بایگانی | سپتامبر, 2007

بررسی مجموعه موارد اختلافی بعضی از برادران با عقاید کاک احمد

20 سپتامبر
Advertisements

عقیده ام برای همیشه

8 سپتامبر

عقیده ام برای همیشه

انسان عجیب ترین مخلوق خداوند است با پیچیدگی های بسیار و رمز و راز های فراوان که قرن ها فکر بشر را به خود مشغول کرده و هرگز کسی به رموز واقعی و کنه ی حقیقی آن دست نیافته است . عجیب نیست اگر الکسیس کارل ، جراح مشهور ، معترف است که انسان موجود ناشناخته است و کشف این دنیای وسیع هرگز از عهده ی هیچ کس بر نخواهد آمد اگر سالیان متمادی تحقیق و مطالعه ی مستمر انجام شود تنها گوشه ای از این همه تاریکی روشن می گردد و احاطه ی کامل بی شک غیر ممکن و نا شدنی است .

تنوع رشته های تحقیقی در زمینه های انسانی و طبیعی و ماورایی نیز نتوانسته به این سوال جسورانه پاسخ روشن دهد که انسان چگونه موجودی است ؟ و فرزندان آدم از همان ابتدا هماره در پی کشف این سوال راه ها و کوره راه های بسیار پیموده اند . گاه به قله ای از «یافتنی ها» رسیده و گاه در قعر چاه «نمی دانم» گم شده است.

 

سال های گرانقدر از عمر دانشمندان در این راه گذاشته و هرگز برای خاموشی این شعله سودمند نبود و نیست بلکه تشنگی و عطش دو چندان شده و راه شیدایی پیش رو ، فراخ تر گردیده است . کشتی رموز درونی و بیرونی برای نوع بشر هرگز خستگی و رخوت به بار نیاورده است بلکه گاهی با گشایش از دریچه ای از وراء و یا ماوراء چیزی مثل احساس رضایت مستولی شده و یا شادی سکر آوری که از زبان بیانش ناتوان مانده است و قلم در ستایش کوتاه آمده است .

روح چستجو گر و جان پژوهشگر انسان گواه تاریخ در کالبد بسیاری هلول کرده و آنان را برای اشراف به واقعیت بی قرار کرده است .

خواب و خوراکشان را گرفته و در پی واقعیت ها چنان مجنونی آواره ی کوی لیلی ، روی در نقاب کشیده است .

کفش آهنین پوشیده و در مسیری سخت بی پروا رحل سفر بسته اند و چه بسا در این راه ، جان در طبق عشق نهاده و روح به آسمان ها سپرده اند .

اسلام به عنوان بزرگترین شوق انسان برای یافتن مملو از شاهدان ملموس و زنده است که با الهام از منابع غنی قرآن دست به پژوهش های گسترده برای کشف نایافت های پیدا و پنهان کرده و مسلح به علم و ایمان دل به دریا سپرده اند و هرگاه بن بستی روی نموده است از روزنی دیگر به کاویدن پرداخته اند و آرزوی دیرین آدم برای کشف رموز هستی هرگز تمام نخواهد شد و این راه صعب بسیار رهروان به خود خواهند خواند . شاید این روح اهورایی همان ودیعه ی خوداوندی باشد که قرآن به اشارت های بسیار به آن پرداخته است و شاید انسان بی قرار مامنی است که از آن رمیده و تبعید گردیده است اما هرچه هست تلاشی مقدس برای یافتن مقدس تر است بی گمان مسلمانان به امر کتابشان در این مسیر بسیار نام آورانی شهره ی تاریخ دارد که علم در کفشان بوده است . پس چگونه است که امروز رخوتی بر جانشان افتاده که از رفتن و جستن بازمانده اند ؟  چه افسونی در آن ها رخنه کرده که از تلاش بازشان داشته و کدام ترانه ی ناساز به وقت بیداری خوابشان کرده است ؟ بوق و کرنا برتری غربیانی که عمر تمدنشان حتی به یک چهارم عمر ترقی مسلمانان نمی رسد چگونه با تبلیغ و تزویر نفوذ کرده اند که این چنین شیفته حرکت و سکناتشان شده ایم ؟

جوان مسلمان که روزی اندلس و جبل الطارق و روم را به سلطه داشت او را چه شده است که همواره در خیال اروپایی است که آکنده ی مدهوشی است ، از کدامین جاده ی این شهر فرنگ سحر شده است که بی مد های ناشکیل ماهواره خواب به چشم ندارد . آنان با کار آن ها و برنامه های مخربشان ، مغز جوان مسلمان را به اغمایی کشانده اند که خواب اصحاب کهف را به یاد می آورند . همان هاله بی خبری که وادار به تقلید بی چون و چرایشان کرده است .

  

دیگر نشانی از ابوعلی سینا و جابر بن حیان و زکریای رازی نیست . مسلمانی با صفت تروریست مترادف شده است اما آیا می شود دینی که تمام آموزه هایش بر رحمت و لطف و بخشش است این چنین با هجمه ی تبلیغی و فرهنگ خشونت همراه گردد و یافتن و خواستن و شالوده ی آن است را به فراموشی سپارد؟

سرزمین های اسلامی ، بازار فروش کالاهای غرب و اروپا شده است و مسلمانان مصرف کنندگان بی تفکری که شیفته وار خانه هایشان را از این معجونات انباشته اند و براستی که در زندگی مرداب گونه ای گرفتارشان کرده اند که خیالی برای بریدن از این نوع خواهش وجود ندارد .

دلم به درد می آید وقتی خودم را مسلمان می خوانم و با کاک احمد و غزالی هم کیش یا اقبال را و یا محمد عبده  را برادر دینی ام می خوانم در حالی که آنان جانشان را برای مبارزه با هر تهاجمی فدا کرده اند و امروز ما وارثان همان هایی است که حیف است نامشان را هم کیش خود بخوانیم . مگر این پویندگی و تفحص را با چه پاک کرده ایم که نشانی از آن به جای نیست . مگر ما را چه گفته اند که تنها افتخارمان یادگرفتن زبان و آداب و رسوم آن هاست ؟مگر ما چقدر ذلیل شده ایم که به ریزه خواری سفره های آنان راضی و به قناعت و به اقبال خویش ناخوشنودیم ، آن سوی دنیا از تمام قیل و قال لب دوخته ایم تا مبادا جیره ی حرامشان را به روزی ما قطع کنند و برای توجیه این گدایی به تبلیغ رعایت حق بشر می پردازیم که انگار اسلام از آن خالی است . آن ها سرمشق دموکراسی و حقوق بشر را از ما کپی کرده اند ، آن ها سرمشق های خط خورده ی ما را ترمیم کرده اند ، آن ها حق سکوتی می پردازند که مثل حیوانی شدن ، سر به راه گشتن و آرام نشخوار کردن را یادمان دهند مگر مسلمان می تواند این چنین خوار زندگی کند؟

ما را چه شده است که تمام صفحه های زرین مذهبی و ملیمان را به حقوق ماهیانه ی آنان فروخته ایم . ما که روزی الگوی تمامی امپراطوری ها بودیم چرا این چنین عقب افتاده ایم که با سال ها دویدن به گردشان نمی رسیم ؟ ما چه کم از آن ها داریم غیر از تنبلی ، غیر از خودپرستی و تن پروری ؟!

شعار وحدت پیش ماست و آن ها متحد می شوند . اتحادیه ی اروپا و سرزمین های بدون مرز ، اسلام پیش ماست و مسلمانی نزد آن ها . چرا تمام داشته هایمان را به تحقیر گرفته ایم ؟ مگر شناسنامه ی مهمور به مسلمانی افتخار نیست که تابعیت کفر را در آن سوی دنیا به بهای اندکی دلار و یوروی حرام بر باد داده ایم . شناسنامه ی پرافتخار گذشته ی سربلند و اندوخته های بی بدیل را و از مفاخر ملی هم زبانی با فردوسی و حافظ و سعدی ، آیا کم سرمایه ای است که با بت های زرق و برق معاوضه اش کرده ایم ؟ پس آن مخلوق معجون مسلمان کجای این نا کجا آباد جا مانده که روح قم فانذرن را در خود می رانده است . کجاست آن سکر و مستی ، روزهای بی خوابی که برای یافتن مجهولی هزار راه نرفته می رفتیم ، کجاست برگ برگ کتاب های کهنه در دستانمان به احتیاط ورقش می زدیم که مبادا میراث فردای فرزندانمان پاراه شود؟

کجاست مسلمانی به شیوه ی سال های پرین ، کجاست آن بست و اعتکاف بوعلی برای یافتن ، کجاست صدای شافعی تا از ستون های مسجد آواز اقراء گوش جانش سیر کند ، کجاست روزهای رفته مسلمانی که به راحت دنیا و مصلحت بربالش داده و به غروب نیستی وصله اش زده ایم .کجاست ملا صدرا که از تبعید تا تحویل روح جز به جستن راضی نبود . خدایا بگو ما را چه شده است ؟

مسلمانی کجا وامانده است که این سان مسلمان به صخره ی قیومیت کفر راضی اند؟

کجاست اصرافیل تا در صور مبارکش دوباره بدمد که روزگار مسلمانی از نو باید ؟

کجاست مسلمانی که مسلمان نشان آن را از ترس تهدید واگذارد ؟ خدا مپسند این روزگار تیره ی تحقیر !

کتایون محمودی

کدام یک از چهار خلیفه راشد ، افضل و برتر است؟

4 سپتامبر