بایگانی | اوت, 2007

پس از پيامبر چه کسی خليفه است؟

15 اوت

برادران شیعه معتقد اند که خلیفه ی پس از پیامبر (ص) حضرت علی(رض) می باشند

در این باره چند استدلال مطرح نموده اید :

1) ماجرای غدیر و جمله ی ( من کتت مولاه و…) را مطرح می کنند :

پاسخ این است که : به فرض صحت آن مطلبی در آن نیست که تصریح یا اشاره نماید که برای خلافت از دیگری برتر و اولی تر است و لفظ مولی هم به معنی اولی به کار نمی رود این از یک جهت و اما از جهت دیگر حضرت فرمود : هرکس من مولای اویم پس علی مولای اوست یعنی در زمان حیات و بعد از رحلت حضرت پس اگر این قول دلیل بر خلافت علی (رض) باشد لازمه اش این است که باید در زمان حیات پیامبر هم سرپرستی و مسئولیت امور را داشته باشد چرا که او ( بنا به این قول) شریک حضرت در رهبری و ولایت است ( در حالی که کسی شریک پیامبر نیست ) و بر فرض این که این روایت دلالت بر اولویت کند لازم نیست که حمل بر اولویت در رهبری و ریاست شود بلکه به معنای اولویت در محبت و نصرت و بزرگداشت است ( دلیل آن هم واضح است چون به جز چند پیامبر هیچ کدام مقام ریاست را عهده دار نبودند هرچند که بر دیگران اولویت داشته اند) امام شافعی (رحمه الله) گوید : منظور پیامبر از (ص) از من کنت مولاه دوستی در اسلام است مانند آیه ی ( ذلک بان الله مولی الذین آمنوا و ان الکافرین لامولی لهم) ( محمد 11) ( این بدان خاطر است که خداوند یاور کسانی است که ایمان آورده اند و مسلما کافران هیچ یاوری ندارند) و این هم چیزی است که ما مخالف آن نیستیم پس اگر مقصود پیامبر (ص) اولویت در رهبری و خلافت می بود همانا می فرمودند ( اللهم  وال من فی تصرفه و عاد من لم یکن کذلک ) ( خداوندا ! یاور کسی باش که تحت اختیار و فرمان اوست و دشمن کسی باش که تحت اختیار او نیست )

پس حدیث ( من کنت مولاه …) فقط دلالت بر قدر و منزلت والای علی (رض) می کند ( و اگر غیر ازاین باشد جا دارد که بپرسیم ) اگر مقصود پیامبر (ص) از این مطلب خلافت بود چه چیزی مانع حضرت شد که در آن اجتماع ( انبوه و بی سابقه که به روایتی 80 هزار نفر و به روایتی 120 هزار نفر بوده اند ) خلافت علی را با عباراتی واضح و صریح که غیر قابل تاویل و تفسیر باشد اعلام نکند ؟

دکتر محمد جواد مشکور می نویسد : مطلبی که بر ما مجهول است آن است که چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجرین و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلمیت آن به میان نیاورده است . اگر طرفداران علی (رض) به آن حدیث که از تاریخ صدور آن یک سال نمی گذشت و بایستی همه ی کسانی که در حجه الوداع حاظر بودند آن را به خاطر داشته باشند ذکری می کردند سرنوشت اسلام طور دیگر می شد(تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم ص13 – چاپ سوم 1362)

ادامه ی مطلب را مشاهده کنید ….

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

تيجانی و عقايدش و رد آن عقايد

15 اوت

چندی پیش در یک وبلاگ (قسمت نظرات) مطالبی نظر مرا به خود جلب کرد  و آن بحث بر سر دکتر تیجانی و عقاید ایشان بود . خیلی برایم جالب بود . لذا بحث آنان را دنبال کردم . هرکدام کتبی را برای تحقیق در عقاید تیجانی و رد آن نیز معرفی کرده بودند

بنده با مطالعه ی کتب طرفین به نتایجی رسیدم که در صورت ابراز آن این تصور غالب می شود که از روی تعصب به مذهب خود است

لذا  کتب را در وبلاگ قرار دادم تا خوانندگان خود آن را مطالعه کرده و قضاوت کنند :

کتاب آن گاه هدایت شدم ……………………………… دکتر سید علی تیجانی

کتاب دفاع از آل و اصحاب پیامبر ……………………….. دکتر ابراهیم رحیلی

کتاب دروغ گویان را بشناسید …………………………. عثمان خمیس ناصری

عیانات (نقدی بر کتاب تیجانی) …………………………. ابراهیم محمدی (توحیدی)

کتب دیگری هم وجود دارد که در رابطه با مسائل اختلافی بین شیعه و سنی نگاشته شده است که در  کتابخانه ناجی کرد  وجود دارد و شما می توانید از آن ها بهره گیرید .

( باید برنامه ی آکروبات ریدر را روی رایانه ی خود نصب کرده باشید)

و من الله توفیق 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

سيد قطب چه می گويد؟

15 اوت

سید قطب در یکی از روستاهای مصر و از یک خانواده ی معمولی پا به دنیا گذاشت . جبر زندگی از همان بچگی او را در جامعه ای سنتی ومسلمان ، مذهبی بار آورد .حافظه ی قوی ، تربیت در محیطی با تعصبات فراوان و مشقت هایی که او در زندگی کشید مسیر زندگی آینده ی او را از همان اوایل ترسیم کرد .او در همان اوایل جوانی حافظ قرآن شد بعد از آن در زمینه ی علوم اسلامی مطالعات زیادی انجام داد و بعدها پا به عرصه ی سیاست گذاشت .
او در زمینه ی مسائل و مباحث قرآنی ، اسلام شناسی جامعه شناسی ازدید اسلامی و اقتصاد و اجتماع حکومت اسلامی آثاری از خود به جا گذاشت و از شعر و داستان هم در خدمت اندیشه هایش بهره گرفت .
ودر نهایت به اتهام رهبری فکری گروه های ارتجاعی ، توطئه و اقدام علیه امنیت ملی کشور محکوم به اعدام شد و به همراه دو نفر از همفکرانش محمد حواش و عبدالفتاح اسماعیلی به دار آویخته شد .
سید قطب بر این باور بود که زندگی اسلامی باید از نو احیا شود و یک جامعه اسلامی بر پا گردد.او اعتقاد داشت که با سیستم اسلامی کامل ترین و انسانی ترین شکل عدالت اجتماعی عملی می شود.
که تنها روش برای برآوردن نیازهای طبیعی و احساس آرامش واقعی است.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

نامه ای دوستانه از امام بنا به يک دانشجو

15 اوت

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای دوستانه به یک دانشجوی مسلمان

از امام حسن البنا

ترجمه : زاهد ویسی

امام شهید حسن البنا – رحمه الله – در سال 1935 م ، به یک دانشجوی مسلمان که با همسرش ، برای تحصیل ، به اروپا می رفت ، نامه ای نوشت .

با توجه باندرزهای گرانبهاو سفارشهای مهم موجود در آن ، تصمیم گرفتیم این نامه را بطور کامل منتشر نماییم . به ویژه آنکه تا کنون ، چاپ و منتشر نشده است . این هم متن کامل این نامه*.

برادر دینی من !

خدا تو را حفظ کند و در سایه خود نگه دارد !

خداوندی راسپاس و ستایش می گویم که جز او هیچ اله و معبودی نیست ، و بر سرورمان محمد صلی الله علیه و آله سلم ، که به عنوان رحمتی برای جهانیان و جهانها مبعوث شده ، و نیز بر همه کسانی که به شریعت او تا روز قیامت تمسک می جویند ، سلام و درود می فرستم .

سلام ورحمت وبرکات خداوند برتوباد ! چه روزی که بانیت خیر و هدف بزرگ سفر می کنی ، چه روزی که با دست پر به نیکی برمی گردی و چه روزی که با میوه های رسیده ی علوم و گلهای خوش رنگ معارفی که چیده ای ، به اسلام عزیز خدمت می کنی . در آینده ای نزدیک ، به میان مردمی می روی که آنها را نمی شناسی و با آنان  انس نگرفته ای . آنان به تو به عنوان یک مسلمان نگاه می کنند . لذا عزیزم ! با تمام توان خود بکوش که بهترین اولگو وبرترین سیمایی باشی که آنها از طریق تو بفهمند که مسلمان بودن ، فضیلت و شرافت است . امانت گرانبهایی ـ که همان همسر بزگوار توست ـ بهمراه داری ، ارزشش را بدان وبرای او رفیق امینی باش که آسایش اورا فراهم کند و [ زمینه ] خوشبختی را برایش مهیا نماید . و بدون سهل انگاری در رعایت حقوق یا غفلت از انجام تکالیفی که نسبت به او بر عهده داری ، با خوبی و خوشی اورا یاری و یاوری کن . اینک با من کلماتی را بخوان که محبت و اخلاص من نسبت به شما ـ بعنوان برادر بزرگتری که برای برادران [ و خواهرانش خوشبختانه ] آرزو ها را دارد و برای آنها امید وار خوشبخت ترین زندگی هاست ـ مرا به به نوشتن آنها وا داشته است .

                                                        

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

اسلام‌گرايان در انتخابات پارلماني تركيه پيروز شدند

15 اوت

اسلام‌گرایان در انتخابات پارلمانی تركیه پیروز شدند

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، پس از شمارش آرای انتخابات پارلمانی تركیه و پیروزی حزب عدالت و توسعه، این حزب برای پنج سال دیگر اكثریت آرا را در پارلمان در اختیار خواهد داشت.
نتایج شمارش آرا نشان می‌دهد از 85 درصد آرای شمارش‌شده درانتخابات پارلمانی تركیه، 6 / 47 درصد آرا به حزب عدالت و توسعه تعلق دارد. بر اساس قوانین جاری تركیه، حزبی كه 45 درصد از آرا به آن تعلق داشته باشد تعیین‌كننده تركیب دولت این كشور خواهد بود.
بر همین اساس، از 550 كرسی پارلمان تركیه، 341 كرسی به حزب عدالت و توسعه تعلق می‌گیرد.
همچنین حزب «جمهوری خلق » با اختصاص‌دادن 20درصد آرا به خود 112 كرسی و حزب «جنبش ملی‌گرا» با 4 / 14 درصد آرا 70 كرسی پارلمان را به خود اختصاص دادند.
انتخابات پارلمانی تركیه قرار بود چهارم نوامبر برگزار شود كه به دلیل اختلاف بین احزاب در انتخاب رئیس‌جمهوری، این انتخابات به تعویق افتاد.
نتایج قطعی انتخابات پارلمانی تركیه، هفته آینده بطور رسمی اعلام خواهد شد.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

عبدالمتین و همفکرانش بدانند!!

15 اوت

عبدالمتین و همفکرانش بدانند!!

( لینک مقاله ی توهین آمیز به کاک احمد مفتی زاده از طرف یکی از تکفیری ها با نام مستعار عبدالمتین)

از خداوند بزرگ و مهربان می خواهم که ما و همه ی برادران مسلمان را از کج فهمی و دگم اندیشی دور نگه دارد. به راستی که فهم نادرست از دین بلای خانمان سوزی است که گریبانگیر تعدادی از دینداران امروزی گشته و آنان را به ورطه ی انحراف و تکفیر و تندروی ناشیانه کشانده است و تحت عناوین مختلف هر از چند گاهی عرصه را بر خود تنگ دانسته و با نگاه های موشکافانه !! و با فداکاری و از خود گذشتگی تمام !! به هر نقطه از ممالک اسلامی سر می کشند بلکه کافری یا کافره ای را پیدا کرده و مغرورانه به این کشفیات عبرت آموز خود ! ببالند  و آن را به جامعه ی اسلامی معرفی نمایند ، اینان گویا کار جهان را یکسره کرده و چندین میلیارد بنده خدا را در سراسر جهان مستحق جهنم دانسته و از این نظر  خود را نیازمند تحقیق و کاوش نمی دانند ، بلکه بر خود لازم و واجب می دانند . به میان کوچه و پس کوچه های جامعه ی اسلامی سرک بکشند و با هر وسیله ی ممکن به یقه ی رهبران و موحدان  جامعه ی اسلامی بچسبند و آنان را متهم به کفر و انحراف نمایند گویا در دنیا مظلوم تر از این موحدان و مجاهدان عرصه ی حقیقت پیدا نکرده اند تا به سراغ آن ها روند و آماج حملات تکفیر و ناسزاهای خود قرار دهند. اینان چه بی ادبانه و گستاخانه مجاهدان و موحدانی چون کاک احمد و امام بنا و مودودی و سید قطب و قرضاوی  و …را متهم به کفر و بی دینی می کنند در حالی که این بزرگمردان با جان و مال خود در راه خدا جهاد کرده اند و سرانجام با تمام وجود ، مخلصانه هستی خود را فدای قرآن و دین مقدس اسلام نمودند ، ولی این به اصطلاح دینداران مذهبی!! که گویا تنها خود را صاحب و محافظ شریعت اسلام می دانند ! ، در برابر زورمداران و قدرت مندانی که صراحتا به امهات مومنین و اصحاب کرام و یاران بزرگوار و جان بر کف پیامبر(ص) توهین می کنند و بسیاری از اصول مسلم اهل سنت را به باد انتقاد و ناسزا می گیرند ، لب نمی گشایند و حتی جرات و شهامت اعتراض را هم ندارند ، چرا؟

به این علت که چنین اعتراض هایی هزینه بردار است و زندان ، شکنجه ، تبعید و… به دنبال دارد و آنان به ظاهر تمسک جسته و حاضر نیستند خود را به دردسر اندازند اما توهین و تکفیر مجاهدان و موحدان امت اسلامی ، همچون کاک احمد مفتی زاده و سایر شاگردان او بسیار ساده و حکومت پسند و کم هزینه یا اصولا بی هزینه و حتی درآمدزا است چون تمام هزینه های تبلیغ و انتشار آن را حاکمیت مخالف اهل سنت و کاک احمد بر عهده دارند و نویسندگان و فتوا دهندگان آن در هر گوشه جهان مورد تشویق مادی و معنوی حاکمیت ضد اهل سنت قرار می گیرد و به فتوای کاک احمد هم هیچ کدام از شاگردان او حق برخورد فیزیکی با دشمنان او را در شرایط کنونی ندارند ، پس از نظر اینان چه بهتر تا دشمنان اهل سنت در کردستان به آرزوی دیرینشان برسند و با ترور شخصیت مردان بزرگی چون کاک احمد آنان را از صحنه به در نمایند و کردستان و سایر مناطق اهل سنت نشین را عرصه ی جولان   گروه های تبشیری مذهبی مخالف  اهل سنت نمایند و همه ی آنان را با استحاله ی ملی و مذهبی روبرو سازند اما اینان کور خوانده اند . خداوند خود حافظ و نگهبان دین اسلام است و مکتب قرآن و سایر شاگردان کاک احمد و همه ی علمای اهل سنت با نور هدایت قرآن و در سایه ی رهنمود های پیامبر بزرگ اسلام به راحتی ، دشمنان دین اسلام و مزدوران دین فروش و دین داران کج فهم و ظاهر پرست را به خوبی شناسایی کرده و متناسب با اوضاع و احوال آنان ، موضع گیری خردمندانه نموده اند و هرگز از این تند باد های تکفیری نهراسیده و حاضر نیستند از جاده ی عدل و دادگری عدول کنند .

تکفیری ها بدانند که با این تندروی ها و کج اندیشی ها که رد پایی از دشمنان اهل سنت را می توان در آن مشاهده کرد ، با دست خود تیشه به ریشه ی دین مبین اسلام ، که همان اهل سنت است ، میزنند و نا آگاهانه آلت دست دشمنان قرا گرفته اند ، زیرا دشمنان به این نتیجه رسیده اند که ممکن نیست اهل سنت را از ایران ریشه کن سازند مگر این که رهبران و متفکران موحد و دانشمندان و صاحب نظران آنان را با عناوین مختلف از میان بردارند ، این عمل را بار ها با ترور فیزیکی دانشمندان و رهبران اهل سنت پیش برده اند ولی رسوا شده اند اما این بار به سراغ کج اندیشان و تکفیری ها آمده اند و با ظاهری مکارانه ، آنان را آلت جنگ افروزی ها و ناکامی های خود قرار دادند و امیدوارند از این طریق ، بهتر بتوانند بزرگان اهل سنت را از میدان به در کرده و خود آزادانه به اهداف شوم و نکبت بار خود برسند ، ولی به خوبی میدانیم به فرموده ی قرآن : « ان الله یدافع عن الذین آمنوا»  خداوند از بندگان مومن و موحد خود دفاع می کند و همین دفاع ربانی است که کاک احمد را محبوب قلب های مومنین قرار داده است ، همان کسی که قبل و بعد از انقلاب چه زحمات و مجاهدت هایی برای احیای اسلام در کردستان و مناطق اهل سنت متحمل شد و در هر دو حکومت مورد آزار ها و جفا های ناجوانمردانه قرار گرفت و نزدیک به ده سال از عمر پر برکتش را در سلول های تنگ و تاریک و عفونت زای دشمنان اهل سنت با سربلندی گذراند و حتی یک لحظه هم دشمنان نتوانستند او را بفریبند و ایشان را وادار به تسلیم نمایند و سرانجام آخرین تیر کینه توزی خود را خالی کرده و پیکر کم رمق  و ناتوانش را از زندان انفرادی به خویشاوندانش تحویل دادند.

آری ! ای برادران ( به اصطلاح سلفی) ! شما چنین بزرگمرد و مجاهدی را آماج تکفیر و توهین خود قرار داده اید و با دست خود چه خطایی مرتکب می شوید و پیروی از این مرد مومن و مجتهد را  کفر و بدعت و شرمندگی و… میدانید . که معنی مخالفش این است که پیروی از دشمنان اهل سنت ، دین و هدایت و… می باشد!! شما نمی دانید که با این عمل ناجوانمردانه مورد خشم و نفرت مومنان قرار می گیرید . ابن ماجه و مسند و ترمذی روایت می کنند که روزی پیامبر (ص) فرمود:« توشکون ان تعلموا اهل جنه من اهل النار. قالوا بم یا رسول الله . قال (ص): باالثناء الحسن و الثناء السیئه »  یعنی : نزدیک است شما ، بهشتیان را از جهنمیان تشخیص دهید و آنان را بشناسید ، گفتند ای رسول خدا ! چگونه و به چه وسیله ای ؟ فرمود : با ثنا و ستایش نیک ( در حق آنان ) و ستایش بد.

یعنی هرگاه اکثر مومنان با درایت کافی و تحقیق ، فردی را به خاطر مجاهدت هایش مورد ستایش قرار دهند، او اهل بهشت است و اگر مومنان با این توصیف کسی را مستحق ملامت و سرزنش بدانند ، او جهنمی است حال شما را به خدا در مناطق اهل سنت نشین تحقیق کنید . چند درصد از مومنان مخلص و آگاه ، اعمال و عقاید تکفیری شما را قبول دارند و آن را مفید و سازنده و به سود اهل سنت می دانند ، چرا در کردار و اندیشه های تند و غیر منطقی و غیر دینی خود تجدید نظر نمی کنید؟

 ما مطابق نظر علمای اهل سنت ( عقیده ی طحاوی ، عقیده ی اسلامی حبنکی المیدانی ، شرح عقاید نسفی و… ) هیچ فردی از اهل قبله را کافر نمی دانیم و تا صراحتا عمل کفرآمیز از آنان مشاهده نشود کسی را به کفر و ارتداد متهم نمی کنیم : ( نحن لا نکفر احدا من اهل قبله)

حال شما که به قول خودتان « الفبای دعوت دین را می دانید !! » چرا آگاهانه به بزرگان دین تهمت می زنید و آنان را منحرف و محصولاتشان را « گندیده » می پندارید و کاک احمد را متهم می کنید که « خواب و رویا را به جای قرآن و سنت مصدر تشریع قرار داده است » و مکتب قرآن را به عنوان حزب مکتب و کاک احمد را رهبر حزب مکتب معرفی می نمایید.

در کجای نوشته ها ، سخنرانی ها و موعظه های کاک احمد هست که چنین سخنانی گفته باشد ، او که حزب سازی و حزب گرایی را عامل تفرقه ی امت اسلامی و یکی از نماد های شرک و دو دسته گی می داند ، چگونه به خود جرات می دهید و برای از میدان به در کردن حریف این گونه نا جوانمردانه عمل تهمت را بر خود مباح می دانید و هر بر چسب نا همگونی را به مخالفانتان روا دارید؟

آری ! کاک احمد همچون سایر رهبران بزرگ و مجتهدان امت اسلامی در برخی مسائل از جمله کفر و ایمان و شرک و توحید و چگونگی استفاده ی صحیح از سنت رسول الله (ص) و سایر مسائل دینی ، نظریات و اجتهادات تازه و منحصر به فردی دارد که به حق راه گشای امروز امت اسلامی است و مطابق قواعد اصول فقه : هیچ دانشمند و مجنهد اسلامی در مقام احتجاج ، نمی توان او را کافر یا خارج از دین دانست و اگر در اجتهاد خود به حق اصابت کرد  دو اجر و پاداش و اگر به خطا رفت ، یک پاداش نزد خدا دارد . و همین کج بینی ها است که ذهنیت خالی و تاریک تکفیری ها ( نه سلفی ها ) را آشفته و پریشان ساخته و باعث شد چنین لگام گسیخته و بی پروا شوند و دیوانه وار به تخریب و ترور شخصیت بزرگان دین همت گمارند .

در مقاله سراسر توهین و تهمت فردی ، با نام مستعار عبدالمتین ، مطالب دیگری نهفته بود اما از بس که بسیار سخیف و ناشیانه و غیر اخلاقی بیان شده بود که خواننده با اندکی تامل در همان مقاله به پاسخ اصلی آن انتقادات خواهد رسید و به قول معروف « چون که صد آمد نود هم پیش ماست » و به فرموده ی قرآن :« قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر…» ( آل عمران 118)

شاگردان مخلص کاک احمد به بسیاری از این اتهامات غیر مسئولانه ، پاسخ مناسب و سازنده داده اند ( برای مثال رجوع کنید به نوشته های کاک حسن امینی ، کاک ناصر علی یار و کاک فواد روحانی و …) و لزومی به پاسخ دوباره ی آن ها نمی بینیم. بهتر است امثال آقای عبدالمتین ابتدا به منابع اصلی و نوشته های کاک احمد و افراد مذکور مراجعه کنند و پس از بررسی و تحقیق کامل اگر شرایط قضاوت در آن ها باشد ، به قضاوت عادلانه بنشینند و دستاورد های تکفیری خود  و همفکرانش را برای مردم بیان کرده و سپس خدمات مکتب قرآن را جرح و تعدیل نمایند.

ایشان در همین مقاله ی نا همگون خود مرتب آیات و احادیث را پشت سر هم ردیف کرده و سرسختانه و ناشیانه می کوشد تا به هر وسیله ممکن آن ها را بر ذهنیت دگم و تاریک خود تاویل و توجیه نماید و باطل خود را بر کرسی بنشاند ، اما ما به شما و همفکرانتان توصیه می کنیم تا با مطالعه بیشتر در قرآن و سنت و سایر علوم اسلامی ، مقاصد شارع را دریافته و بعد به استنباط مسائل بپردازید ، در غیر این صورت دچار انحراف و خطای جبران ناپذیر خواهید شد.

امام طحاوی در جلد دوم کتاب عقیده الطحاویه صفحه 496 می نویسد « قدامه بن مظعون ( دایی حضرت حفضه و عبدالله بن عمر(رض) ( توضیح از نویسنده است ) با گروهی شرب خمر نمودند و این آیه را تاویل کردند « لیس علی الذین آمنوا و عملوا الصالحات جناح فیما طعموا اذا ما اتقوا و آمنوا و عمل الصالحات … » به حضرت عمر (رض) خبر دادند . ایشان به اتفاق حضرت علی (رض) و سایر اصحاب نظر دادند که اگر آنان معتقد به تحریم خمر هستند و در عین حال شراب نوشیدند ، باید حد شلاق زده شوند و اگر معتقد به استحلال آن بوده اند باید کشته شوند. حضرت عمر(رض) به قدامه فرمود : تو در تاویل آیه به خطا رفتی و اگر از خدا می ترسیدی و ایمان داشتی و عمل صالح انجام می دادی ، هرگز شراب نمی نوشیدی »

این آیه بعد از واقعه ی احد نازل شد و می فرماید کسانی که پیش از تحریم خمر ، شراب نوشیده و شهید شده اند بر آنان گناهی نیست ….

حال ای برادران ! شما را به خدا دست از تکفیر و تفرقه بردارید  و این گونه با دست خود در راه دعوت دین خدا که منادی بر حق  آن امروزه مکتب قرآن کردستان است ، سنگ اندازی نکنید و با اعمال و رفتار دشمن پسندانه ی خود ، دل مومنان را نیازارید و دشمنان را شاد و خرسند نکنید .

دین و برنامه ی الهی بزرگ تر و بالاتر از اندیشه های کم سو و تنگ نظرانه ی شماست. بیایید تا دست در دست یکدیگر داده و مجاهدان دین خدا باشیم و هستی خود را مخلصانه در راه محبوب عزیزمان (رسول الله) نثار کنیم و تا همه در قیامت به مدال پر افتخار ( نعم العبد) نایل آییم .   ان شاء الله

از طرف یکی از شاگردان مکتب قرآن کردستان :      (ابو عمار)        

                                                                                               

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

زندگينامه ی شهيد کاک ناصر سبحانی

15 اوت

استاد ناصر سبحانی در سال 1951 میلادی در در روستای دوریسان از توابع شهرستان پاوه در منطقه ی اورامانات استان کرمانشاه از استانهای کردنشین ایران چشم به جهان گشود. 
دوره ی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و شهر پاوه به اتمام رساند ، پس از آن تحصیل علوم دینی را شروع کرد ودر همان دوره ی نوجوانی نبوغ و زیرکی وی عیان گشت . ایشان بمنظور کسب علوم دینی به بسیاری از شهرها و روستاهای مشهور کردستان مانند ؛ پاوه ، سنندج ، مریوان و پیرانشهر سفر کرد و از محضر بزرگ دانشمندان مشهور این منطقه کسب فیض کرد .
 با آغاز انقلاب مردمی ایران علیه رژیم شاهنشاهی ، ایشان هم شروع به فعّالیّت کردند و در شهرهای پاوه ، روانسر ، جوانرود ،سنندج ، کرمانشاه و مریوان چندین سخنرانی ایراد نمود ودر فعالیّتهای مردمی شرکت داشت . 

برای مشاهده ی متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید…
هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید