صدها زیان فردی و جمعی را به بار آورده است. این خطاها را نباید به گردن یکی انداخت. مطمئن باشیم ادامه ی این وضعیت، نه مقبول خدا است و نه مورد اقبال این مردم. بس کنیم، از تمام برادرانی که دغدغه ی فکری آن ها دین و بندگان خدا است و خود را مدیون تلاش این مجاهد نستوه و خستگی ناپذیر و متفکّر و اندیشمند و دلسوز بشریّت می دانند و تلاش های ایشان را پاس می دارند تا مرگ فرا نرسیده و حیاتی باقی است، بخواهیم همّت کنند و چاره ای بیندیشند و با هم، این حرکت و در نهایت دعوت اسلامی را در کردستان از بحران نجات دهیم.
خدایا، حق را آن چنان که هست برایمان نمایان بفرما و توفیق تبعیّت از آن را بر ما ارزانی بخش و باطل را و آن چه که مطلوب بارگاه
احدیت تو نیست بر ما روشن و آشکار بنما و ما را توفیق دوری از آن ده.

والسلام علیکم و رحمةا… و برکاته
والسلام علی من اتبع الهدی

برادر همیشگی شما علی حسامی

بدون پاسخ to “نامه اي سرگشاده به محمد ژيان مفتي زاده”

  1. تمامیت عشق اکتبر 16, 2007 در 2:53 ب.ظ. #

    با 12 پست به روزم:
    زن در کتب شیعی
    درباره ی امام علی در کتب شیعه
    كارهاي مهم امام زمان پس از ظهور
    آداب غذا خوردن در حیله المتقین
    اصول کافی
    امام زمان را یک زن ایرانی شهید خواهند کرد
    توصیه های امامان من باب جماع
    امام زمان چگونه بدنیا آمد
    فرازهایی از حلیه المتقین در باب جماع و زفاف
    سیمای زن در نهج البلاغه
    پیامبران خدا در کتابای شیعه
    معرفی امام صادق در کتب شیعه
    حقانیت رو حال کنین

  2. تمامیت عشق اکتبر 16, 2007 در 2:56 ب.ظ. #

    با 12 پست به روزم:
    زن در کتب شیعی
    درباره ی امام علی در کتب شیعه
    كارهاي مهم امام زمان پس از ظهور
    آداب غذا خوردن در حیله المتقین
    اصول کافی
    امام زمان را یک زن ایرانی شهید خواهند کرد
    توصیه های امامان من باب جماع
    امام زمان چگونه بدنیا آمد
    فرازهایی از حلیه المتقین در باب جماع و زفاف
    سیمای زن در نهج البلاغه
    پیامبران خدا در کتابای شیعه
    معرفی امام صادق در کتب شیعه
    حقانیت رو حال کنین

  3. عبدالرحمن عمر اکتبر 16, 2007 در 10:42 ب.ظ. #

    مقام عبدالرحمن عوف بعد از نبی اکرم و شیخین افضل بر تمامی مردم بود
    و فاروق اعظم ایشان را در شورای خلافت بر 5 نفر دیگر برتر قرار داد

  4. عراقی اکتبر 16, 2007 در 10:49 ب.ظ. #

    متوجه منظور شما نشدم
    اگر اشتباهی در راه وحدت کرده ام عمدی نبوده لطفا مورد را بفرمائید که یا توضیح دهم و از خود دفاع کنم یا حود را اصلاح کنم
    شما هم زود قضاوت نکنید متشکرم

  5. ایرانی اکتبر 16, 2007 در 11:32 ب.ظ. #

    نظری داده بودی در وبلاگ من قبل از اینکه مطلب را من ببینم برادر خوبم یار علی مشاهده کرد و جوابی بسیار زیبا به شما داده خوب است ببینید شاید توانستید جوابش را بدهیدالبته گمان نکنم جوابی منطقی داشته باشید مگر مغلطه هایی نظر عمر .. و امه

    منتظر جواب شما !!

  6. عبدالرحمن عمر اکتبر 16, 2007 در 11:38 ب.ظ. #

    عبدالرحمن از قبیله بنی زهره، پسر عموی سعد بن ابی وقاص و داماد عثمان بن عفان می باشد.
    وی از نخستین مهاجران بوده و در بیشتر جنگها همراه پیامبر شرکت داشت.
    پس از رحلت رسول خدا، عبدالرحمن با چند تن دیگر از مهاجران در سقیفه حاضر شد و از بیعت، با ابوبکر جانبداری کرد. وی از هواداران خلیفه اول و دوم بود.
    هنگامی که خلیفه دوم ضربت خورد اعضای شورای شش نفره تعیین کرد و گفت: اگر سه نفر با یکی و سه نفر دیگری با شخص دیگر بودند، سه نفری را انتخاب کنید که عبدالرحمن بن عوف با آنهاست.
    دو نامزد اصلی در جریان تعیین خلیفه امام علی و عثمان بن عفان. بودند.
    شرط سپردن خلافت به امام علی علیه‌السلام:
    عبدالرحمن سپردن خلافت به امام علی را مشروط به عمل به کتاب خدا، سنت رسول و سیره ابوبکر و عمر نمود که امام شرط سیره ابوبکر و عمر را نپذیرفت.
    در عوض، عثمان آنرا پذیرفت و عبدالرحمن با او بیعت کرد و بدین ترتیب عثمان خلیفه مسلمین گردید.
    امام علی به عبدالرحمن فرمود:
    تو عثمان را برگزیدی تا خلافت را پس از خود به تو بازگردانددنیا را به کامش کردی، این نخستین روزی نیست که شما بر ضدّ ما به پشتگرمی یکدیگر برخاسته اید فصبرجمیل والله المستعان.
    سپس حضرت از خداوند خواست تا میان آندو دشمنی پدید آورد.
    در دوران اولیه خلافت عثمان، عبدالرحمن به خوبی از عطایای او بهره مند بود که به نحوی که عثمان در حدود000/560/2 دینار به وی بخشید. اما در اواخر عمر بر سر مسائلی از جمله مسئله خلافت عبدالرحمن پس از عثمان بین آندو اختلاف و دشمنی پدید آمد. عبدالرحمن عهد کرد که هرگز با او سخن نگوید.
    پس از مدتی عبدالرحمن بیمار شد و عثمان به عیادتش رفت، اما او رو به سوی دیوار کرد و با وی سخن نگفت.

  7. حامد اکتبر 17, 2007 در 7:53 ق.ظ. #

    سـلام

    حـضـرت امام صـادق (ع) : وقـتـى كه مشغول نماز مى شوى ، مثل كسى نـمـاز بـخـوان كه وداع كند با نماز و ترس آن دارد كه ديگر بـه آن نـرسـد!

    مطلب به روز: «احاديث حضور قلب در نماز»
    وبلاگ شوق رضوان

  8. یکی از پیروان کاک احمد مفتی زاده اکتبر 17, 2007 در 10:15 ق.ظ. #

    به نام خدا ___ سلام علیکم! همه دوستداران حقیقی راستی و حقیقت را به توجه و عمل به آیه :» فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» فرا می خوانم‘ یک نمونه برای این مورد ‘ مطالعه و بززسی دقیق و به دور از حب و بغض آثار مرحوم کاک احمد مفتی زاده‘ برای شناخت اسلام بدون افراط و تفریط ‘و در صورت باور به آن به عنوان قول احسن‘ پیروی آگاهانه و عاشقانه از آن برای رسیدن به سعادت هر دو جهان ‘ و دعوت حکیمانه مردم به آن میباشد. به امید هدایت و سعادت همگان!
    خدا نگهدار

  9. انصاف اکتبر 17, 2007 در 12:07 ب.ظ. #

    به نام الله / آقای ناجی کرد به جای دفاع از دشمنان الله و کافران از خدا بی خبر

    همچون احمد کافر زاده به دفاع عقاید حق مذهبمان اهل سنت و جماعت

    بپردازید.جامعه اهل سنت نفرت خود را از عقاید گمراه گر و کفر آلود منافق صفتانه ی

    احمد کافر زاده اعلام کرده.از شما انتظار نداشتم.شما را به الله انصاف پیشه

    کنید.برای آگاه شدن ار دیدگاه اهل سنت نسبت احمد کافر زاده به سایت زیر

    مراجعه کنید

    http://www.eeman.ir

  10. یارعمر اکتبر 17, 2007 در 3:29 ب.ظ. #

    عبدالوهاب چه نازه
    کودنی حقه بازه

    ور میزنه به شیعه
    از بس زبون درازه

    عامل انگلیسه
    زندگی اش یه رازه

    برای صهیونیستها
    دین جدید میسازه

    آل سعود آشغال
    حامی این گرازه

    عمرش رسید به آخر
    بسته شد این مغازه

    بند باز رفته جهنم
    یه گاو رسیده تازه

    (رهگذر ) عبد زهراست
    شعر قشنگ میسازه

  11. محمد اکتبر 18, 2007 در 8:17 ق.ظ. #

    سلام

    اگرمی خواهیدبازهم ازظلم هایی که براهل سنت می شودآگاه شوید

    اگرمی خواهیدلیست شهدای اهل سنت رابدانید

    بامطلبی دیگربه روزم

    وبه من یاری رسانیددردانستن وشناختن این شهدا

  12. ناجی کرد به انصاف اکتبر 18, 2007 در 11:35 ق.ظ. #

    برادر گرامی طرح چنین سخنانی در وبلاگ از شخصی چون شما کاملا بعید بود
    بنده به یکباره شوکه شده و جا خوردم
    شما که خود را داعی صلح و اتحاد اهل سنت می دانید و از اهل سنت دفاع می کنید چگونه است که در میان اهل سنت تفرقه انگیزی می کنید
    علی ای حال در وبلاگ معنای توحید به سخنان شما پرداخته ام که از شما می خواهم مطالعه فرمایید
    توهین و تکفیر برای هیچ کس جایز نیست
    این را من نگفته ام
    علمای سلف چنین نظری داده اند
    می توانی در وبلاگ معنای توحید مشاهده کنید
    و السلام علی من اتبع الهدی
    ناجی کرد

  13. ناجی کرد اکتبر 18, 2007 در 11:37 ق.ظ. #

    در ضمن برادر گرامی
    شما سایتی را مرجع خود قرار داده اید که در مشهد به ثبت رسیده و تنها مطالب آن ها جرح و تعدیل علما و گروه های اهل سنت است
    اخوان المسلمین
    مکتب قرآن
    از آن دسته اند
    و شیعیان که در جای خود

    پس مشاهده کنید که در انتخاب سایت مرجع خود هم دچار گمراهی هستید
    و من الله توفیق و الهدایه

  14. ناجی کرد اکتبر 18, 2007 در 11:41 ق.ظ. #

    در ضمن به همان سایتی که شما آن را مرجع خود قرار داده اید جوابی داده ام

    به متن عبدالمتین و همفکرانش بدانند ( در همین وبلاگ)
    و
    بررسی مجموعه موارد اختلافی بعضی از برادران با عقاید کاک احمد ( در همین وبلاگ)
    رجوع کنید

  15. حبیبی اکتبر 18, 2007 در 1:06 ب.ظ. #

    سلام

    با مطلبی جدید آماده پذیرایی از محبت های شما هستم

    «معنای حقیقی توحید(1)»

  16. امیه اکتبر 18, 2007 در 10:54 ب.ظ. #

    به خاطر اعتراض به حرمتی برادرمان ناجی کرد وبلاگ معنای نبوت را تعطیل کردیم ودیگر در وبلاگ معنای توحید نظر نمی گذاریم
    وبلاگ معنای نبوت را تعطیل کردیم
    وبلاگ معنای نبوت را تعطیل کردیم
    وبلاگ معنای نبوت را تعطیل کردیم
    وبلاگ معنای نبوت را تعطیل کردیم

  17. عبد الحق اکتبر 20, 2007 در 9:45 ب.ظ. #

    بهتر بود ابتدا نامه ی حه مه ژیان را درج میکردید
    آنگاه جوابیه اش

  18. اسامه نوامبر 10, 2007 در 9:06 ق.ظ. #

    با سلام‘ برای اطلاع دقیق و صحیح از افکار کاک احمد مفتی زاده به سایت مکتب قرآن : http://www.maktabquran.org مراجعه کنید.

  19. محمد نوامبر 10, 2007 در 10:44 ق.ظ. #

    سلام علیکم‘ شما که نامه سرگشاده به محمد ژیان را در سایت خود قرار داده اید‘ چرا برای اطلاع بهتر و کاملتر از علت نوشتن نامه توسط کاک محمد ژیان تنها فرزند و نیز پیرو صادق مرحوم کاک احمد مفتی زاده ‘ نامه خود کاک محمد ژیان را مانند همین نامه به اصطلاح سرگشاده در سایت خودتان به طور مستقیم قرار نداده اید؟

  20. ناجی کرد به برادر گرامی محمد نوامبر 10, 2007 در 11:31 ق.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرجیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    دوست عزیز
    دلیل امری که فرموده اید واضح است
    چون فایلی که در سایت مکتب قرآن مبنی بر نامه ی کاکه ژیان قرار دارد با فرمت pdf است . لذا به صورت تایپی نیست که بتوانم آن را در وبلاگ قرار دهم .
    با تشکر

  21. ناجی کرد نوامبر 10, 2007 در 12:21 ب.ظ. #

    در ضمن برادران
    شما می توانید با کلیک بر روی ( بیانیه ی محمد ژیان مفتی ( مفتی زاده ) ) آن را مطالعه کنید
    بنده آن را برای دانلود قرار داده ام
    و شخص باید اول آن را دانلود کند
    احتمالا به آن توجه نکرده اید . برای همین کلمه ی دانلود را پس از آن قرار می دهم تا متوجه شوید
    با تشکر
    ناجی کرد

  22. محمد نوامبر 12, 2007 در 12:44 ب.ظ. #

    با سلام, می خواهم نظر واقعی شما را در باره نامه کاک محمد ژیان و کلا در باره مکتب قرآن بدانم , گر چه تا حدود زیادی از نحوه بیان شما این امر مشخص می شود. مثلا از قرار دادن نام فردی همچون حسن امینی در کنار شخصیتهای بزرگ اسلامی معاصر می توان به این قضیه پی برد.

  23. اسامه نوامبر 13, 2007 در 9:42 ق.ظ. #

    سلام علیکم, برادر ناجی کرد و سایر اداره کنندگان این سایت, توجه شما را به آیه : فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه … و عمل صادقانه به آن جلب میکنم, این را از آن جهت می گویم که شما با انتخاب نام مرحوم کاک احمد مفتی زاده برای سایت خودتان , ظاهرا تا حدودی به آن عمل کرده اید, اما با قرار دادن نام حسن امینی , برای پیروان واقعی مرحوم کاک احمد مفتی زاده معلوم می شود که از قضایای پیش آمده بعد از فوت کاک احمد بیخبر هستید. بنا بر این از شما خواهش می کنم صادقانه و برای رضای خدا در پی کشف حقیقت و عمل به آن در این قضیه و سایر قضایا باشید , توفیق شما و خودم و همگان را برای نیل به حق و حقیقت و عمل به آن از خداوند متعال خواستارم .

  24. ناجی کرد نوامبر 13, 2007 در 6:57 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادران گرامی
    نمی دانم چرا این قدر بر کاک حسن امینی می تازید در حالی که کاک احمد خود ایشان را حاکم شرع مردمی کردستان قرار دادند
    (می توانید به نامه های کاک احمد مراجعه کنید)
    این را که نمی توانید منکر شوید
    من کاک حسن امینی کاک فواد روحانی کاک سعدی قریشی کاک کمال احمدی و … را علمای مکتب قرآن و پیروان کاک احمد می دانم و به خود اجازه نمی دهم به هیچ یک توهین کنم
    اما چون از این سه تن (آخری) که خدمتتان عرض کردم مطلبی در اختیار ندارم لذا نتوانستم در وبلاگ قرار دهم . از سایت مکتب قرآن (پیروان کاک سعدی) هم خواستم که نظرات یا زندگی نامه ی کاک فواد یا کاک سعدی را در اختیار من بگذارند تا در وبلاگ قرار دهم اما جوابی نشنیده ام
    در ضمن سایت مکتب قرآن ( منسوب به پیروان کاک سعدی) هیچ مطلبی در رابطه با کاک احمد در اختیار ندارد و خود را منتشر کننده ی عقاید کاک احمد می داند (فقط عکس ها و نوارهای ایشان را در وبلاگ قرار داده اند) که از این بابت از آن ها انتقاد دارم
    اما باز هم جوابی نیامد
    به هر حال
    من خودم را تا آن اندازه نمی بینم که بخواهم با یکی دوست و با دیگری (خدای نکرده) دشمن باشم
    هر دو گروه را دوست دارم
    و توهین و تهمت و غیبت بیزارم
    کاک حسن امینی و کاک فواد روحانی با ما رابطه ی خانوادگی دارند لذا بر هر دو طرف شناختی نسبی دارم اشهد بالله از آنان چیزی مشاهده نکرده ام که بخواهم از آنان متنفر شوم
    پس به جای تفرقه و دوبه هم زنی ( که کار مشرکان است بنا به گفته ی قرآن) بیاییید با هم متحد شویم نه این که کسی را متهم به خیانت یا متهم به دروغ گویی و … کنیم
    با تشکر

  25. ابوبکر نوامبر 18, 2007 در 4:40 ب.ظ. #

    با سلام. برادر ناجی کرد‘ تنها داشتن روابط خانوادگی برای آگاهی از شخصیت افراد کافی نیست‘ در صورتیکه من اشخاصی را می شناسم که سالها با کسانی که شما نامبرده اید ( از هر دو طرف ) روابط و دوستی بسیار نزدیک داشته اند و جدا از شناخت نسبی از شخصیت و آرا’ کاک احمد مفتی زاده‘ بدلیل همین شناخت نزدیک و طولانی اکنون با حسن امینی هیچ رابطه ای ندارند چون او را خائن به کاک احمد و پیروانش میدانند‘ و در عوض به تبعیت از نظرات و آرا’ صریح کاک احمد‘ همراهی و همفکری کامل با شورای مدیریت مکتب قرآن را برای خود واجب میدانند. یکی از نمونه های بسیار مشخص و واضح ‘ تنها فرزند مرحوم کاک احمد‘ کاک محمد ژیان می باشد.

  26. اسامه نوامبر 29, 2007 در 1:26 ب.ظ. #

    با سلام. برادر ناجی کرد بیایید به جای اینهمه جدل بی نتیجه در اینترنت‘ آنچنانکه خود ادعا کرده اید ‘ عملا و برای رضای خدا و تمییز صحیح از سقیم ( هدف پیروان راستین کاک احمد مفتی زاده منجمله کاک هیوا از سنندج فقط همین است ) با ایشان حضوری و رو در رو بحث کنید تا نتیجه عملی و خداپسندانه بدست آید . منتظر اعلام قبول این امر خیر خواهانه از طرف شما هستیم . خداوند متعال اذهان وقلوب همه ما را با نور معرفت و هدایت روشن گرداند . الهی آمین

  27. جوانا فوریه 5, 2008 در 3:34 ق.ظ. #

    آراء ونظریات کاکه احمد ، که حکم حجیت نسبی را دارند وطبق نص صریح کاکه احمد تمامی پیروان باید خودرا ملزم به رعایت و قبول آن بدانند :
    • وظیفه مان « تزکیه » خود، و دعوت و هدایت دیگران است، بدون فعالیتهای سیاسی / تکلیف مطمئن شما این است که : بطور کلی، از « سیاست » کنار بکشید ( نامه شماره 2، ص 4 ) ، ( ن2 ، ص 6 ) ، ( ن 7 ، ص 8 ، س 29 )، ( ن8، ص 7، س 35 )و…….
    • همه از شوری ، پیروی کنید- چه اعضاء دو مجموعه، وچه سایر خواهران و برادران / وظیفه هر مسلمانی را که به حجیت نسبی مسیر ما ، باور دارد، در همان نامه حاوی بحث از شوری و وظایف یاران در قبال آن ، بیان کرده ام. خلاصه اینکه : تبعیت از شوری در همه تصمیمات تصویب شده ، واجب است؛ مگر اینکه : باخبره ای آگاه، رایی را نادرست داند؛ که بطریق مشروع – که گفته شد – در اصلاح می کوشد.پس از اقدام مشروع ، در فرض عدم توافق، در امور فردی تابع آنچیزی است که« حق » می داند؛ ودر امور جمعی تابع شوری (ن 2، ص 8، س 29 / ن 5، ص4، س29 و ….. )
    • پس باز تاکید می کنم که : به کتاب و سنت، فتوی ندهید؛ و به روایات استناد نکنید ( ن 6، ص 4و5و6 ) ، ( ن 6، ص 6، پاراگراف 2 ) ، ( ن9، ص 3، پاراگراف 2 )و…………
    • هر کس که علاقه به هم مسیری با این برادرش رادارد، خود را ملزم به رعایت و قبول این مطالب میداند. ( نامه 11 )
    • شرایط جایز بودن نماز جمعه : امام منتخب مردم باشد نه منتخب حکومت، سخنران پیش از خطبه نداشته باشد ، در آن شعار نداده شود ( که بوضوح نماز جمعه های اکنون ایران فاقد این شرایط می باشد
    • طبق نظر کاکه احمد؛ قرنهاست که هیچ انسان کافری به دلیل تجلی نیافتن کامل و همه جانبه حق وجود ندارد ( نوار کفر وایمان )

  28. جوانا فوریه 5, 2008 در 3:35 ق.ظ. #

    برای فهم دقیق تر آراء و نظریات کاکه احمد، توصیه می کنم که دوستان ازنامه ها و نوارهای کاکه احمد، خصوصا؛ سالهای اخیر استفاده کنند. با توجه به اشارات فهرست وار به بعضی آرا و نظریات کاکه احمد، که مبانی فکری « حرکت مکتب قرآن » می باشد، از یک سو و ادعای آقای حسن امینی مبنی بر پیروی از کاکه احمد و دامنه دادن به فعالیتهای سیاسی، تکرو ، مغایر و متناقض باآراء و مبانی فکری کاکه احمد ازسوی دیگر، مارا به حرکتی مرموز و خاینانه رهنمون میسازد که حسن امینی نسبت به فکر وحرکت کاکه احمد به جریان انداخته است. آیا بنظر شما خواننده محترم رواست که یک حرکت خاینانه به نسبت رهبری دلسوز و مجاهد، که صادقانه و خالصانه تا آخرین قطره های جانش را برای خوشبختی انسانها، بخصوص ملت مظلوم و ستمدیده کورد و رساندن برنامه سعادت به آنها نثار کردو با ایجاد حرکتی مبارک برگرفته از چشمه سارهای کتاب وسنت، در حال شکل گیری و دامنه زدن باشد و آنگاه دست روی دست انداخت وبه آن دلخوش کرد که پیرو چنین رهبری هستی! خیانت درهر کجای این دنیا که باشد در نظر تمامی انسانهای سالم منفور و ناپسند است . ایشان اگر در خیانت خود پافشاری نمی کنند چرا افکار برترو آزاد اندیشانه !؟ ، سرباززدن ازشوری و تکروی در مقابل آن، فعالیتهای سیاسی- ملی – مذهبی، شرکت در نماز جمعه ، پشتیبانی از شخصیتهای سیاسی، آلوده شدن به جناح بندیهای رقابتی و دهها فعالیت و نظر متناقض با کاکه احمد را با نام خود و واضح وآشکارا تبیین نمی کند؟ اگر از کاکه احمد پیروی نمیکند به چه دلیلی بانام او و حرکت او افکار و اعمال خود را تبلیغ می کند !؟
    کولکه داریک ئه بیته کلکی ته ور و داریکی تر ئه بری/ به ئه م ده رده گرفتاره هه موو خاکی کوردستان

  29. عمر آوریل 21, 2008 در 12:03 ب.ظ. #

    با سلام‘ وقتی فرد یا افرادی آگاهانه خود را به شخص یا فکری نسبت می دهند و عالما و عامدا بر خلاف اصول اساسی و صریح آن گام بر می دارند‘ هر انسان عاقل و با انصافی قطعا این کار را خیانت و اینگونه افراد را خائن می داند. مسلما حسن امینی نیز نمی تواند از این قاعده استثنا باشد.

  30. عمر آوریل 21, 2008 در 12:05 ب.ظ. #

    با سلام‘ وقتی فرد یا افرادی آگاهانه خود را به شخص یا فکری نسبت می دهند و عالما و عامدا بر خلاف اصول اساسی و صریح آن گام بر می دارند‘ هر انسان عاقل و با انصافی قطعا این کار را خیانت و اینگونه افراد را خائن می داند. مسلما حسن امینی نیز نمی تواند از این قاعده مستثنا باشد.

  31. فاروق اوت 3, 2008 در 7:19 ب.ظ. #

    توجه همگان را به مطالعه دقیق و بدون پیشداوری نامه یا به عبارت بهتر بیانیه کاکه محمد ژیان و بعدا بیانیه دوم ایشان در باره انتشار بدون مجوز و خود سرانه و خائنانه بسیاری از اشعار مرحوم کاک احمد مفتی زاده از طرف آقای حسن امینی و همدستانش تحت عنوان : دیاریی بو یاران , جلب می کنم. خدای توانا و مهربان همه ما را به راه اسلام حقیقی که در این زمان دچار غربت گشته, هدایت فرماید و صلاحیت تشخیص و پیروی از آن را به ما عطا نماید. آمین

  32. ناجی کرد اوت 3, 2008 در 8:02 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر گرامی و ارجمند
    کاک فاروق عزیز
    جای بسی تاسف و تاثر است که دوستداران ( یا اعضای ) محترم شورای مدیریت مکتب قرآن به جای آن که مخاطبین را به مطالعه ی آثار کاک احمد مفتی زاده سوق دهند به مطالعه ی نامه و بیانیه ی جدلی پسر کاک احمد دعوت می کنند و خلاف دستور صریح کاک احمد یعنی جلوگیری از جدلی و مناقشه ای شدن بحث ها دعوت می کنند و این جای بسی تاسف است که مدعیان پیروی از کاک احمد با ابتدایی ترین تعالیم آن بزرگوار دور و غریب اند
    برادر عزیزم .
    آیا به یاد ندارید که کومله و دمکرات و عناصر واپسگرای مذهبی و … کاک احمد را جاش (معاذ الله ) و خائن می نامیدند؟ چرا تدبر نمی کنید و سعی نمی کنید این مسائل را در درون خود حل کنید و یا آن را به ریش سفیدان واگذارید؟
    چرا این قدر کاک احمد کاک احمد می کنید؟
    مگر نمی دانید که چرا امام شافعی به مصر رفت؟ مگر نمی دانید برای این که پیروان امام مالک را از این که به جای گفتن ( قال الله و قال الرسول ) از ( قال امام مالک ) استفاده کنند بر حذر دارد به مصر و بغداد مسافرت کرد؟
    چرا به خود ایمان ندارید و در خود اعتماد به نفس نمی بینید؟
    متهم کردن دیگران به خیانت چه سودی به حال شما دارد؟
    بیش تر از این نمی خواهم بحث را ادامه دهم و امیدوارم که توصیه های برادر کوچکتان را بپذیرید هرچند که خود بیش تر نیازمند نصیحتیم
    برادر کوچک شما
    ناجی کرد

  33. فاروق سپتامبر 9, 2008 در 4:23 ب.ظ. #

    یک سوال از شما دارم و آن این است که اگر بیانیه های کاکه محمد ژیان با همین وضوح و شدت در جهت تایید حسن امینی بود باز هم آن را جدلی می نامیدید؟! امیدوارم بدون خود فریبی و صادقانه جواب دهید. ضمنا این نکته اساسی را هم یادآور می شوم که ما دشمنی شخصی با هیچ کسی من جمله حسن امینی نداریم اما راه و روشی که وی و همدستانش( افراد تصمیم گیر, نه افراد سطح پایین) در پیش گرفته اند هیچ نامی غیر از خیانت, نمک نشناسی, خود خواهی و فریبکاری ندارد و اگر هر شخص دیگری نیز چنین راهی در پیش بگیرد, مثلا کاکه محمد ژیان یا هر یک از افراد شورای مدیریت مکتب قرآن, صفاتی را که ذکر کردم, در مورد چنین افرادی هم صادق خواهد بود. دشمنی ما با ذات چنین افکار و اعمالی است, نه با اشخاصی خاص.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: