تفاوت دين و مذهب

15 اوت

 « و ما کان الناس الا امه واحده ، فاختلفوه » ( یونس آیه ی 19 ) « مردمان ملت واحدی بیش نبودند (بعد ها ) مردمان دو گروه شدند و با هم اختلاف پیدا کردند .                               

« و ما تفرقوا الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم » ( شوری آیه 14 ) « ( پیروان پیغمبران پیشین ) گروه گروه و دسته دسته نشده اند مگر بعد از علم و آگاهی . واین تفرقه جویی تنها به خاطر ستمگری و کجروی در میان خودشان بوده است. »

انسان از آغاز ولادتش مانند بسیاری از جانداران دیگر ، از جمله اسلاف او ، گروه زی بوده است . اما از آن جا که این موجود جدید بر خلاف گذشتگان دو بعدی بوده و افراد آن ، توانایی داشته اند که به صورت های مختلف زندگی کنند . از همان بدو پیدایش به برنامه ای در حد نیاز زمان احتیاج داشته اند تا روابط و رفتارشان را تنظیم نمایند.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو


تفاوت دین و مذهب

« و ما کان الناس الا امه واحده ، فاختلفوه » ( یونس آیه ی 19 ) « مردمان ملت واحدی بیش نبودند (بعد ها ) مردمان دو گروه شدند و با هم اختلاف پیدا کردند .                               

« و ما تفرقوا الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم » ( شوری آیه 14 ) « ( پیروان پیغمبران پیشین ) گروه گروه و دسته دسته نشده اند مگر بعد از علم و آگاهی . واین تفرقه جویی تنها به خاطر ستمگری و کجروی در میان خودشان بوده است. »

انسان از آغاز ولادتش مانند بسیاری از جانداران دیگر ، از جمله اسلاف او ، گروه زی بوده است . اما از آن جا که این موجود جدید بر خلاف گذشتگان دو بعدی بوده و افراد آن ، توانایی داشته اند که به صورت های مختلف زندگی کنند . از همان بدو پیدایش به برنامه ای در حد نیاز زمان احتیاج داشته اند تا روابط و رفتارشان را تنظیم نمایند.

در این جا مطلبی که می خواهیم مطرح کنیم این است که در تحلیل تاریخی ما ، انسان در آغاز پیدایش به صورت امتی واحد زندگی کرده که رابطه افراد این گروه با رابطهی بقیه ی جانداران گروه زی در کیفیت تفاوت داشتند و به نحوی بود که در جهت پویایی و تکامل که مخصوص افراد این گروه است ، آن را یاری دهد و این پیوند و همبستگی به خلاف افراد جانداران گروه زی دیگر آگاهانه و اختیاری بوده نه غریزی . اما در زمان گذشته و از طرفی افراد این گروه چندان زیاد شده اندکه تامین نیاز های خوراکی امت به آسانی مقدور نبوده (بر خلاف گذشته) و از طرفی با پیشرفت انسان در مسیر تکاملیش ، زنگی ، رنگ ساده ی اولیه ی خود را از دست داده و روابط بین افراد صورت ها واشکالی نسبتاً پیچیده پیدا کرده است و از جهتی چون این پیوند اختیاری و آگاهانه با پیون غریزی افراد یک گروه جانداران دیگر فرق داشته ، افراد امت ، توانایی فکری و عملی به هم زدن صورت های روابط موجود و آوردن صورت های تازه از روابط را داشته اند . به واسطه ی این جهات ، افرادی به فکر ستم نسبت به دیگران و گرفتن امتیازات مادی و معنوی یا هردو افتاده اند و از این زمان اختلافات و فرقه گری ها پیدا شده است و بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخی که نمی توان دقیقاً زمان آن را تایین کرد ، امت واحدی که پیرو یک دین و برنامه بوده اند به گروه های فکری و سیاسی و اجتماعی و … تقسیم شده و هر گروه ( به وسیله ی عده ای برتری طلب ) برای خود فرقه ای به وجود آورده اند.

اما باز در هر زمان خداوند پیامبرانی فرستاده که هم فرقه ها را به حالت امت واحد برگرداند و هم در عین وحدت و یکنواختی اصول اساسی فکری و عقیدتی ، برنامه ای پیشرفته به تناسب پیشرفت انسان و پیچیده شدن روابط او در اختیارش قرار دهند . باز برتری طلب ها از پیشرفت این برنامه ها که مایه ی وحدت و زندگی یکنواخت و بدون امتیازات افراد بوده، جلوگیری کرده اند .« فامنت طائفه….و کفرت طائفه» (صف آیه14 ) «آنگاه گروهی درک کردند و پذیرفتند و گروهی پس از درک کردن به مقابله پرداختند»                                               

و باز از اینجا فرقه گری گسترش یافت و آن طائفه ای هم که حق را پذیرفتند و از دیانت زمان خود پیروی کرده اند، پس از گذشت زمانی کوتاه یا طولانی، باز به همان علت برتری طلبی و امتیاز جویی بعضی از افراد، غالباً به فرقه های مختلف تقسیم شدند و… و در هر زمان عاملان تفرق چون برنامه الهی را با امتیاز جویی های خود ناسازگار می دیدند با وسایل و صورتهای گوناگون می کوشیدند تا مردم را از آن برنامه بیگانه سازند در نتیجه گاهی شرایط خیانت فراهم تر بود و دشمنان خلق اصل برنامه را به طور کلی نابود می کردند و به اقتضای هوا و هوس خود بر جامعه ها حکم می راندند و گاهی شرایط ،اجازه این اندازه خیانت را نمی داد و حداکثر کار خودکامگان تحریف و تغییر برنامه بود و در جهتی که هوس های برتری طلبانه آنان را تا حد امکان ارضاء نماید.    

قرآن در زمانی آمد که علی رغم در اوج بودن فساد اجتماعی و انحطاط روابط گوناگون بشری، رشد طبیعی بشر تا آنجا رسیده بود که به خود کامگان نه مجال از بین بردن این برنامه را می داد و نه فرصت تحریف و دستکاری آن. قرآن در زمانی آمد که بشر از لحاظ رشد طبیعی به جایی رسیده بو که اجازه ندهد  تا دشمنان مثل گذشته ها برنامه بهروزث و سعادت او را از دستش بگیرد و یا مخدوش سازند اما هم چنین که خود قرآن به برتری طلبان تاریخ خطاب می کند که «افکلما جاء کم رسول به ما لا تهوی انفسکم استکبرتم» ( بقره آیه 87 ) « آیا این روش شما نبوده که هرگاه پیامبری برنامه ای آورده که با هوا و هوس های شما سازگاری نداشته با استکبار و برتری طلبی به مقابله با او برخواسته اید».

کسانی که امتیاز جو و برتری طلبند تا از این خصلت ضد بشری دست برندارند نمی توانند که ( به اصطلاح خودشان ) اراذل و اوباش باید هم رتبه و حتی هم مجلس آنان باشند و زندگی این مستضعفان از جهت مادی و معنوی هم سطح زندگی آنان گردد.  هرچه می خواهد دل تنگت بگو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: