بيانه شماره ی ۶ مکتب قرآن کردستان در رد شبهات اخير

15 اوت

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت تمامی بزرگواران

در قسمت نظرات وبلاگ ( پست عبدالمتین و همفکرانش بدانند ) مطالبی چند در رابطه با تکفیر کاک احمد و دیگر مسائل عنوان شد .

بنده نیز تا آن جا که توانستم جواب ها را ارائه دادم

اما برای کامل کردن جواب ها بیانیه ی شماره ی ۶ مکتب قرآن کردستان را که در رد شبهات است را در این جا قرار می دهم

این بیانه در وقع جوابی است به افرادی که با پخش کردن مقاله ای در توهین به کاک احمد و هم مسیران ایشان سعی در تخریب این شخصیت و حرکت ایشان را داشتند . و نام خود را « اهل سنت و جماعت» قرار داده بودند و حتی نام و امضایی هم از خود نگذاشته بودند تا شناخته شوند .

علی ای حال این مطلب را به خاطر خطیر و مهم بودن آن در وبلاگ قرار می دهم . امید است حقایق روشن شود .

اینک گزیده ای از آن را در این جا قرار می دهم و شما می توانید متن کامل آن را در ادامه ی مطلب مشاهده نمایید :

***

در بند 1 بیانیه ی _ به اصطلاح _ « اهل سنت وجماعت » گفته شده است:
 « احمد مفتی زاده وپیروانش بر خلاف منهج اهل سنت وجماعت معتقد هستند که: در تمامی این کره خاکی شاید یک کافر وجود نداشته باشد. و این عقیده با تمامی نصوص قطعی اسلام مغایرت دارد. و خود قرآن انسانها را به دو گروه کافر ومؤمن تقسیم بندی می نماید». عبارت: « و این عقیده با تمامی نصوص قطعی اسلام مغایرت دارد» بسیار عجیب و غریب است، زیرا تمامی جمله های قرآن وسنّت مسلّم، ، مثلاً: بسم الله الرحمن الرحیم،  الحمدلله رب العالمین ، قل هو الله احد ،الدین النصیحة… ، نصوص قطعی هستند، و این که کافر در دنیا وجود داشته باشد یا نه چه ارتباطی با این نصوص دارد؟! تاباهم موافق باشند یا  مخالف؟ واگر گفته شود: نصوصِ احکام، مورد نظر است، باز هم این پرسش مطرح است که بودن یا نبودن کافر چه ارتباطی با نصوص احکامی مانند: «وأقیموا الصلوة وءاتوا الزّکوة» ،«کتب علیکم الصیام» وامثالهم دارد؟ نکند نویسندگان بیانیه، این جملاتِ آیات قرآن واحادیث نبوی را نصوص قطعی ندانند؟! و این مطلب که: قرآن انسانها را به دو گروه کافرو مؤمن تقسیم کرده است مثلاً آیه 2 تغابن : « فمنکم کافر و منکم موءمن » – بعضی از شما کافر هستید و بعضی مؤمن – کجا به این معنی است که در هر زمان و هرمکان، حتماً بعضی از مردم کافر هستند و بعضی هم مؤمن؟ اگر این طور باشد باید بپذیریم که از زمان نزول این آیه ی مدنی، درهر برهه از زمان و در هر روستا و شهر و کشوری، در تمامی کره ی مسکونی زمین، قطعاً گروهی از مردم باید کافر باشند و گروهی هم مؤمن! در حالیکه واقعیت های تاریخی در گذشته و حال خلاف آن را ثابت کرده است. در طول وعرض تاریخ چهارده سده ی اسلام، شهرها، روستاها ومناطق زیادی بوده اند که یکفرد کافر یا یکفرد مؤمن در آن وجود نداشته است، از جمله مکّه ی مکرمه –زادها الله تشریفاً وتکریماً – که نه تنها از وجود کافرِ مقیم، بلکه از ورود کافرِ مسافر هم خالی و به دور نگهداشته شده است. پس این آیه درآن مکانها چگونه معنی شده و خواهد شد؟ اگر ما این قبیل آیات را عام و جبر بگیریم با این واقعیاتِ محسوسِ غیر قابل دفاع، تضاد پیدامی کنند و- نعوذ بالله – دروغ از آب درمی آیند! که هیچ مؤمنی قطعاً چنین باوری ندارد. بلکه بدون تردید، مخاطب وماصدق این آیه  وامثال آن کلّ بشریت است در طول وعرض حیاتش. لذا اگر کسی بگوید: در زمان حاضر یا چند قرن گذشته یک کافر یا یک مؤمن وجود نداشته و ندارد هیچگونه مشکلی برای معنی این آیات پیش نمی آید. همانطور که اگر در یک روستا ، شهر ویا منطقه ای ، یکی از این دو موجود نباشد .

***

           اکنون بعد از این توضیحات، ما « مکتب قرآن کردستان » همچون گذشته اعلام میداریم: که حداقل درحد اعضای شورا در مسأله ی عدم وجود کافر در دنیا، با نظر واجتهاد مرحوم کاک احمد مفتی زاده – رحمه الله – همسو وهم نظر نیستیم. بلکه معتقدیم که کافران زیادی در سطح جهان وجود دارند. و این عدم همسویی و همنظری  به معنی مخالفت کردن با ایشان نمی باشد. زیرا این مطلب یعنی: ( باور به وجود یا عدم وجود کافر) جزء مسائل عقیده است نه عمل؛ البته علما و آگاهان به مسائل دینی نیک میدانند که در دین پاک اسلام تقلید در عقیده حرام است وگمراهی، و پناه برخدا.  حتی اگر مقلّد و پیرو یک مجتهد در اعمال واحکام هم، در موارد ومسائل متعدد ازآن مجتهد پیروی نکند، این هم به معنی عدم تبعیّت ونقض پیروی به حساب   نمی آید. اتفاقاً همه ی علمای مقلّدِ مذاهب اسلامی چنین بوده و هستند؛ نمونه ی بارز آن ، در گذشته، امام نووی – رحمه الله – میباشد و در زمان ما کاک احمد مفتی زاده – رحمه الله – که در جزوه ی « اجتهاد وتقلید» صفحه ی 3 میگوید: « پس در درجه اول مقلّد حضرت شافعی – س – هستم. در مواردی که رأی منصوص ایشان وجود داشته باشد، ویا: از استنباطات فقهای مذهب شافعی از آراء ایشان.» و در صفحه 7 همان منبع می گوید:« اما اگر تشخیصم این گونه باشد که نصی از حضرت شافعی -س- مخالف کتاب وسنت است، دیگر آن را ترک می کنم. چون اولاً: اخذ آن رأیی را بی ادبی می دانم وثانیاً: خود حضرت شافعی- س – هم نپذیرفته اند که کسی مطلقاً مقلّد ایشان باشد، بلکه همواره گفته اند که: آرای مرا اگر باکتاب یا سنت تعارض داشت، دور بیندازید؛ ونفرین کرده اند برکسانی که آرای ایشان را همدرجه با کتاب وسنت شمارد…  و بنابراین است که آراء خودم را در خصوص مثلاً: طلاق یاتیمم، اگرچه بارأی حضرت شافعی- س- یا غالب فقها تعارض دارد، اعلام     کرده ام. زیرا که دراین زمینه ها استنباط تعارض کرده ام.» ….

***

…. در بند 2 می خوانیم: « حجّیّت سنّت صحیح نبوی را با یک سری توجیهات گمراه کننده عقلی زیر سؤال می برند و با این کار مسلمانان را ازفهمِ صحیح قرآن باز داشته اند و…» . این ادعا نیز در مورد شخص کاک احمد وجمع مکتب قرآن کردستان صحت ندارد، زیرا کاک احمد در دوران زندانش همراه قرآن، کتاب صحیح بخاری را با یکی از شروح آن بنام        « ارشاد الساری » همراه داشته و از آن بهره برده است، در وصیتنامه اش که در زندان جهت راهنمایی یاران و شاگردانش نوشته است برای تزکیه و سالم ماندن  دلهایشان ده دارو را تجویز می کند که اولین آن را این چنین معرفی می نماید: « 1- بکوشید : گاهی، جلساتی داشته باشید که بابحثی مناسب حالت روحی بالفعل خودتان، از کتاب، یا سنت، و یا سخنان و احوال بزرگان، و یا از احوال عاطفه انگیز وضع محرومان، آن را مبارک گردانید.»   – وصیتنامه صفحه 9، سطر 15به بعد- که دراین جا اولین ومهمترین درمان قلب را بحثهائی از قرآن وسنت بیان می دارد. … ودر نامه شماره 5 ، صفحه ی 52 مجموعه ی اول نامه ها می گوید: « چاره ی مصون ماندن ازاشتباهات اعمال و اقوال گذشته ام، نوشتن آنها، بعد مروربرآنها ( ونیزبرنوشته های سابق ) وتصحیح آنهاست. اگر خودم فرصت یافتم که بسیار خوب؛ وإلا، جمعی از صلاحیت دارانی که « لا یخافون لومة لائم» ، بادقت در کتاب وسنت، و نیز سایر بحثهایم این زحمت را به عهده گیرد». اگر باور به سنت نداشت یا معتقد بود کسی آن را نمی شناسد و نمی داند، چگونه می گفت: صلاحیتدارانی ( با صیغه ی جمع ) با دقت در کتاب وسنت…، و در دهها جای دیگر از گفتار و نوشتارش توصیه ی اکید مبنی بر عمل به سنّت پیامبر –ص- کرده است که به امید خدا در آینده¬ی نه چندان دور، همه ی آنها را در اختیار و دسترس همگان قرار خواهیم داد. ما « مکتب قرآن کردستان » هم، « کتاب اربعین نووی» و« ریاض الصالحین» را بالفعل در برنامه ی درسی داریم و در کتابخانه ی نسبتاً بزرگ مکتب قرآن کردستان دهها عنوان کتب حدیث و شروح آن را داشته که در اختیار هر مراجع ومتقاضی قرار گرفته و خواهد گرفت، همچنین در برنامه هفتگیِ دعوت عمومی در مسجد، طبق برنامه، هر ماه جلسه ای را به شرح و مدارسه حدیث اختصاص داده ایم. حال اگر کسانی دیگر به نام پیروی کاک احمد چنین ادّعایی کرده باشند، با توجه به دلایل مذکور، هیچ گونه ارتباطی با ایشان و ما ندارد….

***

….نویسندگان بیانیه حتی جرأت نکرده اند بیانیه ای را که خود صادر نموده و خود را تنها مستحق و صلاحیت دار استفاده ی جسورانه از عنوان « اهل سنت و جماعت» که نام با مسمای بیش از یک میلیارد مسلمان است، امضا  نمایند تا مردم با شناخت و مراجعه به آنان از سقوط در چاه گمراهیِ بدعت و ضلالت مصون بمانند!! درحالیکه کاک احمد و بعضی از ما از قبل انقلاب تا کنون، صدها اعلامیه و بیانیه ی نصیحت، نقد، اعتراض ومحکوم کردنِ ناسازگار با مذاق وآرمان اشخاص، جماعات، احزاب وحاکمیّت های خودخواه وقدرتمدار را با امضا و بعضاً باخطِّ خود پخش کرده ایم. حال انصاف دهید ما بیشتر  به جهاد فی سبیل الله معتقد و پایبندیم و در عمل آن را ثابت کرده ایم یا شما ؟ و اگرمنظور از جهاد، جنگ مسلّحانه است، می بایستی نویسندگان این بیانیه، آن را در صف جنگ می نوشتند و از آنجا برای ما می فرستادند! آنوقت حق داشتند چنین ایرادی را به ماوارد نمایند، و به قول الله تعالی: « أتأمرون النّاس بالبر و تنسون أنفسکم…؟!» _ آیه 43 بقره_ و چنان که مشهور است:  دوصد گفته چون نیم کردار نیست!…

***

….به راستی یکی از مظلوم ترین شخصیت های مسلمان و کُرد، کاک احمد است، که بیش ازدشمنان، از سوی دوستان! مورد ظلم قرار گرفته است . چه ظلمی از این بزرگترکه : یک مجاهد همیشه حاضردر صحنه را در قالب یک فرد گوشه گیر نشان دادن!  یک شخصیت با شهامت و صداقت و صریح اللّهجه را فردی ترسو،خلاف گو – نعوذبالله! –  ودارای برخورد متضاد در نهان و عیان معرفی کردن! آن هم به نسبت نزدیک ترین شاگردان و یارانش!، یک شخصیت خادم مخلص قرآن وسنت را در مقابل قرآن وسنّت قراردادن! وبالأخره یک مرد متواضع وشاگرد فروتن ائمّه و بزرگان دینیِ گذشته وحال را، خود بزرگ بین، منکر تفسیر همه ی مفسرین قرآن، مخالف تحقیق وتشریح همه ی محققین وشارحین کتب حدیث، و اجتهاد و آراء تمامی مجتهدین و صاحب نظران طول تاریخ اسلام نشان دادن؟!؟ که در صورت – نعوذ بالله – درست بودن این معرفی، وی را در معرض تکفیر و مرتد خواندن از جانب مؤمنان و مؤحدان قراردادن!  حقیقتاً مظلومیتی بالاتر از این را میتوان تصور کرد!!؟….

***

متن کامل را مشاهده فرمایید…

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

بیانیه هشتم تیر ماه هشتادوپنج در روشنگری ورد شبهات اخیر

بسم الله الرحمن الرحیم

شماره :  6
تاریخ  : 8/4/1385

الحمدلله ربّ العالمین، والصلاة والسّلام علی خاتم النبیّین ورحمةً للعالمین سیّدنا و مقتدینا محمدٍ و علی آله و أصحابهِ المخلصین، و علی من تبعهم بإحسانٍ و تأدّب بآدابهم و تخلّق بأخلاقهم أجمعین.

مردم مسلمان و فهیم وآزاده ی کردستان!
 السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
     
            در چند سال اخیر به ویژه از ماهها پیش، به خلاف خیر ومصلحت دین وملّت، از گوشه و کنار این سرزمین محروم ومظلوم صداهائی به گوش، و اقداماتی به چشم می خورد که دل هر دوستدار ملّت کرد و دین اسلام و اهل سنّت را به درد آورده، و زنگ خطر تفرّق، از هم گسیختگی وفروپاشی را می نوازد! آن هم نه مستقیم! از جانب دشمنان قسم خورده و کینه در دل پرورانده این مردم و مذهب و دین، بلکه از سوی اشخاص، جمعیّت ها وتشکّلهای خودی و داخلی و دوست! که به قول شاعر:
من از بیگانگان هرگز ننالم        که با من هرچه کرد آن آشنا کرد!
در شرایط و فضائی که دنیای اسلام به طور عام، مورد هجوم آشکار و بی رحمانه ی دشمنان پیام آور رحمت _ صلّی الله علیه وسلّم _ ومعاندین قرآن ودین خدا قرار گرفته، و به این مقدسات بی ادبی و اهانت شده و هرروز در جای جای جهان و حتّی در خانه ی خود یعنی سرزمین های اسلامی برادران وخواهرانمان شکنجه، زندانی، محروم از حقوق شهروندی و انسانی و بالأخره به خاک و خون غلطیده، وشهید می شوند، از سوی آشنایان نیز، اهل سنّت و بزرگان قدیم و جدید آنان، با بی انصافی تمام مورد هتک حرمت قرار گرفته و از پیشرفت ودعوت دینی و انجام عبادت مطابق فهم وباور خود منع       می شوند، و در این میان ملّتِ کُردِ از دیرباز محروم وتحت ستم به دست دشمنان مکّار ودوستان غالباً بی مایه و بی مقدار، در موطن آباء واجدادیشان مورد تاخت و تاز واقع شده، فرهنگ و هویتشان آماج حمله قرار می گیرد. آری در چنین مهلکه ومذبحه ای، و در شرایط بیم شدید نابودی توسط بیگانگان ودشمنان، متأسفانه بعضی از خودیهای مسلمان سُنی و کُرد نیز با داشتن اعتقاد و ادعای حقانیت تنها خود و بطلان همه ی دیگران! آگاهانه یا ناآگاهانه با تمامی توان به میدان آمده اند، آن هم نه برای رویارویی با دشمنان دین و ملّت، بلکه برای گرمتر کردن وشعله ورتر ساختن آتش خانمانسوزِ تفرقه میان ملّت ومذهب ودین. 
 اینان با هدف قرار دادنِ ارزشهای اساسی و ریشه ای اهل سنّت  به وسیله تبر وتیشه ی تیز وزهرآگین تهمت و افترا و نقد مغرضانه وخصمانه نسبت به رهبران و پیشوایان مجاهدِ افتخارآفرین و تاریخ ساز گذشته و حال، با کاشتن تخم سمی حقد و کینه و ایجاد دشمنی در قلب پاک نسل کنونی به ویژه جوانان نسبت به همدیگر، آنان را از دشمن اصلی غافل نموده، به جان هم انداخته و زمینه ی سلطه ی دشمن و عقب ماندگی مسلمانان را فراهم  می نمایند؛ و بدین ترتیب با استفاده از حربه ی منحوس اما مؤثر « تفرقه بینداز و حکومت کن» بیش از گذشته ما را در عقب ماندگی، بیچارگی، محرومیت و مظلومیت قرار داده و در عین حال تحت سلطه ی نامشروع و خصمانه خود نگهداشته و به مثابه دایه ی مهربانتر از مادرحضانت نمایند!

برادران و خواهران مسلمان!
           قطعاً خبر دارید که کسانی با داعیه ی حمایت ودفاع از دین ومشرب وشخصیتهای محبوب ومورد قبول خود، به جرح وتخریب شخصیّت های دینی گذشته و حال پرداخته و متأسفانه در این اقدام، بدون توجه به نصوص کتاب وسنّت وشیوه ی عملی بزرگان وحکمای دینی _  به هنگام نقد دوستانه یا حتّی رویارویی با دشمنان _ وارد صحنه شده اند به گونه ای که به اصطلاح امروزی « قاعده ی بازی » را یا ندانسته یا رعایت نکرده اند. تا آنجا که در سخنرانیها، مصاحبه ها ونوشتارهای فردی وگروهی به معتقدات و رهبران دیگر مذاهب و جمعیتهای مسلمان یورش برده و با پخش و توزیع سی دی های تصویری، نوارهای صوتی وبیانیه های شب نامه ای بدون مهرو امضاء، هر چه بیشتر آهنگِِ تفرقه و جدایی را نواخته اند؛ که با اندک تعقّل وتأمّلی پیامدهای بسیار زیانبارِِ دوست آزار ودشمن نوازِِ این اقدامات را می توان فهمید. و سرانجام با مایه گذاشتن و استفاده ی ابزاری از شخصیّتِ بزرگان گذشته، به صف آرایی پرداخته وفضای جامعه را به کام ومرام دشمنان وبدخواهان،متشنّج و انفجارآمیز نموده اند. در این میان بعضی آن چنان زمام صبر وشکیبایی را از دست داده اند که با وجود بداهت وابتدائی بودنِ درک آثار وپیامدهای زشت وخطرناک معنوی ومادی این کار و سوء استفاده و به تمسخرگرفتن آن از سوی دشمنانِ دین و ملّت، بدون دقت و تأمّل در همه ی این موارد به مسجد رقبا هجوم برده اند !!؟
               در این گیرو دار، حرکت «مکتب قرآن کردستان» و مؤسّس آن، مرحوم کاک احمد مفتی زاده-رحمه الله- را در چند سخنرانی و شب نامه با توسل به تهمت وافترا ، ولابد با تبعیت از سنت رسول الله– صلّی الله علیه وسلّم- که می فرماید: « لا یُؤًمِنُ أحَدُکُمً حَتّی یُحِبَّ لِأخیهِ ما یُحِبٌّ لِنَفسِهِ » و« ألمُسلِمُ مَن سَلِمَ المُسلِمُونَ مِن لِسانِهِ وَ یَدِهِ »- متفق علیه- به وسیله ی آنچه برای خود دوست داشته اند! وبا سلامتی زبان و نصیحت و دلسوزی که«اَلدّینُ النَّصیحَه» – رواه مسلم- مورد محبت قرار داده اند!؟
            مائی که به شهادت همگان، در نوشتارها وگفتارهای خصوصی وعلنی، و دفاعیات سیاسی و اجتماعی که درجزوه ی« دیدگاه» و اعلامیه های سال های گذشته و نیز در نوارها وسی دی ها ی موجود، به مانند خود از همه ی گروههای مسلمان چه موافق  وچه مخالف ، دفاع و به خیر یاد کرده ایم، وزبان وقلم را به بدگوئی نیالوده ایم. زیرا فهمیده ایم و باور      کرده ایم که امام ومقتدایمان – صلّی الله علیه وسلّم- فرموده است: « مامِن شَیءٍٍ أُثقَلُ فی میزانِ العَبدِ المُؤمِنِ یَومَ القیامة مِن حُسنِ الخُلُقِ ، وإنّ الله یُبغِضُ الفاحِشَ البَذِیَّ » رواه الترمذی وقال حدیث حسن صحیح – یعنی: درروز رستاخیز در ترازوی بنده ی مؤمن چیزی گرانقدرتر از اخلاق حسنه نیست. و خداوند انسان بد دهن وهرزه گو را دوست نمی دارد.–
             مائی که به لطف الهی با افتخار می گوئیم: که از خصلت مشرکانه «… کل حزب بما لدیهم فرحون» بیزار و به دور بوده ایم و به امید خدا باز هم آن چنان خواهیم ماند، آن هم  نه تنها درقول بلکه در عمل.
             و مائی که به معتقدات ومقدسات، و افکار ورهبران دیگران به مانند خود احترام گذاشته ایم. با این وجود به شیوه ی غیر دینی وبی انصافانه مورد یورش وهجمه و اقداماتی ناپسند قرار گرفته ایم که موردی از آنها پخش اعلامیه ای تحت عنوان خیالی و ادعایی« اهل سنّت و جماعت»علیه مرحوم « کاک احمد مفتی زاده» – رحمه الله- و همفکرانش می باشد.
لذا لازم دیدیم جهت تنویرِ اذهان ، به بعضی از این تهمت ها پاسخ داده و در این زمینه روشن گری نمائیم:
         
               در بند 1 بیانیه ی _ به اصطلاح _ « اهل سنت وجماعت » گفته شده است:
 « احمد مفتی زاده وپیروانش بر خلاف منهج اهل سنت وجماعت معتقد هستند که: در تمامی این کره خاکی شاید یک کافر وجود نداشته باشد. و این عقیده با تمامی نصوص قطعی اسلام مغایرت دارد. و خود قرآن انسانها را به دو گروه کافر ومؤمن تقسیم بندی می نماید». عبارت: « و این عقیده با تمامی نصوص قطعی اسلام مغایرت دارد» بسیار عجیب و غریب است، زیرا تمامی جمله های قرآن وسنّت مسلّم، ، مثلاً: بسم الله الرحمن الرحیم،  الحمدلله رب العالمین ، قل هو الله احد ،الدین النصیحة… ، نصوص قطعی هستند، و این که کافر در دنیا وجود داشته باشد یا نه چه ارتباطی با این نصوص دارد؟! تاباهم موافق باشند یا  مخالف؟ واگر گفته شود: نصوصِ احکام، مورد نظر است، باز هم این پرسش مطرح است که بودن یا نبودن کافر چه ارتباطی با نصوص احکامی مانند: «وأقیموا الصلوة وءاتوا الزّکوة» ،«کتب علیکم الصیام» وامثالهم دارد؟ نکند نویسندگان بیانیه، این جملاتِ آیات قرآن واحادیث نبوی را نصوص قطعی ندانند؟! و این مطلب که: قرآن انسانها را به دو گروه کافرو مؤمن تقسیم کرده است مثلاً آیه 2 تغابن : « فمنکم کافر و منکم موءمن » – بعضی از شما کافر هستید و بعضی مؤمن – کجا به این معنی است که در هر زمان و هرمکان، حتماً بعضی از مردم کافر هستند و بعضی هم مؤمن؟ اگر این طور باشد باید بپذیریم که از زمان نزول این آیه ی مدنی، درهر برهه از زمان و در هر روستا و شهر و کشوری، در تمامی کره ی مسکون
ی زمین، قطعاً گروهی از مردم باید کافر باشند و گروهی هم مؤمن! در حالیکه واقعیت های تاریخی در گذشته و حال خلاف آن را ثابت کرده است. در طول وعرض تاریخ چهارده سده ی اسلام، شهرها، روستاها ومناطق زیادی بوده اند که یکفرد کافر یا یکفرد مؤمن در آن وجود نداشته است، از جمله مکّه ی مکرمه –زادها الله تشریفاً وتکریماً – که نه تنها از وجود کافرِ مقیم، بلکه از ورود کافرِ مسافر هم خالی و به دور نگهداشته شده است. پس این آیه درآن مکانها چگونه معنی شده و خواهد شد؟ اگر ما این قبیل آیات را عام و جبر بگیریم با این واقعیاتِ محسوسِ غیر قابل دفاع، تضاد پیدامی کنند و- نعوذ بالله – دروغ از آب درمی آیند! که هیچ مؤمنی قطعاً چنین باوری ندارد. بلکه بدون تردید، مخاطب وماصدق این آیه  وامثال آن کلّ بشریت است در طول وعرض حیاتش. لذا اگر کسی بگوید: در زمان حاضر یا چند قرن گذشته یک کافر یا یک مؤمن وجود نداشته و ندارد هیچگونه مشکلی برای معنی این آیات پیش نمی آید. همانطور که اگر در یک روستا ، شهر ویا منطقه ای ، یکی از این دو موجود نباشد .
           اکنون بعد از این توضیحات، ما « مکتب قرآن کردستان » همچون گذشته اعلام میداریم: که حداقل درحد اعضای شورا در مسأله ی عدم وجود کافر در دنیا، با نظر واجتهاد مرحوم کاک احمد مفتی زاده – رحمه الله – همسو وهم نظر نیستیم. بلکه معتقدیم که کافران زیادی در سطح جهان وجود دارند. و این عدم همسویی و همنظری  به معنی مخالفت کردن با ایشان نمی باشد. زیرا این مطلب یعنی: ( باور به وجود یا عدم وجود کافر) جزء مسائل عقیده است نه عمل؛ البته علما و آگاهان به مسائل دینی نیک میدانند که در دین پاک اسلام تقلید در عقیده حرام است وگمراهی، و پناه برخدا.  حتی اگر مقلّد و پیرو یک مجتهد در اعمال واحکام هم، در موارد ومسائل متعدد ازآن مجتهد پیروی نکند، این هم به معنی عدم تبعیّت ونقض پیروی به حساب   نمی آید. اتفاقاً همه ی علمای مقلّدِ مذاهب اسلامی چنین بوده و هستند؛ نمونه ی بارز آن ، در گذشته، امام نووی – رحمه الله – میباشد و در زمان ما کاک احمد مفتی زاده – رحمه الله – که در جزوه ی « اجتهاد وتقلید» صفحه ی 3 میگوید: « پس در درجه اول مقلّد حضرت شافعی – س – هستم. در مواردی که رأی منصوص ایشان وجود داشته باشد، ویا: از استنباطات فقهای مذهب شافعی از آراء ایشان.» و در صفحه 7 همان منبع می گوید:« اما اگر تشخیصم این گونه باشد که نصی از حضرت شافعی -س- مخالف کتاب وسنت است، دیگر آن را ترک می کنم. چون اولاً: اخذ آن رأیی را بی ادبی می دانم وثانیاً: خود حضرت شافعی- س – هم نپذیرفته اند که کسی مطلقاً مقلّد ایشان باشد، بلکه همواره گفته اند که: آرای مرا اگر باکتاب یا سنت تعارض داشت، دور بیندازید؛ ونفرین کرده اند برکسانی که آرای ایشان را همدرجه با کتاب وسنت شمارد…  و بنابراین است که آراء خودم را در خصوص مثلاً: طلاق یاتیمم، اگرچه بارأی حضرت شافعی- س- یا غالب فقها تعارض دارد، اعلام     کرده ام. زیرا که دراین زمینه ها استنباط تعارض کرده ام.»
وامّا مقوله ی« ارتداد » : معنی دینیِ « ارتداد » یا« مرتد » عبارت است : از دین برگشتن یا از دین برگشته. پرواضح است که مسائل دین – نه مذهب – یعنی مسلّمات دین، یعنی: منصوصِ منطوقِ غیر قابل تأویل در کتاب و سنت، نه اقوال وآراء مجتهدین وعلما. مثلاً : انکار یکی از اصول ششگانه عقیده یا اصول پنجگانه اسلام، یا انکار آیه بودنِ آیه ای از قرآن یا حدیث بودنِ حدیثی متواتر از جانب فردی مؤمن را  میتوان ارتداد وآن فرد را مرتد نامید. لذا تعیین ماصدق « کافر» _ جز آنهایی که در قرآن وسنت تعیین شده اند _ کجا ازمسلمات دین است که منکر آن« مرتد» بشود؟! در کدام آیه یا حدیث آمده که فلان شخص زمان ما کافر است تا  انکار کفر او،« کفر» یا « ارتداد» به حساب آید؟! این ماهستیم که ماصدق را تعیین می کنیم نه کتاب و سنت! بی توجهی به این حقایق، گمراهی وخروج از شناخت درست و عقیده صحیح را به دنبال خواهد داشت.
بعضی از مسلمانانِ زمان ما به گمان رهائی از تقلید محض و کورکورانه از هر مجتهدی منجمله مجتهدان « مدوّن المذاهب»، به چاه تقلید از مجتهد دیگری سقوط کرده اند، مثلاً تبعیّت از « مذاهب اربعه»ی اهل سنّت رابرای خود لازم و واجب نمیدانند، که این باور کاملاً درست ودینی می باشد، اما از طرف دیگر آراء مرحوم «ابن تیمیّه»  – رحمه الله – را در عقاید و احکام عملی، یا نظریات مرحوم»آلبانی»-رحمه الله- را درباب حدیث، جزء یقینیات و مسلمات گرفته و عدول از آنها را گمراهی و عدول از دین اسلام می پندارند!!؟ چرا؟! مگر این بزرگواران نیز از روی اجتهاد، نظر ورأی نداده اند؟ به اینان که وحی نشده است. متأسفانه بعضی ازبرادران ایمانی ما نیزعین این باور و تفکر و قضاوت را نسبت به آثار مرحوم کاک احمد مفتی زاده – رحمه الله – دارند! که بی تردید چنین نگرشی از چاهی به چاهی دیگرافتادن است! کوتاه سخن اینکه، انتظار از علما وآگاهان دین اینست: واقعاً با علم وعالمانه وارد میدان دعوت و تبلیغ شوند نه پناه برخدا با جهل و جاهلانه؛ که نتایج اوّلی: الفت، محبت، وحدت و خدمت صادقانه به دین و بندگان خدا خواهد شد؛ و نتایج دوّمی دقیقاً خلاف وضد اینها که مع الأسف، دوّمی در بین بعضی ازگروههای اسلامی امروز به روشنی دیده می شود.
             در بند 2 می خوانیم: « حجّیّت سنّت صحیح نبوی را با یک سری توجیهات گمراه کننده عقلی زیر سؤال می برند و با این کار مسلم
انان را ازفهمِ صحیح قرآن باز داشته اند و…» . این ادعا نیز در مورد شخص کاک احمد وجمع مکتب قرآن کردستان صحت ندارد، زیرا کاک احمد در دوران زندانش همراه قرآن، کتاب صحیح بخاری را با یکی از شروح آن بنام        « ارشاد الساری » همراه داشته و از آن بهره برده است، در وصیتنامه اش که در زندان جهت راهنمایی یاران و شاگردانش نوشته است برای تزکیه و سالم ماندن  دلهایشان ده دارو را تجویز می کند که اولین آن را این چنین معرفی می نماید: « 1- بکوشید : گاهی، جلساتی داشته باشید که بابحثی مناسب حالت روحی بالفعل خودتان، از کتاب، یا سنت، و یا سخنان و احوال بزرگان، و یا از احوال عاطفه انگیز وضع محرومان، آن را مبارک گردانید.»   – وصیتنامه صفحه 9، سطر 15به بعد- که دراین جا اولین ومهمترین درمان قلب را بحثهائی از قرآن وسنت بیان می دارد. … ودر نامه شماره 5 ، صفحه ی 52 مجموعه ی اول نامه ها می گوید: « چاره ی مصون ماندن ازاشتباهات اعمال و اقوال گذشته ام، نوشتن آنها، بعد مروربرآنها ( ونیزبرنوشته های سابق ) وتصحیح آنهاست. اگر خودم فرصت یافتم که بسیار خوب؛ وإلا، جمعی از صلاحیت دارانی که « لا یخافون لومة لائم» ، بادقت در کتاب وسنت، و نیز سایر بحثهایم این زحمت را به عهده گیرد». اگر باور به سنت نداشت یا معتقد بود کسی آن را نمی شناسد و نمی داند، چگونه می گفت: صلاحیتدارانی ( با صیغه ی جمع ) با دقت در کتاب وسنت…، و در دهها جای دیگر از گفتار و نوشتارش توصیه ی اکید مبنی بر عمل به سنّت پیامبر –ص- کرده است که به امید خدا در آینده¬ی نه چندان دور، همه ی آنها را در اختیار و دسترس همگان قرار خواهیم داد. ما « مکتب قرآن کردستان » هم، « کتاب اربعین نووی» و« ریاض الصالحین» را بالفعل در برنامه ی درسی داریم و در کتابخانه ی نسبتاً بزرگ مکتب قرآن کردستان دهها عنوان کتب حدیث و شروح آن را داشته که در اختیار هر مراجع ومتقاضی قرار گرفته و خواهد گرفت، همچنین در برنامه هفتگیِ دعوت عمومی در مسجد، طبق برنامه، هر ماه جلسه ای را به شرح و مدارسه حدیث اختصاص داده ایم. حال اگر کسانی دیگر به نام پیروی کاک احمد چنین ادّعایی کرده باشند، با توجه به دلایل مذکور، هیچ گونه ارتباطی با ایشان و ما ندارد.
            درباره بزرگ نمایی « زیر سؤال بردن بعضی از اصحاب کرام » که در بند 3 مطرح شده است، این مسأله جای بحث بوده و هست که:  اصحاب رسول الله- صلّی الله علیه وسلّم- چه کسانی بوده اند؟ هرچند رأی بسیاری از دانشمندان براین است که: هر مسلمانی آن حضرت را دیده یا حضرت او را دیده باشد، صحابه نامیده میشود، اما این، باور و رأی همگان و محل اجماع نیست و با بعضی از احادیث رسول الله-ص- نیز هم خوانی ندارد مانند « لا تَسُبّوا اَصحابی فَوَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ لَوأنَّ أَحَدَکُم أنفَقَ مِثلَ اُحُدٍ ذَهَباً ما أَدرَکَ مُدَّ أَحَدِهِم ، وَلا نَصیفَهُ » (متفق علیه) _ یاران مرا بد گویی نکنید ، قسم به کسی که حیات من در دست اوست، اگر یکی از شما به اندازه ی کوه احد طلا ببخشد، به پاداش یک درهم حتی نصف آن از سوی یارانم نمی رسد.           مخاطب ضمیر « کم» باید در زمان خود رسول الله – ص- وجود داشته باشد. وانگهی چرا یکباردیدار باید این همه ارزش برای یک انسان ایجاد کند؟ از دیگرسوی، خدا و رسولش با همان کلمات و لغات عربی صحبت کرده اند که مردم قبلاً معنی آنرا فهمیده اند، در کجای زبان عرب، یک دیدار یا حتّی چند دیدار نیز با کسی عنوان صاحب و یار و رفیق را وصف ثابت برای شخص دیدار کننده ایجاد می نماید؟ در نهایت فرض کنیم این معنی هم درست باشد، مگر همه ی اهل سنّت موضع گیری شخصیتی مثل معاویه را در مقابل علی– علیهماالسلام – ناحق ندانسته اند؟ واز بابت مقابله ومقاومت در برابر خلیفه ی بحق رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم- با توجه به انتخابش از طرف اهل حلّ وعقد، او را زیر سؤال نبرده اند؟ در اینجا تذکّر این نکته حائز اهمیت است که: مسلمان نباید برای خارج کردن حریف از میدان به هر   حربه ای متوسل شود! هرچند مؤمن نباید مؤمنان را حریف خود بداند.
          در  بند 4 می خوانیم: « عقیده به شفاعت را که مورد اجماع اهل اسلام است وقرآن و سنت بر وجود آن تصریح دارند انکارمی کنند.» انکار شفاعت هم به طور مطلق و کلی از سوی کاک احمد وما کذب محض است، زیرا بحثِ شفاعت کبرا از سوی ایشان، مشهور و موجود است. اما این را باید فهمید که: انکار شفاعتِ فلان شخص، انکار شفاعت نامیده نمی شود. این به همان داستان بعضی از امامان جماعت یا مردم عادی می ماند که: اگر کسی قبل ازاقامه نماز بر پیامبر- ص – صلوات نفرستد، می گویند: آی مردم! این شخص به صلوات ایمان ندارد!؟ یا اگر کسی بگوید: فلان شیخ یا فلان ملّا و فلان سید شفاعتشان قبول نیست، فریاد برآورده می شود که: اینها به شفاعت ایمان ندارند. این گونه برخوردها نه عالمانه است و نه منصفانه.
        محتوای  بند 5 نیز یعنی: « تعطیل کردن احکام عملی اسلام چون نماز جمعه وجماعت، حج، جهاد فی سبیل الله و تغییردادن حکم شرعی اینها »
 در مورد کاک احمد و « مکتب قرآن کردستان » خلاف و نادرست است. صدها کس گواه وشاهد براین خلاف بودن وجود دارند، مثلاً در مورد «نماز جمعه»، بسیاری از مردم سنندج هنوز شاهد و در قید حیات اند که: کاک احمد قبل از انقلاب در مسجد امین سنندج، شخصاً به عنوان امام و خطیب، نماز جمعه را اقامه نموده است. بعد از پیروز
ی انقلاب نیز تا پاییز58 غالباً خودش امام جمعه مسجد جامع  سنندج بوده و اگر کسی دیگر به این وظیفه قیام کرده است، کاک احمد هم به عنوان مأموم شرکت داشته و امامان جمعه آن وقت و ماهها بعد هم که عبارت بودند از: آقایان «ماموستا ملا مسعود قادرمرزی» و «ماموستا ملا شیخ محمد سعید حسامی» توسط کاک احمد تعیین و تأیید شده اند. پیروان آن زمان کاک احمد که درسنندج مقیم بوده اند، در جمعه ها شرکت می کردند. اما بعد از هجرت به کرمانشاه به  علت نبود امنیت لازم و پس از آن تا هنگام بازداشت در شهریور ماه شصت ویک در تهران افزون براین علّت به دلیل عدم برگزاری نماز جمعه ی اهل سنّت، دیگر کاک احمد اجباراً نتوانستند در نماز جمعه شرکت نمایند، و آخرین رأیش در این باره هم اینست: « چون در خطبه، موارد خلاف شرع وجود دارد، در مسجد شعار داده می شود، سخنران پیش از خطبه ها نیز وجود دارد، [ هر سه مبتنی بر پاسخ سؤالاتی از طرف کاک سعدی و بحثی در دیدار با عده ای از برادران و همچنین بحث نوار تقیه ] پس رفتن به آن حرام شرعی است. و این رأی         « فتوی» است نه حکم »  _جزوه ی اجتهاد وتقلید، صفحه 9_ واین فتوا نه تنها باور نداشتن کاک احمد به جمعه را نمی رساند، بلکه برعکس تأییدِ باورداشتن به آن است، زیرا می گوید: با توجه به اجتماع و وجود این سه علّت که از نماز جمعه ی آن وقت سنندج برایش نقل کرده اند، به آن نمازجمعه نروید. این کجایش به معنی باور نداشتن به نماز جمعه یا حکم به تعطیلی آن در همه ی زمانها و مکانهاست؟! همان طور که بعضی از مدعیان پیروی کاک احمد چنین فهمیده اند و در برنامه ی کاریِ خویش قرار      داده اند؟! آن فتوای کتبی فقط مربوط به نماز جمعه ی آن زمان سنندج بوده است و لاغیر. پس هرکس آن را تعمیم دهد، وباقول یا عمل، چنان تفسیرو بیان کند که همه ی نمازهای جمعه در زمان ما، و در همه ی شهرها و روستاهای دنیا، یا ایران و یا حتی کردستان را شامل می شود، حقیقتاً نسبت به این شخصیت متدیّن و متعهّد به کتاب و سنّت ستم می کند و او را دربرابر نص قرآنی: « یا أیها الذّینءامنواإذا نودی للصلوة من یوم الجمعة فاسعوا إلی ذکر الله و ذرواالبیع…» – سوره ی جمعه آیه 9- ، سنّت مسلّم ومتواتر عملی و قولی رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم – به مدت ده سال متوالی درمدینه منوره، و نیز اجماع مسلّم اهل سنّت در طول چهارده قرن گذشته قرارمی دهد که نه تنها دانشمندِ دینی مانند کاک احمد، حتی هیچ عامیِ مسلمانِ غیرِ جاهل! به چنین گناه و معصیتی تن نخواهد داد. و بسیاری از مسلمانان اطلاع دارند و شاهد هستند که« مکتب قرآن کردستان » درنمازهای جمعه ی شهر و روستا مشارکت داشته و بعضاً تأثیر گذار هم بوده اند. درباره ی «نماز جماعت هم»، کاک احمد در نامه ی شماره 3 به تاریخ 11/7/69 که از زندان برای شورای وقت مکتب قرآن فرستاده است برایشان، 25 وظیفه تعیین می کند که وظیفه بیستم را به حضور در مساجد و شرکت در« عبادات جمعی» اختصاص داده است که این چنین شروع می کند:
« 20- رابطه تان با مساجد، بسیار جدّی باشد؛ …» ، مگر می شود تصور کرد که بسیار جدّی به مسجد رفت وآمد داشت ونماز جماعت نخواند؟ حضور خود مانیز در نمازهای جماعت بعنوان مأموم و بعضاً هم به عنوان امام، مشهود وغیر قابل انکار است. مسأله ی «حج» هم، خود کاک احمد به حج رفته است و الحمدلله افراد زیادی از برادران وخواهران ما حتی چندبار هم به حج وعمره مشرف شده اند. پس چگونه قابل توجیه خواهد بود کسانی به عبادتی اعتقاد نداشته باشند امّا چندین بار آن را انجام دهند و بابت آن هزینه و وقت طولانی صرف نمایند. و اما در مورد «جهاد فی سبیل الله»: چه کسی از کاک احمد و ما مطلبی در ردّ و انکار آن شنیده و یا نوشته ای را مشاهده نموده است؟ در حالی که بر عکس چندین مطلب ضبط شده و اعلامیه با خط ایشان در تبیین و تأیید جهاد و درجات آن مشهود و موجود است که بارزترین آن نواری در رد بهائیت که به سال 1356 در مریوان ضبط شده و همچنین اعلامیه ای به تاریخ 26/8/1358 در مورد جهاد، خطاب به همشهریان که با خط خود منتشر نموده و با صراحت و ظرافت تمام آن را این گونه آغاز می کند: «مسلمانی بدون جهاد یعنی: آتش بدون گرما، و روز بدون روشنی! جهاد درجاتی دارد و در شرایط مختلف، برای مقابله با هر شرّ و منکری، یک درجه از جهاد مطلوب است»؛ و به نظر ما دعوت إلی الله و امر به معروف و نهی ازمنکر به شیوه ی مستقل وآزاد، بدون کسب اجازه ازهیچ کس وهیچ قدرت وحکومتی، حتی برخی اوقات درقبال مصدر قدرت وحکومت، یکی از بزرگترین مصادیق جهاد فی سبیل الله می باشد که هم کاک احمد و هم ما چه در زمان حیات پربرکت او و چه بعد از آن تاکنون، در حد وسع خود، دریغ و کوتاهی نکرده ایم، و با عزم راسخی که داریم – إن شاءالله – از این به بعد هم کوتاهی نخواهیم کرد، مظهر ونشانه ی درخشان آن هم ده سال زندان کاک احمد و سالها زندان ما می باشد که نویسندگان بیانیه از این نشانه ومظهرنه تنها آثاری نشان نداده اند بلکه در تلاشند آن را برای کاک احمد و یارانش کم رنگ و کم اهمیت نشان دهند، و قطعاً با این اقدام ناشیانه این شائبه را به اذهان متبادر می سازند: تا از یک سو ضعف خود را از این بابت پوشش و از دگر سوی با خوش خدمتی، برخوردکنندگانِ با این مجاهد نستوه و یارانش را در پیشگاه دین، ملت و تأریخ تبرئه سازند؟!؟
نویسندگان بیانیه حتی جرأت نکرده اند بیانیه ای را که خود صادر نموده و خود را تنها مستحق و صلاحیت دار استفاده ی جسورانه از عنوان « اهل سنت و جماعت» که نام با مسما
بیش از یک میلیارد مسلمان است، امضا  نمایند تا مردم با شناخت و مراجعه به آنان از سقوط در چاه گمراهیِ بدعت و ضلالت مصون بمانند!! درحالیکه کاک احمد و بعضی از ما از قبل انقلاب تا کنون، صدها اعلامیه و بیانیه ی نصیحت، نقد، اعتراض ومحکوم کردنِ ناسازگار با مذاق وآرمان اشخاص، جماعات، احزاب وحاکمیّت های خودخواه وقدرتمدار را با امضا و بعضاً باخطِّ خود پخش کرده ایم. حال انصاف دهید ما بیشتر  به جهاد فی سبیل الله معتقد و پایبندیم و در عمل آن را ثابت کرده ایم یا شما ؟ و اگرمنظور از جهاد، جنگ مسلّحانه است، می بایستی نویسندگان این بیانیه، آن را در صف جنگ می نوشتند و از آنجا برای ما می فرستادند! آنوقت حق داشتند چنین ایرادی را به ماوارد نمایند، و به قول الله تعالی: « أتأمرون النّاس بالبر و تنسون أنفسکم…؟!» _ آیه 43 بقره_ و چنان که مشهور است:  دوصد گفته چون نیم کردار نیست!
در مورد بند 6 پیرامون «رجم زنای محصن» باید گفت: کی و کجا خواسته شده اجرا شود و ما مخالفت کرده ایم؟ تاکنون چند فقره درکردستان ما عملی شده است که با اعتراض ومخالفت ما روبرو شده باشد؟
          آخربرادران!  اگر قصد اختلاف اندازی واشکال تراشی وفرقه سازی است، که خودتان باید بدانید: مرتکب گناه می شوید، و اگر اینها نیست پس دیگر چه جای بحث است تا با آن، تفرقه دربین  برادران مسلمان ایجاد گردد؟! از دیگرسو احادیث وارده در این باره آحاد است نه متواتر، واجماعی هم برآن منعقد نشده است، ماباید این گونه اصطلاحات را درست و در جای خود به کار گیریم. و اما عدم اعتقاد کاک احمد وما درمورد‹‹عذاب و نعیم قبر›› هم کذب محض است. مادرکجا این را گفته ایم یا نوشته ایم؟ بلکه بالعکس، کاک احمد باآب وتابِ زائدالوصفی از اینها بحث و یاد کرده است. از انصاف دینی به دور است، بدون آشنایی با آثار کسی او را زیرسؤال برده و محکوم کرد. قطعه شعر: « یاران جه من له و سه حرایه»ی کاک احمد، مشهورخاص و عام کردستان است، که خود می گوید: منظورم از آن  « صحرا » بهشت برزخ است. همچنین دو بیت:
ئه و ده مه ی ئه سپه ردِه یان کردیت و چوون
هه ر که سیَ‌ بو باری  کارو  باری خوی
چون ئه بی حالَت که گیانی  خوشه ویس
بیَته وه لا ی کونه  چالَی پاری  خوی
             
             و اما آخرین بند بیانیه  که می گوید: «پیروان مفتی زاده آنچنان در مورد کاک احمد دچار غلو شده اند که وی را برهمه ی اصحاب وعلمای اسلام در قدیم وجدید … ترجیح داده وافکار وایده های … مفتی زاده را … مستقیماً از سوی خداوند می دانند. لذا تصور خطا  و اشتباه در مورد سخنان و اشعارش رابه دل راه نمی دهند.»
 این هم نسبت به « مکتب قرآن کردستان» خلاف حقیقت است وافترا. زیرا ما همیشه کاک احمد را به عنوان یک داعیِ مجتهد معرفی کرده ایم. و همه می دانند، مجتهد هم احتمال صواب دارد و هم خطا؛ و از سوی دیگر ما هیچگاه چنین جسارت و بی ادبیِ جاهلانه ای نکرده ایم که کاک احمد را از اصحاب رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم – ویا از تابعین وحتی از سایر مجتهدین قدیم وجدید و یا از دیگر داعیان إلی الله برتر بدانیم. ما بارها    گفته ایم که مقایسه ی صلاحیت وتقوا در بین انسانها غیر دینی و بی سابقه است. کسی درسیره ی معتبر ندیده است که گفته شده باشد: فلان صحابی از فلان صحابی، یا فلان تابعی از آن دیگری و یا فلان مجتهد از سایرمجتهدین، فاضل تر و باتقواتر می باشد- مگر در جایی که خدا و رسول مشخص کرده باشند- ماچنین باور و قضاوتی را نسبت به کاک احمد و هرکس دیگر، خود خواهانه و جاهلانه می دانیم، آری ما کاک احمد را مجتهدی وارسته، شجاع، دلسوزو خدمتگزار نسبت به دین و بندگان خدا می دانیم. وقتی گفتیم: مجتهد است، دیگر معلوم ومسلّم است که باورمان این نیست ونمی تواند باشد که: به او وحی شده و مستقیم خداوند برای او پیام و برنامه ای فرستاده است، وطبعاً به جدّی احتمال خطا و اشتباه در گفتار و نوشتار او و هر مجتهد دیگری را هم داده و می دهیم. او خود در وصیتنامه اش به تاریخ تابستان 62 ، صفحه 23و24 می گوید: « وانگهی با بررسی آنهمه اشتباهات گذشته، می توانیم تصور کنیم: آخرین رأیی که درباره فلان قضیه داشته باشم، باز اشتباه باشد» که با صراحت وشهامت اعلام میدارد: هم خود و هم پیروانش اشتباهات فراوان داشته اند، و تا مرگ نیز هررأیی داشته باشد، باز هم ممکن است اشتباه باشد. پس بنابر همین قولِ صریح خود ایشان ، اگر کسی بگوید: کاک احمداشتباه نکرده است، کاک احمد راتکذیب می کند! در دنباله ی مطلب فوق می گوید: « و اگر چنان تعصّبی درشما پیدا شود که به طور تقلیدی نظرات مرا از نظرات یک انسان، بالاتر ودر ردیف کتاب وسنّت؛ و« حجّت مطلق » بپندارید، دیگر بخواهید یا نخواهید، تدریجاً به شرکِ فرقه گری ومذهب سازی هم دچارخواهید شد.» باز هم به تصریح اعلام می دارد که: اگر به« طور تقلیدی» یعنی: به دلیل اینکه نظر وگفته ی اوست، نه              « تحقیقی»: به طوری که بتوان از کتاب وسنّت ونظرات سایردانشمندان برصحت و درستی نظر کاک احمد دلیل آورد. می گوید: اگر این چنین مقلّدانه نه محقّقانه، نظرات مرا از نظرات « یک انسان »، بالاتر بپندارید و بدانید، اولاً این تعصّب است نه حقیقت وتعقّل، وثانیاً چه خودتان بخواهید یا نخواهید به شرک دچار خواهید شد؛ کدام شرک؟ « شرک فرقه گری »، به باور کاک احمد، فرقه وگروه درست کرد
ن حتی با نام خود او و حرکت او، و از این رهگذر، رهبرو برنامه و اسم و رسمی جدای از سایر مسلمانان داشتن، و از آنان جداشدن و دوری گرفتن، شرک می باشد. جای دقّت است که     می گوید: از« نظرات یک انسان» بالاتر پنداشتن. لفظ یک انسان را به کار می برد، نه حتی یک مسلمان!. یک انسان عام است وهر فردی را چه مرد وچه زن، چه باسواد وچه بی سواد، چه مسلمان وچه غیر مسلمان، شامل  می شود.
واقعاً آفرین براین فهم و شعورو اخلاص و شجاعت، که بسیار درست است. زیرا ترجیح هر چیزی بر چیز دیگری نیاز به مرجِّح دارد؛ که مرجِّحِ مقبول در دین عبارت است از: دلایل نقلی از کتاب وسنت ونظرات مستدلِ صاحبنظران، ودلایل عقلیِ غیر قابل رد.
پس ما نه تنها چنان تعصّبِ جاهلانه و مشرکانه ای نداریم، بلکه اعلام  می کنیم : هر فرد وجمع دیگر نیز چنان تصور کنند وچنان گویند، یا با نام کاک احمد و به رهبری او جمعی را تحت هرنامی از سایر مسلمانان و عبادات وتجمعات آنان جدا کنند، وکاک احمد را برتراز سایر مجتهدین و دانشمندان اسلامی بدانند یا راه و برنامه او را منحصر به فرد و بی نظیر و حتی کم نظیر معرفی کنند، ماهم همچون کاک احمد آن را شرک و تفرقه اندازی و گروه سازی در میان مسلمانان میدانیم. شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم: کاک احمد از هر دانشمند و داعی دیگرنسبت به این قضیه حساس تر ونگران تر بوده است؛ چون در جاهای مختلف و متعدد در این باره صحبت کرده است و هشدار داده است و حتی کسانی را که از او« بت»      می سازند ، یعنی او را غیر قابل نقص و نقد بدانند و معرفی کنند، جاهلانه یا متقلّبانه ( با استفاده ی ابزاری کردن از او) ، و از این طریق خود را از باقی مسلمانان جدا کنند، لعن و نفرین کرده است. در نامهی شماره 5 صفحه52 مجموعه اول  نامه ها می گوید: « ای نفرین بر من اگر راضی باشم به« بت شدن» ، و نفرین برآن که آگاهانه، از من« بت» بسازد – خصوصاً پس از مرگم– ! و یا با چنان شرکی، مخالفت نورزد ( این نوشته، وگفته های دیگر، مدرک مخالفانِ با« بت سازی» افراط گرانِ ساده یا متقلّب، خواهد بود ). کاک احمد – رحمه الله – در این جا با صراحت تمام  افراط گران را،  یعنی کسانی که در شأن او مبالغه وزیاده روی می کنند، و او را غیر قابل نقد و ایراد نشان می دهند، یا برهم مسلکان و هم طرازانش، یعنی دانشمندان وداعیان مسلمان، برتری داده وغیر قابل مقایسه معرفی می نمایند،« بت ساز» می نامد. که بعضی از روی سادگی وناآگاهی از دین وبعضی هم ازروی تقلّب و تزویر، و با استفاده ی ابزاری از شخصیت او، آن هم به جهتِ جا انداختن خود در میان مردم و به تبع آن، استثمار فکری و مادی آنان، به این کار اقدام می نمایند.
 در نوار شماره ی254 می فرماید: « … بیشتر آنانی که از من بت می سازند غالباً روحیه ی کسانی را دارند که پیامبران را تا مقام خدایی بالا می بردند، برای این که خودشان به عنوان جانشینان  پیامبران از مردم  برتر وبالاتر باشند. اطمینان دارم  _ خدای ناکرده _ در قلوب افرادی ممکن است این پیدا شود که« احمد» را بت کنند، تا خود‹‹ نوچه بت ›› شوند» . و در رابطه با اسم و عنوان « مکتب قرآن» نیز می گوید: « …از اوایل امر،[ امر دعوت وفعالیت دینی] نگرانیم از این که: کار من هم، موجب تفرقه ای در امت گردد و گروهی مثلاً با نام فلان شخص[ بدیهی است که منظورش شخص خودش می باشد] ، به وجود آید، موجب گردید تا یک عنوان دینی – شامل تمام امت – را، برای مؤسسه ای پرورشی و آموزشی انتخاب کنم که خودم و همراهانم، در صورت لزوم وصفی دالّ برهم مسیری، به آن منسوب شویم.» – مجموعه ی دوم نامه ها، صفحه 81 بتاریخ 10/10/70 –
می بینیم کاک احمد در اینجا هم از نام وعنوان مخصوص خود و همراهانش اعلام برائت مینماید و این کار را« موجب تفرقه ای در امّت » می داند، بلکه از اسم وعنوانی که  شامل تمام امت باشد، استفاده می کند. حال بینکم و بینالله انصاف دهید عبارتی گویاتر، رساتر و روشن تر می توان پیدا کرد تا این حقیقت رابیان کند که « مکتب قرآن » در باور مؤسّس آن، یعنی: تمامی« امّت اسلام، امت قرآن» وطرح و عنوان کردنِ معنی غیر از این برایش، به طوری که شامل فقط قسمتی از مسلمانان شود، « موجب تفرقه ای درامّت» نمی باشد ؟! 
             در اینجا شاید گفته شود: شما « مکتب قرآن کردستان » هم عنوان و برنامه ای مستقل دارید و کاک احمد را رهبر خود معرفی می کنید. در پاسخ می گوییم: ما همواره در نوشتار و گفتار از جمله« جزوه ی دیدگاه» اعلام کرده ایم: که منابع احکام، اقوال واعمالمان همان منابع مشترک مسلمانان می باشد وآن عبارت است از کتاب وسنّت واجماع، و بعد نظرات دانشمندان اسلامی از جمله مرحوم کاک احمد مفتی زاده.  و نیز ابراز     داشته ایم: به همه ی مذاهب، احزاب و گروههای دینی و رهبران آنان احترام می گذاریم، پس ما از بینش مشرکانهی« کل حزب بما لدیهم فرحون  » (روم-31) بحمدالله به دور و مبرّا هستیم. چون معنی این آیه اینست که: اعضا و افراد هر حزب و حرکتی به آن چه خود دارند از قبیل برنامه ی مخصوص، رهبر معین و برداشت های خود و رهبرشان، شاد و سرمست    می باشند؛ به اعتبار این که حق مطلق را بدست آورده اند. و این چنین بینش و طرز تفکری است که این آیه از قرآن، و آن توضیحات کاک احمد، آن را شرک وصاحبان آن را مشرک شمرده اند که پناه بر خدا. و ما برای حذر کردن و مصون ماندن از این گونه مهلکه ومنجلاب های عقیدتی وفکری، سالهاست تحت فشار انواع تهمت ها واف
راها قرار گرفته ایم. و شما مردم عزیز کردستان،از گوشه هایی ازآن خبر دارید ، که با تکیه بر وعده های الهی : « و لا تهنوا و لاتحزنوا و أنتم الأعلون إن کنتم موءمنین» (آل عمران – 139)و« و علی الله فلیتوکّل المتوکّلون» ( ابراهیم – 12)و « إن ینصرکم الله فلا غالب لکم» (آل عمران – 160) وتسلیم به حکم:«.. و لا یخافون لومة لائم…»(مائده-54)  بدون توجه به سرزنش هر سرزنشگری، این مسیر سخت اما مطمئن را ادامه خواهیم داد. و بر اساس چنین باوری، شکستن قفس های تنگ و تاریک خود محوری را– چه خود فردی وچه خود جمعی وحزبی – تنهاراه رهائی اسلام ومسلمانان وملّتمان از چنگال و یوغ عفریتِ کفر و جهل و استبداد و اختناق دورو نزدیک می دانیم. و در این مسیر جز به خائنان و دشمنان دین وملّت ، به هر کس وهر جمعی، دست دوستی و برادری داده ودست هایشان رابه گرمی می فشاریم. زیرا اولین منبع مان( قرآن) این اجازه را به ماداده است، آن جا که می فرماید: « لا ینهاکم الله عن الّذین لم یقاتلوکم فی الدّین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبرّوهم و تقسطوا إلیهم إن الله یحبّ المقسطین »- ممتحنه آیه 8 – « خداوند شما را  از کمک کردن و به نیکی رفتارنمودن با کسانی که بر سر دین علیه شما نجنگیده اند و شمارا از دیارتان بیرون   نکرده اند، نهی و منع نکرده است، زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»
            
              
           پس برادران ایمانی! بیایید دست دردست هم بگذاریم، به جای تخریب و خنثی نمودن دعوت و جهاد یکدیگر، بالبیک گفتن به ندای الله تعالی،‹‹ بنیان مرصوص›› بسازیم وخود را ماصدق مؤمنِ معرفی شده از زبان مبارک پیامبر بزرگوارمان: محمد مصطفی – صلّی الله علیه وسلّم – قرار دهیم که می فرماید : « اَلمُؤمِنُ لِلمُؤمِنِ کالبُنیانِ یَشُدُّ بَعضُهُ بَعضاً » (متفق علیه) – مؤمنان نسبت به همدیگر مانند وسائل و ابزار به کار برده شده در دیوار ساختمان هستند که همدیگر را محکم و راسخ می نمایند – این فرموده ی رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم- خبر است وخبر او امکان ندارد خلاف و کذب باشد! و با حکم قرآن از گذشتگان به نیکی یاد کرده و   با آنان برخورد نمائیم که می فرماید: « و الّذین جآءو من بعدهم یقولون ربّنا اغفرلنا و لإخواننا الّذین سبقونا بالإیمان …» (حشرآیه 10 )  آنان که – مؤمنان – بعد از مهاجر و انصار می آیند می گویند : پروردگارا! برما و بر برادرانمان که درایمان از ما پیشی گرفته اند ببخشای – و برای خطاهایشان طلب مغفرت نموده، و از صواب ها وآثار گرانبهایشان بهره جوئیم. بخصوص علما و دانشمندان، که جزء ذخایر ارزشمند ما هستند. و فهم صحیح ما از دین و چگونه عمل کردن به دستورات آن، بدون استفاده درست از این خزائن، آسان نخواهد بود.
نام نیک رفتگان ضایع مکن            تا  بماند  نام  نیکت  پایدار
بزرگش نخوانند  اهل  خرد             که نام بزرگان به زشتی برد

بی تردید کاک احمدمفتی زاده یکی از این ذخایر می باشد، او متعلّق به  همه ی امت اسلام، اهل تسنن وملّت کرد است.
 او می گوید: « عزیزان هم مسیرم! همچنان که شما را دوست دارم، آن مردم از همه جهت ستمدیده رانیز دوست دارم ( وغایت نهائی وعملی دوست داشتن شما، خدمت صادقانه است به همان مردم، پس، در واقع، به خاطر مردم است که شما را دوست دارم – به این صورت و در این درجه که هست– و اگر یکی از شما نسبت به خوشبختی مردم، و هدایتشان به سوی سعادت – که بالاترین خدمت است – بی اعتنا گردد، دلیلی ندارد که او را در حد یکی از خادمان، دوست بدارم )- مجموعه نامه ها، نامه سوم، صفحه 17-
 به یارانش می گوید: مردم را به اندازه شما دوست داشته و در واقع به خاطرمردم و خدمت به آنان، شما را دوست دارم. پس اگر کسانی از پیروانش بخواهند او را ویژه ی خود سازند، و با دفاع ناهنجار و ناسازگار با عقیده، طرز تفکّر، اخلاق و اعمال یک شخصیت دینی همگانی، وی را به انزوا کشانیده و غیر قابل استفاده عمومی گردانند، ما  وشما نباید بپذیریم . بلکه  با حمایت شایستهی چنان شخصیتی از وی دفاع نموده، و از این اسارت وقفس، رهایش سازیم. نه این که از وی قهر کرده، دورش را خط کشیده و به کام دشمنانِ پشت صحنه و دوستانِ انحصارگر در صحنه، ویرا تنها بگذاریم، یا خدای ناکرده به خاطر داغ وحسرت به دل داشتن از آنها با این ذخیره گرانبها نیز برخورد حذفیِ زیانبار برای امّت وملّت داشته باشیم!
 راستی آیا معقول است به خاطر افراط در شأن حضرت علی وحضرت حسین – رضی الله عنهما – از سوی شیعیان غالی ، یا افراط در شأن غزالی و عبدالقادر گیلانی – رحمهما الله – از جانب بعضی از اهل تصوف، ماهم با آنان جور پیشه کنیم و دورشان را خط بکشیم؟ یا بالعکس، واجب و تکلیف شرعی بدانیم که با نشان دادن شخصیت حقیقی این بزرگواران، و این که اینان متعلّق به تمامی امّت اسلام هستند نه گروه و مذهبی خاص، از آنان به دفاع برآییم؟ همچنان که تاکنون عقلای قوم چنان کرده اند. مگر رسول الله – ص – نمی فرمایند: « اُنصُر أَخاکَ ظالِماً أَو مَظلوماً » (امام احمد، بخاری، ترمذی)- برادرت را یاری کن چه ظالم باشد( با منع کردنش از ظلم ) وچه مظلوم؟-
 مگر کاک احمد مفتی زاده برادر ایمانی ما و شما نیست؟
                
                به راستی یکی از مظلوم ترین شخصیت های مسلمان و کُرد، کاک احمد است، که بیش ازدشمنان، از سوی دوستان! مورد ظلم قرار گرفته است . چه ظلمی از این بزرگترکه : یک مجاهد همیشه حاضردر صحنه را در قالب یک فرد گوشه گیر نشان دادن!  یک شخصیت با شهامت و صداقت و صریح اللّهجه را فردی ترسو،خلاف گو – نعوذبالله! –  ودارای برخورد متضاد در نهان و عیان معرفی کردن! آن هم به نسبت نزدیک ترین شاگردان و یارانش!، یک شخصیت خادم مخلص قرآن وسنت را در مقابل قرآن وسنّت قراردادن! وبالأخره یک مرد متواضع وشاگرد فروتن ائمّه و بزرگان دینیِ گذشته وحال را، خود بزرگ بین، منکر تفسیر همه ی مفسرین قرآن، مخالف تحقیق وتشریح همه ی محققین وشارحین کتب حدیث، و اجتهاد و آراء تمامی مجتهدین و صاحب نظران طول تاریخ اسلام نشان دادن؟!؟ که در صورت – نعوذ بالله – درست بودن این معرفی، وی را در معرض تکفیر و مرتد خواندن از جانب مؤمنان و مؤحدان قراردادن!  حقیقتاً مظلومیتی بالاتر از این را میتوان تصور کرد!!؟
               از ده سال قبل به طور علنی واز سالها پیشتر به شیوه مخفی  عده ی نسبتاً زیادی از پیروانش از راه وبرنامه ی او که همانا « مکتب قرآن» به معنی درست کلمه بود جدا شدند، و با ادامه ی این راه و برنامه که منبع و مبنا قراردان کتاب خدا و سنّت رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم – بود به شدت مخالفت کردند!!؟ آن هم به ادعای این که هیچ مفسر قرآنی، و هیچ تدوین کننده و شارح حدیثی از بدو نوشتن تفسیر برای قرآن، و تدوین و تصحیح احادیث رسول الله – صلّی الله علیه وسلّم –   ، اصابه به حق نکرده است! پس همه ی این کتاب ها مشبوه و مخلوط و غیر قابل اعتماد هستند!!!  لذا باید آنها را به دور انداخت!  اما جای نگرانی نیست زیرا کاک احمد همه ی اینهارا جبران کرده است، و درنوشتار وگفتارش به شیوه ی نثر وشعر ما را بی نیاز نموده است!!!  
              آری اینان در شأن کاک احمد چنان گویند که: این چنین مسلمانان را باوی به طرفیت ودشمنی وا داشته اند، وبعضاً با احساسات و بدون تحقیق وشناخت درست و همه جانبه، با این پرچمدار توحید و جهاد در کردستان ایران، و بیدارگر ظالم ستیز ومظلوم نواز، و داعی راستین توحید و وحدت همه ی فرق اسلامی، و مقر به وجود دانشمندان و درمیان آنان، به ستیز و مقابله برخاسته اند! واقعاً حیف وافسوس !
            
               اینک، ما رهروان راه این دلسوز و جان باخته در راه اسلام و اهل سنّت ومردم کرد، اعلام می داریم: که راهش یعنی« دعوت إلی الله با کتاب وسنت ، وجهاد جهت به ثمر نشستن این دعوت » را با مدد الهی ادامه خواهیم داد، ودراین راه، هر دست برادری ویاری را بوسه زده، و دستان     ‹‹ صدّ عن سبیل الله›› را به یاری الله تعالی همچون گذشته، با حکمت، متانت، شخصیت در خوردعوت، وادلّه و برهان قاطعِ دینی، قطع خواهیم کرد، که به قول شاعر حکیم و فرزانه
:
     
دلایل ، قوی باید ومعنوی                نه رگهای گردن به حجت قوی
     
                   

Advertisements

79 پاسخ to “بيانه شماره ی ۶ مکتب قرآن کردستان در رد شبهات اخير”

  1. ناجی کرد اوت 15, 2007 در 3:28 ق.ظ. #

    برای راحتی بیشتر خوانندگان این قسمت را راه اندازی کردم

    هر چند ناشیانه است

    اما بباید گفت که یکی از قابلیت های این سیستم این است که نظرها را می توان به طور کامل ارائه کرد خوانندگان عزیز می توانند تا 2000 کاراکتر را نیز استفاده کنند در حالی که در قسمت نظرات میهن بلاگ فقط قادر به وارد کردن 650 کاراکتر هستیم

    و من الله توفیق

  2. احسان اوت 15, 2007 در 2:03 ب.ظ. #

    آقا دمت گرم این جوری بهتره

  3. امه الله اوت 17, 2007 در 4:15 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    متأسفم كه به خود مشغول شديم و دشمنان از هر سويى ما را نشانه كرده اند تا نفس و نداى هر مؤمن را خاموش و ساكت سازند .

    من اطلاعى زيادى از احمد مفتى زاده رحمه الله نداشته ام ولى انتظار دارم هر كدام بمانند شيرمردان توحيدى و جهاد براى نصرت اين دين كوشا باشيم.

    و آوازهاى تفرقه را خاموش كنيم.

  4. امه الله اوت 17, 2007 در 4:15 ب.ظ. #

    سخنى در در كافران زمانه نوشته ام .

    سوره الرحمن كافران را ديوانه كرده

  5. رهرو اوت 17, 2007 در 4:15 ب.ظ. #

    با سلام

    آقا هرچند من از مكتب قرآن خوشم نمي اومد ولي خداوكيلي اين مطلبو خوندم نظرم كلا نسبت به مكتب قرآن و كاك احمد عوض شد

    خدا خيرتون بده

  6. مديريت وبلاگ اهل سنت و جماعت اوت 17, 2007 در 4:15 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحيم.

    السلام عليكم .
    رحمت خدا بر شهيد احمد مفتي زاده
    از ديدار شما و مرحمتتان بسيار خرسند و دلشادم.انشا الله در پناه حق باشيد.
    لينك شما در وبلاگ اهل سنت و جماعت قرار گرفت.
    به اميد سربلندي همه شما برادران و خواهران كرد زبان من.
    وصلی اللهم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و سلم.

  7. احمد اوت 17, 2007 در 4:16 ب.ظ. #

    وقتي يك فكر خود را بيرو كاك احمد ميداند بايد با تمام تفكرات ايشان موافق باشند در حالي كه با عظمت ترين گفته كاك احمد همين بيان عالي و استثنايي عدم وجود كافر است درود بر كاك احمد
    در ضمن ما مكتب قران كردستان نداريم يك مكتب قران داريم ان هم مكتب قران سنندج تحت نظر شوراي مركزي است ما بقي همه …
    به اميد روزي كه دوباره به خودتان بياييد برادران فريب خورده ام شايد ندانسته مي خواهيد راه كاك احمد را نابود كنيد ولي مگر مي شود؟ برادر همه افسانست
    به اميد هدايت در ضمن به بيانيه كاك حمه زيان فرزند كاك احمد توجه كنيد يا حق

  8. خواهرتان اوت 17, 2007 در 4:16 ب.ظ. #

    … در سخنان كاك احمد اين كلمه خطا نوشته شده بود :

    … بالطبع .

    كه به التبع نوشته شده كه خطاست.

    با تشكر كلمه را اصلاح كنيد

  9. امه الله اوت 17, 2007 در 4:16 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    با يك جمله ى سخن شما برادر ارجمند موافق نيستم و فكر مى كنم شرعاً هم درست نيست و حتى امامان برجسته ى اهل سنت نيز بر اين حرف و اعتقاد نبودند بلكه سخن معروف امامان اربعه ى اهل سنت بدينصورت بوده است :

    هر جا سخنان ما موافق با كتاب الله و سنت رسولش ديديد ، قبول كنيد و هر جا خلاف آن ديديد آنرا رد كنيد و ما نيز بر كتاب الله و سنت رسولش هستيم و اين مذهب ماست.

  10. امه الله اوت 17, 2007 در 4:17 ب.ظ. #

    آن جمله اين بود :

    (( وقتي يك فكر خود را بيرو كاك احمد ميداند بايد با تمام تفكرات ايشان موافق باشند ))

    مى دانيد علت اين عدم موافقت چيست؟

  11. امه الله اوت 17, 2007 در 4:17 ب.ظ. #

    علت اينست كه ما اهل سنت نبوى مريد بى شرط و شروط كسى نيستيم و كسى را بجز جناب رسول الله صلى الله عليه و سلم معصوم نمى دانيم.

    و اهل غلو و افراط نيز نيستيم.

    كاك احمد مفتى زاده رحمه الله سعى و تلاش خودش را در راه اسلام كرد و انسانى بلاشك نمونه بود.

    اما او رسول خدا نيست كه تمامى سخنانش را (( وحى يوحى )) و يا (( لا ينطق عن الهوى )) دانيم.

    حتى از صحابه اين انتظار نداريم و فقط آنان را بخاطر خدمات و جهادشان مدح و ستايش مى كنيم و بدستور قرآن آنان را مورد دعا و طلب غفران مى دانيم.

    ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالإيمان …

  12. ناجی کرد در پاسخ به أمة الله اوت 17, 2007 در 4:17 ب.ظ. #

    با سلام و تشكر از نظر شما
    بنده هرگز چنين ادعايي نكرده ام كه (وقتي يك فكر خود را بيرو كاك احمد ميداند بايد با تمام تفكرات ايشان موافق باشند) قطعا اين سخن صحيح نيست

    نمي دانم اين را از كجا آورده ايد با اين حال ما كاملا مخالف اين هستيم

    ما خود نيز مخالف غلو در رابطه با كاك احمد هستيم و بنا به گفته ي خودشان شديدا از آن اعلام انزجار مي كنيم

    ما هميشه گفته ايم و هميشه تاكيد هم مي كنيم كه كاك احمد مانند همه ي انسان ها يك شخص كاملا عادي بودند كه تنها درجه ي ايشان ( مانند ساير مجتهدان) درجه ي اجتهاد و ايمان و اخلاق ايشان است
    و من الله توفيق

  13. سلفی اوت 17, 2007 در 4:17 ب.ظ. #

    آقاي امه الله شما چگونه به عصمت ختمي مرتبت اعتقاد داريد؟

    در حالي كه خداوند خطاب به پيامبر مي فرمايند كه بگو من هم بشري مانند شمايم

    عجيب است

    پيغمبر فقط در دريافت و ابلاغ وحي معصوم بودند و لا غير

  14. امه الله اوت 17, 2007 در 4:18 ب.ظ. #

    احمد
    وقتي يك فكر خود را بيرو كاك احمد ميداند بايد با تمام تفكرات ايشان موافق باشند در حالي كه با عظمت ترين گفته كاك احمد همين بيان عالي و استثنايي عدم وجود كافر است درود بر كاك احمد
    در ضمن ما مكتب قران كردستان نداريم يك مكتب قران داريم ان هم مكتب قران سنندج تحت نظر شوراي مركزي است ما بقي همه …
    به اميد روزي كه دوباره به خودتان بياييد برادران فريب خورده ام شايد ندانسته مي خواهيد راه كاك احمد را نابود كنيد ولي مگر مي شود؟ برادر همه افسانست
    به اميد هدايت در ضمن به بيانيه كاك حمه زيان فرزند كاك احمد توجه كنيد يا حق
    چهار شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ – 21:21 • ايميل • وب سایت

  15. ناجی کرد در پاسخ به أمة الله اوت 17, 2007 در 4:18 ب.ظ. #

    خانم امه الله

    اين سخن بنده نيست

    اين سخن يكي از خوانندگان عزيز است

    بنده با نام ناجي كرد نظرات خود را عنوان مي كنم

    بنده اين سخن ايشان را قبول ندارم

    و من الله توفيق

  16. امه الله اوت 17, 2007 در 4:18 ب.ظ. #

    بارك الله بر شما

    از اين توضيح متشكرم و جزاك الله خيرا

  17. علی اوت 23, 2007 در 5:35 ب.ظ. #

    بل

  18. هیوا اوت 24, 2007 در 2:47 ق.ظ. #

    آب گذشته از چاه باز نمی گردد.
    عقیده وتفکر مفتی زاده بر همگان روشن شده جز مریدان کور وکرش وشما بزرگانی که از این حماقت مخرید!
    اینکهایشان دارای عقیده اهل سنت نیست یک حقیقت است.ونه کاک احمد ونه غیر ایشان توتنایی نجات ملت کرد از دست اسلام را ندارند چراکه ملت کرد اسلام را از جان ودل میخواهند.خداوند کاک احمد را با محبوبانش-گاندی لومومبا-استالین وادیسون محشورفرماید.

  19. ناجی کرد به برادر گرامی آقای هیوا سپتامبر 3, 2007 در 3:12 ب.ظ. #

    آقای هیوا در ژست های متعدد نظرات خود را عنوان کرده اند که بنده در همین جا به همگی آن ها پاسخ می دهم
    ابتدا باید عرض کنم که :
    بزرگش نداند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
    خواهش می کنم از این اهانت ها و تهمت ها و افترا ها دست بر دارید و به جای آن به اصل قرآن بازگردیم که در آن هیچ گونه توهینی و اهانتی به هیچ شخصی یا هیچ مذهبی روا داشته نشده است . کما این که در سنت نبوی نیز مصداق این مدعا را خواهید یافت . لذا توهین و تهمت و اهانت نه تنها مشکلی را رفع نمی کند بلکه آتش اختلافات را بیش تر کرده و آسیبی جدی به اسلام وارد می کند . شما اگر خیرخواه اسلام هستید باید توجه داشته باشید که توهین نه تنها مشکلی را رفع نمی کند بلکه شخصی که به او توهین شده را حتی اگر بر موضع نا صحیح هم باشد بر عقیده ی خود استوار تر می کند . و لذا باید دانست که کاک احمد نیز به هیچ یک از علما ، به هیچ یک از گروه ها ، به هیچ یک از مذاهب و به هیچ یک از ملت ها توهین نکرده اند و پیروان آن ها ( جز عده ای قلیل که راه کاک احمد را به انحراف کشیده اند) نیز نخواهند کرد .
    اما در رابطه با این سخن شما « توتنایی نجات ملت کرد از دست اسلام را ندارند » که باید گفت در هیچ جای این وبلاگ و حتی وبلاگ های دیگر و یا حتی در نوشته های کاک احمد و یا پیروان ایشان ذکر نشده است که ایشان ملت کرد را از دست اسلام نجات داده اند . به واقع این امری عجیب در کلام شماست که به آن اشاره فرمودید و بنده سخت از آن متعجبم . و اگر شما قادر به انجام چنین کاری هستید که باید گفت ارتداد شما از دین به طور قطع حتمی است لذا خواهشمندم بیش تر تامل بفرمایید . اما در مورد این که کاک احمد چه کسانی را کافر نامیده و چه کسانی را مومن نیز باید گفت که بحث های فراوان در این باب صورت گرفته که ان شا الله در پست « عبدالمتین و همفکرانش بدانند » و در جواب به نظرات جناب آقای متین آن را قرار خواهم داد

  20. ناجی کرد به برادر گرامی آقای هیوا سپتامبر 3, 2007 در 3:12 ب.ظ. #

    پس لطفا منتظر بمانید و عجله نکنید . اما توضیحی کوتاه در رابطه با لومومبا باید داده شود. همان طور که آقای متین فرمودند کافر از روی ظاهر شناخته می شود نه از روی باطن . چون هیچ کس از باطن افراد آگاه نیست مگر الله تعالی . اما در مورد سخن کاک احمد در رابطه با لومومبا باید یک نکته را متذکر شوم که کاک احمد هم از این اصل که کافر از روی ظاهر شناخته می شود تبعیت کرده اند . اگر سخنان ایشان را توجه کرده باشید کاک احمد می گوید : « در ظاهر ملحد و در درون مومن » متاسفم که شما آن را هم به طور کامل نقل نمی کنید . خوب درست است کاک احمد هم مانند شما معتقد است که این شخص ملحد است « در ظاهر ملحد» اما این که ایشان چنین شخصی را از درون مومن می داند به خود ایشان و ظن ایشان ربط دارد نه به من و شما . بدان معنا که ایشان شخص ملحد را ظاهرا مومن نمی خواند بلکه او را بنا به اصل « انما الاعمال بنیات » ملحد ( در ظاهر ) و مومن ( در کردار و رفتار ) می داند . این سخن مرا به یاد یکی از مسافرت های شخصی عالم به فرنگ می اندازد . ایشان گفته اند : « در آن جا ( فرنگ) اسلام هست و مسلمان نیست و در این جا ( ممالک اسلامی ) مسلمان هست و اسلام نیست . به نظر بنده کاک احمد نیز همین نظر داشته اند که چنین اظهار نظری کرده اند .
    برادر عزیز بسیار متاسفم از جهل ناخودآگاه شما ( جهل مرکب) شما . چون آن شعر یعنی :
    کفر چو منی گزاف و آسان نبود
    محکم تر از ایمان من ایمان نبود
    گر در دو جهان بود یک کافر و آن هم من
    پس در هردو جهان یک مسلمان نبود
    متعلق به کاک احمد نیست . بلکه شاعر این شعر ابوعلی سینا است . و اگر شما اعتراصی نسبت به آن دارید که باید عرض شود این اعتراض بر ما وارد نیست بروید از ابوعلی سینا شکایت کنید .

  21. ناجی کرد به برادر گرامی آقای هیوا سپتامبر 3, 2007 در 3:13 ب.ظ. #

    در ضمن اگر نام شاعر آن را ذکر نکردم بدان دلیل بود که خوانندگان این وبلاگ را همگی اهل علم فرض کرده امد ولی به نظر می رسد که جاهلان بی خبر از ادب و ادبیات نیز گذری بر این وبلاگ می اندازند .
    لذا بنده نام شاعر را در پایان این شعر ذکر کرده ام تا شما نیز از آن آگاه باشید . البته نا گفته نماند قصد جسارت به شما و یا هیچ کس دیگر را ندارم اما شایسته نیست بدون اطلاع ، مطلبی را عنوان کنید و نظری بیان دارید

  22. ناجی کرد به برادر گرامی آقای زاهد سپتامبر 3, 2007 در 3:14 ب.ظ. #

    برادری دیگر با نام زاهد در قسمت نظرات ( البته نظرات خصوصی ) عنوان داشته اند که : (اگر دروغ نمی گویید چرا در بین خودتان سر مو ضو عات احمد م اختلاف دارید /احمد نه تنها مجتهد نبود بلکه باعث گمراهی زیادی از مردم شد . و اگر می خواهید که نمی خواهید در وقت دیگر برایتان بفرستم . برایتان متاسفم )
    باید گفت که این استدلال شما کاملا غلط است و شاهد مثال آن فرقه فرقه شدن اسلام به مذاهب مختلف است و این دلیل بر دروغ گویی مبلغان اسلام و ( نعوذ بالله) شخص پیامبر رحمت نیست . پس اصولا این عقیده ی شما به خودی خود باطل است
    اما در رابطه با مجتهد بودن یا نبودن کاک احمد نیز سخن ها فراوان رانده شد که اگر گفته شود تکرار مکررات است ولی اشاره ای ولو کوتاه لازم است و آن اینکه کاک احمد به این القاب و عناوین هیچ احتیاجی ندارند و به قول معروف « طلا که پاک است چه منتش به خاک است »
    در رابطه با ارسال گمراهی های کاک احمد (!!!!) نیز مشتاقانه خواستار آنیم . اگر این کار را بکنید که ممنون خواهیم شد

  23. ناجی کرد به برادر گرامی آقای احمد سپتامبر 3, 2007 در 3:14 ب.ظ. #

    برادری دیگر با نام احمد در قسمت نظرات خصوصی چنین عنوان کرده اند که من فکر می کنم همان جناب آقای زاهد باشند که نام خود را تغییر داده اند چون آقای زاهد نظر خود را در (یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 23:8) عنوان کرده بودند و آقای احمد در (یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 23:21)
    علی ای حال نظرشان چنین بود : (مکتبی یعنی چه . دوست دارم جوابم بدهید. )
    در جواب این برادر که باید گفت مکتبی هیچ معنی خاصی ندارد . تصور عامه چنین است که هرکس در مکتب قرآن به تحصیل مشغول باشد مکتبی است و برای راحتی کار آن فرد را مکتبی می خوانند که ما شدیدا با آن مخالفیم . و معتقدیم چنین تقسیم بندی بسیار ناعادلانه و اصولا غیر شرعی و غیر اسلامی است
    اگر خلاصه تر عرض کنم مکتبی در نزد عوام مردم به معنای تحصیل در مکتب قرآن است که ما به طور جدی و شدید با آن مخالفیم و در برابر آن نیز ایستادگی می کنیم . یعنی کلمه و یا اصطلاحی به نام مکتبی را به هیچ وجه قبول نداریم .

  24. ناجی کرد به برادر گرامی آقای احمد سپتامبر 3, 2007 در 3:15 ب.ظ. #

    برادری دیگر با نام احمد در قسمت نظرات خصوصی چنین عنوان کرده اند که من فکر می کنم همان جناب آقای زاهد باشند که نام خود را تغییر داده اند چون آقای زاهد نظر خود را در (یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 23:8) عنوان کرده بودند و آقای احمد در (یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت: 23:21)
    علی ای حال نظرشان چنین بود : (مکتبی یعنی چه . دوست دارم جوابم بدهید. )
    در جواب این برادر که باید گفت مکتبی هیچ معنی خاصی ندارد . تصور عامه چنین است که هرکس در مکتب قرآن به تحصیل مشغول باشد مکتبی است و برای راحتی کار آن فرد را مکتبی می خوانند که ما شدیدا با آن مخالفیم . و معتقدیم چنین تقسیم بندی بسیار ناعادلانه و اصولا غیر شرعی و غیر اسلامی است
    اگر خلاصه تر عرض کنم مکتبی در نزد عوام مردم به معنای تحصیل در مکتب قرآن است که ما به طور جدی و شدید با آن مخالفیم و در برابر آن نیز ایستادگی می کنیم . یعنی کلمه و یا اصطلاحی به نام مکتبی را به هیچ وجه قبول نداریم .

  25. زبیر عبدالرحمن سپتامبر 5, 2007 در 2:59 ق.ظ. #

    بسم الله والصلاة والسلام علي رسول الله واله واصحابه ومن والا.امابعد
    السلام علي من اتبع الهدي .خدمت كليه عزيزاني كه از احساسات صرف نظر نموده و در طلب رسيدن به حق و رضايت الله سبحانه وتعالي هستند. اگر قرار است اين چند روز حيات دنيا را بدنبال متاعي ارزشمند كه رضايت غفار قهار است، باشيم ؛ لازم است بجاي مشاجرات و اختلافات موجود به اصل كتاب و سنت مراجعه نماييم. ((وإن تنازعتم في شئ فردوه الي الله و الرسول )) ولي اگر بنا بر پيروي از آراء شخصي و هواهاي درون باشد، هر فردي داراي يك نگرش بخصوص و منحصر به فرد خواهد بود.و نمي توان كسي را بخاطر داشتن ديدگاه و يا عقيده اي ملامت نمود. اسلام عزيز همه را به پيروي از وحي منزل فرا مي خواند . وتمام افرادي را كه مشتاق مناهج گوناگون هستند از خود نمي داند. ((إن الدين عند الله الاسلام)). دين نزد الله اسلام است . و الله جل جلاله چهار چوب دين را نيز معين فرموده و مي فرمايد : مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ: هيچ چيزى را در كتاب فرو گذار نكرده‏ايم . ودر اين قانون جامع ميفرمايد: وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ: و هر كس دينى جز اسلام بجويد، هرگز از او پذيرفته نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است. لذا پر واضح است كه وظيفه انسان بر اين كره خاكي تنها درك رضايت الله وسعي در نيل به آن ميباشد. نكته اي در ميان نظرات به نظرم جالب آمد و مرا برآن داشت چند سطري ميهمان وبلاگ و خوانندگان آن باشم.

  26. زبیر عبدالرحمن سپتامبر 5, 2007 در 3:00 ق.ظ. #

    برادري بنام هيوا مطالبي را درج نموده اند كه احتمالا لحن آن مقداري تند باشد و باعث تنش متقابل از جانب دوستداران آقاي مفتي زاده گردد.ولي ما مردم مسلمان بايد جوياي حق باشيم گرچه به مذاق خوش نيايد. _نكته مهم اينكه طرفداران آقاي مفتي زاده خود را تابع قرآن و اسلام ميدانند و اگر احتمالا اشتباهاتي دامنگير آنها باشد از روي عناد بااسلام نبوده وشبه اي موجود مي باشد كه بايد تبيين شود_ اينكه آقاي مفتي زاده شخصي دلسوز ،زحمتكش ،ونامدار مي باشند جاي شكي در آن نيست.اما اين حقيقت نيز وجود دارد كه از سوي دوستداران و هواخواهوان ايشان گاها افراط‌ صورت ‌مي گيرد. چنانكه چه بسا پزشكاني بسيار با شخصيت و مؤمن باشند ولي از نظر طب از چنان تبحري بر خوردار نباشند . ويا اينكه دانشمنداني بسيار عالم در زمينه علوم تجربي و رياضي وجود داشته باشند ،كه نسبت به مسائل ماوراءالطبيعه و دين بسيار جاهل باشند. آقاي مفتي زاده محبوب بسياري از مردم كردستان بوده و نامي براي خود به ثبت رسانده اند. ولي از سوي افرادي از دوستداران ايشان القابي به ايشان نسبت داده مي شود كه هر گز هيچ عالم ويا خردمندي آن را نمي پذيرد.چنانكه از ايشان بعنوان مجتهد مطلق، محدث، مجدد،و حتي متمم رسالت ياد شده است. رسول مكرم صلي الله عليه و سلم در مورد افراط مؤمنان در حق خويش فرموده اند : مرا بيشتر از منزلتي كه الله به من داده بلند نكنيد آنچنانكه نصارا در حق عيسي عليه الصلاة و السلام انجام دادند

  27. زبیر عبدالرحمن سپتامبر 5, 2007 در 3:02 ق.ظ. #

    پس در حق سايرين به طريق اولي نبايد زياده روي نماييم چراكه از ارزش و جايگاه اصلي واميمانيم كه همانا رضايت پروردگار است.اينكه آيا آقاي مفتي زاده مجتهد بوده اند يا خير؟ بايد گفت در اين مورد بايد علماي معاصر ابراز نظر نمايند_ اساتيد دانشگاههاي مدينه ، قاهره ، و…كه از جانب اماكن علمي اهل سنت ايشان مگر بعنوان يك فرد سياسي كرد سني وگرنه بعنوان عالم ديني نامي ندارند.واينكه آيا ايشان در مسائل اعتقادي و نظري مخالف علماي مشهور اهل سنت هستند يا خير ؟ بايد گفت آري . چرا كه نظرات شاذي عنوان نموده اند كه از آنجمله امكان عدم وجود يك كافر همچون اكثر ادوار تاريخ در سراسر گيتي مي باشد. واين نه اينكه صحيص نيست بلكه شديدا مخالف اصول اعتقادي اسلام است . وما در اين جا ميگوييم اشتباه مي باشد. ودر صورت پذيرش چنين مطلبي اصالت و حقانيت اسلام جايگاه خود را از دست خواهد داد. و اصل مهم تولي وتبري كه در قرآن به آن بسيار توجه شده ازبين خواهد رفت. لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ: گروهى را كه به خداوند و روز قيامت ايمان مى‏آورند، نخواهى يافت كه با كسى كه با خدا و رسولش مخالفت ورزيده است دوستى كنند. و هر چند پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خويشاوندانشان باشند. اينانند كه [خداوند] در دلهايشان ايمان را نگاشته است —واينكه گفته ايد آقاي مفتي زاده به كساني چون لومومبا و غير ايشان ملحد در ظاهر و مؤمن در باطن ميگويد نيز غير صحيح است. چراكه وي از باطن خبر ندارد ؛{ نحن نحكم بالظواهر والله يتولي السرائر}ظاهر كافر، كافر است . وباطن آنهم چنين است .چگونه ممكن است كسي به ظاهر انكار خدا كند ولي در باطن قلبش از ايمان بدرخشد؟؟؟.هرگز.چنين نيست.نكته مهم وقابل توجه در اين جا اين است كه توضيحات آقاي مفتي زاده صرفا عقلي بوده و بر پايه قواعد علمي منبعث از قرآن و سنت نمي باشد. و هيچ عالمي از زمان رسول الله صلي الله عليه و سلم تا به اين زمان چنين مطلبي ارائه ننموده است . وهر حق خواهي كه از اين ايرادها آزرده خاطر گردد بداند كه دنبال توحيد نيست .

  28. زبیر عبدالرحمن سپتامبر 5, 2007 در 3:03 ق.ظ. #

    چرا كه در دين توحيدكسي در برابر قرآن وسنت من نمي گويد. چنانكه پيرزني بر عمر بن خطاب ايراد گرفته و مي گويد تو حق نداري براي مهريه ما،حد تعيين كني. چرا كه الله و رسول تعيين نكردند.جالب اين است كه عمر ايشان را بي خرد ، جاهل مركب ،ونادان خطاب نمي كند كه بر خليفه مسلمانان ايراد گرفته است.بلكه ميفرمايد :پير زن درست مي گويد و عمر اشتباه كرد.///اين است منهج موحدين چرا كه دعوت آنان به سوي خودشان نيست بلكه به سوي الله است.///. دوم اينكه در مورد حديث شبهاتي وارد ميكنند كه آنها را بكلي از درجه اعتبار ساقط ميگرداند. بسيارند طرفداران ايشان كه باشنيدن واژه سنت جبه گرفته ويا با آن به حالت تمسخر نگاه مي كنند. و اين خود منبعث از نگرش آقاي مفتي زاده به سنت است.كه گويند وي تنها سيزده الي چهارده حديث را قبول دارند!!!اين سؤال مطرح ميشود كه آيا وي براي اين نظرات تنها يك دليل ولو ضعيف دارند ؟.مطلب به درازا كشيد ولي از اينكه بتوان در محيطي صميمي بحث نموده و احساسات را واگذاريم ابراز خرسندي مينمايم و دوباره ياد آور ميشوم. كه بنده توهين و بي احترامي به ايشان راقبول ندارم ولي با تمام وجود اعلام ميدارم هرچند كه ايشان دلسوز ملت كرد و كردستان بوده باشند عالم نيستند و نظرات ايشان پايه علمي ندارند. والسلام علي من اتبع الهدي

  29. با سلام خدمت برادر عزیز جناب آقای زبیر عبدالرحمن
    کلام شما که از دل برآمد لا جرم بر دل هم نشست
    و نکته ی قابل توجه این است که توهین و تهمت و فحاشی به شخص هیچ مشکلی را حل نمی کند و لذا باید مستدل با مسائل برخورد نمود
    در میان سخنان شما یک نکته که توجه مرا به خود جلب نمود این است که شما فرمودید : « وتمام افرادي را كه مشتاق مناهج گوناگون هستند از خود نمي داند. ((إن الدين عند الله الاسلام)). دين نزد الله اسلام است » در رابطه با تفسی ر این آیه شما و اغلب برادران گرامی دچار اشتباه شده اید . تفسیر این آیه توسط حضرت مولانا ابوالاعلی مودودی در وبلاگ قرار داده شده است . لطفا به آرشیو مراجعه فرمایید . اما اگر بخواهم خلاصه ای از آن را برای شما بیان کنم بدین شرح خواهد بود:
    دین نزد خدا اسلام است . اما باید دانست که اسلام چیست . ما چند دین الهی در سطح جهان مشاهده می کنیم . برای مثال مسیحیت خود را تابع حضرت مسیح می دانند و یهودیان نیز خود را تابع حضرت کلیم . اما باید دانست که نامگذاری هیچ کدام از آن ها توسط خود پیامبرشان صورت نگرفت . برای مثال حضرت موسی هیچ گاه ادعا نکردند که دینی با نام یهودیت به وجود آورده اند و پایه گذاری کرده اند و به هم چنین حضرت عیسی .سوال مهمی که در این جا مطرح می شود ( اگر بخواهیم آن را با زبان ساده بیان کنیم ) این است که دین و آیین خود پیامبران قبل از حضرت محمد چه بوده است؟ .
    در این جا نیز باید گفت که در این که حضرت محمد از پیامبران است هیچ شکی نیست . خداوند می فرمایند : « لا نفرّق بين أحد من رسله » ما باید توجه داشته باشیم که هیچ یک از پیامبران ، سخن پیامبر قبل از خود را تکذیب نکرده است و این عدم تکذیب بدان معنا است که همگی بر یک دین واحد بوده اند . بدان معنا که تمام پیامبران دین اسلام را تبلیغ می کرده اند . خود قرآن می فرماید که باید کتب آسمانی را تصدیق کنید نه ادیان الهی ( مراد از ادیان الهی ، ادیانی هستند که پیروان پیامبران پس از آن ها بنا نهاده اند ) . سخن آخر و تفسیر آخر در رابطه با این آیه را چه قدر زیبا امام مودودی می فرمایند : « روش زندگی و راه و رسمی را که موسی و مسیح و تمامی پیامبران مشهور و یا گمنام ، بشر را بدان دعوت کردند چیزی به جز اسلام نبود »

  30. در مورد کلام دیگرتان : « اما اين حقيقت نيز وجود دارد كه از سوي دوستداران و هواخواهوان ايشان گاها افراط‌ صورت ‌مي گيرد. » باید گفت که ما هم که همین را فریاد می زنیم که غلو نکنید . کما این که کاک احمد خود شدیدا در رابطه با این مطلب نگران و آشفته بودند و نوار های ایشان موجود است که می گویند مرا بت نکنید و … . ما هم افراط و غلو در رابطه با کاک احمد را به شدت محکوم می کنیم . نه تنها کاک احمد بلکه غلو در رابطه با تمامی افراد را محکوم می کنیم . اما این که عده ای از طرفداران ایشان در رابطه با کاک احمد غلو می کننید باید توجه شود که این موضوع ربطی به شخص کاک احمد ندارد . از طرفی عده ای از یاران ایشان ( که این عقیده را ندارند ) یعنی معتقد اند در رابطه با کاک احمد باید غلو کرد از طرف دیگر که عقیده ای مشابه نظر بنده را دارند جدا شده و به شدت مخالف اند . علی ای حال ما غلو در رابطه با کاک احمد را محکوم می کنیم .
    در رابطه با عالم بودن یا نبودن ایشان و مسائلی که شما عنوان کرده اید هم چون عدم وجود کافر و مسئله مربوط به جناب لومومبا سخنان بسیاری گفته شده است که اگر تکرار شود ملال آورد خواهد بود لذا بنده در جوابی که به آقای متین در روزهای آینده خواهم داد ( در پست عبدالمتین و همفکرانش بدانند ) تمامی این موارد را مورد بررسی قرار خواهم داد .
    اما در رابطه با این که کاک احمد فقط چند حدیث را قبول داشتند باید گفت که این هم صحیح نیست . چنان چه در بیانیه ی شماره ی 6 مکتب قرآن کردستان به آن پاسخ داده شده و شما می توانید به آرشیو مراجعه فرمایید .

  31. در مورد کلام دیگرتان : « اما اين حقيقت نيز وجود دارد كه از سوي دوستداران و هواخواهوان ايشان گاها افراط‌ صورت ‌مي گيرد. » باید گفت که ما هم که همین را فریاد می زنیم که غلو نکنید . کما این که کاک احمد خود شدیدا در رابطه با این مطلب نگران و آشفته بودند و نوار های ایشان موجود است که می گویند مرا بت نکنید و … . ما هم افراط و غلو در رابطه با کاک احمد را به شدت محکوم می کنیم . نه تنها کاک احمد بلکه غلو در رابطه با تمامی افراد را محکوم می کنیم . اما این که عده ای از طرفداران ایشان در رابطه با کاک احمد غلو می کننید باید توجه شود که این موضوع ربطی به شخص کاک احمد ندارد . از طرفی عده ای از یاران ایشان ( که این عقیده را ندارند ) یعنی معتقد اند در رابطه با کاک احمد باید غلو کرد از طرف دیگر که عقیده ای مشابه نظر بنده را دارند جدا شده و به شدت مخالف اند . علی ای حال ما غلو در رابطه با کاک احمد را محکوم می کنیم .
    در رابطه با عالم بودن یا نبودن ایشان و مسائلی که شما عنوان کرده اید هم چون عدم وجود کافر و مسئله مربوط به جناب لومومبا سخنان بسیاری گفته شده است که اگر تکرار شود ملال آورد خواهد بود لذا بنده در جوابی که به آقای متین در روزهای آینده خواهم داد ( در پست عبدالمتین و همفکرانش بدانند ) تمامی این موارد را مورد بررسی قرار خواهم داد .
    اما در رابطه با این که کاک احمد فقط چند حدیث را قبول داشتند باید گفت که این هم صحیح نیست . چنان چه در بیانیه ی شماره ی 6 مکتب قرآن کردستان به آن پاسخ داده شده و شما می توانید به آرشیو مراجعه فرمایید .

  32. منوچهر سپتامبر 10, 2007 در 2:01 ق.ظ. #

    ئهم ئه حمه و مه حموه چه س کوره

  33. هیوا سپتامبر 13, 2007 در 12:37 ق.ظ. #

    بسم الله
    برادر عزيز جناب آقاي فاروق . سلام ورحمت خداوند بر شما . در جواب اينكه فرموده اي دوست نا شناس بايد بگويم ؛ نا شناس نيستم. برادر شما و تمام مسلمانان بوده واز اين برادري احساس مجد مينمايم. -إنما المؤمنون اخوة- برادر عزيز در اينكه فرموده ايد سخنان شما مانند نگين ميدرخشد نيز بايد عرض كنم اين سخنان من نيست كه دل شما را شاد نموده است. بلكه افشاي بدعت و بيان پيام اسلام عزيز است. آري اسلام آن اسلام كه كسي را در ابهام و بر سر چند راهي رها ننموده و به حقيقت ؛هدايت است. ما در پرستش الله با كسي تعارف نداشته وهر كس در اين ميدان متاع بدل عرضه نمايد . به خودش واميگذاريم.اينكه در كردستان و در ميان اهل سنت مظلوم جنين دجالاني ظهور نموده و زير نام اسلام سعي در ويران نمودن اين پايگاه عظيم يعني توحيد واقعي دارند ، و به جاي دعوت مردم به سوي الله آنان را از اين مسير گمراه كرده و به پرستش افراد و افكار گمراه سوق مي دهند،و چنين مي انگارند كه قران راعرضه مينمايند بايد بگوييم. در اشتباه هستيد خداوند دين خود را پاسداري مي نمايد. و دست شيادان را رو ميكند.

  34. : هیوا سپتامبر 13, 2007 در 12:37 ق.ظ. #

    برادر زبير عبدالرحمن سخنان شما را تاييد ميكنم گرچه فرموده ايد احساساتي سخن گفته ام ولي چنين نيست . اين افراد دانسته يا ندانسته در دامن شياداني اسير شده اند كه آنانرا با نام اسلام از اسلام دور ميكنند. كجايند عالمان دلسوز آنان كه خود را رهبران مردم مي دانند. بدانيد كه مفتي زاده يكي از دجالان موعود است. زير نام اسلام تيشه به ريشه آن زده و ميخواهد آنرابخشكاند.-والله متم نوره ولو كره الكافرون-.ناجي كرد نمدانم از كي در اين تكيه شروع به رياضت نموده است كه چنان قلدرانه مينويسد نمدانستم جاهلان نيز به اين وبلاگ سر ميزنند. جناب عالم اين پرستش شما براي احمد است كه حاضر نيستيد سخن مخالفان را شنيده و در آن تأمل كنيد . همين كه ديديد مخالف است در پي نقد و انكار گفته هايش بر مي آييد . اين زمان گذشت كه بتوانيد مردم را خام نموده و راحت بر آنها سوار شويد . اين شما بوديد آنقدر نفهم و خل كه اسير مفتي زاده و گمراهان مردم دوش بعد از وي شدند. ما مؤمنان خود را براي رويارويي با فرمانده بزرگتان رهبر جهانيتان ((دجال بزرگ)) كه منكر آن هستيد آماده مي كنيم . ميخواهيد در برابر اين جوجه دجال ما را به تسليم واداريد. هيهات.هيهات.اين كه ميگويم ما منظورم تعداد افراد معين نبوده وتمام مسلمانان جهان را به اين جهاد بزرگ فراميخوانم

  35. هیوا سپتامبر 13, 2007 در 12:39 ق.ظ. #

    . پيامبري دروغين بسيار خطرناكتر از ماني ،اسود عنسي ، مسيلمه كذاب و باب و بهاء ظهور كرده و خود را زير لباس اسلام پنهان نموده است . مسلمانان هوشيار بيدار شويد . و با فرياد –لا اله الا الله- گوش وجان اين جوجه دجالان را در هم پيچيد.نكته اي ديگر يادم نرود ميگوييد در جواب عبدالمتين و همفكرانش . و نداي مسلمانان را شبه مي خوانيد .بسيار خوب جواب دهيد كه امت اسلام زنده است …الله اكبر…واز اينجا دست اين برادران را كه براي انداختن رعشه به جان اين كفر ونفاق بزرگ بدر آمده از جان مفشارم . بارك الله.

  36. هیواازسنندج نوامبر 10, 2007 در 8:57 ب.ظ. #

    سلام علیکم آقای ناجی کرد دم از مدافع کاک احمد می زنی واشاره ای به سایت مکتب قرآن نمی کنی؟
    بیانیه های مکتب قرآ را منعکس نمی کنی.مگر نمی دانی خیانت وهمکاری با دشمنان کاک احمد بزگترین ضربه است به این حرکت دینی؟تو حتی نامه تنها فرزندش را منتشر ننموده ای.
    این آقای امه الله هم یا بی خبر است یا خدای ناکرده … لفظ مکتب قرآن سنندج در این اواخر ادبیات حسن امینی است طبعآ با مشورت آقایان.شورای مدیریت مکتب قرآن
    اداره کننده این حرکت دینی است.
    مدیر وبلاگ محترم لطفآ صادقانه موضع گیری کنید بعد ازمقام دفاع برآیید.
    گند خیانت حسن امینی همه جاراگرفته.آیا خبرش به شما نرسیده است؟

  37. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 11, 2007 در 10:51 ق.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    دوست عزیز
    کمی آرام باشید و منطقی فکر کنید و این گونه به بنده تهمت نزنید
    نامه ی کاکه محمد ژیان را در وبلاگ قرار داده ام
    شما می توانید به آرشیو مراجعه فرمایید
    در ضمن شما که خود را پیرو کاک احمد می دانید باید بدانید که تهمت زدن به هرکس به هر شکل حرام است اما شما به راحتی این کار را انجام می دهید بدون آن که از خدا ترسی داشته باشید
    اگر هم تهمتی که زده اید درست باشد(به فرض محال) باز شما غیبت کرده اید و غیبت از تهمت بدتر است
    (استغفر الله )
    علی ای حال
    بنده پیروان کاک احمد را دوست دارم هرچند خودم سعادت آن را نداشته ام که در خدمت کاک احمد باشم و لذا یکی از محبان آن بزرگوار هستم
    بنده در دفاع از کاک احمد بر نیامده ام
    اگر کاک احمد بر موضع حق باشد این کار را خواهم کرد در غیر این صورت دفاعی باقی نمی ماند
    یک سوال از شما دارم:
    من اطلاع زیادی از پیروان کاک سعدی و کاک فواد ندارم . اگر امکان دارد توضیحی در رابطه با اصل نظارت بر شورا دهید و بگویید این که آیا صحت دارد که گروه شما می گوید که نظرات کاک احمد تا 100 سال برای ما کافی است و این که مدت تزکیه تا چه وقت است .با تشکر

  38. هیواازسنندج نوامبر 11, 2007 در 11:49 ب.ظ. #

    علیکم السلام ورحمه الله
    آقای ناجی کرد بدون دلیل چیزی را نگفته ام ومثل شما نمی گویم از خدا ترس ندارید
    شما در پیوند هایتان نامی از سایت رسمی مکتب قرآن نمی برید.
    بیانه ها را مطرح نکرده اید .سی دی های منتشر شده راکه ازطرف نزدیکترین یاران کاک احمد در مورد حسن امینی است را حتمآ مشاهده فرموده اید .
    باز هم اینها تهمت است وغیبت ؟
    کاک احمد نیز در حیات مبارک خود به تمام افتراها وخیانت ها قاطعانه پاسخ داده اند.
    از جمله نوارها واعلامیه ها ی در رد انتساب پیشمرگان دولتی به خودشان و…
    وبارها مخصوصآ در اواخر عمر تاکید نمودند که هر کس می خواهد با نام من نظرات خود را به جامعه بگوید قاطعانه اعلام می نمایم که از من نیست .
    بروید با نام خود کار کنید . در مورد نظارت هم نوشته ورای رهبر حرکت است .
    نظارت در شورا است نه بر شورا . وافراد مکتب قرآن که شورا را قبول دارند طبعآ تبعیت شورای مدیریت مکتب قرآن از نظرات کاک احمد را خواستارند و این برای
    پیروان کاک احمد است.نه سایر مسلمانان دیگر . ما هم در امورات سایرین دخالت نمیکنیم .در مورد سوال آخر شما هم کسی چنین چیزی را نگفته است چرا که تعین تاریخ تزکیه برای حرکت دینی مطرح نیست .
    با تشکر

  39. ناجی کرد نوامبر 13, 2007 در 7:05 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادران گرامی
    نمی دانم چرا این قدر بر کاک حسن امینی می تازید در حالی که کاک احمد خود ایشان را حاکم شرع مردمی کردستان قرار دادند
    (می توانید به نامه های کاک احمد مراجعه کنید)
    این را که نمی توانید منکر شوید
    من کاک حسن امینی کاک فواد روحانی کاک سعدی قریشی کاک کمال احمدی و … را علمای مکتب قرآن و پیروان کاک احمد می دانم و به خود اجازه نمی دهم به هیچ یک توهین کنم
    اما چون از این سه تن (آخری) که خدمتتان عرض کردم مطلبی در اختیار ندارم لذا نتوانستم در وبلاگ قرار دهم . از سایت مکتب قرآن (پیروان کاک سعدی) هم خواستم که نظرات یا زندگی نامه ی کاک فواد یا کاک سعدی را در اختیار من بگذارند تا در وبلاگ قرار دهم اما جوابی نشنیده ام
    در ضمن سایت مکتب قرآن ( منسوب به پیروان کاک سعدی) هیچ مطلبی در رابطه با کاک احمد در اختیار ندارد و خود را منتشر کننده ی عقاید کاک احمد می داند (فقط عکس ها و نوارهای ایشان را در وبلاگ قرار داده اند) که از این بابت از آن ها انتقاد دارم
    اما باز هم جوابی نیامد
    به هر حال
    من خودم را تا آن اندازه نمی بینم که بخواهم با یکی دوست و با دیگری (خدای نکرده) دشمن باشم
    هر دو گروه را دوست دارم
    و توهین و تهمت و غیبت بیزارم

  40. ناجی کرد نوامبر 13, 2007 در 7:05 ب.ظ. #

    کاک حسن امینی و کاک فواد روحانی با ما رابطه ی خانوادگی دارند لذا بر هر دو طرف شناختی نسبی دارم اشهد بالله از آنان چیزی مشاهده نکرده ام که بخواهم از آنان متنفر شوم
    پس به جای تفرقه و دوبه هم زنی ( که کار مشرکان است بنا به گفته ی قرآن) بیاییید با هم متحد شویم نه این که کسی را متهم به خیانت یا متهم به دروغ گویی و … کنیم
    راستی
    در مورد این که یکی از مساجد اهل سنت ویران شود شما دخالتی نمی کنید؟
    در مورد این که کسی هم چون تیجانی مسلمات دین را زیر سوال ببرد دخالتی نمی کنید؟
    ما که فرق بین فعالیت سیاسی و دخالت سیاسی را فهمیده ایم ولی انگار شما باز هم منکرید
    جواب واضح لازم است به این سوالات:
    آیا درست است که شما می فرمایید که نظرات کاک احمد تا 100 سال برای ما کافی است؟
    آیا درست است که شما در نمازهای جمعه شرکت نمی کنید؟
    آیا درست است که به جای تدریس فقه و اصول دین نامه ها و شعرها و نوارهای کاک احمد را تدریس می کنید؟
    خواهش می کنم جواب دهید؟؟؟
    چرا جماعت منسوب به کاک احمد 400 نفر را روانه ی بوکان کرد؟
    چرا از این جماعت 300 نفر تغییر عقیده داد؟
    این سوالات به واقع مرا دگرگون می سازد؟؟؟
    چرا پیروان کاک حسن را مورد ضرب و شتم قرار دادید؟
    و هزاران هزار چرا و پرسش دیگر که ایمان دارم پاسخ قانع کننده ای ندارید
    علی ای حال
    باز هم همچون گذشته عرض می کنم:
    اگر از آثار کاک فواد یا کاک سعدی چیزی (به صورت تایپی) در اختیار دارید بنده دست شما را می بوسم تا در اختیارم قرار دهید
    با تشکر
    دوست و برادر همیشگی شما
    ناجی کرد

  41. هیواازسنندج نوامبر 14, 2007 در 11:42 ب.ظ. #

    آقای ناجی فاصله کر ماشان تا سنندج 2ساعت راه است یا به منزل کاک احمد تشریف بیاورید یا من مزاحم شما در کرماشان می شوم .وبه تمام سوالات شما جواب می دهم .
    1-بیش از ده هزار نفر فقط در کلاس های قرآن وعربی با روش کاک احمد درس
    می خوانند.
    2-این 400 نفر بوکان به چه معنی است می خواهید بگویید تعداد افراد مکتب قرآن در بوکان همین تعداد است دوستان مستقیم وغیر مستقیم شما تقریبآ می توانند آمار را به شما بدهند .
    3-هیچ کس تغیر عقیده نداده قطعآ این گزارش اطلاعات است به شما گفته اند؟
    4-آری مطابق فقه اهل سنت نماز پشت سر فاسق وفاجر صحیح نیست .
    5-از ادبیات حسن امینی استفاده می کنی ومی گویید طرفدارش نیستم .
    6-نامه های کاک احمد در مورد هیات افتاوقضا را خوانده اید که حاکم شرع منسوخ و محکمه ی شرع جمعی اداره می گردد .
    7-کاک فواد وکاک سعدی عقده ی خود بزرگ بینی ندارند که بخواهند خود را مطرح کنند حیاتشان صرف معرفی شخصیت ونظرات کاک احمد است که کاملآ موفق
    بوده اند در ضمن خود را متواضع نشان ندهید در عمل منصف وصادق باشید.

  42. محمد نوامبر 18, 2007 در 2:47 ب.ظ. #

    با سلام‘ برای اطلاع همه کسانی که خواهان بحث در مورد آرا’ و نظرات کاک احمد مفتی زاده هستند‘ بنده به عنوان یکی از پیروان ایشان اعلام می کنم که از طریق سایتهای اینترنتی امکان بحث و تبادل نظر کامل وجود ندارد‘ برای این کار میتوانند ابتدا به آثار ایشان مراجعه و صادقانه و دقیق آنها را مطالعه و بررسی نمایند و در صورت داشتن ابهام و ایراد‘ به یکی از پیروان صادق و آگاه مرحوم کاک احمد مراجعه کنند. ضمنا آدرس سایت مکتب قرآن نیز جهت مراجعه عبارت است از : http://www.ahmadmoftizadeh.com و http://www.maktabquran.org که هر دو یکی می باشند.

  43. ناجی کرد نوامبر 19, 2007 در 11:05 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر گرامی شما که از همه جا بی خبر هستید
    آن 400 نفر را هم انگار نه انگار
    به روی خود هم نمی آورید
    400 نفری که از طرف مدیریت مکتب قرآن ( کاک سعدی) به طرف بوکان روانه شدند تا به قول خودشان ملای بوکان یعنی ( ماموستا علوی) را که به کاک احمد گفته بودند کافر را ادب کنند
    کم حافظه هم شده اید
    علی ای حال
    من به این ها کاری ندارم
    گفته اید که کاک فواد و کاک سعدی عقده ندارند که …(الخ)

    باید به شما به خاطر این استدلال ضعیف و غیر دینی و غیر انسانی تان تسلیت گفت
    اگر این گونه باشد که شما می فرمایید تمام علمایی که نظرات خود را داده اند هم عقده ی خود بزرگ بینی دارد
    امام یوسف قرضاوی عقده ی خود بزرگ بینی دارد؟
    مولانا عبدالحمید عقده ی خود بزرگ بینی دارد؟
    شیخ محمد عبده عقده ی خود بزرگ بینی دارد؟
    هر کسی علمی دارد باید (به این لفظ باید توجه کنید) علمش را در اختیار دیگران بگذارد و اگر کاک سعدی و کاک فواد این کار را نکنند نزد خدای خود مسئولند

    بگذریم
    این سخنان جز کدورت چیزی به همراه ندارد
    بنده نمی توانم به سنند بیایم
    شما هم زحمت نکشید و به کرمانشاه نیایید
    بلکه یا شما شماره تلفن خود را (از طریق ایمیل) به بنده ارسال کنید یا من شماره تلفن منزل را خدمت شما ارسال کنم (البته با ایمیل)

    در ضمن
    فکر نمی کنم این چیزی را حل کند
    چون شما هرچه هم بگویید ذره ای از علاقه ی من نسبت کاک حسن و کاک فواد نمی کاهد این را مطمئن باشید
    و برای همین در صدد صلح و دوستی بین آن ها هستم نه این که (حماله الحطب) باشم
    علی ای حال
    اگر در رابطه با امر (نظارت بر شورا یا نظارت در شورا) مطلبی به بنده ارائه کنید بسیار خوشحال می شوم و عینا همان مطلب شما را با نام خودتان در پستی در وبلاگ قرار خواهم داد تا همه استفاده کنند و بنده هم نظراتی بر آن اعمال نمایم
    از شما خاضعانه خواستارم اگر مطلبی در این باره دارید برای بنده ارسال کنید
    و یا این که خود مطلبی بنویسید تا در وبلاگ قرار دهم
    با تشکر
    دوست و برادر همیشگی شما
    ناجی کرد

  44. ناجی کرد نوامبر 19, 2007 در 11:13 ب.ظ. #

    در ضمن همان گونه که گفتم بنده نمی توانم به سنندج بیایم
    اگر هم مایلید به کرمانشاه بیایید بنده بدان راضی نیستم چون شما رابه زحمت می اندازد
    اما چنان چه مایلید که به کرمانشاه بیایید قدمتان روی دو تخم چشمانم . بسیار خوشحال می شوم
    ولی همان گونه که گفتم به نظرم ارتباط تلفنی بهتر باشد
    با تشکر
    ناجی کرد

  45. ابوبکر نوامبر 20, 2007 در 9:04 ق.ظ. #

    با سلام. برادر ناجی کرد از نحوه سخنان شما مشخص می شود که استدلال دیگران را که بر خلاف نظر شما باشد‘ به هیچ عنوان قبول نخواهید کرد ‘ چه حق باشد ‘ چه باطل جدا مایه تاسف است!!

  46. ابوبکر نوامبر 20, 2007 در 9:13 ق.ظ. #

    با این موضعگیری و پیشداوری ‘ کاملا مشخص می شود که استدلالهای کسانی چون هیوا از سنندج و محمد و اسامه که سهل است‘ دلایل بسیار قویتر نیز از هم اکنون پیش شما مردود می باشد. اگر واقعا اینطور نیست‘ با کاک هیوا از سنندج موافقت کنید و دست از لجبازی بردارید‘ چون قطعا باعث رضایت خداوند نخواهد بود.

  47. ناجی کرد به ابوبکر نوامبر 20, 2007 در 12:49 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر گرامی و عزیز
    پیش داوری نفرمایید
    همانگون که بنده گفتم حاظرم شماره تلفن خودم را به آقای هیوا بدهم تا با ایشان صحبت کنم و همان گونه که گفتم اگر ایشان اصرار دارند به کرمانشاه بیایند قدم یشان را روی چشمانم می گذارم
    و همان گونه که گفتم بنده فعلا نمی توانم به سنندج بیایم
    لذا این استدلالتان بسیار ناجوانمردانه است

    این که گفته ام این سخنان نمی تواند ذره ای از علاقه ام را نسبت بدانان کم کند چه ربطی دارد به آن که من نمی خواهم سخن حق را بپذیرم
    چگونه امکان دارد شما سخنی را و یا تهمتی را به کاک حسن بزنید و بنده هم بدون این که از کاک حسن دلیل آن را بپرسم قضاوت کنم
    آیا ماجرای حضرت داوود را در قرآن نخوانده اید :
    : وَهَلْ أَتَاکَ نَبَؤُا الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ إِذْ دَخَلُوا عَلَي‏ دَاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لاَ تَخَفْ خَصْمانِ بَغَي‏ بَعْضُنَا عَلَي‏ بَعْضٍ فَاحْکُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلاَ تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَي‏ سَوَاءِ الصِّرَاطِ : إِنَّ هذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ : قَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِکَ إِلَي‏ نِعَاجِهِ وَإِنَّ کَثِيراً مِّنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَي‏ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکِعاً وَأَنَابَ فَغَفَرْنَا لَهُ ذلِکَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَي‏ وَحُسْنَ مَآبٍ
    (ص 21-25)

  48. ناجی کرد به ابوبکر نوامبر 20, 2007 در 12:49 ب.ظ. #

    آیا داستان شاکیان هنگامى که از محراب( داوود )بالا رفتند به تو رسیده است ؟! در آن هنگام که( بى مقدمه )بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد، گفتند > :نترس ،دو نفر شاکى هستیم که یکى از ما بر دیگرى ستم کرده ، اکنون در میان ما بحق داورى کن و ستم روا مدارو ما را به راه راست هدایت کن.این برادر من است ، او نود و نه میش دارد و من یکى بیش ندارم ، اما اواصرار مى کند که :این یکى را هم به من واگذار، و در سخن بر من غلبه کرده است.(داوود )گفت > :مسلما او با درخواست یک میش تو براى افزودن آن به میش هایش ،بر تو ستم نموده ، و بسیارى از شریکان( و دوستان )به یکدیگر ستم مى کنند،مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، اما عده آنان کم است<.داوود دانست که ما او را( با این ماجرا )آزموده ایم ، از این رو ازپروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد ما این عمل را بر او بخشیدیم ، و او نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نیکوست»

  49. ناجی کرد به ابوبکر نوامبر 20, 2007 در 12:50 ب.ظ. #

    حال آن که شما آن را نادیده گرفته اید و دوست دارید بنده مطیع بی چون و چرای شما باشم و حتی به بنده فرصت شنیدن سخنان طرفین و قضاوت نمی دهید
    خداوند به حضرت داوود فرمود:
    يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْکُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعِ الْهَوَي‏ فَيُضِلَّکَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ (26 ص)
    اى داوود !ما تو را خلیفه( و نماینده خود )در زمین قرار دادیم ، پس در میان مردم بحق داورى کن ،و از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد، کسانى که ازراه خدا گمراه شوند

    بنده سخنان شما را می شنوم . سپس اگر برایم ممکن شد سخنان کاک حسن را هم می شنوم آن گاه اکر توانایی داشتم قضاوت می کنم ( نه این که خود را در مقام قضاوت ببینم بلکه برای خودم و برای شخص خودم قضاوت می کنم)
    با تشکر
    ناجی کرد

  50. ابوبکر نوامبر 21, 2007 در 11:28 ق.ظ. #

    برادر ناجی کرد سلام علیکم‘ یقین بدانید که هم من و هم برادرانی چون کاک هیوا از سنندج و کاک محمد و کاک اسامه و امثالهم قصد جدل و محکوم کردن شما یا هر کس دیگری را نداریم و فقط نیتمان راهنمایی و آگاه نمودن شماست. امیدوارم بخش آخر سخنان شما که به سخنان هر دو طرف گوش می دهید و سپس قضاوت می کنید ( برای خودتان ) را صادقانه جامه عمل بپوشانید ‘ خدای رحمان و رحیم همه ما را به صراط مستقیم هدایت فرماید. انشا’ الله

  51. م ن نوامبر 22, 2007 در 2:06 ق.ظ. #

    سلام علیکم ابتدا خدمت حق طلبان عرض میکنم برای یافتن واقعیت بایدنزدیاران واقعی مرحوم کاکه احمد مفتی زاده علیه الرحمه رفت نه نزد کسانی که به فرمایش قران کریم بعضی ازایات رامی اورند برای اسبات کذب مورد نظر خودشان ومابقی حق را کتمان میکنند.اقای ناجی کردودیگرهواخواهان حسن امینی شماکه مثل حکایت خالکوبی عکس شیر فلان قلندر حتی به دم شیر قناعت نکردیدوطاب هیچ یک ازعقایدمحکم ومستدل وانکارناپذیرکاکه احمدرانیاوردید.!البته به شماحق میدهم ان نظرات وعقایدخلل ناپذیروقوی درحد دهان یک عده جوجه طلبه که همیشه در حسرت یک جوجه بوده اند نیست شایدفکرکرده اید دیگر پرنده مرده
    <وشماخاکیان به قور چقیده>می توانیدپروازرابه خود نسبت دهید؟؟؟!!!اماغافل هستیدکه ادعای پروازشمابرای هراهل بصیرتی بادیدن بی پر وبالیتان نقش بر اب است.چون عقاب برخواست کفتاروکفتارصفتان مجتمع گردنداما به محض دیدن ساییه عقاب بازاتحادپوشالیشان با قبیح ترین اشکال ازبین می رودو باچنگودندان به جان هم می افتندوبازبرای ملت روشن میشود که ان بلند پروازناجی ملت کرد به حق کاکه احمد مفتی زاده بوده وهست<هرچندمنکرتلاش بزرگ مردان کرد دیگر درعرصه های دیگرنیستم>

  52. حقجو نوامبر 22, 2007 در 2:39 ق.ظ. #

    باسلام اقای ناجی ملت کرد؟؟!!لطفا بفرماییدشماوحسن امینی از کدام موردازافکاروعقاید خالی ازشک وشبه پیروی میکنید؟؟؟ازسئوالم تعجب میکنید؟من خواهان جستوجوی حق هستم انشائ الله.ولی هرچه مطالعه کرده ام واثار احمدمفتی زاده راورق زده ام وانهارابانظرات شماوحسن امینی<که میگویید 1بانظرکاکه احمددرخصوص کفر مخالف هستید 2درسیاست وکار سیاسی بدونه داشتن هیچ مایه ای دخالت میکنید 3نقل حدیث میکنیدبا ان رسوای مشهور<درحضورکاکه احمد>4فتوامیدهیدباعلم به اینکه شرایط فردمفتی راازدیدگاه کاکه احمدظاهرا فقطشنیده اید 5خودراحاکم شرع کردستان می نامیدباعلم به اینکه هرکس نداندهمه پیروان کاکه احمد میدانندکه حسن امینی تاچه حدوبه چه مدت این به ظاهرسمت راداشته<درواقع نوعی محدودکردن نافرمانی فردی شهرت طلب بوده.که برایش درمانهای زیادی نوانده بودواوهم چه خوب همه راعمل نکرد>6شرکت در جلسات معلوم الحال درهرنقطه ایران <ازجمله رفتن به رستوران مجتمع تجاری کردستان درمعیت امام جمعه وقت ودیگر نوکران حکومت برای …؟؟؟فعلا هین هاراجواب دهید مابقی عرض میشود.الم یعلم بان الله یری…

  53. محمد نوامبر 22, 2007 در 1:06 ب.ظ. #

    با سلام . برادر حقجو با اینکه اینجانب با مطالب شما موافق هستم‘ ولی چون واقعا قصد ما ( پیروان کاک احمد مفتی زاده ) جدل بیهوده و محکوم نمودن نمی باشد‘ اگر برادر ناجی کرد همانطور که در بخش آخر سخنانش اعلام کرده ‘ حاضر باشد با کاک هیوا از سنندج صادقانه و برای رضای خدا ‘ حضوری و رو در رو بحث نماید‘ به امید خدا ی ارحم الراحمین دیگر در آینده نیازی به آنگونه موضعگیری امثال من و شما و سایر پیروان مرحوم کاک احمد مفتی زاده نخواهد بود. به امید هدایت همه بندگان صادق و حقیقتجوی باری تعالی .

  54. هیواازسنندج نوامبر 23, 2007 در 4:53 ب.ظ. #

    سلام علیکم.آقای ناجی کرد لطفآ نام کاکه فواد رابا دشمنترین دشمن کاکه احمد یعنی حسن امینی نبرید.چرا که خیانت بزرگترین ومخربترین دشمنی است .چه سنخیتی رادرمورد آنان می بینی.مگر ندیده ای یا نشنیده ای کاکه فواد در سی دی پرسش وپاسخ چه در مورد حسن میگوید.به نظرت کارت عوام فریبی وتزویر نیست؟
    درمورد جریان حضرت داوود هم خودت تفسیرهوای نفس رانموده ای برااطلاع بدانید که کاکه احمد هوای قلب را میگوید نه نفس(لطفآ درتفسیربیشتر دقت کنید)وامادرمورد 500نفر از برادران مکتب قران که به روستای یه کشه وه رفتند .اگرشما ذره ای محبت کاکه احمدراداشتید لااقل دفاع از رهبرمان رامحکوم نمیکردید تآیید که پیش کش.حرکت رامحکوم کردید همانند حکومت که برادران مارابازداشت کرد.مطلب دیگر درمورد هیات افتاوقضاچیزی نگفتید.که ناسخ حاکم شرع است نامه های کاکه احمدرادراین زمینه مطالعه فرمایید.صادقانه بگویید آیا حسن امینی حتی شکل ظاهرش نماد پیروکاکه احمداست چرابانام خود فعالیت نمیکند؟درمورد کاکه سعدی وکاکه فواد سفسطه بازی نکنید منظورم این بود حیات خودراجز درراه کاکه احمد نمی بینند. والسلام علی من اتبع الهدی.

  55. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 28, 2007 در 3:17 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن لرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر گرامی و عزیز
    درر این فضا و در این موقعیت که شما نمی توانید جلوی اعصاب خود را بگیرید و به شدت و زود عصبانی می شوید هیچ گونه فایده اید ندارد
    بحث بی فایده است
    اما چون شما این گونه بحث کردن و تهمت و توهین را می پسندید حرفی نیست ما از آن بری هستیم یا لااقل خود را از آن برحذر می داریم
    بنا به گفته ی کاک احمد
    و مطمئنا شما پیرو کاک احمد نیستید
    چون کاک احمد نیات را از عمل بیشتر می پسندیدند
    اما شما هم چون دیگر برادران متشرع و ظاهر بین فقط به ظواهر چسبیده اید
    ان شا الله مقاله ای درباره ی شما و حرکتتان و مخصوصا کاک فواد کاک سعدی و اهداف و چیزهایی که به دست آوردند مقاله ای در دست تهیه دارم که آن را در وبلاگ قرار خواهم داد
    علی ای حال

  56. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 28, 2007 در 3:18 ب.ظ. #

    چند سوال دارم که جواب ندادید :
    1)چرا کاک فواد در هنگام هجرت کاک احمد به کرمانشاه گفتند که رابطه ی من و خالو (!!!!!!) احمد صرفا یک رابطه ی خانوادگی است؟

    2) آیا کاک حسن شما را به مباهله و بحث و گفتگو دعوت نکرد؟ آیا نگفتند که از هر منبعی که شما بگویید ما هم قبول می کنید برای مناظره از آن استفاده کنیم؟ پس چرا مباهله نکردید؟

    3)آیا شما نگفته اید که نظرات کاک احمد تا 100 سال آینده برای ما کافی است؟

    4)آیا کاک احمد گفتند که دخالت سیاسی نداشته باشید یا گفتند که فعالیت سیاسی نداشته باشید؟ (صادقانه بگویید)

    5) آیا کاک احمد گفتند که اصلا بر مبنای قرآن و سنت فتوا ندهید یا گفتند اگر شرایط در شما مهیا نبود فتوا ندهید؟

    6) نظارت بر شورا با نظارت در شورا چه فرقی دارد؟ جز این است که یک فرد نظرات شورا را تایید می کند یا رد می کند؟
    اگر نظر شورا مطابق میلش بود می پذیرد و اگر نبود رد می کند. می شود بفرمایید که این از کدام سنت و یا از کجای قرآن اقتباس شده است؟

    7) چگونه است که کاک احمد مساله ای به این مهمی یعنی نظارت کاک سعدی بر شورا را فقط به ایشان اعلام کردند؟

    8) آیا در مقابل کشته شدن اهل سنت در ایران و یا توهین به اهل سنت در ایران شما ساکت می نشینید؟

    هزاران هزار پرسش و سوال دیگر که ان شا الله همگی را مطرح می کنم

    و من اللهتوفیق

  57. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 28, 2007 در 3:21 ب.ظ. #

    خلاصه وار نسبت به اموری که فرمودید:
    شما پیرو کاک احمد نیستید این را حاظرم قسم بخورم . می دانید چرا؟
    1)چون کاک احمد به دشمن ترین دشمن خود هم لفظ کاک نسبت می دادند اما شما و بسیاری از هم فکرانتان دشمن ترین دشمن کاک احمد (!!!) را بدون لفظ کاک به کار می برید و در جایی کاک حسن را با لفظ آقای امینی به کار می برید که این از روش کاک احمد به دور است و حاشا شما از کاک احمد پیروی نمی کنید
    2)کاک احمد هیچ گاه به دشمن ترین دشمن خود که حکومت وقت و هم چنین گروه های کومله و … ( که کاک احمد به خاطر این که با آنان درگیر نشود هجرت کردند) را هیچ گاه خائن نمی دانستند .
    چنان که در سی دی کفر و ایمان ( که بنده آن را به نوشتار برگردانده ام ) آنان را در حال عبادت می داند . در صورتی که ملحد بودند . اما شما شخص مسلمان را بدون هیچ واهمه ای از الله تعالی (سبحانک یا الله ) خائن و در بعضی جاها روباه مکار (سبحان الله) می دانید
    3)کاک احمد برای نظرات مخالف خود ارزش و احترام قائل بودند اما شما به طرف کسی که کاک احمد را کافر می دانست هجوم بردید . منظورم را که می دانید . همان 400 (شما می گویید 500) نفری که به طرف بوکان حرکت کردند و عده ای هم تغییر رای دادند و به رای ماموستا علوی در آمدند و صراحتا کاک احمد را کافر نامیدند
    4)کاک احمد هیچ گاه انحصار طلب نبودند . اما شما نام کاک احمد را هم به انحصار خود در آوردید و از کاک حسن و طرفداران ایشان می خواهید که نام مکتب خود را تغییر دهند . یعنی نباید نام جماعت شما مکتب قرآن باشد ما فقط مکتب قرآن هستیم و پیرو کاک احمد
    5) کاک احمد هیچ گاه عقیده ی مخالف خود را با زور و کتک و هجوم مواخذه نمی کردند اما شما و گروهتان یا بهتر بگویم جماعتتان با به اذیت و آذار رساندن پدر همسر کاک احمد و هم چنین با ایجاد اذیت و آذار برای کاک حسن و مزاحمت های بی حد و هم چنین ضرب و شتم دیگر اعضای مکتب قرآن کردستان خود و شانتان را از پیروی کاک احمد پایین آوردید

    همان گونه که گفتم شما هیچ گاه پیرو کاک احمد نیستید .
    بنده نمی خواهم در این جا کدورتی حاصل شود . چون بنده هیچ گونه توهینی به شما و کاک سعدی و کاک فواد نکردم اما شما آشکارا به کاک حسن توهین می کنید و بنده تا جایی تحمل دارم سپس اگر بر ناحق باشد آن را بر نمی تابم
    و من الله توفیق

  58. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 30, 2007 در 1:01 ق.ظ. #

    در ضمن:
    شما فرموده اید:
    ( آری مطابق فقه اهل سنت نماز پشت سر فاسق وفاجر صحیح نیست )
    می شود بفرمایید که مطابق کدام فقه؟
    مطابق فقه اهل سنت و جماعت امامت فاسق صحیح است
    می شود بفرمایید این فتوا ( یا بهتر بگوییم بدعت) را از کدام فقه آورده اید:
    هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین
    منتظریم

  59. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 30, 2007 در 3:00 ب.ظ. #

    در این جا قصد دارم از این گفته ی شما یک مقایسه ای داشته باشم:
    شما می فرمایید : ( آری مطابق فقه اهل سنت نماز پشت سر فاسق وفاجر صحیح نیست )
    مقایسه ای که بنده انجام می دهم بسیار جالب است و می تواند نشان دهنده ی حقیقت باشد:
    ماجرای ارتداد چند قبیله در زمان حضرت ابوبکر را به یاد آورید
    یکی از قبایق اعلام می کرد که ما تمام موازین اسلامی را می پذیریم و آن را اجرا می کنیم اما زکات را نمی پردازیم . آن ها می گفتند که ما زکات را نمی پردازیم چون توانایی پرداخت آن را نداریم
    حضرت ابوبکر صدیق (رض) دستور جهاد با آنان را دادند و حتی خود برای جنگ با آنان حاظر شدند و پیشاپیش لشکر به راه افتادند
    اکنون شما:
    می گویید که ما تمام موازین اسلامی را قبول داریم اما به نماز جمعه نمی رویم چون پشت سر امام فاسق یا فاجر نمی ایستیم
    اکنون شما بگویید آیا این گفته ی شما ( یا بهتر بگویم این بدعتی که شما در اسلام وارد کردید) شبیه همان بدعت مرتدان نیست؟

    شما یکی از اصول اسلام که در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است را می پوشانید (کفر)
    هنگامی که (امام بویطی یکی از شاگردان ) امام شافعی در زندان بودند از رفتن ایشان به نماز جماعت و جمعه ممانعت به عمل می آوردند . امام بویطی به صورت مکرر و با الحاح این خواسته ی شرعی خود را مطرح می کردند اما باز هم از ایشان ممانعت به عمل می آمد . تا این که امام بویطی بر در زندان می رفتند و می فرمودند : بارخدایا می بینی که اینان از رفتن من به نماز جمعه ممانعت می کنند پس خداوندا عضرم را بپذیر
    آیا کسانی که امامبویطی می خواست پشت سرشان نماز جمعه را به پا دارد فاسق نبودند؟
    پس چرا امام بویطی از نماز جمعه ی خود نمی گذشتند؟
    اما اکنون شما به راحتی آن را منکر می شوید (معاذ الله)
    منتظریم تا ببینیم شما از کدام فقه و از کدام منبع چنین فتوایی ( آری مطابق فقه اهل سنت نماز پشت سر فاسق وفاجر صحیح نیست ) را صادر کرده اید ( البته نه تنها شما بلکه دیگر جماعت شما و افراد دیگرتان)
    منتظریم

  60. هیواازسنندج نوامبر 30, 2007 در 6:26 ب.ظ. #

    آقای ناجی کرد.درمورد مطالبتان حاضر هستید اگر حق برایتان آشکارشدصادقانه اظهار
    کنید؟درمورد کاکه فوادتوکه بااوروابط خانوادگی داری چراازخودش سوال نمیکنی تابه شماجواب دهد؟مگرمجبورهستی آشکاراچنین ادعاکنی؟
    درمورد جریان یکشوه آیا تحقیق نموده ای درمورد خبرفاسق؟
    نقلت درموردامام شافعی هم صحیح نیست آن شخص امام بویطی شاگرد امام شافعی بود وامامان جمعه وجماعت آن وقت به نسبت سالمتر واساسا امثل بودند.
    درجوابت به عبدالمتین هم خواسته ای مکتب قرآنرامحکوم کنی.
    وامابازمقوله ی حسن امینی.کاکه احمدمی فرمایدوظیفه بالفعل شماتزکیه خود ودعوت وهدایت دیگران است بدون فعالیت سیاسی…طبعادخالت ازفعالیت مهمتراست.الغرض شوراکه رکن اصلی حرکت است راقبول ندارید مگرکاکه احمد
    چقدر دراین زمینه تاکیددارد.ودرمورد مباهله چندبارازحسن امینی خواسته شدبیایدونظراتش رابگویدبازنیامد که مهمترینش اجلاس صاحبنظران سال79بود.
    آقای ناجی کاکه احمدهم درمقابل خیانت وبه نام او فعالیت کردن راهمیشه مذموم وبانوارواعلامیه همیشه به مردم معرفی وافشا نموده است ازجمله جریان پیشمرگان دولتی حال وظیفه پیروان است که خیانتهای جهت داررابه مردم معرفی کند.
    آقای ناجی هرچند این روش جدال احسن نیست امافعلا همین مقدوراست .
    درضمن بحث متجاهر به فسق درکتب اصولی موج میزندورهبرمان کاکه احمد نیزدرجزوه اجتهاد وتقلید بحث قوی ومستدلی دارند…

  61. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 30, 2007 در 8:19 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    برادر گرامی بنده در نام آن شاگرد امام شافعی تردید داشتم . بین این سه تن ( امام بویطی امام المزنی و امام ابوثور کلبی) تردید داشتم به خاطر همین نام امام شافعی را آوردم
    البته آن را ویرایش کردم و ممنون از این که آن را به خاطر بنده آوردید

    اما بپردازیم به بحث
    بنده هم با شما هم عقیه ام که این گونه بحث ها هیچ گونه فایده ای ندارد
    اما برای خود بنده می تواند بسیار مفید باشد
    برادر گرامی
    شما مانند یک روبوت یک چیز را تکرار می کنید . و آن هم خیانت (!!!!) آقای حسن امینی (!!!!) است که قبلا کاک حسن امینی بودند سپس شدند آقای حسن امینی(!!!!)
    شما از سوال ها و مسائلی که بنده مطرح کردم فرار می کنید
    از شما می خواهم که در رابطه با اصل (!!!!) نظارت بر (یا در) شورا مطلبی ارائه دهید
    شما می گویید حسن امینی خائن است

    از شما می پرسم که از کدام فقه آورده اید که نماز پشت سر فاسق درست نیست
    شما می گویید حسن امینی خائن است

    از شما می پرسم آیا صحیح است که شما می گویید نظرات کاک احمد سوای قرآن و سنت تا 100 سال برای ما کافی است
    شما می گویید حسن امینی خائن است

  62. ناجی کرد به هیوا از سنندج نوامبر 30, 2007 در 8:20 ب.ظ. #

    از شما می پرسیم که چرا کاک فواد چنین سخنی گفته اند
    می گویید چرا خودت نمی پرسی
    (جواب) چون ایشان در کرمانشاه نیستند که به ایشان این سخنم را ابلاغ کنم وگرنه بی شک این سخنم را بدیشان می گفتم

    از شما می پرسیم آن 400 (شما می گویید500) نفری که به سوی بوکان رفتند تا ماموستا علوی را ( به قول کاک سعدی) ادب کنند چرا به آن جا رفتند؟ چه چیزی به دست آوردند؟
    شما می گویید ما کاک احمد را دوست داریم

    از شما می پرسیم که چرا اعضای مکتب قرآن ( جماعت کاک حسن) را کتک زده اید
    شما می گویید حسن امینی خائن است

    از شما می پرسیم که سایت مکتب قرآن به جز نوارهای کاک احمد چه چیزی را منعکس کرده است
    شما می گویید یگانه سایت مکتب قرآن و ناشر عقاید کاک احمد همان سایت است

    از شما می خواهیم که اگر از کاک سعدی یا کاک فواد مطلبی دارید به ما ارائه کنید تا در وبلاگ قرار دهیم
    شما می گویید مگر کاک فواد و کاک سعدی عقده ای اند؟

    می بینیند . مانند کودکانی که این یک سخن می گوید و آن یک سخنی دیگر
    این بحث ها بی فایده است
    منتظریم تا شما مدارکتان را از فقه اهل سنت ارائه دهید مبنی بر این که (نماز پشت سر فاسق صحیح نیست)
    هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

  63. ناجی کرد نوامبر 30, 2007 در 8:54 ب.ظ. #

    عذرهايى كه مى شود با آنها نماز جماعت را ترك كرد:

    شدت وزش بـاد، و باريدن باران، و سرماى خيلى سرد، و شدت گرماى ظهر .

    مريـض بـودن، و اينكه اگر بـه جماعت حاضر شد به او مشقت وارد مى شود .

    ترس از دشمن، مانند ترس از مال و جان و ناموس خود .

    فشار آوردن إدرار و مدفوع .

    از عائشة رضى الله عنها روايت است كه گفت شنيدم رسول الله (ص) مى فرمايند: ((لا صلاة بحضرة الطعام ولا هو يدافعه الأخبثان)
    رواه مسلم في كتاب المساجد باب 16 حديث رقم 67 (560)، وانظر شرح السنة للبغوي 3/359
    با حاضر شدن خوراك بر سفره نماز نيست، و همچنين اگر بر فردى إدرار و يا مدفوع فشار آورد نماز جماعت ساقط مى شود .

    خـوردن چيز بد بو مانند پياز و سير، و دليل آن قبلاً ذكر كرديم .

    خواب بودن، و همچنين لخت و برهنه بودن، و غير از اينها .

    بنابراین هر عذر دیگری غیر قابل قبول و به گفتمانی بدعت در دین است

  64. هیواازسنندج دسامبر 3, 2007 در 6:39 ب.ظ. #

    آقای ناجی کرد خوب است که مطالب بنده فعلا موجوداست مگر به پاره ایسوالاتت جواب ندادم.شماگفتید باکاک فواد روابط خانوادگی داریم من هم گفتم در یکی از مهمانیهایتان ازاو سوال کنید .اگر کاک فواد صادق نیست روابط بااوخطرناک است وبه ضرر شما واگراوصادق است وقضاوت تو اشتباه است باز تو ضرر میکنی وبه خودبیا.کجادرموردسوالهایت مرتب یک چیزراتکرارکردم تنها تذکر من به شما عدم تبعیت ازهرنوع دروغگووخیانت کاری است.شما که مدافع توطه حکومت به وسیله ملای یکشوه هستی چرامیگویی مکتب قرآنی هستم تو که نظر امینی که رای کاکه احمدرادرمورد کفروکافررامیپسندی ودروبلاگت قرارمیدهی چرا سنگ تبعیتازکاکه احمدرابه سینه میزنی.تو توهینهای ملای معلوم الحال راتایید میکنی واقدام مدافعین کاکه احمدرامحکوم میکنی.الغرض برادر اگرصادقانه ابهامات رامطرح کنی بدون تبعیت از حسن امینی به خدا قسم برخوردمان باتو سوای ازحسن امینی است.مطلب آخر موضع مسلمانان درقبال جنگ ایران وروم رابیاد آور.

  65. ناجی کرد به هیوا از سنندج دسامبر 3, 2007 در 10:36 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر گرامی و عزیز
    من هم خدمت شما عرض کردم ما با خانواده ی کاک فواد رابطه داریم اما ما در کرمانشاه هستیم و آن ها در کردستان . و از وقتی که از کرمانشاه به سنندج نقل مکان کرده اند (به جز یک بار در خانه کاک منصور در کرمانشاه) ایشان را ملاقات نکرده ام
    شماره تلفن ایشان نیز در اختیار بنده نیست
    در ضمن
    شما مگر می گویید کاک حسن امینی خائن است آیا خیانت بالا تر از آن که کاک فواد در آن زمان پرحادثه ی اوایل انقلاب رابطه ی دینی خود را با کاک احمد منکر شود و صرفا رابطه را خانوادگی نام می برد (رابطه ی من و خالو احمد فقط یک رابطه ی خانوادگی است)
    آیا ما این را خیانت به کاک احمد بنامیم یا وفاداری به آن؟
    آن زمان که کاک حسن امینی همراه کاک احمد (هنگام هجرت ایشان) در کنار کاک احمد بودند می شود بفرمایید که کاک فواد کجا تشریف داشتند؟
    آیا همراه با کاک احمد هجرت کردند؟
    نکته ی دوم :
    ما سخنان ماموستا علوی را شنیده ایم و متاثر هم شده ایم
    اما می دانید فرق ما با شما چیست در برخورد با این مساله؟
    فرق ما با شما این است که شما آن را محکوم می کنید و می خواهید کسی که چنین سخنی را گفته (به قول کاک سعدی) ادب کنید
    اما
    ما آن را محکوم می کنیم و با منطق و شعور انسانی و با طرح مناظرات و هم چنین بحث و تبادل نظر به آن ماموستا می فهمانیم که اشتباه کرده است

    به نظر شما
    ما بیش تر کاک احمد را دوست داریم یا شما؟
    نکته سوم :
    در رابطه با کفر و ایمان
    اما شافعی می فرماید که اگر در اجتهادی اشتباه کردم آن را به دیوار بکوبید و از حالا می گویم که از آن پشیمانم
    کاک احمد می فرماید که در آثارم بگردید و اشتباه را از آن بیابید
    ما فقط به توصیه کاک احمد عمل می کنیم
    برای بیان مطلب خود هم دلیل و برهان ارائه کرده ام
    شما اگر نگاهی به سایت (افشا) بیاندازید می فهمید که کافر وجود دارد یا نه
    (www.notobs.com)

    کمی بازتر بیاندیشید . این که کاک احمد فرموده اند که کافر وجود دارد و یا ندارد ربطی به این ندارد که اگر کسی آن را رد کرد دیگر پیرو کاک احمد نیست
    این تفکر یک تفکر فرقه گرایی و مشرکانه است
    شما نمی خواهید بپذیرید که کاک احمد اشتباه کرده اند . اما ما به آن ایمان داریم .

  66. محمد دسامبر 16, 2007 در 4:22 ب.ظ. #

    با سلام‘ واقعا نمیدانم که آیا می شود کسی همچون شما ( ناجی کرد ) ادعای آگاهی و صداقت داشته باشد و در عین حال از بحث و گفتگوی رو در رو با پیروان کاک احمد و شورای مدیریت مکتب قرآن ابا داشته باشد؟! منظور من گفتگوی حضوری می باشد ‘ نه از طریق اینترنت.

  67. ناجی کرد دسامبر 16, 2007 در 7:09 ب.ظ. #

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاه
    برادر خوب و عزیزم کاکه محمد گیان
    بنده هم منظور شما را دریافتم
    البته کاک هیوا از سنندج هم همین پیشنهاد را دادند که بنده پذیرفتم اما چون آمدن من به سنندج امکان پذیر نیست گفتم که تلفنی با هم تماس داشته باشیم
    برادر خوب و عزیز
    بنده در کرمانشاه با بسیاری از اعضای مکتب قرآن روابط خانوادگی داشتیم اما از وقتی که کاک حسن به منزل ما تشریف آوردند این رابطه را تا حدودی قطع کردند چند بار قصد داشتیم که کدورت ها را از میان برداریم
    مثلا یک بار بنده برای امضا کردن استشهاد برای ساختن مسجد اهل سنت برای اهل سنت شهرک های کارمندان و فرهنگیان و مسکن و … یکی از فرم ها را به در خانه ی یکی از همین اعضا بردم
    اما با رفتار سرد ایشان مواجه شدم طوری که از رفتن به در خانه آن ها جدا پشیمان شدم
    آری برادر
    اگر هم من بخواهم با آنان رو در رو صحبت کنم آن ها مرا طرد می کنند
    می دانید چرا؟
    چون کاک حسن امینی و کاک کمال احمدی و … با ما رابطه خانوادگی دارند و چند بار هم به منزل ما تشریف آوردند
    یک بار هم کاک فواد همراه با خانواده به منزل یکی از آشنایان در کرمانشاه آمدند که ما خانوادگی به خدمتشان رفتیم و ابراز ادب کردیم چون کاک فواد و پدروم سال هاست که با هم دوست و رفیق اند
    موقعی که منزلشان در کرمانشاه بود روابط خانوادگی بسیار نزدیکی داشتیم
    علی ای حال
    من با بحث بدون توهین موافقم و هیچ ابایی هم ندارم
    با تشکر
    دوست و برادر همیشگی شما
    ناجی کرد
    عمار

  68. هیواازسنندج دسامبر 17, 2007 در 12:42 ق.ظ. #

    سلام علیکم برادر ناجی کرد لازم استقبل از هرچیز ازشما تشکرکنم که اعلام آمادگی برای بحث نموده ای منطقی وبون توهین فقط میشود بالحنی آرام واماچندمطلب .برادر درمورد ملای یکشوه آنچه به سمع شمارسانده اند اکثرا دروغ محض است.کجابااو برخورد یابحث نموده اند حسن امینی گفته بود 2سال است که آن ملا راندیده ام بعد از آن ماجراهای خواندن دیکته کهنه وتکراری تکفیر کاکه احمد
    سی دی مراسمی دربانه که درآن اعلام میشود امروز5اردیبهشت 1385است وحسن وملای مذکور کنار هم نشسته وبعد هم به ترتیب سخنرانی میکنند.
    این است وفاداری به کاکه احمد…وبسیاری موارددیگر که سی دی ومدارک فراوان دیگری هست که ماهیت حسن را بیشتر به شما مینمایاند ازشما میخواهم دراین زمینه دقت فرمایید .

  69. سلفی کرد مارس 31, 2008 در 2:01 ب.ظ. #

    الحمد لله الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین .

    تمام شاخه های فرقه ضاله مکتب مفتی زاده اعم از حزب مکتب تحت ناظر به ولایت مطلق سعد قریشی و شورای سنندج و شورهای شهر های کردستان و شورای معلمین شهرهای این سر زمین مظلوم و شوراهای تحت فرمان حسن امینی و تمام کسانی را که با نوارهای مفتی زاده و نوحه ها و غریب روهای زیر زمینهای این تشکیلات گمراه شده اند و یا اسیر وامها و سودهای کمر شکن این دولت به اصطلاح شبه امت شده اند را فرا می خوانم که حقانیت اصطلاح » ملحد مومن » که مفتی زاده یک مرکسیست کنکو به نام لومومبا را با آن مدح می کند و وی را بزرگوار و محبوب خدا و شاگرد غیر مستقیم پیامبران معرفی می کند را با مراجعه به

    1- قرآن مجید و تمام تفاسیر معتبر اهل اسلام

    2- صحیح سیره و سنت قول و عملی و تقریری پیامبر صلی الله علیه و سلم

    3- سیره و سنت خلفای راشدین و تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم

    4- آثار ارزشمند هزاران تابعی و تابع تابعین

    5 – آثار مدون علمای شناخته شده ای مانند ابوحنیفه ، مالک ، شافعی ، احمد حنبل ، سفیان ثوری و تمام علمای اسلام تا قرن اخیر .

    در این وبلاگ بنویسید و اعلام دارید این سخن یک اصطلاح حق بوده و مورد پسند خداوند متعال است و پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را تایید فرموده و علما آن را مدح کرده اند و مصادیق آن بزرگوارند و محبوبان خدایند اگر نتوانستید با دلایل روشن حقانیت آن را ثابت کنید اعلام دارید این کلمات وحی شیطانی است و زخرف القولی بیش نیست که بر زبان مفتی زاده جاری شده و خود و دیگران را از آن بر حذر دارید اگر محبت شدید این مرد پرده ای شده تا حق را نبینید بدانید شما مصداق این آیه مبارکه قرآن مجید هستید که می فرماید : وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (93) البقره

  70. سلفی کرد مارس 31, 2008 در 2:02 ب.ظ. #

    ( 2 )

    ای عاشقان لومومبا و گاندی و ای مدافعان یهود و نصاری از یاری باطل توبه کنید و نوجونان این ملت را که تمام گمراهان جهان مانند لاشه ای بر سر آن هجوم آورده اند را رها کنید از خدا بترسید و از حق پیروی کنید احمد مفتی زاده جز گمراهی چیزی در انبان ندارد وهم و خیال و باطل را به دیوار بکوبید و بیایید از قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم به فهم اصحاب و سلف صالح پیروی کنید تا در دو جهان سربلند و رستگار شوید .

  71. سلفی کرد مارس 31, 2008 در 2:15 ب.ظ. #

    الحمد لله الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین .

    تمام شاخه های فرقه ضاله مکتب مفتی زاده اعم از حزب مکتب تحت ناظر به ولایت مطلق سعد قریشی و شورای سنندج و شورهای شهر های کردستان و شورای معلمین شهرهای این سر زمین مظلوم و شوراهای تحت فرمان حسن امینی و تمام کسانی را که با نوارهای مفتی زاده و نوحه ها و غریب روهای زیر زمینهای این تشکیلات گمراه شده اند و یا اسیر وامها و سودهای کمر شکن این دولت به اصطلاح شبه امت شده اند را فرا می خوانم که حقانیت اصطلاح » ملحد مومن » که مفتی زاده یک مرکسیست کنکو به نام لومومبا را با آن مدح می کند و وی را بزرگوار و محبوب خدا و شاگرد غیر مستقیم پیامبران معرفی می کند را با مراجعه به

    1- قرآن مجید و تمام تفاسیر معتبر اهل اسلام

    2- صحیح سیره و سنت قول و عملی و تقریری پیامبر صلی الله علیه و سلم

    3- سیره و سنت خلفای راشدین و تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم

    4- آثار ارزشمند هزاران تابعی و تابع تابعین

    5 – آثار مدون علمای شناخته شده ای مانند ابوحنیفه ، مالک ، شافعی ، احمد حنبل ، سفیان ثوری و تمام علمای اسلام تا قرن اخیر .

    در این وبلاگ بنویسید و اعلام دارید این سخن یک اصطلاح حق بوده و مورد پسند خداوند متعال است و پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را تایید فرموده و علما آن را مدح کرده اند و مصادیق آن بزرگوارند و محبوبان خدایند اگر نتوانستید با دلایل روشن حقانیت آن را ثابت کنید اعلام دارید این کلمات وحی شیطانی است و زخرف القولی بیش نیست که بر زبان مفتی زاده جاری شده و خود و دیگران را از آن بر حذر دارید اگر محبت شدید این مرد پرده ای شده تا حق را نبینید بدانید شما مصداق این آیه مبارکه قرآن مجید هستید که می فرماید : وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (93) البقره

  72. بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای به اصطلاح سلفی ! کرد!!
    سلام علیکم
    دوست عزیز بنده به تمام مسائلی که در این جا عنوان کرده اید پاسخ داده ام هم چنین به مساله ی پاتریک لومومبا بزرگمرد کنگو نیز پاسخ داده ام که فکر می کنم یا آن را نخوانده اید یا نمی خواهید بخواهید و یا این که درست آن را (مانند دیگر برادران همفکر حضرت عالی) درک نکرده اید (الله اعلم)
    در پستی با عنوان (بررسی مجموعه موارد اختلافی بعضی از برادران با عقاید کاک احمد ) به همگی آن ها پاسخ داده ام
    بنده نه وقت آن را دارم که به امثالکم پاسخ دهم و نه رغبتی به این کار دارم چون می دانم امیدی به هدایت امثال شما نیست
    بیش تر ترجیح می دهم با امثال آقای محمد مدیر محترم وبلاگ چرا بحث داشته باشم و امید دارم اگر در جایی از عقایدم اشتباه است با مباحثه با ایشان آن را یافته و اصلاح کنم و بلعکس اما شما و امثال شما مصداق آیه ی مبارکه : ( صُمٌّ بُکْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَرْجِعُونَ )هستید
    کینه شما نسبت به کاک احمد باعث شده است که سخنانتان و نقدهایتان از ایشان مغرضانه و مانند دیگر همفکرانتان آکنده از دروغ و تهمت و توهین و افترا باشد
    شما با کپی کردن از کتب دیگر طوطی وار مطالبی را که خود هم به درک آن نرسیده اید را برای ما بیان کرده و مرتبا آن را نشخوار می فرمایید

  73. پس از گذشت این چند سال مناظره و بحث و تبادل نظر با امثال شما به این نتیجه رسیده ام که بحث با شما و امثال شما هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت و فهمیدم که شما خیلی زیاد به یک چیز حساسیت دارید و آن هم نشر گسترده ی افکار و آثار علامه شهید کاک احمد مفتی زاه (رحمه الله علیه رحمتا واسعا) می باشد
    بنا براین این مژده را به دوستداران علامه کاک احمد (رحمه الله علیه) و دیگر دوستان مخالف بدهم که بعد از یک مدت معین سعی خواهم کرد با یاری الله تعالی (جل جلاله) و به امید و کمک حضرت حق تمام آثار کاک احمد را به فارسی ترجمه کرده و در اینترنت قرار دهم
    این آثار شامل ترجمه و بازگردانی نوارهای علامه کاک احمد (رحمه الله علیه)
    کتاب ها و جزوات ایشان
    خاطرات و مصاحبه های ایشان
    خاطرات یاران ایشان در رکاب کاک احمد (رحمه الله علیه)
    و… خواهد بود
    به امید آن روز که حق بر باطل چیره شود به زودی این آیه (مانند همیشه) به وقوع خواهد پیوست که ( جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً ) آن گاه است که برای شما و امثالتان دیگر جایی نیست
    ناجی کرد
    عمار

  74. سلفی کرد مارس 31, 2008 در 8:36 ب.ظ. #

    الحمد لله الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین

    آقای باصطلاح ناجی شما دوباره متن را بخوانید و به آن پاسخ دهید و مستندات خود را با آدرس اعلام دارید به نظر نمی رسد یک نوجوان ساکن ریژاو در سن شما بدون کمک از تمام شاخه های مکتب بتواند مستندات مفتی زاده را که در بانک و آرشیو آقایان سعد قریشی و حسن امینی ذخیره شده اند را در این وبلاگ ارائه نماید کمی تامل فرمایید شاید سران مکتب دلیل و برهان ارائه نمایند .

    أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ (29) محمد

    آیا بیمار دلان پنداشته اند که خداوند هرگز حقد و حسدهایشان را آشکار نمی سازد ؟
    تمام شاخه های حزب گمراه مکتب مفتی زاده اعم از حزب مکتب تحت ناظر به ولایت مطلق سعد قریشی و شورای سنندج و شوراهای شهر های کردستان و شورای معلمین شهرهای این سر زمین مظلوم و شوراهای تحت فرمان حسن امینی و تمام کسانی را که با نوارهای مفتی زاده و نوحه ها و غریب روهای زیر زمینهای این تشکیلات گمراه شده اند و یا اسیر وامها و سودهای کمر شکن این دولت به اصطلاح شبه امت شده اند را فرا می خوانم که حقانیت اصطلاح » ملحد مومن » را با مراجعه به

    1- قرآن مجید و تمام تفاسیر معتبر اهل اسلام

    2- صحیح سیره و سنت قول و عملی و تقریری پیامبر صلی الله علیه و سلم

    3- سیره و سنت خلفای راشدین و تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم

    4- آثار ارزشمند هزاران تابعی و تابع تابعین

    5 – آثار مدون علمای شناخته شده ای مانند ابوحنیفه ، مالک ، شافعی ، احمد حنبل ، سفیان ثوری و تمام علمای اسلام تا قرن اخیر .

    .

  75. سلفی کرد مارس 31, 2008 در 8:39 ب.ظ. #

    در این وبلاگ بنویسید و اعلام دارید این سخن یک اصطلاح حق بوده و مورد پسند خداوند متعال است و پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را تایید فرموده و علما آن را مدح کرده اند و مصادیق آن بزرگوارند و محبوبان خدایند اگر نتوانستید با دلایل روشن حقانیت آن را ثابت کنید اعلام دارید این کلمات وحی شیطانی است و زخرف القولی بیش نیست که بر زبان مفتی زاده جاری شده و خود و دیگران را از آن بر حذر دارید اگر محبت شدید این مرد پرده ای شده تا حق را نبینید بدانید شما مصداق این آیه مبارکه قرآن مجید هستید که می فرماید : وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (93) البقره
    و بر اثر کفرشان مهر گوساله در دلشان سرشته شد ، بگو اگر مومن باشید چه بد است آنچه ایمان شما به آن فرمان می دهد

  76. بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای به اصطلاح سلفی !! کرد ( که حقا از نام برادران بزرگوار سلفی سو استفاده می کنید) برای بنده بسیار جای تعجب دارد که چگونه در یک ترفند مکارانه و ماحرانه جای مدعی و مدعی علیه عوض شد
    آقای گرامی متن شما را مطالعه کرده ام اما گویا شما دوست ندارید پاسخی که به عرایض شما داده ام را مطالعه فرمایید که البته بسیار طبیعی است
    یک نکته ای که بسیار مرا شگفت زده کرد دروغ گفتن بدون هراس شما (بدون این که از الله تعالی (جل جلاله) ترسی داشته باشید) و مانند همیشه بدون استدلال محکم بر پایه ی عین الیقین مطلبی را در رابطه با سکونت بنده در ریژاو اعلام داشته اید
    باید خدمت شما عرض کنم که بنده ساکن کرمانشاه هستم نه ریژاو . البته خوشحالم که برای شما هم آشکار شد که مانند همیشه بر پایه ی ندانسته هایتان حکم می کنید از آن جا که نمی دانید که بنده ساکن ریژاو هستم اما به دروغ چنین به خود اجازه چنین جسارتی را می دهید و مانند سایر بحث ها (علی الخصوص در رابطه با کاک احمد) مانند دیگر همفکرانتان بر اساس جهلتان حکم صادر می کنید که از این مساله ی سکونت بنده در ریژاو (!!!) برای همگان آشکار شد (الحمد الله)
    البته بنده از رسوایی شما شادمان که نیستم بلکه بسیار هم محزونم
    از آن جهت که می بینم کسانی که ادعای مسلمانی !!!!!! دارند چگونه اسلام را تحریف می کنند

  77. بنده در حال حاظر هیچ ارتباطی با مکتب قرآن ندارم ( البته بدان سبب که کنکور و کلاس های کنکوری و درس ها به من این اجازه را نمی دهد ) که البته پس از کنکور به سنندج خواهم رفت و با محبوبان عزیزم کاکه حسن امینی (حفظه الله) کاکه سعدی قریشی (حفظه الله) و کاکه فرید روحانی (حفظه الله) دیدار خواهم کرد (ان شا الله)
    در رابطه با نشر آثار کاک احمد (رحمه الله علیه رحمتا واسعا) هم باید بگویم که اگر خدا بخواهد این کار را خواهم کرد .اگر هم شده تمام زندگی خود را فدای آن خواهم کرد ( البته هم اکنون هم تمام زندگی ام فدای قرآن و محبوب عزیزم ختمی مرتبت (ص) است و خواهد بود ان شا الله ) و سعی خواهم کرد در راه نشر اسلام و قرآن و سنت و آثار علمای صالح علی الخصوص کاک احمد مفتی زاده تمام زندگی ام را ان شا الله فدا کنم
    راستی پاسخ های بنده در پست (بررسی مجموعه موارد اختلافی بعضی از برادران با عقاید کاک احمد) را هم می توانید مطالعه کنید که می دانم (هم چون سایر تحقیقاتتان) آن را ( که آدرسش هم بسیار واضح است) بیابید
    http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-27.aspx
    لطفا مطالعه فرمایید
    به امید نجات بشریت از چنگال دگم اندیشان
    ناجی کرد
    عمار

  78. راستی تا یک چیز را هم تا یادم نرفته خدمتتان عرض کنم که حداقل شرفی که امثال بنده بر امثال شما و سایت ایمان دارد آن است که نام و نشانیمان چنان واضح است که هرکس با کمی جستجو می تواند آن را بیابد و این نشان از عدم هراس ما از غیر خدا دارد اما شما و امثال سایت ایمان چنین شرف بزرگی را ندارید که این نشان از ضعف (یا نبود) ایمان است
    تقیه چه بد کرداری است
    شاید بر بنده خرده بگیرید که چرا من نامم را ذکر نمی کنم
    در پاسخ می گویم که بعد از کنکور ان شا الله آن را هم ذکر خواهم کرد
    پس به امید دیدار تا بعد از کنکور

  79. سلفی کرد آوریل 13, 2008 در 12:40 ق.ظ. #

    الحمد لله الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین .

    أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ (29) محمد

    آیا بیمار دلان پنداشته اند که خداوند هرگز حقد و حسدهایشان را آشکار نمی سازد ؟
    چون حزب مفتی زاده و تمام مقلدین وی نتوانسته اند این تحدی را پاسخ دهند تا اعلام عجز و نا توانی آنان این مطلب تکرار می شود

    تمام شاخه های حزب گمراه مکتب مفتی زاده اعم از حزب مکتب تحت ناظر به ولایت مطلق سعد قریشی و شورای سنندج و شوراهای شهر های کردستان و شورای معلمین شهرهای این سر زمین مظلوم و شوراهای تحت فرمان حسن امینی و تمام کسانی را که با نوارهای مفتی زاده و نوحه ها و غریب روهای زیر زمینهای این تشکیلات گمراه شده اند و یا اسیر وامها و سودهای کمر شکن این دولت به اصطلاح شبه امت شده اند را فرا می خوانم که حقانیت اصطلاح » ملحد مومن » را با مراجعه به

    1- قرآن مجید و تمام تفاسیر معتبر اهل اسلام

    2- صحیح سیره و سنت قول و عملی و تقریری پیامبر صلی الله علیه و سلم

    3- سیره و سنت خلفای راشدین و تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم

    4- آثار ارزشمند هزاران تابعی و تابع تابعین

    5 – آثار مدون علمای شناخته شده ای مانند ابوحنیفه ، مالک ، شافعی ، احمد حنبل ، سفیان ثوری و تمام علمای اسلام تا قرن اخیر .

    در این وبلاگ بنویسید و اعلام دارید این سخن یک اصطلاح حق بوده و مورد پسند خداوند متعال است و پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را تایید فرموده و علما آن را مدح کرده اند و مصادیق آن بزرگوارند و محبوبان خدایند اگر نتوانستید با دلایل روشن حقانیت آن را ثابت کنید اعلام دارید این کلمات وحی شیطانی است و زخرف القولی بیش نیست که بر زبان مفتی زاده جاری شده و خود و دیگران را از آن بر حذر دارید اگر محبت شدید این مرد پرده ای شده تا حق را نبینید بدانید شما مصداق این آیه مبارکه قرآن مجید هستید که می فرماید : وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (93) البقره

    و بر اثر کفرشان مهر گوساله در دلشان سرشته شد ، بگو اگر مومن با

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: