نظر شما

17 اوت

نظر شما  برای ما محترم است . می توانید مقالات و نظرات خود را برای ما ارسال دارید . تارنمای ناجی کرد اگر موضوع مقاله و نظر شما را مرتبط با موضوعات تارنما ببیند بدون هیچ گونه سانسوری آن را در تارنما قرار خواهد داد

پس منتظر مقالات و نظرات شمل هستیم

بدون پاسخ to “نظر شما”

  1. ناجی کرد اوت 17, 2007 در 5:47 ب.ظ. #

    با سلام

    برادران عزیز اگر قصد دارید نظر خود را عنوان کنید باید یک نکته را توجه کنید

    قسمت نظرات وبلاگ ( سیستم میهن بلاگ) از کار افتاد

    برای همین بنده از سیستم بلاگفا کمک گرفته و از این بابت مشکلی پیش نیامده است .

    لذا شما می توانید نظرات خود را از طریق قسمتی که در پایان هر مطلب تعبیه شده است ( نظر شما ) نظرات خود را به راحتی عنوان کنید و از این بابت مشکلی در ارسال نظر خود نخواهید داشت بلکه راحت تر هم خواهید بود

    چون در قسمت نظرات میهن بلاگ فقط قادر به وارد کردن فقط ۶۵۰ کاراکتر بودید اما در بلاگفا شما می توانید ۲۰۰۰ کاراکتر وارد کنید

    با تشکر

  2. محمد اوت 18, 2007 در 7:38 ق.ظ. #

    دوست عزیزم سلام

    ازدیدارتان ممنون

    وبلاگم راباعنوانی تحت نگاهی برآنچه گذشت به روزکردم اماگوشه هایی ازآن:
    چراکارواعمال وحرکت شمابدین گونه است وانسانهایی که واقعابدنبال رشدهستندراکنارمی گزاریدوبدنبال نسیه هستید

  3. اهل سنت اوت 18, 2007 در 9:47 ب.ظ. #

    ورود شما برادر بزرگواررا به جمع لینکستان اسلام تبریک می گوییم

  4. عراقی اوت 19, 2007 در 6:07 ب.ظ. #

    بیایید برای اتحاد مسلمین در جهان از هر رنگ وقوم ونژادی متحد شویم از خودت شروع کن

  5. متصدی جهنم اوت 19, 2007 در 6:12 ب.ظ. #

    کسانیکه دم از خلق کرد وخلق لر وخلق ترک وخلق وعرب وخلق گیلان و…
    میزنند
    ادعای مسلمانی اشان دروغی بیش نیست چون اسلام اکیدا در تفرقه وجدایی مسلمین نظرات مکرر داده بیایید لااقل با خودمان صادق باشم آقای امه الله
    در لباس خلق کرد

  6. ناجی کرد به متصدی اوت 19, 2007 در 8:14 ب.ظ. #

    برادر گرامی بنده ناجی کرد هستم نه امه الله

    علی ای حال نظر شما را متوجه نشده ام . شفاف تر بیان کنید

    کدام حزب و تفرقه؟

    این که کرد و فارس و عرب و لر و… از همدیگر جدایند؟

  7. عراقی اوت 20, 2007 در 10:55 ق.ظ. #

    در صورت تمایل علاقه به تبادل لینگ با شما دارم

  8. متصدی جهنم اوت 20, 2007 در 11:01 ق.ظ. #

    برادر عزیز شما بیایید ناجی اسلام باشید
    واولویت را به اسلام بدهید و مطمئن باشید که منافع مردم عزیز کرد هم در آن مستتر است
    خلق گرایی و این که من بیاییم سهم خواهی بکنم به نفع کرد و حاضر باشم برادر سیستانی ام در رنج وتعب باشد خلاف اسلام است
    من یک ایرانی عرب هستم که علاقه به برادران فلسطینی و لبنانی وعراقی و افغانستانی دارم متوجه عرایض بنده شدی
    بیا باهم ناجی اسلام باشیم
    با هم متحد عرب عجم کرد ترک در کنار هم

  9. مظلوم اوت 20, 2007 در 11:26 ق.ظ. #

    آقای ناجی
    هر مطلبی که به شعر تزیین شد
    سندیت پیدا نمی کند
    شما چگونه کفر خودتان را ایمان محسوب می کنید
    مگر شما چه عنوان وسمت ومنزلتی در نزد خالق ومخلوق دارید
    آیا این یک خودستایی بی خردانه نیست(واژه جایگزینی یافت نکردم با عرض پوزش از بکار بردن این استعارات)

  10. ناجی کرد به آقای م.یزدی اوت 20, 2007 در 12:47 ب.ظ. #

    برادر گرامی در پاسخ به اظهاراتتان در وبلاگ اگر:
    این که فرمودید : (دليل و مدرك هم از تاريخ محكم تر…!؟) ما هم که همین را می گوییم

    ولی همین طور که نمی شود شخصی خودش تاریخ را روایت کند وسند و مدرک را برای همین اوقات نهاده اند . بحث ما این است نمی دانم چرا می خواهید آن را بی خودی پیچ دهید

    فرموده اید : (نتيجه چي شد بالاخذه!؟) چه نتیجه ای؟

    ما که نفهمیدیم . شما می گویید بحث تمام نشده و نتیجه را رها کرده اید . چه نتیجه ای ؟

    از چه نتیجه گیری کنیم ؟ در حالی که شما حاظر به ارائه ی یک سند نیستید

    و من الله توفیق

  11. م. یزدی اوت 20, 2007 در 3:52 ب.ظ. #

    سلام علیکم.
    منظورم از اینکه نتیجه چی شد بالاخره ، این بود که بعد از این همه توضیح! متوجه تذکر موجود در یادآوری ای که توهین فرض شده بود به اشتباه ، شدید یا نه؟
    منظورم «کلمه ای» بود که نگاه از منظر اون کلمه ، » انسان » رو » واقع بین » میکنه. همون «کلمه» ای که رفتن زیر پرچمش ، حفظمون میکنه. وگرنه ان النسان لیتغی.
    و اگر منبع و سند هم میخواهید ، خود نویسنده ی وبلاگ » اگر » می بایست پاسخ گوی شما باشن در این مورد. این بحثش جداست.

  12. م. یزدی اوت 20, 2007 در 3:54 ب.ظ. #

    از همون طغياني حرف ميزنم كه باعث اين اختلاف نظر ها شده.

  13. متصدی جهنم اوت 20, 2007 در 6:44 ب.ظ. #

    اگر قضیه عبد را شما گفتید جواب را هم شما بدهید
    لفظ غلام و بنده به عربی چه میشود؟؟؟؟

  14. مظلوم اوت 20, 2007 در 6:45 ب.ظ. #

    روزی دو زن با یک کودک برای دعوی پیش حضرت علی به قضاوت رفتند
    وهر یک مدعی شدند که فرزند متعلق به اوست
    حضرت به غلامش قنبر دستور داد که شمشیر بردار و
    کودک را به دو نیمه مساوی تقسیم کن وبه این دو بده
    در این هنگام یکی از زنان گریه کنان پیش آمد وگفت من دروغ گفتم مادر حقیقی این کودک این زن است ومن دروغ گفتم
    حضرت علی امر کرد کودک را به همو دادند
    وفرمود مادر حقیقی این کودک تویی که برای حفظ جان کودک از حق خود گذشتی

    برادر جان شیعه به خاطر اسلام از حق خود می گذرد
    آن روز حضرت علی ۲۵ سال سکوت کرد
    وامروز شیعیانش در عراق ولبنان و حجاز و حتی ایران….
    برای حفظ وحدت سکوت ومدارا پیشه کرده اند

  15. اگر اوت 22, 2007 در 7:13 ق.ظ. #

    در قسمت ادامه مطلب در وبلاگ خودم، جوابیه به شما دادم.

  16. اگر اوت 22, 2007 در 7:14 ق.ظ. #

    ادامه مطلب= و بقیه ماجرا
    لینک این نام را دارد.

  17. محمد اوت 22, 2007 در 4:25 ب.ظ. #

    دوست عزیزسلام

    به نقدتان دروبلاگم درقسمت نگاهی برنظردوستان16پاسخ دادم

    ازدیدارتان ونقدتان ممنون

  18. عراقی اوت 23, 2007 در 10:57 ق.ظ. #

    برادر عزیز
    شیوه ای که شما پیش گرفته اید راه پیشبرد اسلام نیست
    چنانچه مایل به بحث بدون غرض می باشید مکانی بگذارید تا به صورت دوستانه با هم رو در رو بحث کنیم
    والا اینهایی که در وبلاگها بحث می کنند بیشتر مغرضانی هستند که می خواهند تنور اختلافات را داغ نگهدارند بسیاری از اینها به اسلام اعتقاد ندارند چه اینکه بخواهند برای شیعه یا سنی دلسوزی کنند
    اگر توجه کنید سئوالات وجوابها همه تکراری شده
    اگر توجه کرده باشید من در وبلاگها به این گونه مباحث تاخته ام
    شما هم اگر دلسوز به اسلام هستید بس کنید

  19. أمة الله اوت 23, 2007 در 11:18 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    حق با شماست سيستم نظرات ميهن بلاك خيلى بد است .

    تا دو كلمه مى نويسى بايد ده بار كم و كاستش كنى تا بالاخره يك سطرى ظاهر شود و با افتخار اعلامت كند كه نظرت با موفقيت قبول شد!!

    راستى راستى شبيه قبولى امتحانات كنكورى ست كه بايد خوشحال شوى كه نظرت قبول شد!

    برادر جواب آقاى اگر را خواستم بنويسم با سختى دو كلمه نوشتم.

    آقاى محترم اگر ، سخن از اشراف مؤمنين و سابقين دارد و يادشان رفته كه قضيه ى خمس هم بنابه ايده ى ايشان ناعادلانه است !

    آخر معنى حرف ايشان اينست كه همه بايد برابر باشند .

    آنوقت حضرت فاطمة رضي الله عنها و دعواى فدك براى او بى معناست كه خوب ما هم همين را مى گوييم !

    ولى مشكل ايشان اينست كه روش امام على را عادلانه تر از رسول الله معرفى مى كند !

    البته اعتراف صريح نمى كنند ولى با كمى دقت متوجه خواهيد شد كه مثلاً در حيات رسول الله خيلى ها شامل هديه و يا بخشش هايى مى شدند مثل مردى كه روزه ى ماه رمضان را عمداً افطار مى كند و با وجود لزوم كفاره ى آن سرانجام كيسه ى خرما بروى دوشش مى رود خانه اش در حاليكه رسول الله لبخند مى زده است.

    و اينست كه آقاى اكر ، نمى تواند حتى براى خودشان شرح دهند كه مثلاً خمس بر كدام اساس بايستى فقط شامل بنى هاشم شود ؟!

    و بر شيعه و سنى معروفست كه خمس شامل رسول الله و آل علي و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس مى شده است.

    و اينست مفهوم اشراف سابقين و مؤمنين در اسلام.
    و بر اساس مفهوم تشيع امام علي از رسول خدا عادلتر بوده است !!

  20. دوستدار شما اوت 23, 2007 در 11:25 ب.ظ. #

    نظرى كوتاه:

    در سطر وبلاگتان نوشتيد كاك احمد مى فرمايند : …

    اولاً برادر {مى فرمايند } فقط به سخن خدا و رسولش گفته مى شود ، در باره ى اين انسان مؤمن بگوييد: گفت يا فرمود ( البته فرمود زيادى ست ) براى اينكه او هنوز زنده نيست كه در حال حرف زدن باشد و اين جمله مضارع براى فرد مرده ( رحمت الله به روحش ) بايد تبديل به ماضى شود .

    دوماً ، بالاى وبلاگتان سخن خدا يا رسول بذاريد بهتر است.

    البته نظر آخر با خودتان فقط نصيحت كردم

  21. دوستدار شما اوت 23, 2007 در 11:27 ب.ظ. #

    منظورم فعل مضارع بود كه بايستى به ماضى تبديلش كنيد.

    اشتباهى نوشتم جمله ى مضارع

  22. أمة الله اوت 25, 2007 در 8:56 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    متاسفانه در سايتى ديدم كه به احمد مفتى زاده رحمه الله انتقاداتى شده بود و در ميان دلايلشان دو فيلم بود كه در اواخر عمر استاد مفتى زاده گرفته شده بود.

    با دقت در سخنان استاد مفتى زاده بخوبى متوجه ى رنج ها و شكنجه هايى كه باعث شكستكى او شده بود ، خواهيم شد.

    بدون شك آن رنجها باعث شده كه از او لغزشهايى در كلام سر زند و احدى از لغزش معصوم نيست.
    در سخنان استاد ، كلماتى را خود تصحيح مى كرد و جمله را از نو به صورتى ديگر بيان مى كرد.

    و اين عدم تركيز در بعضى از كلمات علت انحراف عقيدتى ايشان نمى بينم بلكه نوعى تشويش و خسته گى كه نمى بايست اينقدر بزرگ شود.

    از شما مى خواهم به اين مسائل توجه كنيد تا مؤمنى را بناحق بدنام نكنيم.
    و از سويى بر اشتباهات لفظى احدى دفاع نكنيم بلكه آنرا با حسن ظن ، خطاى لفظى تلقى كنيم.

  23. أمة الله اوت 28, 2007 در 9:20 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    مدتى ست كه حضور شما را نمى بينم.

    فقط براى اطمينان از سلامتى تان .

    حفظك الله

  24. اگر اوت 30, 2007 در 11:21 ب.ظ. #

    بابا کجایید شما؟ نکند به رحمت خدا رفته اید؟!!

  25. أمة الله به اگر اوت 31, 2007 در 9:40 ب.ظ. #

    اميدوارم سلامت باشد كه واقعاً ما را مشغول ساخته

  26. ناجی کرد سپتامبر 2, 2007 در 5:53 ب.ظ. #

    با سلام
    برادران عزیز بنده شرمنده شما شدم
    چند روزی به دلیل چندی مشکلات به مسافرتی رفتم لذا نتوانستم روی نت باشم از همگی عذر می خواهم

    به زودی به همگی نظرات و هم چنین مطالب آقای اگر و دیگر عزیزان پاسخ خواهم داد

    و من الله توفیق

  27. شما قصد دارید بحث را به جاهای دیگری سوق دهید.
    در پایان هم باید بگویم که بله بنده سند و مدرک می خواهم و این را هم به کرات ذکر کرده ام . خواه شما سند ارائه دهید خواه آقای اگر . البته آقای اگر کار را برای خود آسان کردند که ضمن فرار از بحث و کشاندن آن به جاهایی دیگر هم چون وهابیت و شرک و … که اصلا موضوع بحث نبوده ، آوردن سند و مدرک را به عهده ی ما قرار داده اند ایشان فرمودند (من كه منشي شما نيستم. برويد خودتان سندش را پيدا كنيد)
    از این مضحک تر و مسخره تر وجود ندارد. یک مثال برای شما می زنم . فرض کنید. در دادگاهی قاضی از شاکی یا شاهد بخواهد شواهد را رائه دهند . آیا این مضحک نیست که شخص بگوید : (من كه منشي شما نيستم. برويد خودتان سندش را پيدا كنيد )؟!البته این جا نه دادگاه است و نه ایشان شاکی یا شاهد .اما باید گفت که اثبات یک مطلب باید با سند همراه باشد .
    به واقع امری عجیب در کلام ایشان ملاحظه کردم
    البته موارد جالب تری هم در کلام ایشان موجود است که فقط به ذکر سه مورد از آن بسنده می کنم :
    1) ایشان می فرمایند : (همچنان كه عقايد احمقانه اهل سنت را كه هر كه معاويه را صحابي و عادل نداند كافر است با همه وجودم مسخره مي كنم.) باید گفت که جای بسی شگفت است که شخصی تمسخر را با تمام وجود سر لوحه ی کار خود کند زیرا تمسخر در اسلام حرام است ( بنا به آیات سوره ی همزه و باقی سوره ها ) اگر ایشان عقیده ای را تمسخر می کنند این مشکل خودشان است که کاری حرام را بر خود حلال می شمارند و اصولا انسان هایی از ابزار تمسخر استفاده می کنند که دارای ضعف نفسانی باشند و عقد درونی خود را بدین نحو خالی می کنند چون راه دفاع بهتری را سراق ندارند و این ناشی از جهل آنان است و اگر باز هم ایشان دلیلی یا سندی مبنی بر تمسخر در اسلام دارند مشتاقانه خواستار آنیم . اما این که ایشان با افتخار کسی را تمسخر کنند و با همه ی وجود این کار را انجام می دهند هم جای شبهه دارد بدان معنا که این مطلب را اثبات می کند که از سنت حضرت رسول تبعیت نمی کنند چون حضرت رسول هیچ گاه هیچ کافری را به باد تمسخر نگرفته اند حال که ایشان یک اعتقاد را تمسخر می کنند و باید بدانند که این عملشان نشان دهنده ی شخصیتشان و میزان شعور ایشان است و این بر عهده ی خودشان است که حلال و حرام آن را میزان کنند چون ما آن را برای ایشان بیان کردیم

  28. ) در جایی دیگر ایشان فرمودند : (اما عقايد اهل سنت هم بسيار جاي بحث دارد. اينكه خدا را بايد به صورت جسم تصور كرد و عرش همان تخت سلطنت خداست و خدا بالاي آن است، و … و نگاه احمقانه به آيات الهي، همه چيزهايي است كه اهل سنت در آن گير كرده اند.) برادر عزیز جز چند فرقه ی ضاله ( کرامیه و مشبهه) کسی یا گروهی یا فرقه ای این ادعا را مطرح نکرده است که خداوند دارای جسم است . آیا شما می توانید مدعی شوید که امامان اهل سنت چنین ادعایی کرده اند . به امید خدا مطلبی را در رابطه با همین مطلب و رد این عقاید در وبلاگ قرار خواهم کرد. ( مطلبی تحت عنوان پاسخ به کرامیه و مشبهه در رابطه با جسمیت خداوند ) اما نکته ی جالب این که ایشان این عقیده را به پای تمام اهل سنت نهاده اند که امری بس شگفت است . و لذا تهمتی بیش نخواهد بود .
    3) ایشان می فرمایند : (به يقين علتي داشته كه عثمان را كشته اند. اين علت، وجود دارد) از این سخن چنین بر می آید که ایشان علت شهادت حضرت عثمان را ( نعوذ بالله) نا عادلی و بی کفایتی ایشان بیان کرده اند. اگر این گونه است که جا دارد بپرسیم که علت شهادت حضرت علی چه بود؟ نمی خواهم با این سخن ( نعوذ بالله ) شان حضرت علی را زیر سوال ببرم . بر عکس ! می خواهم به ایشان بگویم که استدلال ایشان غلط است . دلیل نمی شود که چون شخصی توسط مسلمانی کشته شده پس حتما انسان نا لایق و بدی بوده است . این ادعا چنان سخیف است که نیازی به بحث در رابطه با آن نیست .
    و بسیار است ادعاهای دیگر که جای تامل دارد .
    فعلا نمی خواهم به اظهارات آقای اگر پاسخ دهم . ان شا الله در فرصتی دیگر نکته به نکته ی اظهاراتشان را پاسخ خواهم داد.
    در پایان اگر امکان دارد منظور خود را صریح تر عنوان کنید
    با تشکر

  29. ناجی کرد به برادر گرامی آقای متصدی سپتامبر 3, 2007 در 2:50 ب.ظ. #

    در رابطه با نظر شما در رابطه با نام وبلاگ باید گفت که این نام به صورت سلیقه ای انتخاب شده است .
    اما توضیح در رابطه با این که ما باید ناجی اسلام باشیم هم ساده است چون اصولا اسلام نیازی به نجات ندارد تا شخصی ناجی آن باشد چون دینی کامل و جامع در اختیار ما است . شاید هم منظور شما ناجی در اجرای احکام اسلامی است که در این رابطه نیز باید گفت که شهید کاک احمد مفتی زاده در کردستان ناجی اجرای احکام اسلامی بودند و کسی را در این رابطه منکر نخواهید یافت .
    و این که فرمودید باید ناجی تمام ملت ها باشیم که باید گفت که این کاری بس دشوار و غیر ممکن است که جز حضرت رسول کسی قادر به انجام آن نبوده و تا آخر الزمان هم کسی جز حضرت مهدی و حضرت عیسی توان برقراری آن را ندارد .
    اما در رابطه با قضیه عبد و غلام . عبد در زبان عربی معانی فراوانی دارد ( در کتاب فرهنگ عربی-فارسی ) که به شرح زیر است : « بنده خدا ، انسان ، برده ؛ بنده »
    اما در لغت نامه ی دهخدا ج9 ص13844 چنین آمده است : « بنده ، غلام ، خلاف حر از مردم »
    اما معنی کلمه ی عبد در اصطلاح اسلامی به معنای پرستش است و غیر از آن هیچ معنی دیگری قابل تصور نیست .
    انسان فقط می‌تواند بنده خدا باشد؛ خداوند متعال می‌فرماید: (الزمر: 66). «فقط خدا را بندگی کن».

  30. ناجی کرد به برادر گرامی آقای متصدی سپتامبر 3, 2007 در 2:50 ب.ظ. #

    پس چرا شیعیان اسمهای خودشان را عبدالحسین (بنده حسین) و عبد علی (بنده علی)، و عبدالزهرا و عبدالامام می‌گذارند؟!
    چرا ائمه فرزندانش را عبد علی و عبدالزهرا نامگذاری نکردند؟ و آیا درست است که بعد از آن که امام حسین به شهادت رسیده است بگوییم عبدالحسین یعنی خادم حسین؟
    خادم کسی است که آب و غذا را تهیه می‌کند و خدمت می‌نماید آیا معقول است که کسی آب و غذا برای حسین ببرد و در قبرش آب وضویش را آماده کند تا بگوییم که خادم حسین است؟!!

  31. ناجی کرد به برادر گرامی آقای مظلوم سپتامبر 3, 2007 در 2:51 ب.ظ. #

    جناب آقای مظلوم که به واقع در مظلوم نمایی استاد الاساتید هستند . باید خدمت شما عرض کنم که پاسخ به دلایل سکوت حضرت علی از دیدگاه تشیع داده شد . البته در پست « مناظره ی مدیر وبلاگ با یک عالم شیعی » و در پاسخ به اظهارات آقای اگر

  32. ناجی کرد به برادر گرامی آقای عراقی سپتامبر 3, 2007 در 2:52 ب.ظ. #

    ناجی کرد به برادر گرامی آقای عراقی

  33. ناجی کرد به برادر گرامی آقای عراقی سپتامبر 3, 2007 در 2:52 ب.ظ. #

    جناب آقای عراقی سخنان شما کاملا درست و منطقی است . اما این نکته را هم نباید فراموش کنید که نا آگاهی از مسائل بسیار خطرناک تر از این مناظرات است . یک شاهد مثال برای شما می زنم . روزی یکی از دوستان نزد بنده آمدند و از بنده سوال کردند که فلانی ! شما امامان اهل تشیع را نمی پرستید ؟! این سوال بسیار جای تامل دارد چون که شخص هنوز معنی واقعی پرستش را نمی داند و این جهل است که بسیار خطرناک است . قصد ما این است که بگوییم ما با امامان اهل تشیع نه تنها هیچ مشکلی نداریم بلکه برای آن ها احترام بسیار زیادی نیز قائلیم و در هیچ یک از کتب تسنن شما یک اهانت به یک امام شیعه مشاهده نمی کنید . قصد و نیت ما این است و لا غیر

  34. از نظر گهربار شما بسیار ممنون و از تذکر به جای شما خرسند شدم
    اما در رابطه با لفظ می فرمایند باید گفت که این لفظ نه تنها برای خدا و رسولش بلکه برای بیش تر محدثان و عالمان دینی نیز به کار میرود . و قصد از ابراز آن احترام است و لا غیر . برای مثال می گویند : امام شافعی می فرمایند و یا مثلا حضرت علی می فرمایند و…
    این لفظ را هم فقط به خاطر احترام به کار برده ایم و لا غیر
    اما برای این که شبهه ای پیش نیاید این کلمه را به یکی از کلماتی که شما پیشنهاد فرمودید تغییر خواهم داد
    اما در رابطه با کلام آخرتان که باید گفت به واقع تذکری به جا و خیرخواهانه می باشد . بنده سعی خواهم کرد در یک مکان خاص این پیشنهاد را پیاده کنم
    علی ای حال از تذکرتان بسیار خرسند و ممنون شدم
    و من الله توفیق

  35. خانم امه الله بنده برای شما و اعتقاداتتان احترام بسیار زیادی قائلم و باید گفت که سخنان شما تا حدی درست است . اما نباید این نکته را فراموش کنیم که این به قول شما لغزش ها ( که بنده آن را لغزش نمی دانم ) نه کسی را کافر می کند و نه مسلمان . تنها ابراز نظری است که شخص می تواند قبول کند و یا قبول نکند. برای مثال در بحث تعداد کافر بر روی زمین عده ی کثیری از یاران ایشان ( همان طور که در بیانیه ی شماره ی 6 مکتب قرآن ذکر شده است ) و هم چنین خود بنده با آن موافق نیستیم و معتقدیم که کافران زیادی بر روی کره ی زمین قرار دارد . بنا بر این اگر ایشان سخنی را ابراز کرده اند و به فرض اگر صحیح نباشد اولین گروهی که آن را نفی کنید قطعا بدانید خود ما خواهیم بود . این خود ماییم که می گوییم کاک احمد در این رابطه اشتباه کرده اند ( کما این که در بعضی بحث ها این کار را کرده ایم .) لازم به ذکر است که عده ای از یاران کاک احمد که از مکتب قرآن جدا شده اند این عقیده ی بنده را به شدت تکذیب می کنند بدان معنا که سخنان کاک احمد را تا 100 سال آینده بدون مراجعه به سنت برای خود کافی می بینند و معتقد اند که تمامی احادیث قابل استناد نیستند ولی تمامی سخنان کاک احمد قابل استناداند که ما به شدت آن را تکذیب می کنیم

  36. ما معتقدیم که کاک احمد هم مانند سایر مجتهدان فتوا و اجتهادی صادر کرده اند . اگر این فتوا و اجتهاد با قرآن و سنت تضاد داشته باشید به هیچ وجه آن را نمی پذیریم ولو این شخص فتوا دهنده کاک احمد مفتی زاده باشد . و در این جا است که بسیاری از برادران بر ما اعتراض می کنند که همان طور که گفته شد این اعتراض بر ما وارد نیست چون ما نیز عقیده ی آن ها را برای خود بر گزیده ایم .
    یک نکته را باید متذکر شوم . ( فکر می کنم یکی از برادران این سخن را عنوان کرده بودند) که کاک احمد در همکاری با حکومت اشتباه کردند . در پاسخ باید گفت که کاک احمد هم وقتی به این اشتباه خویش پی بردند بدون هیچ گونه غروری آن را اعلام کردند و قاطعانه در صدد رفع اشتباه خویش بر آمدند کما این که می بینیم پس از چند ماه از گذر انقلاب ایران ، به سبب مخالفت های شدید با حکومت ، ایشان را 10 سال به زندان های تنگ و تاریک انداخته و زیر انواع شکنجه ها عذاب دادند تا سرانجام جسم نا توان و بی رمقش را آزاد کردند برای آن که از مرگ او اطمینان کامل داشتند و این امر اتفاق افتاد چون ایشان پس از 3 ماه آزادی از زندان دار فانی را وداع گفتند .

  37. شنبه سپتامبر 4, 2007 در 4:40 ب.ظ. #

    1) چرا لینک بنده را در وبلاگ خود قرار داده اید؟ افشاگری گروه شما

    2) در رابطه با آقای اگر یا همان افتخارم بندگی ( و یا به قولی آقای م یزدی) باید گفت که بنده ایشان را شیعه می دانم چون در حال مناظره با ایشان در وبلاگ خود یعنی ناجی کرد هستم آقای یزدی شیعه كسي ديگر ستv

  38. شنبه سپتامبر 4, 2007 در 6:28 ب.ظ. #

    به اطلاع افرادی که تازه وارد مسئله شنبه با امه و دار ودسته اش می شوند
    3روز پیش به وبلاگ منهای(معنای!) اسلام سری زدم متوجه شدم
    این زن شخصی بی سواد است وچند کلام از یک کتاب را مرتب تکرار می کند
    ومدتی است مخاطبین خود را مشغول ساخته وبا موضوعات جدید بحثهای قبلی را مخدوش میکند و از پاسخ گویی صریح طفره می روند
    از آنجا که این گونه افراد تعادل روانی نیز ندارد
    در مقابل مسائل واکنش توهین آمیز نشان می دهند
    لذا یک عملی که همه به راحتی از آن میگذشتند روی آن تکیه کردم و سه روز است می خواهند بحث را عوض کنند من نمی گذارم
    من معتقدم چون بحثی را شروع کردند باید تمام شود من بی پاسخ نمی روم
    واجازه عوض کردن بحث را هم نمی دهم
    شاید بسیاری از شما مرتب به حرفهای این زن برخورد گرده اید
    ::: (از حرفهای شما خنده ام میگیرد) و اهمیت ندادید
    من دوروز است از اینها می پرسم آیا خندیدن به حرف دیگران مسخره کردن نیست
    پاسخ نمی دهند
    اینها سئوال جدید مطرح می کنند ومن را محکوم می کنند من میگویم به تمام اتهامات پاسخ میدهم اما پس از شنیدن پاسخ
    لذا تا پاسخ ندادن به سئوال من مظلوم نمایی
    و قیافه آدمهای حق به جانب را گرفتن سودی ندارد
    تا زمانیکه پاسخ ندهند اجازه فعالیت به آنها نمیدهم

  39. شنبه سپتامبر 4, 2007 در 8:03 ب.ظ. #

    خندیدن به حرف دیگران!
    به اطلاع افرادی که تازه وارد مسئله شنبه با امه و دار ودسته اش می شوند
    3روز پیش به وبلاگ منهای(معنای!) اسلام سری زدم متوجه شدم
    این زن شخصی بی سواد است وچند کلام از یک کتاب را مرتب تکرار می کند
    ومدتی است مخاطبین خود را مشغول ساخته وبا موضوعات جدید بحثهای قبلی را مخدوش میکند و از پاسخ گویی صریح طفره می روند
    از آنجا که این گونه افراد تعادل روانی نیز ندارد
    در مقابل مسائل واکنش توهین آمیز نشان می دهند
    لذا یک عملی که همه به راحتی از آن میگذشتند روی آن تکیه کردم و سه روز است می خواهند بحث را عوض کنند من نمی گذارم
    من معتقدم چون بحثی را شروع کردند باید تمام شود من بی پاسخ نمی روم
    واجازه عوض کردن بحث را هم نمی دهم
    شاید بسیاری از شما مرتب به حرفهای این زن برخورد گرده اید
    ::: (از حرفهای شما خنده ام میگیرد) و اهمیت ندادید
    من دوروز است از اینها می پرسم آیا خندیدن به حرف دیگران مسخره کردن نیست
    پاسخ نمی دهند
    اینها سئوال جدید مطرح می کنند ومن را محکوم می کنند من میگویم به تمام اتهامات پاسخ میدهم اما پس از شنیدن پاسخ
    لذا تا پاسخ ندادن به سئوال من مظلوم نمایی
    و قیافه آدمهای حق به جانب را گرفتن سودی ندارد
    تا زمانیکه پاسخ ندهند اجازه فعالیت به آنها نمیدهم

  40. شنبه سپتامبر 4, 2007 در 8:07 ب.ظ. #

    آقای ناجی خلق کرد !
    اصلا به عقایدت کار ندارم
    اما امام ما شیعیان حشین بن علی (ع) که شما مدعی محبت (ولی) ایشان هستید
    کلامی دارند که بسیار مشهور است
    اگر مسلمان نیستید لا اقل آزادمرد باشید
    شما در وبلاگ خودتان از چند نفر سئوال کردید کسی هم اتفاقی بیاد اینجا
    میبینه این همه سئوال بی جواب
    شایسته بود سئوالات را از خودشون می کردید

  41. یارعلی سپتامبر 8, 2007 در 7:59 ق.ظ. #

    سلام ناجی جونم مرد خوب
    دلیل برتری امام علی ع بر همه غیر رسول خدا ص اله عصمت ایشان است که در وبلاگم هست مطالعه کن

  42. ميهمان سپتامبر 29, 2007 در 12:43 ق.ظ. #

    تاجي سهرت لي بوته ئاش قونت لي بوته ماش

  43. كوردو اکتبر 2, 2007 در 5:49 ق.ظ. #

    به من هم سری بزن

  44. يزدان آوریل 20, 2008 در 10:04 ق.ظ. #

    چند روزي است كه برخي از سايتها و وبلاگهايي برادران اهل سنت ، كتابي را با عنوان «گفتگوي آرام با دكترمحمد حسيني قزويني» تأليف پروفسور احمد بن سعد غمدان الغامدي از اساتيد دانشگاه ام القري مكه ، روي سايت‌ها و بلاگ‌هاي خود قرار داده و تبليغات عجيبي را پيرامون آن به راه انداخته‌اند ؛ غافل از اين كه اين قضيه مربوط به سال‌هاي پيش است و خبر تازه‌اي نيست . استاد قزويني نيز به آن كتاب، در کتابي تحت عنوان قصة الحوار الهادي جواب مفصل داده‌اند. نوار مناظره نیز موجود است . دكتر غامدي در برابر اعتراضات و ادله قاطع جناب دكتر قزويني بارها اظهار عجز و معذرت خواهي كردند و متعهد شدند كه در چاپ‌هاي بعدي موارد تحريف و دروغ را اصلاح نمايند ؛ گرچه در چاپ دوم نوشته‌اند كه واعتذر للاستاذ أبي المهدي لنشرها واعتذر عن العبارات القاسية التي وردت في الرسالة والتي قد حررت كثيراً منها في هذه الطبعة الثانية ولعلي استدرك مافات ، في طبعات اخري انشاء الله .
    از استاد ابوالمهدي به خاطر نشر اين نوشته معذرت مي‌خواهم، و همچنين از او به خاطر ذکر جملاتي تند در کتاب پوزش مي‌طلبم که در اين چاپ (دوم) بسياري را تصحيح کرده‌ام و اميدوارم که آنچه از قلم افتاده در چاپهاي آينده اصلاح کنم.
    … اما موارد بسياري از تحريف هنوز در اين كتاب موجود است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: